سیمای ظاهری الف ها

تعداد پست‌ها: 51

با سلام خدمت دوستان گرامی

راستش همیشه نحوه توصیف تالکین از الف ها برام کمی عجیب بوده

الف های توصیف شده در دنیای تالکین نه تنها ترسناک و مهیب نیستند بلکه زیبارو و خوش چهره اند

شاید اون چیزی که بیشتر روش تاکید شده اون گوش دراز و نوک تیز الف هاست و کمی خصوصیات رفتاری که مشابه الف هاست

عرف اینه که نژاد اجنه رو پست تر از ابنا بشر فرض کنیم ولی در دنیای تالکین عملا هرچقدر که انسان ها خیره سر و سطحی نگرند الف ها عاقل و عمیق و متین ان

میدونیم که جن ها از آتش خلق شدن ولی آرامش الف ها آدمو به این فکر میندازه که نکنه خمیر مایه وجودی اونا از یخه :ymapplause:

البته اگه پریزاد یا پری رو معادلی برای واژه الف بدونیم شاید بنوعی این تناقض حل بشه

راستی یه سوال دیگه الف ها چرا ریش و سبیل ندارن؟ :)

سیمای ظاهری الف ها تو دنیای تالکین مشخصه ! همون چیزی هستن که توصیف شدن ، مثل دورف ها ، هابیت ها یا هر چیز دیگه ای که تو دنیای تالکین توصیف شدن .

میدونیم که جن ها از آتش خلق شدن ولی آرامش الف ها آدمو به این فکر میندازه که نکنه خمیر مایه وجودی اونا از یخه

راستش هنوز من و خیلی های دیگه تو وجود جن ها شک داریم ، این که جنسشون از چیه و آتیششون چه رنگیه و چه دمایی داره ! دیگه بماند . تو آردا هم جز از خمیر مایه دورفها (سنگ ) فکر نکنم از خمیر نژاد دیگه ای اطلاع داشته باشیم .

راستی یه سوال دیگه الف ها چرا ریش و سبیل ندارن؟
یحتمل به خاطر تاخیر در فوران ترشح اندروژن هاست . :ymapplause:

صورتشون به ریش حساسیت داره!

با سلام خدمت دوستان گرامی

راستش همیشه نحوه توصیف تالکین از الف ها برام کمی عجیب بوده

الف های توصیف شده در دنیای تالکین نه تنها ترسناک و مهیب نیستند بلکه زیبارو و خوش چهره اند

شاید اون چیزی که بیشتر روش تاکید شده اون گوش دراز و نوک تیز الف هاست و کمی خصوصیات رفتاری که مشابه الف هاست

عرف اینه که نژاد اجنه رو پست تر از ابنا بشر فرض کنیم ولی در دنیای تالکین عملا هرچقدر که انسان ها خیره سر و سطحی نگرند الف ها عاقل و عمیق و متین ان

میدونیم که جن ها از آتش خلق شدن ولی آرامش الف ها آدمو به این فکر میندازه که نکنه خمیر مایه وجودی اونا از یخه :ymapplause:

البته اگه پریزاد یا پری رو معادلی برای واژه الف بدونیم شاید بنوعی این تناقض حل بشه

راستی یه سوال دیگه الف ها چرا ریش و سبیل ندارن؟ :)

اهم :خواب جن هایی تالکین تو داستان هاش خلق کرده با توصیفات قرآن از اجنه متفاوته .ظاهرا تالکین از الف های افسانه های اسکاتلندی الگو برداری کرده.در اونجا هم الف ها گوشهای نوک تیز دارند وموجوداتی خوش چهره وعاقل هستند. البته این الف ها موجوداتی بسیار کوچک هستند وبه ترانه خوندن وگشتن تو جنگل علاقه ی زیادی دارن. اگر انیمشن گالیور که به صورت سریال از تلویزیون خودمون هم پخش شد دیده باشی اون لی لی پوت ها نمونه ای شبیه به الف ها هستند . در مورد ریش وسیبیل هم باید بگم حتما ارو میخواسته تشخیص اونها از انسان ها راحت تر باشه!

در جواب به سوال ریش و سیبیل باید بگم که ریش فقط در الف هایی با سن بالاکه در دوران سوم عمر خود هستند ,روییده میشه و در دوران سوم و جنگ حلقه فقط سیردان کشتی ساز(اگه فکر کنم)یک ریش بلند خاکستری داشت!چون در آن زمان ممکن بود بالای 10000سال عمر داشته باشه و شاید پیرترین الفی باشه که در سرزمین میانه باقی مونده باشه!

سیمای ظاهری الف ها تو دنیای تالکین مشخصه ! همون چیزی هستن که توصیف شدن ، مثل دورف ها ، هابیت ها یا هر چیز دیگه ای که تو دنیای تالکین توصیف شدن .

راستش هنوز من و خیلی های دیگه تو وجود جن ها شک داریم ، این که جنسشون از چیه و آتیششون چه رنگیه و چه دمایی داره ! دیگه بماند . تو آردا هم جز از خمیر مایه دورفها (سنگ ) فکر نکنم از خمیر نژاد دیگه ای اطلاع داشته باشیم .

یحتمل به خاطر تاخیر در ترشح اندروژن هاست .

از بعضی بحث ها باید گذشت منظورم اشارات مذهبی بود که نمیشه خیلی روش بحث کرد اینجا

از شوخی بگذریم مساله جالبیه چون انگار یا به شوخی یا جد مطرح شده که دورف ها زنهاشون هم ریش و سبیل داشتن

خواستم ببینم این ارفاق ارو بوده یا نه الف ها به وسایل مورد نیاز دسترسی نداشتن؟ :ymapplause:

به دورف:ممنون از راهنمایی اینو یادم نبودچون جزییات بازگشت پادشاه رو کمی یادم رفته (چون حتی دورهای بعدی خوندن هم چند سال پیش بوده)

البته اینو هم باید در نظر بگیریم که از یه گل بهار نمیشه :) احتمالا بخاطر استفاده زیاد سردان از مواد نیروزا بوده یا اینکه یکy زیادی داشته

به لرد:بله تا اسم الف میاد یاد این میفتم که باید کوتوله باشن

باید اندام کشیده و موزون الف هارو هم در نظر بگیریم انگار که ارو در سرفرصت و با حوصله تمام الف هارو خلق کرده

من فکر می کنم توی فصل آخر بازگشت پادشاه , نوشته شده بود گیردان ریش داره. شاید الف های دیگری هم باشن که ریش داشته باشن هرچند خیلی کم.

نمی دونم میشه خمیره الف ها را با جن یکسان دانست یا نه. چون جن در عقاید ما تا حد زیادی با الف تفاوت داره.(همون طور که نمیشه اورک و دیو های اساطیر ایران رو معادل دونست. حتی اژدهای اساطیر ایرانی به مانند ماری دارای دست و پا هست و با اژدهای اساطیر اروپایی متفاوته(البته در مورد اژدها شک دارم چون اکثر نگارگری های اژدها برای زمان بعد از حمله مغوله و شاید این تاثیر اژدهای اساطیر چینی بر اژدهای اساطیر ایرانی باشه))

توجه: the dwarf عزیز زودتر از من به گیردان اشاره کرد.چون جوابش رو یک دقیقه رودتر ارسال کرد. در هر صورت ببخشید. آقای فارازون هم زودتر از من ارسال کردند از ایشون هم عذر می خوام که ندیدم پستشون رو.

از بعضی بحث ها باید گذشت منظورم اشارات مذهبی بود که نمیشه خیلی روش بحث کرد اینجا

نه تنها موافقم ، بلکه به نظرم به اینجور بحث ها حتی نباید اشاره بشه چون مطلقا ربطی به تالکین و داستان فانتزیش نداره .

از شوخی بگذریم مساله جالبیه چون انگار یا به شوخی یا جد مطرح شده که دورف ها زنهاشون هم ریش و سبیل داشتن

خب اینا جز ویژگی هایی هستن که تالکین در نظر گرفتتشون ، این که پشتش تفکر بوده یا نبوده رو خودش میدونه و خدا ! رو همین منوال میشه هزاران سوال دیگه ایجاد کرد که مثلا : چرا دورف ها و هابیت ها کوتاه بودن ، چرا الف ها ریش ندارن و هابیت ها پاشون پشم داره ، چرا اورک ها چشماشون کج و معوجه و ... به نظرم لزومی وجود نداره که پشت اینا واقعا اندیشه ای با مفهوم ویژه وجود داشته باشه .

نه تنها موافقم ، بلکه به نظرم به اینجور بحث ها حتی نباید اشاره بشه چون مطلقا ربطی به تالکین و داستان فانتزیش نداره .

خب اینا جز ویژگی هایی هستن که تالکین در نظر گرفتتشون ، این که پشتش تفکر بوده یا نبوده رو خودش میدونه و خدا ! رو همین منوال میشه هزاران سوال دیگه ایجاد کرد که مثلا : چرا دورف ها و هابیت ها کوتاه بودن ، چرا الف ها ریش ندارن و هابیت ها پاشون پشم داره ، چرا اورک ها چشماشون کج و معوجه و ... به نظرم لزومی وجود نداره که پشت اینا واقعا اندیشه ای با مفهوم ویژه وجود داشته باشه .

کاملا حق با آرونه تالکین نژاد ها رو با ویژگی های متفاوت خلق کرده که جذاب باشن وبتونن مخاطب رو جذب کنن وبرای این کار هم لازم نیست دلیلی برای انتخاب ویژگی ظاهری اونها باشه.

نه تنها موافقم ، بلکه به نظرم به اینجور بحث ها حتی نباید اشاره بشه چون مطلقا ربطی به تالکین و داستان فانتزیش نداره .

خب اینا جز ویژگی هایی هستن که تالکین در نظر گرفتتشون ، این که پشتش تفکر بوده یا نبوده رو خودش میدونه و خدا ! رو همین منوال میشه هزاران سوال دیگه ایجاد کرد که مثلا : چرا دورف ها و هابیت ها کوتاه بودن ، چرا الف ها ریش ندارن و هابیت ها پاشون پشم داره ، چرا اورک ها چشماشون کج و معوجه و ... به نظرم لزومی وجود نداره که پشت اینا واقعا اندیشه ای با مفهوم ویژه وجود داشته باشه .

نه اون بحث ها از نظر ممیزی امکان داره باعث مشکل بشه به نظرم نظر شما محترمه ولی احتمال داره بیش از 2000 کاربر دیگه آردا نظر دیگه ای داشته باشن و دوس داشته باشن سر جزییات یا تطابق دنیای تالکین با دنیای واقعی یا دیگر دنیاهای تالکین بحث و اطلاعاتی داشته باشن

اصلا چرا تالکین این همه زبان رو اختراع کرد برای جذاب تر کردن داستان یا منظور خاصی داشت ؟

مسئله تفکر تالکین نیست مسئله تفاوت الف های توصیف شده تالکین با دیگر الف های کتاب های نویسندگان دیگس

مسئله تفکر تالکین نیست مسئله تفاوت الف های توصیف شده تالکین با دیگر الف های کتاب های نویسندگان دیگس

بیاین در همین رابطه که موضوع بحث تاپیک هست صحبت کنیم...نه بحث های متفرقه یا مصداقی.

امین میشه خودت شروع کنی و علاوه بر اون موضوع جن یک مثال دیگه هم مطرح کنی؟؟

من بر این باورم که از اساطیر گذشته تالکین فقط "واژه الف" رو وام گرفته و خصوصیات و ظاهرشون رو خودش ابداع کرده.

به فارازن:خاب الف های داستان های تالکین جذاب ترن دیگه!درباره ی زبانم تالکین خودش دکترای زبان شناسی داشته وقبل از این که اصلا نوشتن داستان هاش رو شروع کنه داشته زبان اختراع می کرده واسه خودش.

به فارازن:خاب الف های داستان های تالکین جذاب ترن دیگه!درباره ی زبانم تالکین خودش دکترای زبان شناسی داشته وقبل از این که اصلا نوشتن داستان هاش رو شروع کنه داشته زبان اختراع می کرده واسه خودش.

خب لرد لاس من در اینو در جواب ارون گفتم ایشون میگن بحث نشه غیر از مشکلات ممیزی چرا بحث نشه ؟

ایا اصولا خیلی از مباحث مطرح شده مشکلی از مشکلات مارو حل میکنند؟یا صرفا برای تبادل اطلاعاته

من خیلی دوس داشتم این مبحث رو در نمایه ام دنبال کنم ولی توصیه دوستان حمید استورم کرو و تور بود که باعث این سوال رو اینجا مطرح کنم

به تور:دم دست ترین مثال کتابای هری پاتره(البته لفظ انگلیسی ای که رولینگ به کار برده نمیدونم گابلینه یا الف)

ولی در کل اگه بخوایم کلی نگاه کنیم توی دنیای تاکین همه نژاد ها یه جورایی از نظر سطح توانمندی ها از نژاد انسان ها در لول بالاتری قرار دارند (الف ها ، دورف ها، انت ها، گابلین ها و ارگ ها، و...)

ضمنا یادمه یه جایی یه مبحثی میخوندم راجب الف ها که نوشته بود روح الف ها از آتشه و خیلی دیر مغلوب گذشت زمان و بیماری میشه ولی در نهایت جسمشو فرسوده میکنه(دقیق یادم نیست منبعش ولی یادمه که به صراحت اینو نوشته بود :ymapplause: )

در جواب به سوال ریش و سیبیل باید بگم که ریش فقط در الف هایی با سن بالاکه در دوران سوم عمر خود هستند ,روییده میشه و در دوران سوم و جنگ حلقه فقط سیردان کشتی ساز(اگه فکر کنم)یک ریش بلند خاکستری داشت!چون در آن زمان ممکن بود بالای 10000سال عمر داشته باشه و شاید پیرترین الفی باشه که در سرزمین میانه باقی مونده باشه!

نتها گیردان کهن سال و بازمانده از دوران اول آردا نبود(شاید کهن سال ترین الف حاضر بود ولی تنها کهن سال نبوده) کلبورن و ترندویل و گلورفیندل و الروند و.... هم بودند!

نه اون بحث ها از نظر ممیزی امکان داره باعث مشکل بشه به نظرم نظر شما محترمه ولی احتمال داره بیش از 2000 کاربر دیگه آردا نظر دیگه ای داشته باشن و دوس داشته باشن سر جزییات یا تطابق دنیای تالکین با دنیای واقعی یا دیگر دنیاهای تالکین بحث و اطلاعاتی داشته باشن

خب لرد لاس من در اینو در جواب ارون گفتم ایشون میگن بحث نشه غیر از مشکلات ممیزی چرا بحث نشه ؟

خب موضوع اینجاست که نمیشه به داشتن علاقه اکتفا کرد و هر مبحث نامربوطی رو پیش کشید ، چون در غیر این صورت من هم بدم نمیاد در مورد رابطه و شباهت های کتب تالکین با پایان نامه ام( به قول دوستان : پایان نامه معلوم الحالم ) حرف بزنم که مسلما باب میل شما(نوعی) نخواهد بود . ضمن این که به خاطر عدم ارتباط منطقی ، مثل بحث این تاپیک، عبث خواهد بود .

اصلا چرا تالکین این همه زبان رو اختراع کرد برای جذاب تر کردن داستان یا منظور خاصی داشت ؟

مطمعنم پاسخ درست دادن به این سوال و سایر سوال های اینچنینی(!) که نیاز به کشف ماهیت انگیزه های تالکین داره ، از دست من و سایر دوستان خارجه . و تنها میشه در دایره شانس و گمان به این سوال ها جواب داد . اما اگه شما به نحوی (!) از علت و چرایی واقعی این مسائل آگاهی پیدا کردید . بسم الله ! ما رو هم درجریان بذارید !!!!!

به تور:دم دست ترین مثال کتابای هری پاتره(البته لفظ انگلیسی ای که رولینگ به کار برده نمیدونم گابلینه یا الف)

خب برای من که این کتاب رو نخوندم میشه مثال بزنی و توضیح بدی؟؟ البته میدونیم که واژه الف ریشه در اساطیر گذشته دارد نه کتاب های دم دستی مثل رولینگ یا غیره.

ولی در کل اگه بخوایم کلی نگاه کنیم توی دنیای تاکین همه نژاد ها یه جورایی از نظر سطح توانمندی ها از نژاد انسان ها در لول بالاتری قرار دارند (الف ها ، دورف ها، انت ها، گابلین ها و ارگ ها، و...)

ضمنا یادمه یه جایی یه مبحثی میخوندم راجب الف ها که نوشته بود روح الف ها از آتشه و خیلی دیر مغلوب گذشت زمان و بیماری میشه ولی در نهایت جسمشو فرسوده میکنه(دقیق یادم نیست منبعش ولی یادمه که به صراحت اینو نوشته بود :ymapplause: )

نتها گیردان کهن سال و بازمانده از دوران اول آردا نبود(شاید کهن سال ترین الف حاضر بود ولی تنها کهن سال نبوده) کلبورن و ترندویل و گلورفیندل و الروند و.... هم بودند!

الدا به نکات جالبی اشاره کردید بله حتی اگه به اسم فئانور هم توجه کنیم میشه موید این مطلب شما باشه(شایدم نباشه چون بیشتر حکایت از روح و قلب فئانور داشت تا خیمر مایه وجود اش)

کلبورن و تراندویل و الروند؟ :x

اگه تونستید تصاویری رو از این حضرات بزارید چون انگار جکسون حسابی در چهره اونا هم دست برده و اونارو بدون ریش و سبیل دیدم تو تریلوژی :)

به ا لدا

فکر نمی کنم منبعش مربوط به آردا بوده باشه.الف های دنیای تالکین از آتش نیستن.

به آرون:امیدوارم نوع ادبیات خودتون رو اصلاح کنید اینکه هرچیزی که شما بگید منطقی و ضروری باشه و بحثای بقیه نامربوط اصلا خوب نیست!!

نظر شما محترمه نه بیشتر!!

من سوال ساده ای رو مطرح کردم خیلی از دوستان مثل دورف و الدا و لرد لاس دیدگا ه هاشون رو گفتند ولی نمیدونم شما چرا دنبال حواشی مطلبید ؟

به تور:

خب در هری پاتر در نظر بگیر جن ها کوتوله ،کریح المنظر و بردگانی در دستان انسانند و تا آدمها تا چیزی بهشون ندن(مثل لباس یا تکه ای جوراب یا کلاه) آزاد نمیشن

در فرهنگ عامه خیلی به بعضی نکات منفی جن ها اشاره شده که در لوتر یا دنیای تالکین وجود نداره حتی الف قلمروهای اختصاصی خودشون رو دارند موجودی شریف و پاک سرشت با دیدی عمیق اند و عملا از انسان ها جلوترن

کلبورن و تراندویل و الروند؟ :)

اگه تونستید تصاویری رو از این حضرات بزارید چون انگار جکسون حسابی در چهره اونا هم دست برده و اونارو بدون ریش و سبیل دیدم تو تریلوژی

بله این اشخاص و خیلی های دیگه مربوط به دوران اول آدرا هستند ولی در توصیف چهره هرکدوم (کلبورن و الروند هفالون) توصیفی از ریش به میاد نیومده و اشراره ای بهش نشده!

بهlordloss: نه منبعش آردا نیست (راستش دقیق یادم نیست کجا خوندم، برا خیلی وقت پیشه این مطلب :ymapplause: )

آقا شکلک ها نم کشیدن گویا...:دی

در مورد ریش تا اونجا که یادمه مایدروس پسر بزرگ فئانور هم ریش داشت!

امیدوارم نوع ادبیات خودتون رو اصلاح کنید

منم امیدوارم شما از این کلمات آشنا در جای مناسب و به جا، استفاده کنید . چون تازگی ها به کرات و در ارتباط با خیلی ها به کار میان .

اینکه هرچیزی که شما بگید و در پایان نامتون کار کنید منطقی و ضروری باشه و بحثای بقیه نامربوط اصلا خوب نیست!!

شما کامنت من رو دقیقتر بخونید متوجه میشید که دچار سو تفاهم شدید . من گفتم بحث های نامربوط عبث هستن ! مثال بحث در مورد پایان نامه و ... هم برای هضم راحت تر منظورم بود که در مورد شما نتیجه برعکس داشت ( اشتباه از من بود ، یادم نبود شما آلرژی دارید به اون بحث . :دی پوزش ! ) .

من سوال ساده ای رو مطرح کردم خیلی از دوستان مثل دورف و الدا و لرد لاس دیدگا ه هاشون رو گفتند ولی نمیدونم شما چرا دنبال حواشی مطلبید ؟

پرسیدن سوال ایرادی نداره ، اما سوالی که مبنای اطلاعاتی برای جواب اون وجود نداره و به جوابی جز در دایره وسیع احتمال نمیرسه(مثل همین سوال که چرا الف ها ریش ندارن ، چرا پای هابیت ها مو داره ، چرا گندالف کلاه آبی داره ،چرا در گنجه ترول ها بازه ، چرا زنِ الروند درازه و ... ) . حتی برای بحث در نمایه هم بیهوده نیست ؟!

به فارازون:

خب این تعریف خانم رولینگ از الف در داستان هاشون بوده و دلیلی بر مشابهت با داستان های تالکین نداره. چند بار گفتم که الف رو خانم رولینگ بوجود نیاورده...این کلمه ریشه در افسانه ها داره و تعاریفی هم ازش هست...بر این مبنا هر نویسنده ای میاد و از این کاراکتر استفاده میکنه. در داستان تالکین، استاد فقط از نام الف استفاده کردند و ویژگی ها و خصوصیات این نژاد رو بر اساس تخیلات و افکار خودشون ساختند. حالا این که "الف" در دیگر داستان ها چه خصوصیاتی دارند هم بحثی است اما منافاتی با "الف" های آردا ندارند.

به سایر دوستان:

این که چهره الف ها در کتاب چطوری توصیف شده، آیا استاد از لفظ ریش استفاده کرده یا نه، گوش دراز و... اگر بخوایم اینطور موردی بحث کنیم به سرانجام نمیرسیم. بنظرم بهتره تجدیدنظری در پست هاتون بفرمایید تا در یک بحث منطقی و هدف دار تبادل اطلاعات کنیم...

به نظر من الف های دنیای کریستوفر پائولینی، بیشترین شباهت رو در بین داستان ها به الف های دنیای تالکین داشته باشند؛ چه از نظر ظاهر و چه از نظر سبک زندگی و نوع عقاید!(البته لازم به ذکر است که در الف های آلاگزیا هم خبری از ریش و سبیل نیست) و هم چنین جلبه خاطر نشان شم که الف ها در دنیای پائولینی هم بر اثر برخی تعهدات و مسائل تاریخی روابط زیاد خوشی با دورف ها ندارند...!

منم امیدوارم شما از این کلمات آشنا در جای مناسب و به جا، استفاده کنید . چون تازگی ها به کرات و در ارتباط با خیلی ها به کار میان .

شما کامنت من رو دقیقتر بخونید متوجه میشید که دچار سو تفاهم شدید . من گفتم بحث های نامربوط عبث هستن ! مثال بحث در مورد پایان نامه و ... هم برای هضم راحت تر منظورم بود که در مورد شما نتیجه برعکس داشت ( اشتباه از من بود ، یادم نبود شما آلرژی دارید به اون بحث . :دی پوزش ! ) .

پرسیدن سوال ایرادی نداره ، اما سوالی که مبنای اطلاعاتی برای جواب اون وجود نداره و به جوابی جز در دایره وسیع احتمال نمیرسه(مثل همین سوال که چرا الف ها ریش ندارن ، چرا پای هابیت ها مو داره ، چرا گندالف کلاه آبی داره ،چرا در گنجه ترول ها بازه ، چرا زنِ الروند درازه و ... ) . حتی برای بحث در نمایه هم بیهوده نیست ؟!

من شفاف صحبت میکنم اینکه لحن بعضی دوستان غیردوستانه باشه و بهشون گفته بشه فکر نکنم ایراد خاصی داشته باشه(اگه بحث بیشتری مدنظرتون هست که باید بگید پ خ که هست که بهتره این رو قاطی بحث نکنیم :ymapplause:

نظر شما کاملا محترمه!!

ولی اگه چرخی در تاپیک ها بزنیم و مباحث مربوط به قایق سواری در بعضی مکان ها یا پیشه در آرداکه مثلا در بری کارگری و کار در اصطبل رو دوس دارید یا مثلا کارگری معدن در موریا فکر نکنم تفاوتی با این بحث بکنه

مگر اینکه تفاوتی باشه در ایجاد کننده تاپیک

من یک سوال رو مطرح کردم و خیلی از دوستان مثل بارد،الدا،دورف،لرد لاس و حمید دیدگاهشون رو گفتن که به نظرم مفید بود

این سوال که خیلی ساده هم بود احتیاجی به بررسی دیگاه تالکین نداره

به تور: :) تا کجا رفتی تور؟احتمالا با این سرعت الان فرحزادی :x

بحث ما سر ریش و محاسن بود

تور خب مسئله سادس دید در مورد اجنه بیشتر منفی اه و در کتابای تالکین این دید مثبته و الف ها پیشرو هستند (منم همین تفاوت رو میخواستم بگم و به قول آرون نمی تونیم به انگیزه های تالکین پی ببریم برای این کار)

شما مثال خواستی و من برات زدم

این دید مثبت تالکین به دنیا که در اثارش هست در مورد الف ها هم صدق میکنه یعنی بیشتر به نظرم الف ها ایده آل های ذهنی تالکین بودند

:x

تور به دنبال چی هستی از این بحث؟

خیلی از بحث ها از یک سوال و تراوش ذهن افراد برای یافتن اون سوال ایجاد میشه

نمیدونم چرا این تاپیک اینجوری پیش رفته؟ سوء تفاهم های قبلی و شخصی رو وارد تاپیک نکنید.

اسم این تاپیک رو «سیمای ظاهری الف ها» گذاشتید. الفاظ "سیما" و "ظاهر" به من داره میگه که قصد ایجاد کننده اینه که در مورد شکل ظاهری الفها بحث بشه. حالا چرا بحث به جاهای دیگه کشیده شده؟ مگه قرار بوده در مورد "باطن الفها" یا نیات پشت پرده یا تفکر تالکین بحث بشه؟

نمیدونم بحثهای مربوط به جن و از آتش بودن یا نبودن الفها چه ربطی به این تاپیک داره. اونو توی تاپیک جداگانه باید مطرح کنید الان این تاپیک برای بحث عمومی در مورد الفها هست:

https://arda.ir/forum...p?showtopic=640

این تاپیک برای عمر جاودان الفهاست:

https://arda.ir/forum...p?showtopic=651

این تاپیک برای انواع مختلف الفهاست:

https://arda.ir/forum...p?showtopic=638

این برای مشکل بین الفها و دورفهاست:

https://arda.ir/forum...p?showtopic=646

هر کدوم از اینها(غیر از مورد اول) به صورت تخصصی به یه موضوع خاص در مورد الفها میپردازه. تصور من هم برای تایید این تاپیک این بود که قراره به صورت تخصصی به "ظاهر و شکل قیافه" الفها بپردازه و گرنه نیازی به این تاپیک نبود و این بحثها رو میشد توی همون تاپیک عمومی پیگیری کرد.

پس خواهشم از دوستان اینه که از مباحث متفرقه بپرهیزن و فقط به موضوع اصلی این تاپیک پرداخته بشه.

:ymapplause:

تور به دنبال چی هستی از این بحث؟

والا ما به دنبال بحث در باره موضوع تاپیک هستیم و فکر نمیکنم دادن نظر واقعا هدف خاصی پشتش داشته باشه.

این دید مثبت تالکین به دنیا که در اثارش هست در مورد الف ها هم صدق میکنه یعنی بیشتر به نظرم الف ها ایده آل های ذهنی تالکین بودند

دقیقا همینطوره! حرف من همینه...ما در بازی های کامپیوتری یک سیما از الف ها می بینیم. گوش دراز و صورت کریه المنظر و سبزه. در داستان های دیگه هر کدوم ویژگی های خودشونو دارن. من میخوام بگم هر کسی که داستانی مینویسه لازم نیست حتما مقید به تعاریف موجودات فانتزی در داستان های دیگه باشه. بله...تالکین در جهانی که خلق کرده نژادی به نام الف داره که فقط واژه "الف" رو از این داستان ها وام گرفته. صورتی روشن و سفید و برخی به همراه نور زوال ناپذیر درختان بر جبین. موی بلند و صورتی صاف و بی ریش. اما در مورد ریش بله...اغلب الف ها ریش ندارند و در مورد گیردان هم ظاهرا به سبب عمر بسیار زیادش بوده...او از تله ری بود. عمرش بالغ بر 10000 سال هست...مسن تر از بانو گالادریل. چون گالادریل در آمان متولد شد اما گیردان گویا در هجرت از کوئی وینن هم بوده.

خلقت الف ها هم مستقیم توسط خود ایلوواتار انجام گرفته...و همینطور انسان ها...شاید به این دلیل که هر دو این نژاد ها مخلوق مستقیم ارو بودند تالکین جسم و آفرینش این دو رو شبیه به هم در نظر گرفته و الف ها رو که به اولین فرزندان ارو معروفند در خرد، زیبایی و عمر یک قدم جلوتر از انسان ها قرار داده. شاید چون میخواسته الف ها رو در مقابل اورک ها قرار بده و پلیدی اورک ها رو ملموس تر نشون بده، از سیمایی زیبا برای الف ها استفاده کرده.

فقط بگم اورک ها همون الف ها بودنا :پی

درهرحال تعاریف هر موجود رو باید در خودِ اون داستان پیدا کرد و نه جای دیگه، الف های تالکین متفاوت هستن، همونطور که توی مقدمه ی یاران درباره ی انواع الف ها گفته که از انواع شریر تا خوب بودن

و تا حدی ضاهر (و نه باطن) الف های پائولینی رو میشه شبیه به الف های تالکین از لحاظ قیافه نام برد، گرچه شخصا ترجیح میدم نایت الف ها رو با الف های پائولینی برای کل شبیه هم قرار بدم...

البته اين بحث ريش الف ها و اينها كه بعد از گذشت سه دوران اونا ريش در ميارن ، ربطى به اين نداره كه كى توى سه دوران از تاريخ زندگى كرده باشه و منظور گذشت سه دوران از زندگانى يه الفه . در كل به نظرم ريش رو براى الف ها بايد يه كمال دونست ...

البته اين بحث ريش الف ها و اينها كه بعد از گذشت سه دوران اونا ريش در ميارن ، ربطى به اين نداره كه كى توى سه دوران از تاريخ زندگى كرده باشه و منظور گذشت سه دوران از زندگانى يه الفه . در كل به نظرم ريش رو براى الف ها بايد يه كمال دونست ...

این هم حدسیه واسه خودش و فکر میکنم یکی از منطقی ترین جواب هایی که میشه به این سوال داد فکر میکنم احتمالا نماد رسیدن یه الف به مقامی بسیار بالا از لحاظ کمال روحی وشخصیتیه.(البته در مورد مرد ها!)

خصوصیت ظاهری دیگه مثل مردم ژاپن که چشماشون بادومی

جالبه این اولین بار کسی با نظرم مخالف نیست

خب کمی وقت آزاد با موزیک های دوران طفولیت (منظورم BSB و کریس دِ برگ هست :دیــ) چیز خوبیه واسه نوشتن!

کمی در مورد ظاهر الف هایی که میشناسیم بگیم!

الف ها معمولا بلندقد بودن (حدود 6 فوت که تقریبا 180 سانتی متر میشه) و زیباتر از آدمیان؛ با گوش های نوک تیز، اما نه مثل بیشتر الف هایی که در فیلم ها یا نقاشی ها مشاهده میکنیم، نوک تیزی کمی داشته گوش هاشون که گاهی بعضی انسان ها رو میشد با الف اشتباه گرفت (مخصوصا تورین تورامبار) - در مورد گوش هم تالکین در نامه ی شماره 27 اینطوری میگه: only slightly pointed and elvish

در مورد رنگ موها میشه مدل های مختلف و پیچیده ای مشاهده کرد اما کلا میشه موها رو نسبت به خاندان ها هم دسته بندی کرد

که وانیار موهای طلایی و باقی (تله ری و نولدور و آواری) موهای تیره تر داشتن

اما به طور مثال در میان خاندان سلطنتی تله ری ما تین گول، گیردان و کلبورن رو داریم که موهای نقره ای داره و میریل، همسر اول فینوه و مادر فئانور، اون هم موهای نقره ای داشته و از سیندار هست

البته موهای تراندویل و آمروت (پسر فئانور نه :پی) که از سیندار به حساب میان به استثنا طلایی (بلوند) توصیف شده، البته مدرکی از رنگ موهای لگولاس وجود نداره متاسفانه

البته خودِ فئانور موی های تیره پرکلاغی داره (توی کتاب یه واژه ی قشنگ تر گفته به نظرم که یادم نیست!)

و همینطور همه ی فرزندانش موهای تیره نداشتن، مائدروس، آمرود و آمراس موهای مسی گون (بهترین ترجمه ای که برای auburn تونستم بگم :ymapplause: :دیــ) رو از پدربزرگشون (ماهتان) به ارث بردن

هم اینکه ماگلور موهای روشن (احتمالا بلوندش) رو از مادرش نردانل به ارث برده که متضاد یکی از برادرانش، کارانتیر، با موهای تیره بود

یا میدونیم فینارفین، کوچک ترین فرزند فینوه و از همسر دومش، ایندیس وانیاری، موهای طلایی خاندان مادرشو به ارث برده (همینطور فرزندانش)

لوتین و آرون هردو با موهای تیره توصیف شدن که علت اشتباه آراگورن رو میشه این هم دونست

ایدریل، دخت فین گون، هم موی طلایی رو از خاندان مادریش به ارث برده

اینو چرا یادم رفته بود؟؟ موهای گالادریل به صورت زیبایی مخلوط از رگه های نقره ای و طلایی بوده، به سان نور دو درخت که در هم می آمیزند...

در مورد رنگ چشم باید بگم که بیشترشون چشم های قهوه ای داشتن (در مورد لوتین مشخصه و توی خانداش از آرون تا آراگورن هم این نشانه هست)

اول خواستم یه چارت درست کنم دیدم فایده نداره، خیلی اطلاعات کمه :پی

یه پیش نویس از تالکین هست که به نظرم قدیمی باشه و بعدا بهش اهمیت نداده، توش گفته موی هیچ الفی مطلقا سیاه نبوده اما با تعاریف موی فئانور (Dark-Raven) و بعضی مثال های دیگه نقض میشه

گفتم منم نظرمو بگم کلی وقت گذاشتم دو صفحه از نظرات دوستان عزیزمو خوندم

شرمنده طولانی شد

یه کم میخوام مبحث رو علمی تر کنم

تالکین که رمانشو تو شیش شب و شیش روز ننوشته

اگر توجه کنید سرزمین میانه که ماجرای حلقه درش اتفاق میوفته در قسمت شمال غربی نقشه هست و در جنوبش دشت ها و سرزمین های نسبتا خشکه و همون طور که تالکین اشاره کرده , مردمانی با پوست و موی تیره داره که دقیقا با اقلیمشون هماهنگه

حالا سایر جمعیت ها که توی قسمت های شمالی و سرد سیر تر هستن و ( اگر آردا رو به صورت یک کره در نظر بگیریم ) آفتاب کمتری به نواحی شمالی میتابه پس با توجه به اصول تکامل , جمعیت های زیر آفتاب کمتر پوست های روشن تر و مو های روشن تری رو به وجود میاره . پس تنوع رنگ موی الف ها , پراکندگی جمعیت الف ها رو روی نقشه جغرافیایی آردا نشون میده همون طور که توی انسان ها هم معلومه : انسان های جنوبی رنگ پوست و موی تیره دارن , توی مردم گاندور پوست و مو روشن تر میشه و همین طور هم در مردم روهان روشن تر .

همین طور که میبینید این الگوی رنگ پوست و مو از پایین به بالا روی نقشه سرزمین میانه رعایت شده.

حالا یه سری سوال پیش میاد :

1. دورف ها که تو کوه و کمر زندگی میکنن چرا بلوند نیستن با رنگ پوست بلوری ؟؟؟؟

چون اونا فرزند خوانده ارو هستن و آئوله اونا رو به وجود آوورد , در صورتی که آئوله تقریبا هیچی از این موجوداتی که قرار بود روی آردا بیان نمیدونست

2.این همه نژاد مو سیاه تو شمال هستن سرزمین میانه هستن در صورتی که این طور نباید باشه .

درسته ولی پیشینه و اجداد هم مهمه و زمانی که توی اون محیط بودن هم زیاد نبوده (مثلا در مورد هابیت ها)

3.اصلا این موضوع (چرت و پرتا :ymapplause:) که مطرح کردم چه ربطی به موضوع داشت ؟؟؟

چون جهان های فانتزی از جهان های واقعی الهام میگیرن معمولا به صورت نا خودآگاه همچین قوانینی درشون رعایت میشه که بد نیست بدونید

در این جا هم چون الگوی آردا همین کره زمین خودمونه همچین قوانینی در اون ها وجود داره .

ولی یه کم که فکر کردم دیدم غیر از این مطلبی که بیان کردم میشه گفت رنگ پوست و مو در کتاب تالکین میتونه نفس وجودی موجودات باشه (به صورت نمادین , همون طور که میدونین کتاب های فانتزی کلا شامل نماد هستن مخصوصا کتاب هایی با موضوعیت خیر و شر) مثلا :

الف ها که نخست زاده ها هستن و خردمند و فنا ناپذیرن و کمتر دچار وسوسه های شیطان میشن (:) دارای پوست سفید و مو با رنگ های مختلف هستن

انسان ها که بیش تر از الف ها گمراه میشن پوست سفید و مو های تیره یا روشن دارن (کمتر دارای تفاوت رنگ مو هستن مثلا نقره ای ندارن دیگه !)

اورک ها که نافشونو با سیاه بستن (تقریبا , چون استثنا هم وجود داره )

دورف ها هم که برخی اوقات خباثتی ازشون سر میزنه اغلب دارای پوست روشن و موی تیره هستن

یا انسان ها جنوب که اونا هم یه جورایی خبیث معرفی شدن و رنگ پوستت و موی تیره دارن

این نظر من بود , شرمنده نمیشد بدون کلی گرایی گفتش چون وقتی حرف سیمای ظاهری میشه موجودات آردا از هم جدا نیستن و به نسبت شباهت هایی دیده میشه که میشه با اونا چرا ها رو توضیح داد.

:x

به لایت کینگ:درسته ولی آیا درباره ی شکل گوش الف ها یا ریش وسبیل اونها هم میتونی همچین دلایل علمی بیاری؟

در مورد ریش بحث کردن به جایی نمیرسیم اما گوش های الف ها کسی نظری نداره چون گوش های برگ مانند اون ها باعث تفاوت ظاهری شون با انسان هاست

هی گفتم یه چیزی یادم رفت !

آره , یه همچین چیزی هم میشه در مورد ریش ها گفت

مثلا تو مناطق سردسیر کره زمین مرد ها ریش نمیذارن و ریشاشونو میزنن !!

چرا ؟

چون ریش باعث میشه که عرق لای ریش ها یخ بزنه و جراهت های بدی بر جا میذاره

دقیقا برعکسش در سرزمین های گرم , مردم ریش و موی بلند میذارن تا پوستشون بر اثر نور خورشید آسیب نبینه !

حالا در مورد الف ها میشه گفت :

1. به پاکیزگیشون اهمیت میدادن :ymapplause:

2. توی قرهنگشون ریش مرسوم نیست و افراد با ریش توسط جامعشون قبول نمیشن

3. ممکنه الف ها در گذشته زمستان سختی رو پشت سر گذاشته باشن که افرادی که ریش داشتن تلف شدن و بعد اون دیگه مرسوم شد که ریش نذارن

حتی ممکنه بعد از عبور باقی نولدو ها از سرزمین های یخ زده ریش چیز بدی محسوب بشه و از مد بیوفته !

به نظر من که بیش تر یه چیز مربوط به جامعشونه که ریش رو نمیپسندن و تالکین که به سیمای الف ها رو این گونه در داستانش معرفی کرده توضیح خاصی نداده پس همش میشه حدس و گمان

در مورد گوش هم اگر بخوایم از نظر تکاملی برسی کنیم باید ببینیم چه اثر خاصی داره و باعث چه کاری میشه که باعث برتری الف های گوش تیز به الف های بدون گوش تیز شده تا باقی بمونن ویا صرفا یه ویژگی و صفت بی ضرر الف هاست که چون کار به خصوصی نمیکرده باقی مونده .

در مورد گوش هم اگر بخوایم از نظر تکاملی برسی کنیم باید ببینیم چه اثر خاصی داره و باعث چه کاری میشه که باعث برتری الف های گوش تیز به الف های بدون گوش تیز شده تا باقی بمونن ویا صرفا یه ویژگی و صفت بی ضرر الف هاست که چون کار به خصوصی نمیکرده باقی مونده .

آیا "الف های بدون گوش تیز شده" داریم؟ اگه جواب آره است دلیلش چیه؟ اصطلاحی که لایت کینگ بکار برده سوهان رو تو ذهنم اورد!

آیا "الف های بدون گوش تیز شده" داریم؟ اگه جواب آره است دلیلش چیه؟ اصطلاحی که لایت کینگ بکار برده سوهان رو تو ذهنم اورد!

خب جوابش که خیر هست، گوش الف ها همیشه به صورت نوک تیز بوده، حالا اون دوستان از کجا همچین چیزی رو گفتن باید از خودشون بپرسید...

اگه الف ها رو به یک صفت ظاهری بشناسن اون گوش دراز و نوک تیزشونه:دی

در جواب به سوال ریش و سیبیل باید بگم که ریش فقط در الف هایی با سن بالاکه در دوران سوم عمر خود هستند ,روییده میشه و در دوران سوم و جنگ حلقه فقط سیردان کشتی ساز(اگه فکر کنم)یک ریش بلند خاکستری داشت!چون در آن زمان ممکن بود بالای 10000سال عمر داشته باشه و شاید پیرترین الفی باشه که در سرزمین میانه باقی مونده باشه!

من فکر کنم لورد الراند باید سنش زیاد از همه بیشتر باشه نه؟

من فکر کنم لورد الراند باید سنش زیاد از همه بیشتر باشه نه؟

با عرض اجازت

خیر گالادریل و گیردان از او بسیار پیر تر هستند.

با عرض اجازت

خیر گالادریل و گیردان از او بسیار پیر تر هستند.

اهان بانو گالادریل رو یادم رفته بود اما خلاصه الراند هم که سنش زیاد نه؟

اهان بانو گالادریل رو یادم رفته بود اما خلاصه الراند هم که سنش زیاد نه؟

با عرض اجازت

بله همین طور است او از نوادگان فین گولفین و پسر ائارندیل است.

هر کدام از پسران فئانور و بقیه قوم و خویش هاش مثل فین گولفین و فرزندانش چه ظاهری داشتن؟

خب به عنوان یک منبع سرراست و مطمئن خود تالکین در فصل پنجم سیلماریلیون یعنی "الدامار و شاهزاده های الدالیه" اشاراتی کرده.مثلا درباره هفت پسر فئانور:

هفت پسر فئانور عبارت بودند از:مادروس بلند قامت،ماگلور آوازه خوان نیرومند،کله گورم زیبا،کارانتیر تیره،کوروفین زبردست...و جوانترین آنها دو برادر دو قلو به نام های امرود و امراس که از نظر چهره و حالت مشابه بودند

و در ادامه درباره آردهل میگه:

به او آرفینیل می گفتند.یعنی بانوی سپید نولدور.پوستی رنگ پریده داشت و همیشه لباس سپید و نقره ای به تن می کرد

و البته درباره گالادریل:

زیباترین فرد خاندان فینوه بود.رنگ مویش چنان درخشان و طلایی روشنی بود که گویی پرتوی از نور لائورلین بر آن تابیده است

با این وجود خوشبختانه از طریق یادداشت ها و نوشته های تالکین جزئیات خوبی در مورد ظاهر نولدور وجود داره.شاهزاده های نولدو به ویژه فئانور درشت اندام و قدبلند بودن.خود فئانور بیش از دو متر بلندی قامتشه.فینوه نخستین شاه نولدو موهای مشکی و چشمان خاکستری-آبی داره(منبع یه جایی توی جلد دوازدهم تاریخ سرزمنی میانه یا همون مردمان سرزمین میانه.یادم نمیاد کجا دقیقا:دی) پسر بزرگش فئانور هم موهای مشکی داره اما چهار تا از  پسران فئانور یعنی مایدروس،کله گورم،امرود و امراس با توجه به اینکه مادرشون نردنل موهای سرخ داشته دارای موهای سرخ تیره یا قهوه ای بودن.ماگلور،کوروفین و کارانتیر هم مثل پدرشون موهای مشکی داشتن.

دو پسر بعدی فینوه یعنی فین گولفین و فینارفین به ترتیب دارای موهای قهوه ای تیره و طلایی بودن که فرزندانشون هم  در این ویژگی تقریبا از پدرانشون تبعیت کردن.موهایی طلایی خاندان فینارفین معروفه.

با سلام

از سخنان دوستان برا من یکسری سوال و نظریه به وجود امد که در پایین بیان میکنم

ببینید بحث من مربوط میشد به نحوه رشد الف ها و تغییر ظاهر انها

از اون جایی که هیچ توضیحی درباره یک بچه الف نشده من با قاطعیت در مورد اون سخن نمی گم ولی در کل نظر من بر اینه که الف ها تا سن بیست و پنج سالگی رشدشون مثل انسان هاست!! برا مثال من فکر میکنم که یک بچه الف 14 ساله مثل یک بچه 14 ساله انسان میموند این رشد موازی با انسان ها تا حدودا  25 سالگی ادامه دارد ولی بعد از اون تغییر ظاهر الف ها متوقف میشد ولی انسان ها پیر میشند خب  حالا این سوال پیش میاد الف ها تا چند سالگی این ظاهر جوون 25 ساله رو دارند؟؟ خب به نظر من اگه به سن لگولاس توجه کنیم یا کسانی که شبیه او هستند مثل arwin دختر الروند می تونیم یک نتیجه گیری کنیم! ما میدونیم که arwin در هنگام ازدواج تقریبا 2000 سال سنش بود از اون طرف هم مطمئن هستم که لگولاس هم تقریبا نزدیک 1000 سال داشته (حالا کمتر یا بیشتر معلوم نیست شاید اصلا 500 سال) خب ما اینجا یک اختلاف سن 1000 ساله داریم بین دو الف که هردو مثل یک انسان بیست پنج ساله میمونند!! من از این قضیه این نتیجه رو گرفتم که الف ها از 25 سالگی تا سن حداقل 2000 سالگی شاید هم بیشتر با همون ظاهر 25 سالگی باقی میمونند و به احتمال زیاد در سن حداقل 3500 سالگی شبیه یک انسان 30 ساله!! ولی خب صرفا حدس زدن صرفا از ظاهر لگولاس وarwin به نظر من کامل نیست پس من میرم سراغ الروند و بانو گالادریل!!!! خب حالا به اینها یک نگاه بندازیم! ما میدانیم که بانو گالادریل در زمان حلقه هشت هزار سالشه اصلا در دوران دو درخت ایشون بدنیا اومده !! الروند هم دسته کمی ندارد ایشون هم سال 532 دوران اول ولی هر دوتا ظاهر یک انسان حدودا 50 تا 60 سال رو دارند با این فرض و فرض قبلی میشد تقریبا این نتیجه رو گرفت که الف ها تا سن 2000 سالگی شبیه یک انسان 25 ساله ! تا سن 3500 تا 4000 سال شبیه انسان 30 تا 35 ساله و حداقل تا سن 8000 سالگی شبیه یک انسان 55 تا 60 ساله تقریبا روند رشد الف ها به این صورته و به نظرم اعداد هم جور در میاد   اما....!

 

این جا برا من یک سوال پیش میاد ! فیزیک الف ها تا چه حد پیر میشد؟ ببینید ما کشتی ساز 10000 ساله الف داریم که حتی ریش هم در اورده حالا سوالی که برا من پیش اومده اینه که فرض کنیم یک الف 20000 ساله تو سرزمین میانه بود ظاهرش شبیه یک انسان چند سالست به نظر شما؟؟ 70؟ 75؟ 80؟ اصلا این ها تا چه حد پیر میشند! بالاخره این ها جاویدانند این نحوه رشدشون باید یک جا متوقف بشد! یعنی به نظرتون تو سرزمین قدسی الف پیر پکوری ویلچر نشین داریم!!! به هر حال اونجا الف هایی هستند که جز اولین ها به حساب میاند از گالادریل و کیران کشتی باید خیلی بیشتر سن داشته باشند

اول اين كه به نظرم حدس هايى كه زديد از روى فيلم بود، فيلم هم كه براى ما ملاك نيست.

دوم اينكه فكر نكنم الف ها پيرى اي كه ما از انسان سراغ داريم رو داشته باشند، به نظرم در سن بالا طرز نگاه و تفكر و به طور كلي رفتار هست كه سن بالاشون رو نشون ميده، فكر نكنم به پيرى كه انسان بهش ميرسه برسند، چون كه الف ها ناميرا هستند. فرض كنيد به اون نوع پيرى اى كه اشاره كرديد برسند، اين يعنى اينكه خيل عظيمى از الف هاي ناتوان و الف هايي كه تا آخر عمرشون اون وضعيت پيرى رو بايد تحمل كنند وجود خواهد داشت، اين يعني زجر براي يك الف. پس صد در صد الف ها به اون مرتبه نميرسند و هميشه جوان خواهند بود و آخرين تغيير هم همون ريش در اوردنشون باشه!

 

اين رو هم ببينيد

 

نمیدونم چی بگم !

اما مطمینم الف ها تو یه سن خاص ریش در نمیارن ( حداقل نه 10000سال )

کلا تالکین صورتو زیاد توصیف نکرده

مثلا تا اونجا که من به خاطر دارم هرگز نگفت آراگورن ریش داره یا نداره یا خیلی از انسان های بزرگ دیگه

پس الف ها هم قضیش همینه

اما این که بگیم ده هزار سالش شد ریش در میاره اشتباهه

گیردان ( تلفظ درستش اینه بقیشون غیر اخلاقین :D ) هم ریش داشت چون حتما دوس داشت ریش در بیاره دیگه

تازشم کجا گفته شده سپاه الف ها همشون بی ریش بودن ؟!؟

تالکین صورت بزرگان رو بزور توصیف کرده چه برسه سربازا و عامه مردم  !

نتیجه : 

الف ها حالا تو به سن خاص ( نه زیاد مثل گیردان ) یا بر اثر تکامل ذهنی اگه عشقشون بکشه و دوست داشته باشن ریش در میارن و اینطور نیست که فقط دو سه تا الف یا حالا فوقش 1000 تا الف ریش داشته باشن

حداقل 20 درصد من تخمین میزنم ریش داشته باشن ( سیبیل که هیچی نظری ندارم من نمیدونم ):)

الف ها مطمئنا هيچ ريشى نداشتن، البته تا دوران سوم زندگيشون. توى يكى از نامه ها، تالكين سه دوره رو براى الف ها ترسيم ميكنه، كه ظاهرا در دوره سومه كه ريش در ميارن. گيردان كشتى ساز چون در دوره سوم به سر ميبرده ريش داشته. ريش داشتن هم ربطى به تكامل ذهنى نداره، اين تغيير فيزيكيه!

قطعا يه الفى كه چند هزار سال هست زندگى كرده متفاوت هست با الفى كه ٢٠٠-٣٠٠ سالشه. الف ها پير فيزيكى نميشن، اما طرز تفكر و نوع نگاهشون به دنيا و رفتارشون (بلوغ فكريشون بر اثر گذر زمان) باعث ميشه كه بفهمند اين الف سنش زياد هست يا نه.

سلام

اول خواستم این سوالو تو قسمت سوالات کتاب ها بپرسم ٬ بعد خواستم یه تاپیک جداگونه بزنم اما الان گفتم بیام اینجا بپرسم

سوالم در مورد سیمای شخصیت به لگ هست . میخواستم اگه توضیحی ازش تو کتاب اومده لطف کنین اینجا بذارید . چرا همه جا این شخصیت فلک زده رو شبیه افغانیا و کره ایا میسازن ؟!؟ مگه من چه هیزم خیسی بشون فروختم ؟!؟

اصلا من به این زیبایی :(((

چند تا عکس :

images.thumb.jpg.65fd447f2a1e1b10bed1be96b312baac.jpg

اصلا این شبیه الفه ؟!؟ آدم فک میکنه عکسه بومیای آفریقاست اگه اسم به لگ رو نخونه

beleg_strongbow_by_tottor-d97e5rz.thumb.jpg.76d984de8a3f7674f4763680be20ea40.jpg

این که از سائرون وحشتناک تره :/ اما باز بهتر از بقیه ست

beleg_cuthalion_by_helix_fate-d4mf3ut.thumb.jpg.e356d0945f81f1ba1cfa85cd14a77de4.jpg

من غلط کردم :/ من بوق خوردم :// از خیر بقیه گذشتم :/// آخه این چیه خداوکیلی ؟!؟؟؟؟؟ ://// این شبیه عروسک فیلم آنابله ://///

beleg_cuthalion_by_kurv0-d94eflw.thumb.png.618217c17694c5d6f23fb144787fc233.png

اوه مای ارو :// وات دیس ایت :: این که شبیه سربازای فیلمای کره ایه :((

58c6a2c7f02f9_images(1).thumb.jpg.5e62507ece50d6812141a9f29de51005.jpg

لامصب به لگ مرد بود :(((

و خب میخوام ببینم کسی کیتونه توضیحاتش رو از تو کتاب در بیاره مارو خوشحال کنه :))) ممنون

البته عکس قشنگم هست که یکیشونو میذارم 

beleg_the_archer_by_jankolas-d8dh8qw.thumb.jpg.6425e3a8a568954eea1232d5288fd8da.jpg

در در 13/03/2017 at 5:22 PM، به لگ گفته است :

سلام

اول خواستم این سوالو تو قسمت سوالات کتاب ها بپرسم ٬ بعد خواستم یه تاپیک جداگونه بزنم اما الان گفتم بیام اینجا بپرسم

سوالم در مورد سیمای شخصیت به لگ هست . میخواستم اگه توضیحی ازش تو کتاب اومده لطف کنین اینجا بذارید . چرا همه جا این شخصیت فلک زده رو شبیه افغانیا و کره ایا میسازن ؟!؟ مگه من چه هیزم خیسی بشون فروختم ؟!؟

اصلا من به این زیبایی :(((

 

من هرجا رو ديدم توضيح خاصى دربارش نيومده، الفى قدبلند و تنومند بوده، درباره رنگ موهاش هم صحبتى نشده، ممكنه روشن باشه يا تيره، لباس هايى هم كه ميپوشيده لباس هاى يه تكاور و نگهبان جنگل بوده، متاسفانه اطلاعات خاصى دربارش داده نشده.