عه من پست ورونوه رو ندیدم! :دی
@ورونوه
عرضم به حضورتون که درست میگی...حتما جادوی خاصی بوده ولی خب ما از ماهیت جادوش خبر نداریم چون هیچ جا سخنی ازش به میون نمیاد. یه چیزی رو مطمئنم و اون منشا اینهاست. منشا شون از همون گرگینه های دوران اول مانند کارخاروت هست اگر دقت کرده باشی به جمله ای که گندالف به زبان سینداری میگه و من تشریحش کردم. gaurhoth که به معنای گرگینه هست. در واقع اسم جمع هست یعنی گله گرگ ها مثلا...جزیره ای که سائورون هم بر اون حکومت داشت همین نام رو داشت. و ادامه صحبتم...
پس این ها گرگ معمولی نیستند. نسلشون هم از گرگینه هاست. فقط احتمالی که اینجا وجود داره جادویی بودنشون هست که اون قضیه کوه های مه آلود هم احتمال خوبیه. حتی میتونه اصلا کل قضیه یک جادوی Illusion بوده باشه ولی خب از وِردی که گندالف به زبان میاره چنین چیزی بر نمیاد.
نظر نهایی من این هست که اون جایی که میگه تیر ها سالم بودند و غیره، استاد میخواسته کمی فانتزی و ابهام قضیه رو بیشتر کنه. چون ابهام بیشتر به تاریکیِ بیشتر و ایجادِ ترس در مخاطب کمک میکنه. وگرنه اگر همه چیز رو میگفت که آره اینا وارگ بودن و فلان...اینطوری اون حس ترسی که الان مخاطب میاد سراغش تو اون فضا، نمیاد!
@گیلدور اینگلوریون
نه من باز هم همونو میگم. که اینها اولا جادوی خاصی نداشتن که بخواد در جنگ مورد استفاده قرار بگیره دوما سائورون برای اینها کاربری بهتری سراغ داشت یعنی همین جاسوسی. شاید هم نسلشون در حال انقراض بوده یا تعدادشون کم بوده و فقط پرسه می زدند که این هم احتمال میره.