ببین همیشه شوراندن افراد نسبت به بالادستی هاشون خیلی راحت تره تا نسبت به اقوام و مردم دیگه. برای همین میگم شوراندن انسان های نومه نور نسبت به الف ها که اون زمان در سرزمین میانه کم بودند و اصلا اهمیتی برای نومه نور نداشتند مهم نبود. سائورون از طمع و حرص ورزی انسان های نومه نور استفاده کرد و گفت به شما توسط بالایی ها ظلم شده. و این باعث شد یه سیاه نمایی در مورد والار بکنه و آر-فارازون لشکر بکشه. در کنار این، روی کار بودن سائورون در نومه نور باعث شد زندگی مومنان (انسان ها) هم در مضیقه شدید باشه. اما الف ها اصلا هدف سائورون نبودند که بخواد علیه شون طرح ریزی بکنه.
به فرض که میتونست. خب تمام الف ها و انسان ها و سرزمین میانه رو نابود بکنه که چی بشه؟؟ هدف سائورون بزرگ تر ازین ها بود. سائورون میخواست ضربه ای به والار بزنه، خودشو در اون حد میدید که والار رو به چالش بکشه، به نوعی دنبال انتقام و برگرداندن اربابش مورگوت بود. بعد از سقوط نومه نور و شکست خوردن نقشه هاش بود که سائورون به فکر سلطه بر سرزمین میانه شد به فکر این که خودش اربابی باشه مثل مورگوت. چرا در دوران سوم سائورون دست از سر والار برداشت؟ چون دیگه مرز های آمان غیر قابل دسترس بودند. برای همین دیگه والار هدف سائورون نبود.
اگر هم منظورت این بوده که الف ها رو هم بفریبه تا ازونا هم بعنوان آلت جنگی استفاده کنه که نشدنیه چون الف ها اصلا مثل انسان ها نیستند در فریب خوردن!
اینجارو از آکالابت دقت کن:
با یاری و اندرز سائورون مال و مکنتشان را تکثیر کرده و آلات حرب طرح ریخته بودند و پیوسته کشتی های بزرگتر می ساختند و اینک با قدرت و زرادخانه به سرزمین میانه بادبان میکشیدند و دیگر آوردن ارمغان نبودند یا حتی حکمران بل مردان تندخوی جنگ بودند و آدمیان سرزمین میانه را شکار میکردند و دارایی شان را میستاندند و...
مگه آدمیان سرزمین میانه برای نومه نور مهم بودند؟ سائورون به جایی کار رو رسونده بود که مردم نومه نور ملکور رو میپرستیدن پس فکر نمیکنم با این اوصاف به جون هم انداختن الف ها و انسان ها براش سخت بوده باشه.
الف هارو نابود کنه که چی؟ یعنی نابود کردن آخرین پادشاه الف و محو کردنشون از سرزمین میانه خیلی بی اهمیته؟ و اینکه به قول دوستمون Bain سائورون اینفدر باهوش بود که بدونه والار اینقدر ساده شکست نمیخورن.
کجا سائورون بعد سقوط نومه نور به فکر سرزمین میانه افتاد؟ اتفاقا یکی از اهداف اصلی سائورون تسلط بر سرزمین میانه بود که فارازون متوقفش کرد.
چون دقیقا قصد سائورون نابودی دونه داین بود! یعنی نابودی آر-فارازون و اخلافش و کل مردم نومه نوری. این تمام نقشه ی اون برای به دست گرفتن قدرت نبود. منهدم کردن اداین فقط یک قسمت کوچک و البته خیلی مهم از طرح سائورون بود. سائورون در حین اعمال نیات پلیدش، حلقه رو میسازه و مشخص میشه تازه استارت کار رو میزنه و قراره بعدها با این حلقه کارای خیلی خبیثانه تری انجام بده. میخوام بگم که کلـا خط مشی سائورون این نیست که یه جا بیاد تمام برنامه شو بریزه بیرون و یه راه برای پیروزی پیش بگیره! خیلی جالبه که اتفاقا همین دیروز کل آکالـابث رو مرور کردم و نشستم کلی جمله هارو حفظ کردم. اینجایی که متن میگه:
" و سائورون در بدست آوردن آنچه با نیروی سپاه ممکن نبود، با فراست و مکر چیره دست بود".
یعنی ظاهر خودشو نمیاد خراب کنه. مگر وقتی که راه دیگه ای برای شکست دادن نداشته باشه. یا که اونقدر قوی و بی نیاز خودشو حس کنه که جسارت شخصا وارد عمل شدن رو داشته باشه.
سائورون والـار رو دست کم نمیگیره. قدرت لـازم رو هم بدست نیاورده. بنابراین به هیچ وجه عاقلـانه نیست که تصویر واقعیشو رو کنه . نومه نور فقط یه جزیره ی نه چندان کوچکه. در صورتی که اون به هدف تسخیر ل سرزمین میانه و شرق دریای بزرگ ، میخواد جای اربابش ملکور رو بگیره.
نابودی اداین یه قسمت کوچیک از طرح سائورون بود ولی حالا چرا نیاد طرح های دیگشو بوسیله اداین عملی کنه بعد کار اداین رو تموم کنه؟
سائورون اصلا نیازی نبود که وارد عمل بشه. بلکه آرفارازون و مردم نومه نور رو جلو مینداخت و خودش نظاره گر نابودی الف ها و انسان های مومن و... میبود. به هیچ وجه هم تصویر واقعیش رو نمیشد.
البته که هدف سائورون تسخیر سرزمین میانه بود ولی میتونست با استفاده از بزرگترین نیروی نظامی دوران دوم براحتی اینکارو کنه و بعد که کارش با اداین تموم شد اونارو خدمت والار بفرسته.
با این حال به نظرم سائورون تصمیم منطقی گرفت،در هر حال همونطور که لوبلیا هم گفت دونه داین رو دشمن خودش میدونست و تصرف سرزمین میانه توسط اونها فایده ای براش نداشت.اما تصمیمی گرفت که هر دو سرش برد باشه. اگه به فرض محال دونه داین موفق میشدند که چه بهتر، اما در حالت دیگه با نابودی دونه داین در تسلط بر سرزمین میانه بی رقیب میشد.محاسباتش هم درست بود،اما چیزی که انتظارش رو نداشت دخالت ارو ایلوواتار بود که نقشه هاش رو به شکست(هرچند مقطعی)منجر کرد.
سرزمین میانه رو توسط اونها فتح میکرد نه برای اونها. میتونست بجای اینکه در اولین اقدام فارازون و سپاهش رو به جنگ والار بفرسته بجاش اول سرزمین میانه رو براش فتح میکردند بعدش به جنگ والار میفرستادشون. با اینکار با یه تیر میتونست 2 نشون بزنه هم سرزمین میانه براش آماده میشد هم نومه نور و مردمش نابود میشدند.