ملیان به خاطر آینده ی سرزمین میانه در بلریاند ماند؟

تعداد پست‌ها: 7

سلام

مدتیه که این سوال در  ذهنمه که ممکنه یکی از دلایلی که الوه و ملیان به والینور نرفتند، این بوده باشه که ملیان آینده ی سرزمین میانه رو می دید و حدس می زد که وجود دخترش در سرزمین میانه باعث پیدایش نسلی میشه که بارها سرزمین-میانه رو نجات میده؟

فکر می کنم توانایی این پیش بینی برای شخصیتی مثل ملیان ممکنه اما به نظر شما، آیا ملیان واقعا تا این حد برای سرزمین میانه دلسوز بوده؟

موافقم که شخصیت ملیان پیچیده تر از اونیه در نگاه اول به نظر می یاد.

برای فهمیدن این که چرا مونده، باید ببینیم با توجه به شرایطش می تونسته برگرده(دو تایی به والینور برن) یا نه؟ ظاهرا نباید مشکلی باشه. هیچ کجا ندیدیم که والار به ازدواجش اعتراض کرده باشن.

ولی تقریبا هرجا به موندن ملیان در سرزمین میانه اشاره میشه،  پای عشق الوه می یاد وسط، و نه دلیل دیگه ای. مثلا اینجا:

نقل قول

و او دانست که جدایی اش از تینگول طلیعه ی جدایی بزرگتری است، و تقدیر دوریات بر سر دست آمده است. زیرا ملیان از نژاد ربوبی والار بود، مایایی پرتوان و صاحب خرد؛ اما به سبب عشق به الوه سینگولو خود را به کالبد نخست زادگان ایلوواتار در آورد و در آن پیوند، زنجیر و قیود جسمانی آردا دست و پایش را بست. در آن کالبد بود که لوتین تینوویل را برای او به دنیا آورد، و با حلقه ی ملیان بود که دوریات، سال های سال از پلیدی های جهان خارج در امان ماند. اما اکنون تینگول مرده و روحش روانه ی تالارهای ماندوس گشته بود. و با مرگ او ملیان نیز دگرگون شده بود. بدین سان چنین واقع گشت که قدرت او در آن زمان از جنگل های نلدورت و رگیون بازگرفته شد و اسگالدوین، رود پرنغمه با لحنی متفاوت لب به سخن گشود و دوریات به روی دشمنانش گشوده ماند.

اینا آخرین ذهنیات ملیان قبل از ترک سرزمین میانه س. جایی که تمام گذشته، و ظاهرا تمام دلایلش رو مرور می کنه. و جالبه که حتی وقتی به تولد لوتین اشاره می کنه میگه " لوتین تینوویل را برای او(الوه) به دنیا آورد." که نگاه سنتی ایه و فکر می کنم این برداشت رو هم میشه کرد که اون وابستگی عاطفی ای که بین فرزندان ایلوواتار و بچه هاشون هست رو ملیان به لوتین نداره. شایدچون توی نژاد آینور تعریف نشده. اگر این "برای او" حذف می شد، راحت تر می تونستیم نظر بدیم که لوتین  آگاهانه برای مقصودی به دنیا اومده.

ولی اینطور که به نظر می یاد در این لحظات آخر هم عشق رو انگیزه ی اصلی خودش می دونه و بعد از اون محافظت از دوریات رو. و چون دیگه قدرت محافظت رو نداره سرزمین میانه رو ترک می کنه.

من دوست ندارم فکر کنم که تا این حد دلسوز بوده. به نظرم بهش نمی یاد. ترجیح میدم فکر کنم که وقتی دیده می تونه یه قدرت علیه ملکور، یه قدرت موازنه گر داشته باشه و این امکان هم هست که دور از نظارت مستقیم والار زندگی کنه و در حکومت نقش داشته باشه این کار رو کرده. می دونم که خیلی برداشت امروزی ایه، ولی برای من جالبه و به شخصیت ملیان بُعد میده، ما همسران اینگوه، فینوه و اولوه رو هیچ وقت در قامت ملکه ندیدیم(دوتاشونو که اصلا ندیدیم:دیـ). و یه گالادریل هم که ظرفیتش رو داشت، ترجیح داد والینور رو ترک کنه.

باورم نمیشه یعنی یکی از مدیرا داره سوال میپرسه :D 

به نظرم نمیتونستن برن . با اینکار جون مردمشونو به خطر مینداختن . وقتی که میشه دفاع کرد چرا فرار کرد ؟ دو نفری هم که خیلی خودخواهانست که مردمشونو ول کنن برن عشق و حال :دی اگه هم مردمشونو میبردن در معرض حمله ی مورگوث بودن . پس بهتر بود همونجا که جاشون امن بود صبر کنن تا موقش برسه . ملیان فداکار بود ولی با نظر ورونوه موافقم فک نمیکنم دلیلش دلسوزی به مردم بوده . ولی اینم ممکنه که شما میگین !

سلام خدمت همه 

خب راستش من فکر نمیکنم ملیان از سر دلسوزی واسه سرزمین میانه اونجا مونده باشه و به قلمروی قدسی نرفته باشه . 

همونطور که میدونیم از اولش به اختیار خودش اونجا رو ترک کرده چون احساس میکرده یکجا موندنش نه واسه خودش سودی داره نه واسه الف ها که در اون زمان تازه از خواب ایلوواتار بیدار شده بودن حالا جدا از اینا به الوه تینگول برخورد میکنه و عاشقش میشه و باهاش ازدواج میکنه ولی خوب آیا خودش از اول خبر داشته که قراره در سرزمین میانی چه اتفاقی براش بیوفته ؟به نظر منکه دلیل موند ملیان و الوه این بوده که هر دو احساس میکردن موندن در سرزمین میانی براشون بهتره و اونجا میتونن آزادانه تر زندگی کنن ملیان از همون اول به همین قصد والینور رو ترک کرد تا مدتی در سرزمین میانی بمونه احتمالا وقتی میبینن قدرتشون در سرزمین میانی درحال رشد کردنه و افزایش پیدا میکنه و خیلی از الفای آواری الوه رو فرمانروای خودشون میدونن و تازه الوه  نور دو درخت رو هم دیده بوده و چشم دلش سیر بوده دیگه دلیلی ندیده که به والینور برگرده با خودش گفته بزار همینجا یک پادشاهی توپ راه بندازم که فقط تحت قدرت خودم باشه . ملیان هم بخاطر الوه و سرزمینشون میمونه دیگه . بعدشم که لوتین به دنیا میاد و اون قضایا پیش میاد .

 

در در 9/18/2017 at 2:24 PM، به لگ گفته است :

باورم نمیشه یعنی یکی از مدیرا داره سوال میپرسه :D 

به نظرم نمیتونستن برن . با اینکار جون مردمشونو به خطر مینداختن . وقتی که میشه دفاع کرد چرا فرار کرد ؟ دو نفری هم که خیلی خودخواهانست که مردمشونو ول کنن برن عشق و حال :دی اگه هم مردمشونو میبردن در معرض حمله ی مورگوث بودن . پس بهتر بود همونجا که جاشون امن بود صبر کنن تا موقش برسه . ملیان فداکار بود ولی با نظر ورونوه موافقم فک نمیکنم دلیلش دلسوزی به مردم بوده . ولی اینم ممکنه که شما میگین !

یا خدای ذهنیت:D باور کنید سوال واسه همه پیش میاد:D

با جواب هرسه تون تقریبا موافقم و ممنون از نظراتون. ولی در جواب به لگ فقط بگم که به نظرم ملیان خیلی هم عشق دفاع کردن نداشته و به خاطر دل خودش بوده که مونده. برای همین با شک این سوال رو پرسیدم که ممکنه درصدی از موندنش هم برای سرزمین میانه بوده باشه یا نه. وگرنه به نظرم زیاد عشق دفاع رو در اون زمان نداشت. شایئ یه عاقبت اندیشی هم داشته ولی اون زمان بیشتر سرش به عشق گرم بود :دی

 

 

من فکر میکنم در موندن ملیان شاید تصمیات الوه مهم تر از خواست خودش بود.الوه یه مقدار جاه طلب بود . من فکر میکنم که میخواست از خودش فرمانروایی داشته باشه .دیگه اشتیاقی هم به والینور نداشت چون نور دو درخت رو در چشمان ملیان میدید .پس موند و پادشاهی تشکیل داد .ملیان هم که عاشق الوه بود در کنارش موند .اینجوری اگه بهش نگاه کنیم رفتن ملیان بلافاصله بعد از مرگ الوه توجیه میشه چون اگه میخواست برای صلاح سرزمین میانه بمونه بعد از مرگ الوه و اون هرج و مرج بیشتر بهش احتیاج داشتن .

من شخصیت  والار و مایار رو یه خرده دمدمی میبینم وقتی که میخوان دست به آبادانی و سازندگی بزنن :دی ملیان هم  به نظر من اون ابتدا به خاطر علاقه شخصی خودش و نه دلسوزی محض برای سرزمین میانه نرفت والینور و به وضع سرزمین میانه رسید.

در مورد لوتین هم بیشتر نظرم منفیه ...بارهای توی سیل اشاره شده که ملیان مایار دور اندیشی بود ولی اینکه تا این حد توانایی دیدن آینده ی با لوتین وتاثیرات مهم وجودش رو میدونسته ...یه خرده بعید میدونم .

در در 9/17/2017 at 10:34 AM، Nienor Niniel گفته است :

سلام

مدتیه که این سوال در  ذهنمه که ممکنه یکی از دلایلی که الوه و ملیان به والینور نرفتند، این بوده باشه که ملیان آینده ی سرزمین میانه رو می دید و حدس می زد که وجود دخترش در سرزمین میانه باعث پیدایش نسلی میشه که بارها سرزمین-میانه رو نجات میده؟

فکر می کنم توانایی این پیش بینی برای شخصیتی مثل ملیان ممکنه اما به نظر شما، آیا ملیان واقعا تا این حد برای سرزمین میانه دلسوز بوده؟

ملیان ؟ دلسوز؟ شاید اما من که فکر نمیکنم دلسوز بوده..ملیان توی داستان یجوری بود..انگار فقط بفکر منافع خودشه دقیقا مثل تورگون که خودشو توی سرزمین پنهان تقریبا محبوس کرد..من با اون بخش که میگی اینده رو میدیده موافقم مخصوصا با پیش گویی هایی که راجع به دوریات و کمربند ملیان وجود داشت یا من اشتباه میکنم؟ اما اینکه دلسوز بوده نه!