در در ۱۳۹۵/۶/۱ ه.ش. at 4:28 PM، گیلدور اینگلوریون گفته است :
آراگورن خاطراتش رو تعریف نمیکنه فقط میگه: من هم یکبار از دروازه ی دیمریل گذشته ام ولی اگرچه من هم بیرون آمده ام ولی خاطره اش خیلی شوم است. دلم نمیخواهد برای بار دوم وارد موریا بشوم.
پی نوشت: صفحه ۵۸۷ یاران حلقه
این طوری که آراگورن تعریف می کنه آخه معلوم نیست از کجا خارج شده. چون قبلش که دارن دنبال موریا می گردن، گندالف میگه آراگورن کم به این سرزمین پا گذاشته و راه رو بلد نیست. درمدت عبور از موریا هم عقب گروه راه می ره و "عبوس و ساکت"ـه*. فقط بعد از سقوط گندالف و نزدیک شدن به دروازه دیمریله که آراگورن رهبری رو به عهده می گیره. واسه همین ممکنه اصلا به طور کامل از معادن عبور نکرده و از همون راهی که وارد شده بیرون اومده باشه.
*مسئله ی بعدی همین"خاطره ی خیلی شوم" و حال نه چندان مساعد آراگورن هنگام گذر از موریاست. برام سواله که چه خاطره ای برای یه تکاور می تونه خیلی شوم باشه. خطرات موریا اورک ها بودن و بالروگ، کسی با بالروگ روبه رو نشده بوده و فقط از یه خطرناشناخته خبر داشتن. پس شوم بودن به اون مربوط نمی شه. اورک ها هم "خیلی شوم" به حساب نمی اومدن. واسه آدمی مثل آراگورن معمولی بودن. مگر اینکه این شوم بودن مربوط به شرایط نامناسب خودش بوده باشه. مثلا درحال تعقیب و گریز وارد موریا شده باشه. یا طی یک درگیری همراه ارزشمندی رو از دست داده باشه، چیزایی که یادآوریشون خیلی آزاردهنده س و اجازه نمی ده رو پیدا کردن مسیر تمرکز داشته باشه.
نتیجه این شد که دنبال خاطره ی شوم آراگورن بگردم. توی زندگی خودش چیزی ذکر نشده. در اصل این خاطره مربوط به شخصیتیه که قبلا نقش آرگورن رو به عهده داشته. توی نسخه ی اولیه ی ارباب حلقه ها، هابیت ماجراجویی هست به اسم تروترTrotter( فرد چابک، اسب یورتمه رو) که بعدها با استرایدر( یک انسان ماجراجو) و نهایتا با آرگورن جایگزین میشه. و این خاطره متعلق به اونه:
نقل قول
بالاخره فرودو پرسید: دروازه های غربی چه قدر از اینجا فاصله دارند؟
تروتر پاسخ داد:حدود10 مایلی جنوب کریس کارون.
فرودو در حالی که با تعجب به او نگاه می کرد، پرسید تو موریا را می شناسی؟
تروتر به آرامی گفت:بله، من معادن را می شناسم، یکبار به آنجا رفته ام و خاطره اش آزاردهنده(شوم) است. اما اگر می خواهید بدانید، من همواره آزمودن آن راه را به گذرگاه باز ترجیح داده ام. من از گندالف پیروی می کنم.
(تاریخ سرزمین میانه6، بازگشت سایه،تاریخ ارباب حلقه ها، بخش اول، فصل: حلقه به جنوب می رود،ص301 پی دی اف)
توی یادداشت ها(شماره های 23 و 39) گفته میشه که تروتر اینجا دستگیر شد( نزدیک دروازه ی غربی)
توی اون داستان هابیت که دنبال گولوم می گشته به دست نیروهای سائورون اسیر، شکنجه و به موردور برده میشه( پاهاش رو قطع می کنن، پاها و کفش های چوبی داره و ریشه ی لقبش هم همینه، گندالف از اسارت نجاتش میده.) بنابراین حق داره خاطره ی عبور از موریا در اسارت رو شوم بدونه. منتها توی زندگی آراگورن جایی به اسیر شدن اشاره نشده، به نظر می یاد این نکته که اونم از اونجا عبور کرده فقط برای وزن دادن به شخصیتش مورد استفاده قرار گرفته. و چون اهمیت بیشتری نداشته دیگه در ادامه ی کار به جزئیاتی مثل راه بلدی پرداخته نشده.