ممنون از همگی @};-
اولین چیزی که با خوندن این توضیح مختصر درباره ی کارمه به ذهنم رسید آواز فین رود فلاگوند برای انسان ها بود :« [آدمیان] گوش به فلاگوند سپردند که چنگ می نواخت و می خواند، و هرکس خود را در رویایی زیبا می پنداشت....». چند خط جلوتر:« آن چیزها که او می خواند، از آفرینش آردا، و رستگاری آمان در ورای سایه های دریا، به رویایی مجسم در برابر چشمان شان بدل شده بود...».
به همین دلیل تصور اولیه ی من از کارمه، نهایت هنر و توانایی الف ها در آواز و موسیقی بود، بعد از مرور دوباره ی قسمت هایی از سیلماریلیون و پست لردلاس، به این نتیجه رسیدم که کارمه می تونه اوج هر هنری باشه که به "رویایی مجسم در برابر چشمان مخاطب" ختم بشه اما فعلا چون مثالی ندیدم که انحصار کارمه در موسیقی رو رد کنه نظری در این مورد ندارم.
جای دیگه ای قابل توجهه منگروت یا همون "هزار غار":
الف ها و کوتوله ها با همدیگر،هر یک با دانش و مهارت خود آنچه را که ملیان تجسم کرده بود خلق کردند: تصاویری از دانش و شکوه والینور در آن سوی دریا.
سیلماریلون. از سینداها.
ساخت منگروت یکی از قسمت هایی بود که به امید سرنخی از کارمه سراغش رفتم ولی چیزی به چشمم نیومد. از جمله ای که نقل قول کردید مطمئنید؟ متن کتاب اینه: و هریک با مهارت خویش رویاهای ملیان را تجسم بخشیدند.
من متن انگلیسی این تعریف از کارمه رو ندیدم و گاهی توی ترجمه منظور اصلی نویسنده مشخص نمیشه.اما تا جایی که از همین متن فارسی میشه برداشت کرد یک نوع هنر یا شیوه خاص هنری فراتر از هنر های هفتگانه نبوده (اگر بوده تالکین اشاره ای نکرده) بلکه میتونه یک نوع شیوه تفکر هنری مبتنی بر ایجاد خیال بوده باشه که میتونه در هنر های گوناگون به کار بره.
این پست به چیزی که توی ذهنمه خیلی نزدیکه!
اگه کسی متن انگلیسی رو پیدا کرد لطفا با بقیه به اشتراک بذاره. حقیقتش متن ترجمه شده برای من زیاد مفهوم نیست.
يك سوال: با توجه به چيزهايي كه در تاپيك اشاره شد، پس آيا ارتباط قوي كه ميان الفها و عناصر طبيعي و همچنين موسيقي وجود داره،ميتونه از عوامل بروز كارمه باشه؟ در واقع درك عميقي كه الفها از موسيقي دارند باعث بشه كه نغمشون فراتر از كلمات بره و به شنونده القا بشه؟
جوابم به سوال اول مثبته، ولی برداشتم متفاوته. بیاید اینطور به به موضوع نگاه کنیم که پیوند الف ها با طبیعت روی کنش ها و تاثیر اون ها بر دیگران تاثیر میذاره و یگانگی الف ها با آردا باعث میشه کلام و آواز اونها برای دیگران به صورت تصویر دربیاد و شنونده در رویا یا همون اولوس وقایعی رو به چشم ببینه.
من کاملا با نظر شما موافق هستم.ولی به نظرتون ممکن هست که یکی دیگه از دلایلش خوده صدای مسحور کننده الفها باشه؟ ممکنه که جادویی در صدای الفها وجود داشته باشه که باعث اتفاق افتادن کارمه بشه؟در کتابهای ارباب حلقه ها مدام از زیبا بودن صدای الفها صحبت میشه ولی به نظرتون صدای اونها فقط به همین زیبا بودن محدود میشه یا فراتر از اینهاست و قدرتهایی هم داره؟
شاید. صدای زیبای الف ها میتونه دارای قدرت و وسیله ی مفیدی برای این کار باشه، اما بنظر من تاثیری که آواز یک الف بر شنونده اش میذاره بیشتر از صدا، به ماهیت الف برمیگرده.
]
صداي الفها هم ممكنه تاثيرگذار باشه و لي در اين صورت چرا كارمه هنر همه ي اونها نيست؟
كسي اطلاعي نداره كه در تاريخ سرزمين ميانه به اين موضوع اشاره شده يا خير؟
دقیقا مشخص نشده که چه افرادی از این هنر (خلق تصویر از وقایع) بهره مند هستن. دوتا نظریه در این مورد دارم: 1. این توانایی بصورت بالقوه در همه ی الف ها هست. 2. مظور از الف، تنها الف هایی هستند که ویژگی خاصی ( مثل سن و نجربه ی بالا، استعداد خاص و...) دارند.
جواب سوال دوم رو باید از اهل تاریخ آردا پرسید! آرداییون تاریخ خوان کجان؟؟؟؟ :)