در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
خب من سیلماریل ها رو نخوندم ولی نسبت به اطلاعاتی که جمع کردم و با اجازه از بقیه ی اساتید باید بگم
خب. اگه نگفته بودین که نخوندین هم توی ادامه ی پست خودش رو نشون می داد. چون بیشتر مواردی که مطرح کردین توی کتاب جواب داره. اصلا دو تا فصل اول سیلماریلیون و بخش هایی از چنتا فصل دیگه این حالت رو داره که تالکین پرسش هایی که برای خودش مطرحه و ممکنه برای مخاطب مطرح بشه رو پاسخ داده.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
اگه آرو رو حذف کنید چی می مونه؟ آیا آرو در سیلماریل ها بیشتر ذکر شده بود یا والارهای مختلف؟
هیچ کدوم! الف ها. سیلماریلیون بیانگر اعتقادات و تاریخ گروه هایی از الف هاس. والار و ارو یه بار اوایل کتاب نقش دارن و یه بار هم توی داشتان نومه نور. اگه اِرو رو حذف کنیم شاید به جذابیت داستان لطمه ی جدی وارد نشه ولی روحیه و حال و هواش خیلی عوض میشه.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
می دونید چیه، فکر می کنم تالکین یه همچین کاری کرده: « برای اینکه مردم دروغ رو باور کنن باید اونو لابلای حقیقت بگی
ادعای پیغمبری که نکرده. داستان نوشته. لازم نیست مردم داستانش رو باور بکنن، کافیه دوستش داشته باشن.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
چیزی که تالکین گفته یه چیزی بین افسانه های یونان باستان و خدایان اونا و اعتقادهای یکتاپرستی هست
این تقریبا حرف درستیه، ولی اشاره به افسانه های یونان باستان محدود کردن قضیه س. اینا باورهای باستانی هستند که در بسیاری فرهنگ ها دیده میشن. خودمون هم شبیهش رو داشتیم. ادیان ابراهیمی هم نسخه های تعدیل شده ش رو دارن.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
2 - والار میان واسه خودشون خلق می کنن و اضافه می کنن. { اگه اونا قدرت خلق دارن پس مثل آرو هستن و اونطوری والار در برابر آرو مثل مایا در برابر والار می شه. من تا حالا ندیدم که هیچ مخلوقی قدرت خلق کردن داشته باشه }
صحبت از "خلق کردن" یا "آفریدن" نیاز به تعریف داره. شما نقاشی هم بکشی و نقاشیت خیلی کپی نباشه می تونی بهش بگی آفرینش اثر هنری. اگه این تعریف گسترده رو در نظر بگیریم، مخلوقات قدرت خلق کردن دارن. اما اگر خلق کردن رو به معنی "هستی بخشیدن" و "آوردن چیزی از سرحد عدم به اقلیم وجود" بگیریم، آره منم هنوز ندیدم مخلوقات قدرت آفرینش داشته باشن. والار هم نداشتن. خیالتون راحت.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
اونا می تونن شکل بگیرن { اینجا مثل افسانه های خرافی یونان و روم و ... باستان شد. اگه اونا ارواح مقدس و قدرتمندن، چه نیازه که شکل مادی به خودشون بگیرن؟ }
این از اوناییه که بنده ی خدا نویسنده زحمت کشیده توضیح داده. می تونن شکل بگیرن، نیاز ندارن. شکل گرفتنشون از سر عشق به موجوداته، و به این امید که اونا وجودشون رو درک کنن.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
اونها با آوازشون و خیلی کارهای دیگه این جهان رو ساختن. { اونوقت چرا ملکور که سرور و سالار والار بود انقدر برای گرفتن زمین له له می زد. زمین در برابر جهان چیزیه؟ }
اون ها با همراهیشون با آواز ایلوواتار، آوازی که خودش یادشون داده بود، پیش نمایشی از جهان رو پدید آوردن. اون ها ابزارهای نغمه سرایی بودن. ملکور چون به نقشش راضی نبود و نمی تونست چیزی هم بسازه اومد که یه چیز ساخته شده رو مطابق سلیقه ش دستکاری کنه.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
قدرتمندترین والار به دست یه موجود مادی شکست می خوره { اگه درست گفته باشم. خب این چه جور والاریه؟ }
این داگورداگورات اصلا توی کتاب اصلی نیستش. یه گزینه بوده. و آره، زیادی کلاسیکه و با بقیه ی داستان خیلی جور نیست. نمی شه بهش استناد کرد. چون به اندازه ی کافی روش کار نشده. افراد در مقابل ایده های اولیه ای که با مسئولیت خودشون منتشر نشده که مسئول نیستن. البته باید به این هم اشاره کنم که ملکور از درجه ی والا بودن خلع و بیش از حد وابسته ی دنیا شده، آسیب پذیری هایی که از خودش نشون میده به همین دلیله.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
یکی والار خواب، یکی والار طبیعت، یکی والار نور و .... { این که دقیقا مثل تقسیم وظایف خدایان افسانه ای یونان و روم باستانه ..... }
تقسیم بندی های مشابهی در خیلی اعتقادات دیگه هست. یکی والای جان ستان و نگه دارنده ی ارواح، که بدون شرح می ذارمش. یکی والایی که بر رنج های جهان اشک می ریزه، که بیش ترین شباهت رو به شخصیتی در یکی از ادیان شرقی داره از نظر من.( و شخصیت این والا خیلی ویرایش شده تا به این شکل در اومده.) یا مثلا الهه، خدا یا فرشته ی آب رو توی همه ی فرهنگ ها میشه پیدا کرد. حالا ببینین اولمو به هرکدوم چه قدر شبیهه و چه قدر شبیه نیست و خودشه.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
چند تا جواهر سیلماریل قوی ترین والار رو می سوزونه؟
بله. چون تصادفا یک والای قوی دیگه در پدید آمدنشون نقش داشته و یک والای اسم و رسم دار دیگه در برابر پلیدی تقدیسشون کرده.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
چطور والار برای دستگیری ملکور اومدن ولی نرفتن بالروگ هاش رو اسیر کنن یا نیومدن جلوی سارون رو بگیرن و براش جادوگر فرستادن ..... { یا این والارها خسته می شن و می گن: بیخیال. اونجا رو نگردیم. یا اینکه انقدر کوته فکر هستن که نمی دونن 5 تا جادوگر نمی تونن سارون رو شکست بدن . هم خطای عقلانی و هم خطای انسانی }
بخش نبرد خشم خیلی واضح نیست، ولی به نظر می یاد که والار حضور نداشتن. چون ائون وه ی مایا فرماندهی رو به عهده داره. چند تا از بالروگ ها و سائورون می رن در اعماق زمین مخفی میشن و اونا نمی تونن پیداشون کنن. برای سائورون هم ثابت شد که نیازی به حضورشون نبوده. یه تیم نه نفره فقط با یه جادوگر تونستن شکستش بدن دیگه. گنجشک رو که با توپ نمی زنن! علم والار مطلق نیست، اما بسیار زیاده، و می تونیم اونو "علم به عوامل" در نظر بگیریم با این توضیح که عوامل خیلی زیادی رو می شناسن. ملت قبلا از عهده ی سائورون بر اومده بودن و باز هم طبق محاسبات والار می تونستن لابد.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
نمی دونم با این معجونی که تالکین پخته چیکار کنم.
اول باید نوشیده بشه(بخونیش). 
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
ولی فکر می کنم برای اینکه یکتاپرست ها به تالکین گیر ندن ایلوواتار رو اضافه کرده.
چه گیری می خواستن بدن؟ مگه اونجا اینجاس؟ قرون وسطی هم نبوده. خدایانِ داستانش رو هرجور می خواست می تونست توصیف کنه. به نظر من به خاطر علاقه ی خودشه که ایلوواتار رو وارد داستان کرده.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
تالکین اومده افسانه هایی مثل افسانه های قدیمی یونان و روم باستان ساخته و برای واقعی جلوه دادنشون اونا رو با حقایق و عقاید واقعی امروزی تلفیق کرده
مفهوم حرفت درسته ولی ایراداتی به این جمله ها دارم، اول این که فکر نمی کنم برای واقعی جلوه دادنشون بوده. واقعی جلوه دادن داستان فانتزی یعنی چی اصلا؟ نکته ی بعدی هم" عقاید واقعی امروزی" هست. اگه منظورتون دیدگاه ادیانه که اونا امروزی نیستن. زمان تالکین هم امروزی به حساب نمی اومدن. اگه منظورتون عقاید امروزی ماست، که اونا عقاید شخصی اند. واقعی بودن و حقیقی بودنشون اثبات نشده.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
چطور تالکین که خودش یک انسان و مخلوقه می تونه انقدر دقیق در مورد آفرینش و کارها و منطق خداوند حرف بزنه؟ در حالی که مخلوقات نمی تونن وجود خدا رو به طور کامل درک کنن؟
چیزی که روبروی شماست. فقط یک داستانه ..
چون همون طور که خودتون گفتین فقط یک داستانه. و تالکین در مورد آفرینش و منطق ارو صحبت می کنه نه خداوند. قبول دارم که ارو بعضی جاها به شکل خطرناکی به خدای ادیان ابراهیمی نزدیک میشه، ولی توی مواردی هم آشکارا ازش فاصله می گیره و خواننده باید قدرت تفکیک این دو رو داشته باشه. تازه مدعی نیست که ذات و حکمت ارو رو هم به طور کامل درک کرده یا توضیح داده. همه ی داستان هاش در مبداء زمان رخ میدن نه آخرش، یه جورایی پایان بازه.
در در 12/2/2017 at 7:18 PM، Aran Dur گفته است :
یعنی چون والار خدا نیستند پس معصوم هم نیستند و اگر خدا بودند، وجود ایلوواتار زیر سوال می رفت. کلا بنیانی که تالکین برای داستان ساخته خود به خود باعث می شه والار از معصومیت در بیان
نمونه ی بارزش هم مورگوت.
و هر حرفی هم که برای توجیه کارهای اونا بزنین از جمله اینکه سرنوشت بوده و یا ایلوواتار می دونسته کاملا اشتباهه، چون عقیده ی والار و ایلوواتار 2 عقیده از 2 جبهه ی متفاوت یکتایی و یا چند خدایی هستند که در اینجا به طرز خطرناکی با هم برخورد کردند
ببین این نتیجه گیری خوبیه. نمی دونم چه طوری از اون مقدمه هات به این نتیجه رسیدی، این دو تا مدل به هم برخورد کردن و خیلی از تناقضاتشون هم رفع شده. هر دو مدل خیلی ویرایش شده ن و تغییر کرده ن. خب طبیعیه که عمر یه آدم قد نده همه ی اون گیر و گرفت هاش رو رفع کنه. ولی تلاش تحسین برانگیزی بوده.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
من نگفتم والار روح خلق می کنن. من گفتم که والار کاملا شبیه خدایان چندگانه هستن و ایلوواتار مثل خدای یگانه
خب اینو توی قبلی ها گفتم. نمی دونم چرا نقل قول گرفتم:/. ولی به هر حال، کاملا شبیه نیستن. والار توی طرح های اولیه بیشتر شبیه بودن ولی به مرور حالت قدسی تر و روحانی تری به خودشون گرفتن.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
چرا باید اونها « وظایف » داشته باشن و وظایفشون توسط بشر شناخته شدست. مثلا خواب یا نور یا طبیعت .... اینها همه وظایف زمینی و فانی هستن. یعنی اونها نباید وظایفی داشته باشن که از علم انسان فراتره؟ اصلا اونا چرا انقدر کمن؟ و دادن وظایف یا قدرت ایلوواتار به اونها { نه اینکه ایلوواتار خودش از هدایت این وظایف عاجز شده } مثل این می مونه که یه لیوان از آب اقیانوس رو برداری و بگی: اقیانوس در دست منه .....
در پاسخ به این که چرا باید اونا وظایف داشته باشن، می تونم بگم که چرا باید فرشتگان مقرب یا کلا دسته ای از فرشتگان وظایفی داشته باشن؟ که از قضا وظایف بعضی هاشون برای بشر شناخته شده س. اینجا هم فقط وظایف والار برای الف ها شناخته شده س. بسیاری از آینور به آردا نیومدن و همراه اِرو موندن که هیچی ازشون نمی دونیم.
خدایی این سوال "اصلا اونا چرا انقدر کمن؟" یه چیزی توی مایه های "چرا در گنجه بازه؟" نیستش؟
خب این تعداد بلند شدن اومدن آردا. همین تعداد هم کافی و از سر زمین هم زیاد بود. حالا کم بودنشون چه ایرادی داره؟
توضیحی که در ادامه ش دادی رو هم متوجه نشدم راستش. ولی یه اراده ی طولی از دینی مدرسه یادمه. اینم از همونا.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
در ضمن، تمام ارواح مقدس و فرشته ها بدون دستور خداوند هیچ کاری نمی کنن و این انسانه که فقط اختیار داره. در حالی که بین والارها هر کی هر کیه. اونا تصمیم می گیرن، می سازن { حالا نمی دونم ساختن درسته یا خلق کردن }، نابود می کنن.
این فرشتگانِ آپدیت شده هستن که بدون دستور هیچ کاری نمی کنن. یعنی حتی اگه تالکین نمی خواست داستان بنویسه و براساس اعتقادات خودش مقاله می نوشت، با فرشتگان گناهکار روبه رو می شدیم. بیایم اعتقادات خودمون رو به عنوان بدیهیات و معیارهای قضاوت مطرح نکنیم. اعتقاد اون بنده ی خدا فرق می کرده. اونقدر ها هم که فکر می کنین بین والار هرکی هرکی نبوده. به عنوان مثال می تونین به "حدیث آئوله و یاوانا" مراجعه کنین. ساختن و خلق کردن رو هم بالا توضیح دادم. بستگی داره از کدوم تعریف استفاده کنین.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
درضمن، من به این کار ندارم که یک چیز نماد یه چیز دیگست. اگه اینطوری باشه که من هر جا خواستم یه دلیلی بیارم، می گم: نماده
البته لرد آو لین گفتش که تمثیله نه نماد. که منم باهاش موافقم. همونطور که گفتم داگور داگورات یه بخش تکمیل شده نیست که بشه راجع بهش بحث کرد.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
اینکه چرا یک والار نمی تونه خودش رو احیا کنه ولی می تونه ساخت و ساز کنه، اینکه به شکل فانی در بیاد. { زمین، مرکز جهان؟ مگه ما توی عصر گالیله هستیم
}. و هزار چیز دیگه ....
تالکین داستان های اساطیری و خدایان یونان باستانی برای داستانش ساخته و روش یه خدای واحد گذاشته.
حالا خیلی هم عجیب نیست که یکی بتونه ساخت و ساز کنه ولی نتونه خودش رو احیا کنه. خودش که خودشو نساخته به هرحال. در اون مقطع، اون والای مخلوع دیگه اسیر کالبد مادی خودش شده.
زمین مرکز جهان؟ رفیق این یه داستان فانتزیه خب، نسبت زمین و جهانش هرچیزی می تونه باشه. در مورد اینکه مرکز پنداشتن زمین صرفا یه امر اساطیری بوده یا یه باور مذهبی شما رو به همون عصر گالیله ارجاع میدم.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
خطا کردن چه معنایی داره وقتی اختیاری از خودت نداری؟ و اگه اختیار از خودت داری و خطا کردی پس دیگه روح مقدس نیستی
ببین در مورد گناه توی همین تاپیک به نتیجه رسیدیم که والار با توجه به درک عمیقشون از هستی یک نوع معصومیت نسبت به گناه دارن. و این معصومیت از بی اختیاری یا به قول اون یکی دوستمون نرم افزار بودن ناشی نمیشه. می دونیم پلیدی در مانوه راه نداره، احتمالا به این دلیل که اون بیشتر از ایلوواتار رو درک می کنه. ملکور از نظر شخصیتی یه مقدار فرق می کرد. شخصیت ملکور جامع تر از همه ی والاره. چون خودش رو برتر از همه می بینه دچار لغزش میشه.
بحث باقی مونده در مورد اشتباه پذیری والار هست. بالاخره هر روح خیرخواهی هم ممکنه اشتباه کنه.
آینور، قدسیان بودن، من یه پرانتز در مورد تعریف قدسیان باز کنم: شاید ترجمه حق مطلب رو ادا نکنه، اینجا منظور کسانیه که در ترازی بالاتر از جهان مادی زیست می کنن. موجودات اثیری. خودمونم از این تقسیم بندی ها داریم، مثل: عالم ماده و مثال و عقل، یا اون یکی: ناسوت، ملکوت، جبروت، لاهوت... شاید قدسیان رو ملکوتیان بگیری بهتر باشه مثلا. پرانتز بسته.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
والارها همونقدر از خطا دور هستن که اساطیر و داستان های یونان باستان
نه دیگه از اونا بهترن انصافا. خدایان یونانی خیلی داغون بودن.
در در 12/4/2017 at 6:41 PM، Aran Dur گفته است :
ایلوواتار هم این وسط یک ماه بین ستاره های داستان تالکینه. در حالی که به نظرم .... ستاره هاش درخشان ترن
خب تا نخوندی نمی تونی اینو بگی. والار با جزئیات بیشتری توصیف شدن. دلیلش هم می تونه این باشه که اینا برای داستان جذاب ترن. هم این که تالکین نمی تونسته و به خودش اجازه نداده دلیل تصمیم های ارو که به هرحال قادر مطلق و عالم مطلق هست رو توضیح بده. ولی برتری، دست نیافتنی بودن و ارادت و احترام به خدای یگانه روحیه ی حاکم بر رشته ی افسانه س، نمیشه خلاف این ادعا کرد.
شما توانایی تحلیل خوبی داری. حیفه که نخونده بیای نظر بدی. اینو به عنوان یه پیشنهاد دوستانه میگم، هیچ کتابی رو نخونده نقد نکن، حتی اگر به تعداد صفحاتش مقاله و شرح و تفسیر خونده باشی. چون دیگران، هر قدر هم می خوان فرهیخته باشن، در بهترین حالت برداشت خودشون رو میگن، ولی بیشتر اینطوریه که ظنّ و قصد خودشون رو بیان می کنن.
این مثنوی هفتاد من کاغذ رو با یه جمله از سیلماریلیون تموم می کنم( به خاطر دیدگاهش درباره ی اهمیت تناسبات و جزئیات):
نقل قول
فرزندان ایلوواتار الف ها و آدمیان اند. نخست زادگان و از پی آمدگان. و در میان همه ی شکوه و جلال این جهان، در تالارها و فضاهای بیکران و آتش های چرخنده اش، ایلوواتار منزلگاهی برای آنان در اعماق زمان و در میان ستارگان بی شمار برگزید. و این منزلگاه شاید در چشم کسانی که فقط شکوه آینور خیره شان کرده است و نه تناسب فوق العاده ی آنان، بی اهمیت بنماید. انگار که تمام پهنه ی آردا را همچون بنای ستونی در نظر آورند و چنان آن را برافرازند که مخروط قله اش گزنده تر از سوزن باشد. یا تنها بی کرانگی بی حد و حصر جهان را در نظر آورند، جهانی که آینور هنوز در کار شکل دادن آن اند؛ و نه دقت موشکافانه ای که با آن هرچیز را در درونش شکل می دهند.