الفها به سمت دریاهای غربی رفتن،اصلا چرا رفتن؟
الف ها سرزمین میانه را به مقصد کجا ترک کردند؟ چرا؟
خب تا اونجاییکه من میدونم الفها داشتن رو به زوال میرفتن. چراشو دیگه اوناییکه واردترن لطف کنن بگن. پس وقتی نمیشد به سرزمین اصلیشون در آمان برگردن به والینور پیش والار مهاجرت میکردن.
اهم اهم.. دیدم بیکارم گفتم کمی بیام بنویسم /:
النذیل جان، والینور خودش هم تو آمانه ها 
خوب میدونیم که گروهی از الف ها هزاران هزار سال پیش به دعوت ارومه راهی آمان شدن و پس از اون تقریبا هیچ جا حرفی از الف هایی که در زادگاهشون ینی ساحل آب های شرقی موندن زده نشده.
و در سه دوران آردا ما کلا با سه گروه اصلی از الدار طرفیم (سوای اسم و رسمشون!)
اونا که رفتند آمان و شهر هاشونو کنار والار و با کمک اون ها برپا کردند، اونایی که به دلایلی از ادامه راه صرف نظر کرده و قبل از رسیدن به آمان ساکن شدند، و در نهایت اونایی که به دلایلی از آمان برگشتن و جایی کنار دیگر مردمان ساکن شدند.
اما در پایان دوران اول و سوم تقریبا همه دلایلی که الدار راضی به موندن کرده بودن یکی یکی از بین رفتن
الوه کشته شد، هزارمغاره از بین رفت و ملیان مایا سرزمین میانه رو ترک کرد
فینگولفین و بعد از اون پسرانش کشته شدن
پسران فیانور متفرق شدن
گوندولین سقوط کرد
دوریات به کلی نابود شد وزمین ها زیر آب رفتند
و سیلماریلی تا روز بازپسین از دست رفتند
سارون از نومه نور برگشت (!!) و آخرین مردم یکپارچه الف جنگیدند شاهشون در نبرد آخرین اتحاد کشته شد و در در نهایت حلقه نابود شد و و پادشاهان نسل نومه نور روی کار اومدن
عملا الف های کاری دسرزمین میانه نداشتند و گروه گروه اونو به مقصد آمان ترک کردند
و لفظ زوال الف ها هم اشاره به افول پادشاهی اون ها در سرزمین میانه بعد دوران اول و قدرت گرفتن انسان ها داره.
این بود انشای من 
جزیره ی آمان در منتهی الیه غرب آرداست و تو اون جزیره سرزمین والینور هست.والینور یعنی سرزمین والار. والار که نایبان خدای یگانه ی دنیای تالکین بودن و مسئول بودن آردا رو برای زندگی موجودات آماده کنن بعد از نابودی مقر اولشون(آلمارن) تو والینور ساکن شدن.والینور سرزمین مقدسی بود و لایزال بود.یعنی گذر زمان در اونجا خیلی کند بود و تاثیرش روی موجوداتی که خودشون نامیرا بودن کم بود.
این قسمت بخشی از کتاب سیلماریلیونه و اسپویله! اگه تا الان این کتاب رو نخوندید و میخواین براتون غیرمنتظره باشه و لوث نشه بهتره نخونیدش:
تو دوران اول الفها بیدار شدند و برای اولین بار آردا و محیط اطرافشون رو دیدن.بعد از چند وقت یکی الار به نام اورومه فهمید و به بقیه ی والار خبر داد.اون زمان ملکور هم تو سرزمین میانه بود و داشت با پلیدیاش الف ها رو مورد آزار و اذیت قرار میداد. پس والار جنگیدند و ملکورو در بند کردند.بعد هم الف ها رو دعوت کردند تا به والینور بیان و به جای سرزمین میانه تو والینور زندگی کنند.که مهم ترین دلایلشونم این بود که هم سرزمین میانه به خاطر جنگشون برای زندگی کردن سخت شده بود و هم خودشون از الفها خوششون اومده بود.و حالا یه سری ماجراها بود اما بالاخره تعدادی از الف ها به والینور مهاجرت کردند و زمان زیادی اونجا بودند اما خب بعدها به دلیل شورش،نولدور به سرزمین میانه رفتن (تبعید شدن)
اینا رو گفتم که دلیل بیارم و بگم که وطن بیشتر الف های سرزمین میانه،والینوره! و هر کسی بالاخره تعلق به وطنش داره.به همین خاطر الف هایی که در زمان جنگ حلقه بودند اجازه داشتند به اونجا برگردند.کسانیی مثل لرد الروند و بانو گالادریل و... اما این که چرا رفتن.خب یه دلیلش اینه که خودشون مشتاق بودند که برن به والینور.فکر کنید شما یه وطن زیبا و دوست داشتنی و مقدس رو ترک کنید.مشخصه که دلتنگش میشید.
دلیل دیگه ش این بود که از قبل هم پیشگویی شده بود که سرزمین میانه در آخر برای انسان ها میشه.الف ها کلا زیاد بچه دار نمیشدند و تعدادشون کم شده بود اما انسان ها برعکس زاد ولد زیادتری داشتند.وقتی که یه سری هم میرفتند به والینور تعداد بقیه ی الف های سرزمین میانه در برابر انسان ها دیگه وحشتناک کم میشد.جوری که انسان ها یه روز یادشون میره اصلا الفی وجود داشته و فکر میکنن الفا فقط داستان و افسانه بودن.اگه بعدها یه الف تو سرزمین میانه میدیدند شاید عکس العملشون همونی میشد که اگه ما الان تو دنیای خودمون ببینیمشون اون عکس العمل رو داشته باشیم.در نتیجه الف هایی که به غرب نمیرفتند هم مجبور میشدند خودشون رو از آدم ها دور کنند و قایم بشن!
البته خود سرزمین میانه فضایی داشت که الف ها رو کم کم رو به زوال میبرد.وقتی که الف ها سه حلقه شون رو داشتند کمی این ضعف و زوال رو کند کرده بودند اما وقتی حلقه ی یگانه نابود شد،سه حلقه ی الفی و این تاثیراتشون هم از دست رفت.پس باید میرفتم به جایی که زوالی براشون نباشه
یعنی همون والینور.
علاوه بر زوالی که خود سرزمین میانه برای الف ها داشت،الف ها موجوداتین که بیشتر از انسان ها تو خاطراتشون سیر میکنن.اگه شکوه و جلال و جبروتشون در دوران اول رو دیده باشن یا ظلم و بدی های ملکور رو دیگه نمیتون فراموشش کنن و دلتنگش میشن یا غمگین میشن.طبیعیه که این احساسا هم آزارشون میده.گفتم که الف ها تو دوران سوم کمرنگ شدن و طبیعتا اینم دلیلی میشه برن به وطنشون پیش بقیه هم نژادا و اقوامشون.
راه رفتن به جزیره ی آمانم تا دوران دوم مستقیم بود.مثل این که بخواین به جزیره ی قشم یا کیش برید.اما بعد از دوران دوم از مدارات جهان خارج شد و شاید بشه گفت به سمت آسمون رفت.اما هنوز راهی هست برای رفتن به اونجا! اگه طولانی بود ببخشید.قصد داشتم کامل و درست بگم.امیدوارم اینطور بوده باشه 
خب تا اونجاییکه من میدونم الفها داشتن رو به زوال میرفتن. چراشو دیگه اوناییکه واردترن لطف کنن بگن. پس وقتی نمیشد به سرزمین اصلیشون در آمان برگردن به والینور پیش والار مهاجرت میکردن.
آمان همون والینوره