آرنور

تعداد پست‌ها: 70

ارنور

سلام به دوستان گرامی میخواستم درباره ارنور اطلاعاتی به شما بدهم لطفا هر کمبودی در این تایپک دیدید پست بدید.

فرمانروایی ارنور در سال 3320 د.د توسط الندیل تاسیس شد و پسران او هم گوندور را بنا نمودند پس از تاسیس ارنور جمعیت انبوهی از نومه نوریان به رهبری تارمنلدور وتارالدارین مهاجرت به این سرزمین را اغاز کردند قبل از ورود نومه نوریان به ارنور در ارنور قومی بیابان گرد به نام اداین بود که کم کم با نومه نوریان ترکیب شدند الندیل ومردمش تحت حمایت گیل گالاد پادشاه نولدور بودندالندیل برخلاف نومه نوریان دوستدار الف ها بود.( البته خود الندیل هم نومه نوری بود) در اواخر دوران دوم زمانی که سارون سایه ی شومش را به سرزمین میانه گستراند ارنور وگوندور و فرمانروایی نولدور با یکدیگر متحد شدند انان در مقابل سارون صف ارایی کرده این نبرد به نام اخرین اتحاد شناخته میشود وهفت سال طول کشید در موردور و دشت های داگورلد صورت گرفت اخر سارون از بارادور پایین امده الندیل کشته شد ولی پسرش به سارون حمله کرد وسارون راشکست داد و او حلقه ی قدرت را از دستان سارون بیرون کشید ارنور پس از این نبرد صدمات زیادی را دیدبخش هایی از ان خالی و بی سکنه شدند ایسیلدور در سال 2 د.س توسط ارک ها وهمراه با سه پسرشکشته شد ولی اویک فرزند دیگر هم داشت ودر ریوندل بود ودر همان سال پادشاه ارنور شد ارنور پس از این جنگ هیچ گاه ترمیم نشدوالا ندیل پسر ایسیلدور و وارثانش هیچ وقت ادعای مالکیت بر گوندور نداشتند برای همین گوندور از امپراطوری ارنور جدا شد فرمانروایان گوندور از پسران اناریون بودند ولی در سال های بعد نثل انان منقرض میشود در سال 861 د.س پایتخت ارنور به فورنوست انتقال پیدا کرد پس از مرگ اعارندور جنگ بر سر مالکیت بر ارنور بین سه فرزندش در گرفت و ارنور به سه پادشاهی:ارت اداین که توسط املایت پسر بزرگش اداره میشد ودو برادر دیگرش امپراطوری های دیگه ای به نام کاردولان ورودعور به وجود اوردند در حوالی سال های 1200 یک قدرت در انسوی اتنمورس در حال رشد بود قدرتی به نام انگمار که فرمانروای این حکومت یکی از قدرتمند اشباحان حلقه به نام ویچ کینگ{شاه جادو پیشه} بود او نومنور های سیاه و ترول های کوهستان را فریب داد و ارتشی از ان ها پدید اورد ویچ کینگ یورشش به ارنور را شروع کرد و به رودعور کاردولان حمله کرد سالها بعد ارگه لب به پادشاهی کاردوان رسیداو استحکاماتی زیادی به تپه های شمال افزود و نیرو های انگمار را عقب کشاند در سال 1409 انگمار از رودخانه هو ران در شمال رد شد امون سول را با خاک یکسان کرد کاردولان را نابود در نهایت ارتشی از الف ها که به رهبری الروند هدایت میشدند توانستند نیرو های ویچ کینگ را تا ان سوی هو ران عقب بزنند اما درسال 1974 ویچ کینگ شروع به حمله های دوباره کرد فورنوست را نابود کرد وپادشاهی ارت اداین را برای همیشه برانداخت ریوندل محاصره شد وپادشاهی های باقی مانده در ارنور از گوندور درخواست کمک کردند گوندور پذیرفت وبا ارتشی با ور نکردنی به ارنور رفت دومین اتحاد شکل گرفت و به طرف کارن دام حرکت کردند امپراطوری انگمار نابود شد ویچ کینگ از سرزمین میانه فرارکرد امپراطوری شمال از بین رفت و مردمانش تا مدت ها بیابا نگردی کردند تا سال 1 د.چ که توسط اراگورن دوم باز این امپراطوری عظیم به وجود امد.

اگه بد بود واقعا ببخشید خیلی خلاسش کردم.

راستی اینو یادم رفت بگم:درباره این تایپک نظر بدین

طاعون بزرگ

در سال 1636 د.س طاعونی بزرگ سرزمین میانه را فرا گرفت البته بیشتر در گوندور و ارنور در سال های اول اسگیلات و میناس تریث به شدت صدمه دیدند 50 درصد مردم گوندور کشته شدند حتی کارگذار گوندور تلمنار این طاعون حرکت خود را اغاز کرد و هر انجه در سر راه میدید نابود میکرد سر انجام به ارنور رسید کاردولان را نابود کرد انقدر کشت که برای کاردولان جمعیتی باقی نمانده بود مخصوصا در بلندای گور پشته در شمال کاردولان. ویچ کینگ این فرصت را غنیمت شمرد و حملاتش را از نو شروع کرد ولی با موجودات جدیدی به نام بارو-وایت خوشبختانه طاعون به رودعور و ارت اداین صدمات زیادی وارد نکرد ولی هابیت ها از شایر صدمه زیادی دیدند انگمار حمله خود را از طرف شمال شرق اغاز کرد حملاتی سنگین تا شایر پیش رفت ولی وقتی زمستان تمام شد توسط الف ها به عقب نشستند.

اخرین حمله ی انگمار

زمانی که انگمار در سال 1974 د.س به ارنور حمله کرد ارت اداین نابود شد و فرمانروایش ارادوی به فروخل فرار کرد و از ادم برفی های انجا در خواست کمک کرد.پسر او اران ارت به سوی کیردان حرکت کرد تا با کشتی از گوندور در خواست کمک کند.زمانی که ادم برفی ها به بندرگاه شمال رسیدند تا ارادوی را فراری دهند به ارادوی گفتند که دریا طوفانی است و نمیتوانند حرکت کنند و به او گفتند قدرت انگمار در اینجا حکم فرماست و بهتر است تابستان حرکت کنیم ولی ارادوی قبول نکرد پس حرکت کردند ولی مدتی نگذشت که موجی امد وهمه ی کشتی های ادم برفی ها رو نابود کرد حتی پسر اوهم پس از چند وقت به طور مشکوکی در گذشت ولی سرانجام گوندور برای کمک شتافت و انگمار را نابود کرد پادشاهی شمال تا سال 1 د.چ از بین رفت ولی سرانجام اراگورن دوم ان را برپا کرد.

دوستان هر سوالی داشتن اعلام کنند.

پرفكت !

اما خواهشا روي تلفظ هات كار كن . سارون و كارن دام و...

پيشنهاد ميكنم تاپيك آنگمار رو هم پيدا كني و بخوني . اطلاعات خوبي از سقوط آرنور دستگيرت ميشه .

سارون رو به خاطر این نوشتم چون که روی کی برد لپ تابم همزه نداره باز معذرت میخوام.

ولی مگه کارن دام درست نیست؟

ببخشید ولی این مطالب رو خودت نوشتی؟ یا از جایی ترجمه کردی؟ به نظرم کاملش کنی و بدی بذارن توی سایت بهتر باشه

همون اول تاپیک کامل نشه بهتره. گاماس گاماس...

اونجوری به همه ی قسمتا خوب رسیدگی نمیشه. یعنی همه ی مطلبا زیر و رو نمیشن.

ولی فکر نکنم که بخواد تاپیک رو ادامه بده و کاملترش کنه؟ برای همین گفتم به صورت مقاله درش بیاره و بذاره اش توی سایت.

آره خب اگه از خودش نوشته بهتره مقاله اش کنه. اما تاپیک فایده اش بیشتره. واسه ما !!!

اگه میخواین کاملترش میکنم ولی حق با LObeLia خانم هستش بهتره به شکل تایپک باشه تا مقاله.

به گاندالف:خودم نوشتم از بعضی سایت ها و کتاب های تالکین

دوستان لطفا هرچه زود تر بحث های مقاله و تاپیک رو تموم کنین. نمایه مکان مورد نظر برای این بحث هاست...

هر کسی سوالی در مورد آرنور داره میتونه در این تاپیک بپرسه تا بقیه نظر بدن.و همچنین مطلبی تصویری چیزی دارین بسم الله...

هر کس بیاد و خواهان اطلاعاتی در مورد آرنور باشه مطمئنا از روی این 5 پست بالا رد میشه اما استثنائا من میذارم بمونن!

1-آیا پادشاهی آرنور شایر رو به هابیت ها داد؟

2-شایر جزو قلمرو کدوم یکی از سه پادشاهی حکومت آرنور بود؟

1-آیا پادشاهی آرنور شایر رو به هابیت ها داد؟

2-شایر جزو قلمرو کدوم یکی از سه پادشاهی حکومت آرنور بود؟

1:وقتی که هابیت ها مهاجرت رو به شایر اغاز کردن کم کم در شایر ساکن شدند و به مرور زمان شایر از پادشاهی ارنور خارج شد{فقط از پادشاهی نه از خود ارنور}

2:به جواب یک نگاه کن.

1-آیا پادشاهی آرنور شایر رو به هابیت ها داد؟

2-شایر جزو قلمرو کدوم یکی از سه پادشاهی حکومت آرنور بود؟

در واقع خیر، تا قبل از سقوط آرنور، نماینده داشتن اونجا

بعدش تاین رو به عنوان نماد انتخاب کردن و اینا

قلمرو کدوم رو هم نمیدونم

یک سوال داشتم بارو-وایت ها چه نوع موجودی بودن؟{میدونم خودم اون بالا نوشتم ولی خب...}

بارو وایت ها همون اشباح مرده هستن که در بازیه نبرد سرزمین میانه دیده میشن

مثلا همون اشباحی هستند که در مرداب های موردور فرودو با هاشون روبرو شد

در بازی هم درنقشه های dead marshes زیاد ازشون می بینیم کلا روح های سرگردان کسانی که به سایه ها پیوستند

مثلا وقتی با مورگول بلید ویتچ کینگ و مورگومیر سرباز ی رو بکشی به بروو وایت تبدیل میشه.

میخوام یه سری توضیحات کمی در مورد حمله ی متحدین در سال 1975 د.س به انگمار برای پس گرفتن ارنو و اریادور بدم:

در سال1974 د.س جادوپیشه با لشکر عظیمی در طول زمستان به ارت اداین حمله کرد در ارنور فقط ارت اداین در حال جنگ بود بقیه ی جاها یا محاصره شده بودند یا نابود در این نبرد فورنوست و امون سول نابود شدند وتکه پاره سنگ هایی از ان ها به جا موندند بازماندگان ارت اداین و کاردولان ومردمان خوب رودعور(همزه ندارم)به سوی بندرگاه های خاکستری حرکت کردند تا از گوندور در خواست کمک کنند گوندور در ان زمان در حال جنگ با رون و هاراد بود و تقریبا در تمام جنگ ها پیروز مانده بود انها بندرگاه های اومبار در غرب هاراد رو گرفتن و همچنین جنوب رون درخواست کمک به دست پادشاه گوندور رسید او پسرش را با لشکری 20000 نفری به بندرگاه های خاکستری فرستاد از این لشکر 6000 نفر سواره وجود داشت در اوایل بهار 1975 د.س به بندرگاه ها رسیدند انان با بازماندگان دونه اداین وکمانداران شایر ترکیب شدن سپس به سمت ریوندل حرکت کردن گیردان نیز با ارتش خود به اون ها پیوست ارتش متحدین به 25000 نفر رسید سواره نظام گوندور به تپه های ایون دیم حرکت کردند(تقریبا چند مایل بالاتر از انومیناس)ودر ان جا کمین کردند ارتش پیاده نظام که 19000 نفر بود به سمت فورناست حرکت کردند تا ان جارو پس بگیرند جادوپیشه از دیوار ها ارتش متحدین رو دید او مصمم شد که پیروز خواهد شد برای همین ارتشش را به بیرون از دیوار برد دو ارتش در مقابل هم ایستاده بودن که ناگهان صدای شیپور های هر دو طرف به صدا در اومد ارک ها وموجودات اهریمنی دیگه جادو پیشه دیوانه وار به سمت متحدین حرکت کردند جنگ ساعت ها طول کشید بالاخره جادوپیشه مجبور شد عقب و به اتن مورز پناه ببرد اما سواره نظام در کمین انان نشسته بودن در ایون دیم از جلو و از پشت به ارتش جادو پیشه حمله کردن ارتش شکست خورد و فقط تعداد کمی از اورک ها و نومنور های سیاه به کارن دوم برگشتن اما ویچ کینگ هر طور که شد به اتن مورز رفت شاهزاده گوندور به دنبال اورفت اما وقتی جادو پیشه سرش را برگرداند اسب شاهزاده رم کرد سپس گلورفیندل با اسب خود به دنبال او رفت ولی جادو پیشه به سایه ها رفت وسپس در جنگ های حلقه باز گشت به دست یک زن که شاهزاده ی روهان بود کشته شد همونطور که گفتم تعداد کمی از ارک ها ودیگر انسان های پلیدبه کارن دوم فرار کردن ارتش به سوی کارن دوم روانه شد و در سال 1976 د.س کارن دوم در هم شکست و 1000 سال سرزمین میانه در ارامش بود.

من اسم این جنگ رو نبرد دومین اتحاد گذاشتم البته شایدم درست باشه!

دوستمون راداگاست هم طوری نوشت که هیچی رو از قلم نینداخت.(فکر کنم دیگه جایی برای سوال نذاشته باشی راداگاست :ymapplause: )

ولی با این وجود بازم میشه بحث هایی در مورد آرنور به وجود بیاد:

توجه:مطالب زیر فقط نظرات شخصی بنده است و امیدوارم به کارتان بخورد و مطالبی صحیح باشد.

اول یه سری سوال ممکنه در مورد جمعیت آرنور و هم چنین تقسیماتش پیش بیاد . بنده یه لیستی از ماندگاه های عمده آرنور تهیه کردم:

شهر آنومیناس: میشه گفت در دوران یکپارچگی پادشاهی شمالی یعنی تا پایان پادشاهی ائارندور(هشتمین وارث خلف ایزیلدور) , پایتخت و شهر عمده ی آرنور محسوب میشد.

شهر فورنوست : شهر عمده ی آرتداین و همچنین سراسر اریادور بعد از متروکه شدن آنومیناس.

شهر تاربد: البته هنوز مشخص نیست که این شهر زیر کنترل گوندور بود یا آرنور. بنده فکر میکنم زیر کنترل آرنور باشد.زیرا فاصله ی این شهر تا نزدیک ترین دژ گوندور(که میشه اورتانک) بسیار زیاد است. از این رو این شهر را جزو آرنور حساب می کنم. به عقیده ی بنده این شهر پایتخت پادشاهی کاردولان است(البته در کتاب اطلس میانه چیزی دیگری ذکر شده ولی من دلایلم را در پست بعدی بیان خواهم کرد)

شهری بی نام: هم بیلبو و هم فرودو در هنگام سفر به ریوندل اثری از ویرانه های برج هایی بر فراز تپه ماهور های ترول ها(troll shaves) دیدند. یحتمل این دژ باید شهر عمده ی رودئور باشد.

علاوه بر شهر های بالا می توان از سکونتگاه های بری و شایر نیز نام برد. به طور قطعی روستاهای بی شماری نیز در آرنور وجود داشتند. به عقیده ی بنده یکی از آنان در کنار جاده ی بزرگ ساخته شده بود. آراگورن در فصل دشنه ای در تاریکی نام از مهمانخانه ی قدیمی می برد. به عقیده ی بنده روستایی کوچک پیرامون این مهمانخانه ساخته شده بود که کسب و کارشان از راه همین بدست می آمد.(چون امکان کشاورزی در اون جا نبود)

همچنین من عقیده دارم که روستا های بی شماری در سرزمین مین هیریات(که زیر نظر کاردولان بود) وجود داشت. دلایل این حرفم را نیز در پست بعدی خواهم گفت.

پست بعدی در مورد وضع طبیعی و مشکلات گریبانگر آرنور خواهد بود.(منظورم جنگ با آنگمار نیست. منظورم مشکلات جمعیتیه و ....)

*****

چه طور بود حالا؟ میشه این خزئبلات من رو قبول کرد؟ یا این که علنا سخن رایگان گفتم؟

ممنونم بارادیل جان خیلی لطف داری بسیار عالی توضیح دادی خیلی ممنون

در مورد جمعیت اگر اشتباه نکرده باشم بعد از اخرین اتحاد جمعیت ارنور بسیار به هم میخوره چون بیشتر انسان هایی که در جنگ وجود داشت بیشتر از لشکر ارنور بودن بعد از طاعون بزرگ در سال 1636 د.س 90 درصد مردم کاردولان کشته میشن و فقط تعداد کمی در بلندای گور پشته پناه بردن ارت اداین صدمات زیادی ندید رودعور(همزه ندارم) هم همینطور ولی هابیت ها از شایر بسیاریشون کشته میشن در سال های بعد زمستان های سختی گریبان گیر مردم ارنور میشه بطوری که بیشتر زمین های کشاورزی اون ها نابود میشن بنابراین با مشکل غلات مواجهه میشن در سال 1974 د.س هم که انگمار اخرین ضربه اش رو میزنه مردم رودعور و کاردولان به کلی نابود میشن فقط از ارت اداین تعداد بسیار کمی مثلا 1000 نفر یا کمتر باقی میمونن که بعد از اون ارنور پادشاهی نداشت و دونه اداین به گروه های کوچکی تقسیم میشن که یک سرکرده فرماندهی اون هارو به عهده میگیره مثل:اراگورن دوم که بعدا پادشاهی از نو متحد جدیدی تشکیل میده.

باز هم تشکر میکنم از بارادیل امیدوارم توضیحات کافی داده باشم.

راستی در مورد نومنور های سیاه یه کم اطلاعات بدید که هم تو اخرین اتحاد بودن هم تو جنگ های انگمار و دونه اداین نزگول ها هم فکر کنم از همونا بودن و یه چیز دیگه قوم سیه چرده هم هاراد و رون و خاند رو تشکیل میدادن ولی ممکنه توی شمال هم مونده باشن؟

راستی در مورد نومنور های سیاه یه کم اطلاعات بدید که هم تو اخرین اتحاد بودن هم تو جنگ های انگمار و دونه اداین نزگول ها هم فکر کنم از همونا بودن و یه چیز دیگه قوم سیه چرده هم هاراد و رون و خاند رو تشکیل میدادن ولی ممکنه توی شمال هم مونده باشن؟

در مورد مردمان سیه چرده در شمال: من فکرمیکنم تنها مردمان غیر نومه نوری که در اریادور و شمال بودند یا دونلندی هستند (احتمال میدم تپه نشینان رودئور هم از اونا باشن) و یا بقایای اداین که از دعوت به نومه نور روی تافته بودند.(مثلا اونایی که توی بری زندگی می کردند.البته بری یه جمعیت مختلط داشت). به نظر من از این دو دسته هیچ کدام پوست تیره نداشتن.

در مورد نومه نوری های سیاه: جالبه من هیچ وقت مدرکی از حضور نومه نوری های سیاه در نبرد آنگمار و آرتداین نیافتم ولی به کرات چنین روایتی را شنیده ام. خواهشا دوستان به من در مورد منبع کمک کنند. شاید این نومه نوری های سیاه با نومه نوری های سیاه ساکن اومبار فرق داشته باشند. شاید اینا همون دونه داین فاسد شده ی رودئور باشند. منظورم اینه که نومه نوری ها سیاه ساکن اومبار قدیمی تر هستند ولی این نومه نوری های سیاه ساکن شمال متاخرتر هستند و خویشاوند مستقیم آنان محسوب نمی شوند. چون بعید می دونم فوجی از مردمان اومبار راه طولانی اومبار تا آنگمار را طی کرده باشند(اونم در امنیت کامل چون قطعا گوندور با این مسئله برخورد می کرد) حرفایی که من زدم همشون احتمال بود و حالا باید نظر اساتید محترم رو ببینیم.

راستی در مورد نزگول: سه تاشون فقط نومه نوری سیاه بودن که یکیشون شاه جادوپیشه است.

در مورد مردمان سیه چرده در شمال: من فکرمیکنم تنها مردمان غیر نومه نوری که دراریادور و شمال بودند یا دونلندی هستند (احتمال میدم تپه نشینان رودئور هم از اونا باشن) و یا بقایای اداین که از دعوت به نومه نور روی تافته بودند.(مثلا اونایی که توی بری زندگی می کردند.البته بری یه جمعیت مختلط داشت). به نظر من از این دو دسته هیچ کدام پوست تیره نداشتن.

در مورد نومه نوری های سیاه: جالبه من هیچ وقت مدرکی از حضور نومه نوری های سیاه در نبرد آنگمار و آرتداین نیافتم ولی به کرات چنین روایتی را شنیده ام. خواهشا دوستان به من در مورد منبع کمک کنند. شاید این نومه نوری های سیاه با نومه نوری های سیاه ساکن اومبار فرق داشته باشند. شاید اینا همون دونه داین فاسد شده ی رودئور باشند. منظورم اینه که نومه نوری ها سیاه ساکن اومبار قدیمی تر هستند ولی این نومه نوری های سیاه ساکن شمال متاخرتر هستند و خویشاوند مستقیم آنان محسوب نمی شوند. چون بعید می دونم فوجی از مردمان اومبار راه طولانی اومبار تا آنگمار را طی کرده باشند(اونم در امنیت کامل چون قطعا گوندور با این مسئله برخورد می کرد) حرفایی که من زدم همشون احتمال بود و حالا باید نظر اساتید محترم رو ببینیم.

راستی در مورد نزگول: سه تاشون فقط نومه نوری سیاه بودن که یکیشون شاه جادوپیشه است.

الان فهمیدم سیه چرده به 2 قوم:بور و اولفانگ تقسیم میشدن بور با پسران فعانو(همزه ندارم)پیمان اتحاد بستند ودر قلمروی ان ها ساکن شدند ولی اولفانگ با مورگوت شدن و به هاراد و رون وخاند رفتن اداین هم به سه قوم :بعور(همزه ندارم)هالادین و ماراخ تقسیم شدند هالادین از لحاظ نگرش وزبان از ماراخ و بعور جدا بودند به همین دلیل اون ها هم به اولفانگ پیوستند وقسمتی از مردم هاراد رو تشکیل دادن بور و بعور و ماراخ با هم متحد شدن و اداین اصلی رو ساختن که بعد ها با نومه نوری های مومن ترکیب شدن ودونه اداین به وجود اومد نومه نوری های سیاه هم فکر کنم همراه با اماندیل و پسراش به سرزمین میانه اومدن ولی از اون ها جدا شدن و به شمال رفتن (نمیدونم ولی شاید بعضی هاشون هم به اومبار رفتن)امیدوارم توضیح کافی داده باشم.

الان فهمیدم سیه چرده به 2 قوم:بور و اولفانگ تقسیم میشدن بور با پسران فعانو(همزه ندارم)پیمان اتحاد بستند ودر قلمروی ان ها ساکن شدند ولی اولفانگ با مورگوت شدن و به هاراد و رون وخاند رفتن اداین هم به سه قوم :بعور(همزه ندارم)هالادین و ماراخ تقسیم شدند هالادین از لحاظ نگرش وزبان از ماراخ و بعور جدا بودند به همین دلیل اون ها هم به اولفانگ پیوستند وقسمتی از مردم هاراد رو تشکیل دادن بور و بعور و ماراخ با هم متحد شدن و اداین اصلی رو ساختن که بعد ها با نومه نوری های مومن ترکیب شدن ودونه اداین به وجود اومد نومه نوری های سیاه هم فکر کنم همراه با اماندیل و پسراش به سرزمین میانه اومدن ولی از اون ها جدا شدن و به شمال رفتن (نمیدونم ولی شاید بعضی هاشون هم به اومبار رفتن)امیدوارم توضیح کافی داده باشم.

تا اون جایی که یادمه هالادین ها ربطی به هارادریم ها نداشتن ولی یه ربطی به انسان های دروداین داشتن. هارادریم ها از دوران اول همون جای خودشون ساکن بودن. اما در مورد ارتباط هالادین ها با دروداین هیچی یادم نیست ولی یادمه همچین چیزی بود. البته هالادین ها هم جزو اداین محسوب می شدند(این یکی رو مطمعنم چون یادمه به صراحت همچین چیزی توی سلماریلیون بود.) بهتره دوستان در این زمینه کمکم کنند. راستي هالادين ها هم هيچ وقت به اولفانگ نپيوستن.

در مورد نومه نوری های سیاه هم حرفت تا حد خیلی زیادی درسته. فقط اینو بدون نومه نوری ها سیاه بازم قدیمی تر از چیزی که گفتی هستن. تقربا بعد از سال 2251 دوران دوم(سالی که برای اولین بار نزگول رویت شد) میشه گفت نومه نوری های سیاه وجود داشتن. زمان آر-فارازاون هم بودن. اسمش دوتا از فرمانروایانشون هرمور و فوینور بود.

در سال های اول دوران اول انسان های فانی با اولین طلوع خورشید درغرب از خواب بیدار شدند نام ان قوم اداین نام داشت و اداین به خاندان:بعور(همزه ندارم)-هالادین-ماراخ تقسیم میشدند سه قبیله در سه سال متوالی وارد بلریاند شدند شدند بعور مردمانش را از اوسیریاند به دشت های امرود امراس در شمال بلریاند بردند و نام انجا را به استولاد تغییر دادند و 150 سال درانجا ساکن شدند دو سال بعد از ساکن شدن بعور در استولاد خاندان ماراخ نیز به انان پیوست هالادین نیز در تارگلیون جنوبی ساکن شدند زیرا از لحاظ نگرش به ماراخ وبعور شباهت نداشتند در طی 100 سال دیگر مردم دو خاندان بعور و ماراخ از ماندن در استولاد دلسرد شدند بعضی راهی جنوب و شرق شدند اما شاه تین گول راه جنوب را به انان بست و اجازهی سکونت در ان را به انان نداد بنابراین به دورتونیون رفتند ودر انجا ساکن شدن(بیشتر خاندان بعور)اما بیشتر مردم ماراخ از بعور جدا شدند و با فین گولفین متحد شدند و به ارد و ترین رفتند و هادور فرمانروای دور-لومین انان را با یکدیگر متحد ساخت دومین خاندان یعنی هالادین به استودلا رفتند اما بعد ها به جنگل بره نیل نقل مکان کردند. اداین تنها فانیانی نبودند که وارد بلریاند شدند در سال 457 د.ا قومی از نژآد فانیان در شرق از خواب برخواستند انان به غرب رفتند و با پسران فعانور(همزه ندارم)پیمان اتحاد بستند نام ان قوم سیه چرده بود سیه چرده از دوخاندان به نام بور-اولفانگ بود که هر دو با یکدیگر متحد بودند و بور بر اولفانگ حکومت میکرد سیه چرده به امون ارب رفتند وبا کارانتیر و بعضی از برادران او متحد شدند در طی نبرد اشک های بیشمار مردم بور وفادار به پسران فعانور بودند اما اولفانگ خیانت کردند و به شرق و هاراد رفتند و استرلینگ و هارادریم را تشکیل دادند میگویند بعد ها هالادین به انان پیوست انان با مورگوت پیمان اتحاد بستند بعد از نبرد اشک های بیشمار دو خاندان اداین و بور از سیه چرده با هم متحد شدند و اداین اصلی را تشکیل دادند

دوستان هر کس سوالی در مورد قلمروی ارنور و انگمار داشت بدون خجالت اونو بیان کنه تا من و بارادیل بهش جواب بدیم.

با تشکر

imgres.htm

اینم عکسی از فرمانروایی ارنور

توجه: بعضی از قسمت های مطالبی که از پی می آید فقط نظرات شخصی بنده است.

جغرافیای طبیعی آرنور:

محدوده ی قلمروی آرنور از شرق تا غرب شامل مناطق بین رود هورول و گری فلاد تا خلیج لون است. همچنین پادشاهی آرنور از جنوب به دریای بزرگ منتهی می شود و مرز شمالی آن را می توان خطی فرضی دانست که در امتداد کوه گرام تا سرچشمه های رود لون ادامه دارد.

ناهمواری ها:

می توان اشاره کرد که اکثر مناطق آرنور توسط دشت های هموار پوشانده شده بودند. اما تپه هایی به طور پراکنده نیز وجود داشتند که شامل:

1- بلندی های سفید و بلندی های فار و تپه های برج

1- تپه های ایون دیم که شهر آنومیناس بر دامنه های آن بنا شده بود.

2- تپه های ودر در کنار جاده بزرگ که برفراز یکی از آنان برج آمون سول برافراشته شده بود.

3- تپه های شمالی که شهر فورنوست بر آنان بنا شده بود.

4- تپه های جنوبی و همچنین بلندی های گورپشته

5- تپه ماهور های ترول ها در شرق جاده بزرگ

6- و همچنین تپه های بیشماری در اتن مورز که بعدا به پناهگاه مناسبی برای روستاهای تکاوران شمال و بازماندگان دونه داین شد.

اما در سمت جنوب علی الخصوص درکاردولان زمین ها شکل هموارتری به خود داشتند. در مین هیریات باتلاق های فراوانی یافت میشد. چه بسا تاربد در میان باتلاق ها ساخته شده بود. اما همین هموار بودن زمین ها در سال 2912 دوران سوم منجر به مشکلی بزرگ شد. در این سال برف های زمستان سخت شروع به ذوب شدن کردند و همین باعث سیلی ویرانگر شد که مین هیریات و اندویت را به طور کامل نابود کرد. تاربد هم از سیل در امان نماند و به ویرانی کامل سوق یافت.

پوشش گیاهی و حیات جانوری:

سراسر آرنور را مراتعی وسیع پوشانده بود. اما به طور پراکنده بیشه هایی وجود داشت که بازمانده ی جنگل بزرگ اریادور بودند که در دوران دوم تا حد زیادی نابود شد. از این بیشه های پراکنده می توان از جنگل قدیمی, چت وود , جنگل های واقعا در تپه ماهور های ترول ها و همچنین بیشه ی ناشناخته ارین وورن نام برد. همچنین به احتمال زیاد باید جنگل هایی در ناحیه های اتن مورز و رودئور باشند. ( این نظریه وجود دارد که رودئور تغییر یافته ی واژه ای سینداری به معنای جنگل شرقی است)

در پست بعدی به جغرافیای انسانی آرنور اشاره خواهم کرد

شهری بی نام: هم بیلبو و هم فرودو در هنگام سفر به ریوندل اثری از ویرانه های برج هایی بر فراز تپه ماهور های ترول ها(troll shaves) دیدند. یحتمل این دژ باید شهر عمده ی رودئور باشد.

علاوه بر شهر های بالا می توان از سکونتگاه های بری و شایر نیز نام برد. به طور قطعی روستاهای بی شماری نیز در آرنور وجود داشتند. به عقیده ی بنده یکی از آنان در کنار جاده ی بزرگ ساخته شده بود. آراگورن در فصل دشنه ای در تاریکی نام از مهمانخانه ی قدیمی می برد. به عقیده ی بنده روستایی کوچک پیرامون این مهمانخانه ساخته شده بود که کسب و کارشان از راه همین بدست می آمد.(چون امکان کشاورزی در اون جا نبود)

همچنین من عقیده دارم که روستا های بی شماری در سرزمین مین هیریات(که زیر نظر کاردولان بود) وجود داشت. دلایل این حرفم را نیز در پست بعدی خواهم گفت.

پست بعدی در مورد وضع طبیعی و مشکلات گریبانگر آرنور خواهد بود.(منظورم جنگ با آنگمار نیست. منظورم مشکلات جمعیتیه و ....)

*****

فکر کنم اون برج ها tower hills باشن یکی دیگه از استحکامات ارات اداین

فکر کنم اون برج ها tower hills باشن یکی دیگه از استحکامات ارات اداین

tower hills همون تپه هايي هستن كه در غرب شاير واقعند و برج هاي بلندي كه يكيشون الوستيريون هست روي اونا بنا شده. اونايي كه توي رودئور هست اسمي ازشون نيست(اما شايد اسم مشترك داشته باشن كه همين اسمي باشه كه شما گفتي)

tower hills همون تپه هايي هستن كه در غرب شاير واقعند و برج هاي بلندي كه يكيشون الوستيريون هست روي اونا بنا شده. اونايي كه توي رودئور هست اسمي ازشون نيست(اما شايد اسم مشترك داشته باشن كه همين اسمي باشه كه شما گفتي)

نه درسته اشتباه کردم حتی عکساشم نزدیکی شاخابه بندر گا های خاکستری هستش

توی یکی از بازی های ارباب حلقه ها عکس یه قلعرو توی رودعور زده بود اسمشم بود Lostriand (لوسترایند)به نظر بنده اون پایتخت رودعور هستش.

url.htm

اینم یه عکس از طاعون بزرگ و حمله های انگمار

و اینم حمله های ارابه سواران و انگمار و نبرد دومین اتحاد

عکس بالایی میاد برا من نمیاد

برا شما ها میاد؟

لطفا اگه برای کسی نمیاد اعلام کنه

پایتخت ها و استحکامات ارنور

پایتخت ارت اداین:در اواخر دوران دوم واوایل دوران سوم انومیناس بود که بعد ها به فورنوست انتقال پیدا کرد بعد از انتقال پایتخت به فورنوست انومیناس متروک شد(فورنوست:3224 د.د تا 1974د.س)(انومیناس:3222د.د تا 856 د.س)

استحکامات ارت اداین:امون سول یا ودرتاب دو بار ویران شد بعد از دومین ویرانی اش هیچ گاه باسازی نشد یک استحکامات نامعلوم هم در مرز رودعور داشت که نامش مشخص نشده(امون سول:3226 د.د تا 1975 د.س)(استحکامات نامعلوم:نامعلوم تا 1638 د.س)

پایتخت کاردولان:در اوایل دوران سوم ساخته شد و در اواسط دوران سوم نابود شد.(تاربد:نامعلوم تا حدود 1650 د.س)

استحکامات کاردولان :الوستیریون که از سه برج بلند سفید تشکیل شده بود در ابتدا در اختیار ارت اداین بود ولی بعد ها به دست کاردولان افتاد ودر اواخر دوران دوم توسط الندیل ساخته شد.(3224 د.د تا نامعلوم)

پایتخت رودعور: در سالی ناعلوم ساخته شد ودر سال های اولین حملات انگمار نابود شد و شهری بسیار کوچک بود(نامعلوم تا 1457 د.س)

استحکامات رودعور:هنوز هیچ چیزی در مورد استحکامات رودعور معلوم نیست ولی ممکنه در شمال تپه ها یک استحکامات ضعیف داشته.

Doc1.docx

Doc1.docx

ممنون

فقط لطف کن یه ویرایشی بکن علائم نگارشی بزار مرتبش کن

جملات همه پشت سر همه آدم قاطی میکنه

ممنون

فقط لطف کن یه ویرایشی بکن علائم نگارشی بزار مرتبش کن

جملات همه پشت سر همه آدم قاطی میکنه

حتما درستشون میکنم همرو فقط کمی وقت بدن دوستان خیلی بهتر میشه چون درحال کار کردن بر روی مقاله ارنور هستم.

دوستان به زودی مقاله ای درباره ارنور با برادیل درست خواهیم کرد

300px-Ann%C3%BAminas_LOTRO.jpg

اینم یک عکس از انومیناس

250px-White_Towers.jpg

180px-Ted_Nasmith_-_The_End_of_the_Age.jpg

این ها هم عکس هایی از استحکامات آلوستیریون یا به همون Tower Hills

250px-Rob_Alexander_-_The_Ruins_of_Tharbad.jpg

این هم عکسی از ویرانه های پل تاربد

250px-Fornost_rotwk.JPG

این هم پایتخت آرنور فورنوست

250px-Jef_Murray_-_Amon_S%C3%BBl.jpg

اینم استحکامات آمون سول بر روی تپه ی وتر تاپ در زمان شکوهش.

250px-Fall_of_Amon_Sul_RotWK.png

این هم سال 1974 د.س هستش که جادو پیشه آمون سول رو با خاک یکسان کرد.

120px-AmonSul_RotWK.png

این هم یه عکس دیگه از زمان شکوه امون سول.

thumbs_whitetreeofNumenurens.jpg

این هم نشان فرمانروایان و پرچم آرنور

معلومه اطلاعات زيادي از آرنور داريد ولي نگفتيد ارك هاي كوهستان گاندابد و جادوگران باقي مانده ي انگمار چي شدند.

در ضمن يك سوال ديگه. ويچ كينك قبل از اينكه تبديل به نازگول بشه پادشاه چه سرزميني بود؟

معلومه اطلاعات زيادي از آرنور داريد ولي نگفتيد ارك هاي كوهستان گاندابد و جادوگران باقي مانده ي انگمار چي شدند.

در ضمن يك سوال ديگه. ويچ كينك قبل از اينكه تبديل به نازگول بشه پادشاه چه سرزميني بود؟

سلام

ارک های گونداباد یا به عبارتی کوهستان خاکستری پس از این که جادو پیشه فرار کردش تا سال های 2940-50 د.س حملات دسته ای کوچکی به ده ها و گله ها میکردنند و در سالی که گفتم یک ارتش متحد از گابلین های کوهستان مه الود و ارک ها و ترول های گونداباد برای فتح اربور یا یا به عبارتی تنها کوه راهی شدند در این جنگ بسیاری شون کشته شدند و حتی گفته میشه نثل ارک های خاکستری منقرض شد و در مورد جادوگر ها هم همراه با جادوپیشه به سایه ها رفتند و در سال حوالی سال ها 2000 د.س برای فتح میناس ایتیل به او کمک کردن خب این جواب سوال یک.

جادوپیشه فکر کنم پادشاه روون بوده باشه بارادیل هم بیاد یه نگاهی به این سوال دوم شما بندازه چون من از پاسخ خودم مطمئن نیستم.

امیدوارم کمکتون کرده باشم.

و نگاهی هم به تایپک انگمار بندازید.

با تشكر از جواب هاي فريد.

فقط جادوپيشه معلوم نيست پادشاه كجا بود. اونطور كه معلومه از نومه نوري هاي سياه بود. با اين وضع شايد بر اومبار حكومت مي كرد(شايد)

اون نزگولي كه پادشاه روون بود ، خامول نام داشت

یه توضیح درباره هالادین ها:دومین خاندان از خاندانهای سه گانه اداین که از کوهستانهای آبی گذشته و وارد بلریاند شدند. آنها مدتی در قسمتهای جنوبی تارگلیون میزیستند، تا اینکه به رهبری هالت به غرب بلریاند کوچیدند و در جنگل برتیل ساکن شدند.ظاهرا نام یکی از مهم ترین شخصیت هاشون هم هالداد بوده.

دوستان عکس های زیادی در مورد شاه جادو پیشه هستش که من چند موردش رو واستون میذارم:

120px-The_Lord_of_the_Rings_online_Shadows_of_Angmar_-_Witch-king_1.jpg120px-The_Lord_of_the_Rings_War_in_the_North_-_Witch-king_of_Angmar.png88px-Witch-king_from_PJ%27s_LotR_-_Armored.jpeg

250px-Melissa_Hitchcock_-_The_Black_Captain.jpg

دونه داین ها برای نبرد های تن به تن از شمشیر های بلند و دسته بلندی استفاده میکردن برای نبرد های بیش از تن به تن از شمشیر های تقریبا کوتاه و دسته کوچکی به نام اکت استفاده میکردن که جناب ادل هارن جان در مورد اون در تایپک سلاح های اردایی توضیح دادن اینم یه عکس ازش که بازم ادل هارن گذاشته که:

post-2274-0-82378700-1380376247_thumb.jp

شمشیر های بلند دونه داینی هم میشه به نارسیل و اولین شمیر اراگورن اشاره کرد.

فقط من تا به حال جایی نخوندم ونه نشنیدم که آرنور زوبین هایی قوی داشته بودش یا اینکه در سرزمین میانه اونها بین دیگر زوبین ها قدرتمند بوده باشن اگر میشه یه لطفی کنین و در مورد این زوبین توضیح بدین که بفهمیم ایا اصن بوده یا نبوده اگر هم بوده که بالا گفتم در موردش توضیح بدن دوستان.

Arthedain.jpg

پرچم پادشاهی ارت اداین

Rhudaur.jpg

پرچم رودئور

Cardolan.jpg

و پرچم کاردولان پادشاهی بین رود

150px-Emblema_Haleth.png

نشان اداین های خاندان هالت بانوی بره تیل

150px-Emblema_Beor.png

نشان خاندان بئور

150px-Emblema_Hador.png

این هم نشان خاندان ماراخ

post-2274-0-83253900-1380552013_thumb.jp

یک جنگجوی اداینی در اریادور

post-2274-0-72801800-1380552081_thumb.jp

این هم یک جنگجوی دونه داینی مجهز به سپر و اکت و یک نیزه

اطلاعات کم و ناگفته در مورد بعضی از قلمرو های آرنور: به کاردولان پادشاهی میان دو رود هم گفته میشود زیرا در غرب رود باراندوین و شرق رود میت ایتیل شمال شرقی کاردولان نیز جاده بزرگ شرقی قرار دارد که امون سول نیز در اطراف جاده پدیدار است.

یکی از دلایل درگیری های آرت اداین و رودئور آمون سول بود رودئور همیشه ادعای مالکیت بر امون سول را داشت بنابراین تعداد زیادی از رودئوری ها به پرستش ملکور روی اورده و با شاه جادو پیشه همراه شدند.

کاردولان مهمترین متحد ارت اداین بود و در بیشتر نبرد ها همراه یکدیگر بودند.

کاردولان به زبان سینداری تپه ی سرخ میشود.

کاردولان محل ارامگاه شاه های دونه داین است البته قبل از تقسیم شدن آرنور.

ادامه دارد...

ادامه...

در ابتدا هابیت های استور در رودئور ساکن شدند اما به دلیل حملات پی در پی شاه جادو پیشه انان کمتر از 100 سال دوام اوردند به همین دلیل در سال 1356د.س رودئور را به قصد شایر ترک کردند.

اخرین پادشاه رودئور نومه نوری نبود گفته شده ممکنه یکی از جادوگران جادوپیشه بوده باشه.

بعد از سقوط آرنور گفته شده که ردوئور محل سکونت بازماندگان دونه داین بوده و در انجا هم روستا های زیادی را بنا کردند.

ارگلب دوم اجازه سکونت در شایر را به هابیت ها میدهد اما به یک شرط که انان فرمانبردار او باشند و تا اخرین نفس در مقابل حملات انگمار از پل استون بوز دفاع کنند این چنین شد که هابیت ها سرزمین خود را پیدا کردند.

اگر سه قلمرو آرنور در زمان حمله انگمار با یکدیگر متحد بودند شاه جادو پیشه به راحتی شکست میخورد.

بچه ها دیگه من ته زورمو زدم فک نکنم چیز دیگه ای مونده باشه!

البته یه چیزی راجع به استحکامات فورنوستو امون سول و انومیناس و الوستیریون فهمیدم که هر وقت,وقت کنم یه کاریش میکنم اونو

ولی من هلاک یه سوال از شماها شدم تایپک کامله یا شماها حال سوالو ندارین؟؟

ولی خداوکیلی خیلی قلمروی مرموزیه کاشکی داداشم(پیتر جکسونو میگم!)یه فیلم در مورد پادشاهی ارزو ها یا آرنور بسازه حالا من بهش میگم ببینم چی میگه ولی صد در صد قبول نمیکنه:|

خب دوستان سوالی چیزی دارین(که مطمئنم نمیکین)من در خدمتم. :)

پادشاهان آرتداين

اولين پادشاه آرتداين Amlaith

Amlaith

القاب :Amlaith Of Fornost

مكان پادشاهي :آرنور (آرتداين)

زمان تولد:TA . 726

زمان نشست بر تخت پادشاهي:TA . 861

زمان مرگ: TA . 948

Amlaith فرزند ارشد Earendur و اولين پادشاه آرتداين و از نوادگان نزديك ايسيلدور مي باشد. آملاييت حق داشت پدرش را فرمانرواي تمام دونداين هاي شمال ودر شمال او را تبديل به يك پروردگار كند با اينحال بعد از مرگ پدرش با اختلاف با برادر كوچكش سقوط كرد .

جزئيات از اختلاف اين دو برادر هيچ جا ثبت نشده است اما نتيجه ي اين اختلاف از اهميت تاريخيه بسيار بالايي در پادشاهيه مردم دونداين محسوب ميشود.قلمروي آملاييت در قسمت غربيه درياچه ي نن اويال كه با پوشش رودخانه ها و تپه هاي سبز و با آب و هوايي دل نشين آرتداين شناخته ميشود.

سرزمين هاي شرقيه آرنور بينه برادران آملاييت تقسيم شدند كه نتيجه ي آن تشكيل فرمانروايي هاي (رودائور) و (كاردولان) است.

آمالیت هشتادو پنج سال حکومت کرد.

مورگومیر جان ببخشید کلمات رو به فارسی برگردونی خیلی بهتره مثلا:

آملایت

آملایت از فورنوست

ائارندور

و منظورت از باراندوین دریاچه نن اویال بود فکر کنم!چون باراندوین یک رود هستش برندی واین بهش وصل شده و قسمت خیلی کمی از باراندوین در ارت اداین هستش و بیشترش هم در کاردولان وجود داره

و رودائور زیاد به نظرم درست نیست "رودئور"درست تره.

بازم ببخشید

ممنون از راداگاست عزيز بابت نكته هاي مهمي كه يادآوري كردند

دومين پادشاه آرتداين

بلگ (Beleg)

زمان تولد:TA 811

زمان نشست بر تخت پادشاهي:TA 946

بلگ پسر و وارث اولين شاه آرتداين آملايت و بعد از مرگ پدرش به تاج و تخت نشست و در طول سلطنتش هابيت ها براي اولين بار قسمت غربيه كوه هاي مه آلود را ديدند .بسياري از آن ها هارفوت ها (Harfoots) بودند.بلگ در سن دویست و هجده ساللگی در گذشت و به مدت هشتادوسه سال حکومت کرد.

همچنين او هم اسم بلگ كماندار معروف از دوريات دوست تورين تورامبار نيز ميباشد

سومين پادشاه آرتداين مالور(Mallor) فرزند بلگ

زمان تولد:TA 895

زمان نشست بر تخت پادشاهي:TA 1029

زمان مرگ:TA 1110

مالور پسر و وارث بلگ دوميمن پادشاه آرنور مي باشد و زماني که 134 سال داشت پدرش از دنیا رفت و در همین تاریخ بر تخت پادشاهي نشست.در طول سلطنتش ايستاري از والينور پا به سرزمين ميانه گذاشتند

ولي در آن زمان كسي از حضورشان با خبر نبود.در نزديكيه پايان سلطنت مالور بود كه سايه ي سائرون به مرك وود آمد و فعاليتش را در دولگولدور آغاز كرد امما كسي از اين موضوع خبر نداشت.

مالور در تاریخ TA 1110 بعد از 81سال حکومت در گذشت و ديگر زمانه پسرش (Celepharn) سلفارن فرا رسيده بود تا بر تخت پادشاهيه بنشيند و چهارمين پادشاهيه آرتداين را آغاز كند.

دوستان در این تاپیک که در مورد ارنور هست فقط مورگومیر و راداگست میتونن توضیحی در مورد ارنور بدن؟؟؟ منظورم اینه بقیه هم میتونن در مورد ارنور چیزی بنویسن یا نه؟؟؟ چون تا اینجایی که نگاه کردم فقط بارادیل و راداگست و مورگومیر توضیح دادن در مورد ارنور گفتم شاید ما اینجا فقط میتونیم سوال بپرسیم؟؟(سوال کردما یه وقت...)

این پست حذف خواهد شد

نه بابا این چه حرفیه همه میتونن اگر اطلاعات جدیدی پیدا کردن در این جا پست بذارن

بعد تو اردا این تایپک نمیدونم چرا اصن پر طرفدار و مفید نشد

چهارمين پادشاه آرتداين سلفارن (Celepharn)

زمان تولد : TA 979

نشست بر تخت پادشاهي: TA 1110

زمان مرگ:TA 1191

در زمان سلطنت چهارمين پادشاه آرتداين بسياري از هابيت ها وارد اريادور و سرزمين آرنور شدند. بسياري از آن ها (Stoors) و (Fallohides) ها بودند كه به (HarFoots) كه قبلا در دوران بلگ پدر بزرگ سلفارن وارد اين سرزمين ها شدند پيوستند.

در زمان حكومت سلفارن جنوب پادشاهيه گاندور كه زير نظر Atanatar II آتانآتار دوم بود به ارتفاع بالايي از قدرت رسيد.سلفارن بعد از 81 سال حکومت در تاریخ TA 1191 در گذشت و فرزندش Celebrindor سلبريندور حكومت خود را بر آرتداين آغاز نمود.

پنجمين پادشاه آرتداين سلبريندور (Celebrindor)

زمان تولد :TA 1062

زمانه نشست بر تخت پادشاهي:TA 1191

زمان مرگ:TA 1272

سلبريندور فرزند شاه آرتداين سلفارن بود . او بعد از مرگ پدرش موفق شد پنجمين شاه آرتداين شود.در زمان حكومت او روابطه بسيار مسالمت آميزي با ديگر حكومت ها ي آرنور , رودائور و كاردولان بر قرار بود و هيچ شري اين حكومت ها را تهديد نمي كرد.او در تاریخ TA 1272 بعد از هشتاد و يك سال حکومت در گذشت.

Celebrindor به معنيه پادشاه نقره اي

نومه نوری ها حداقل یه 400 سالی عمر میکردن اما چرا پادشاهان و یا مردمان آرنور مثل نوادگانشون عمر نکردن؟ و عمرشون به حداقل 200 سال رسید و حتی بعضی هاشون هم کمتر

نام پادشاهان رودئور و کاردولان مشخص نیست؟

نومه نوری ها حداقل یه 400 سالی عمر میکردن اما چرا پادشاهان و یا مردمان آرنور مثل نوادگانشون عمر نکردن؟ و عمرشون به حداقل 200 سال رسید و حتی بعضی هاشون هم کمتر

نام پادشاهان رودئور و کاردولان مشخص نیست؟

نومه نوری ها حداقل یه 400 سالی عمر میکردن اما چرا پادشاهان و یا مردمان آرنور مثل نوادگانشون عمر نکردن؟ و عمرشون به حداقل 200 سال رسید و حتی بعضی هاشون هم کمتر

نام پادشاهان رودئور و کاردولان مشخص نیست؟

به به جناب اقای آرین خان!

خب جواب سوال یک:

نومه نور ها با مردمان اریادور ترکیب شدن در نتیجه سن نثل های بعدیشون روز به روز کاهش پیدا میکرد که در اخر به 200 سال کاهش یافت.

جواب سوال دو:

تالکین هیچ وقت اسم پادشاهان این دو فرمانروایی رو نیاورده اما فقط گفته شده که اخرین شاه کاردولان در گورپشته همراه مردمانش کشته میشه و نثلشون هم ریشه کند میشه اخرین شاه رودئور هم اصلا دونه داینی نبوده یک جادوگر از نژاد بارو وایت ها بوده.

ششمين پادشاه آرتداين مالوگيل(Malvegil)

زمان تولد:TA 1144

زمان نشست بر تخت پادشاهي:TA 1272

زمان مرگ:TA 1349

مالوگيل پسر شاه سلبريندور شاه سابق آرتداين ميباشد.تحت حكومت او پادشاه انگمار حكومت خود را در شمال رودائور تاسيس كرد و شر در آرنور آغاز شد.بسياري از مردان تاريك و ارك هاي كوهستان مه آلود گرد هم آمدند ودر آن ساعات بود كه مردمان آرتداين احساس نا آرامي خود را به شاه مالوگيل اعلام كردند اما ششمين شاه آرتداين پاسخ مردمش را با بي توجهي داد و همين بي توجهي سرانجام سقوط مردمانش در آينده شد

مالوگيل در سن دویست و پنج سالگی بعد از 77 سال حکومت در گذشت .(مالوگيل به معناي شمشير طلايي)

هفتمين پادشاه آرتداين آرگلب اول(Argeleb I)

Argeleb_%281%29.jpg

Argeleb_I..png

زمان تولد:TA 1226

زمان نشست بر تخت پادشاهي:TA 1349

زمان مرگ:TA 1359

بعد از شكست خط پادشاهي كاردولان و رودائور آرگلب به عنوان شانزدهمين پادشاه آرنور و هفتمين از آرتدان ادعاي تماميه پادشاهي انسان ها آرنور را بازخواست شد.

كاردولان اين قاعده را پذيرفت اما رودائور ....رودائور زير سلطه ي انگمار رفته بود.تپه ي مستحكم امون سول(Weathertop) قلعه ي او بود و در تاريخ 1356 به دست مردمان رودائور تحت فرمان جادو پيشه ي انگمار كشته شد.

250px-Argeleb_I.jpg

آرگلب فقط 7 سال شاه بود و بعد از او فرزندش آرولگ اول هشتمين پادشاه آرتداين

موفق شد.

رودائور

Rhudaur.JPG

250px-Cardolanrotwk.jpgکاردولان250px-Ted_Nasmith_-_View_of_Rhudaur.jpgرودئور

پادشاهی آرنور300px-Arnor.gif

هشتمین پادشاه آرتداین آرولگ اول (Arveleg I)

King_of_Cardolan_using_the_Amon_Sul_Palantir%2C_the_chief_stone_of_the_north.JPGزمان تولد:TA 1309

زمان نشست بر تخت پادشاهی:TA 1356

زمان مرگ:TA 1409

آرولگ شاه هشتم آرتداین بعد از مرگ پدرش آرگلب اول به تخت نشست . در آخرین لحظات حکومت آرگلب او بر علیه مردمان رودائور و ارتش متحد انگمار نبرد کرد و کشته شد .

آرولگ بعد از مرگ پدرش به همراه نیروهای متحد کاردولان و الف های لیندون به سمت نیروی شر انگمار لشکر کشی کرد و برای زمانی آن ها را پراکنده کرد.

برای بیش از پنجاه سال آرولگ نگهبانیه Weather Hills در امتداد جاده ی شرقیه بزرگ ( Great East Road) را بر عهده داشت. به دلیل دلاوری مردمان کاردولان و آرتداین بود که انگمار به محاصره ی روندل در آمد و به عقب رانده شد .

در تاریخ TA 1409 بود که جادو پیشه ی انگمار نیروهای خود را جمع آوری کرد و قادر بود مرز را بشکند .او از رودخانه ی Hoarwell عبور و محاصره ی امون سول را آغاز کردند.تعداد زیادی از مدافعان کشته شدند برج امون سول به آتش کشیده شد و با خاک یکسان شد . دونداین های باقی مانده موفق شدند پلانتیر را از میدان نبرد خارج کنند و به طرف پایتخت فورنوست عقب نشینی کنند.

بعد از این رودائور به طور کامل به دستان مردمان کوهستان اشغال شد به لطف کسانی که خون مردمان نومنور را در رگ داشتند.کاردولان ویران شده بود.

ارولگ به معنیه : پادشاه توانا

آرولگ 53 سال حکومت کرد و در سن یک صد سالگی در گذشت .

دوستان من یک ویرایش بر تمام پست های پادشاهان آرتداین انجام دادم که مربوط به طول عمر و مدت حکومتشون هستش

ببخشید که کمی دیر متوجه این مشکل در پست ها شدم.

نهمین پادشاه آرتداین آرافور(Araphor)

post-2150-0-65417200-1383228330_thumb.jp

زمان تولد :TA 1391

زمان نشست بر تخت پادشاهی:TA 1409

زمان مرگ:TA 1589

آرافور بعد از پدرش آرولگ نهمین پادشاه آرتداین شد . زمانی که او بسیار جوان بود (احتمالا هجده سال ) پادشاه جادو پیشه ی انگمار تهاجم عظیمی را آغاز کرده بود و نتیجه اش مرگ پدر آرافور (آرولگ اول ) و نابودیه امون سول بود . پدرش در دفاع از امون سول به هلاکت رسیده بود و مرگ زود رسش باعث شد آرافور به تخت پادشاهی بنشیند.

سوابق رویدادی در تاریخ حکومت وی ناقص هستند اما به نظر میرسد زمانی که جادوپیشه ی انگمار شهر سلطنتی فورنوست را محاصره کرد ه بود آرافور جوان به کمک سیردان (Cirdan) post-2150-0-29433700-1383231785_thumb.jp و الف های لیندون و در رفع محاصره و عقب راندن دشمن کمک بزرگی کرد.پس از شکست کوتاه انگماربه دست آرافور دیگر جنگی در تاریخ حکومت او وجود ندارد.

اما او در دوران حکومت خود متوجه شده بود که دوران مردمان شمال دونداین ها رو به نابودی است زیرا دیگر رودائور یکی از شاخه ها ی حکومت انگمار بود و کاردولان نابود شده بود :)

آرافور در سن یکصد وهشتاد سالگی عمر کرد و توسط فرزندش که نام افسانه ایه پدربزرگش را گرفته بود آرگلب دوم Argeleb II نام گرفت و دهمین پادشاه آرتداین را تشکیل داد.

دهمین پادشاه آرنور Argeleb II آرگلب دوم

230px-Argeleb_II.gif

زمان تولد:TA 1473

زمان نشست بر تخت پادشاهی :TA 1589

زمان مرگ:TA 1670

آرگلب دوم فرزند آرافور کسی که به او نام پدربزرگش آرگلب اول را داده بودند در مرگ پدرش به عنوان دهمین پادشاه آرتداین حکومت کرد.

در طول حکومت وی طاعون بزرگ اریادور بسیاری از مردمان کاردولان را هلاک کرد مخصوصا در Minhiriath .هابیت ها و دیگر مردم آرنور بسیار از طاعون رنج می بردند.شمال آرتداین به ندرت تحت تاثیر قرار گرفت , با این حال کاردولان به پایانه خود نزدیک شده بود.در دوران حکومت آرولگ دوم آخرین شاهزاده ی کاردولان کارتین (Carthaen) برای آخرین بار از Barrow-downs دفاع میکرد.

شاهزاده ی کاردولان Carthaen

Carthaen.jpg

آرولگ دوم بعد از 81 سال حکومت در تاریخ 1670 از دنیا رفت .

Minhiriath

post-2150-0-63363400-1383398829_thumb.jp

یازدهمین پادشاه آرتداین آروگیل (Arvegil)

Arvegil.jpg

زمان تولد:TA 1553

زمان نشست بر تخت پادشاهی:TA 1670

زمان مرگ:TA 1743

آروگیل در طول سلطنت پدرش در سرزمین میانه فعالیت های زیادی انجام داده بود از جمله یکی از این فعالیت ها شکل دادن به پایه و اساس قانون شایر بود.او هشتادو سه سال داشت(سن زیادی برای دونداین ها به حساب نمی آمد)که طاعون بزرگ از قسمت جنوب اریادور آغاز شده بود , اما تنها کمی از مقر پادشاهیه فورنوست تحت تاثیر قرار گرفته بود.آروگیل برای یک صدو نود سال زندگی کرد البته این مرگ بسیار زود رس بود در مقایسه با پادشاهانه گذشته ی آرتداین به غیر از کسانی که در جنگ کشته شده بودند.آروگیل به مدت هفتادوسه سال به عنوان پادشاه آرتداین حکومت کرد و بعد از او پسرش آرولگ دوم ARVELEG II موفق شد.

به خاطر این زحمتی که کشیدی واقعا تشکر میکنم خیلی اطلاعات خوبی دادی واقعا ممنونم حتما ادامش بده =))

دوازدهمین پادشاه آرتداین آرولگ دوم (Arveleg II)

زمان تولد :TA 1633

زمان نشست بر تخت پادشاهی :TA 1743

زمان مرگ:TA 1813

دوستان اطلاعات آرولگ دوم و آرگلب دوم هردو مثل هم هستند

http://lotr.wikia.com/wiki/Argeleb_II........http://lotr.wikia.com/wiki/Arveleg_II

سیزدهمین پادشاه آرتداین آراوال(Araval)

زمان تولد:TA 1711

زمان نشست بر تخت پادشاهی:TA 1813

زمان مرگ:TA 1891

آراوال فرزند آرولگ دوم در زمان جنگ و نزاع متولد شده بود . در زمان تولد او قلمرو پدرش از سمت سرزمین های شرقی انگمار و قبل از آن به مدت چهارصد سال مورد حمله قرار گرفته بود.اطلاعات زیادی از آراوال وجود ندارد اما تاریخ سرزمین میانه به ما می گوید که او یک دیپلمات و یک جنگجوی موفق بوده است.او با متحد شدن با الف های لیندون و ایملادریس موفق شد حداقل یک پیروزیه بسیار مهم در مقابل شاه جادو پیشه کسب کند اما تنها سیزده سال بعد نوه ی او جانشین او برای نشست بر تخت پادشاهی شد .هر چند آراوال بسیار شجاع بود اما این شجاعت در مقابل اراده ی شاه جادو پیشه کافی نبود =)) ,آراوال بعد از هفتادو هشت سال حکومت در گذشت.

چهاردهمین پادشاه آرتداین آراپانت(Araphant)

araphant.jpg?w=500&h=460

زمان تولد:TA 1789

زمان نشست بر تخت پادشاهی:TA 1891

زمان مرگ:TA 1964

آراپانت وارث شاه آراوال سیزدهمین پادشاه آرتداین بود . در زمان او بود که پیشگو مالبت بزرگ پیشبینیه خود را راجب به فرزند آراپانت ,در خصوص سرنوشت آروه دوی کرده بود.

برای پنج صدسال آرتداین در مقابل حملات انگمار مقاومت کرده بود.آرافانت سیاست پدر خود را در مورد تمجید و تماس با گاندور را ادامه داده بود و با پادشاه گاندور اوندوهر(Ondoher) اتحادی بسیار قوی بسته بود که منجر به یک ازدواج بین دختر اوندوهر (فریل) و پسر آراپانت (آروه دوی)شده بود.چهار سال بعد اوندوهیر به وسیله ی سربازانه (Wainriders) کشته شد و فرزند آرافانت خاستار تاج و تخت گاندور شده بود زیرا از طرف مادری به گاندور اتصال می یافت و همسرش فریل(Fíriel) که با قوانین نومنور با وی وصلت کرده بود ملکه ی گاندور نیز به حساب می آمد.این ادعا رد شد و سلطنت گاندور به Eärnil II منتقل شد.

آرافانت بعد از هفتادو سه سال حکومت در گذشت.

(Wainriders)

180px-Olanda_Fong-Surdenas_-_Easterling.jpg

آروه دوی(Arvedui) پانزدهمین پادشاه آرتداین

Arvedui.jpg

آخرین پادشاه آرتداین

در زمان تولد آروه دوی مالبت پیشگو به پدر آروه دوی آراپانت این پیشگویی را نمود

باید وی را آروه دوی بنامی زیرا وی آخرین پادشاه آرتداین خواهد شد .اگرچه انتخابی برای دونداین پیش خواهد آمد,و اگر آنان آنچه را که امید کمتری به آن است را انتخاب کنند , پسر تو می تواند نامش را تغییر دهد و بر قلمروی پهناوری حکمرانی نماید.اگر این کار را نکند ,غم و اندوه فراوانی بوجود خواهد آمد و مردمان بسیاری جان خود را از دست خواهند داد,تا اینکه دونداین برای بار دیگر به پا خیزد و از نو متحد گردد.

Arvedui_lotro_fragment.JPG

آروه‌دوی در سال ۱۹۴۰ با فیریل دختر پادشاه گاندور، اوندوهر ازدواج نمود تا ارتباط بین گاندور و آرت‌اداین را که سالهای زیادی گسسته شده بود حفظ کند. چهار سال بعد، اوندوهر در نبردی با ارابه‌رانان ایسترلینگی کشته شد و هیچ وارث مذکری از خود بر جای نگذاشت. آروه‌دوی در قالب پیغامی، خود را به عنوان نواده ایسیلدور و همسر فیریل معرفی کرد و ادعای پادشاهی بر گاندور را مطرح نمود. طبق قانونی کهن از نومه‌نور، فیریل می‌بایست به عنوان اولین ملکه انتخاب می‌شد، اما در سال ۱۹۴۵، کارگزار گاندور پلندور، شورای گاندور را ترغیب کرد که بر خلاف میل آروه‌دوی رأی داده و ائارنیل را که رابطه خویشاوندی دوری با اوندوهر داشت و در نبرد با ارابه‌رانان پیروز شده بود، به عنوان پادشاه گاندور انتخاب نمایند.

زمانیکه آروه‌دوی در سال ۱۹۶۴ به پادشاهی رسید، فرمانروایی در وضعیت بدی قرار داشت و مدت زمان زیادی بود که سعی در عقب راندن نیروهای آنگمار داشتند. در سال ۱۹۷۴ پادشاه جادوپیشه پس از اینکه فورنوست را تسخیر نمود به از شمال بازگشت و بسیاری از دون‌اداین‌ها را به سمت لون راند. آروه‌دوی و مردانش بسیاری از میراث‌های آرنور از قبیل حلقه باراهیر وپلانتیر آمون سول و آنومیناس را نجات دادند. آنان در داونز شمالی متوقف شدند و پیش از اینکه بتواند از کمک لوسوت‌های بندر یخی فوروخل به دلیل گرسنگی شدید بهره مند شوند، مجبور شدند که به سمت شمال و معادن قدیمی دورف‌های کوهستان آبی بگریزند.

آدم برفی‌ها با پادشاه ضعیفی که هیچ سلاحی هم با خود نداشت کمک کردند، به آنها غذا دادند و خانه‌های برفی برای آنان ساختند. آروه‌دوی و مردانش می‌بایست آنجا می‌ماندند و منتظر کمک می‌شدند زیرا تمام اسب هایشان از بین رفته بودند. در سال ۱۹۷۵، زمانیکه کیردان از پسر آروه‌دوی، آران‌آرت شنید که در چه مخمصه‌ای افتاده‌اند، یک کشتی به سمت فوروخل فرستاد تا آروه‌دوی را پیدا کنند. زمانیکه کشتی در ماه مارس آن سال به بندر رسید، آدم برفی‌ها به شدت ترسیدند زیرا تا به حال هیچ نوعی کشتی را در آبها ندیده بودند و رهبر آدم برفی‌ها به آروه‌دوی توصیه کرد که :

"سوار آن غول دریایی نشو! آگر آنها آن را دارند، بگذار مردان دریا برای ما غذا و دیگر چیزهایی را که نیاز داریم بیاورند. تو می‌توانی اینجا بمانی تا پادشاه جادوپیشه به خانه اش برود. چرا که قدرت وی در تابستان نزول خواهد کرد، اما نفس وی در زمستان مرگبار است و دست سرد وی دراز."

با این وجود، آروه‌دوی گوش به توصیه وی ننمود و حلقه باراهیر را به نشانه قدردانی به آنها هدیه داد. زمانیکه وی سوار بر کشتی شد، طوفان شدیدی از سمت شمال در گرفت و موج‌های وحشتناکی را در دریا ایجاد کرد که باعث شد کشتی آنها با صخره‌های یخی برخورد کند و تمام افراد سوار بر کشتی از بین بروند. اینگونه بود که پیشگویی مالبت به حقیقت پیوست و آروه‌دوی آخرین پادشاه آرت‌اداین گشت و دو تا از سنگ‌های پلانتیری همراه با وی به اعماق دریا فرو رفت.

در سال ۱۹۷۳، گاندور پیامی را از سوی آرت‌اداین دریافت کرد مبنی مشکلات متعدد موجود در آرنور. ائارنیل دوم که خویشاوندی دیرینه شان را از یاد نبرده بود، شمار عظیمی از سوارکارانش را همراه با پسرش ائارنور اعزام نمود. زمانی که سوارکاران رسیدند، ارتش آرت‌اداین شکست خورده و آروه‌دوی هم کشته شده بود.

با این وجود، وی به کمک کیردان و گلورفیندل نیروهای گاندور، لیندون و ریوندل را رهبری کردند تا ارتش اهریمنی را شکست دهند. آنان در اریادور لشکرکشی کردند. چنان شکست دردناکی به پادشاه آنگمار وارد نمودند که حتی یک اورک هم نتوانست از دست آنان جان سالم به در ببرد و عده قلیلی هم که زنده ماندند به سمت کوهستان مه فرار کردند.

علی رغم پیروزی نهایی علیه آنگمار، آرنور به طرز دردناکی شکست خورد و دون‌اداین‌های شمال پراکنده گشتند و تعداد اندکی از آنان زنده ماندند. نسل پادشاهان از طریق آران‌آرت که لقبفرمانده دون‌اداین را برای خود انتخاب کرده بود و به آراگورن ختم می‌شد، ادامه یافت. زمانیکه آراگورن حکمرانی گاندور را بر عهده گرفت، از نسل ایسیلدور و آناریون بود زیرا وی نواده فیریل نیز بود، ادعایی که هیچ یک از نوادگان آروه‌دوی فراموش نکردند.

اینگونه بود که پیشگویی مالبت به حقیقت پیوست، چرا که نه تنها آروه‌دوی آخرین پادشاه آرت‌اداین گشت بلکه همانند او ائارنور نیز که به دست پادشاه جادوپیشه به قتل رسید آخرین پادشاه گاندور بود. پس از آنان دیگر سرزمین شمال روی هیچ پادشاهی را به خود ندید تا اینکه آراگورن دو قلمرو گاندور و آرنور را تحت عنوان پادشاهی از نو متحده شده به یکدیگر پیوند داد.

دوستان این هم از تاریخ شاهانه آرتداین امیدوارم که راضی باشید فقط این (آروه دوی) کامل از دانش نامه ی والیمار کپی پیست شده :)) دیگه ببخشید چون دیدم ترجمش هست گفتم همینو بزارم که مشکلی پیش نیاد یک وقت =))

ممنون از حمایتتون از پستا :))

دوستان تایپک به این کاملی دیده بودین؟؟

البته همش با زحمات جناب اقای بارادیل هم محله ای بنده و مورگومیر انجام شد واقعا دستشون درد نکنه و همچنین بقیه ی دوستان که در کامل کردن این تایپک به ما کمک کردند.

استحکامات ذوذه نقه:

یه چیز جدید کشف کردم فقط شرمنده نقشش رو هم با استفاده از اطلس کشیدم ولی هر کاری کردم اپلود نشد ولی بازم یه توضیحاتی میدم:

اگر امون سول رو به فورنوست و فورنوست رو به انومیناس و اون هم به آلوستیریون وصل کنید یک شکل ذوذه نقه ای به وجود میاد داخل این ذوذه نقه میشه به شایر و بری-لند اشاره کرد با این وجود فهمیدم که این استحکامات واقعا غیر نفوذ بودن و انگار در اون زمان بری-لند و شایر برای پادشاهی ارنور ارزش زیادی داشته.

بعد از حملات انگمار،آرنور دوباره بازسازی نشد؟

اگه اشتباه نکنم ویچ کینگ به قسمت های جنوبی آرنور حمله نکرد..

بعد از حملات انگمار،آرنور دوباره بازسازی نشد؟

اگه اشتباه نکنم ویچ کینگ به قسمت های جنوبی آرنور حمله نکرد..

خیر دیگه هیچ گاه باسازی نشدی البته در سال 1د.چ توسط شاه اله سار به پادشاهی از نو متحد پیوست

جادوپیشه تقریبا به تمام اریادور حمله ور شده بوده در ابتدا رودئور را متصرف شد سپس از امون سول را فتح کردو ریوندل را محصاره و از جنوب رودئور به کاردولان رفته و شهر تاربد و تمام کاردولان را با خاک یکسان کرد و بارو-وایت هارو هم به بلندای گور پشته فرستاد و اخرین شاه کاردولان کشسته شد سپس از جنوب و شمال به آرت اداین حمله ی شدیدی زد طوری که دیگر جمعیت زیادی برای آرنور باقی نمانده بود بعد در حوالی سال 1974د.س فورنوست را متصرف شد و پادشاهی شمال برای همیشه سقوط کرد

سرزمين هاي الفي «ليندون» هم جزء محدوده ي آرنور حساب ميشن؟

سرزمين هاي الفي «ليندون» هم جزء محدوده ي آرنور حساب ميشن؟

نه لیندون جزء آرنور نبود و تحت حکومت گیل کالاد آخرین شاه برین نولدور اداره می شد

سلام دوستان

یه سوالی برام پیش اومده

تالکین هیچ کجا حرفی درباره تعداد نفرات در جنگ های بین آرنور و آنگمار نزده؟

فرمانروایی آرنور توسط الندیل بلند بالا پسر آماندیل پایه گذاری شد و پسران دیگر او میناس آرنور و میناس ایتیل را تاسیس کردند.این فرمانروایی که در دوران دوم در سال 3321 دوران دوم تاسیس شد یکی از قدرتمندترین حکومت های سرزمین میانه بود که پس از مرگ الندیل و پسرانش رو به افول رفت.اما در سال 3020 دوران سوم آراگورن دوم معروف به اله سار از دوباره فرمانروایی های آرنور را متحد کرد.پس از تاسیس آرنور قبایل دونه داین به فرماندهی تارمنلدور و تارالدارین شروع به کوچ در این سرزمین کردند.الندیل بلند بالا و قلمرواش تحت حمایت گیل گالاد الف قرار گرفتند زمانی که الندیل و پسرانش از غرق شدن نومه نور گریختند هفت سنگ گرانبها را با خود آوردند که با چشم دوختن به آنها میشد دورترین نقاط جهان را دید.الدیل 3 سنگ را برداشت ایسیلدور و آناریون هر کدام دو سنگ را برداشتند.زمانی که سائورون میخواست که سرزمین میانه را فتح کند الف ها و آدمیان اتحادی انجام دادند که به آن آخرین اتحاد نیز میگویند.و جنگ برای حلقه آغاز شد.هیچ کس در برابر نیزه گیل گالاد آیگلوس و نارسیل الندیل تاب نمی آورد.ام آندو آخر کشته شدند.و سائورون نیز شکست خورد و حلقه به ایسیلدور رسید.اما او حلقه را نابود نکرد و باعث مرگش شد.در جنگ حلقه آناریون برادر ایسیلدور کشته شد و ایسیلدور میناس آرنور را میناس تریت نام نهاد.برج نگهبانی.زیرا درست روبروی موردور قرار داشت.زمانی که پادشاهی آنگمار آخرین بار به پادشاهی آرنور  حمله کرد پادشاه آن روزگاراز آدم برفی ها درخواست کمک کرد.اما موجی آمد تمام کشتی های آدم برفی ها را منهدم نمود و پادشاه گاندور و پسرش به صورت مرموزی کشته شدند.

در ۱ ساعت قبل، تور پسر هور گفته است :

پادشاه آن روزگاراز آدم برفی ها درخواست کمک کرد.اما موجی آمد تمام کشتی های آدم برفی ها را منهدم نمود

منظورتون رو از آدم برفی ها نفهمیدم

چیزی ازشون یادم نمیاد :-\

میشه یکم بیشتر توضیح بدین

در ۱ ساعت قبل، تور پسر هور گفته است :

پادشاه گاندور و پسرش به صورت مرموزی کشته شدند.

تا اونجا که خاطرم هست تو جنگ با ارابه سواران کشته شدن ٬ نه مرموز . البته اگه منظورت از پادشاه گاندور ٬ اوندوهر باشه باید میگفتی پسراش :)))

آره منظورم همون بود.

ممنون به لگ عزیز

اگر میخوای درباره آدم برفی ها بدونی برو متن راداگاستو بخون.خیلی چیزا نوشته بود که من نمیدونستم.توضیحش هم از من کامل تر بود.