دیکشنری که راه پس و پیش نمی ذاره برای passed away . و تنها همون معنی مرگ و درگذشت رو قائل هست. منتها تالکین به شکل گسترده ای توی ارباب حلقه ها از این فعل استفاده کرده، به محض این که چیزی ناپدید میشه، تموم میشه یا عبور می کنه، میگه passed away.
یه مثالش رو می تونی توی خط قبلی همین پاراگراف مربوط به گالادریل ببینی:
نقل قول
Then she said farewell to Eldarion, and to her daughters, and to all whom she had loved; and she went out from the city of Minas Tirith and passed away to the land of Lórien, and dwelt there alone under the fading trees until winter came. Galadriel had passed away and Celeborn also was gone, and the land was silent.
در مورد آرون که اینطور ترجمه شده:" از شهر میناس تی ریت بیرون آمد و به سوی سرزمین لورین روان گشت."
و این یکی مثال که درباره ی موضوع مورد نظرمونه:
نقل قول
They always wished to talk to everything, the old Elves did. But then the Great Darkness came, and they passed away over the Sea, or fled into far valleys, and hid themselves, and made songs about days that would never come again. Never again.
با این ترجمه:
نقل قول
آن ها همیشه آرزو داشتند که با همه چیز حرف بزنند.الف های قدیم این طور بودند. اما بعد، تاریکی بزرگ از راه رسید و آنها درگذشتند و به آن طرف دریاها رفتند. یا به دره های دوردست گریختند و خودشان را مخفی کردند. و درباره ی روزگاری ترانه ساختند که دوباره هیچ وقت برنگشت. دوباره هیچ وقت برنگشت.
دوبرج، چوب ریش 127
فعل مشابهی برای عبور از دریا استفاده شده و به شکل مشابهی هم ترجمه شده. موافقم که "درگذشت" توی ترجمه یه مقدار گیج کننده س. انتظار می رفته با همین قراین و حال و هوای ارباب حلقه ها که غرب و والینور یه جورایی حکم بهشت رو دارن براش، جور در بیاد و مشکل ایجاد نکنه.