سلام به همه. خوب با اجازه دوستان من یه توضیح مختصر در این مورد بدم (البته با یه مقدار مقدمه ) :
وقتی که نومه نوری ها به رهبری النیل و پسران مقتدرش ایسیلدور و آناریون به سرزمین میانه اومدن و پادشاهی رو تاسیس کردن اونها بزرگترین مشکلشون سارون نبود چون تصور می کردن که سارون در سقوط نومه نور از میان رفته در حقیقت اونها از مردمان وحشی و ساکن در سرزمین میانه بیشتر احساس نگرانی می کردن اونها بیشترین مشکل رو از جانب مردمان درواداین و Gwathuirrim بوده . اصلا مبنا و فلسفه ساختن دو دژ معروف آگلارند و آنگرنست( که بعدها ایزینگارد نامیده شد) بدست اسیلدور و آناریون جلوگیری از شورش همین مردمان و سرکوب اونها بود؛ دوراداین ها اونجور که در کتاب افسانه های ناتمام نوشته شده از مردمانی بودند که از دوران اول در بلریاند ساکن بودند و بعدها در کوهای سفید ساکن شدند و دژ دونهارو که جاده های مردگان از میان اون می گذشت و همینطور مجسمه های مردان پوکل از ساخته های دست اونها بود. Gwathuirrim هم شاخه از درواداینها بودند که اجداد مردمان بری به اونها می رسه اونها بسیار به سمت سارون تمایل داشتند و به بندگی اون و جادوی سیاه اون روی آورده بودند. بهر حال بعد از ساخته شدن آگلارند وآنگرنست ایسیلدور که پادشاه جنوب بود اونها رو وادار به تسلیم کرد و اونها هم پیمان وفاداری بستند و قول دادند که خراجگذار ایسیلدور باشند و در جنگهای احتمالی به او کمک کنند در حقیقت اون قولی که به ایسیلدور دادن مال این موقع بود.چون درسته که الندیل پادشاه تمام سرزمین میانه بوده اما پادشاه جنوب سرزمین میانه ایسیلدور بوده و اونها برای ایسیلدور سوگند وفاداری خوردند . اما بعد از برگشتن سارون از نومه نور و جنگی که شروع کرد در زمان آخرین اتحاد انسانها و الفها وقتی ایسیلدور از اونها تقاضای کمک کرد اونها قبول نکردند. اونجا ایسیلدور به عنوان شاه جنوب تهدیدشون کرد که اگه معلوم بشه اتحاد از سارون قوی تره اونها به نفرین دچار می شن و بعد از اینکه جنگ تموم شد و ایسیلدور بجای الندیل به تخت نشست انوقت همون نفرین معروف روکرد. اونها هم به تدریج و درطول زمان به عواقب این نفرین دچار شدند و بخاطر جنگهای داخلی و بیماری همشون مردند.
در مورد اون پیرمردی که در جلوی در نشسته من چیزی ندیدم بجز اینکه گفته شده به احتمال زیاد از مردان نومه نوری بوده به این دلیل که وقتی که بالدور و برگو از اونجا می گذشتند به زبان وسترنس با اونها صحبت کرده و به اونها هشدار داده ، که زیاد هم دور از ذهن نیست چون یه نومه نوری از تاریخ و داستانها و فرهنگ عامه نومه نوری ها اطلاع داره.در مورد اون نوشته های سردر هم گفته شده که بدست مردمان نومه نوری نوشته شده به دو دلیل اول اینکه دربین Gwathuirrim و درواداین ها خط و کتابت رایج نبوده و دوم اینکه اون نوشته ها در بخط وسترن نوشته شده اند. در مورد اون بقایای جسد اون مطمئننا جسد بالدور بوده ؛ من این جمله رو در این مورد دیدم :
past another door where Aragorn and company found the remains of Baldor, son of the second King of Rohan, Brego