سلام به همه
ميخواستم بدونم كه نزگولها يا ارواح حلقه كداميك از پادشاهان آدميان بودند و چه زماني رابطه سائورون اينقدر با آدمها خوب بود كه حلقه ها رو از او قبول كردند؟
با تشكر ارو
سلام به همه
ميخواستم بدونم كه نزگولها يا ارواح حلقه كداميك از پادشاهان آدميان بودند و چه زماني رابطه سائورون اينقدر با آدمها خوب بود كه حلقه ها رو از او قبول كردند؟
با تشكر ارو
سلام به همهميخواستم بدونم كه نزگولها يا ارواح حلقه كداميك از پادشاهان آدميان بودند و چه زماني رابطه سائورون اينقدر با آدمها خوب بود كه حلقه ها رو از او قبول كردند؟
با تشكر ارو
دوست من ورودت را به آردا درود میگوییم
اگر مطالب پست های دیگر را به دقت می خواندی جوابت را پیدا می کردی ولی با این حال جوابت را در با ذکر چند نکته می دهم
1-برخی عقیده دارند نزگول ها که 9 عدد هستند از مردان بلند مرتبه نومینور هستند.
2-در گذشته های دور سارون را میشد به چشم دید چرا که قیافه ظاهری وی هنوز پلید و شیطانی نبود و وی میتوانست ظاهری آراسته به خودش بگیرد.و به همین خاطر وقتی 9 حلقه را به آنها داد آنها به طمع قدرت و ثروتی که حلقه ها به آنها میداد حلقه ها را قبول کرده و یکی یکی به نسبت قدرتشان و میزان پایداریشان به تاریکی سقوط کردند.
با تشکر از شما
در تکمیل گفته های هالدیر باید بگم که وقتی حلقه ها در دوران دوم در اره گیون ساخته شدند، سارون با نام آناتار Annatar که به معنی ارباب هدایاست و در حالی که کسی نمیدونست اون سارون، خدمتگزار ارشد ملکور است دانش ساخت حلقه های جادو رو به الفهای اره گیون که تحت فرمانروایی کلبریمبور، پسر کوروفین و نوه فیانور بودند یاد داد. اونها دانش ساخت حلقه ها رو مدام تکامل بخشیدند تا اینکه 16 حلقه قدرت ساخته شد. هفت تاش به دورفها و نه تاش هم به پادشاهان انسانها (فکر میکنم پادشاهانی که حکمرانی بر مستعمرات نومه نور در سرزمین میانه رو بر عهده داشتند) توسط سارون اهدا شد. بعد از اون بود که سارون حلقه یگانه رو ساخت و هنگامی که ساختش رو در شکافهای هلاکت به پایان برد و جمله روی حلقه رو خوند، کلبریمبور او رو دید و فهمید که آناتار در واقع سارون بوده و سرشون بد کلاه گشادی رفته. به اره گیون برگشت و سه حلقه الفها رو بدون دخالت سارون و در نتیجه کاملا پاک ساخت.
اون نه پادشاه انسانها که حلقه ها رو قبول کرده بودند کم کم به خاطر انقیاد حلقه هاشون به حلقه یگانه به دنیای اشباح سقوط کردند و تبدیل به اشباح حلقه شدند.
در تکمیل گفته های هالدیر باید بگم که وقتی حلقه ها در دوران دوم در اره گیون ساخته شدند، سارون با نام آناتار Annatar که به معنی ارباب هدایاست و در حالی که کسی نمیدونست اون سارون، خدمتگزار ارشد ملکور است دانش ساخت حلقه های جادو رو به الفهای اره گیون که تحت فرمانروایی کلبریمبور، پسر کوروفین و نوه فیانور بودند یاد داد. اونها دانش ساخت حلقه ها رو مدام تکامل بخشیدند تا اینکه 16 حلقه قدرت ساخته شد. هفت تاش به دورفها و نه تاش هم به پادشاهان انسانها (فکر میکنم پادشاهانی که حکمرانی بر مستعمرات نومه نور در سرزمین میانه رو بر عهده داشتند) توسط سارون اهدا شد. بعد از اون بود که سارون حلقه یگانه رو ساخت و هنگامی که ساختش رو در شکافهای هلاکت به پایان برد و جمله روی حلقه رو خوند، کلبریمبور او رو دید و فهمید که آناتار در واقع سارون بوده و سرشون بد کلاه گشادی رفته. به اره گیون برگشت و سه حلقه الفها رو بدون دخالت سارون و در نتیجه کاملا پاک ساخت.اون نه پادشاه انسانها که حلقه ها رو قبول کرده بودند کم کم به خاطر انقیاد حلقه هاشون به حلقه یگانه به دنیای اشباح سقوط کردند و تبدیل به اشباح حلقه شدند.
هالباراد جان با سلام
آقا دستت درد نكند من يه سري از مطالبي كه گفتي مثل اسم سارون و نسبت كلبريمبور با فيانور (اين يكيش برا من خجالت داره) را نمي دانستم.
ولي يك سوال برام پيدا شد؟؟؟
كلبريمبور به چه دليل همراه سارون به شكاف هلاكت رفته بود و اصلا چجوري پايش به قلمرو موردور باز شده بود؟
و اگر به موردور نرفته بود چجوري جملات خوانده شده توسط سارون را شنيد؟؟؟
با تشكر از شما
راستش یادم نیست این قضیه رو کجا خوندم هالدیر جان. ضمیمه بازگشت شاه رو چک کن شاید اونجا نوشته بود که کلبریمبور ساخت حلقه یگانه رو توسط سارون دید. اما در مورد دلیلش حتما بعد از مدتها بالاخره یه کم نصیحتهای الروند و گیل گالاد روش اثر گذاشت و به اون آناتار مشکوک شد و تعقیبش کرد و ...
بعد از اون بود که سارون حلقه یگانه رو ساخت و هنگامی که ساختش رو در شکافهای هلاکت به پایان برد و جمله روی حلقه رو خوند، کلبریمبور او رو دید و فهمید که آناتار در واقع سارون بوده و سرشون بد کلاه گشادی رفته. به اره گیون برگشت و سه حلقه الفها رو بدون دخالت سارون و در نتیجه کاملا پاک ساخت.
با سلام
هالباراد جان اين اشتباه از شما بعيده كه تو زمان بندي ساخت 3 حلقه و حلقه يگانه اشتباه كنيد.
چرا كه شما گفتيد كه سارون حلقه يگانه را ساخت و بعد 3 حلقه الفي ساخته شدند در صورتي كه 3 حلقه الفي در سال 1590 ساخته شده و سارون 10 سال بعد در سال 1600 حلقه يگانه را ساخت.
هالباراد جان اينم لينك تاریخچه :: دوره دوم جهت صدق مطالب عنوان شده از جانب من
با تشكر از شما
سلام به همگي
من پاسخ سوالم رو تقريبا گرفتم ولي ميخواستم دقيقتر بدونم كه اسمي از نزگولها در دست هست و آيا شاه جادو پيشه كه برترين اونهاست هم يك شاه بوده پس چرا اينقدر توانمنده؟ آيا ممكنه يك ايستاري منحرف باشه چون قدرت جادو داره؟
اميدوارم سئوالم پيش پا افتاده نباشه ممنون
سلام به همگيمن پاسخ سوالم رو تقريبا گرفتم ولي ميخواستم دقيقتر بدونم كه اسمي از نزگولها در دست هست و آيا شاه جادو پيشه كه برترين اونهاست هم يك شاه بوده پس چرا اينقدر توانمنده؟ آيا ممكنه يك ايستاري منحرف باشه چون قدرت جادو داره؟
اميدوارم سئوالم پيش پا افتاده نباشه ممنون
دوست من با سلام
ویچ کینگ شاه فرمانروای نزگول همان گونه که در کتاب هم معرفی شده یکی از پادشاهان وسترنس بوده است.
در مورد ایستاری بودنش باید بگم که خیر ایستاری نیست چرا که حساب ایستاری هایی که به سرزمین میانه آمدند کاملا مشخص است.در ضمن ایستاری ها از مردم مایا بودند در صورتی که نزگول ها انسان فانی بودند که به دلیل وابستگیشان به حلقه یگانه وارد دنیای اشباح شدند.
5 ایستاری عبارتند از:
سارومان-میتراندیر-راداگاست-جادوگران آبی(اسم این 2 تا رو یادم نیست)
با تشکر از شما
شاهان وسترنس که از مردم نومه نور هستند.
ویچ ینگ اهل آنگمار و دشمن مردم آرنور و همه نومه نوری ها بود.
حالا چطور شد شاه وسترنس؟
(نزگول ها انسان فانی بودند که به دلیل وابستگیشان به حلقه یگانه وارد دنیای اشباح شدند(.دورین عزیز سائرون هم اول پاک وسالم بود و از مردم ائوله بود و ملکور فاسدش کرد خب ویج کینگ هم همین طور بود اسم اون دوتای دیگه هم الاتار و پالاندو بود که بعد به یه چیز دیگه تغیر داده شد هالدیر جان (همین دیروز کل وب ارون خوندم):grin:یادم اومد فکر کنم مورینتهار با یکی دیگه.
سلام به تمامی دوست دارانه دنیای تالکین
من اسم 9 پادشاه رو از یک سایت مربوطه در اوردم که شامله http://www.glyphweb....faq/nazgul.html
1=murazorکه همون witch kingهستش
2=khmul
3=dwar
4=ji indur
5=akhorahil
6=Hoarmurath
7=adunaphel
8=Ren
9=Uvatha
ممنون میشم اگه اطلاعاته دیگه ای دارین به این تاپیک اضافه کنید
سلام به تمامی دوست دارانه دنیای تالکین
من اسم 9 پادشاه رو از یک سایت مربوطه در اوردم که شامله http://www.glyphweb....faq/nazgul.html
1=murazorکه همون witch kingهستش
2=khmul
3=dwar
4=ji indur
5=akhorahil
6=Hoarmurath
7=adunaphel
8=Ren
9=Uvatha
ممنون میشم اگه اطلاعاته دیگه ای دارین به این تاپیک اضافه کنید
دوست عزیز، اگر در همین منبع، پاراگراف بعدی رو مطالعه می کردید متوجه می شدین که این اسامی موثق نیستن و از بازی Iron Crown Enterprises زاده شدن :) در ضمن، تمام نه نفر نزگول پادشاه نبودن. سه نفر به طور قطع بودن و پادشاه جادوپیشه ی آنگمار یکی از همین سه نفر بود. در کل، اعتقاد بر این هست که این نه نفر از نومه نوری های سیاه بودن. افرادی که در همون ابتدای کار با هدف رسیدن به قدرت به جانب سائورن کشیده شدن.
در این منبع، پانویس شماره ی یک رو مطالعه کنید :)
سلام از راهنمایتون ممنوندوست عزیز، اگر در همین منبع، پاراگراف بعدی رو مطالعه می کردید متوجه می شدین که این اسامی موثق نیستن و از بازی Iron Crown Enterprises زاده شدن :) در ضمن، تمام نه نفر نزگول پادشاه نبودن. سه نفر به طور قطع بودن و پادشاه جادوپیشه ی آنگمار یکی از همین سه نفر بود. در کل، اعتقاد بر این هست که این نه نفر از نومه نوری های سیاه بودن. افرادی که در همون ابتدای کار با هدف رسیدن به قدرت به جانب سائورن کشیده شدن.
در این منبع، پانویس شماره ی یک رو مطالعه کنید :)
ولی هم تو کتاب و هم تو فیلم نوشته شده که : 9 حلقه به قوم انسان ها داده شده که بیش از همه ی موجودات تشنه ی قدرت هستند
و ازشون به عنوان 9 پادشاه یاد شده همشونم تاج پادشاهی دارن
تنها نام دو تن از نزگول در کتاب تا جایی که من میدونم گفته شده. فرمانروای اونها پادشاه جادوپیشه آنگمار بود و بعد از اون خامول "ایسترلینگ سیاه" یا "سایه شرق" بالاترین مقام رو داشته.خود تالکین دقیقا اشاره کرده که سه تن از اونا اربابهای بزرگ نومهنوری بودند.ویچکینگ یکی از نومهنوری های اصیل و خامول از بزرگان ایسترلینگ است.
مقاله تقریبا مفصلی راجع به این موضوع هستش که اگه به طور کاملا خلاصه بخواهیم بگوییم:
نزگول زمانی انسانهایی فانی بودند سه تن از اربابان بزرگ نومه نوری و شش نفر دیگر که چیز زیادی در مورد هویتشان گفته نشده است. سائورون به هر کدام از آنان یکی از نه حلقه قدرت را داد و هفت حلقه دیگر هم به دورف ها اما کلبریمبور سه حلقه جدا برای الف ها ساخت که با نیروی شریرانه سائورون آلوده نشده بود. نقشه سائورون این بود که صاحبان این حلقهها را توسط حلقهای که خودش در خفا ساخت تحت اختیار خود بگیرد اما فقط صاحبان نه حلقه انسانها کاملا تحت نیروی او قرار گرفتند:
«آنان که نُه حلقه را به کار بردند، در روزگار خود توانا بودند،شاهان و جادوگران و سلحشوران باستانی. افتخار و ثروت بیکران به دست آوردند، اماهمین مایهٔ تباهیشان گشت. چنان که پیدا بود عمر بیپایان داشتند، اما این عمر برایآنان تحمل ناپذیر شده بود. در روز روشن بی آنکه چشمی در جهان آنان را ببیند به اینسو و آن سو می رفتند، و چیزهای نادیدنی در منظر جهانهای نامرئی برای آدمیان را میدیدند؛ و یک به یک دیر یا زود، بنا به توان ذات خود و بنا به نیت نیک یا پلیدشان درآغاز، اسیر حلقهٔ دستشان شدند که زیر سیطرهٔ حلقهٔ یگانه و متعلق به سائورون بود. و تا ابد نامرئی گشتند، مگر در نظر کسی که حلقهٔ حاکم را به دست می کرد و واردقلمرو سایهها میشد. آنان نزگول بودند، اشباح حلقه، مخوفترین خادمان دشمن؛ تاریکیبا آنان همراه بود، و با صدای مردگان فریاد سر می دادند.»
تنها نام دو تن از نزگول در کتاب تا جایی که من میدونم گفته شده. فرمانروای اونها پادشاه جادوپیشه آنگمار بود و بعد از اون خامول "ایسترلینگ سیاه" یا "سایه شرق" بالاترین مقام رو داشته.خود تالکین دقیقا اشاره کرده که سه تن از اونا اربابهای بزرگ نومهنوری بودند.ویچکینگ یکی از نومهنوری های اصیل و خامول از بزرگان ایسترلینگ است.
مقاله تقریبا مفصلی راجع به این موضوع هستش که اگه به طور کاملا خلاصه بخواهیم بگوییم:
نزگول زمانی انسانهایی فانی بودند سه تن از اربابان بزرگ نومه نوری و شش نفر دیگر که چیز زیادی در مورد هویتشان گفته نشده است. سائورون به هر کدام از آنان یکی از نه حلقه قدرت را داد و هفت حلقه دیگر هم به دورف ها اما کلبریمبور سه حلقه جدا برای الف ها ساخت که با نیروی شریرانه سائورون آلوده نشده بود. نقشه سائورون این بود که صاحبان این حلقهها را توسط حلقهای که خودش در خفا ساخت تحت اختیار خود بگیرد اما فقط صاحبان نه حلقه انسانها کاملا تحت نیروی او قرار گرفتند:
«آنان که نُه حلقه را به کار بردند، در روزگار خود توانا بودند،شاهان و جادوگران و سلحشوران باستانی. افتخار و ثروت بیکران به دست آوردند، اماهمین مایهٔ تباهیشان گشت. چنان که پیدا بود عمر بیپایان داشتند، اما این عمر برایآنان تحمل ناپذیر شده بود. در روز روشن بی آنکه چشمی در جهان آنان را ببیند به اینسو و آن سو می رفتند، و چیزهای نادیدنی در منظر جهانهای نامرئی برای آدمیان را میدیدند؛ و یک به یک دیر یا زود، بنا به توان ذات خود و بنا به نیت نیک یا پلیدشان درآغاز، اسیر حلقهٔ دستشان شدند که زیر سیطرهٔ حلقهٔ یگانه و متعلق به سائورون بود. و تا ابد نامرئی گشتند، مگر در نظر کسی که حلقهٔ حاکم را به دست می کرد و واردقلمرو سایهها میشد. آنان نزگول بودند، اشباح حلقه، مخوفترین خادمان دشمن؛ تاریکیبا آنان همراه بود، و با صدای مردگان فریاد سر می دادند.»
ممنون از اطلاعاتی که دادی ولی یه سوال
آخر فیلم بازگشت پادشاه فرودو کتفش درد میگیره و بهش دست میزنه میگه (از زخم اون شمشیر 4 سال میگذره سم و هیج وقت التیام پیذا نکرده )آیا این بخاطر شمشیر مورگوله؟
اگه نه پس چیه ؟
هدف از زخمي كه نزگول بر روي فرودو گذاشت اين بود كه چون حلقه دست فرودو بود چنانچه نتونستن حلقه رو ازش بگيرن فرودو به يكي از اشباح تبديل بشه و به خدمت سائورون در بياد و خلقه به فرمانرواي تاريكي برسه.و اگه دقت كرده باشين حتي در خود فيلم ياران حلقه هم گفته ميشه كه اين زخم هميشه با فرودو هست و كامل خوب نميشه.
یه سوال
با این حساب نژاد نزگول ها چیه؟
". آنها نُه مرد(انسان) بودند که در مقابل قدرت سائورون به زانو در آمده و تبدیل به شبحهایی تقریبا جاودان شدند، که به قدرت حلقه یگانه وابسته بودند."
ضمنا نزگول اسم جمعه.از "ها" نباید استفاده کرد.
خوب دوستان یه سوال کلمه ی نزگول یعنی چی؟ :Ring:
در زبان سیاه(black Speech) نزگول که تشکیل شده از دو جز "نزگ" و "گول" هست به مفاهیم مختلفی برمی گرده که متداول ترینش "شبح حلقه" است."نزگ" به معنای حلقه ، و "گول" به معنای شبح، پیرو، دنباله رو، مرید و وابسته است.
خوب دوستان یه سوال کلمه ی نزگول یعنی چی؟ :Ring:
Nazgul = Nazg +Ul
ul = شبه
Nazg = حلقه
شبه حلقه
نام دوم : Úlairi
در زبان سیاه(black Speech) نزگول که تشکیل شده از دو جز "نزگ" و "گول" هست به مفاهیم مختلفی برمی گرده که متداول ترینش "شبح حلقه" است."نزگ" به معنای حلقه ، و "گول" به معنای شبح، پیرو، دنباله رو، مرید و وابسته است.
گول ؟ فکر کنم منظورتون ul باشه تنها معنی درست ul بعد از اسم : مرده - شبح - روح
The Nazgûl (from Black Speechnazg, "ring", and gûl, "wraith, spirit" (presumably related to gul, "sorcery"); also called Ringwraiths, Ring-wraiths,Black Riders, Dark Riders, the Nine Riders, or simply the Nine are fictional characters in J. R. R. Tolkien's Middle-earthlegendarium. They were nine Men who succumbed to Sauron's power and attained near-immortality as wraiths, servants bound to the power of the One Ring. They are first mentioned in The Lord of the Rings, originally published in 1954–1955. The book calls the Nazgûl Sauron's "most terrible servants".
اینم لینکش:
ویرایش ناظر:
از بکار بردن زبان های غیرفارسی در پست خود حدالامکان بپرهیزید. در صورت استفاده از زبان اورجینال منبع، آن را در کد نقل قول قرار دهید.
اینم لینکش:
http://en.wikipedia....iki/Nazg%C3%BBl
ویرایش ناظر:
از بکار بردن زبان های غیرفارسی در پست خود حدالامکان بپرهیزید. در صورت استفاده از زبان اورجینال منبع، آن را در کد نقل قول قرار دهید.
حالا شد وقتی شما میگی گول یعنی Gul اما اینجا gûl هستم
یک اندیس معنی کل عبارت رو در زبان موردور عوض می کنه
در حقیقت Nazgul رو میشه به 2 صورت تقسیم بندی کرد - Nazg + gûl یا Nazg+ul معنی اول : مرده حلقه - معنی دوم : دنبال کنندگان حلقه
پس چیزی که من هم گفتم درسته
حالا شد وقتی شما میگی گول یعنی Gul اما اینجا gûl هستم
یک اندیس معنی کل عبارت رو در زبان موردور عوض می کنه
در حقیقت Nazgul رو میشه به 2 صورت تقسیم بندی کرد - Nazg + gûl یا Nazg+ul معنی اول : مرده حلقه - معنی دوم : دنبال کنندگان حلقه
پس چیزی که من هم گفتم درسته
کاملا درسته،
به اشکال مختلفی میشه بررسیش کرد،
ضمنا من با استفاده از زبان اصلی منبع رو هم ذکر کردم!
گندالف پرسشی دارد... :دیـ
اگه نزگول جمع ـه، پس مفردش میشه چی؟ یادمه یک جا توی کتاب های علیزاده نوشته بود "نزگول ها". مطمئنید نزگول جَمعه؟ نوشته ای چیزی از تالکین هست که به این موضوع اشاره کنه؟
نزگول جمع نیست. "اسم جمع" ـه. مثل مردم و ملت. اینها اسم جمع هستن و مفرد ندارن.
پس اگه بخواییم یکی از نزگول رو خطاب قرار بدیم باید چی بگیم؟
یه سوال دیگه: پس نزگول ها درسته دیگه؟ مثل مردم ها یا لشکرها.
نزگول جمع نیست. "اسم جمع" ـه. مثل مردم و ملت. اینها اسم جمع هستن و مفرد ندارن.
پس اگه بخواییم یکی از نزگول رو خطاب قرار بدیم باید چی بگیم؟
یه سوال دیگه: پس نزگول ها درسته دیگه؟ مثل مردم ها یا لشکرها.
درود
طبق مطالب درج شده
و اطلاعات ناچیز بنده از Black Speech
gûl مفرد است و وقتی به یک اسم اضافه شود یک اسم مفرد میشه
wraith = gûl برای اینکه جمع باشه باید s بگیره
نازگول ها میشه : Nazgûlu
پس اگه بخواییم یکی از نزگول رو خطاب قرار بدیم باید چی بگیم؟
همون Nazgûl
درود
طبق مطالب درج شده
و اطلاعات ناچیز بنده از Black Speech
gûl مفرد است و وقتی به یک اسم اضافه شود یک اسم مفرد میشه
wraith = gûl برای اینکه جمع باشه باید s بگیره
نازگول ها میشه : Nazgûlu
همون Nazgûl
نه این استدلال درست نیست. در تمام منابع nazgul رو ringwraiths ترجمه کردن. خود تالکین هم معادلش به زبان کوئنیا رو Ulairi گفته که اون i در آخر کلمه علامت جمع هست(مثل پلانتیری و ایستاری). توی کتابها هم این واژه هم برای مفرد و هم برای جمع به کار رفته و همه جا نوشته nine Nazgul نه nine Nazguls یا nine Nazgulu.
در نمایه سیلماریلیون هم عبارت Nazgul با Ring-wraiths یکی گرفته شده.
پس اگه بخواییم یکی از نزگول رو خطاب قرار بدیم باید چی بگیم؟
یه سوال دیگه: پس نزگول ها درسته دیگه؟ مثل مردم ها یا لشکرها.
نه نزگول ها درست نیست. مردم ها هم درست نیست. لشکرها هم برای یک لشکر درست نیست. زمانی که شما داری یک ملت یا لشکر یا دسته رو در نظر میگری نمیتونی علامت جمع بهشون اضافه کنی چون خود اینها جمع هستن اما اگه دو یا چند ملت رو در نظر بگیری میتونی علامت جمع بیاری. در مورد نزگول هم همینطوره. اگه دو یا چند دسته 9 نفری از نزگول داشته باشی میتونی بگی نزگولها اما چون فقط یک دسته داریم نمیشه علامت جمع بهش اضافه کرد چون خودش جمع هست.
عرض شود که از لحاظ معنا حق با آقا مهدی است. نزگول معنای جمع دارد پس جمع بستن دوباره اش اشتباهه.
اما شکل جمع هم هم در زبان سائورون به همان صورتی که مورگوت ملکور گفت و هم به صورت قواعد زبان کوئنیا {که البته اشتباهه!} به صورت nazguli تا حالا دیده شده. اما شکل معمولی یا همون common عبارتی که برای 9 سوار به کار میره، nazgul است و حالت اسم جمع به خودش گرفته که باعث میشه به کار بردنش در حالت جمع اشتباه باشه. این حاصل گذر زمان بوده که در زبان های تالکین از موثرترین عوامل دگرگونی زبان بوده.
البته در این لینک، nazgul رو جمع در نظر گرفته و برای این کارش فرضیه ای رو ارائه داده.
ولی در دو برج بارها گندالف یکی از اشباح حلقه رو "یک نزگول" صدا میکنه. ولی "یک نزگول" برای یکی از اشباح حلقه اشتباهه. مثل اینه که بگی "یک مردم" که در اینجا همه مردم مد نظره نه یکی از اونها! پس "یک نزگول" هم میشه یه دسته 9 تایی از اشباح حلقه، نه یه دونه از اونها!
از طرفی ساختاری که ملکور-مورگوت برای نزگول ارائه داد نشون میداد نزگول=شبح حلقه. ولی مترادفش میشه اشباح حلقه. از طرفی میگید که نه مفرده و نه جمع، یعنی اسم جمع ـه. آخرش اینکه من الان گیج گیجم. :دی
یک چیز دیگه: توی دو برج- وقتی که تئودن و سواراش به همراه گندالف و آراگورن و لگولاس و گیملی و مری و پیپین دور ایزنگارد اردو زدن (موقع برگشتن از ایزنگارد)- یه نزگول برای جاسوسی میاد به ایزنگارد که گندالف اونو "نزگول" خطاب میکنه و فعل مفرد براش به کار می بره. پس در اینجا دو فرضیه وجود داره: اول اینکه آقای علیزاده متوجه اسم جمع بودن نزگول نشده و اشتباه ترجمه کرده، یا اینکه در متن اصلی هم نزگول مفرد به کار برده شده باشه. من کتاب اصلی رو ندارم پس لطفا کسایی که دارن راهنمایی کنن. به علاوه اینکه من هنوز درمورد ساختار نزگول که مفرد بود و با مترادف های نزگول که جمع بودن و با هم تضاد داشتن، قانع نشدم.
تو رو خدا جواب بدید، این موضوع خیلی مهمه! (فکر کنید: نزگول جمع است یا مفرد، مسئله این است... :دی)
یک چیز دیگه: توی دو برج- وقتی که تئودن و سواراش به همراه گندالف و آراگورن و لگولاس و گیملی و مری و پیپین دور ایزنگارد اردو زدن (موقع برگشتن از ایزنگارد)- یه نزگول برای جاسوسی میاد به ایزنگارد که گندالف اونو "نزگول" خطاب میکنه و فعل مفرد براش به کار می بره. پس در اینجا دو فرضیه وجود داره: اول اینکه آقای علیزاده متوجه اسم جمع بودن نزگول نشده و اشتباه ترجمه کرده، یا اینکه در متن اصلی هم نزگول مفرد به کار برده شده باشه. من کتاب اصلی رو ندارم پس لطفا کسایی که دارن راهنمایی کنن. به علاوه اینکه من هنوز درمورد ساختار نزگول که مفرد بود و با مترادف های نزگول که جمع بودن و با هم تضاد داشتن، قانع نشدم.
تو رو خدا جواب بدید، این موضوع خیلی مهمه! (فکر کنید: نزگول جمع است یا مفرد، مسئله این است... :دی)
توی کتابها هم این واژه هم برای مفرد و هم برای جمع به کار رفته
من در اون باره نظر ندم!
ولی در باره خود نازگول ها... البته... کاملا می دونم منبعم کجاس..از اینور و اونور پیدا کردم قبلا
یکیش که ویچ کینگه!!...دومی همون خاموله...سایه شرق... بعدی هم (که البته اصلا منبعش نمی دونم کتاب یا نه!!) مورگومیر ه.....
حامول فک می کنم همونیه که فرودو و سم و گالوم تو....اسمش یادم نیس....Dead marshes بود!.... دیدن
البته زیاد از این مطمعن نیستم...قبلا هم گفتم..ارباب رو کامل سر در نمی آرم
ویرایش ناظر:
مطالب و پست های خود را در تاپیک مربوط به آن ارسال کنید. با تشکر
من باز یه سوال اساسی برام پیش اومده. :))
این نزگول دقیقا چطوری به این شکل دراومدن؟ یعنی بعد از مرگشون روحشون سرگردان شد و به سایه تبدیل شدند؟؟؟
من هرچی توضیحات کتاب رو میخونم بازم برام مبهمه...
من باز یه سوال اساسی برام پیش اومده. :))
این نزگول دقیقا چطوری به این شکل دراومدن؟ یعنی بعد از مرگشون روحشون سرگردان شد و به سایه تبدیل شدند؟؟؟
من هرچی توضیحات کتاب رو میخونم بازم برام مبهمه...
نزگول همینطور الکی :دیــ
اما به اون صورت نه
اون 9انسان که مدت های زیادی حلقه رو به دست میکردن به مدت طولانی کم کم نامرئی شدن از دید زندگان و به زیر اراده ی سائورون افتادن و شدن خدمت کارش، بقیه ی قابلیت های اون ها از قدرت خودشون، حلقه و سائورون نشئت میگرفت
درواقع ما میدونیم که نزگول جسم دارن و فقط قابل دیدن نیست با چشم عادی...
چه باحال. پس یعنی اصلا نمردن. قبل ازینکه بمیرن سایه شدن!!!! خیلی باحاله...(بعد بیشتر از ده سال تازه دارم میفهمم!!!)
لوبلیا؟ لوبلیا؟ :))
حالا کتاب هیچی تو خود فیلمم خوبه آراگورن به هابیتا در وصف نزگول میگه اونا نه زنده ان نه مرده و ادامه ماجرا...
من مشکلم با خودم این بود که فکر میکردم بعد از مرگ اینطوری شدن. که با محاسباتم اصلا جور در نمیومد!!
خوب به فیلم که من اصلا تکیه نمیکنم توی اطلاعات گرفتن. :))
براي رفع ابهامات دوستان عزيز در مورد 9 سوار سياه نازگول ها اطلاعات كاملي از اولين پادشاه انسان ها در اين تاپيك قرار ميدم.
دوران پادشاهي:نازگول ها در گذشته پادشاهاني بلند مرتبه از نسل مردان نومنور بودند.آنها زماني انسان فاني بودند,سه تن از اربابان نومنوري و شش نفر ديگر كه مطلب زيادي در مورد آنها گفته نشده است .آنان پادشاه انسان ها و گويا فرمانده يا شاه ايستيرلينگ ها نيز بودند كه به نومنورهاي سياه يا تاريك نيز معروف هستند.آنان در زمان خود , شاهان و جادوگران و سلحشوران باستاني شناخته ميشدند.با پيروزي هاي بسيار و جمع آوريه افتخار و ثروت بي كران خود را مشهور ساختند,اما همين باعث تباهي شان شد.
9حلقه براي قوم انسان ها:سائرون به هر كدام از آنان 9 حلقه ي قدرت را داد و به دورف ها هفت حلقه.اما الف ها , كله بريمبور سه حلقه ي جدا براي الف ها ساخت كه با نيروي شريرانه ي سائرون آلوده نشده بودند.هدف ارباب تاريكي ها سائرون اين بود كه صاحبان حلقه ها را به وسيله ي حلقه اي كه خود در خفا ساخته بود را تحت اختيار خود قرار بگيرد
اما فقط صاحبان 9 حلقه ي انسان ها كاملا تحت نيروي او قرار گرفتند.
نازگول:سواران سياه , مخوف ترين خادمان سائرون در سرزمين ميانه.آن ها نه انسان بودند كه در مقابل قدرت سائرون به زانو در آمدند و تبديل به شبح هايي جاودان شدند كه اين جاودانگي به قدرت حلقه ي يگانه وابسته بود.عمر نازگول ها براي آنها تحمل ناپذير شده بود.در روز روشن بي آن كه چشمي بتواند آنان را ببيند به اين سو و آن سو ميرفتند و چيز هاي ناديدني در منظر جهان هاي نامرئي براي آدميان را ميديدند و يك به يك دير يا زود بنا به توان و ذات خود و بنا به نيت پاك يا پليدشان در آغاز اسير حلقه ي دستشان شدند كه زير سيطره ي حلقه ي يگانه و متعلق به سائرون بود .
دوستار شما مورگومير :))
من مشکلم با خودم این بود که فکر میکردم بعد از مرگ اینطوری شدن. که با محاسباتم اصلا جور در نمیومد!!
خوب به فیلم که من اصلا تکیه نمیکنم توی اطلاعات گرفتن. :|
خب بله فیلم قابل استناد نیست و سند منم کتابه ولی چون در اون لحظه تعریف بخصوصی رو از کتاب به حافظه نداشتم این بود که ناچارا پای فیلم رو کشیدم وسط میدون, چون مجبور بودم باید کامنت میذاشتم :))
یه چیزی که دوستان جا انداختن این بود که نزگول ها در واقع همون انسان های سابق بودن با این تفاوت که تحت تاثیر حلقه، برای همیشه به دنیای سایه ها رفتن.
دنیای سایه ها تقریبا یه دنیای موازی هست که روی دنیای آردا قرار گرفته. یعنی یه دنیای جدا و متفاوت نیست، بلکه همون دنیای آرداست. به عبارتی اگه بخواییم موجودات داخل آردا رو به دو دسته موجودات غیرسایه یا مرئی و دسته دوم شامل موجودات سایه یا نامرئی تقسیم کنیم، دنیای سایه ها دنیاییه که موجودات سایه توش زندگی میکنن. هرکدوم از موجودات آردا هم باید یا توی دنیای سایه ها باشن یا توی دنیای معمولی. وقایع این دوتا دنیا هم همزمان و به طور یکسان اتفاق میفته، با این تفاوت که توی دنیای معمولی سایه ها دیده نمیشن (اما وجود خارجی دارن). برای همین نزگول ها یه لباس روی خودشون مینداختن تا بشه دیدشون. (البته گلورفیندل استثنا بود و هم میتونست توی دنیای سایه ها باشه و هم توی دنیای معمولی. نظیرش وقتی که قبل از رسیدن به ریوندل به کمک استرایدر و هابیت ها رفت، سایه اش بود.)
به طور واضح تر شما فرض کنید دنیای آردا دو لایه است. لایه اول دنیای معمولیه که توش 99 % کاراکترهای پرداخته ذهن تالکین زندگی میکنن و دارای جسم و شکل و شمایل خاص هستن. لایه دوم دنیای سایه هاست که توش سایه ها زندگی میکنن و شامل نزگول ها، گلورفیندل و هرکس که حلقه یگانه رو دستش میکرد هست. این دوتا لایه روی همدیگه فشرده شدن به طوری که به نظر میاد دنیای آردا فقط از یه لایه تشکیل شده.
یه مثال دیگه وقتی هست که بیلبو بعد از تولد 111 سالگیش حلقه رو دستش کرد و نامرئی شد. در اصل از دنیای معمولی به دنیای سایه ها رفت. ولی چون این دوتا دنیا روی همدیگه پرس شدن، توی جفتشون وجود داشت. توی دنیای معمولی به شکل نامرئی وجود داشت اما جسم فیزیکی ـش رو میشد لمس کرد. (برای همین میتونست در خونه اش رو باز کنه.) توی دنیای سایه ها هم به شکل مرئی وجود داشت، یه چیزی مثل چیزی که توی فیلم یاران حلقه از نزگول ها روی قله ودرتاپ به تصویر کشیده شد.
البته این چیزی نیست که توی دانشنامه ها یا کتابها توصیف شده باشه. بلکه چیزیه که مدتها پیش از توضیحات اساتید من جمله تضاد جان که فعلا گم شدن، فهمیدم.:|
اوه چه پست طولانی شد. خیلی بیراهه رفتم. خودتون به بزرگواری خودتون ببخشید.:))
به نظر من این گم بودن داستان نزگول هاو این که ما راجبه نزگول ها نامشون وگذشتشون خیلی گیجیم و تقصیرم نداریم بخاطر اینه که خوده تالکین می خواسته به این اشاره کنه که حتی خودشم مثل تمام شخصیت های سرزمین میانه یه جور ترس و وهمی نسبت به این پادشاهان داشته و به نظر من این رازه بزرگی که از تاریخ این 9 نفر پنهان کرده بخاطر همینه...و قصد داشته این حس رو هم به ما وارد کنه...نمیدونم مثال مناسبی باشه اما مثلا توضیحات خود آراگورن.... یا گریشناخ که در دوبرج ص 94 (یوروک _ هی) میگه((( یوگلوک تو از چیزی حرف میزنی که خیلی فراتر از خواب های آشفته ی توست)و اینم میگه که: (((یک روز آرزو میکنی که ای کاش این حرف را نزده بودی)))این حرف هارو راجبه نزگول میزنه زمانی که داره به یوگلوب هشدار میده.
کلا هیچ جای کتاب راجبه گذشته ی تاریک نزگول ها گفته نشده شاید باز تالکین داشته اشاره میکرده که انقدر این تاریخ 9 پادشاه شومه که خودشم دوست نداره راجبش چیزی بنویسه.حتی اسم دقیقی از جادوپیشه در کتاب نیست در صورتی که پادشاه نزگول ها هم بوده...نمیشه هم گفت از اول هم این اسمو داشته...اگه هم 3 تن از نزگول ها جز بزرگترین پادشاهان بودن پس هر کدوم باید یه اسم مشخص داشته باشن.
نکته ی دیگه اینه که نزگول ها جز پادشاهان گاندور یا دونداین یا جز شاهان نومه نور بودن که در اصل گفته شده که از مردان نومه نور بودن .... شاهان نومه نور فکر نمیکنم باشن چون اسمی ازشون یا توضیحی از این که چطور تسلیم سائرون شدن در کتاب قصه های ناتمام (نومه نور و سرزمین میانه (دوران دوم) نیست منظور در قسمت دودمان الروس:شاهان نومه نور از بنیاد شهر آرمنه لوس تا سقوط.حلقه ی قدرت سائرون هم در دوران دوم ساخته شد به دست خود سائرون...اما باز تولد تمامیه پادشاهان نومه نور در دوران دوم بوده...به جز الروس تار- مینیاتور که 58 سال پیش از آغاز دوران دوم به دنیا آمد و همه ی پادشاهان نومه نور تاریخ مرگشون گفته شده و مطلبی راجبه اینکه آیا برده ی سائرون شدند نیست.این یعنی ابر راز آلود !! چون واقعا هیچ مطلب دقیقی از گذشته ی این شاهان نیست....فقط نامی از خامول اومده که یکی از نازگول ها بوده و جز جادوگران بسیار قدرتمند میناس مورگول بوده. اما اسم جادوپیشه معلوم نیست و مورگومیر که یه شخصیت ساختگیه در بازی نبرد سرزمین میانه 2:قیام جادوپیشه...من واسم سواله که در صورتی که گفته شده نزگول ها از مردان و پادشاهان نومه نور بودن پس چطور صحبتی ازشون در قصه های ناتمام نشده.. برای همینه که فکر میکنم تالکین خودش می خواسته از این شاهان چیزی ننویسه که ترس و وهم شخصیت های داستانشو در مقابل نزگول ها به خواننده ها هم وارد کنه.
دوستان این کتاب هایی رو که میگید ، دقیقا بیان کنید کدومش هست.
شخصا در سه گانه ارباب حلقه ها هیچ چیزی از سرمنشاء نزگول نخوندم و همینطور سایر کتاب ها ، مگه اینکه منظورتون دوازده جلدی تاریخ سرزمین میانه باشه.
دوستان این کتاب هایی رو که میگید ، دقیقا بیان کنید کدومش هست.
شخصا در سه گانه ارباب حلقه ها هیچ چیزی از سرمنشاء نزگول نخوندم و همینطور سایر کتاب ها ، مگه اینکه منظورتون دوازده جلدی تاریخ سرزمین میانه باشه.
من اسم کتاب رو گفتم داخل پست (قصه های ناتمام : نومه نور و سرزمین میانه (دوران دوم) )https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1702
فصل های کتاب شامل
وصف جزیره نومه نور
آلداریون و ارندیس
دودمان الروس:شاهان نومه نور
سرگذشت گالادریل و کله بورن و در باب آمروت شاه لورین
یه سوال، توی یه روز، مثلا یکی از نزگول، چه کار میکردن، زندگی اونها چطور بوده؟ توی میناس مورگول توی اونجا که بودن، چی کار میکردن؟
يه سوال، گاندولف يه مايا بود، چرا نتونست نزگول رو شكست بده؟ شاه جادوپيشه انگمار رو چرا نتونست شكست بده؟
فک میکنم جواب این سوال ریشه در فلسفه حضور ایستاری در سرزمین میانه داشته باشه. ایستاری به عنوان جنگجویان و سلحشوران از طرف والار به سرزمین میانه نیومدن، بلکه وظیفه شون رهنمایی و متحد کردن مردمان آزاد در جنگ با ساءورون بود. به همین خاطر فکر میکنم گاندالف توانایی شکست ویچ کینگ رو هم داشت (همونطور که تونست بالروگ رو نابود کنه) اما وظیفه مستقیم شکست دادن پلیدی به عهده مردمان آزاد سرزمین میانه بود.
این نظر منه، اگه دوستان جواب کاملتری دارن منم خوشحال میشم بشنوم. :)
خب، وقتی فرصت داره که شر رو نابود کنه، دلیلی نداره که اینطور عمل کنه و اون رو نابود نکنه چراکه فقط مسوول راهنمایی هست، و اینطور بذاره بقیه کشته بشن.
اینطوری، هم نابود میشه و هم جلوی مرگ افراد زیادی گرفته میشه.
گندالف قدرت نابود کردن "شر"رو نداره.شر همیشه در مقابل خیر هست.اگه بخوایم این طوری که شما میگی به قضیه نگاه کنیم باید بپرسیم که چرا خیر به وجود اومد؟کلا چرا وقتی میشه بدون"شر"زندگی خوبی برای مخلوقات پیش آورد چرا کلا شر خلق میشه؟
حالا گنداف که یه مایا بود و مطمعنا به تنهای نمیتونه در مقابل شر قرار بگیره.فک نمیکنم بحثش تو این تاپیک باشه:)
حق با اله ماکیل هستش گندالف و بقیه ایستاری ها برای کمک به مردم سرزمین میانه فرستاده شدن نه این که مثلا برای کشتن نزگول.
یه نکته کوچک رو قبلا هم در بحث های دیگه بهش اشاره شده به فرمایشات دوستان اضافه کنم
اونم اینکه در دنیای تالکین به چشم میخوره که کالبد و جسم برای والار و مایار باعث محدودیت در قدرت و توانایی ها بشه
ملکوربا گذر زمان بودن در کالبد انسانی و آشکار کردن پلیدی خود محدود تر و ضعیف تر شد
گندالف هم وقتی با ویچ کینگ روبرو شد در هیبت یک مایا نبود بلکه کالبدی انسانی به خود گرفته بود
البته تقابل گندالف با ویچ کینگ در کتاب با تقابل این دو در نسخه گسترش یافته قسمت سوم متفاوت بود و اینطور نبود که گندالف به وضوح از شاه جادو پیشه شکست بخوره
یه سوال، زیر اون پوشش نزگول، چی هست؟ چیزی بوده؟ چطوریه؟
نزگول پس از استفاده شون از حلقه هایی که سایرون بهشون داده بود به مرور شروع به نامریی شدن کردن و از دید مردم عادی پنهان شدن.یه سوال، زیر اون پوشش نزگول، چی هست؟ چیزی بوده؟ چطوریه؟
اصطلاحی که برای جسم نزگول استفاده شده سایه هستش.به شکلی که قابل دیدن نیست ولی درصورت استفاده از پوشش،اون پوشش به شکل بدن اون ها درمیاد.
یه سوال، زیر اون پوشش نزگول، چی هست؟ چیزی بوده؟ چطوریه؟
زیر پوشش نزگول دقیقا جسمشون بوده! منتها جسمی که بین دنیای ماده و دنیای سایه ها سرگردانه.
و همونطور که یک تکه پارچه میتونسته لمسش کنه و تماس داشته باشه با اون جسم نادیدنی، فکر میکنم بقیه هم میتونستن لمسش کنن. در مورد فرودو و کلـا حامل حلقه، که یقینا این طوریه. در مورد بقیه هم میشه گولوم رو مثال زد که با جسم نادیدنی فرودو که وارد دنیای سایه ها شده بود در آخرین لحظات نابودی حلقه، تماس داشته.
پس با این توضیحاتی که دوستان فرمودند : نزگول ها یا همان انسان های صاحب حلقه، هیچ وقت نمردند و هیچ مقبره ای هم نداشتند اما تو فیلم هابیت، بانو گالادریل در مورد جادوگر آنگمار میگن : او را در مقبره ای چنان تاریک که هیچ نوری به آن نمی رسید همراه با وسایلش دفن کردند. در توضیحات دوستان آمده که آنها جادوگرانی مشحور و سلحشور بودند اما به نظر میرسه که آنها انسان های شومی بودند که برای رهایی از جادو و آثار شوم آنها در مقبره های تاریک دفن شدند.
در 2 ساعت قبل، Galadriel18 گفته است :پس با این توضیحاتی که دوستان فرمودند : نزگول ها یا همان انسان های صاحب حلقه، هیچ وقت نمردند و هیچ مقبره ای هم نداشتند اما تو فیلم هابیت، بانو گالادریل در مورد جادوگر آنگمار میگن : او را در مقبره ای چنان تاریک که هیچ نوری به آن نمی رسید همراه با وسایلش دفن کردند. در توضیحات دوستان آمده که آنها جادوگرانی مشحور و سلحشور بودند اما به نظر میرسه که آنها انسان های شومی بودند که برای رهایی از جادو و آثار شوم آنها در مقبره های تاریک دفن شدند.
یک نکته ای لازمه گفته بشه: تصاویر ساخته شده توسط پیتر جکسون هیچ تضمینی برای یکسان بودنشون با داستان اصلی در کتاب نیستن، این مورد هم که ذکر کردید زاده تخیلات پیتر جکسون و تیم نویسنده است و ارتباطی به کتاب نداره و نباید براساسشون تصمیم گرفت.
در دوران دوم سائورون به نه شاه از انسانها نه حلقه قدرت را هدیه داد که آنها را تا ابد جاودان نگاه میداشت ولی طمع شاهان باعث شد که آنها رفته رفته جاه و مقام خود را از دست بدهند غافل از اینکه سائورون حلقهای قدرتمند تر از تمام حلقهها برای خود در اعماق کوه هلاکت ساخته است. در نهایت کار به جایی رسید که هر نه پادشاه محکوم شدند تا ابد به عنوان بردههای سائورون خدمت کنند. در طول هزاران سال آنها کمکم شکل انسانی خود را از دست دادند. آنها همواره شنلی سیاه میپوشند و صورتشان قابل دیدن نیست هرچند گاهی اوقات چشمهای قرمز رنگشان در تاریکی شب مشخص میشود. در کتاب دو برج از آنها به عنوان مالکان فل بیست به یاد میشود.
در در 4/4/2013 at 9:07 PM، MORGOMIR گفته است :سلام به تمامی دوست دارانه دنیای تالکین
من اسم 9 پادشاه رو از یک سایت مربوطه در اوردم که شامله http://www.glyphweb....faq/nazgul.html
1=murazorکه همون witch kingهستش
2=khmul
3=dwar
4=ji indur
5=akhorahil
6=Hoarmurath
7=adunaphel
8=Ren
9=Uvatha
ممنون میشم اگه اطلاعاته دیگه ای دارین به این تاپیک اضافه کنید
جناب خود wikipedia و wikia گفته که فقط اسم دو تا از 9 پادشاه مشخصه. که البته به شما اشکالی نمی گیرم.
این اسم هایی که نوشتی در بازی Lord Of The Rings - Total War هست و جاهای دیگه نیست. اونا برای خودشون این اسم ها رو ساختن.
ولی خدایی آخه یکی نیست به تالکین بگه جناب، درباره ی خال روی صورت آراگورن 20 صفحه مطلب نوشتی، اونوقت نیومدی اسم اشباح حلقه رو بگی. البته من کمی درکش می کنم، هر چیزی که مجهول تر باشه. ترسناک تره
اتفاقا تو اخرین بازی از سری سرزمین میانه یا shadow of war به این یاران اهمیت زیادی داده شده...هر سری بعد از شکست دادن هر کدوم از این موجودات داستان بوجود اومدنشون و در حقیقت مراحل فاسد شدنشون به تصویر کشیده میشه...این بازی زیاد داستانش با خط داستانی سری هابیت یا بقیه داستان های مرتبط موازی نیست ولی در پایان به هم ربط پیدا میکنن!
دوستان عزیز اینجا لطفا بر مبنای کتاب بحث کنید نه فیلم یا بازی. تا برای کسانی که سوالی هم پیش میاد و دنبال جواب هستند مشکل یا ابهامی پیش نیاد.
ممنون از همگی

در در ۱۳۸۷/۱۰/۹ at 6:59 PM، ارو گفته است :سلام به همه
ميخواستم بدونم كه نزگولها يا ارواح حلقه كداميك از پادشاهان آدميان بودند و چه زماني رابطه سائورون اينقدر با آدمها خوب بود كه حلقه ها رو از او قبول كردند؟
با تشكر ارو
دوست عزیز سائرون قبل از اینکه به ارباب تاریکی تبدیل بشه یک مایا بود با قیافه ای شبیه به گاندولف یا سارومان، همانطور که گاندولف به راحتی به مکان های مختلف یا دربار پادشاهان و بزرگان میرفت سائرون هم میرفت، همانطور که گاندولف برای دیگران هدیه میبرد یا توصیه های اخلاقی میکرد سائرون هم انجام میداد و همه جا هم به نیکی پذیرفته میشد، با این تفاوت که هیچکس نمیدونست که سائرون خدمتکار ملکور بوده ، سائرون از این حسن ظن مردمان به خودش استفاده کرد و به رسم صمیمیت و دوستی طریقه ساخت حلقه های قدرت را به الف ها آموخت