شهر گمشده گوندولین کجاست؟
شهر پنهان گوندولین
شهر گمشده گوندولین کجاست؟
سلام دوست عزیز...به جمع طرفداران تالکین خوش امدی...خوب اگه حالا بخواهم برات بگم گوندولین کجاست ... باید بدونی که پشتش پر از داستان و تاریخچه است...و وآرون متخصص در خلاصه کردن تاریخچه ها برای افراد آماتور است...( در حد خلاصه کردن سیلماریلیون در 6 خط ... )......و به زودی این جا می بینیش که برات همه چیز رو توضیح می ده..ولی خوب من هم یک اشاره کوچیک می کنم تا مطلب دستت بیاد...
وقتی که تورگان فرزند دوم فینگولفین به نورست بازگشت ...اولمو ( یکی از والار-فرمانروای آب ) بر او ظاهر شد و به او پیشنهاد کرد تا به دره سیریون برود و در آنجا به کمک اولمو , تورگان دره مخفی توملادن را کشف کرد و هنگامی که به نورست بازگشت برای ساخت گوندولین نقشه کشید , شهری به زیبایی تیریون...پس از ساخته شدن گوندولین تورگان و خواهرش ادرهل و مردمانش به آنجا رفتند...به هر حال اتفاقات بسیاری در این شهر اتفاق می افتد از جمله رفتن اردهل از شهر و ازوداج با یک الف سیاه ( ائول ) و بازگشت او همراه با پسرش , ماآگلین به گوندولین ...ائول هم به دنبال آنها رفت و وفتی می خواست زن و فرزندش را پس بگیرد نیزه ای به طرف پسرش انداخت که به آدرهل خورد واو را کشت و وائول هم توسط تورگان کشته شد...ماآگلین عاشق دختر توگان ایدریل شد ولی ایدریل عاشق او نبود و عاشق تور بود...به هر حال پس از اتفاقات بسیار...ماآگلین جای گوندولین را زیر شکنجه به مورگوت می گوید و ودر نتیجه سپاهین مورگوت به شهر حمله می کنند و در این حادثه الف های بسیاری کشته می شوند از جمله : توگان و اکثلیون و گلورفیندل ( از محافظان شهر و گارد مخصوص شاه )... و تور هم ماآگیلن را می کشد و همراه ایدریل و باقی مردمانی که زنده مانده اند از یک راه مخفی فرار می کنند وو به این ترتیب گوندولین سقوط کرد...البته این یک متن خلاصه و هول هولکی بود...اساتید برات توضیح می دهند...
با تشکر از توضیحاتت لگولاس عزیز شما خودت یه پا استادی ! حالا من با استفاده از توضیحاتت , جواب سوالت که گوندولین کجا بود و توضیح خلاصه ای از گوندولین رو هم می دم گرچه چیز اضافه ای نگفتم و فقط یه شرح جمع و جوریه:
گوندولین مشهور به قلمرو و صخره پنهان برای پنهان شدن از دیدرس ملکور و خادمانش , در دوره اول توسط تورگان در شمال بلریاند و در میان کوه های در برگیرنده بنا شد و عقاب ها تحت فرماندهی توروندور از آنجا محافظت می کردند.
ایده ساخت این بنا , از اولمو ارباب آبها و دریاها بود. وی به خواب دو برادر آمد : تورگان و فینرود. و به ایشان مکان هایی امن به جهت ساخت قلمرو فاش کرد (برای تورگان راز هزاران حفره مخفی کانال های رود ناروگ را فاش کرد که به ساخت قلمرو نارگوتروند منجر شد)
به این دلیل که گوندولین شهر مخفی ای بود و باید همینطور می ماند , تورگان به هیچ کسی که داخل این شهر می شد اجازه خروج نمی داد تا هیچ جوری راز ورود به این شهر به خارج درز نکنه. یعنی شهرت گوندولین در این بود که وقتی وارد می شدی یا باید تا آخر عمر اونجا می موندی یا می مردی. اما تورگان یه اشتباهی کرد که به خواهرش اجازه داد خارج شه و با اینکه حق داشت اما همین اشتباه ادامه یافت تا جایی که پس از بازگشت خواهرش و کشته شدن او و همسرش, پسر خواهر او مائگلین بعدها عاشق دختر او شد, و در پی ناکامی اش , از گوندولین رفت و توسط اورک ها دستگیر و شکنجه شد و زیر شکنجه راز گوندولین را فاش کرد و منجر به سقوط گوندولین شد.
هم از لگولاس عزیز و هم از آرون عزیز تشکر می کنم.
درود الروهیر عزیز. ابتدا ضمن ادای احترام به دوستان خوبم لگولاس و آرون، باید بگم که لطف کنید و سریعتر تا آبرومون نرفته اسم این تاپیک رو عوض کنید: شهر پنهان گوندولین، نه شهر گمشده گوندولین.
یک سوتی خیلی بدی هم دادی آرون جان، اون هم اینکه تورگان و فینرود برادر نبودند بلکه پسر عمو بودند. فینگون، تورگان و آردهل فرزندان فینگولفین در حالی که فینرود فیلاگوند، اورودرث، آنگرود، آئگنور و گالادریل فرزندان فینارفین بودند.
در تکمیل توضیحات شما هم باید عرض شود که تور، پسر هور، از خاندان هادور، سومین خاندان اداین بود که از طرف اولمو، به عنوان سفیر به نزد تورگان فرستاده شد تا بهش پیغام بده که دیگه نباید محل شهر رو پنهان کنند، بلکه آشکارا با مورگوث بجنگند. تور هم با راهنمایی اولمو راه ورود به گوندولین رو پیدا کرد و در اونجا بود که ایدریل کلبریندال، دختر تورگان رو دید و عاشقش شد. مائگلین که همونطور که آرون گفت عاشق ایدریل بود، از گوندولین رفت و اسیر اورکها شد و در زیر شکنجه محل گوندولین رو لو داد. در حمله به گوندولین هم مائگلین به شهر برگشت تا ایدریل رو بدزده ولی تور مائگلین رو کشت و به همراه ایدریل از یک راه مخفی از شهر فرار کرد. لازم به ذکره که تور (پسر عموی اینجانب به عنوان قسمتی از اسم مستعارم) در جریان سقوط گوندولین، که در اون ارتشی از بالروگها سوار بر اژدهاها به شهر حمله کرده بودند، با تبر باشکوهش، درامبورلگ، تعداد پنج بالروگ رو کشت. بعد از سقوط گوندولین هم به همراه ایدریل به قلمرو قدسی رفت و تنها انسانی بود که این افتخار بهش داده شد.
اما پسر تور و ایدریل یعنی آرندیل دریانورد هم در پایان دوران اول با کشتیش وینگیلوت با سیلماریلی که برن، پدربزرگ زنش(همسرش الوینگ، دختر دیور و نیملوث، و دیور هم پسر برن و لوتین بود) از تاج مورگوث جدا کرده بود به عنوان قاصد الدار و اداین به سرزمینهای فنا ناپذیران رفت ولی بهش اجازه برگشت به سرزمینهای میرندگان داده نشد و بنابراین به سمت آسمان بادبان کشید.
دیگه کف کردم. برای اطلاعات بیشتر برو به سایت دائره المعارف آردا. یعنی برو به http://www.glyphweb.com و اونجا روی لینک Arda Tolkien site کلیک کن و برو و حالیشو ببر.
اوپس هالباراد من تند و تند اینا رو نوشتم و فینگون و تورگان رو باهم قاطی کردم اما شما هم .... لطفا ... یه کم مراعات ..... درست نبود اینطوری ! اسم تاپیک رو هم کسی زده که اطلاعاتی نداشته نه ما , و برای همین سوتی حساب نمیشه چون نمیدونسته و میخواسته بدونه!
ببخشيد پستم بي ربطه ها ... ولي تورگان و فينرود مقاديري نزديكتر از برادر بودن پس اينو به آرون زياد سخت نگيريد
دمت گرم الانور اصلا این قضیه شون رو یادم نبود ! راستی اون بحثه چی شد ؟ B-):D بیاید راجع بهش بحث کنیم مورد منکراتی رو بیخیال !!!! بزار برم ببینم این تاپیکه کجاست !!
اخ آرون جون گفتي ..... من واقعا علاقه مند به اين بحثم ....
از همين الان آمادگي خودمو اعلام مي كنم .....
چون خيلي كنجكاوم
خوب ...تا=یک مربوطه در کتابخانه های آردا- فینرود هستش... خیلی جالبه...می بینم که دیگه ترستون از فی***یتگ ریخته...خوب همین خودش جایی بسی امید است..=س بقیه موضوع را در تا=یک مربوطه =ی بگیرید...
P.S :ببخشید که p فارسی ندارم...آخه این نوت بوک جدیده هنوز بر چسب فارسی ندارد...
آقا من نمی دونم چرا پستم پاک شد.چجوری می تونم اسم تاپیک رو عوض کنم؟
آرون جان عرض شود که اگر لحنم تند بود شما ببخشید. دوما یه موقع یکی میاد میبینه میگه این دیگه چه سایت طرفدارای تالکینیه که شهر پنهان گوندولین رو نوشته شهر گمشده گوندولین. نمیاد نیگا کنه ببینه کی اسمشو گذاشته که. در ضمن قضیه فینرود و تورگان رو پایه ام. جالبه.
پس چي شد اين بحث فينرود و تورگان كه انقدر هم بهش علاقه داشتيد؟از دوم ارديبهشته كه هيچ پستي ارسال نشده!
گولوم جان دیگه بقیه شم باید با تخیلات خودت بسازی... می بینی که با منتظر بودن توی این تاپیک نتیجه ای نمی گیری ... ( دی دونقطه )...
آخه لگولاس جان خودت میدونی که یه جورایی صحبت کردن از این موضوع ممکنه باعث دردسر بشه. من خودم قبلا با بانو آرون راجع به این مسئله صحبت کرده ام. شما هم بهتره یه کم محدودیتهای سایت رو به خوبی خودتون ببخشید.
داداش والله من سيلماريليون رو نخوندم و اطلاعي از اين داستانها ندارم و هرچي ميدونم از همين سايته.با اين حساب بايد منتظر ترجمه آقاي عليزاده باشم.
با اين همه پيش آگاهي از وقايع كتاب سيلماريليون نميدونم هنوز میتونه برام جذاب باشه يا نه.بالاخره به همت دوستان بيشتر وقايعشو ميدونم ديگه؟(همون D: رفيقمون)
گولوم عزیز حتی من با این چیزایی که می دونم , همین الان که دارم سیلماریلیون رو ترجمه می کنم همش چیزهای جدیدی می فهمم در حین ترجمه خوندم که با خوندن اصلش نفهمیده بودم!
اما از اون طرف ماجرای این دو تا که تو سیل علنا بهشون اشاره نشده!! B-) اینا رو باید خودت بگیری یا از دست نوشته های تالکین تو تاریخ سرزمین میانه حدس بزنی!!! :D
شما تاريخ سرزمين ميانه رو هم خونديد؟!من فكر نكنم تا آخر عمرم يك كتاب كه بيشتر از 7 جلد باشه رو بخونم چه برسه به اينكه انگليسي باشه.واي فكرش رو هم كه مي كنم سرم گيج ميره.شما از كي شروع به جمع آوري اين همه اطلاعات رنگاوارنگ كرديد؟يه سوال شخصي.آرون جان در روز چند ساعت براي سايت و مطالعات تاكيني صرف مي كنيد؟مختاريد جواب بديد يا نه!
من آخه تو این سه-چهار سال تو اینترنت دنبال موضوعات مورد علاقه ام می گشتم و طبیعیه که وقتی موضوعات مورد علاقم از تالکینن , اطلاعات در موردش کسب کنم. در مورد کتاباش , اگه زیاد از تالکین مطالبی بخونی کم کم به نثرش آشنا میشی و برات راحت میشه. خیلی نثر دوست داشتنی ای داره مخصوصا وقتی میای تاریخ سرزمین میانه رو می خونی و میبینی داستانها اول چی بودن که به اینجا رسیدن و همینطور شعرها, و اشعار زیبا و ناتمام تالکین رو اونجا میخونی , اصلا خسته نمیشی!
معلومه كه خيلي زحمت كشيديد تا به اين سطح رسيديد.از راهنماييتون ممنونم.
من که اخر نفهمیدم گوندولین کجای نقشی بلریاند اصلا کوهستان محیط (اخوریات)کجای نقشه است ادرس دقیق ممون میشم کسی کمک کنه
گوندولین دقیقا در کوهستانی محصور، در سمت غرب دورتونیون در شمال بلریاند هست.
سمت چپ دورتونیون (میشه شرق ای تل سیریون و هیت لوم) کوهستانی دایره ای شکل وجود داره که در مرکز اون جا شهر پنهان گوندولین بنا شده.
چرا نرفتن سمت جنوب که از ملکور دور باشن؟
چرا نرفتن سمت جنوب که از ملکور دور باشن؟
اولـآ که هیچ جا برای قدرتمند ترین والـا، دور محسوب نمیشه! ثانیا مسئله دور بودن نیست! باید مخفی میشدن!
درسته ولی اینا دیگه خیلی نزدیک بودن
درسته ولی اینا دیگه خیلی نزدیک بودن
شاید همین هم یکی از عواملی بود که سالیان سال مخفی باقی موند و مورگوث و خادمانش به وجود همچین شهری در میان کوه ها پی نبردند! ارو میداند!
شاید همین هم یکی از عواملی بود که سالیان سال مخفی باقی موند و مورگوث و خادمانش به وجود همچین شهری در میان کوه ها پی نبردند! ارو میداند!
درسته ولی بهتر نبود نیمی از مردمانشون رو به جایی دور دست می فرستادند تا در اونجا ساکن بشن همه شون یکجا جمع نمی شدن؟
یک پادشاه باید همیشه و در هر مکان از مردمش محافظت کنه. فرستادن بخشی از مردم گوندولین به جای دیگه ای منافی صفت پادشاهی و دور از مصلحت بوده. مخصوصا اینکه این مصلحت از طرف یک والا به نام اولمو به پادشاه گوشزد شده باشه.
وانگهی به مرور دیدیم که تمام مردمان آزاد بلریاند توسط مورگوت نابود شده و سرزمین هاشون به تصرف دراومد. حتی اونهایی که توی دژهای پنهانشون مخفی شده بودن. پس فرستادن بخشی از مردم گوندولین به جای دیگه ای باعث کشته شدنشون میشد و ما میتونستیم به این نتیجه برسیم که شاه تورگون نتونست از مردمش محافظت کنه. نتیجه ای که خیلی ناخوشاینده.
گوندولین در شاخابه های کوهستان دوتونیون واقع در شمال سرزمین میانه قرار داشت که توسط شاه تورگون بصورت مخفی ساخته شد و توسط مورگوت البته با خیانت مایگلین خواهرزاده او تباه شد.شمشیر هایی که در آنجا ساخته میشد در سرزمین میانه مانندی نداشت.مانند گلمدرینگ دشمن کوب که شمشیر تورگون بود.و گندالف آن را در غار ترول ها در سال 2941 دوران سوم پیدا کرد.اولمو اخطاری برای تباهی این شهر فرستاد که او تور پسر هور برادر هورین بود که در نیرنایت آرنویدیاد(نبرد اشک های بیشمار)کشته شد.اما تورگون که به شهر خود مینازید به پند خدوندگار آبها عمل نکرد و باعث سقوط گوندولین شد.