چه تاپیک خوبی.
حرفی که می خوام بزنم بیشتر برداشت خودمه. مطالعه ی خاصی براش نداشتم که ببینم نظر تالکین همسو با این برداشت بوده یا نه.
گندالف متلک درشتی به سارومان انداخته با این مضمون که: آن کس که چیزی را می شکند، تا بفهمد آن چیز چیست، پای از دایره ی حکمت بیرون نهاده است.
توی متن همwisdomاومده که دقیق نمی دونم باید حکمت ترجمه بشه یا خردورزی.
در هر صورت، این جمله رو میشه جدا از بستر و مخاطبش و حکمت رو هم در معنی عامش در نظر گرفت، -هر نوع درایت و تصمیم عاقلانه- و اگه این طور باشه تالکین داره به روشی که علم برای پیشرفت خودش به کار می گیره، و به تکنولوژی که محصول این روشه خرده می گیره.
اما میشه جمله رو با توجه به جایگاهش در داستان و مخاطبش که سارومان مایا-فرستاده و مأمور والار برای جلوگیری از شرارت های سائورون- بوده تفسیر کرد.
همچنین حکمت رو می تونیم در معنای خاص و سلسله مراتبیش در نظر بگیریم: حکمت، خرد، دانش، اطلاعات. با این توضیح که افراد در هر مرتبه دغدغه های متفاوتی دارن، نگاه حکیم به دنیا با نگاه دانشمند فرق داره و به همه شون در ساختار یه جامعه نیاز هست.
در این حالت نتیجه خیلی متعادل تر میشه و از نکوهش علم و تکنولوژی به نکوهش سارومان می رسیم که از مسئولیتش به عنوان یک راهنمای خردمند تخطی کرده.
مسئله ی حلقه ها: درسته که حلقه های الفی قدرت محافظت و نقش دفاعی داشتن و درسته که در مبارزه با سائورون به کار اومدن.(حتی یکی از طرح های تالکین برای جلد ارباب حلقه ها، از سه حلقه ی الفی بوده که در برابر حلقه ی یگانه قرار گرفتن.)
همون حلقه های الفی هم به کمک دانش سائورون (بدون آگاهی اون) ساخته شدن، و ادعای سائورون برای پس گرفتنشون چندان بیراه هم نیست. اون به واسطه ی حق مالکیت معنوی بر حلقه ها(چیزی که باعث شد بدون اون قدرتی نداشته باشن)، خواهان مالکیت مادیشون میشه.(که در نهایت معلوم شد از این خبرا نیست، تکنولوژی پدرمادر نمی شناسه و علیه خودش هم کار می کنه.)
تا اینجا یه وضعیت خنثی داریم. و نیت خیر و شر هرکدوم از سازنده ها به ابزار تکنولوژیک جهت داده.
ولی باید ببینیم ساخت و استفاده از حلقه های قدرت به اندازه ی کافی تصمیم خوبی بوده یا نه.
برای هیچ کدوم از سازندگان و استفاده کننده ها به نسبت قدرتشون، فایده نداشتن. عملا حلقه های الفی هم فقط سرابی پررنگ و خیال انگیز از تمدن هایی رو به انحطاط ایجاد کرده بودن. و فقط رفتن الف ها از سرزمین میانه، کاری که انگار دیر یازود باید انجام می دادن، رو به تعویق انداختن.
می شد حلقه ی یگانه نباشه و اون سه حلقه هم نباشن، سائورون به هر حال با انگیزه ی مالکیت بر سرزمین میانه جنگ راه می نداخت، در همون نبرد آخرین اتحاد از پا در می اومد و نولدور بعد از مرگ گیل گالاد به غرب کوچ می کردن.-نه خانی آمده و نه خانی رفته-.
پس بخش اول سؤالت، ابزار تکنولوژیک شانس قرار گرفتن در مسیر درست رو داره. حتی اگر دانش اولیه ای که منجر به ایجادش شده چندان خیرخواهانه نبوده باشه. اما در این صورت اون کارایی ای که ازش انتظار می ره رو نداره.
بخش دوم: حتی اگه هزار نفر هزار تا حلقه ی یگانه! ساخته بودن باید تک تکشون رو پیدا می کردن و از بین می بردن. چون حلقه ابزار بسیار هوشمندی بود. "حلقه ای برای حکم راندن و در تاریکی به بند کشیدن" اساسا بختی برای رستگاری! نداره. پلیدی در ذات خودشه نه فقط ذات مخترع یا سازنده ش.
یه حلقه ی قدرت معمولی(مثل حلقه های کهتر) رو میشه مثل دینامیت در نظر گرفت. سلاحه اما توی راه سازی هم کاربرد پیدا کرد.
اما حلقه ی یگانه مثل بمب میکروبیه که هدفش فقط کشتاره و نمیشه استفاده ی خوبی براش متصور شد.
یه نتیجه ی کلی هم بخوام بگیرم.یه پله از سائورون و الف ها بالاتر می رم:ملکور به آئوله- خدای صنعتگر- حسادت می کنه. آئوله سازنده ایه که در بند مالکیت نیست، صرفا می سازه که دنیا رو جای بهتری کنه، می سازه که به ارزش های زمین اضافه کنه.(و آئوله به اندازه ی اولمو و مانوه قدرتمند نیست، از برخوردهاش با یاوانا میشه گفت به اون اندازه خردمند هم نیست ، اما خلاق تر از همه س.)
در صورتی که ملکور با هدف خواستن و جاه طلبی به دنبال آفرینش بود و تنها تباهی آفرید.
اینجا خنثی بودن تکنولوژی و وابستگیش به نیات سازنده و استفاده کننده کاملا به چشم می یاد.
پس تالکین به ذات تکنولوژی معترض نیست، به مسیری که صنعت در قرن نوزدهم و نیمه ی اول قرن بیستم در پیش گرفته بود معترضه. به شیفتگی و پرستش علم به جای هر ارزش دیگه ای معترضه.
پ.ن: من که شروع کردم به نوشتن فقط سوال و یک پست جواب اینجا بود. امیدوارم زیاد حرف تکراری نزده باشم. مقاله رو هم الان می خوام بخونم. امیدوارم نسبت به اون هم حرف تکراری نزده باشم.
پ.ن 2:تالکین و فلسفه: ذهنی از چرخ و فلز رو هم اگه تا حالا نخوندین، حتما بخونین:)