سلام به همه...با تشكر از هالبارد عزيزمنم اين بحث رو يكمي تكميل كنم... در افسانه هاي ناتمام در اين مورد نوشته شده كه :
اون همسر تارانون فالاستور بود و در خانه پادشاهان بر روي پل بزرگ اوزگيليات زندگي مي كرد(اين پل شكوهمند ترين بناي گندور بوده و بيش از 1 مايل طول داشته و ميشه گفت شهر كاملي بر روي رودخانه بوده...من در مورد بنا هاي نومه نوري در گندور و معماري اونها كمي تحقيق كردم كه اگه دوستان بخوان ميتونم براشون بگم...). او 9 گربه سياه و يك سفيد داشت كه خدمت كاران اون بودند كه او مي تونست كه با اونها صحبت كند يا ذهنشون رو بخواند و از اونها براي كشف و پي بردن به اسرار سياه و پنهاني گندور استفاده مي كرد ، رييس اون ده گربه ، گربه سفيد بود كه به 9 تاي ديگه نظارت مي كرد و اعمال اونها رو به ملكه گزارش مي داد. هيچكس در گندور توانايي اونو نداشت كه اونها رو لمس كند ، همه از اونها مي ترسيدند و بشدت مشوش مي شدند وقتي كه اونها رو در حال عبور در ميان شهر مي ديدند. اسم بروتیل از كتاب پادشاهان گندور پاك شده (هرچند كه در خاطر مردم باقي موند و در زبان محاوره اونها رايج شد...) و تارانون اونو به همراه گربه هاش بر روي دريا در يك كشتي رها كرد ، گفته شده كه اون كشتي آخرين بار در افق اومبار ديده شده كه در زير هلال ماه حركت مي كرده در حاليكه سايه يكي از گربه ها برروي دكل و سايه بقيه بر روي عرشه كشتي از دور پيدا بوده...
تالكين در يك مصاحبه كه در سال 1966 انجام داد در جواب سوالي كه ازش در اين مورد پرسيده شد اطلاعات ديگه اي رو در اين مورد ارائه داد و اينجور گفت :
خوب بروتيل خيلي بد اخلاق و پليد بود من فكر مي كنم كه او در اصل يك نومه نوري سياه بوده ،اون بشخصه يكي از كساني بود كه از گربه ها نفرت داشت اما گربه ها همه جا بدنبال اون بودند و به او تسلط داشتند ، شما كسايي رو ميشناسيد كه اونچه بيشتر از همه ازش متنفرن هميشه به دنبالشونه؟ من يك دوست اينطوري دارم.من مي ترسم و فكر مي كنم كه اون گربه ها رو براي تفريح و از روي نفرت آزار و شكنجه مي داده ، اما تعدادي از اونها رو هم براي استفاده نگه داشته بود : براي فرستادن به ماموريتهاي شيطاني در شب و جاسوسي دشمنانش و ترساندن اونها.
با كنار هم گذاشتن اين اطلاعات پراكنده و مختصر ما مي تونيم در مورد بروتيل بگيم كه كه اون يكي از نومه نوري هاي سياه ساكن در جنوب اومبار بوده (اونها چند گروه بودند، و گاهي بهشون اشاره شده اما هرگز نامگذاري و تشريح نشدند) و تارانون احتمالا به اين علت با اون ازدواج كرد كه قدمي در راه صلح ميان مردمان گندور و نومه نوري هاي سياه ساكن جنوب اومبار برداره ، اما اخراج و تبعيد اون از گندور (كه علت اعمال سياهش بوده ) دوباره به آتش خشم و دشمني بين گندور و ساكنان جنوب اومبار دامن زد كه عاقبت به فتح اومبار توسط گندوردر سال 933 دوره سوم ختم شد.
تالكين از گربه ها متنفر بوده و بنظر مي رسه كه پليد ترسيم شدن بروتيل به علت گربه هاش و عادتش به جاسوسي ( كه به خلق و خوي گربه ها نزديكه ) بوده باشه.
موفق باشيد.