سلام.
کم دردسرترین جوابی که بر اساس خود سیلماریلیون میشه بهش داد اینه که: ملکور زودتر از اورومه الف ها رو پیدا کرده بود، عده ای رو اسیر کرد، و عده ای رو فریب داد و نسبت به اورومه بدبین کرد. طوری که حتی بعد از گرفتار شدن ملکور هم از فراخوان والار استقبال نکردن. پس:
نقل قول
اورومه از میان آنان سفیرانی برگزید تا به والینور بروند و از جانب مردم خویش سخن گویند و اینان اینگوه و فینوه و الوه بودند که بعدها به پادشاهی رسیدند.
......
خویشان اینگوه و غالب خویشان فینوه و الوه از سخنان فرمانروایانشان به جنبش درآمدند و آرزومند عزیمت و پیروی از اورومه گشتند..... اما بسیاری نیز از فراخوان روی برتافتند.
سیلماریلیون اشاره می کنه که بعدها شاه شدن،قبل از اون شاید فقط افراد بانفوذ یا شجاعی بودن که داوطلب شدن همراه اورومه برن و همین انتخابشون به عنوان سفیر بعدها اونا رو تبدیل به رهبر کرده. در واقع توی جلد دهم، حلقه ی مورگوت، هم گفته میشه که از میان سردسته ها فقط این سه نفر حاضر به قبول فراخوان اورومه شدن(و رفتن به عنوان سفیر). می تونیم فرض کنیم که اولین الف ها یا اسیر ملکور شدن یا سرزمین میانه رو ترجیح دادن. ضمنا به نظر می رسه قبل از مهاجرت بزرگ، تمدن، شهرنشینی یا مقام شاه نداشتن الف ها. از والدین این سه نفر هم اسمی برده نشده جایی.
توضیح بیشتر اینکه، اینگوه و فینوه و الوه، مخصوصا دو تای اولی در نخستین طرح های تالکین جزء بیدارشدگان بودن(توی جلد یک،کتاب داستان های گمشده، جلد 5: راه گمشده و دیگر مقالات , و جلد 10، حلقه ی مورگوت به اسامی اینگوه و فینوه و حتی تولد فئانور در سرزمین میانه و به عنوان اولین الف نسل دومی اشاره میشه.) بعدها تالکین این ایده رو کنار میگذاره. این داستانی که توی جلد 11 اومده هم خیلی جدیدتره نسبت به ایده ی اولیه ی و حتی سیلماریلیون. جلدهای 1،5،10،11،12. به خصوص جلد اول: در باب آمدن الف ها. مطالبی دارن ولی پراکنده هست و شخصیت های داستان بیدارشدن کوئندی که در اصل "یک قصه برای کودکان الف و با هدف یادگیری شمارش" هست نقشی ندارن در اونا.