نگهبانی در آب

تعداد پست‌ها: 47

در FOTR وقتی که گروه از دروازه موریا رد میشن موجودی یا شایدموجوداتی به فرودو حمله میکنه که خیلی مشکوک میزنه ! چیز زیادی هم راجع بهش از تالکین نقل نشده حتی وقتی فرودو از گندالف می پرسه که اون چیز چی بود یا چند تا بودند، گندالف فقط میگه نمیدونم (یاران حلقه ،سفری در تاریکی) چیزی میدونید بگید ممنون میشم!!

اين سوال منم هست. ديگر اين که هم در اونجا هم چند صفحه قبل که اورک ها حمله می کنن در هر دو مورد فرودو هدف قرار می گيره! که برای گندولف خاکستری جای تعجب داره.

این که اورک ها دنبال فرودو باشن خیلی عجیب نبیت ولی اون موجود آبزی!

اين می تونه يه نشونه از نفوذ سائرون روی اين موجود باشه. در هر حال منم اطلاعات می خوام.

درسته تالکین هیچ جایی به درستی اشاره نکرده که این موجود که دارای چندین دست است از چه گونه ای ... ولی من فکر می کنم که از او هم مانند بسیاری از موجودات پلید و ومجهول دنیا از زیر آب های کوهستان مه آلود آمده باشد...

سلام به همه در مورد نگهبانی دریاچه یا بطور دقیق تر نگهبانی در آب چیز زیادی نیست ، اغلب حدس و گمانه های پراکنده . در مورد شکل ظاهری اون گفته شده که موجودی با بازوهای شاخک گونه بلند و انگشتانی چنگک مانند در انتهای بازوها برنگ سبز کمرنگ و درخشان . در مورد سرمنشا و نوعش هیچ چیز کاملا معلوم نیست حدس هایی که زده میشه اینه که ممکنه از هیولاهای باستانی ملکور باشه که از چنگ ارومه فرار کرده باشه و در طی سالها جون سالم بدر برده باشه ،یا اینکه ممکنه مایا فاسدی باشه که در این هیبت زشت و وحشتناک در نقاط تاریک دنیا زندگی می کرده و تحت امر هیچ کس نبوده . گفته شده که از آبهای عمیق زیر کوهای مه آلود به دریاچه دروازه غربی موریا آمده ولی مدت زیادی ساکن اونجا نبوده ، چون وقتی که آراگورن در عبورش از موریا از دروازه غربی گذشته با این موجود برخورد نکرده و اصلا در اون زمان دریاچه ای در جلوی دروازه غربی نبوده ، پس سکنی کردن اون در این نقطه حتما بعد از عبور آراگورن از موریا بوده.

دیوید دی نویسنده کانادایی در کتابی در مورد موجودات دنیای تالکین(A Tolkien Bestiary) که در اون نژادها و موجودات و گیاهان دنیای تالکین رو برسی و تشریخ می کنه(چاپ شده در سال 1979) ، نگهابان دریاچه رو نوعی کراکن( Kraken) دسته بندی می کنه. کراکن در افسانه های شمالی و مخصوصا اسکاندیناوی ، هیولایی دریایی و بزرگ با بازوها و شاخک های بلند و قدرتمنده(چیزی شبیه هشت پایی غول آسا) که به کشتی ها حمله می کرد و اونها رو از بین می برد ، اما خود دیوید دی در کتابش تصریح می کنه که کراکن داستان تالکین با کراکن افسانه های شمالی متفاوته .

اما در مورد اینکه چرا از میان گروه اولین کسی که هدف حمله اون قرار گرفت فرودو بوده به این دلیله که فرودو حامل حلقه بوده و نگهبان وجود قدرت خبیث حلقه رو احساس می کرده و اصولا حلقه یگانه برای تمام موجودات پلید کشش بسیار و فراوانی داشته.

موفق باشید

ممنون السار جان...خیلی جالب بود...

خیلی عالی بود .....ممنون

ممنون از اين دريای اطلاعات. اله ساره ديگه!

خب من يه جمع بندی و نتيجه گيری شخصی بکنم.

شاید همه وجود های ناپاک به سمت حلقه کشش داشته باشن ولی این که بتونن وجود حلقه رو به این خوبی تشخیص بدن فکر نمی کنم راحت ممکن باشه. اگه این جوری بود سواران تاریکی خیلی راحت هابیت هارو می گرفتن یا وقتی هابیت ها بارها در نزدیکی اورک ها مخفی شدن باید راحت گیر می افتادن. یا درکل مسیر مثه آهن ربا همه موجودات پلید رو دنبال خودشون می کشیدن.

اين موجود حالا کارکن يا هر اسم ديگری موجود هوشمنديه با قدرت های جادويی فراوان که می تونه قدر حلقه رو تشخيص بده. کاری که سواران سياه به اين راحتی نتونستن انجام بدن. پس می تونه يه مايا باشه و از اونجا که اون درياچه قبلاْ اوجا نبوده و دليليم نداشته که به وجود بياد ميشه تصور کرد که يه مايای فاسد از حلقه و ماجرای سفر خبر داشته و اونجا کمين کرده.

ولی چيزی که هست که اينه که در چند صفحه قبل اورک ها هم رفتار مشابهی داشتن و تالکين روی هر دوی اين ها و حتی ارتباطشون تاکيد هم کرده.

خب سائرون می دونسته حلقه داره به سمت موردور برده ميشه (برای اين حتی جاسوس هم نمی خواد چون تنها جاييه که ميشه نابودش کرد.) و راهای رفتن به شرق هم که معلومه همه راه ها هم به شکلی بسته شدن. يه سری اورک و گرگ (اونم نه گرگ های عادی که دنبال شکار باشن، این گفته گندلفه) هم که جد دنبال اينا ميگردن به خصوص فرودو. چرا بايد راه موريا رو باز گذاشته باشن؟! خب راه موريا هم به اين شکل محافظت می شده. پس می رسيم به اين که اين موجود دست پرورده ملکور و سارئون باشه و دقيقاْ در کمين حلقه.

در هر حال برای من سخته که قبول کنم که اين درياچه با جاش اتفاقی اومده باشه اونجا.

من الآن بيرونم و کتاب دم دستم نيست. ممکنه توی نقل قولا يه اشکالاتی باشه.

ولي من با نظر السار موافقم و بخاطر احساس قدرت خبيث حلقه بوده كه آن موجود(كاركن)به فرودو حمله كرد ادرضمن كجا گفته كه سائوون خبر داشته حلقه به سوي موردور برده مي شود تا آنجاكه من از كتاب يادم هست گاندالف مي گه (كه اين كمترين احتمالي كه سا ئورن ميده و بيشتر اين احتمال را ميدهد كه از حلقه برا ي جنگ با او استفاده كنند).كه اگه اينچنين نبود فكر نمي كنم كه فرودو و سام حتي پايشان به موردور برسد.

سائرون بعد از این که مری و پیپین توسط یوروک های ها دزدیده می شوند و و در حال عبور از دشته ای روهان بودند توسط گریشناخ ( یا هر اورک دیگه ای ) از موضوع با خبر میشه و همون طور هم که میتراندیر گفت سائرون فکر می کرد که آنها می خواهند برای جنگ حلقه را به میناس تریت ببرند...حالا این که این موجود چی بوده به طور قطع معلوم نیست...ولی هر کدوم از احتمالاتی که دوستان عزیز اشاره کردند , محتمله...

اله سار عزیز ضمن تشکر از پست جالبت باید بگم که اسم اون موجود رو البته فارسیش رو اشتباه نوشتید: کراکن، نه کارکن.

در ادبیات فولکلور دریانوردان نروژی، یک هیولای دریاییست که گاهی به کشتیها حمله کرده و از ملوانهای آنها تغذیه میکند.

کراکن به قدری قدرتمند بود که میتوانست بزرگترین کشتیها را در کام خود بکشد و هنگام فرو رفتنش در آب میتوانست کشتیها را در گرداب حاصل از پایین رفتنش غرق کند. کراکن نیمی هشت پا و نیمی خرچنگ بود.

هر چند که گاهی آنرا گونه ای عظیم از سرپایان 10 بازویی تصور میکرده اند. کراکن اولین بار توسط پونتوپیدان Pontoppidan در کتاب تاریخ نروژ در سال 1752 توصیف شده است.

ممنون از تذکر.اشتباه تایپی بود ، تصحیح کردم . موفق باشی

در هر حال برای رسيدن به مناس تريث هم می بايست به شرق می رفتن.تا اينجای مسير حدث زدنش برای سائرون مشکل نبوده.

ديگر اين که منم با نظر اله سار موافقم ولی فکر می کنم اون موجود هر چی بوده هميجوری الکی يه درياچه اونجا درست نشده و يه همچين موجودی هم نرفته توش اونم جد زمانی که فرودو و دوستان می خوان از اونجا رد بشن.

واقعا جالب بود اگه رشته ی تالکین شناسی تو ایران تاسیس بشه شما ها حتما مدیر گروه می شید !!!!

آیا به نظرت اونو سائورون گذاشته ؟؟؟

نه اون اون قدر قدرتمند نبود که بتونه موجودی به اون قدرت به وجود بیاره . حتی شلوب هم مال اون نبود ( البته بماند که بهش می گفت گربه ی من :دی ) یا بالروگ به نظظرت از سائورون دستور میگیره ؟؟؟

نه اون از موجودات باستانی ملکور بود زمانی که گوتموگ( بالروگه رو میگم ) سرفرمانده ی آنگباند بود مقام سائورون ازش پایین تر بود

اما در مورد کشش حلقه :

بله نزگول ها اونو با قدرت احساس می کردن

مثلا وقتی Witch-King داشت از میناس مورگول در میومد لحظه ای ایستاد و شک کرد. حلقه بود که داشت فراخوان می داد به همین علت هم نگران شد و دستور داد که ...

ولی چون فرمان سائورون خیلی خیلی مهم بود مجبور شد بره به جنگ و اونجا رو خودش نگرده

اما در مورد کشش حلقه :

بله نزگول ها اونو با قدرت احساس می کردن

مثلا وقتی Witch-King داشت از میناس مورگول در میومد لحظه ای ایستاد و شک کرد. حلقه بود که داشت فراخوان می داد به همین علت هم نگران شد و دستور داد که ...

ولی چون فرمان سائورون خیلی خیلی مهم بود مجبور شد بره به جنگ و اونجا رو خودش نگرده

این چه حرفیه که میزنی؟ چه دستوری بالاتر از بدست آوردن حلقه است؟ اگه حلقه رو میگرفت که دیگه نیازی به اون لشکر کشی بزرگ نبود خود سائرون پا میشد میومد وسط میدون و همه چی تموم میشد.

توی کتاب نوشته شده بود اونو حس کرد اما دستوری از بالا داشت که باید به اون می رسید

شاید هم به خاطر این بود که ویچ کینگ چشمای قوی داشت و یه چیزایی دید شاید حلقه رو هم حس نکرده باشه

توی کتاب نوشته شده بود اونو حس کرد اما دستوری از بالا داشت که باید به اون می رسید

جدا! یادم نمیاد باید یه بار دیگه بخونم.

والا من يادم مياد كه تو كتاب گفته بود حس كرد كه چند جاسوس وارد موردور دارند ميشند ولي اينكه حلقه را حس كرد نگفته بود چون به نظر من اگه حلقه حس كرده خودش براي گرفتن اون ميرفت و حتي نياز به جنگ نبود در ضمن يادتان باشه دليل اقدام سريع سائورن براي جنگ اين بود كه پس از اين آراگورن خودش از طريق پلانتير به سائورن نشان داد اون فكر كرد حلقه در ميناس تريت هستش...

والا من يادم مياد كه تو كتاب گفته بود حس كرد كه چند جاسوس وارد موردور دارند ميشند ولي اينكه حلقه را حس كرد نگفته بود چون به نظر من اگه حلقه حس كرده خودش براي گرفتن اون ميرفت و حتي نياز به جنگ نبود در ضمن يادتان باشه دليل اقدام سريع سائورن براي جنگ اين بود كه پس از اين آراگورن خودش از طريق پلانتير به سائورن نشان داد اون فكر كرد حلقه در ميناس تريت هستش...

نه غلطه.

چون وقتی آراگورن به پلانتیر نگاه کرد ، جنگ میناس تموم شده بود :D

نه غلطه.

چون وقتی آراگورن به پلانتیر نگاه کرد ، جنگ میناس تموم شده بود :D

نه تو کتاب که قبلشه و حرف میتراندیر کاملا درسته، تو فیلم رو یادم نمیاد باید برم ببینم.

غیر ممکنه ، در اون صورت آراگورن باید به جای مری با گاندلف میرفته میناس تریت ، تا قبل شروع جنگ بتونه به پلان تیر نگاه کنه!!

در صورتی که آراگون رفت با مرده ها بره سراق دزد دریایی ها :D

غیر ممکنه ، در اون صورت آراگورن باید به جای مری با گاندلف میرفته میناس تریت ، تا قبل شروع جنگ بتونه به پلان تیر نگاه کنه!!

در صورتی که آراگون رفت با مرده ها بره سراق دزد دریایی ها :D

آراگورن تو میناس تریت به پلانتیر نگاه نکرده بود بلکه قبلش اینکارو کرد. فیلم رو کاری نداشته باش.

پس در اون صورت سائرون مشگل داشته ، وگرنه برای بدست آوردن حلقه میفرستاد دنبال آراگورن نه این که با 45000 نفر اورک بره میناس رو فتح کنه ، با وجود این که میدونسته حلقه پیش آراگونه ، نه تو میناس. :D :D :D

آرون خان!!!!

چرا بايد ميفرستاد دنبال اله سار؟آراگورن بهش تبارشو نشون داد،و حلقه باراهيرو و اين چه ربطي به حلقه يگانه داره؟

آرون خان!!!!

چرا بايد ميفرستاد دنبال اله سار؟آراگورن بهش تبارشو نشون داد،و حلقه باراهيرو و اين چه ربطي به حلقه يگانه داره؟

آخه تو نظرات قبلی بچه ها گفتن ، سائرون به میناس واسه این حمله کرد که تو پلانتیر آراگون رو دید ، و فکر کرده حلقه پیش اونه ، منم

گفتم ، اگه سائرون چنین فکری میکرد به جای حمله به میناس ، میفرستاد دنبال آراگورن ، همین! :D :D :D

چی رو می فرستاد سراغ آراگورن... اگه منظورت حمله به روهانه ( که بعید می دونم سائرون جای آراگورن رو هنگام نگاه کردن به سنگ پیدا کرده باشه ) باز هم اول باید میناس تریت رو فتح می کرد...

اصلا بحث وسط کشیدن حلقه نبود و آراگورن فقط در پلان تیر خودنمایی کرد... تازه انتظار داشتی سائرون کی رو دنبال اون می فرستاد ؟ ... نزگول یا یه دسته از اورگ هاش رو

من فکر می کنم این مسئله از بخش آخر کتاب برات پیش اومده جایی که می گه... سائرون خروج پادشاهان غرب علیه خودش رو به حساب غرور صاحب جدید حلقه ( آراگورن ) می گذاره ... اما تا قبل اون هیچ طوری دستش به آراگورن نمی رسید.

ببین آراگورن وقتی خودشو تو پلان تیر به سائورون نشون داد سائورون از اینکه وارث ایزیلدور زنده هست و اونو به مبارزه خونده ترسید نه اینکه حلقه رو برداشته باشه

چون فکر میکرد که وارث ایزیلدور سال ها پیش از بین رفته و مخصوصا انتظار نداشت که شمشیری که اونو به مرز نابودی کشونده (نارسیل) دوباره ساخته شده باشه پس ترسید در حمله عجله کرد و بدون دقت جلو رفت و این چیزی بود که آراگورن انتظار داشت

بمیرم برای سائرون ، اگه حمله بهمه میناس تریت با اون همه عظمت بدون دقت بود ، اگه با وقت کافی حمله میکرد احتمالا ، والا ها رو هم میکشت ;))) ;)))

بچه ها توجه کنید که آراگون دو بار به پلانتیر نگاه کرد :

1 . موقعی که اون توک فضولی کرد و آراگون پلانتیر رو ازش گرفت ، و زود بیهوش شد ، فزصت خود نمایی نداشت .

2 . موقعی که تو میناس پس از اتمام جنگ خودش رو نشون داد ، و ابراز اندام کرد ...... ( اینجا جنگ تموم شده بود و نیروهای موردور به دست روح ها کشته شده بودند) پس واسه چی میگید به خاطر آراگون به میناس حمله کرده؟

برای اینکه آراگورن شاه گوندور بود و وقتی که کسی را به مباارزه می طلبه طبیعیه که به کشورش حمله میکنه

همینطور قبل از اینکه از حضور آراگورن مطلع بشه هدفش حمله به میناس تریت بود

پس بلاخره نتیجه میگیریم که حمله سائرون به میناس ، به خاطر دییدن آراگورن تو پلانتیر نبوده !

تازه ، سائرون با اون همه شکوهش و اون همه جاسوس نمیتونسته بفهمه ، شاه گوندور توان جنگ نداره؟ ;)) ;)) :D ;)) ;)) :x

پس بلاخره نتیجه میگیریم که حمله سائرون به میناس ، به خاطر دییدن آراگورن تو پلانتیر نبوده !

تازه ، سائرون با اون همه شکوهش و اون همه جاسوس نمیتونسته بفهمه ، شاه گوندور توان جنگ نداره؟ ;)) ;)) :D ;)) ;)) :x

چرا فهمیده بود اون هم نه توسط جاسوس هاش بلکه از روی غرور و حماقتش... اما باید گفت سائرون هرگز از میناس تریت بی صاحب و شاه نمی ترسید علاوه ی اینکه از کمک هایی که قرار بود به شهر برسه خبر نداشت... تنها چیزی که تونسته بود اون رو بترسونه بازگشت نواده ی ایزیلدور بود و بس.

و اینکه رفتن آراگورن به مبناس تریت به خاطر نقشه های سائرون بود نه بلعکس... سائرون انتظار نداشت که سپاهش تو پله نور با آراگورن روبه رو بشن... و این توهم که صاحب جدید حلقه آراگورنه وقتی براش پیش اومد که سپاه شاه رو جلوی دروازههای موردور دید.

بمیرم برای سائرون ، اگه حمله بهمه میناس تریت با اون همه عظمت بدون دقت بود ، اگه با وقت کافی حمله میکرد احتمالا ، والا ها رو هم میکشت ;))) ;)))

بچه ها توجه کنید که آراگون دو بار به پلانتیر نگاه کرد :

1 . موقعی که اون توک فضولی کرد و آراگون پلانتیر رو ازش گرفت ، و زود بیهوش شد ، فزصت خود نمایی نداشت .

2 . موقعی که تو میناس پس از اتمام جنگ خودش رو نشون داد ، و ابراز اندام کرد ...... ( اینجا جنگ تموم شده بود و نیروهای موردور به دست روح ها کشته شده بودند) پس واسه چی میگید به خاطر آراگون به میناس حمله کرده؟

برادر آرون شما فیلم رو مبنا قرار نده ... طبق نوشته های کتاب سنگ رو گندالف از پپین گرفت و بعد با احترام تقدیم صاحب اصلیش کرد... بعدش هم زمانی که آراگورن سائرون رو در سنگ به چالش می طلبه بعد جنگ هلمزدیپ و قبل از حرکت به طرف جاده ی مردگانه . کی گفته بعد از نبرد پله نور آراگورن تو سنگ نگاه کرد؟

و اینکه ما نگفتیم سائرون به خاطر آراگورن به میناس حمله کرد ... خود شما این رو گفتی...

برادر آرون شما فیلم رو مبنا قرار نده ... طبق نوشته های کتاب سنگ رو گندالف از پپین گرفت و بعد با احترام تقدیم صاحب اصلیش کرد... بعدش هم زمانی که آراگورن سائرون رو در سنگ به چالش می طلبه بعد جنگ هلمزدیپ و قبل از حرکت به طرف جاده ی مردگانه . کی گفته بعد از نبرد پله نور آراگورن تو سنگ نگاه کرد؟

و اینکه ما نگفتیم سائرون به خاطر آراگورن به میناس حمله کرد ... خود شما این رو گفتی...

من کی گفتم ؟ من گفتم اگه قرار باشه سائرون به خاطر حلقه دست به جنگ بزنه ، یه راست میرفت به سمت حامل حلقه احتمالی ((آراگورن)) نه این که بره یه جنگ میناس! :D

ضمنا سائرون انقدر احمق نبود که از یک نفر بترسه ! کسی که سائرون رو تو پله نور شگفت زده کرد (( نه بر اساس فیلم )) تئودن ، بزرگ شاه روهان بوده نه آراگون !!!1 ;)) ;))) ;)) ;)))

من کی گفتم ؟ من گفتم اگه قرار باشه سائرون به خاطر حلقه دست به جنگ بزنه ، یه راست میرفت به سمت حامل حلقه احتمالی ((آراگورن)) نه این که بره یه جنگ میناس! ;))

ضمنا سائرون انقدر احمق نبود که از یک نفر بترسه ! کسی که سائرون رو تو پله نور شگفت زده کرد (( نه بر اساس فیلم )) تئودن ، بزرگ شاه روهان بوده نه آراگون !!!1 ;)) ;))) ;)) :x)

و شما این رو رو چه حسابی می گی ؟؟ اگه قرار بود کسی از آمدن تئودن شگفت زده بشه نزگول و اورگ ها بودن نه سائرون که حتی در این جنگ حضور فیزیکی هم نداشت.

سائرون خیلی عاقلانه از آراگورن می ترسید و دیدی که آخرش هم همین ترس باعث نابودیش شد. حالا چرا سائرون باید از تئودن بترسه؟؟ :D

منظور من جنگ آخره که نویسنده در باب شرح احوال سائرون ( که چشمش از کوه هلاکت غافل مونده ) می گه : چهره ای عبوس می دید و شمشیری که...

در واقع دلش از بابت آراگورن نگرانه .

یعنی میگید سائرون مثل یه آدم معمولی به اختلال پونیک دچار شده (( اختلال هراس بر اثر خاطره ناخوشایند)).؟

که از آراگورن بترسه ؟ ترس ایشون از خود آراگورن نیست ، از قدرت ایجاد اتحاد جناب آراگورن هستش. در غیر اینصورت تئودن بزرگترین سد راهش بوده.

ضمنا حضور تئودن رو از اونجایی متوجه میشه که اراده اون ارتش رو رهبری میکنه!

وسلام.

بله این رو قبول دارم که ترس سائرون از اتحادیه که نواده ی ایزیلدور به وجود میاره ولی آیا اتحادی که آراگورن پدید آورد عظیم تر از اتحاد روهان به دست تئودن نبود؟

سائرون از همون چیزی می ترسه که سبب تضعیف و زوال ناکاملش شده... خوب این منطقیه.

و در باره ی اینکه ضمیر هوشیار سائرون بر اوضاع جنگ احاطه داشته چیزی تو کتاب نخوندم اما می شه قبولش کرد. ولی اینکه به روشنی تصویر تئودن رو می بینه و ازش می ترسه؟؟... فکر نمی کنم اینطور باشه... چون در اون صورت امکان دیدن خیلی چیزهای دیگه هم براش وجود داشت . مثل دیدن ورود آراگورن به شهر یا دیدن گندالف و همینطور حامل حلقه... اما طبق متن کتاب همه ی این هایی که گفتم از چشم و ضمیر سائرون پنهان بود.

با سلام

دوستان عزیز مثل اینکه بحث از موضوع اصلیش فاصله گرفته

به هر حال من یه سوالی دارم :

آیا میشه این حدث رو در نظر گرفت که این نگهبان درون آب یکی از جادوگران آبی باشه که توسط سائرون (یا ملکور) به این شکل در اومده باشه

و اون یکی جادوگر بالروگ درون موریا باشه؟؟؟؟

چون تا اونجایی که من میدونم تالکین گفته که اونها به شرق رفتن و از ماموریتشو ن سر باز زدند . آیا میشه گفت که اونها در خدمت سایرون و در هیئت موجوداتی دیگر برای کمک به سایرون به غرب سرزمین میانه فرستاده شدند؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهشآ جواب مفصل بدهید

با تشکر" :D

نه نمیشه چون بالروگها از قبل بودن و فقط همین یکی از اونا وجود نداشت. موقعی که اونا به شرق رفتن ملکوری وجود نداشت و همینطور سائرون هم جسمی نداشت و مانند روحی سرگردان بود و نمیتونست همچین کارهایی بکنه. کلا توی آثار تالکین همچین تغییر شکلهایی نداریم.

بمیرم برای سائرون ، اگه حمله بهمه میناس تریت با اون همه عظمت بدون دقت بود ، اگه با وقت کافی حمله میکرد احتمالا ، والا ها رو هم میکشت :D :D

آره دیگه

قدرتمند بود

اما نه این که از هیچی نترسه :D

نه نمیشه چون بالروگها از قبل بودن و فقط همین یکی از اونا وجود نداشت. موقعی که اونا به شرق رفتن ملکوری وجود نداشت و همینطور سائرون هم جسمی نداشت و مانند روحی سرگردان بود و نمیتونست همچین کارهایی بکنه. کلا توی آثار تالکین همچین تغییر شکلهایی نداریم.

سائورون جسم داشته

از روی نوشته ی اله سار میگم

گندالف:"موجودات زیادی در دریاها هستند"

من نظر خودم اینه که نگهبان آب اصلا مایار نیست یه جانوره.مثل موماکیل و وارگ و ... که از اول جانور آفریده شدند. شاید نگهبان آب محل زندگیش توی دریای بله گائر بود که راهش رو گم می کنه و سر از رودخانه گری فلاد در میاره و نهایتا به سیرانون میرسه.

گندالف:"موجودات زیادی در دریاها هستند"

من نظر خودم اینه که نگهبان آب اصلا مایار نیست یه جانوره.مثل موماکیل و وارگ و ... که از اول جانور آفریده شدند. شاید نگهبان آب محل زندگیش توی دریای بله گائر بود که راهش رو گم می کنه و سر از رودخانه گری فلاد در میاره و نهایتا به سیرانون میرسه.

اگه راحشو گم کرده بود و فقط یه جانوره پس به حلقه چی کار داشت. آخه یه حیوون میدونه حلقه چیه یا چطور باید ازش استفاده کرد. اگه هم بدونه به چه دردش میخوره؟ به نظر من احتمالا یکی از زیردستای سائرون بوده که سائرون اطمینان داشته باشه که هیچ دشمنی به هیچ دلیلی از اونجا عبور نمی کنه.

به نظر من سائرون و سارومان از اولم نقششون این بود که اون ها رو به سمت موریا هدایت کنن چون یه تله بزرگ بود و تقریبا انتظار نداشتند از اونجا جان سالم به در ببرند گاندولف هم که اینو میدونست دو راه مختلف رو امتحان کرد اما نشد و در آخر به ناچار به موریا رفت .

در مورد اون موجود هم وقتی آراگون دفعه قبل به اونجا رفته اونجا بوده پس یا یک موجود باهوش بوده (منظورم دارای عقل و خرده) که به زور یا وعده احتمالی سائرون و سارومان به اونجا اومده یا اگه عقل نداشته سائرون و سارومان شرایطی رو فراهم کردن که او به اونجا بیاد مثل ساخت دریاچه و طعمه هایی که اون رو به طرف دریاچه بکشونه ولی به نظرم احتمال اولی بیشتره چون چهرش زیاد به حیونای بی عقل نمی خورد

به نظرم این موجودی که اله سار عزیز درموردش توضیح داد یه جورایی شبیه ستوز هیولای الهه ی حرا است تو اساطیر یونان شاید تالکین از اون الهام گرفته باشه!

به نظرم این موجودی که اله سار عزیز درموردش توضیح داد یه جورایی شبیه ستوز هیولای الهه ی حرا است تو اساطیر یونان شاید تالکین از اون الهام گرفته باشه!

می شه کمی در مورد ستوز توضیح بدین ؟ :)

من تا به حال نشیدم اسم این موجود رو :دی

با تشکر

الهه ی حرا یه موجود هیولا وار داشت به نام ستوز که تقریبا مثل اختاپوس توصیف شده منم درهمین حد میدونم ...

علاوه براون تو داستان سندباد والهه ی حراهم ازش اسم بردن

ببخشیداگه ناقص بود

الهه ی حرا یه موجود هیولا وار داشت به نام ستوز که تقریبا مثل اختاپوس توصیف شده منم درهمین حد میدونم ... علاوه براون تو داستان سندباد والهه ی حراهم ازش اسم بردن ببخشیداگه ناقص بود

با سلامی دیگر ;)

اگه می شه بگید کجا با این موجود بر خوردید ( تو کدوم کتاب یا نوشته )

و اگه می شه تلفظ انگلیسی اون رو هم بنویسید :دی

در اساطیر شما احتمالا این موجود رو با تایفون Typhon اشتباه گرفتید

این موجود شباهت هایی با موجودی که اله سار گفتن داره

این موجود رو رئا Rhea به نوعی خلق کرد برای مبارزه علیه خدایان نسل سوم

که حالا داستان هایی داره که زئوس و اسیر می کنه و .....

که اگه خواستین منبع بدم برید بخونید یا داستانش و بنویسم اینجا :D

اما این که از موجودی به اسم ستوز نام بردید من بی اطلاعم :D

با تشکر

پ.ن :

خدا هیج بنی بشر و محتاج اینترنت هندلی نکنه :)(((((