راه راست

تعداد پست‌ها: 43

با سلام.

می خوام یه نکته جالب (البته از نظر خودم) براتون مطرح کنم.

بعد از اینکه سیلماریلیون رو خوندم،یه نکته جالب در مورد راه راست و خمیده شدن زمین به ذهنم رسید.

ما تو قران داریم که از خدا می خوایم به راه راست هدایتمون کنه.ولی تا حالا از خودتون پرسیدید چرا راه راست؟

چرا نگفتن راه درست،یا راه سعادت.مگه هر راهی راست باشه یعنی راه درستیه؟

آها...اینجاست که شما باید منظور از راه راست رو با استفاده از سیلماریلیون بفهمید.

خوشحال می شم نظرتون رو در این باره بدونم.

سلام برن!

يه چيزي بگو به عقل اينام برسه. چون فكر كنم چيزي كه گفتي خيلي براشون سنگين بوده و هنگ كردن. به هر حال نكته‌ي جالبيه، منم بهش فكر نكرده بودم، اما واقعا اينطور كه ميگي معنا ميده. تا نظر بقيه چي باشه؟

اصلا كسي فهميد برن چي گفت؟!

پانوشت: من وقت كافي براي سر زدن به اينجا رو ندارم برن عزيز، اين يكي هم به خاطر گل روي تو بود.

lممنون از این آقا(خانوم) بالایی

ولی من فک کنم عقل بچه های اینجا بیشتر از این باشه که شما فک میکنی.

اینکه تو فروم ها معما طرح بشه تا حالا خب اینجوری نبوده.معمولا کسی که تاپیکو میشازه،خودش بحثو باز میکنه و بقیه اگه بخوان ادامه میدن.

این پست رو هم ادیت نمیکنم،اما امیدوارم بقیه پست هات ادیت نخواد

;)

چرا نمیاین

خوب اگه بخوام دلیل بگم :

توی یکی از آیات :

درست یادم نمیاد

معنیش این میشد

دو مشرق و دو مقرب

اگه صاف بود پس دوتا مشرق و مغرب از کجا اومده

خب این چه ربطی به سیل داره؟

میگه:رب المشرقین و المغربین!

این توی کتابای دینی دبیرستان(یا قرآن دبیرستان)هم بود.

گر چه که به نظرم این جزئ چیزاییه که علمای دینی بعد از کشف شدن،به زور خواستن از تو قرآن در بیارن

مث کاری که مسیحی ها با عهد جدید کردن.

راستی مقرب غلطه ;)

حالا این چه ربطی به راه راست داشت.مشرق و مغرب رو میگم!

اگه بخوایم از جنوب به شمال هم نگاه کنیم،باز راست میشه سمت شرق که تو سرزمین میانه ماوای بدی ها بوده که! ;)

آها

درستش مغرب :دی

هیچی ربطش اینه که جواب برن جون رو بگم

بچه ها فقط همین؟!

فکر می کردم بیشتر نظر میدید.

خب گفتم که برن جان،رسم اینه که تو فروم معما طرح نشه دیگه ;)

شما نظرت رو بگو و بچه ها بین در رد یا موافقت باهاش نظر بدن و جلو بریم

ببین..

یه چیزی بگم..

سیلماریلیون..هیچ کمکی برای پیدا کردن فلسفه ی چیزی نمیکنه..

)

اون فلسفه برای سلماریلیون..توسط یک نوع علم بشری که به صورت ناقص هست درست شده..

اون کتاب..هرگز نمیتونه ماهیت واقعی چیزی رو بگه

ولی میتونه برات سرگرمی..پند و خلاصه درس خوبی باشه.

از چیزی که به شکل داستان نقل میشه..و از چیزی که از مغز انسان در میاد..

سعی نکن اعتماد کنی(ولی گوش کن) ولی قران

جونم بهت بگه:

قرآن کتاب آسمانی ما..در مورد همه چیز توضیح داده..

حالا ما یه پیام زدیم بحث رو فلسفی نکنین

گوش ندادین هیچ..پاکم کردین..

بگذریم..

قران در مورد همه چی توضیح جامع داده..

از چهار پا گرفته تا به شریف ترین موجود (انسان)

و صد ها بار بر علم تاکید داشته که با علم فکر کنین و ببینین چیزی که جلوتونه..

سر حاصل چه مغزیه؟

این نمیتونه از یه مغز عادی در بیاد..

و هیچ امتیاز شخصی هم نداره.

من یک بلاگر هستم..در مورد بحث فلسفی.

که در عمق فلسفه ها هم گشتی زدم..

داستان..یه فلسفه ی مصنوعی هست.

چیزی نیست که بتونیم بهش عمل بپوشونیم

مثل مرد عنکبوتی.. که فلسفه اون این بود که:

یه انکبوت نیشش میزنه و (دوزوکسی ریبنو کلیک اسید) که

همون دی ان ای باشه با دی ان ای انسانیش قاطی شد.

حالا شما ها میخوایین راه راست رو با سیلماریلیون پیدا کنین؟

راه راست جوابش..کاملا جلوتونه..

ولی نمیتونین ببینین..

حتی منم نمیتونم.

پیامبر هم نمیتونه معنای کامل قرآن رو در گفتار..بیان کنه(هر چند که میدونه)

معنای واقعی راه راست چیزی نیست که با یه لغت نامه و یا چند داستان یک پارچه حل شه..

معنای واقعی راه راست..و هر چیز دیگری از لطافت..فلسفه..گرفته..تا به سادترین کلمات احساسی

عین عشق...معنایی بسسیار بسسیار عمیق تر از یک جمله دارن..

حتی یادمه برای کلمه ی عشق..یک کتاب نوشته شده..

کتابی رو دیدم که در جلدش نوشته بود(یک عنوان و پنجاه مقاله)

که مربوط به دفاع 8 ساله ی ایران میشد..

ما هیچی نمیتونیم توضیح بدیم..

زبان..

زبان اختراع انسانه..

انسان نباید فکر کنه که با زبان میتونه حرفی رو بیان کنه.

بلکه فقط میتونه ایده نظر خودشو اعلان بداره.

همین..

فقط همین..

نه بیشتر..

زبان انسان..روح نداره.

این ماییم که مغز داریم..و باید روح رو از اون کلمه..دریافت و یا بهش روح بدیم..

با سلام.

ریبو نوکلئیک اسید یا همون RNA و دئوکسی ریبو نوکلئیک اسید DNA

تو اولی قند ریبوز به کار رفته و تو دومی قند دئوکسی ریبوز.(منظورت همین بود دیگه!)

چرا نمیتونه بگه؟!...فعلا که در مورد راه راست بهمون گفت!

بعدشم در مورد هیچ قضیه ای نمیشه به درستی تصمیم گرفت،یا در مورد یه چیزی به طور حتمی نظریه صادر کرد.

عنکبوتت هم غلطه !

بعدشم سیلماریلیون کم کتابی نیست.تالکین هم کم آدمی نیست....

تو به جاهایی اشاره کردی...که عرضش خوندن ندارن...فقط توضیح هستن...

برو سر اصل مطلب

هر چی بود گفتم دیگه!

اصل مطلب هم اول همه نوشته:"راه راست"

اگه ناراحت میشی هم دیگه غلطاتو نمیگم ;)

اگر منظورت غلط املائی هست...اصلا مربوط به خود بحث نیست..

ولی اگر منظورت خود نوشته و خلاصه چیزایی که گفته شده هست...

اون موقع ما حاضریم...رشنت کنیم..

بفرما روشن کن بینم!...

شما دارین فلسفه ی واقعیت رو از دید داستان میبینین...

فلسفه ی واقعیت فراتر از اون چیزی هست که شما اونو سوژه ی تقایس داستان قرار دادین..

داستان رو با متا فیزیک گاتی کردین....

البته خودم نقش اساسی داشتم...چون مردم علایقشون در این زمینه زیاده و واکنش + نشان میدن..

حالا من یکی از اعضای فروم میپرسم ازت...

چرا دارین فلسفه ی داستان رو با فلسفه ی واقعیت...تقایس و اینا رو با هم پیوند و البته سعی در گاتی کردنشون دارین..؟

حال که تالکین خدا نبود...و سیلماریلیون...قران نبود...

که از تفسیر کلامش...رویداد دور اطراف خودتو تعبیر کنی...

اگر اینجوری بخواییم نگاه کنیم که راه راست رو با سیلماریلیون بفهمیم..

پس باید گاندولف..سرنوشت مایار...سرنوشت موجودات اردا رو از قران بفهمیم..

این دو تا کاملا.....نه کاملا....100% جدا از هم هستن

نه!

اون فقط یه مورد بود....که اتفاقی قران هم تصدیقش میکرد....

بعدشم یه مشکل اساسی اینجا وجود داره....اونم اینه که من سیل رو یه جورایی به واقعیت وصل میکنم....ولی شما نمیکنی...

تالکین هم خدا نبوده ولی بنده خدا بوده که.....

برن عزیز،باز هم منظورتو از ساخت این تاپیم نگفتی.

میشه نظر خودتو بگی؟ما منتظریم که روش بحث کنیم

بابا دمتون گرم....خوب جوری ویرایش میکنید ها....ولی آخه اون کلمه که مشکلی نداشت! ;)

من گفتم تو قران گفته راه راست که با راه راست سیل هم جور در میاد....همین.

کلا لغاتی که یکم مورد دار باشه ویرایش میشه!

با سلام.

می خوام یه نکته جالب (البته از نظر خودم) براتون مطرح کنم.

بعد از اینکه سیلماریلیون رو خوندم،یه نکته جالب در مورد راه راست و خمیده شدن زمین به ذهنم رسید.

ما تو قران داریم که از خدا می خوایم به راه راست هدایتمون کنه.ولی تا حالا از خودتون پرسیدید چرا راه راست؟

چرا نگفتن راه درست،یا راه سعادت.مگه هر راهی راست باشه یعنی راه درستیه؟

آها...اینجاست که شما باید منظور از راه راست رو با استفاده از سیلماریلیون بفهمید.

خوشحال می شم نظرتون رو در این باره بدونم.

من اطلاع زیادی از عربی ندارم

ولی باید اول دید مستقیم تو عربی از نظر لغوی چه معناهایی داره ( اگه منظورت صراط مستقیم باشه )

بعد باید ببینیم قبل از نزول قرآن این ترکیب استفاده می شده تو عربی یا نه منظورم اینه ببینیم از عبارات اورجینال قرآن هست یا نه؟ خدا از یه ترکیب مصطلح استفاده کرده.

برن عزیز اگه بگی تو کدوم صفحه سیل بود میشه دید ترجمه از چه کلمه های انگلیسی هست.

چون فکر کنم این مقایسه رو کلا از ترجمه دو تا اثر به فارسی انجام دادی.

در قسمت آخر سقوط نومه نور،که فکر کنم آکالابت باشه.

این دوتا پیام فکر کنم کلا از بحث خارج شدن..

بحث در مورد اینه که راه راست رو از قران بفهمیم یا از سیلماریلیون...

منم بار ها گفتم..

سیلماریلیون تخصصش در چیز دیگریست...

اصلا انگار کسی صدای مارو نمیشنوه...

عزیز من راه راست سیلماریلیون که فهمیدن نمی خواد.خودش معلومه.

ولی تو می تونی راه راست قران رو از سیلماریلیون بفهمی.

من معتقد هستم...این دوتا...هر دو به چیز های ...بسیار دیگری...اشاره دارن...

حتی خدایی که برای سیلماریلیون طراحی شده...متفاوت از خدای ماست...

حتی اون مجوداتش...

ختلف از ماست...

از نظر من بهتره برم ستاره های آسمون رو بشمورم تا به تفکر در مورد سیلماریلیون...

سیلماریلیون به چشم خیلی ها هنوز یه کتاب قصه هستش...(نه بیشتر)

اگر بر همون قران که راه راست رو برات پیشنهاد کرده...

بیشتر فکر کنی...

نیازی نیست..انقدر انسان ... خودشو به دور سوال بپیچونه

بله،کاملا متفاوته.

اون خیلی ها هم اشتباه می کنن.

سوالی در کار نیست که من خودمو به دورش بپیچونم!

ای بابا کی گفت شما..

من منظورم صاحب این تاپیک بود..

فکر کنم سازنده این تاپیک خود برن باشه!درسته؟ :D

سیلماریلیون کتاب نجات بشری از شر بدی ها نیست،اما مسلما داستانی است که میشه ازش در زنده گی استفاده کرد

خیلی دلم میخواست هنوز مدیر بودم و نصف پستهای ملکور رو ویرایش یا پاک می کردم!

آخه این چه طرز پست دادنیه؟ اکثرا یا اسپم یا پر غلط املایی! یه کم احترام به بقیه کاربرها و سایت آردا بذارید.../

/

در مورد بحث قرآن و سیلماریلیون... من حرف زیادی نمی زنم فقط یه خطی هست که اعتقاد منه و بوده و شاید خواهد بود... و اون اینه:

"تالکین قهرمان منه, سیلماریلیون کتاب مقدس منه, و اِرو خدای من."

اینم از خوبی ما..

حرف غلط املایی حرف العان نیست..

بی شک اگر جای من بودین و میدیدین به چه سرعتی دارم تایپ میکنم ..

میفهمیدین امکان داره اشتباه تایپی و سرگرم بودن...

امکان داره زلزله رو ظلظله بنویسی..

برای من کلمات مهم نیستن...

برای من خود موضوع مهمه..

به هر طریقی که شده باید منظورمو برسونم..

منم حرف های شما را به فال نیک میگیرم

و رسیدگ میکنم

سلام بر بانو آرون عزیز.

خوشحالم از اینکه دوباره اومدید.

جناب ملکور مشکل تو با تالکین و اثارش چیه؟ بگو من نمیتونم از فلسفه ی تالکین سر در بیارم وگرنه عمق وپر مغزی سیلمارین تو هیچ کتاب فلسفی پیدانمیشه در ضمن علم ومعرفت تالکین ناقص یا غلط نیست لطفا موقع نظر دادن انصاف کن.

وقتی شما انصاف را دادین..

من نیز خواهم داد...

ur zi tala ishi gundatuluk sha irzi borzu guthruzu mau...lat ishi ufum

اور زی تالا ایشی گنداتولوک...شا ایرزی برزوو گدروزو ماو...لت ایشی افوم...

به زبان مردور ها یه چیزی رو بهت گفتم..

اگر بخوایی بدونی چی هست؟

که البته جوابت است...

برو یادش بگیر...

منم دیگه زیاد تو این سایت نمیمونم..

دیگه دارم میرم..

به اونی هم که این تاپیک رو زده..

باز هم میگم..

راه راست از راه سیلماریلیون جداست..

اصلا فلسفشون با هم جدان..

در هر صورت شما هم نظر خودتونو کامل دادین..

باز هم میگم..

هر وقت شما انصاف بدی..

میبینی منم انصاف دادم

با سلام.

بگو ببینم ملکور جان مشکل تو چیه؟! :D :D :D

اصلا چی می گی؟

حرف حسابت چیه؟

هیچم از هم جدا نیستن،یکین.فلسفشونم یکیه.البته راه راست قران که فلسفه نداره.ولی با نوشته شدن سیل فلسفه دار شد. :D

بنظرم کل پستای این تاپیک اسپم هستن<_<

و هیچکدوم درست و حسابی به بحث نپرداختن...

نظر من موافق هست با نظر ایجاد کننده ی تاپیک.{برن} اینکه راه راستی که سیلماریلیون مطرح میکنه خیلی شفاف میکنه صراط مستقیم در قرآن رو...پست اول تاپیک واضح بیان شده و نیازی به تکراش نیست. همین قدر بگم که دوستان کمک کنن در تحقق این معمایی که مطرح شده. تاپیکای قدیمی رو از توی گنجه بیرون بکشیم و زنده شون کنیم. هدف ما اینجا همینه.بعضیامون یادمون رفته...

اینکه راه رفتن به والینورِ برچیده شده، راست و مستقیم شده حتما پشتش تفکری خوابیده. که باید بیدار بشه. بسسشه هر چی خوابیده:((

نمیدونم توی تاپیک دیگه ای بحث شده یانه. چون بنظر خودم کاملـا جدید اومد.

من آخرش ندونستم هدف از این بحث چی بود ولی فقط میتونم بگم متاسفم بابت پست 29 این تاپیک

دیگه زیاد نرین تو نخ تاپیک های قدیمی {تکذیبیه!} :دی

بله به نظر من هم مفهوم راه راست در سرزمین میانه که در واقع راه رسیدن به والینور هست، همان مفهوم صراط مستقیم ـه. قویا تاکید میکنم که از این حرف نمیشه استنباط کرد اسلام یا قرآن الهام بخش تالکین بوده چون مفهوم صراط مستقیم در ادیان دیگر هم مطرح شده (گرچه در اسلام خیلی جامع تر و موکد تر) و این که ببینید چرا تالکین میاد و والینور رو از دسترس مردم و از مدارات سرزمین میانه خارج میکنه به جایی که فقط افراد خاصی میتونن راهش رو پیدا کنن و این پیدا کردن ابزاری و فیزیکی نیست که مثلا جاده ای کشیده شده باشه یا با فضاپیما یه سمت و ارتفاعی رو نشون کنن و برن بلکه بنظر من به شدت یک مفهوم اعتقادی و ایمانی است و امری حسی و روحی. در ظاهر، کشتی مسیر مستقیمی رو از اندور میره تا برسه به والینور اما باطن این مسئله خیلی عمیق تره. اون هایی هم که نمیتونن پیداش کنن چرا نمیتونن چون از مسیر راست خارج میشن...

پ.ن

در مورد اسپم و این ها هم باید بگم واقعا مناسب نیست پست هایی که جزو تاریخچه فروم بودند و سال ها راکد موندند و کاربرانش هم یا اصلا به فروم نمیان و یا به ندرت میان رو حذف کنیم. گرچه نا مربوط یا خارج از بحث یا اسپم باشند. تصمیمات مقتضی اون ها در همون سال ها گرفته شده...

با عرض شرمندگی باید بگم کلا با استدلالات مخالفم!

وجود مسیر مستقیم(یا راه راست) اصلا تعبیر مذهبی نداره!

اگر راه راست (در اینجا) معادل راه رستگاریه پس چرا فقط الف ها بلدند این راه رو؟ یعنی آدم های نیک کردار رستگار نمی شند؟ اصلا والینور نماد رستگاری نیست! سرزمینی است برای زندگی نامیرایان که اتفاقا برای انسان ها و سایر نژادهای فانی نتیجه ای جز فرسودگی و مرگ نداره!

این کار صرفا برای این بود که انسان های سر کش دوباره فیلشون یاد هندستون نکنه و ماجرای آر-فارازون تکرار نشه و در واقع تدبیری بود که ارو اندیشید برای جلوگیری از دست اندازی انسان های سرکش به سرزمین نامیرایان و از طرفی باعث جلوگیری از به خطر افتادن جان انسان های جاهل می شد!

دقیقا موافق حمیدم. اگر دقت کنین بعد از قضیه آر فارازون این راه مستقیم ایجاد شد و بیشتر شبیه یه سیستم دفاعی میمونه تا یه چیز معنوی. فقط الفها رستگار میشن ؟؟؟؟ یه کم یه طرفه نیست این مساله ؟؟؟

از نظر من راه راست قرآن رو اصلا نمیشه با این راه راست یکی کرد . اگر والینور همون تالار های ماندوس بود شاید ولی والینور فقط یه سرزمین بدون جنگ و خونریزی سرسبز شاد و بدون دغدغه هست برای نژاد هایی که نامیرا هستن. همینو بس. اما راه راست قرآن یا ادیان دیگه منظورشون مسیری هست که شما رو به بهشت (سرزمین زندگانی ابدی که مخصوص انسانهاست ) میبره. پس لطفا قاطی نکنین بحثارو.

البته من با نظر دوستان در پستهای قبلی در باره این که از سیل میشه درس گرفت و حتی الگو برای زندگی موافقم. ولی بهتره فلسفه داستانی فانتزی رو با فلسفه بحثی دینی قاطی نکنیم چون نتیجه بحث به دودستگی و فقط مخالفت ختم میشه. تجربه این رو میگه.

حمید:

والینور که از ابتدا برای انسان ها ممنوع بود چیز جدیدی نیست.

ضمن این که جایگاه انسان ها پس از مرگ کلا بر همه پوشیده است و جایی میره غیر از تالار های ماندوس که الف ها میرن پس امکان نداره راه رستگاری و غایت زندگی این دو نژاد هم یکی باشه.

سوما که درسته برای جلوگیری از تکرار حوادثی مثل نومه نور و دست درازی انسان ها، ارو والینور رو از دسترس خارج میکنه، در واقع خارج مدارات و زمین سرزمین میانه اما چرا از خط مستقیم و راست یاد میکنه و این که چرا برخی که تلاش میکنن نمیرسن؟! چون تو این مسیر مستقیم قرار نمیگیرن...

من در واقع استدلالی ارائه ندادم و این رو هم قطعی نمیدونم که مشخصا تالکین نظرش روی این بوده و منظورش بحث های مذهبی و اینا بوده اصلا. همونطور که گفتم بنظرم این یک مفهوم حسیه چون اولین باری که متون مربوط به این قضیه رو در کتاب خوندم همین حس و مفهوم بهم دست داد که این قضیه همش ظاهر نیست و مهم هم همینه که یک نویسنده منظورشو بتونه در طی داستان به مخاطبش منتقل کنه.

با حرف حمید کاملا موافقم. راه راست در آردا هیچ ربطی به صراط مستقیم در متون دینی نداره.

مگه برای الفها راه دیگه ای هم غیر از این راه مستقیم هست؟ مگه کسی میتونه راه دیگه بره؟ راهی که همه میتونن ازش رد بشن و باید هم ازش رد بشن دیگه صراط مستقیم نیست!

پستای اول تاپیک اصلا در شان بچه های آردا نبود:((

اینکه گفتین راه راست رو از قرآن بفهمیم یا از سیل به نظرم خیلی مسله واضح و بی موردیه . چون توی سیلی که من ده بار خوندم همچین چیزی ندیدم !! سیل تو زندگی خودم خیلی زید تاثیر داشت حتی بیشتر از قرآن شاید . اینو قبول دارم. اما سیل چیزی به نام راه راست برامون نشون نداده. راه راست اگه راه والینور هست اون وقت همه چی منتفیه ! یه دسته ای حتما میرن والینور راه راستو طی می کنن و هیچ مس نمی مونه یه نژاد هم نمی تونن برن ! و تو کل سیل این.یکی از تضاد هاییه که تو سیل وجود داره. فین گولفین هم میره ماندوس مایگلین هم ! و این یکی از انتقادای من به سیله ! اصلا تو سیل مگه راه راستی وجود داره? اگه داره منو مجاب کنین که داره بعد بشینیم دربارش بحث کنی ! :))

اخرای صفه دورو الان دیدم اگه حرفم بیخود و تکراریه ببخشید!

با سلام.

می خوام یه نکته جالب (البته از نظر خودم) براتون مطرح کنم.

بعد از اینکه سیلماریلیون رو خوندم،یه نکته جالب در مورد راه راست و خمیده شدن زمین به ذهنم رسید.

ما تو قران داریم که از خدا می خوایم به راه راست هدایتمون کنه.ولی تا حالا از خودتون پرسیدید چرا راه راست؟

چرا نگفتن راه درست،یا راه سعادت.مگه هر راهی راست باشه یعنی راه درستیه؟

آها...اینجاست که شما باید منظور از راه راست رو با استفاده از سیلماریلیون بفهمید.

خوشحال می شم نظرتون رو در این باره بدونم.

من کلا منظور از این تاپیک رو نفهمیدم. سوال دقیقا چیه؟ اگه منظور از راه راست روش و سلوکیه که باعث سعادت انسان بشه چه ربطی به خمیده شدن زمین داره؟ (اینکه سعادت انسان ها در چیه یه بحث جداگانه است که فکر نمیکنم لازم باشه درموردش اینجا بحثی صورت بگیره چون میره در حوزه اعتقادات شخصی). اینطور که من از این سوال فهمیدم: "آیا هر راه راستی راه درسته" ایشون یه راه خط کشی شده روی زمین میخوان که بهشون بگن این راه رو برو تا به سعادت برسی. واقعا خنده داره!

این تاپیک از نظر من همون اول باید بسته میشد. چیزی برای بحث کردن وجود نداره.