هابيت ها

تعداد پست‌ها: 54

فکر می کنم نژاد هابيت از شاهکار های تالکين باشه. دنيايی آروم و يک آرمان شهر.

الف ها زيباهستند ولی رويايی و دور، اورک ها کثيف، آدميان گرفتار دنيای فانی، جادوگرها در آينده زندگی می کنند دورف ها در دنيایی تاريک. ولی هابيت های نازنين در دنيای شلوغ در يک گوشه دنج از افتاب خنک صبح بهاری لذت می برن و در پياده روی بعد از ظهرشون شعر می گن.

هابيت های خوشبخت. . .

حتی جادوی تالکين اينه که ما در داستان يه هابيت رو تعقيب می کنيم. يه هابيت که حتی مردومان سرزمين باشکوه موردور به خودشون زحمت نمی دن اسم اين نژاد رو ياد بگيرن، الف ها: در ميان هابيت های اين يکی جواهر است. همين چون چند کلمه ای زبان باستانی می دونه.

ولی ما داستان اين هابيت رو دنبال می کنيم و يه لحظه احساس نمی کنيم اون موجودی متفاوت از ماست.

شاید چون از همه به ما نزدیک تره یک موجود فانی که هیچ چیز خاصی نداره جز اینکه خوبه. و همين مارو به داستان پيوند ميده. اگر داستان يک جادوگر بود وقتی سواران سياه بهش حمله می کردن نمی دونستيم چی کار می تونه بکنه يا توی کله يه الف چی می گزره ولی می دونيم که اون يه هابيته و در اين ميانه نبردهای اسطوره تنها می تونه سنگ پرت کنه. کاری که در پياده روی های بعد از ظهر شاير يادگرفته.

اگر نژاد های مختلف داستان هر کدام نشان يه بخشی از روح آدمی باشن مثلاْ الف ها نماد خرد و بينش يا دورف ها نشان ريشه و عمق، خود آدم ها نشان دليری و شجاعت، وفاداری و روح بزرگ يا اورک ها نماد فساد روح،

هابيت یعنی خوابيدن توی يه صبح تعطیل بهاری که نسيم خنک و آفتاب پشت ابر از پنجره مياد تو و تو هيچ کاری نداری جز لذت کشيدن ملافه کشيدن روی سر. . .

اين کتاب به طور عمده در باره هابيت هاست. . .

اين هابيت های نازنين . . .

هابیت زیاد جالب نیستن..آخه هیچ چیز جالبی توشون نیست...جادوگر ها به نظر من جذاب ترین هستند

میدونی مالبت-آفریدگار عزیز خیلی پست لذت بخشی بود و بسیار جالب. خوشم اومد از دیدگاهت و این چیزیه که دیدگاه خود تالکین راجبه هابیت ها بوده اینکه هابیت ها در شایر که مثل محل زندگی خود تالکین بوده زندگی می کنن یا اینکه همیشه تالکین میگفته من خودم یه هابیتم .... جالب بود مرسی !

اگه نباید اینجا پست می زدم ببخشید یه جایی تو روزنامه دیدم یه دهکده ای (شهری)؟ توی انگلیس اخر اسمش شایر بود. مثل این که خیلی جاها اسمش شایره کافیه یه بار سرچ کنین.!!!!!!!!!!!

اگه نباید اینجا پست می زدم ببخشید یه جایی تو روزنامه دیدم یه دهکده ای (شهری)؟ توی انگلیس اخر اسمش شایر بود. مثل این که خیلی جاها اسمش شایره کافیه یه بار سرچ کنین.!!!!!!!!!!!

از این چیزا زیاد پیدا میکنی مثلا اسم یکی از ایالت های برزیل مثل میناس آنور و میناس ایتیل ،میناس ژرایس ه، یک سری دیگه از همین جور چیزا هم توی زبان های اسپانییولی و پرتقالی پیدا کرده بودم که یادم نیست.(:

راستی فکر نمیکنم جای این بحث اینجا باشه لطفا ناظر ....

مالبت جان خیلی پست جالبی بود ... در مورد هابیت بودن هم توی نسخه SEE یاران حلقه با بازیگران هابیت شایر که مصاحبه که می کرد می گفتند که ما سر فیلمبرداری خیلی حال می بریم و حاضریم که پول بدیم و هابیت باشیم ... این خیلی جالبه ... ای کاش ما هم در سرزمین میانه هابیت بودیم و در شایر زیبا زندگی می کردیم و دور از هر گونه دغدغه و مشغله این دنیای تاریک و کثیف و مرده زندگی کی کردیم ... یا همانند الف ها در آمان تا پایان دنیا در آسایش بودیم ...

اگه نباید اینجا پست می زدم ببخشید یه جایی تو روزنامه دیدم یه دهکده ای (شهری)؟ توی انگلیس اخر اسمش شایر بود. مثل این که خیلی جاها اسمش شایره کافیه یه بار سرچ کنین.!!!!!!!!!!!

از این چیزا زیاد پیدا میکنی مثلا اسم یکی از ایالت های برزیل مثل میناس آنور و میناس ایتیل ،میناس ژرایس ه، یک سری دیگه از همین جور چیزا هم توی زبان های اسپانییولی و پرتقالی پیدا کرده بودم که یادم نیست.(:

راستی فکر نمیکنم جای این بحث اینجا باشه لطفا ناظر ....

البتّه این شایر که شما دیدی، با املای Shire، در صورت اسمی خود، به معنای ایالت، ناحیه و استان می باشد و اگر بر سر اسمی بیاید، احتمالاً نقشی مانند پسوند آباد در زبان فارسی پیدا می کند. مثلاً یورک شایر یعنی یورک آباد!

سلام دوستان

به نظر من هم هابیت ها شخصیت بسیار جالبی هستند ومن در دنیای تالکین از هابیت ها زیاد خوشم می آید .lord sauoronعزیز در مورد این که هابیت ها افراد جالبی نیستند زیاد با شما موافق نیستم .همون که هابیت ها افراد خونسرد،صلح طلب ودور از کار های غیر منتظره هستند خودش نوعی جذابیت خاص که هابیت ها دارند.در ضمن از مالبت پیر هم به خاطر باز کردن این مبحث تشکر می کنم چرا که می تونه بحث جالبی به همراه داشته باشه.:tongue:

سلام به دوستان عزیز

یه سوال دارم شاید جاش اینجا نباشه ولی میپرسم؟///

چرا گاندالف میگه که هابیت ها برای جنگ افریده نشدن؟؟

پس برای چی افریده شدن

یعنی بقیه موجودات سرزمین میانه برای جنگ افریده شدن؟؟؟؟

اگه کسی میدونه لطفن جواب بده

در ضمن ممنون از ایجاد این مبحث

یه جورایی آره امیر جان. هابیتها برای جنگ ساخته نشدن یا بهتر بگم اصلا روحیه جنگی ندارند. انسانها و الفها و دورفها همگی برای چیزهایی که میخواستند سرسختانه میجنگیدند ولی هابیتها ... اووووووووووووووووووووووه صد سال یه بار شاید یه تکونی بخورن وگرنه هر روز جلوی در خونه شون میشینن و آفتاب میگیرن.

یه جورایی آره امیر جان. هابیتها برای جنگ ساخته نشدن یا بهتر بگم اصلا روحیه جنگی ندارند. انسانها و الفها و دورفها همگی برای چیزهایی که میخواستند سرسختانه میجنگیدند ولی هابیتها ... اووووووووووووووووووووووه صد سال یه بار شاید یه تکونی بخورن وگرنه هر روز جلوی در خونه شون میشینن و آفتاب میگیرن.

میگم... حالا واقعا کدوم بهتره؟

جنگجو بود یا نبودن؟(مسئله این نیست!)

من که به شخصه جنگجو بودن رو بیشتر دوست دارم. فکر میکنم این مسئله از اسم مستعارم که یک شهید جنگ باشه معلومه.

من که به شخصه جنگجو بودن رو بیشتر دوست دارم. فکر میکنم این مسئله از اسم مستعارم که یک شهید جنگ باشه معلومه.

او یادم رفته بود! فقط گفتم شاید چون درد مردن زیاد بود نظرت برگشت باشه!

ققنوس جان نظر خودت چیه ؟

تو جنگجو بودنو دوست داری یا افتاب گرفتنو؟؟؟

هالبارد عزیز که جنگجو بودنو دوست داره

منم هر دو رو با هم دوست دارم حالا نظر تو چیه ققنوس جان؟؟؟/

ققنوس جان نظر خودت چیه ؟

تو جنگجو بودنو دوست داری یا افتاب گرفتنو؟؟؟

هالبارد عزیز که جنگجو بودنو دوست داره

منم هر دو رو با هم دوست دارم حالا نظر تو چیه ققنوس جان؟؟؟/

اول اینکه آواتور جدیدت مبارک باد!

دوم اینکه حقیقتش خود من با جنگ مخالفم. حتی جنگی که برای دفاع ، وبه اصطلاح جنگ بر حق باشد! نمیخواهد نطق بارم کنید که این یعنی تو سری خوردن...! نه... من دلایل خودم را دارم. و اینجا جای گفتنش نیست. پس با هر جنگی مخالفم، اما نه اینکه از جنگجویان هم متنقر باشم. به هر حال آنها دنبال آنچه میروند که فکر میکنند درست است.

از طرفی با دراز کشیدن زیر آفتاب هم مخالفم! اصلا یکی از دیدگاههای من اینست که میتوان بین ایندو زیست. دنیا فقط این دو انتخاب را پیش روی ما نمیگذارد.

لاقل دنیای من چنین است.

ممنون .....

ولی میشه بگی بین این دو یعنی چی؟؟/

وقتی میگی بین این دو یعنی اینها هم جزوشون میشن؟؟؟

پس چطور میگی با هر دوشون مخالفی؟؟

یک جمله میگم که شاید جوابم کامل توش باشه:

دنیا بیش از جنگ برای زنده ماندن، به جنگ برای خوب زنده ماندن احتیاج دارد.

یه نکته ی جالب در مورد هابیت ها اینه که به قدری وجودشون پاک و بی آلایش و عاری از هر غل و غشی بود که پلیدی بهشون کارگر نبود.

این کم چیزی نیست. اگه تالکین قبل از خلق دنیاش به من میگفت که مثلا میخوام همچین دنیایی با همچین داستان هایی خلق کنم، من یکی باورم نمیشد که تو یه همچین دنیایی، یه همچین مردمی زندگی کنن. حالا بدتر از اون، یکی از همین قوم الکی خوش و باحال (یا به قول خودم الف های کوچیک) بیاد کاسه کوزه ی بزرگترین پلیدی دوران خودشو بریزه به هم. این البته هنر تالکین رو میرسونه!

البته هابیت ها هم همچین موجودات ضد ضربه ای نبودند!

یادمون نره که اسمیگل هم یه هابیت بود که به خاطر حلقه دوست خودشو کشت یا در میان هابیت های شایر بودند کسانی که با سارومان همدست شدند!

در مورد همدستي هابيت ها با سارومان ميشه بيشتر توضيح بديد؟

در مورد همدستي هابيت ها با سارومان ميشه بيشتر توضيح بديد؟

فصل پاکسازی شایر کتاب بازگشت پادشاه رو مطالعه کنید

اونجا می بینیم چندیین نفر از هابیت ها از جمله سکویل- بگینزها برای تسلط بر شایر به سارومان (شارکو) کمک کردند

من عاشق هابیتام...معرکه ن...و همینطور فکر میکنم نمادی از مردم انگلستان باشن....خیلی شیک و با کلاسند و حوصله ما جرا هم ندارن!!!

میگم... حالا واقعا کدوم بهتره؟

جنگجو بود یا نبودن؟(مسئله این نیست!)

من معتقدم جنگجو بودن قصاوت دل رو به همراه میاره بنابراین یک زندگی ساده و بدون ایجاد دردسر برای دیگر ملت ها بهترین نوع زندگی محسوب میشه که هابیت ها اون رو دارا میباشن و زیبایی بیشتر زندگی هابیت ها اینه که حکومتی نداشتن چون مشکلات درون خانواده ها خود به خود به عشق بدل میشد و آیا در یک دل جنگجو که روح الهی رو حالا هر چقدر هم که پلید شده باشه از کالبد با بی رحمی خارج میکنه آیا چنین مودتی وجود داره؟

سلام میکنم به اعضا با عرض پوزش اگه ناشیانه حرف میزنم ولی هابیت ها شاید زندگی بی دغدغه ای داشتن اما نماد بارز بی تفاوتی بودن و بی تفاوت بودن نشانه ی بی ارزش بودنه فکر کنین سایرون به شایر حمله میکرد اونوقت چی میشد ؟ با شناختی که از هابیت ها دارم فک نکنم حتی حاضر بشن بینی خودشونو از بوی گند ارک ها بگیرن که پس نیافتن . شما چی فک میکنین ؟ حالا به نظر شما بی تفاوت بودت خوبه یا نبودن؟ قضاوت با خودتونه

با عرض اجازت

شما لطفا یک نگاهی به فصل پاکسازی شایر بیندازیید و ببینید که درست است که آن ها کمی بی تفاوت هستند ولی بازهم در عرض چند روز دشمن را از خانه هایشان بیرون می اندازند.

پس می توانند از خانه و کاشانه ی خود در صورت لازم دفاع کنند.

بارها و بارها شاهد نگاه تحسین برانگیز گندالف به هابیت ها بودیم. بارها و بارها شاهد وقت گذاشتن بیش از حد گندالف برای هابیت ها بودیم و از همه مهم تر توی 2 تا ماجراجویی بزرگ گندالف روی هابیت ها قمار میکنه. نابودی اژدهای اره بور با تورین و شرکا همراه بیلبو و از اون و همه اتفاقات دیگر مهم تر نابودی حلقه یگانه توسط فرودو بگینز.

بیشتر ما به خرد و حکمت گندالف هم اعتقاد داریم.

حالا به نظرتون اگر هابیت ها اونقدر که به نظر میان تن پرور و بیخیال و خودخواه نسبت به اتفاقات پیرامونشون بودن باز هم گندالف این عکس العمل هارو داشت ؟

چرا این عکس العمل رو نسبت به انسان ها یا دروف ها نداشت ؟

با عرض اجازت

بسیار بسیار نظر خوبی داده اید جناب توروندور.

دغدغه اصلی میتراندیر برای این کارها این بوده که آن ها مردم بی شیله پیله و بی آزاری بودند. و او حس خوبی نسبت به آن ها داشت.

و البته جایی می شنویم که وقتی مردان خردمند و انسان های بزرگ از کار می افتند و برای کمک عاجز می شوند این مردمان کوچک (هافلینگ ها) به داد دیگران می رسند.{اصل جمله را یادم نیست ولی حدودش همین است}

بارها و بارها شاهد نگاه تحسین برانگیز گندالف به هابیت ها بودیم. بارها و بارها شاهد وقت گذاشتن بیش از حد گندالف برای هابیت ها بودیم و از همه مهم تر توی 2 تا ماجراجویی بزرگ گندالف روی هابیت ها قمار میکنه. نابودی اژدهای اره بور با تورین و شرکا همراه بیلبو و از اون و همه اتفاقات دیگر مهم تر نابودی حلقه یگانه توسط فرودو بگینز.

بیشتر ما به خرد و حکمت گندالف هم اعتقاد داریم.

حالا به نظرتون اگر هابیت ها اونقدر که به نظر میان تن پرور و بیخیال و خودخواه نسبت به اتفاقات پیرامونشون بودن باز هم گندالف این عکس العمل هارو داشت ؟

چرا این عکس العمل رو نسبت به انسان ها یا دروف ها نداشت ؟

سلام دوست عزیز باید بگم هابیت ها همون طور که قبلا گفتم موجودات بی تفاوتی بودن ولی نکته تحسین برانگیز اونا اینه که بینشون دشمنی وجود نداشت و حکومتی هم نداشتن چون با هم مشکل نداشتن ولی اون چیزی که آزارم میده دائم الخمر بودنشونه که اگه از فرهنگ بگذریم اصلا ویژگی خوبی نیس چون این باعث بی تفاوتی بی خردی اونا بود. ولی در کل دوستی بین اونا در آردا بی نظیر بود .

سلام دوست عزیز باید بگم هابیت ها همون طور که قبلا گفتم موجودات بی تفاوتی بودن ولی نکته تحسین برانگیز اونا اینه که بینشون دشمنی وجود نداشت و حکومتی هم نداشتن چون با هم مشکل نداشتن ولی اون چیزی که آزارم میده دائم الخمر بودنشونه که اگه از فرهنگ بگذریم اصلا ویژگی خوبی نیس چون این باعث بی تفاوتی بی خردی اونا بود. ولی در کل دوستی بین اونا در آردا بی نظیر بود .

بی خردی ؟؟؟؟ دائم الخمری ؟؟؟؟

داریم درباره هابیت ها حرف میزنیم دوست من نه ارک ها .

میشه چند نمونه بی خردی برای من توضیح بدید لطفا .

و صد البته فکر کنم ریشه حرفهای شما فیلم ارباب باشه نه کتب استاد

درضمن این جمع بندی شما شامل بیلبو هم میشه و خود استاد گفته شخصیت من به بیلبو شبیه . پس استاد هم بی خرد دائم و الخمر بوده ؟؟؟

بی خردی ؟؟؟؟ دائم الخمری ؟؟؟؟

داریم درباره هابیت ها حرف میزنیم دوست من نه ارک ها .

میشه چند نمونه بی خردی برای من توضیح بدید لطفا .

و صد البته فکر کنم ریشه حرفهای شما فیلم ارباب باشه نه کتب استاد

درضمن این جمع بندی شما شامل بیلبو هم میشه و خود استاد گفته شخصیت من به بیلبو شبیه . پس استاد هم بی خرد دائم و الخمر بوده ؟؟؟

استغفر الله:دی

بنده با تورورندور بیشتر موافق هستم.بیشتر هابیت ها ساده اندیش و راحت طلب بودن ولی صفاتی که میتراندیل عزیز نسبت دادن بهشون زیاد شایسته نیست.در بحث نوشیدنی های الکلی هم دورف ها از هابیت ها پیش بودن[-(

استغفر الله:دی

بنده با تورورندور بیشتر موافق هستم.بیشتر هابیت ها ساده اندیش و راحت طلب بودن ولی صفاتی که میتراندیل عزیز نسبت دادن بهشون زیاد شایسته نیست.در بحث نوشیدنی های الکلی هم دورف ها از هابیت ها پیش بودن :)

l من حرفمو اصلاح میکنم شما درست میگید ولی ملت بی تفاوتین و به هیچی جز خونشون اهمیت نمیدن وخدمت دوستم عزیزم توروندور باید بگم که اینقد ناراحت نشین من که به استاد اهانت نکردم ای کاش ملت واسه چیزای دیگه اینقد احترام قائل میشدن . یه وقت بد برداشت نشه ها .......

با عرض اجازت

به نظر من کمی خرد می تواند این موجودات خُرد را به صورتی درآرد که هم دانا باشند و هم دور اندیش مثل بیلبو.

هر چی فک میکنم میبینم نباید اینقد در مورد هابیت ها بد فک کنم . حداقلش اینه که بارشون روی دوش ملت های دیگه نبود به کسیم ظلم نمیکردن .....

بابا تورو خدا اینقد امتیاز منفی ندین ما همینجوری هیچی امتیاز نداریم.......

موجوداتی که همیشه سعی می کنن دور از جنگ و خونریزی باشن...اونا شیفته ی آرامش توی خونه ی خودشون در سرزمین آروم و ساکت خودشون هستن...کنجکاو و یه دنده..اگه بخوان یه کاری رو انجام بدن از هر چیزی می گذزن تا به نتیجه برسن...برعکس جثه ی کوچک و شخصیت آرومشون اونا کار های بزرگی رو همیشه انجام می دن...کار هایی که اینقدر بزرگ و مهم هستند که دیگر اقوام قدرت درک عظمت و مهمی اونا رو ندارن...اونا مادی نیستن ولی بازم در این باره می شه گفت که تو اعتدال هستن...همیشه به نیمه ی پر لیوان نگاه می کنن البته اونا همیشه مثبت نگر نبودن و سعی می کنن از فرصت های زندگیشون بیشترین بهره و لذت رو ببرن....در کنار هم و برای هم....زندگی ساده ولی با آرامش ..نه پادشاه و نه قصر امپراطوری....زیبا ، ساده ولی آزاده....

بارها و بارها شاهد نگاه تحسین برانگیز گندالف به هابیت ها بودیم. بارها و بارها شاهد وقت گذاشتن بیش از حد گندالف برای هابیت ها بودیم و از همه مهم تر توی 2 تا ماجراجویی بزرگ گندالف روی هابیت ها قمار میکنه. نابودی اژدهای اره بور با تورین و شرکا همراه بیلبو و از اون و همه اتفاقات دیگر مهم تر نابودی حلقه یگانه توسط فرودو بگینز.

بیشتر ما به خرد و حکمت گندالف هم اعتقاد داریم.

حالا به نظرتون اگر هابیت ها اونقدر که به نظر میان تن پرور و بیخیال و خودخواه نسبت به اتفاقات پیرامونشون بودن باز هم گندالف این عکس العمل هارو داشت ؟

چرا این عکس العمل رو نسبت به انسان ها یا دروف ها نداشت ؟

کاملا درست میگی توروندور جان من بالاخره نگاهم رو پیرامون فرهنگ ها تغییر دادم وبالاخره نیمه پر لیوانو درباره ی زندگی هابیت ها دیدم شایدم اصلا نیمه خالی وجود نداشته

با عرض اجازت

درست می گویی دلیل نمی شود هر کس از ارامش خوشش می آید بی جربزه باشد.

با عرض اجازت

درست می گویی دلیل نمی شود هر کس از ارامش خوشش می آید بی جربزه باشد.

ولی هر کس جربزه داشته باشه بالاخره از آرامش کسل می شه و می ره دنبال یه ذره هیجان.

دوستان نظرات قشنگی دادند و منم تقریبا نظرم با شما ها یکی هستش.

شایر واقعا مثل یک گنج می مونه، و اگر به من بگند دوست داری در کجای سرزمین میانه زندگی کنی، من میگم شایر.

آرامش بخش و به دور از هر گونه دردسر و آزار و اذیتی. واقعا هیچ چیز بدی در مورد هابیت ها به یاد نمیارم، به جز یکی دو تا استثنا!

ولی اونقدر ها هم به همه چی بی تفاوت نیستند و اصلا حاضر نیستند خونه شون( شایر) رو از دست بدند.

در کل مردمان دوست داشتنی هستند، خوب زندگی می کنند و از زندگیشون لذت می برند. در کنار طبیعت.

ولی هر کس جربزه داشته باشه بالاخره از آرامش کسل می شه و می ره دنبال یه ذره هیجان.

با عرض اجازت

آن همه هابیت با عرضه ی دیگر در هابیت چرا آن ها دنبال ماجرا نرفتند؟ نه ماجرا بزرگ تر از این ها است بیلبو نشان کرده بود.

با عرض اجازت

آن همه هابیت با عرضه ی دیگر در هابیت چرا آن ها دنبال ماجرا نرفتند؟ نه ماجرا بزرگ تر از این ها است بیلبو نشان کرده بود.

به نظرم تنبلی و ارامش طلبی و البته بی جربزگی جزو ذات هابیت هاست.

به نظرم تنبلی و ارامش طلبی و البته بی جربزگی جزو ذات هابیت هاست.

با عرض اجازت

به نظر من هابیت ها ان قدر جربزه دارند که از خانه شان دفاع کنند و این کافی است.

با عرض اجازت

به نظر من هابیت ها ان قدر جربزه دارند که از خانه شان دفاع کنند و این کافی است.

عزیز دفاع از خونه با روحیه ماجراجویی فرق داره. اینجا مجبورن. ولی چند نفر از هابیت ها توی سیلماریلیون ظاهر شدن؟

عزیز دفاع از خونه با روحیه ماجراجویی فرق داره. اینجا مجبورن. ولی چند نفر از هابیت ها توی سیلماریلیون ظاهر شدن؟

با عرض اجازت

چون آن موقع اصلا معلوم نیست که خلق شده باشند.

با عرض اجازت

چون آن موقع اصلا معلوم نیست که خلق شده باشند.

معلوم هم نیست خلق نشده باشند.

معلوم هم نیست خلق نشده باشند.

با عرض اجازت

اگر خلق شده بودند تالکین از آن ها ماجرایی در داستان می گذاشت.

با عرض اجازت

اگر خلق شده بودند تالکین از آن ها ماجرایی در داستان می گذاشت.

از انت ها به جز یکی دو مورد اشاره چیزی گذاشت؟

این بحث چرا اینطوری داره ادامه پیدا میکنه؟ ظاهر نشدن هابیت ها در سیلماریلیون علتی داره که توی کتاب یاران حلقه نوشته شده و هیچ ارتباطی به مهم بودن کاراشون یا مهم نبودن و اینجور موارد نداره!

اگه به سرآغاز کتاب یاران حلقه و بخش دربارۀ هابیت ها صفحه ی 30 سر بزنید به علتش پی میبرید که من تکه هایی کوتاه رو اینجا براتون مینویسم و خوندن کاملش دیگه با خودتون باشه

«...سرمنشأ هابیت‌ها به روزگاران قدیم، به روزگاران پیشین باز می‌گردد که اکنون گم و فراموش شده است. فقط الف‌ها اسناد آن روزگار نابود‌شده را حفظ و نگهداری می‌کنند و روایت های آنان تقریبا به تمامی درباره تاریخ خودشان است...هابیت‌ها، پیش از آن که مردمان دیگر حتی از وجودشان باخبر شوند، سال‌های سال با آرامش در سرزمین میانه زیسته‌اند...»

اینجا روزگاران پیشین (Elder Days) به معنی دوران اول هست و این اسناد که نگاه کنیم بخش های بزرگی از همون سیلماریلیون باشه و با توجه به متن میتونیم متوجه بشیم که چرا در مورد هابیت ها چیزی موجود نیست (یا حتی در مورد انسان ها بسیار کمتره نسبت به الف ها)

هابیت ها در کل موجودات ساکتی بودن که علاقه ای هم به ارتباط با مردمان بزرگ نداشتن و مهارتشون در مخفی شدن هم جزو علت هایی هست که اون ها رو از تاریخ های نوشته شده توسط دیگران دور نگه داشته...

من به شخصه میگم هابیت ها عالین..

چندوقت پیش توی یورونیوز میگفت هابیت ها کشف شدن! فکر کنم یا توی آلمان یا توی بریتانیا بود که چند نفری ادعا میکردن که هابیت ها رو دیدن! شاید بتونید توی سایتش پیدا کنید. موضوع چیه؟ کسی خبر داره؟ @};-

چندوقت پیش توی یورونیوز میگفت هابیت ها کشف شدن! فکر کنم یا توی آلمان یا توی بریتانیا بود که چند نفری ادعا میکردن که هابیت ها پیدا شدن! شاید بتونید توی سایتش پیدا کنید. موضوع چیه؟ کسی خبر داره؟ @};-

بله، اون چیزی که درواقع شما میگید مال حدود یک سال پیشه قضیه از این قراره که به تازگی گروهی از انسان ریخت ها پیدا شدن(البته فسیل هاشون!)که قد کوتاهی داشتن و از قرار معلوم صورت هاشون هم موی زیادی هم نداشته و به طور واضح صورت های بچگانه ای داشتند! مطالعات نشون میده که این گروه از انسان ریخت ها در دوره ای(دقیقا یادم نمیاد کی!)با دیگر انسان ها می زیستند ولی در نهایت نسلشان منقرض میشه. البته از اون جایی که این سنگواره ها به تازگی کشف شدند هنوز اطلاعات زیادی ازشون در دسترس نیست و بخاطر شباهت بسیار زیادشون به هابیت های آردا و به افتخار پروفسور تالکین نام هابیت رو براشون گذاشتن.

در جواب filagond

به نظر عرضه هابیت ها به مراتب بیشتر از اورک هاست چون یه جا خوندم اورک ها از سائرون یا ملکور متنفر ولی مجبورن به حرفش گوش بدن

اما هابیت ها (دقیق یادم نیست برندی باک یا بری یا هر جای دیگه تو محدوده شایر) بر علیه دست نشانده های سارومان می جنگند

این نشون دهندهی بی تفاوتی نیست اگه بخواد بحث بی تفاوتی اتفاقات اطراف باشه هرچند مثال مناسبی نیت توی کتاب قلعه حیوانات یه خری (اسمش یادم نیست دقیقا ولی خب خر یا الاغ بود ) بود نشانه بی تفاوتی کامل بود می گفت ما چه انقلاب کنیم وچه نکیم مجببور به کار کردن هستیم انقلاب وضعیت کاری ما رو بهبود نمیده

اگر هابیت ها بی تفاوت باشند کار کردن توی مزرعه با همون شرایط ممکن بود مگر زیر سلطه کس دیگه بودن شما رو از کشاورزی منع می کنه

یا اگر راحت طلب باشن چه معنی میده به حاظر به جنگیدن میشه

پس روح آزاده ای که در وجود اونهاست باعث میشه علیرغم اینکه کاری به سرزمین ها دیگه ندارن ولی در برابر خودشون تا پای جان مبارزه خواهند کرد

به نظر جمله ای که ثورین به بیلبو گفت این رو کامل کن

اگه همه دنیا به خونه هاشون به بیشتر طلا اهمیت میدادن دنیا جای قشنگتری بود

نظر منم تقریبا تکراریه. هابیت ها مردمانی بودن که در واقع میشه گفت روحیه صلح طلبی دارند و به دنبال ارامش اند بی خیال نیستند.( نه بیشتر از انت ها که تا ندیدند چه بلایی سرشون اومده کاری نکردند. ) اونا با جثه کوچیکشون دنیا رو نجات میدن همون طور که تو ارباب حلقه ها نوشته شده روزی میرسه که سرنوشت دنیا بدست هابیت ها میافته. دقت کنید کاری که فرودو کرد رو حتی گندالف یا الف ها هم نمیتونستن بکنند. اگه اون موقع حلقه نابود نمیشد همه دنیا نابود میشد. همین طور هم به نظر من نژاد مورد علاقه اقای تالکین هابیت ها بودن نه الف ها. در ضمن به نظر من اگر هابیت ها میدونستن که فرودو برای محافظت از اونا داره شایر رو ترک میکنه اونو به عنوان یه قهرمان می شناختن نه یه بلا که اونارو ترک کرد. هابیت ها به خاطر اعتمادی که نسبت به هم داشتن فرمانروا یا حتی رئیسی واسه خودشون نداشتن و همیشه با بی خبری از پیرامونشون ارامش رو تو شایر نگه داشتن. همین طور به نظر من هابیت ها اونقدر قوی بودن که حدود هفتاد سال حلقه در کنارشون بود و بازهم وسوسه نمیشدن. در ضمن من فکر میکنم اقای تالکین دنیای ارمانی رو که همه مردم تو ذهن خودشون میپرورونن رو در شایر خلاصه کرده. زندگی اروم و با محبت بین مردم و بدون هیچ جرم و جنایت ویا سیستم طبقاتی.

در در 12/29/2008 at 1:19 PM، مالبت پیر گفته است :

فکر می کنم نژاد هابيت از شاهکار های تالکين باشه. دنيايی آروم و يک آرمان شهر.

الف ها زيباهستند ولی رويايی و دور، اورک ها کثيف، آدميان گرفتار دنيای فانی، جادوگرها در آينده زندگی می کنند دورف ها در دنيایی تاريک. ولی هابيت های نازنين در دنيای شلوغ در يک گوشه دنج از افتاب خنک صبح بهاری لذت می برن و در پياده روی بعد از ظهرشون شعر می گن.

هابيت های خوشبخت. . .

حتی جادوی تالکين اينه که ما در داستان يه هابيت رو تعقيب می کنيم. يه هابيت که حتی مردومان سرزمين باشکوه موردور به خودشون زحمت نمی دن اسم اين نژاد رو ياد بگيرن، الف ها: در ميان هابيت های اين يکی جواهر است. همين چون چند کلمه ای زبان باستانی می دونه.

ولی ما داستان اين هابيت رو دنبال می کنيم و يه لحظه احساس نمی کنيم اون موجودی متفاوت از ماست.

شاید چون از همه به ما نزدیک تره یک موجود فانی که هیچ چیز خاصی نداره جز اینکه خوبه. و همين مارو به داستان پيوند ميده. اگر داستان يک جادوگر بود وقتی سواران سياه بهش حمله می کردن نمی دونستيم چی کار می تونه بکنه يا توی کله يه الف چی می گزره ولی می دونيم که اون يه هابيته و در اين ميانه نبردهای اسطوره تنها می تونه سنگ پرت کنه. کاری که در پياده روی های بعد از ظهر شاير يادگرفته.

اگر نژاد های مختلف داستان هر کدام نشان يه بخشی از روح آدمی باشن مثلاْ الف ها نماد خرد و بينش يا دورف ها نشان ريشه و عمق، خود آدم ها نشان دليری و شجاعت، وفاداری و روح بزرگ يا اورک ها نماد فساد روح،

هابيت یعنی خوابيدن توی يه صبح تعطیل بهاری که نسيم خنک و آفتاب پشت ابر از پنجره مياد تو و تو هيچ کاری نداری جز لذت کشيدن ملافه کشيدن روی سر. . .

اين کتاب به طور عمده در باره هابيت هاست. . .

اين هابيت های نازنين . . .

سلام! من یه سوال داشتم راستش راجع به هابیت ها

نه توی سیلماریلیون نه ارباب حلقه ها نه هابیت هیچ اشاره ای نشده که این موجودات سرچشمه شون کجاس و کی و کجا و توسط چه کسی بوجود اومدن!؟ مثلا آیا ارو خودش خالقشون بوده یا مثل دورف ها مخلوق یکی از والار هستن؟چطور از اتفاقات سرزمین میانه و جنگ هاش انقدر بی اطلاع و بیخیالن مگه تو سرزمین میانه نیستن؟چرا انقدر برای نژادهای دیگه ناشناخته ن؟ایا خیلیییی دیرتر از کوئنتدی ها و آدمیان به وجود اومدن؟جایی توی ووالینور دارن یا بعد از مرگ به تالار های ماندوس میرن.... ممنون میشم یه کم روشنم کنید :)

در 59 دقیقه قبل، Galiah گفته است :

سلام! من یه سوال داشتم راستش راجع به هابیت ها

نه توی سیلماریلیون نه ارباب حلقه ها نه هابیت هیچ اشاره ای نشده که این موجودات سرچشمه شون کجاس و کی و کجا و توسط چه کسی بوجود اومدن!؟ مثلا آیا ارو خودش خالقشون بوده یا مثل دورف ها مخلوق یکی از والار هستن؟چطور از اتفاقات سرزمین میانه و جنگ هاش انقدر بی اطلاع و بیخیالن مگه تو سرزمین میانه نیستن؟چرا انقدر برای نژادهای دیگه ناشناخته ن؟ایا خیلیییی دیرتر از کوئنتدی ها و آدمیان به وجود اومدن؟جایی توی ووالینور دارن یا بعد از مرگ به تالار های ماندوس میرن.... ممنون میشم یه کم روشنم کنید :)

بهترین توضیح برای این سوالات میتونه این بند از مقدمه‌ی ارباب حلقه‌ها باشه:

نقل قول

به راستی روشن است که علی رغم جدايی بعدی، هابيت ها خويشاوندان مايند: از الف ها يا دورف ها بسيار به ما نزديکترند. از ديرباز، البته با شيوه خود به زبان آدم ها سخن می گفتند و از همان چيزهايی خوششان يا بدشان می آمد که آدمی را از آن چيز ها خوش يا بد می آيد. اما ديگر نمی توان دريافت که خويشاوندی ما دقيقا چه بوده است. سر منشاء هابيت ها به روزگاران قديم،به روزگاران پيشين باز می گردد که اکنون گم و فراموش شده است. فقط الفها اسناد آن روزگار فراموش شده را حفظ و نگهداری میکنند و روايت های آنان تقريبا به تمامی در باره ی تاريخ خودشان است که در آن ها از آدم ها به ندرت ياد می شود و از هابیتها هرگز ذکری به میان نمی‌آید. با این حال روشن است که هابیتها، پیش از آنکه مردمان دیگر حتیی از وجودشان باخبر شوند، سالهای سال با آرامش در سرزمین میانه زیسته‌اند. و از این گذشته در جهانی که پر از موجودات عجیب بیشمار بود، این مردمان کوچک را بسیار کم‌اهمیت می‌انگاشتند.

یاران حلقه-سرآغاز-ص30

با توجه به اینکه گفته شده هابیت‌ها خویشاوند ما یعنی انسانها هستند، قطعا آفرینشون زیرمجموعه‌ی آفرینش انسانها به دست ارو قرار میگیره و همچنین سرنوشتی مشابه انسانها بعد از مرگ خواهند داشت. دلیل ناشناخته بودنشون(یا کمتر شناخته شده بودنشون)  یکی همین چیزیه که در این بند گفته شده و دیگری اینکه خودشون کمتر کاری به کار دیگر نژادها خصوصا الفها داشتند، تا جایی که "به کسانی که با الف ها معاشرت داشتند بدگمان می شدند".

و در مورد تاریخ پیدایششون، مطابق این بند به روزگاران پیشین (Elder days که برای دوران اول بکار میرفته) برمیگرده. به نظر میاد بین پیدایش انسانها و جدا شدن هابیتها از اونها فاصله‌ی چندانی نبوده.

هابیتها در فرهنگنامه‌ی آردا

بله بسیار با قلم زیبایی شخصیت هابیت هارو به قلم کشیدی.موافقم با شما تالکین با قرار دادن هابیت ها در داستانش اونو جذاب و دلنشین کرده.چون نژاد های دیگه مثلا الف ها درگیر خودشیفتگی،دورف ها دچار هوس و انسان ها دنبال عمر جاودان اما هابیت یکسری موجودات ارومن که اصلا ازشون انتظار نمیره حماسه افرینی کنن.همه نویسنده ها معمولا نژاد های شلوغ و پرهیاهو رو حماسه افرین میکنن ولی استاد یک نژاد اروم رو به اوج رسونده.