گندالف چگونه باعث نجات فرودو شد؟

تعداد پست‌ها: 3

در کتاب دو برج فصل پنجم سوار سفید صفحه 183 

وقتی گندالف، آراگورن و لگولاس و گیملی رو ملاقات می کنه در خلال صحبت هایی که پیش میاد اشاره می کنه که : حلقه الان از دسترس کمک من یا کمک هر یک از افراد گروهی که از ریوندل عازم شدند،خارج شده است.خیلی احتمال داشت که پیش دشمن لو برود، اما فرار کرد.من هم نقشی در این قضیه داشتم:چون در یک نقطه مرتفع نشستم و با برج تاریک جنگیدم؛و سایه عبور کرد.بعد خسته بودم،خیلی خسته؛و با افکار تاریک مدت زیادی راه رفتم. و در پاسخ گیملی که میگه ازفرودو خبر داری و اوضاعش چطور است؟ جواب میده که :نمیتوانم بگویم . از خطر عظیمی نجات پیدا کرد،اما هنوز خطرات زیادی جلوی رویش قرار دارد و ....

و باز در صفحه 191 گندالف میگه چوب ریش منو دید اما من حرفی نزدم چون سخت در فکر بودم ، و خسته از دست و پنجه نرم کردن با چشم موردور...

سوالاتی که برای من پیش اومده اینه که اولا گندالف  چه کمکی به فردو کرد و کجا باعث نجات فرودو شد؟ و دوما این که گندالف توان رویارویی با سائورون رو داشت که وارد یک جدال ذهنی با او بشه؟ و سوما گندالف چگونه با برج تاریک جنگیده؟

به نظر من شاید منظورش از کمک به فرودو این بود  که حواس سائورون  رو پرت کرد تا فرودو بتونه راحت تر به راهش ادامه بده و خوب گنداف جزو مایار های بزرگ اگه نگیم خوب بود که فقد اون تونست معمورتش رو تموم کنه به صورت کامل  و در مورد سوال سوم همون حرف اول چون ممکنه به صورت رو در رو نجنگیده بلکه با روبهرویی با افراد سائرون حواس برج رو پرت کرده و همین باعث زربه خوردن به سائرون و کمک به فرودو شده که البته همه ی اینا نظر شخصی خودم و ممکنه هم دقیق و درست نباشه

در در ۱۳۹۵/۶/۸ ه‍.ش. at 2:06 PM، گیلدور اینگلوریون گفته است :

سوالاتی که برای من پیش اومده اینه که اولا گندالف  چه کمکی به فردو کرد و کجا باعث نجات فرودو شد؟ و دوما این که گندالف توان رویارویی با سائورون رو داشت که وارد یک جدال ذهنی با او بشه؟ و سوما گندالف چگونه با برج تاریک جنگیده؟

 جواب سوال اول رو تقریبا مطمئنم(از اونجایی که لوتر رو ندارم منتظر جواب دوستان شدم و این که کسی اشاره نکرد باعث شده به شَک بیفتم الان:|)

فصل آخر کتاب یاران حلقه، گسستن یاران،جایی که فرودو با به دست کردن حلقه از چنگ بورومیر  فرار می کنه و از آمون هن بالا میره. متن خیلی قشنگی هم داره اون قسمت. فرودو به سمتی که باراددور قرار داره فکر می کنه و با این اندیشه ناامیدی وجودش رو فرا می گیره. اون لحظه س که چشم رو حس می کنه(اراده ی سائورون متوجهش میشه) و به نوعی اون رو به سوی خودش فرامی خونه. اینجاست که یه صدای دیگه در وجودش به مبارزه برمیخیزه و ازش می خواد که حلقه رو بیرون بیاره. بعد از اینه که فرودو با بیرون آوردن حلقه به خودش می یاد و پی می بره که به کمک صدا، سایه از اون عبور کرده و متوجه سمت دیگه ای شده.

ظاهرا این صدا باید برخاسته از اراده ی گندالف باشه. چون فرودو بعد از اینکه هم سایه و هم صدا ترکش می کنن تازه حس می کنه که آزادی انتخاب پیدا کرده.(از نظر زمانی هم جور در می یاد. چهار روز قبل از ملاقات گندالف با آراگورن اینا توی فنگورن.)

در مورد دوما می تونم حدس بزنم فقط: گالادریل هم از جدال ذهنی با سائورون و ورود به افکارش صحبت می کنه. محتمله که به پیوند بین حلقه ها برگرده.  برای ارتباط دو طرفه ای طراحی شده بودند و سائورون با ساختن حلقه ی ارشد قصد داشت ارتباط رو به کنترل ذهن بقیه تبدیل کنه. اما به هرحال دو طرفه بوده. چون به محض استفاده ی سائورون از حلقه ی یگانه دارندگان حلقه های الفی آگاه شدن. استفاده از حلقه تدریجا تاثیرش رو روی سائورون گذاشته بوده. و در زمان نبرد حلقه که اون دستِ خالی بوده،  ارتباط به نفع دارندگان حلقه های الفی یه طرفه شده و  تا حدی می تونستن به ذهنش نفوذ کنن.

سوما رو نمی دونم، ولی اگه منظور همین صحنه باشه، با تاثیر گذاشتن روی اراده ی فرودو اینکار رو کرد. و شاید نشون دادن یه منشاء قدرت(خودش) به سائورون و منحرف کردن حواسش از فرودو.