ایرادات نگارشی کتب ترجمه شده

تعداد پست‌ها: 61

صفحه ی 415 کتاب هابیت نوشته:

حالا ناین پسرداین به جای تورین درکوه اقامت گزید و شاه زیرکوه شد.

یعنی ممکنه اشتباه چاپی باشه؟

صد در صد اشتباه چاپیه متاسفانه روزنه سابقه اینطور اشتباه ها رو داره!

تو کتاب ف.هورین و حتی سیلماریلیون چاپ جدیدشون خیلی جاها بجای اسم تورین "هورین" تایپ شده !! یعنی خیلی ضایع..

من ویژه نامه رو نگاه کردم مشکلی نداشت .

می تونیم برای این مشکلات چاپی به نشریه اش اعتراض بنویسیم تا در چاپ های بعدی آنهارا تصحیح کند.

کار خوبیه. اگه کسی بتونه همه رو جمع آوری کنه خیلی خوب میشه.

صفحه 336

سیلماریلیون

انگاه میم بر خاست و زمانی به دراز به {{{تورگون}}} نگریست

تورگون غلط

تورین صحیح

توی سیلماریلیون، اشتباهات چاپی زیاده. بعضی جاها تورین به جای هورین بکار رفته و بالعکس.

توی صفحه ی 336 هم منظور تورین هست نه تورگون.

یا مثلـا توی صفحه ی 402، آخرین خط، تورین اومده. درصورتی که ... مکان قلمرو پنهان سرانجام با فریادهای هورین بر مورگوث، آشکار گشت...

سیلماریلیون

صفحه 393

برن در ان نبرد کنار سارن اتراد برای اخرین بارجنگید و فرمانروای{{ نارگوتروند}} را به دست خود کشت

نارگوتروند غلط

نوگرود

متاسفانه اشتباهات چاپی زیاده یادمه بعضی جاها حتی این اشتباهات من رو حسابی به اشتباه می انداختن...:-bd

بیشتر اشتباهات از کتاب سیلماریلیون و فرزندان هورینه و کمترینش داستان های نومه نور تا جایی که من یک دور خوندم چیز به خصوصی پیدا نکردم!

دوستان اگر همت کنند و تا جایی که میتونن این اشتباهات رو در این تاپیک جمع آوری کنن میشه از آخر این رو به انتشارات روزنه اعلام کرد.

فقط یه مرور تاپیک رو داشته باشید تا اشتباهِ تکراری نزنید. حتما پستتون شماره صفحه داشته باشه. تشکر از همگی

سیلماریلیون

صفحه 382

وقتی تاریکی از راه رسید تورین سکندر خوران از صخره به زیر امد

و از این رو تورین را بازنداشتند

تورین غلط

هورین

درکل اشتباهات هستن

به خصوص تو داستان تورین تورامبار

و همینطور کتاب فرزندان هورین هم خیلی اشتباهات زیادی داره

و به خصوص تر بعد از جایی که هورین آزاد میشه فککنم ده بار اشتباه نوشته شده اسامی!

زیاد حساسیت نشون ندین!

از معنی میشه فهمید! :-bd

تو کتابه فرزندان هورین به جای تورین در میان یاغیان نوشته تور در میان یاغیان !از صفحه ی 108 تا 132 اون قسمت بالای صفحه که عنوان فصلو می نویسن

ناشکر نباشید :دی

کتابی داشتم و دارم به نام 93 از ویکتور هوگو هر صفحه ای اش حداقل 10 غلط داشت خود ترجمه اش احتیاج به ترجمه داشت!

باز هابیت و ارباب حلقه ها و سیلماریلیون که به نسبت اون کتاب از نظرایرادات نگارشی قابل قبوله!

تو کتاب فرزندان هورین به جای الف ها نوشته بودن انسان واره ها که خدائیش خیلی اعصاب خرد کن بود . اولین روزی که شروع به خوندنش کردم اصلا نمیفهمم منظور از این انسان وارها چیه ؟! که بعدا فهمیدم منظورش همون الف ها هستش . الان چند هفته ای هست به خاطر این ترجمه ی نادرست و اعصاب خرد کن کتابه رو رها کردم . اصلا میلی واسه خوندنش ندارم .

اگه بجای انسان مینوشتن الف واره قابل قبول تر بود تا اینکه به جای الف بنویسن انسان واره که واقعا در تمام طول خوندن کتاب رو اعصاب بود!

اگه بجای انسان مینوشتن الف واره قابل قبول تر بود تا اینکه به جای الف بنویسن انسان واره که واقعا در تمام طول خوندن کتاب رو اعصاب بود!

من کتابه رو تا بخش میم کوتوله خونده ام . منظورش از این کوتوله چی بود ؟! منظورش همون دورفه ؟!

نمیخوام اسپویل شه ولی نه این میم دورف اسم یه شخصیت خاصه که با تورین تورامبار در ارتباطه و لفظ عام نیست

منم از این مشکلات زیاد دیدم. بعد رجوع کردم به نسخۀ انگلیسی و فهمیدم که مراجع کیاهستن. متاسفانه از این ایرادات توی سیل هستن. حتی توی Index (نمی دونم اسم فارسیش چیه! شاید نمایه یا اعلام بود) هم از این ایرادات مراجع دیدم! حتی یه بار توی تاپیک سوالات سیلماریلیون مطرحش کردم و بعد به نسخۀ انگلیسی مراجعه کردم.

تور درست میگه اینا رو یه جا جمع کنیم و بعد به روزنه اطلاع بدیم تا اگه تجدید چاپ شد رفعشون کنن.

ممنون

ناشکر نباشید :دی

کتابی داشتم و دارم به نام 93 از ویکتور هوگو هر صفحه ای اش حداقل 10 غلط داشت خود ترجمه اش احتیاج به ترجمه داشت!

باز هابیت و ارباب حلقه ها و سیلماریلیون که به نسبت اون کتاب از نظرایرادات نگارشی قابل قبوله!

فارازون جان این تاپیک برای کوبیدن و نشون دادن اشتباهات نیست. میخوایم همه اشتباهات اینجا جمع بشه و به روزنه داده بشه تا توی نسخه های بعدی تصحیح بشن. پس از شما و بقیه میخوایم هر ایرادی که دیدید اعلام کنید.

تو کتاب فرزندان هورین به جای الف ها نوشته بودن انسان واره ها که خدائیش خیلی اعصاب خرد کن بود . اولین روزی که شروع به خوندنش کردم اصلا نمیفهمم منظور از این انسان وارها چیه ؟! که بعدا فهمیدم منظورش همون الف ها هستش . الان چند هفته ای هست به خاطر این ترجمه ی نادرست و اعصاب خرد کن کتابه رو رها کردم . اصلا میلی واسه خوندنش ندارم .

لطفا تو بیان ایرادات مشخص کنید که کدوم کتاب منظورتونه. این موردی که میگید تو ترجمه رضا علیزاده و ابراهیم تقوی نیست و مروبط به ترجمه فرهاد سیدلو میشه. اگه نوبت چاپ رو هم بگید که خیلی بهتره(هرچند بعید میدونم تو این چندسال تصحیحاتی انجام شده باشه اما برای جمع آوری راحت تره)

کتاب هابیت

صفحه ی 415 قسمت سفربازگشت نوشته:

حالا ناین پسرداین به جای تورین در کوه اقامت گزید و شاه زیرکوه شد.

.....

در اصل داین دوم (پاآهنین) پسر ناین هستش و پدر ناین هم گروره.

چهار پست اخیر حذف شدند تا در آینده اگر شخصی خواست اینا رو لیست کنه به مشکل بر نخوره و اشتباه چیزی نگه.

لطفا دقت داشته باشید در اشتباهی که میگیرید. پست های نادرست به همین دلیل حذف میشوند.

با تشکر

تو کتاب فرزندان هورین به جای الف ها نوشته بودن انسان واره ها که خدائیش خیلی اعصاب خرد کن بود . اولین روزی که شروع به خوندنش کردم اصلا نمیفهمم منظور از این انسان وارها چیه ؟! که بعدا فهمیدم منظورش همون الف ها هستش . الان چند هفته ای هست به خاطر این ترجمه ی نادرست و اعصاب خرد کن کتابه رو رها کردم . اصلا میلی واسه خوندنش ندارم .

میشه بگین دقیقا کدوم جور کتاب؟

چرا من چیزی ندیدم؟

تو کتابی که من دارم که درسته!

منظور ایشان ترجمه آقای فرهاد سیدلو از کتابه که با نام بچه های هورین انتشار یافته.که البته اشکالات زیادی داره این ترجمه .خیلی از تلفظ ها درست نیستند توی این کتاب .همینطور در بعضی از قسمت ها از کلمات نامانوسی استفاده شده. یک اشکال عمده این کتاب هم اینست که از ترجمه آلمانی به فارسی برگردونده شده. نه مستقیم از زبان انگلیسی.

باعرض اجازت

ص250 سیلماریلیون هم در پارگراف سوم به جای فین گولفین نوشته شده فین گولیفن.

بدین گونه از پای درآمد فین گولیفن!!!

سیلماریلیون

صفحه 471

و پس از اخراج کله گورم و کورفین چنان که در کوئنتا سیلماریلیون امده است در نارگوتروند ماند

کوروفین

فکر نمیکنم این چنین اشتباهاتی مشکلی برای فهم داستان ایجاد کنه. چون بهر حال خواننده متوجه هست که صرفا یه واو جا افتاده.

در صفحه ی 92 از کتاب یاران حلقه به جای فرودو نوشته بیلبو

ویرایش :ایراد چاپی هم میشه این جا گفت ؟ تصویر اول فصل مرگ تورین در کتاب فرزندان هورین سرجاش {صفحه ی 285اولین صفحه ی فصل} چاپ نشده بلکه در صفحه ی 287 چاپ شده

کتاب من چاپ دومه مال سال 1391

هر ایراد نگارشی، ترجمه ای، املایی، چاپی که پیدا میکنید اینجا بذارید. هدف اینه که با استفاده از مطالب این تاپیک کتابهای بی نقصی چاپ بشه.

نظر من اینه که ایرادات ترجمه ای مثل مطالب توی تاپیک ماندوس شناسی رو هم با ایراداتی که توی این تاپیک مطرح می شن هم بیان کنیم.

میشه ایراد ترجمه هم گرفت؟! آقای علیزاده داگور براگولاخ رو تو سیلماریلیون "نبرد شعله های ناغافل" ترجمه کردن (صفحه 245 خط 11) که به نظر من اصلا معادل مناسبی برای Sudden Flames نیست و همچنین از لحاظ دستور زبان هم غلطه و حشو محسوب میشه (غافل=بی خبر، ناغافل=نا بی خبر؟!) به نظر من اگه همون ساده "نبرد شعله های ناگهان" ترجمه بشه بهتره!

بچه ها حتما ایرادات ترجمه رو هم بگین. خانم واثقی پناه Sudden Flames رو چیزی مثل جنگ شعله های ناگهانی ترجمه کردن. به نظرم هم نا غافل و هم نا گهانی درست باشن. مثلا می گیم چرا نا غافل وارد اطاق شدی و ... که معنیش می شه بی خبر نه نا بی خبر.

ممنون

سیلماریلیون

و 50 و 41 و 51

تله ری بسی چیزها از المو اموختنتد

اولمو

ویکی از ولار قلمرو اردا گشت

والار

المو گوشی شنوا داشت

اولمو

بچه ها حتما ایرادات ترجمه رو هم بگین. خانم واثقی پناه Sudden Flames رو چیزی مثل جنگ شعله های ناگهانی ترجمه کردن. به نظرم هم نا غافل و هم نا گهانی درست باشن. مثلا می گیم چرا نا غافل وارد اطاق شدی و ... که معنیش می شه بی خبر نه نا بی خبر.

ممنون

درسته که ناغافل تو محاوره به کار میره، اما محاوره و متن ادبی با هم فرق دارند و این کلمه تو دستور زبان حشو محسوب میشه و کاربردش تو متن ادبی درست نیست.

......................

سیلماریلیون صفحه 374 خط 12 "براندیر" به جای "برایدر"

83

سیلماریلیون

بازگشت تا تله ری را با خود به والیور ببرد

والینور

160 و 158

سیلماریلیون

و ای بسا خباثت و مکر مورگول هنوز تدبیری بر ضد ان ها در استین داشته باشد

مورگوت

از این روی انار زمانی دروالینو اسود

والینور

نمایشگاه کتاب دو سال پیش ، من غلط های املایی داخل کتاب رو با جناب علیزاده در میون گذاشتم و ایشون ذکر کردند که مشکل در روند تایپ رخ داده ، دقیقا به یاد دارم که جناب بهشتی هم حاضر بودند و این مطلب رو به ایشون هم منتقل کردم و تایید کرد که مشکلاتی در این مورد وجود داره که میشه حلش کرد.

ایشون گفت میشه با توجه به راه های ارتباطی (مثل همون سامانه پیامکی اون موقع) اشکلات نگارشی رو به اطلاع انتشارات رسوند و حتی اگه کتاب به مرحله چاپ مجدد بره ، یه نسخه هم به جای نسخه ارسال کننده اشتباه بهش اهدا بشه.

به هرحال این یه بحث بود وقرار شد من پیگیرش باشم که متاسفانه فراموش کردم، ولی اینکه به دنبال حل این مسائل بر اومدید عالیه ، واقعا بعضی از کلمات بدجور توی ذوق میزنه که البته طبیعی هم هست و با توجه به اسامی پیچیده موجود اتفاق می افته و قابل حل هست.

به هرحال یه چیزی که به یاد من هم مونده.

کتاب بازگشت شاه - صفحه 219 - خط ششم از پایین - گوتموگ نایب گاندور که فکر کنم "نایب مورگول" درست باشه.

در بعضي از سايت هايي كه آشنايي كافي با اصطلاحات تالكيني ندارن،كلمات اشتباه نوشته ميشه مثلا والار رو مينويسن «والار ها» يا به دورف ها ميگن «دوارف ها»

اگه ميشه اونا رو هم در جريان بذاريد: :-bd

268

سیلماریلیون

زیرا ملیان زیباترین جمله فرزندان ایلوواتر بود

لوتین

for Lúthien was

the most beautiful of all the Children of Ilúvatar.

برای انتقال به انتشارات فکر خوبیه. پس اگه اینطوره من هم چند تا ایراد تایپی بگم.

یاران حلقه : چاپ ششم سال 1391: ( ص 151 خط دوم و ص 156 خط اول و ص 197 خ هفتم و ص 212 خط ششم از پایین صفحه وص 228 خط چهارم و ص 256 خط چهارم از پایین : بالکباری - باکلباری // ص 154 خط دوم از پایین صفحه فرود- فرودو//ص 196 خط پنجم خشکسان - خشکشان//ص 267 خط نهم از پایین صفحه پنهاور- پهناور .)

نقشه ابتدایی کتاب یاران حلقه و دوبرج هم یه مشکلی داره. کوهستان خاکشتری - کوهستان خاکستری

سیلماریلیون: چاپ دوم سال 1390: ص 258 آخرین پاراگراف، اولین خط آنگاه تورین در پاسخ گفت - هورین//

چون شاید این ایرادات تایپی به نظر مسئله مهمی نیاد اگر باز به موردی برخورد کردم توی همین پست ویرایش خواهم کرد.

یه مسئله ی دیگه هم میخاستم عرض کنم فکر کنم جاش همین جا باشه . یه سری طرح ها و نقاشی هایی بود توی ویرایش های قبلی کتاب (مخصوصا یاران حلقه که من دو تا از ویرایش ها رو دیدم) ولی توی این ویرایش جدید حذف شده . فکر می کنید دلیل خاصی داشته باشه؟ . گفتم بگم که در نهایت دوستا ن به عزیزانمون تو روزنه انتقال بدن . به نظر من اون نقاشی ها حال و هوای کتاب رو عوض میکرد و خوب بود.

کتاب فرزندان هورین

179 تا 192 بالا برگه نوشته => مرگ به لگ

موضوع فصل: تورین در نارگوتروند

کتاب قصه های ناتمام نومه نور

نام مادرش نرون بود.(دوشیزه-مرد) و... :غلط

نامی که مادرش برای او انتخاب کرد نرون بود و... :صحیح

صفحه ی 136. پاراگراف آخر. سر خط.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

...دران زمان گیل گالـاد، ناریاو انگشتر سرخ را به گیردان،خداوندگار بندرگاه ها داد...

صحیح: ویلیا.(انگشتر هوا).

صفحه ی 153/خط هشتم از بالـا.

...دران زمان گیل گالـاد، ناریاو انگشتر سرخ را به گیردان،خداوندگار بندرگاه ها داد...

صحیح: ویلیا.(انگشتر هوا).

صفحه ی 153/خط هشتم از بالـا.

این که درسته. گیل گالاد ناریا رو به گیردان میده و اونم بعدا به گندالف میده. گیل گالاد ویلیا رو به الروند میده.

فرزندان هورين من قديميه و ممكنه اين اشتباه تا حالا تصحيح شده باشه:

از قسمت "حديث تور و آمدن او به گوندولين" بالاي صفحه عنوان رو نوشته : فزندان هورين. 80 و خرده اي صفحه اينو تحمل كردم :huh:

این که درسته. گیل گالاد ناریا رو به گیردان میده و اونم بعدا به گندالف میده. گیل گالاد ویلیا رو به الروند میده.

فرمایش شما درسته. اما توی کتاب قصه های ناتمام گفته شده که گیل گالـاد بعد از اینکه کله بریمبور دوحلقه ی الفی رو بهش داد. ابتدا هر دو تاش رو به گیردان داد. گیردان ناریا رو پیش خودش نگه داشت امابعدها ویلیا رو به الروند داد.

حالـا بحث من سر این اتفاق نیست. ایرادی که من دیدم یک ایراد نگارشی بود یعنی حلقه ی ناریا و انگشتر سرخ یکی ان و دوبار پشت سر هم تکرار شده. در نتیجه یکی ازین دو تا رو باید به انگشتر ویلیا تغییر داد. اونی که تایپ میکرده اشتباهی یک چیز رو دوبار تایپ کرده. وگرنه اینکه ویلیا به الروند سپرده شد و ناریا اول به گیردان و سپس به گندالف، خیلی واضحه.

فرمایش شما درسته. اما توی کتاب قصه های ناتمام گفته شده که گیل گالـاد بعد از اینکه کله بریمبور دوحلقه ی الفی رو بهش داد. ابتدا هر دو تاش رو به گیردان داد. گیردان ناریا رو پیش خودش نگه داشت امابعدها ویلیا رو به الروند داد.

من این چیزی که مهدی گفت رو از تاریخ سرزمین میانه به نظرم یادم بود (حافظه!)، الان هم نگاه کردم داستان های ناتمام درست گفته، اما یه ایراد کوچیک توی تایپ ترجمه هست. شما اون و رو کاما (،) بخونید :دیــ یعنی ناریا، حلقه ی سرخ

متن اصلی هم واسه اون پرانتز اینه:

It is said here that at this time Gilgalad gave Narya, the Red Ring, to Círdan Lord of the Havens, but later in the narrative there is a marginal note that he kept it himself until he set out for the War of the Last Alliance

اما یکم یکه جلوتر بریم گفته شده انگشتر ها را تا هنگام عزیمت نزد خود نگه داشت.

بنظرم این عقلـانی تره. چون گیل گالـاد بعد از اون به جنگ آخرین اتحاد رفت. پس کار معقول این بوده که انگشترها رو به یه کس قابل اعتماد بسپاره تا برگرده تا برنگرده.

اما یکم یکه جلوتر بریم گفته شده انگشتر ها را تا هنگام عزیمت نزد خود نگه داشت.

بنظرم این عقلـانی تره. چون گیل گالـاد بعد از اون به جنگ آخرین اتحاد رفت. پس کار معقول این بوده که انگشترها رو به یه کس قابل اعتماد بسپاره تا برگرده تا برنگرده.

این بحث ها جاش اینجا نیست اما خب من اصلا ترجمه فارسی رو کاری ندارم، منطق و عقل رو هم کاری ندارم، فقط به متن صریح کتاب انگلیسی کار دارم :دیــ شما هم فقط به متن صریح کتاب انگلیسی کار داشته باشید :وی بعد میگیم چه مشکلاتی داره ترجمه ی فارسی نسبت به متن انگلیسی. توی متنی که بالا گذاشتم، قسمتیش الان زیرش خط کشیده شده، نوشته که تا زمان رفتن به نبرد آخرین اتحاد حلقه پیش خودش بوده و همه چیز مفرد اومده (بولد شده) و به یک حلقه، یعنی همون ناریا اشاره داره. (الروند و گیردان هم در نبرد آخرین اتحاد بودن!)

جلوتر هم اینو داریم (صفحه 157 کتاب فارسی):

At that time also Gil-galad gave Vilya, the Blue Ring, to Elrond, and appointed him to be his vice-regent in Eriador; but the Red Ring he kept, until he gave it to Círdan when he set out from Lindon in the days of the Last Alliance

فقط یکسری جزئیات که دیگه ربطی به اینکه کی چه زمانی حلقه رو داشت و اینها تفاوت داره که یادداشت شماره 11 این بخش رو توی کتاب بخونید.

یک جمله ای نظر منو به خودش جلب کرد امروز که فکر میکنم بشه اینجا مطرحش کرد:

...و تول مورون هنوز در آبهای آن سوی کرانه های جدید که در روزگار خشم والـار پدید آمد، برجا ایستاده است. اما آرامگاه تورین آنجا نیست. زیرا تقدیر او را پیش راند و سایه هنوز از پی او روان بود.

سیلماریلیون-384

سه جمله آخرش برام زیاد واضح نیست. معنیش یعنی اینکه تورین بلند شده؟؟! :D

اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردی بانو. اینم از همون نمونه هایی بود که میخواستم بهش توی تاپیک «تالکین و تناسخ» اشاره کنم در مورد تورین که از قلم افتاد؛ مسئله بازگشت تورین...

اما در مورد سه جمله آخر و معنی که من استنباط میکنم.

"تقدیر او را پیش راند..." فک کنم ینی این که سرنوشت تورین با مرگش محقق نشده و "سایه از پی او روان بود..." هم که اشاره به نفرین مورگوت داره که با مرگش هم دست از سرش بر نمیداره.

احساس میکنم تالکین با این جملات میخواسته اشاره کنه به مسئله بازگشت تورین پس از مرگش. در واقع این جملات یه زمینه ای هست برای واقعه داگور داگورات و محقق شدن سرنوشت تورین در اون روز.

اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردی بانو. اینم از همون نمونه هایی بود که میخواستم بهش اشاره کنم در مورد تورین که از قلم افتاد؛ مسئله بازگشت تورین...

اما در مورد سه جمله آخر و معنی که من استنباط میکنم.

"تقدیر او را پیش راند..." فک کنم ینی این که سرنوشت تورین با مرگش محقق نشده و "سایه از پی او روان بود..." هم که اشاره به نفرین مورگوت داره که با مرگش هم دست از سرش بر نمیداره.

احساس میکنم تالکین با این جملات میخواسته اشاره کنه به مسئله بازگشت تورین پس از مرگش. در واقع این جملات یه زمینه ای هست برای واقعه داگور داگورات و محقق شدن سرنوشت تورین در اون روز.

یقینا که همین هاست تفسیرش. ولی سوال من چیز دیگری بود. پرسیدم تورین بلند شده؟؟

شما جمله ی اما آرامگاه تورین آنجا نیست رو جا انداختید. من اول فکر کردم که منظورش "هورین" بوده. و اشتباه تایپی هست. چون در صفحات قبل هم چند بار به جای هورین، تورین اومده.

اما بعدش متوجه شدم که منظور خود تورین هست. چون هورین اصلـا گوری نداره که بخواد اینجا یا اونجا نباشه! و اون موقع هم هنوز زنده است.

چون ما از سرنوشت بعد از مرگ انسانها هیچی نمیدونیم ، میشه خیال کرد که تورین بلند شده. یعنی با این فرض ما چیزی رو نقض نکردیم! مشخصه که حتا بعد از مردنش هم مورگوث همچنان دنبالشه و اون هم همینطور...

یک جمله ای نظر منو به خودش جلب کرد امروز که فکر میکنم بشه اینجا مطرحش کرد:

...و تول مورون هنوز در آبهای آن سوی کرانه های جدید که در روزگار خشم والـار پدید آمد، برجا ایستاده است. اما آرامگاه تورین آنجا نیست. زیرا تقدیر او را پیش راند و سایه هنوز از پی او روان بود.

سیلماریلیون-384

خب بنا به حدس اولتون توی پست بعدی (که درست هم بوده) این اشتباه تایپی هست، متن انگلیسی از این قراره:

and still Tol Morwen stands alone in the water beyond the new coasts that were made in the days of the wrath of the Valar. But Húrin does not lie there, for his doom drove him on, and the Shadow still followed him

از جمله هم بخوایم برداشت کنیم، با وجود ارتباط داشتن به تورین، اولین برداشت به نظرم به خودِ هورین میرسید چون قضیه گفتگوی هورین و مورون بود قبلش...

اوهوم... :D

پس منظور اینه که هورین همچنان که زنده اس، سایه ی مورگوث همراهشه تا وقتی که بمیره و دست از سرش برداره...

توی ترجمه اومده آرامگاه هورین....اما اینجا متن انگلیسی میگه هورین اونجا نمرده! همین کلمه توی ترجمه هم آدمو سمت تورین ممکنه ببره. که منو بُرد!

منو من باب این ترجمه توجیه کنید.

سلام :D

در فصل سوم کتاب قصه های ناتمام ترجمه جناب علیزاده در قسمت مربوط به تار-تلمنار نوشته شده که: ((او بزرگترین مومنان بود که تا آن زمان پا به عرصه وجود گذاشت.)) در حالیکه در ادامه اومده : ((او استفاده از زبان های الداری را به کلی ممنوع کرد و اجازه نمیداد که هیج یک از الدار پا به سرزمین وی بگذارند.))

حالا سوال من اینه که بین دوعبارت بالا یک تعارض نمیبینید؟آیا این فعالیت های وی علیه الدار برابر با بزرگترین مومنان شدن هستش؟

پی نوشت:البته ممکنه این مورد یه اشتباه ترجمه ای باشه و ربطی به متن اصلی نداشته باشه.در هرحال منتظر پاسخ شما دوستان هستم :|

سلام :D

در فصل سوم کتاب قصه های ناتمام ترجمه جناب علیزاده در قسمت مربوط به تار-تلمنار نوشته شده که: ((او بزرگترین مومنان بود که تا آن زمان پا به عرصه وجود گذاشت.)) در حالیکه در ادامه اومده : ((او استفاده از زبان های الداری را به کلی ممنوع کرد و اجازه نمیداد که هیج یک از الدار پا به سرزمین وی بگذارند.))

حالا سوال من اینه که بین دوعبارت بالا یک تعارض نمیبینید؟آیا این فعالیت های وی علیه الدار برابر با بزرگترین مومنان شدن هستش؟

پی نوشت:البته ممکنه این مورد یه اشتباه ترجمه ای باشه و ربطی به متن اصلی نداشته باشه.در هرحال منتظر پاسخ شما دوستان هستم :|

چه جالب،من بهش دقت نکرده بودم!

مثل اینکه فقط(!) کلمه‌‌ی دشمن از ترجمه جا افتاده:

XXIII Ar-Gimilzôr (Tar-Telemnar)

He was born in the year 2960, and he ruled for 75 years until his death in 3177. He was the greatest enemy of the Faithful that had yet arisen; and he forbade utterly the use of the Eldarin tongues, and would not permit any of the Eldar to come to the land, and punished those that welcomed them. He revered nothing, and went never to the Hallow of Eru. He was wedded to Inzilbêth, a lady descended from Tar-Calmacil; 12 but she was secretly of the Faithful, for her mother was Lindôrië of the House of the Lords of Andûnië, and there was small love between them, and strife between their sons. For lnziladûn 13 the elder was beloved of his mother and of like mind with her; but Gimilkhâd the younger was his father's son, and him Ar-Gimilzôr would fain have appointed his Heir, had the laws allowed. Gimilkhâd was born in the year 3044, and he died in 3243.

منبع

اوهوم... :D

پس منظور اینه که هورین همچنان که زنده اس، سایه ی مورگوث همراهشه تا وقتی که بمیره و دست از سرش برداره...

توی ترجمه اومده آرامگاه هورین....اما اینجا متن انگلیسی میگه هورین اونجا نمرده! همین کلمه توی ترجمه هم آدمو سمت تورین ممکنه ببره. که منو بُرد!

منو من باب این ترجمه توجیه کنید.

فکر می کنم کلمهlie به معنی آرامش باشه در اینجا.البته فکر نمی کنم مردن خیلی مناسب باشه.شاید بهتر بود به جای آرامگاه او آنجا نیست،بگیم در انجا آرام نگرفته است.

به نظرم دو تا معنی میتونه داشته باشه:

1-تورین در اونجا آرام نگرفته.بلکه در جای "دیگری" آروم گرفته.همون جایی که ما نمی دونیم کجاست! ...مقصد نهایی انسان ها

2-تورین کلا آروم نمی گیره.تا روز داگور داگورات.روز انتقام...

ترجمه (به نظر شخصیم) مطابق هست با متن انگلیسی و اون Lie به معنی ماندن، خوابیدن یا آرامیدن هست که وقتی بشه does not lie there میشه گفت اونجا نیارامیده یا نخوابیده یا یجورایی میشه گفت آرامگاه (از همون کلمه آرامیدن) هورین اونجا نیست و یجور بازتاب جمله بندی خاص خود تالکین هم شده با این انتخاب کلمه. برای اشتباه پیش نیومدن مثلا میشد ترجمه بشه اونجا منتظر نشده یا اونجا نمونده و برداشت درستی هم هست (یا یه همچین چیزی در این حدود) اما جمله ی اصلی از دست میرفت...

به LORD LOSS: خیلی هم خوب اما تورینی اونجا وجود نداره که :پی

صفحه ی 563 سیلماریلیون؛ جلوی اسم فین رود اینطور نوشته: فرزند کهتر (کوچک تر) فینارفین. درحالی که براساس اطلاعاتی که کتاب درباره ی بقیه فرزندان فینارفین داده:آنگرود فرزند سوم؛ آیگنور فرزند چهارم و گالادریل فرزند پنجم فینارفین هستند؛ فقط میمونه اورودرت و فین رود و اگه فین رود فرزند اول باشه؛ پس "کهتر" اشتباه تایپی بوده.

يه مشكل!

صفحه ١٩٠ سيلماريليون فصل حديث بلرياند و قلمروهاى آن، اولاى فصل نوشته كه «... اما دژ اصلی نولدور در اِی‌تِل سیریون در غرب ارد وترین (همون کوهستان سایه) بود که از آنجا آرد-گالن را می‌پاییدند؛ ...» میگه که در غرب کوهستان سایه هست، نزدیک دریا، اما اگه این نقشه رو ببینید، اِی‌تِل سیریون در شرق ارد وترین هستش. من این نقشه رو کامل بررسی کردم، حین خوندن داستان مدام چک میکردم، دقیقا مطابق کتاب بود و هیچ اشتباهی نداشت. حالا من نمی دونم الان چی اشتباست، متن یا نقشه یا هیچکدوم! حتی اگر از نظر عقلانی هم توجه کنید دژ باید در شرق کوهستان باشه نه در غرب! فکر کنم متن اشتباهه.

http://img1.wikia.nocookie.net/__cb20101225104330/lotr/images/d/dc/MapNorthernBeleriand.gif

يه مشكل!

صفحه ١٩٠ سيلماريليون فصل حديث بلرياند و قلمروهاى آن، اولاى فصل نوشته كه «... اما دژ اصلی نولدور در اِی‌تِل سیریون در غرب ارد وترین (همون کوهستان سایه) بود که از آنجا آرد-گالن را می‌پاییدند؛ ...» میگه که در غرب کوهستان سایه هست، نزدیک دریا، اما اگه این نقشه رو ببینید، اِی‌تِل سیریون در شرق ارد وترین هستش. من این نقشه رو کامل بررسی کردم، حین خوندن داستان مدام چک میکردم، دقیقا مطابق کتاب بود و هیچ اشتباهی نداشت. حالا من نمی دونم الان چی اشتباست، متن یا نقشه یا هیچکدوم! حتی اگر از نظر عقلانی هم توجه کنید دژ باید در شرق کوهستان باشه نه در غرب! فکر کنم متن اشتباهه.

http://img1.wikia.nocookie.net/__cb20101225104330/lotr/images/d/dc/MapNorthernBeleriand.gif

 
خب برای این موارد نکته ای همیشه نسخه انگلیسی کتاب دم دستتون باشه خیلی خوبه. به هرحال اگه به بخش نمایه کتاب نگاه بندازید گفته میشه اِی‌تل سیریون در جبهۀ شرقی اِرِد وترین هست، توی متن انگلیسی هم برای اون تکه ای که آوردید East یعنی شرق ذکر شده:
 
But their chief fortress was at Eithel Sirion in the east of Ered Wethrin, whence they kept watch upon Ard-galen;

 

 

مرسى

خب اين مشكلات رو كى به روزنه ميگه؟ اصلا اصلاح ميكنن؟

در فصل 10 فرزندان هورین در بالای صفحات باید مینوشت تورین در نارگوتروند نه مرگ به لگ

در فصل شورای الروند ارباب حلقه ها به جای الندیل باید مینوشت الروند.

در سفر حلقه به جنوب در یکجا کارادراس را کاراذراس نوشته اند.

در یکجا از یاران حلقه بجای بیلبو،بیلبوی نوشته شده

در یاران حلقه فصل دشنه ای در تاریکی بجای البریت،آلبریت استفاده شده است.

در کتاب هابیت در یکجا کلا غلط در اومده جمله.نوشته حالا ناین پسر داین.....پادشاه زیر کوه شد.

در حدیث تورین تورامبار در سیلماریلیون بجای تورین چندین بار اسم هورین آمده است و یکبار فکر کنم تورین رو با تورگون گندولینی اشتباه گرفتن

در حدیث برن و لوتین البته در چاپ جدید بهجای فین رود فین گون و بجای نوگرود نارگوتروند آمده است

در چند جای دیگر بجای کوروفین کورفین آمده است

در کتاب فرزندان هورین در فصل 6 یا7 بجای تورین اسم پسر عموش تور را آوردن.

تور در میان یاغیان

البته غلط های دیگه هم میشه پیدا کرد ولی در چاپ های قدیمی این غلط ها کمتر دیده میشن.حتی در مجلد های خارجی هم بعضی اوقات اشتباه دیده میشود.در هر حال آقای علیزاده درست و عالی ترجمه کرده ولی هیچ ترجمه ای بی غلط نیست.حتی از ترجمه های استاد احمد شاملو هم میشه غلط پیدا کرد.