سرگذشت سائورون

تعداد پست‌ها: 142

با سلام خدمت همه دوستان ,هدفم از ایجاد این مبحث جدید اینه که هر چی اطلاعات درباره سائورون وجود داره در این مبحث به کمک دوستان گرد هم بیاریم.به نظرمن سائورون یکی از عجیبترین ومرموزترین شخصیت های دنیای تالکین هستش,هم ازمتن رمان ارباب حلقه ها وهم از سه گانه سینمایی ارباب حلقه ها میشه فهمید که سائورون شخصیت عجیبی داره و همینطور فرمانروای انزوا طلبیه ,چرا هم توفیلم وهم تو رمان اصلا لحظه ای وجود نداره که سائورون با خادمانش دیدار بکنه ومستقیما با اونها ارتباط داشته باشه.به نظر میرسه که سائورون شخصیت ملموسی نیست بلکه تمام قدرت اون در القای اراده شیطانی واهریمنی که در ذات خودش داره. از تمام استادان ودوستان عزیز می خوام که یه مقاله ی جامع وکامل در مورد سائورون جمع اوری کنند تا بتوانیم از نظرات شان بهره مند بشیم. با تشکر الندیل پادشاه انسان ها.

چیزایی که من در مورد سائرون میدونم خیلی کلیه ، و گفتنش ممکنه باعث کدورت خاطر شه ...!

اما نظرم در مورد انزوا طلبیش اینه که تو فیلم و داستان ، امکان نشان دادن تعامل براش وجود نداشته ، چرا که برای این کار نیاز به جسم داشته ، در ثانی ، حکومت سائرون به نوعی دیکتاتوری بوده و خودش رو نیازمند مشاوره نمیدونسته ، تا بخواد تصمیماتش رو با فرماندهانش به شور بذاره .

مطمئنا نمیشه انتظار داشت سائورون با افرادش مثل الف ها برخورد کنه

شاید همون طوری که گفتی به خاطر این بوده که سائورون غرق در قدرت بوده و با نیروهاش مثل برده رفتار میکرده که به نظر من بهترین کار هم همین بوده چونکه با اورک ها نمیشه جور دیگه ای رفتار کرد

اورک ها که هوش نداشتن ولی یعنی سائرون با نزگول ها مشورت میکرده !؟

به نظرم اون انقدر خودش رو قبول داشته که جز به جز حرکت هاش رو بدون نظر دیگران انجام میداده !

اما یک چیز این نظر رو تحت شعاع قرار میده :

سائرون ، قدرت رو در اختیار سارومان قرار میده ولی بر اون مستولی نیست ! و سارومان با ختیار خودش مهره چین میکنه ! مگر این که از دید سائرون آیزنگارد یک مستعمره یا زیر شاخه دیده بشه نه بچشم عضوی از حکومت خود .

ولی دوستان چطور ممکنه یه فرمانروای مقتدر مثل سائورون نخواد با فرماندهان وخادمانش مشاوره بکنه وهمه چیز را با خود رایی های خودش تدبیر کنه در این صورت حتما با شکست مواجه میشه,ما در تاریخ هم میبینیم که بزرگترین و مقتدر ترین فرمانروایان تاریخ بی نیاز از مشورت با دیگران نیستند؟با تشکر از همه دوستانی که عنایت کردن و بحث این تاپیک رو ادامه دادند.

خب جوابش رو که خودت دادی !

(( در این صورت حتما با شکست مواجه میشه )) ، جناب سائرون هم همش شکست میخورد : تو هلمز دیپ ، میناس تریت و در آخر نابودی حلقه ...

کسی که مغرور بشه ، دچار بد دردییه ، چون امید واهی میده و به شکست راهنمایت میکنه !

اینجا میتونم نمونه ای از سائرون رو در دنیای واقعی بهت معرفی کنم ..... هیتلر ( البته با یکم بلانصب به سائرون ، هرچی باشه سائرون 70 میلیون اورک رو به کشتن نداد، که اگه هم داده بود ، هم نژادش نبودن ).

در نهایت غرور هیتلر به نبوغش میچربه و اون رو مثل سائرون کله پا میکنه!

در نهایت غرور هیتلر به نبوغش میچربه و اون رو مثل سائرون کله پا میکنه!

کاملا مخالفم

خیانت

چیزی بود که هیتلر رو شکست داد

اگه بحث قراره در مورد جنگ جهاني دوم بكنيم،بسيار خوشحال ميشم كه در تاپيك ديگري اين كارو بكنيم!عجالتا به الوه:خير!اون دروغ هاي خيانت رو نميشه قبول كرد.كسي مث رومل مثلا به هيتلر خيانت كرد يا توهمات خودش،اون رو به خيانت متهم كرد!؟

هيتلر يك نابغه ديوانه بود!مث همه ابر مردان اون دوره

به نظرم ، صفت ماشین سلاخی انسان ، برازنده تر از (( نابغه )) برای کسی مثل هیتلره!

ولی حرکت های سائرون ، یکم عجیبه ! سالیان سال ، با وجود اینکه حضورش قطعی شده منتظر میمونه و نیرو جمع میکنه ، ولی به یک باره پشت سر هم دست به حملات حساب نشده و هول هولکی میزنه ، که باعث شکست پی در پیش میشه ! آیا امکانش وجود داشته که سائرون احساس کنه ، پایان کارش نزدیکه ؟

ولی به یک باره پشت سر هم دست به حملات حساب نشده و هول هولکی میزنه ، که باعث شکست پی در پیش میشه ! آیا امکانش وجود داشته که سائرون احساس کنه ، پایان کارش نزدیکه ؟

بررسی

ایزنگار که 100% برنده بودن

اگه هورن ها ( چیزی که بهشون فکر نکرده بودن ) و گندالف نبود که هیچی از روهان نمی موند ( اصولا ایستاری برای این اومدن که نقشه های سائورون رو خراب کنن :D )

میناس تریت هم که به خاطر این که آراگورن توی پلان تیر نگاه کرد یکم ترسید زود عمل کرد

یکم دیگه طول میداد دنه تور زحمتشو می کشید

نبرد آخر هم که هیچ شانسی نداشتن تا این که گولوم با حلقه افتاد توی آمون آمارت و...

خوب ، اگه ایستار تونست جلوی نقشش رو بگیره ، از اشتباه سائرون بود !

آیزنگارد نباید به این سرعت وارد جنگ میشد ! وحشت باید ذره ذره روهان رو فرا میگرفت ، و آیزنگارد نباید به اجتماعات کوچکتر روهان اجازه اتحاد میداد !

ایزنگارد به جای این که ابتدا اطراف پایتخت و شاه رو خالی کنه ، مستقیم بهشون یورش برد !

احمقانه ترین کار سائرون این بود که برای ورودی کوه هلاکت که تنها نقطه ضعفش بود هیچ تدبیری نیندیشید ! و خود راه نابودی خود رو هموار کرد .

به نظر من اشتباهي كرد اين بود كه خيلي به خودش مغرور شده بود و خودش كلاً پيروز ماجرا ميديد و اصلاً فكر نميكرد توسط دو هابيت و يك موجود مثل گولوم كه به وسيله حلقه خود او ديوانه شده بود شكست بخوره . شايد بعد سالهايي كه نيرو و قدرتش جمع ميكرد صبر ميكرد و با استراتژي بهتري عمل ميكرد و نژادهاي مثل هابيت و انسانها و مايايي مثل گندالف دسته كم نميگرفت شكست نمي خورد در ضمن تا اونجاي من يادم هست سائورن در زمان جنگ حلقه نيز جسم داشته و چشم سرخ نماد قدرت اون بوده نه جسم او (طبق صحبتهاي گولوم در كتاب كه به فرودو و سام ميگفت كه سائورن ديده كه حتي به انگشت اون قطع شده بود اشاره كرده در اصل ميشه گفت سائورن شمايل يك انسان به خود گرفته بوده و اون ابهتي كه زماني كه حلقه را نداشته به همين دليل معمولاً كنترل نيروها را از درون برج بارادور انجام ميداده در ضمن گندالف هم يكبار كه دول گودور رفته بود سائورن ديده بود و فهميده بود كه دول گودور توسط يكي از نزگول هاكنترل نميشه بلكه خود جناب آناتار پشت اين قضيه هست)

خوب ، اگه ایستار تونست جلوی نقشش رو بگیره ، از اشتباه سائرون بود !

آیزنگارد نباید به این سرعت وارد جنگ میشد ! وحشت باید ذره ذره روهان رو فرا میگرفت ، و آیزنگارد نباید به اجتماعات کوچکتر روهان اجازه اتحاد میداد !

ایزنگارد به جای این که ابتدا اطراف پایتخت و شاه رو خالی کنه ، مستقیم بهشون یورش برد !

سارومان دیگه از سائورون اطاعت نمیکرد

سرخود شده بود

اگه دستش به حلقه می رسید سائورون رو سرنگون میکرد

احمقانه ترین کار سائرون این بود که برای ورودی کوه هلاکت که تنها نقطه ضعفش بود هیچ تدبیری نیندیشید ! و خود راه نابودی خود رو هموار کرد .

قبلا به این نکته اشاره کردم ( یه جایی که یادم نمیاد :دی)

از روی غرور و بلاهت خودشو نابود کرد

زمان جنگ حلقه نيز جسم داشته و چشم سرخ نماد قدرت اون بوده نه جسم او

جسم که نمیشه گفت

چیزی به مثال جسم

جسمش که سالیان پیش از دست رفته

در غرق شدن نومه نور

در ضمن میتراندیر به نکته ی خیلی خوبی اشاره کردی :D

با سلام خدمت همه دوستان عزیز ,ببخشید ما اخرش نفهمیدیم در زمان جنگ حلقه سائورون جسم داشت یا نه,چون من در قسمت های مختلف سایت که می گشتم به مطالب زیادی برخورد کردم .یکی میگه در زمان جنگ حلقه در اواخر دوران سوم سائورون جسمی نداشت یکی میگه سائورون جسم داشت چون گالم دست سیاه چهار انگشتی سائورون رو دیده بود وهمینطور گاندولف هم در دول گالدور سائورون رو دیده بود,بلاخره جسمی داشت یانه.با تشکر.

دوستان عزیز شما سائورون رو چه جور فرمانروایی تصور می کنید منظورم اینه که چه جور تصویری از سائورون درذهنتون دارید .ایا با تصویری که در فیلم یاران حلقه از سائورون وجود داره چه قدر موافقید فکر می کنید این تصویر تا چه حدی به نوشته ها وتوصیفات استاد (تالکین) نزدیکه,یا اینکه شما ها تصویر های دیگه ای هم از سائورون در ذهنتون دارید.لطفا نظراتتون رو بیان کنید.با تشکر.

سائرون اون موقع جسم نداشت فقط روح پلیدش بود که داشت حکومت میکرد.

من همیشه با تصویر داخل فیلم موافق بودم به نظرم خیلی توصیف خوبی از سائرون بود

با سلام خدمت دوستان عزیز ,یه سوالی داشتم فکر میکنم در حدیث حلقه های قدرت وعصر سوم وهمینطور در فصل شورای الروند در کتاب های سیلماریلیون ویاران حلقه چند جا اشاره شده که سائورون انواع موجودات اهریمنی رو در جنگ اخرین اتحاد بیرون فرستاد تا با سپاه اخرین اتحاد مبارزه کنند . خوب حالا ابهام در اینجاست که ایا در سپاه سائورون به جز اورک ها موجودات وهیولا های دیگه ای هم وجود داشته ایا در این جنگ ترول ها واژدهاها واز اون وحشتناک تر بالروگ ها حضور داشتند هیچ جایی به این مسئله اشاره نشده ,ولی ما در فیلم یاران حلقه فقط اورک ها رو در سپاه سائورون میبینیم. لطفا راهنمایی کنید.با تشکر.

در ارتش او انسان های شرقی و پلید، اورک ها، یوروک ها، ترول های مختلف و سوارای سیاه بودن

چیز دیگری یافت نمیشد اون زمان

بالروگ ها هم زمان ملکور موجود بودن

فقط یکیش مونده بود که اونم توی موریا...

حالا از اين بحث هاي بي ابهام و روشن بگذريم.

مي خوام يك بحث مشكل تر رو راه بندازم

سائرون مايايي قدرتمند و خطرناك بود كه در تاريكي آردا زندگي مي كرد تا اين كه توسط ملكور جذب شد. سپس با او به دژ ......... آنگاه سائرون با هوآن روبرو شد اما ....... و سائرون شاه آر- فارازون را عليه والار شوراند تا اين كه ....... سرانجام آخرين و بزرگترين ارتش سائرون مقابل ميناس تي ريث صف آرايي كرد. در آن حال ...... با سقوط چشم ، روح ضعيف و سرگردان سائرون آواره گشته و فرار كرد و ......

اين سرنوشت سائرون در كتاب ها آمده و همه درباره آن مي دانيم. فقط يكي بايد حوصله كنه و همه رو جمع آوري كنه. اما فكر مي كنم موضوعي كه همه در موردش ابهام داريم، گذشته سائرون يعني قبل از گرفتار شدنش توسط ملكور و همينطور آينده اش يعني بعد از سقوط باراد دور، است.

يكي از اين جا شروع كنه.

سائرون مايايي قدرتمند و خطرناك بود كه در تاريكي آردا زندگي مي كرد

نه

به هیچ عنوان

اون در تاریکی آردا زندگی نمیکرد

از مایاهای آئوله بود

بزرگترين ارتش سائرون مقابل ميناس تي ريث صف آرايي كرد

بزرگ ترین ارتشش توی موردور دوباره شکل گرفته بود

در کل بخوایم حساب کنیم بزرگ ترین ارتشش مال دوران دوم بود که حلقه رو ازش گرفتن

چون 7 سال فقط توی محاصره بود

گذشته سائرون يعني قبل از گرفتار شدنش توسط ملكور

گفته شد قبلا

همينطور آينده اش يعني بعد از سقوط باراد دور، است.

شد روحی که خود را در تاریکی میفرساید و توان ساختن جسم و سربرآوردن را ندارد ( متن کتاب )

قبل از اون كه به عنوان يكي از خادمان آئوله بود كه به آردا اومد و تو والينور توسط ملكور خام شد.آينده اش هم اينه كه انقدر قدرت نداره كه بتونه واسه خودش تجسمي بوجود بياره.نميدونم كجاي اين مبهمه؟ :D\

ماياي آئوله!!! :D

پس براي همون به ساخت حلقه ها پرداخت.

اما اين حرفت مدركي داره؟؟

نه مظورم از گذشته اين بود كه چي جوري توسط ملكور خام شد و پس از مدت كوتاهي دست راست او شد.

اما در نبرد روز بازپسين اين روح سرگردان چه نقشي دارد?

حرفای تولکاس یه پا مدرکه !

متن رفرنسش رو که الوه داد ! روح سائرون میره واسه خود فرسایی تا ابد !

وقتی قدرتی نداشته باشه صاحب جسم بشه نمیتونه تو روز بازپسین کاری کنه ! به گمانم اصلا هوشیاریش رو از دست میده و دیگه این چیز ها براش اهمیتش رو از دست میدن .

در مورد اينكه خادم آئوله بوده توي والاكوئنتا صحبت شده!اما اينكه ملكور اون رو چطور فريفته،صحبتي نشده.در واقع فكر كنم نيازي نبوده.وعده هاي ملكور خيلي ميتونه مشخص باشه و البته در عمل هم ديديم وعده هاش رو

چرا فقط سائرون بدبخت به دام ملكور افتاد.

اگر دليلش مهارت ملكور در گول زدن بوده چرا بقيه به دام نيفتادن.

پس سائرون هم از اول خوب خوب نبوده. يه مشكلايي داشته.

بله كه سارون هم مشكلاتي داشته.نميشود كه همينطوري باشه.در بين ايستاري فقط سارومانه كه به دام سارون ميفته و اين هم به خاطر مشكلات شخص خود سارومانه و البته از بين همه اونها هم فقط يكي ميشه گاندالف.در مورد سايرين:البته مايا هاي ديگري هم بودند كه به خدمت ملكور درامدند (من جمله بالروگ ها) كه چون نه اندازه سارون قدرت و نه اندازه اون اهميت داشته اند،در موردشون صحبتي نشده

خوب همون.

مي خوام بدونم چه مشكلايي داشته. چرا اون مشكلات رو پيدا كرد. اون هم ماياست. مليان هم ماياست. گندالف هم ماياست. سارومان هم ماياست.

مي خوام بدونم چه مشكلايي داشته. چرا اون مشكلات رو پيدا كرد. اون هم ماياست. مليان هم ماياست. گندالف هم ماياست. سارومان هم ماياست.

بالروگ ها هم مایا هستن

نمیشه که ذهنشون یک جور باشه

خوب مايا ها رو مگه كي آفريد. چرا اينجوري آفريد. يعني:

نمیشه که ذهنشون یک جور باشه

چرا نشه. مگه همه رو يكي نيافريد؟؟

چرا نشه. مگه همه رو يكي نيافريد؟؟

والار رو هم ارو آفرید

مگه همه یک جور فکر می کردن ؟؟

اگه فکر می کردن پس ملکور چی بود ؟؟

الف هارو هم ارو آفرید

مگه شبیه هم بود نظراتشون ؟؟

انسان هارو هم ارو آفرید

مگه مثل هم بودن ؟؟

انت هارو هم ارو آفرید

مگه مثل هم فکر می کردن ؟؟

و....

نمیشه دیگه

خب اونجوری که نقش منفی ها شکل نمیگرفتن و داستان نوشته نمیشد ( لبخند موزیانه ).

اونها هم موجودات دارای خرد بودن ، بنابر این میتونستن راه خودشون رو خودشون انتخاب کنند ، حتما برای انتخابشون دلیل هم داشتن ! مثلا همین سارومان ، احتمالا فکر میکرده میتونه حلقه رو به دست بیاره و قدرت مطلق بشه ...

اصلا مگه ما رو خدا نیافریده ؟ پس چرا انقدر غرق گناهیم ؟ چون خودمون انتخاب کردیمش ! چون میتونیم انتخواب کنیم !

مثلا همین سارومان ، احتمالا فکر میکرده میتونه حلقه رو به دست بیاره و قدرت مطلق بشه ...

فقط فکر نمیکرد

میشد

چون یکی از مایار بود :D

حرف های گندالف رو تو اورتانگ یادت رفته ؟

مگه به سارومان نگفت که حلقه یک ارباب داره و تنها به اون وفا داره ؟ اگه شانسی برای استفاده از حلقه برای نبرد با سائرون وجود داشت ، گالادریل ازش نمیگذشت .

والار رو هم ارو آفرید

مگه همه یک جور فکر می کردن ؟؟

اگه فکر می کردن پس ملکور چی بود ؟؟

الف هارو هم ارو آفرید

مگه شبیه هم بود نظراتشون ؟؟

انسان هارو هم ارو آفرید

مگه مثل هم بودن ؟؟

انت هارو هم ارو آفرید

مگه مثل هم فکر می کردن ؟؟

و....

نمیشه دیگه

همين نميشه ها چرا نميشه؟

همين نميشه ها چرا نميشه؟

مگه من و شما و الوه و آرون یه جور فکر میکنیم که اونا یه جور فکر کنن؟

خب واضحه دیگه هر کس عقیده و نظر خودش رو داره و قطعا با بقیه فرق داره. همه انسانها یه جورن؟

حرف های گندالف رو تو اورتانگ یادت رفته ؟

مگه به سارومان نگفت که حلقه یک ارباب داره و تنها به اون وفا داره ؟ اگه شانسی برای استفاده از حلقه برای نبرد با سائرون وجود داشت ، گالادریل ازش نمیگذشت .

آره

ولی بگو چرا

چون گفت ما فرمانروا میشیم و ...

اما خردمندان ( نظیر گندالف و گالادریل و الروند و.. ) میتونستن ازش استفاده کنن

همون طور که گندالف جرات نکرد حلقه رو از فرودو بگیره

همون طور که گالادریل موقعی که از حلقه حرف میزد بزرگ شد

میتونستن

اما مقاومت کردند

در هر حال آخرش میشدن سائورون نسخه ی جدید :D

مگه من و شما و الوه و آرون یه جور فکر میکنیم که اونا یه جور فکر کنن؟

خب واضحه دیگه هر کس عقیده و نظر خودش رو داره و قطعا با بقیه فرق داره. همه انسانها یه جورن؟

تور جان اینو دیگه چی میگی ؟؟

به به

می بینم درید در باره Lord Saruon صحبت می کنید

الوه شما می گی اگه از حلقه استفاده می کردند میشدن Sauron نسخه 2 ؟ !!!!

حلقه فقط به شخص Sauron جواب می داده تازه اگر حلقه رو می گرفتند که کار Sauron ساده تر می شد

هر فرد عاقلی می دونه که در جنگ باید به ضرر دشمنش کار کنه نه به سودش

خواسته دارنده حلقه خواسته حلقه است و خواسته حلقه خواسته Saruon

Ring = Dark lord Sauron

منم با Lord of the ring - Sauron موافقم

هیچ کس دیگه نمیتونست از حلقه استفاده کنه. هر کی اونو دستش میکرد میشد بنده سائرون. گالادریل حتی از حلقه خودش هم به ندرت استفاده میکرد تا زیر سلطه سائرون نره.

نه اتفاقا!

گندالف حسابی در مورد این موضوع حرف می زد

اگه یه هابیت یا یه انسان معمولی حلقه رو دستش کنه عاقبتش میشه مثل گولوم یه موجود که به حلقه وتبسته هست هم جذبش میکنه و هم ازش متنفره م به مرور زمان شخصی که ازش استفاده میکنه به تاریکی سقوط میکنه (گندالف وقتی میخواست حلقه رو از بیلبو بگیره بهش گفت)

ولی قدرتمندان مثل خود گندالف یا گالادریل یا آراگورن میتونستند حلقه رو به کار بگیرند از قدرتش استفاده کنند و سائورون رو سرنگون کنن ولی بعد از اون پلیدی حلقه روشون تاثیر می گذاشت و دوباره راه سائورون رو ادامه میدادن(هرچند که سائورون دیگه وجود نداشت) یا همون طوری که دوستان گفتن سائورون نسخه ی دو

به همین دلیل بود که گندالف پیشنهاد داد تا حلقه نابود بشه

حرف شما درست

اما این حرف

نقض کننده قدرت حلقه هست

حلقه همون سائورون هست پس سائورون نابود نمیشه

سائورون مقداری از وجودش خودشو در حلقه قرار داده

پس نمیشه از حلقه برای نابودی سائورون استفاده کرد

دقیقا من هم با Lord of the ring - Sauron موافقم .تو بیشتر جاها مثلا وقتی فرودو میخواد حلقه رو بده به گاندالف، گاندالف قبول نمیکنه میگه منو وسوسه نکن .چون میدونه استفاده ازش یه جورایی غیز ممکنه .این موضو تو شورای سفید هم بیان میشه .

پيپين از جا جست و فرياد زد: "هورا! اين هم دايي زاده ي محترم ما! راه را براي فرودو باز كنيد، فرمانرواي حلقه ها!"

گندالف از سايه ي پشت ايوان گفت: "ساكت! موجودات پليد به اين دره راه پيدا نميكنند؛ ولي با اين حال نبايد اسم آن را برد. فرمانرواي حلقه فرودو نيست، بلكه ارباب برج تاريك موردور است كه...."

ياران حلقه/ص450

حالا شايدم ميخواسته جلوي دهن ولِ پيپين رو بگيره، ولي خب به نظر منم فقط سائورون ارباب حلقه هاست...

ارادتمند...

ت.ت

کاملا درسته

حلقه یک صاحب داره و قدرتش رو با هیج کس تقسیم نمی کنه

Dark Lord Sauron

شکی نیست که حلقه رو سائورون ساخته و مالک اول و آخرش هم خودشه و میتونه که سائورون رو به هدفش برسونه

ولی من گفتم که میتونه دیگرون رو هم به هدف سائورون برسونه

بله .شاید اگه سارامون حلقه رو پیدا میکرد ازش استاده میکرد و موفق هم میشد سائرون نمیزاشت حلقه همینطوری دست اون بمونه و ازش استفاده کنه .

به هدف سائورون میرسوند

اما هیچ وقت نمیشد از حلقه برای نابودی سائورون استفاده کرد

منم با Lord of the ring - Sauron موافقم

هیچ کس دیگه نمیتونست از حلقه استفاده کنه. هر کی اونو دستش میکرد میشد بنده سائرون. گالادریل حتی از حلقه خودش هم به ندرت استفاده میکرد تا زیر سلطه سائرون نره.

من از خودم حرفی نمی زنم

دارم از زبان گندالف میگم

نه اتفاقا!

گندالف حسابی در مورد این موضوع حرف می زد

اگه یه هابیت یا یه انسان معمولی حلقه رو دستش کنه عاقبتش میشه مثل گولوم یه موجود که به حلقه وتبسته هست هم جذبش میکنه و هم ازش متنفره م به مرور زمان شخصی که ازش استفاده میکنه به تاریکی سقوط میکنه (گندالف وقتی میخواست حلقه رو از بیلبو بگیره بهش گفت)

ولی قدرتمندان مثل خود گندالف یا گالادریل یا آراگورن میتونستند حلقه رو به کار بگیرند از قدرتش استفاده کنند و سائورون رو سرنگون کنن ولی بعد از اون پلیدی حلقه روشون تاثیر می گذاشت و دوباره راه سائورون رو ادامه میدادن(هرچند که سائورون دیگه وجود نداشت) یا همون طوری که دوستان گفتن سائورون نسخه ی دو

به همین دلیل بود که گندالف پیشنهاد داد تا حلقه نابود بشه

دقیقا

فقط بگم انسان ها ( من جمله آراگورن ) نمیتونن از حلقه استفاده کنن

بله .شاید اگه سارامون حلقه رو پیدا میکرد ازش استاده میکرد و موفق هم میشد سائرون نمیزاشت حلقه همینطوری دست اون بمونه و ازش استفاده کنه .

یادتون نره که سارومان خردمند نامیده میشد

الکی توی صناعت حلقه ها کندوکاو نکرده که بعدش بیاد حلقه رو بده به سائورون

میدونست که می تونه ازش استفاده کنه

حالا من برم اون قسمت کتاب رو پیدا کنم

من تو کتاب ندیدم

اما اگه پیدا کردی بگو

البته بگما باز این نقض آشکار موجودیت حلقه هست

گاندلف چطوری ازش استفاده می کنه ؟

فقط کافی تا گاندلف حلقه رو دستش کنه تا سائرون به هدفش برسه

تو می خوای بگی گاندلف می خواد با حلقه چه کنه ؟

نکنه حلقه می خواد باعث نابودی خودش بشه

این غیر ممکنه

تو می خوای بگی گاندلف می خواد با حلقه چه کنه ؟

نکنه حلقه می خواد باعث نابودی خودش بشه

این غیر ممکنه

دقیقا و این غیر ممکن نیست

خود گندالف گفت منو وسوسه نکن فرودو

حلقه سعی می کنه با ذهنیتی دیگه تاثیرشو روی من بگذاره

مثل کمک کردن به مردم، سرنگونی سائورون و...

لطف کن صفحه بگو

صبر کن :دی

پیدا کردم

یاران حلقه

صفحه ی 141

ترجمه ی رضا علیزاده

متن: « با نیروی آن ممکن است قدرت من خیلی عظیم و مهیب بشود. و حلقه ممکن است روی من نیروی عظیم تر و مرگبار تری را اعمال بکند » ... « وسوسه ام نکن! نمی خواهم مثل خود فرمانروای تاریکی بشوم. با این حال تاثیر حلقه بر دل من، از راه ترحم است، ترحم بر ضعیفان و میل به قدرت برای خوبی کردن. وسوسه ام نکن! جرات گرفتن آن را ندارم... »

البته توی اون صفحه کامل تر هست و میتونین بخونین

برای همین میگم معادله ی حلقه + یکی از خردمندان = سائورون نسخه ی جدید

تو اول به من بگو حلقه چرا با بقیه حلقه ها فرق داره ؟

یادتون نره که سارومان خردمند نامیده میشد

الکی توی صناعت حلقه ها کندوکاو نکرده که بعدش بیاد حلقه رو بده به سائورون

میدونست که می تونه ازش استفاده کنه

حالا من برم اون قسمت کتاب رو پیدا کنم

منم همینو میگم .ولی خوب سائرون هم نمیزاشت همینطوری حلقه دست اون باشه و ازش استفاده کنه .100% یه اقدامی میکرد .

تو اول به من بگو حلقه چرا با بقیه حلقه ها فرق داره ؟

هوم ؟؟؟

مگه اون نوشته های منو نخوندی ؟؟

کتابو مگه نخوندی ؟؟

دیگه چی میگی ؟؟

در ضمن قسمت اعظم قدرت سائورون توی حلقه بود

منم همینو میگم .ولی خوب سائرون هم نمیزاشت همینطوری حلقه دست اون باشه و ازش استفاده کنه .100% یه اقدامی میکرد .

هرکاری می کرد شکست میخورد :D

کی شکس میخورد ؟سائرون ؟

غیر ممکنه .رو چه حسابی اینو میگی ؟

بالاخره یکی مثل ایزیلدور تو ارک ها پیدا میشه که حلقه رو از دست سارامون در بیاره دیگه :D :D

کی شکس میخورد ؟سائرون ؟

غیر ممکنه .رو چه حسابی اینو میگی ؟

بالاخره یکی مثل ایزیلدور تو ارک ها پیدا میشه که حلقه رو از دست سارامون در بیاره دیگه :D :D

یوروک هی ها جوری تربیت شده بودن که به هیچ عنوان به سارومان خیانت نمی کردن

سرقضیه گروگان ها وقتی به محاصره ی روهیریم ها درمیان ندیدی چطور از طرف سارومان بودند ؟؟

در ضمن سائورون هر کاری کنه در برابر قدرت حلقه شکست می خوره

چرا بحث رو میکشونی با یوروک-های ؟کسی در مورد اونا حرف نزد .من میگم ارک (ارک های موردور)

در ضمن سائورون هر کاری کنه در برابر قدرت حلقه شکست می خوره

کی گفته ؟مگه انسان ها امیدی داشتم که حلقه از دست سائرون بیرون میاد ؟(خود سائرون هم فکرشو نمیکرد)ولی اومد !ممکنه همین اتفاق واسه سارامون بیفته .و یکی دخلشو بیاره .

کی گفته ؟مگه انسان ها امیدی داشتم که حلقه از دست سائرون بیرون میاد ؟(خود سائرون هم فکرشو نمیکرد)ولی اومد !ممکنه همین اتفاق واسه سارامون بیفته .و یکی دخلشو بیاره .

ول کنین این بحثو تا بن نشدیم :دی

همه چیز براساس اگر آنگاه هست که :دی

خلاصه كه...

تمام مايار از جمله گالادريل و گندالف و سارومان ميتونن از حلقه استفاده كنن. درست مثل سائرون.

اما نميتونن ارباب حلقه بشن.

چون قدرت هاي سائرون در حلقه نهفته است و حلقه فقط به ديگر مايار قدرت سائرون رو ميده

و نه تسلط و اراده او را.

جمله گندالف هم اين معني رو ميده.

هوم ؟؟؟

مگه اون نوشته های منو نخوندی ؟؟

کتابو مگه نخوندی ؟؟

دیگه چی میگی ؟؟

در ضمن قسمت اعظم قدرت سائورون توی حلقه بود

:D

خوب بهتره بگی سائورون مقداری از وجود خودش رو در حلقه گذاشت حالا بگو ببینم با سائورون میشه کارای خوب کرد

یا میشه سائورون رو نابود کرد ؟

نابودی سائورون = نابودی حلقه

وقتی گاندلف یا هر کس دیگه ای حلقه رو دستش کنه چنان شیفته اون میشه که دیگه نمی خواد نابودش کنه

خلاصه كه...

تمام مايار از جمله گالادريل و گندالف و سارومان ميتونن از حلقه استفاده كنن. درست مثل سائرون.

اما نميتونن ارباب حلقه بشن.

چون قدرت هاي سائرون در حلقه نهفته است و حلقه فقط به ديگر مايار قدرت سائرون رو ميده

و نه تسلط و اراده او را.

جمله گندالف هم اين معني رو ميده.

قدرت سائورون رو میده اما هیچ وقت برای نابودی اربابش نمیشه ازش استفاده کرد

خلاصه كه...

تمام مايار از جمله گالادريل و گندالف و سارومان ميتونن از حلقه استفاده كنن. درست مثل سائرون.

گالادریل دیگه از کجا مایا شد ؟؟

اون یکی از نولدور بود

یک الف

یکی از خردمندان

نه یک مایا

نابودی سائورون = نابودی حلقه

کاملا اشتباهه

هرکاری کنی سائورون نمیمیره

با این که حلقه از بین رفته بازم روحش موجوده

فقط نمیتونه شکل بگیره

ربطی نداره

من بازم میگم

قدرت سائورون توی اون بود

نه خودش

قدرت سائورون رو میده اما هیچ وقت برای نابودی اربابش نمیشه ازش استفاده کرد

من بازم میگم میشه :دی

منتظر اساتید می مانیم ...

یه جورایی این بحث تموم شد .بهتره یکی یه سوالی در مورد سائرون اینجا بگه و یه بحث جدید شروع بشه .

تو صفحه های قبلی خوندم که سائرون مغرور بود و... و سوالشم مطرح شده بود ولی من بازم به نتیجه نرسیدم .چرا سائرون محافظ برای کوه نابودی نزاشته بود .این نشانه مغروری نیست نشانه احمقیه .نشانه ریسکه بزرگه .

معذرت از Lord of the ring - Sauron به خاطر بی احترامی به سائرون . :D :D

تو صفحه های قبلی خوندم که سائرون مغرور بود و... و سوالشم مطرح شده بود ولی من بازم به نتیجه نرسیدم .چرا سائرون محافظ برای کوه نابودی نزاشته بود .این نشانه مغروری نیست نشانه احمقیه .نشانه ریسکه بزرگه .

نه

مغرور بود

حماقت زیادی به خرج داد که در جایی رو باز کنه که باعث نابودی خودش میشه :D

حماقت !!!!!!!!!!!

سائرون اونقدر خنگ نبود (در حد ترول نبود که :D ) که بخواد حماقت بکنه و تنها نقطه ضعفشو بی محافظ بزاره .به نظر من یه ایراده .میتونس یک ترول با 50 تا سرباز و 50 تا کماندار حرفه ای بزاره .(مثال زدم .کمم هست)

آخه شما ببینید از اول تا آخر ماجرا شانسی بوده دیگه

اگه شالوپ فرودو رو می خورد همه چیز Ok بود دیگه

وقتی شما راه های ورودی به Mordor رو می بندید با اون همه اورک و حتی راه مخفی هم با شالوپ می بندید دیگه 100 % مطمئن می شید که راه نفوذ وجود

نداره - باز می گم شکست سائورون نشان از حماقت نداره

نشان از هوش درو دسته خوبا رو داره :D

در مورد حلقه:تا اونجايي كه گفته شده(والبته بسيار هم ناقصه) حلقه بخش اعظمي از نيروي سارون رو در خودش داره و كسي نميتونه از همه اونا استفاده كنه مگه شخص شخيص خوش!اما در مورد اينكه باهاش ميشد سارون رو شكست داد:بله ميشد.اما نه توسط هر كسي و نه به هر صورتي.به عنوان مثال گالادريل همونطور كه خودش اشاره ميكنه با داشتن اون حلقه ميتونه سارون رو نابود كنه.اما اين مستلزم نابودي خود واقعيشه.در واقع قدرت هاي حلقه،گالادريل رو در بر ميگرفتن .گاندالف هم همينطور . خيلي هاي ديگر.اما هيچ كدام به خاطر اتفاقاتي كه ممكن بود برايشان بيفتد حاضر نبودن اين كارو بكنن.

اين يه نظر شخصيه،اما من بر اين باورم كه اگه حلقه به دست سارومان ميرسيد،اگه ميخواست قطعا باراد دور رو نابود ميكرد(اگه ميخواست)

تنها كسي كه قادر به كنترل كامل حلقه بود،تام بام باديل بود كه اونم قربونش برم،اصلا حلقه به جاييشون نبود

درسته

اما سائورون وقتی نابود میشه که حلقه نابود بشه

تا وقتی حلقه وجود داره سائورون هست

شاید باراد دور سقوط کنه اما سائورون نابود نمیشه

کدوم همه ارک ؟چند تا دونه بیشتر نبودن که .

شالوپ هم کا با یه خنجر داغون شد و کشید عقب .

ما مشکلمون اینه که هیچ کسی دمه کوه نابودی نبود .

موافق .سائرون سقوط نمیکنه با حلقه خودش .(فقط با نابودی حلقه از بین میره .)

اما سائورون وقتی نابود میشه که حلقه نابود بشه

بازم میگم با نابودی حلقه سائورون کاملا از بین نرفت

تا وقتی حلقه وجود داره سائورون هست

شاید باراد دور سقوط کنه اما سائورون نابود نمیشه

شاید چیه

متن کتاب اینو میگه :دی

کدوم همه ارک ؟چند تا دونه بیشتر نبودن که .

شالوپ هم کا با یه خنجر داغون شد و کشید عقب .

همین طور الکی که نیست

نمیشد پوستشو شکافت

گفته شده حتی اگه شمشیری قوی تر و دستی قوی تر مانند برن اونو به کار می برد هم نمی تونست به اون پوستش آسیب بزنه

اون تیغ الفی بود که آسیب زد

حتا اگه یه اورک هم میذاشت اون بالا میتونست مهاجمین خسته رو بکشه !

اصلا چرا گذر گاه رو بازگذاشته بوده ؟ و هر بار که خراب میشده دستور به ساختنش میداده ؟

باورم نمیشه ! یعنی سارومان میتونست جلوی سائرون قد الم کنه ؟

بعدش ، قدرت حلقه مگه فقط واسه یه نفر نمیشه ؟ پس فرضا گالادریل به تنهایی میخواست چه جوری ارتش سائرون رو نابود کنه ؟

چون هیچ الفی به گالادریل تاریک وفا دار نمیموند.

آخه شما ببینید از اول تا آخر ماجرا شانسی بوده دیگه

اگه شالوپ فرودو رو می خورد همه چیز Ok بود دیگه

وقتی شما راه های ورودی به Mordor رو می بندید با اون همه اورک و حتی راه مخفی هم با شالوپ می بندید دیگه 100 % مطمئن می شید که راه نفوذ وجود

نداره - باز می گم شکست سائورون نشان از حماقت نداره

نشان از هوش درو دسته خوبا رو داره

نه شکست سائرون به خاطر این بود که سائرون نمیتونست درک کنه که یکی حلقه رو پیدا کنه و نخواد ازش استفاده کنه. سائرون نیرویی در حلقه گذاشته بود که همه رو وسوسه میکرد ازش استفاده کنن و فکر میکرد هرکس اونو پیدا کنه ازش استفاده میکنه حالا اینکه برای نابودی سائرون باشه یا نه بستگی به شخصش داره. اما دلیل شکست سائرون این بود که به خاطر پلیدی که وجودش رو در بر گرفته بود نمیتونست درک کنه که کسی به قدرت حلقه پشت کنه و بخواد اونو نابود کنه. و البته هوش بالای گندالف و اراده فرودو هم نقش انکار ناپذیری داشتن اما اگه این ضعف سائرون نبود باز هم کاری از پیش نمیرفت.

نه .یه چورایی حرفت درسته یه جورایی هم غلط .

سائرون میدونسته که حلقه دست انسان هاست و میدونسته که اونها دو تا کار رو میکنن .یا ازش استفاده میکنن یا نابودش میکنن .اگر ازش استفاده میشد که سائرون خبر دار میشد اگرم قرار بود نابود بشه که سائرون باید برای کوه محافظ میزاشت .(میتونس در کوه نابودی رو گل بگیره :D :D )

یا یه چیزی دیگه .چه طوری سائرون نفهمید که حیله ای در کاره که داره بهش حمله میشه .اینو به بچه دو ساله هم بگی میفهمه .یک ارتش حدود 500 تا 800 نفر میخواد به یه قلمرو که حدود 10000+ نیرو داره حمله کنه .سائرون میتونست با 2000 ارک اونارو شکست بده و بقیه رو بزاره تو موردور بمونن .

(هنوز این قسمت به نظر من یک ایراده)

شما هم اگه سائورون بودی همین کار رو می کردی

حالا که فیلم رو دیدی می دونی حلقه رو می خواستن نابود کنن

در غیر این صورت هیچ کس متوجه نمیشد

شما خودتو بزار جای سائرون !چی کار میکردی ؟

معلومه وقتی چیزی دسته دشمنت داری و فقط خودتم میتونی ازش استفاده کنی دشمنت اونو نابود میکنه .این که فیلم رو دیدی، میدونی یه کم غیر معقوله :D

سائرون میدونسته که حلقه دست انسان هاست و میدونسته که اونها دو تا کار رو میکنن .یا ازش استفاده میکنن یا نابودش میکنن .اگر ازش استفاده میشد که سائرون خبر دار میشد اگرم قرار بود نابود بشه که سائرون باید برای کوه محافظ میزاشت .(میتونس در کوه نابودی رو گل بگیره :D :D )

نه

توی کتاب هم گفته شده

نابود کردن حلقه توسط اونا حتی به تاریک ترین افکارشم نمی رسید

یا یه چیزی دیگه .چه طوری سائرون نفهمید که حیله ای در کاره که داره بهش حمله میشه .اینو به بچه دو ساله هم بگی میفهمه .یک ارتش حدود 500 تا 800 نفر میخواد به یه قلمرو که حدود 10000+ نیرو داره حمله کنه .سائرون میتونست با 2000 ارک اونارو شکست بده و بقیه رو بزاره تو موردور بمونن .

مغرور بودن زیاد

کتابو بخون

مغرور بودن زیاد

کتابو بخون

شما که بازم میگی کتاب .ما بحثمون اینه که یه مشکله .تالکین میتونست حلقه رو جور های دیگه ای هم نابود کنه .(منظورم جاهای دیگه ای نیست، جورهایی دیگه)

(چون مغرور بود برای کوه هم محافظ نزاشت !اصلا با عقل جور در نمیاد) :D

(چون مغرور بود برای کوه هم محافظ نزاشت !اصلا با عقل جور در نمیاد)

بازم میگم سائرون فکرش رو هم نمیکرد که کسی حلقه رو پیدا کنه و نخواد ازش استفاه کنه. از نظر سائرون محال بود که کسی به قدرت حلقه پشت کنه و بخواد نابودش کنه. همین درک نکردن افکار دشمن باعث نابودی سائرون شد.

خود جنابعالی اگه فکر کنی یه پشه محاله تورو بکشه شبها توی پشه بند نمیخوابی و از نظر خودت کاملا با عقل خور در میاد اما از نظر پشه داری حماقت میکنی. (مثال بهتر از این پیدا نکردم! :D )

بازم میگم سائرون فکرش رو هم نمیکرد که کسی حلقه رو پیدا کنه و نخواد ازش استفاه کنه. از نظر سائرون محال بود که کسی به قدرت حلقه پشت کنه و بخواد نابودش کنه. همین درک نکردن افکار دشمن باعث نابودی سائرون شد.

این بازم با عقل جور در میاد .این که مغرور بود یه کم نامعقوله .

60% راضی شدم . :D :D

ولی به نظر من تا یکی اشتباه نکنه اون یکی پیروز نمیشه. اینم اشتباه سائرون بود که موجب شکستش شد. و من این رو به عنوان اشکال تو داستان تالکین نمی بینم.

پس از این که سائرون زره میتریل فرودو رو پیدا کرد. باید یکم به قضیه مشکوک میشد و چند تا نگهبان میذاشت.

در ضمن سائرون میدونست طرف هافلینگه و انسان نیست. و تاثیر حلقه هم روی انسان ها شدید بود. پس باید این فکر که حلقه استفاده بشه رو از سرش بیرون میکرد.

در ضمن بیچاره سائرون روی وسوسه ی حلقه حساب باز کرده بود . اگه گولوم نبود که همه چی به هم میخورد.

چيچيش نا معقوله پيروز جان؟ به سادگي با عقل جور در مياد.

اين كه به هيچ كجاي مغزش هم خطور نمي كرد كه يه هابيت با حلقش داره به كوه نزديك ميشه.

البته از رو غرور خطور نكرد.

در ضمن خبر اون زره به سائرون نرسيد. وگرنه حتما شك مي كرد.

سائورون هیج وقت از خطر غافل نمیشد و الا دواره Mordor رو باز می کرد اورک ها برن پیک نیک

من هزار بار می گم - این مسئله هیچ ربطی به Dark Lord نداره - هوش سرشار انسان ها - الف ها و هابیت ها رو نشون میده

البته از این نگذریم که اگه گالوم به دست بیلبو کشته میشد دیگه از نابودی حلقه خبری نبود

ولی به نظر من تا یکی اشتباه نکنه اون یکی پیروز نمیشه. اینم اشتباه سائرون بود که موجب شکستش شد. و من این رو به عنوان اشکال تو داستان تالکین نمی بینم.

اصلا خودش خواسته و گفته که نیروهای شیطانی از این حماقت ها ( اشتباهات ) می کنن :دی

پس از این که سائرون زره میتریل فرودو رو پیدا کرد. باید یکم به قضیه مشکوک میشد و چند تا نگهبان میذاشت.

اول که گورباگ و شاگرات گند زدن به قضیه و خبر درست منتشر نشد

دوم سائورون فکر کرد اون جاسوسه برای تحرکات ارتشش

در ضمن سائرون میدونست طرف هافلینگه و انسان نیست. و تاثیر حلقه هم روی انسان ها شدید بود. پس باید این فکر که حلقه استفاده بشه رو از سرش بیرون میکرد.

ایزیلدور با اون همه عزمتش نتونست

برای همین این فکرو می کرد

البته از این نگذریم که اگه گالوم به دست بیلبو کشته میشد دیگه از نابودی حلقه خبری نبود

دقیقا

به قول گندالف تو نمیتونی بگی کی بمیره یا نه

در ضمن سائرون میدونست طرف هافلینگه و انسان نیست. و تاثیر حلقه هم روی انسان ها شدید بود. پس باید این فکر که حلقه استفاده بشه رو از سرش بیرون میکرد.

نمیدونست که هابیتها وسوسه نمیشن. اینو فقط گندالف میدونست که یه عمری با هابیتها سر کرده بود و تازه خودش میگفت بعد 100 سال بازم هابیتها چیزهایی از خودشون نشون میدن که برات تازگی داره. در کل فکر نمیکنم که سائرون اصلا به هابیتها اهمیت میداد و فکر نمیکرد که با اون قدرت کمشون بتونن اونو سرنگون کنن.

نمیدونست که هابیتها وسوسه نمیشن. اینو فقط گندالف میدونست که یه عمری با هابیتها سر کرده بود و تازه خودش میگفت بعد 100 سال بازم هابیتها چیزهایی از خودشون نشون میدن که برات تازگی داره. در کل فکر نمیکنم که سائرون اصلا به هابیتها اهمیت میداد و فکر نمیکرد که با اون قدرت کمشون بتونن اونو سرنگون کنن.

دقیقا

اصلا اونا رو به حساب هم نمی آورد ( متن کتاب )

برای همین بار قبل سالم در رفتن

قبول .100 % معقول .فکر کنم با این پست ها همه به نتیجه رسیدن .اگه آره یه سوال جدید بزارید که بحث جدید شروع بشه اگرم نه که به بحث های قبلی ادامه میدیم . :D :D

التپه{!} هابيت ها وسوسه كه ميشن... نمونه ش همين برادر گالم خودمون، با يه نگاه چنان وسوسه شد زد رفيقشو نفله كرد... ولي به نظرم چه حلقه دستشون باشه چه نباشه خطر چنداني نداشتن! همين برادر كذا از حلقه فقط براي دزدي و ماهي گيري استفاده ميكرد، يني آرزوهاشون خيلي محدود بود و هيچ وقت به ذهنشونم خطور نميكرد كه قدرتمند بشن و اينا... به نظرم همين مطلبم بود كه تونست به فرودو كمك كنه، از حلقه فقط بخاطر خاصيت غيب شوندگيش استفاده كرد در چند مورد... حالا اگه من و شما بوديم همون اول دستمون ميكرديم و علم طغيان را بر ميافراشيتم! {اوه شت!}

همينجوري اومدم بگم زيادم هابيتارو با تقوي حساب نكنيد!:دي!

ارادتمند...

ت.ت

ني آرزوهاشون خيلي محدود بود و هيچ وقت به ذهنشونم خطور نميكرد كه قدرتمند بشن و اينا...

مخالفم :D

آرزو و تفکرات سم یادتون رفته ؟؟

فرمانده ای با شمشیر فروزان در مشت که ارتش ها میومدن و باراد-دور رو بر می انداختن

کل موردور رو می کرد گلستان و ... :D

همينجوري اومدم بگم زيادم هابيتارو با تقوي حساب نكنيد!:دي!

پس چی :دی

اما سم جداست

اگه به خاطر ایمانش به اربابش نبود الان داستان تموم شده بود ~x(

التپه{!} هابيت ها وسوسه كه ميشن... نمونه ش همين برادر گالم خودمون، با يه نگاه چنان وسوسه شد زد رفيقشو نفله كرد... ولي به نظرم چه حلقه دستشون باشه چه نباشه خطر چنداني نداشتن! همين برادر كذا از حلقه فقط براي دزدي و ماهي گيري استفاده ميكرد، يني آرزوهاشون خيلي محدود بود و هيچ وقت به ذهنشونم خطور نميكرد كه قدرتمند بشن و اينا... به نظرم همين مطلبم بود كه تونست به فرودو كمك كنه، از حلقه فقط بخاطر خاصيت غيب شوندگيش استفاده كرد در چند مورد... حالا اگه من و شما بوديم همون اول دستمون ميكرديم و علم طغيان را بر ميافراشيتم! {اوه شت!}

همينجوري اومدم بگم زيادم هابيتارو با تقوي حساب نكنيد!:دي!

ارادتمند...

ت.ت

به نکته خیلی خوبی اشاره کردی. بیلبو هم یه عمر حلقه رو داشت اما اصلا ازش استفاده نمیکرد.

الوه جان سم هم یه چیزی گفت شما جدی نگیر. همون سم موقعی که شلوب فرودو رو نیش زد حلقه رو برداشت و فقط ازش برای نامرئی شدن استفاده کرد.

به نکته خیلی خوبی اشاره کردی. بیلبو هم یه عمر حلقه رو داشت اما اصلا ازش استفاده نمیکرد.

بیل بو زیادی خاص بود

تنها کسی بود که از حلقه چشم پوشید

الوه جان سم هم یه چیزی گفت شما جدی نگیر
:D

تنها کس ؟

نه - خیلی ها از حلقه چشم پوشی کردن- مطمئن باش که اگه گاندلف نبود اونم حلقه رو نمی داد

با سلام خدمت همه دوستان ,تو این چند روزی که من نبودم این مبحث حسابی بازارش گرم شده ,تصور کنید اگر سارومان حلقه رو به دست اورده بود چه اتفاقی می افتاد ایا سائورون می تونست در برابر سارومان مقاومت کنه بلاخره هر چی باشه سائورون سازنده حلقه یگانه بود. یا اگر گاندولف ویا گالادریل حلقه رو بر می داشتند می تونستند با قدرت سائورون ستیز کنند,وهمینطور اگر گاندولف و یا گالادریل حلقه رو بر می داشتند تبدیل به فرمانروای تاریکی مخوف تر و خطر ناک تری از سائورون می شدند؟ دوست دارم تک تک دوستان نظراتشون اینجا بیان بشه. با تشکر.

تنها کس ؟

نه - خیلی ها از حلقه چشم پوشی کردن- مطمئن باش که اگه گاندلف نبود اونم حلقه رو نمی داد

تا جایی که در تاریخ موحوده

بله تنها کس

کس دیگری هم نبود

دارندنگان حلقه:

سائورون:از دستش در آوردن

ایزیلدور: حتی نصیحت خردمندان رو هم گوش نکرد و نگهش داشت

گلوم: از دستش حلقه فرار کرد

فرودو: نتونست

دیدین که سر آمون آمارت نظرش برگشت

( سم به این علت که حلقه رو مدت خیلی خیلی کمی داشت نمیشه به حساب آورد - همین طور که دقیقا مشخص نیست به عنوان دارنده ی حلقه رفته باشه اون ور آب )

در هر حال با گندالف یا بدون اون

اگه خودش نمیخواست گندالف نمیتونست اونو بدون آسیب زیاد از اون بگیره ( طبق گفته ی خود گندالف )

تصور کنید اگر سارومان حلقه رو به دست اورده بود چه اتفاقی می افتاد ایا سائورون می تونست در برابر سارومان مقاومت کنه بلاخره هر چی باشه سائورون سازنده حلقه یگانه بود.

اون وقت سائورون فرو می افتاد

بدون شک

قدرت حلقه چیزی فراتر از قدرت باقی مونده ی سائورون بود

اگر گاندولف ویا گالادریل حلقه رو بر می داشتند می تونستند با قدرت سائورون ستیز کنند,وهمینطور اگر گاندولف و یا گالادریل حلقه رو بر می داشتند تبدیل به فرمانروای تاریکی مخوف تر و خطر ناک تری از سائورون می شدند؟

چندین بار گفتم و توی کتابم نوشته شده

بله

فرمانروایی خطرناک

چون قدرت خودشون + قدرت هایی که سائورون توی حلقه گذاشته خیلی بیشتر میشه

اما بازم فکر کنم توی پلیدی از سائورون باستانی یکم کم بیارن :D

ولی من میگم هیچ تضمینی برای اینکه بتونن سائرون رو نابود کنن وجود نداره ! و حرف هاشون هم منشا میگیره از وسوسه حلقه!

خود سائرون با این که حلقه رو داشته یه روزی ، شکست خورده ! و حلقه رو ازش گرفتن ! چه برسه به یه پیری که حلقه واسه خودشم نبوده !

من میگم حلقه قدرت مندشون میکرده ولی تا حدی که شکست ناپذیر نشن .

ولی من میگم هیچ تضمینی برای اینکه بتونن سائرون رو نابود کنن وجود نداره ! و حرف هاشون هم منشا میگیره از وسوسه حلقه!

خود سائرون با این که حلقه رو داشته یه روزی ، شکست خورده ! و حلقه رو ازش گرفتن ! چه برسه به یه پیری که حلقه واسه خودشم نبوده !

من میگم حلقه قدرت مندشون میکرده ولی تا حدی که شکست ناپذیر نشن .

خب ما نمیتونیم همه چیزو مطمئن باشیم

اما اینو بدونین

خود حلقه شکست ناپذیره ( به جز کوه نابودی )

از شانس بد بود که تلخار نارسیل رو ساخت :D

وگرنه هیچ چیزی جلودارش نبود

در ضمن یک چیزی در مورد سائورون متجسم بودن سائورون یا نبودنش

یکجا بحث کرده بودیم یادم نبود کجا :دی

توی تاپیک های قدیمی

اینو کشف کردم

سلام به همه.در مورد اینکه چشم سارون چگونه بوجود اومد اول باید ببینیم اصلا این چشم چیه و بعدش بفهمیم چگونه ساخته شده(که بنظر من اصلا چشم وجودی فیزیکی نداشته که دلایلم رو در ادمه میگم):

در مورد سارون کاملا میشه مطمئن بود که بدن فیزیکی داشته و کاملا جسمانی بوده.توی ارباب حلقه ها جلد 2 فصل 3 از زبان گالوم نوشته شده که : ...دست سیاهش فقط چهار انگشت دارد اما همین هم کافی است...این جمله گالوم دلیل نسبتا خوبی برای وجود دست سارون بشمار میره . خود تالکین هم چندین جا در نامه هاش شکل فیزیکی سارون رو شرح داده و بیان کرده . مثلا در نامه شماره 200 اینطور نوشته که :...این شکل واقعی بود ، یک جسم واقعی و فیزیکی در دنیای واقعی ، نه تصوری خیالی از شمایل که ذهن به ذهن منتقل شود.آن از بین بردنی و فنا پذیر بود مانند کالبد فیزیکی باقی موجودات زنده...بعد از نبرد با گیل گالاد و الندیل ، سارون زمانی بیشتری را صرف کرد تا خودش را بازسازی کند ، بسیار طولانی تر از آنچه بعد از سقوط نومه نور لازم بود( من گمان می کنم به این دلیل که هر بازسازی و جمع کردن نیرو ، مقدار زیادی از انرژی اصلی و ذاتی هر روح(مایا) را مصرف کرده و از بین می برد)....

متن بالا نشون میده که هیکل سارون چیزی بیشتر از یک خیال یا شبح بوده .تالکین جایی دیگه در نامه 246 میگه که :

در داستان اجازه داده شده که اوراح قدرتمند دارای جسمی فیزیکی و فناپذیر باشند ، اما قدرت آنها در این شکل هم فراتر از موجودات واقعی شبیه آنها بوده. فرمی که سارون به خود گرفته بود قد و قامتی بزرگتر از یک انسان عادی داشت اما نه غول پیکر و عضیم الجثه...

که اینهم دلالت بر جسمانی بودن سارون میکنه و از این دست مثالها توی نامه ها و کتابها زیاده. پس بنظر من سارون در زمان جنگ حلقه در پایان دوران سوم شکلی شبیه یک آدم داشته و یک چشم نبوده پس اون چشم حتما خود سارون نبوده. اما اون چشم چی بوده؟ چشم قبل از سارون در مورد کس دیگه ای هم بکار رفته بود...در مورد ملکور! در تاریخ سرزمین میانه بخش حلقه ملکور اومده که :

ملکور اورکها رو در حیطه اسارت شیطانی خودش نگه داشته بود و اونها بخاطر فساد و ضعف شدیدشون توانایی هرگونه مقاومت در برابر خواست اون رو از دست داده بودند همچنین اراده ای بزرگ بر وجود انها قبل از سقوط آنگ بند تسلط داشت. اگر او اراده اش را متوجه انها می کرد ، آنها خیرگی چشم اورا با تمام وجود حس می کردند...

این کاملا مسلمه که ملکور ظاهری شبیه یک انسان بسیار قدرتمند اما کاملا فیزیکی در دوران اول داشته ، پس چشم بطور کاملا واضح و آشکار و قطعی به اراده ملکور اشاره داره. پس میشه نتیجه گرفت و مطمئن بود که چشم سارون در دوران سوم هم چیزی جز نفوذ اراده قدرتمند و بازتاب افکار خبیثش در ذهن خادمانش و بقیه نبوده .بنظر من با اینکه جاهای زیادی از کتابهای لوتر از چشم یا چشم بدن پلک یا چشم سرخ نامبرده شده ، همه اونها اشاره به همون اراده می کنند و این تصور از چشمی به اونشکل بر بالای برج سیاه باردور ، راه حل پیتر جکسون برای نشون دادن این اراده در قالب فیلم سینمایی بوده که چاره ای جز این هم نیست و این چشم وجودی واقعی نداشته و همچنین ساختنی هم نبوده تا نظر باقی دوستان چی باشه.

راستی با اینکه به بحث مربوط نیست اما فکر کردم جالبه دوستان این عکس رو ببینن :

http://www.nasa.gov/images/content/1187 ... 3_ys_4.jpg

این عکس مربوط به یک مجموعه سحابی در فاصله 6500 سال نوری تا منظومه شمسی هست به سحابی NGC 6751 موسومه و توسط تلسکوپ هابل گرفته شده .

موفق باشید.

viewtopic.php?f=7&t=578

عجب اطلاعاتي!! :D

اي كاش همه اين جوري جواب بدن.

واقعا متشكرم از اطلاعات كامل نويسنده.(و البته ناقل قول :D )

بله

همونطور که دوستان اشاره کرده سائورون جسم فیزیکی داشته و چشم فقط نمادی از حضورش بوده

وقتی آراگورن همراه با گندالف و لگولاس و گیملی در آخرین نبرد میرن جلوی دروازه سیاه،آراگورن در واقع از سائورون میخوادش که از برجش بیاد بیرون و باهاش مبارزه بکنه

توی نسخه اولیه فیلم جکسن هم سائورون از باراد-دور میاد بیرون و با آراگورن مبارزه میکنه ولی بعد صحنه ها رو تغییر دادن و Mouth of Sauron جایگزین شد در نبرد آخر فیلم

ببینم دوستان ما با این تناقض عقاید چی کار کنیم ؟مهدی میگه جسم سائورون در قضیه زیر اب رفتن نومه نور نابود شد واستنادش هم به ضمایمی که در اخر باز گشت پادشاه در این مورد نوشته شده.از یک طرف شاه اله سار مدیریت محترم سایت هم اشاره می کنند که سائورون در دوران سوم جسم فیزیکی داشته .ما بین این دو نظریه بلاخره کدوم رو باید قبول کنیم.با تشکر.

کی گفت سائرون جسمشو تو قضیه نومه نور از دست داد؟! برداشت اشتباه از حرف من نکن. سائرون بعد از قضیه نومه نور جسم زیباش رو از دست داد یعنی دیگه نمیتونست با ظاهر زیبا خودشو به انسانها نشون بده و اونا رو فریب بده. بعد از از دست دادن حلقه خیلی صدمه خورد و جسمش رو رها و فرار کرد و مانند سایه وارد سیاه بیشه شد بعدش که قدرتشو دوباره بدست آورد دوباره به کالبد مرئی مجسم شد.

اخه مهدی ببین در جنگ اخرین اتحاد سائورون کالبد مرئی داشت .اما در دوران سوم وجنگ حلقه شما گفتین که فقط روح شیطانیش بود که حکومت می کرد وضمنا چرا توی فیلم در دوران سوم سائورون به شکل جسمانی دیده نمیشه؟با تشکر.

خب توی فیلم جکسن تمرکزشو گذاشته بود روی چشم

ولی فکر کنم شما اگه یه بار دیگه اون قسمتی که آراگورن به پلانتیر نگاه میکنه رو ببینی جسم سائورون توی پلانتیر نشون داده میشه توی مبارزه ذهنی بین آراگورن و سائورون

البته توی کتاب هم به طور کاملا واضح و آشکار از حضور جسم سائورون حرفی زده نشده به جز چندتا نقل قول کوتاه ولی در جسم داشتن سائورون شکی نیست باتوجه به حرفای خود تالکین

بعد از قضیه نومه نور سائرون خودش رو بازسازی میکنه و جسم مرئی پبدا میکنه پس اینکه در نبرد آخرین اتحاد جسم داره هیچ مشکلی نداره. از اینجا به بعدش رو مطمئن نیستم نظر من با توجه به چیزایی که یادم میاد اینه. سائرون وقتی حلقه رو از دست میده خیلی ضعیف میشه و میبینه که نمیتونه کاری از پیش ببره و جسمش رو رها میکنه و در میره بعد توی دول گولدور یواش یواش قدرتش رو جمع میکنه و برای خودش جسم فیزیکی درست میکنه و دوباره بر میگرده.همونطور که گلورفیندل گفت آراگورن جسم سائرون رو توی پلانتیر میبینه.

توی نسخه اولیه فیلم جکسن هم سائورون از باراد-دور میاد بیرون و با آراگورن مبارزه میکنه ولی بعد صحنه ها رو تغییر دادن و Mouth of Sauron جایگزین شد در نبرد آخر فیلم

نخیر

سائورون با یک ترول عوض شد

سائورون با یک ترول عوض شد

شما رو چه حسابی بحث ترول رو کشیدید وسط ؟

اگه یه ارک حرفه ای میومد میگفتید سائرون رو با ارک عوض کردن ؟!

به نظر من ترول هم جزو نیروها بوده .و باید برای جنگ بیرون میومده .

پیروز ، سوتفاهم برات پیش اومده ! گویا !!! :D

اون کلیپی رو که تورین تورامبار گذاشته دانلود کن و ببین ، متوجه قضیه میشی !

واقعا جای اون تروله ، آراگون با سائرون جنگیده ، بعد جکسون تصمیمش عوض شده و با کامپیوتر یه ترول رو انداخته رو سائرون ، در اصل حرکات اون ترولی که ما تو فیلم میبینیم توسط سائرون انجام شده !

ببینم مهدی دوست عزیز من یه چیزی سر در نمیارم توی چند پست قبلی الوه دوست خوبمون یه نقل قول از استاد اله سار اورده بود که محتواش این رو می رسوند که سائورون توی اواخر دوران سوم در زمان جنگ حلقه جسم فیزیکی داشته.ولی چرا ما توی کتاب وهمینطور توی فیلم سه گانه اصلا نمی تونیم یه مطلب وصحنه ای پیدا کنیم که سائورون خودش در صحنه جنگ حضور داشته باشه مثل دوران جنگ اخرین اتحاد که سائورون شخصا با الندیل نومه نوری و گیل گالاد مبارزه کرد واونها رو کشت .پس چه جوری می تونیم بگیم جسم فیزیکی داشت .یه جواب کامل برای این سوال بنویسید.

الندیل به این سخن الروند در شورا توجه کن :D( اما خود سائرون سقوط کرد و ایزیلدور با شمشیر شکسته پدرش ، انگشت او را برید و حلقه را برای خود برداشت )).

این نشون میداده که به طور حتم سائرون صاحب جسم فیزیکی بوده ، در غیر این صورت چه طور ممکن بود حلقه به دست کنه و الندیل با شمشیر شکسته اونو از دستش در بیاره ..... این تا اینجا ...

همونجوری که اله سار گفته ، گلوم تو کتاب دو برج اشاره به دست چهار انگشتی مخوفی میکنه که تو دوران اسارت در موردور دیده ، دستی که شکنجش میکرده تا جای حلقه رو بفهمه ، صاحب این دست مخوف ، صاحب حلقه قدرته و از اونجا که گلوم تو دوران آخرین اتحاد نبوده و دوران اسارتش تو موردو در دوران سومه ، میشه نتیجه گرفت که سائرون در اواخر دوران سوم جسم فیزیکی داشته .

ببینم مهدی دوست عزیز من یه چیزی سر در نمیارم توی چند پست قبلی الوه دوست خوبمون یه نقل قول از استاد اله سار اورده بود که محتواش این رو می رسوند که سائورون توی اواخر دوران سوم در زمان جنگ حلقه جسم فیزیکی داشته.ولی چرا ما توی کتاب وهمینطور توی فیلم سه گانه اصلا نمی تونیم یه مطلب وصحنه ای پیدا کنیم که سائورون خودش در صحنه جنگ حضور داشته باشه مثل دوران جنگ اخرین اتحاد که سائورون شخصا با الندیل نومه نوری و گیل گالاد مبارزه کرد واونها رو کشت .پس چه جوری می تونیم بگیم جسم فیزیکی داشت .یه جواب کامل برای این سوال بنویسید.

چون هنوز می ترسیده

جسمش هنوز اون قدر قدرتمند نبوده که تاب تحمل همه چیزو بیاره ( حتی وقتی حلقه رو داشت نتونست در برابر نارسیل مقاومت کنه )

سائورون هم جسم فیزیکی داشته

و چرا توی لوتر نیومده باید از جناب تالکین پرسید :دی

توی فیلم هم که نمیشه آوردش

همون جوریش کلی با کتاب مغایرت داشت

سائورون رو میاوردن نمیشد :D

در مورد جسم داشتن سائرون که شکی نیست خود تالکین تو کتاب به نقل از گالوم گفته و همچنین توی نامه هاش هم تاکید کرده. اینکه سائرون خودش تو جنگها نبوده به خاطر ترسش بود و حضورش در جنگ آخرین اتحاد هم به خاطر این بود که بعد از چند سال محاصره عرصه براش تنگ شد و مجبور شد بیاد محاصره رو بشکونه. ملکور هم در تمام دوران حکومتش فقط یه بار برای جنگ به بیرون اومد اونم برا نبرد تن به تن با فینگولفین بود که نمیتونست از زیرش در بره. وقتی چندین هزار اورک و 9تا نزگول داری برای چی بیای و خودتو به خطر بندازی؟

مگه سائرون بعد از از دست دادن حلقه توسط ايزيلدور باز هم ميتونست در غالب جسم قبليش قرار بگيره؟

پس چرا جكسون نشون داد كه بعد از بريده شدن انگشت سائرون و جدا شدن حلقه از دستش جسمش متلاشي ميشه؟

به نظر من قدرتاش كه وابسته به حلقه بوده از دست ميره ديگه...

مگه سائرون بعد از از دست دادن حلقه توسط ايزيلدور باز هم ميتونست در غالب جسم قبليش قرار بگيره؟

جسم قبلیش نه

اما یک جسم چرا می تونست

پس چرا جكسون نشون داد كه بعد از بريده شدن انگشت سائرون و جدا شدن حلقه از دستش جسمش متلاشي ميشه؟

متلاشی شد

اما دوباره ساختش

به نظر من قدرتاش كه وابسته به حلقه بوده از دست ميره ديگه...

حلقه هنوز سالم بود

پس یعنی هنوز باقی می مونه

اما من یک نظر دارم که خیلی قبل پیشش یک جایی خوندم و درست یادم نمیاد و مطمئن نیستم درست باشه

اون حلقه ی دورف ها رو برای افزایش قدرت خودش به کار برد

بعيد نيست. بايد نظر بقيه رو هم ديد.

مگه سائرون بعد از از دست دادن حلقه توسط ايزيلدور باز هم ميتونست در غالب جسم قبليش قرار بگيره؟

دوباره اومدیم سر اول خط . :D

پیروز ، سوتفاهم برات پیش اومده ! گویا !!!

اون کلیپی رو که تورین تورامبار گذاشته دانلود کن و ببین ، متوجه قضیه میشی !

واقعا جای اون تروله ، آراگون با سائرون جنگیده ، بعد جکسون تصمیمش عوض شده و با کامپیوتر یه ترول رو انداخته رو سائرون ، در اصل حرکات اون ترولی که ما تو فیلم میبینیم توسط سائرون انجام شده !

قرار بود بیاد ولی تو فیلم نیومد .و به نظر من اون ترول فقط یک ترول جزو نیروهای موردور بوده که با آراگورن میجنگه . :D

جسم داشتن سائورن كه شكي توش نيست چون به جز اشاره گولوم ،جناب گاندالف هم زماني كه مخفيانه وارد دول گودور ميشه اون ميبينه و ميفهمه كه دول گودور توسط خود سائورن فرماندهي ميشه(تا قبل از اين فكر ميكردن يكي از نزگول ها اونجا فرمانروايي ميكنه ) تازه گاندالف اونو زماني ميبنه كه باباي تورين سپر بلوط (اسم باباش يادم رفته) هم اسير كردند و سائورن حلقه اونو گرفته ، كه ميشه نتيجه گيري كرد اون براي افزايش قدرت از حلقه دورفها استفاده كرده. در مورد اون قسمتي هم كه تو فيلم جاي سائورن با اون ترول عوض شد فكر كنم بابت اين بود كه پيتر مي خواسته به كتاب بيشتر وفادار باشه به همين دليل ترول جايگزين كرد(اين صحنه جنگ آراگورن و سائورن فكر كنم توي پشت صحنه هاي فيلم نشون ميده )

با سلام خدمت دوستان عزیز ,تکه هایی از نسخه اکستند ادیشن فیلم بازگشت پادشاه رو توی سایت یوتیوب دو هفته پیش دیدم .واقعا صحنه های جالب وهیجان انگیزی توی این نسخه وجود داره.اما با دیدن اون سکانسی که اراگورن به پلانتیر اورتانک نگاه می کنه یه سوال جدید برای من ایجاد شده.خوب توی اون سکانس ما میبینیم که اراگورن پلانتیر رو بر میداره وبهش نگاه می کنه ودر عرض چند لحظه در داخل پلانتیر تصاویری مثل اتش سراسر اون جسم رو میپوشونه ودر اون حال ارگورن با شمشیرش اندوریل ضربه ای به پلانتیر می زنه وفکر می کنم میگه که این شمشیر جدم الندیله که دوباره ساخته شده,ودر این لحظه چشم بزرگ ظاهر میشه وتصاویر مانند سیاهچالی عمق پیدا میکنه و ما یک لحظه سائورون رو با انگشتان بریده دستش می بینیم که فریاد میکشه. پس سائورون در موردور با جسم فیزیکیش حضور داشته وداخل برج تاریک خودش رو مخفی کرده بود .اما سوالی که برای من ایجاد میشه اینه که فرمانروایی به بزرگی وهیبت سائورون چقدر می تونست احمق باشه که حضور فرودو وسام ودر نتیجه حلقه رو در سرزمین موردور حس نکرده و اصلا به خودش زحمت نداده برای لحظاتی از داخل برج پایین بیاد وبه راحتی با اون قدرت عظیمش حلقه رو تصاحب کنه ؟نظر شما چیه در مورد این مسئله چه جوابی می تونیم پیدا کنیم؟

و یک سوال دیگه که به ذهنم رسید اینه که واقعا چرا سائورون در نبرد جلوی دروازه سیاه خودش حضور نداره تا با اراگورن وارث ایسیلدور دشمن دیرینش بجنگه و کار رو تموم کنه .باعث سرافکندگی وخجالته که فرمانروایی به بزرگی وهیبت سائورون خودش در نبرد اخر حضور نداشته باشه و بخواد رو در رو و تن به تن با اراگورن بجنگه .اگه بگیم قدرتش هنوز کامل نبود ومی ترسید فکر نمی کنم توجیه درستی باشه .سائورون اگه می خواست بدون حلقه هم می تونست اراگورن رو شکست بده .ولی چرا نیومد؟

در مورد جسم داشتن سائورن كه قبلاً زياد بحث شده و طبق گفته كتاب سائورن در اون زمان جسم داشته ولي اينكه چرا سائورن از وجود فردو باخبر نشد خوب اگه تو جه كنيد همين نقشه آراگورن كه از پلانتير استفاده كرد به دليل اين بود كه سائورن متقاعد كنه كه حلقه در اختيار داره.حتي طبق گفته كتاب حمله با اون نيروي اندك به موردور به اين دليل بود سائورن فكر كنه كه اون با قدرت حلقه حتي با اين نيروي كم ميتونه اونو شكست بده به همين دليل سائورن با توجه به اينكه نيروهاش و فرمانده نزگول ها در پله نور شكست خورده بود مطمئن ميشه كه حلقه در دست آراگورنه وكل نيروهاش و اراده خودش به جنگ جلوي دروازه موردور اختصاص ميده و از فرودو غافل ميمونه در ضمن در مورد شركت نكردن توي جنگ دليل اول چون حلقه نداشت چون حتي زماني حلقه داشت از جد آراگورن شكست خورد چه برسه به اينكه فكر ميكرد آراگورن صاحب حلقه اون هست از طرفي وقتي اينهمه نيرو داشت و به اين فكر ميكرد كه آراگورن هرچه قدرتمند شده باشه ولي دربرابر نيروي عظيم اون شكست ميخوره و احتمال ميداد حلقه به آراگورن نيز خيانت ميكنه و فكر ميكرد آراگورن به دليل داشتن حلقه از روي حماقت فكر ميكنه اونو در ميدان پله نور شكست داده و الان ديگه در بارادور نيروي آنچناني نيست و به همين دليل با اين نيروي اندك به جنگ آمده.پس براي چي بايد خودش به خطر بندازه با توجه به اينكه به خودش ثابت شده بود كه در جنگ هاي تن به تن تا اون موقع هميشه شكست خورده(نبرد با لوتين و هوآن-نبرد با النديل و ايسيلدور)

بیچاره سائرون ! همیشه یکی نقشه هاش رو نقش بر آب میکنه !

حماقت سائرون از نفهمیدن حضور فرودو نیست ، از اینه که واسه کوه هلاکت یه سرباز ، نگهبان نذاشت ! آخه به اینم میگن عقل ! :D

شکستش از هوان حقش بود ولی از الندیل و ایزیلدورشانسی شکست خورد !

قبلا هم در این مورد بحث کردیم این نقطه ضعف سائرون بود که نمیتونست تصور کنه کسی حلقه رو پیدا کنه و ازش استفاده نکنه و بخواد نابودش کنه. همونطور که میتراندیر هم گفت آراگورن با نشان دادن خودش به سائرون اونو متقاعد کرد که حلقه پیش اونه.

شکست سائورون نه از روی حماقت بوده نه از روی غرور و نه از روی کند ذهنی

حق با سائورون بود هیچکسی اراده نابودی حلقه رو نداشت و عملا کسی هم حلقه رو نابود نکرد در آخر هم دیدید این اراده سائورون بود که پیروز شد

اما این وسط گالوم کار رو واسه سائورون خراب کرد

پس سائورون فقط بدشانسی آورد

در مورد چشم سائورون هم اینکه وقتی فرودو پیش کوه هلاکت بود لحظه ای اینو دید اما آیا چشم رو دید یا فقط سوسوی اونو دید

؟

چشم نه اراده اون بود نه خودش بود بلکه قسمتی از وجودش بود

اگه یادتون بیاد سائورون قبلا هم توی جزیره گرگنما ها بالای برجش می نشست همون جا بود که برن و بقیه رو دید

ظاهرا سائورون به ارتفاع علاقه زیادی داره برعکس مورگوت

پس سائورون آخرین طبقه باراد دور می نشست و از یک پنجره بزرگ به بیرون نگاه می کرد

دقیقا به این موضوع که چشمان سائورون ترسناک و خبیث بود چند جا اشاره شده

یکی وقتی گورلیم رو دستگیر می کنه

یکی وقتی دوباره شکل جدید درست می کنه که گفته شده خباثت چشم سائورون رو الف ها و انسان ها نمی تونند تحمل کنند

پس چشم قسمتی از وجود خود سائورون بوده

اما سائورون روح داشته یا جسم اول باید ببینیم منظور از روح دقیقا چیه

؟؟

نزگول ها ظاهرا روح بودند ولی انگار توانایی گرفتن اجسام رو داشتند و این روح بودن قضیه رو زیر سوال می بره

نزگول ها شکلی از خودشون نداشتند ولی ظاهرا می تونستند شنل بپوشند

اگه سائورون اینجوری شده باشه پس به شکل هایی می تونسته تاثیر گذار باشه

سائورون روح نبوده ولی جسم فیزیکی کامل هم نبوده

البته واژه روح هنوز واسم توی ارباب حلقه ها سوال بر انگیزه

پس نظر من در مورد سائورون اینه

سائورون قابل دیدن بوده ولی قابل لمس کردن نبوده چون روح بوده پس نمی تونسته چیزی رو لمس کنه پس هم گالوم اونو می بینه هم گندالف اونو توی دول گولدور می بینه اما جسمی فیزیکی نبوده فقط یک شکل واسه دیدن بوده

اقا من ارباب حلقه ها رو كامل كامل نخوندم سيليماريليون رو هم اصلا نخوندم! ولي تو فيلم سائرون خيلي ناشيانه! توسط ايزيلدور داغون ميشه! مگه ميشه يه مايار قدرتمند بياد شمشير ايزيلدور رو بشكنه اونوقت واسه ي نميدونم چي بياد دستشو ببره نزديك ايزيلدور تا اونم انگشتاشو قطع كنه! يه كم ناشيانه نيست؟ تو كتابم اينطوري ايزيلدور ميزنش؟

اقا من ارباب حلقه ها رو كامل كامل نخوندم سيليماريليون رو هم اصلا نخوندم! ولي تو فيلم سائرون خيلي ناشيانه! توسط ايزيلدور داغون ميشه! مگه ميشه يه مايار قدرتمند بياد شمشير ايزيلدور رو بشكنه اونوقت واسه ي نميدونم چي بياد دستشو ببره نزديك ايزيلدور تا اونم انگشتاشو قطع كنه! يه كم ناشيانه نيست؟ تو كتابم اينطوري ايزيلدور ميزنش؟

مي خواست ايزيلدور رو با دستش بلند كنه و جسمش رو بسوزونه؛دقيقا همون بلايي كه سر گيل گالاد آورد. توي طومار ايزيلدور نوشته شده كه دست سائورون سياه بود ولي سوزاننده.

پ.ن: يكي از كاراي خوب پيتر جكسون اين بود كه نشون داد هر پنج تا انگشت سائورون قطع ميشه. توي كتاب فقط همون يه انگشت رو ايزيلدور قطع مي كنه ولي اگه توي فيلم اين طوري نشون داده ميشد ، به نظرم يكمي غيرعادي در ميومد.به نظرم پيتر جكسون كار درستي كرد.

اینو اضافه کنم که سائورون نارسیل رو نمیشکنه، نارسیل وقتی الندیل کشته میشه به زیر بدنش میفته و میشکنه!

سوخته شدن آناریون به دست سائورون در متن نیستا!

و اینم اضافه کنم که سائورون نارسیل رو نمیشکنه، نارسیل وقتی آناریون کشته میشه به زیر بدنش میفته و میشکنه!

مطمئنی؟ تا اون جایی که یادمه نارسیل زیر بدن الندیل شکسته می شه.اصلا نارسیل برای الندیل بود.

آناریون هم توی سنگ باران باراد-دور کشته میشه(چه جوریشو نمی دونم ولی تالکین جایی که می خواسته در مورد تاج گوندور توضیح بده گفته کلاهخود آناریون توی سنگ باران شکسته میشه.لابد یه سنگ خورده تو سرش.نمی دونم در مورد مرگ آناریون چیز زیادی در دسترس نیست.)

درست گفتی، اصن نارسیل دست آناریون بود مگه؟ :P حواسم پرت یه جا دیگه بود، ممنون که گفتی :دیــ حالا میتونی پستتو حذف کنی :پی

اوه ببخشید الوه جان. اصولا هرکس پست می ذاره آدم نباید جوابشو فی البداهه بده.چون یه هو یه سوتی پیش میاد نویسنده می خواد درستش کنه اون وقت یکی مثل من زرت می ذارتش نقل قول :Pدر هر صورت ببخشید.

سوختن گیل گالاد فکر کنم بود توی متن. ایزیلدور توی طومار نوشته بود که دست گرم سائورون گیل گالاد رو از پا درآورد.نمی دونم شاید این به اون معنی نباشه.ولی یادمه توی یکی از تاپیک های قدیمی اینجا چنین چیزی نوشته شده بود.

اقا شما كه گفتي گيل گالاد اونطوري كشته شد من سريع به يكي از دوستام گفتم اونم اولش يه كم حيفش اومد و گفت گيل گالاد بيچاره....(اون فقط فيلم هابيت و ارباب حلقه ها رو ديده و طرفدار تالكينه احتمالا تا چند روز ديگه مياد اينجا)

بعدش چيز جالبي گفت...گفت : بابا اين سائرون عجب بي شعوري بوده!!

سائورون در ابتدا مایایی بود به نام مایرون و در خدمت آئوله. ولی بزودی توسط ملکور بدام افتاد و به خادمی وفادار تبدیل شد به طوری که هنگامی که ملکور در پشت دیوار‌های آردا سرگردان بود، او مردمان نومه‌نور را تشویق کرد که مورگوت را همچون خدا بپرستند. اگرچه ملکور قصد چیره‌گی و نابودی اکثر قسمت‌های آردا را داشت، سائورون دوست داشت که بر مردمان و اعمال آنها کنترل داشته باشد.در بعضی از نوشته‌های تالکین آمده است که نام اصلی سائورون، «مایرون» بوده به معنای «ستودنی» ولی این نام پس از اینکه ملکور او را اغوا کرد دیگر به کار گرفته نشد ولی او همچنان به نامیدن خود با نام مایرون یا «تار-مایرون» تا قبل از نابودی نومه‌نور ادامه داد.

«سائورون» کلمه‌ای کوئنیایی است به معنی «نفرت» یا «پلیدی». در زبان سینداری به او «گورتائور» می‌گفتند و همچنین با نام «نکرومنسر» یا «ترس پلید» یاد می‌کردند او را همچنین «دشمن بی‌نام» می‌خواندند. دون‌ا‌داین اورا «سائورون فریب‌دهنده» می‌نامیدند چرا که نقش او در ویرانی نومه‌نور و اره‌گیون را دیده بودند. معمول‌ترین نام‌های او، «ارباب موردور» و «ارباب حلقه‌ها» دفعات کمی در کتاب استفاده شده‌ان

می‌توانست به شکل خفاش و گرگ در‌آید و همچنین ظاهری منصف و بی‌طرف به خود گیرد. پس از نابودی نومه‌نور هیئتی خوفناک و تاریک به خود گرفت.

دوستان مبحث جالبیه.اول اینکه سائورون در اغاز پیش از اهنگ اینور به وجود اومد بعدشم اگر نام اولش مایرون به معنی ستودنی بود و در خدمت ائوله میشه نتیجه گرفت اون جزو بهترین ها بوده و فرینده ترین ها ببخشید شاید مثال خوبی نباشه اما برای این که ملموس باشه تام ریدل یا ولدمورت رو مثال میزنم.تنها اغواشدن برای بدشدن کافی نیست تمایل به قدرت برترشدن حسادت و تعصب میتونه علل درونی باشه.مطمئنا سائورون باهوش بوده.کسی دورش به باهوشی و باتجربگی اون نبوده جز ملکور وبی شک از سارومان منفعت برده اما اینم میدونسته که اون جاه طلبه پس اعتماد نداشته.درضمن سائورون با سقوطش چیزی رو از دست نداده جز قدرت در دوره ای از زمان..البته شاید در این مورد دارم زود قضاوت میکنم.

در طی دوران اول، الف‌های نولدور، والینور، سرزمین مقدس والار در آمان را (برخلاف حکم والار) ترک کردند تا با مورگوت که سیلماریل‌های ارزشمند را دزدیده بود جنگ کنند. در آن جنگ سائورون به عنوان سروان ارشد مورگوت فرماندهی سپاه را برعهده داشت و از تمام دیگر خادمان مورگوت منزلت بیشتری داشت. در آن هنگام او را گورتائور ظالم می‌نامیدند و او ارباب توهمزایی و تغییر شکل بود و گرگینه‌ها در خدمت او بودند، سردستهٔ آن‌ها گرگینه‌ای بزرگ به نام درائگلوین بود و سردستهٔ خون‌آشامانش تورینگ‌وتیل نام داشت. هنگامی که مورگوت از آنگباند خارج شد تا انسان‌های تازه از خواب بیدار شده را اغفال کند، سائورون جنگ را به سمت جزیرهٔ الفی تول‌سیریون هدایت کرد، از آن پس نام آنجا به تول-این-گائوروت (جزیرهٔ گرگ‌خویان) تغییر کرد.

ده سال بعد فینرود فلاگوند، پادشاه نورگوتروند و ارباب قبلی تول‌سیریون، در هنگام محافظت از برن که به اسارت سائورون در‌آمده بودند کشته شد. چندی پس از آن لوتین و هوآن تازی سائورون را شکست و برن را از سیاه‌چال نجات دادند. پس از شکست او بدست لوتین، سائورون نقش کمی در اتفاقات دوران اول ایفا کرد (احتمالا از ترس مورگوت در خفا بسر می‌برده). پس از شکست اربابش ملکور و فرستادن او به خارج از آردا، سائورون درخواست عفو کرد ولی از آمدن به آمان و پیشگاه والار خودداری کرد، در نتیجه فرار کرد و پنهان شد.

دوران دوم

پس از حدود هزار سال زندگی در خفا سائورون بار دیگر خود را به جهان نشان داد. این بار او با نام آناتار، ارباب هدیه‌ها، خود را معرفی کرد و با الف‌های اره‌گیون دوست شد و به آن‌ها هنر و جادو آموخت. البته همهٔ الف‌ها به او اعتماد نکردند، همچون بانو گالادریل و گیل-گالاد پادشاه بزرگ الف‌ها ولی افراد کمی به آن‌ها گوش دادند. الف‌ها حلقه‌های قدرت را ساختند ولی در پنهان سائورون حلقهٔ یگانه را در کوه هلاکت ساخت و قسمت اعظم نیروی خود را هنگام ساختنش درون آن قرار داد.

در این هنگام سائورون ارباب تاریکی موردور شناخته شد، او باراد-دور، برج تاریک، را در نزدیکی کوه هلاکت ساخت. همچنین دروازه سیاه را ساخت تا جلوی مهاجمین به موردور را بگیرد. توسط حلقه‌های قدرت ۹ انسان فانی را اغوا کرد و آن‌ها را به نزگول (اشباح حلقه) تبدیل کرد، خادمان اصلی‌اش. او سپاه عظیمی از [[اورک]‌]ها، ترول‌ها و انسان‌ها (به طور عمده ایسترلینگ‌ها و جنوبی‌ها) برپا کرد.

قدرت سائورون ۷۰۰ سال پس از ایجاد موردور به اوج خود رسید. در قرن ۱۷ دوران دوم به محض این که سائورون حلقه خود را ساخت، کلبریمور و دیگر الف‌ها از خیانت او آگاه شدند و به سرعت جنگی علیه او برپا کردند. جنگ الف‌ها و سائورون جنگی خونین بود که منجر به نابودی اره‌گیون و بخش اعظم اریادور شد. کلبریمور کشته شد و بدنش را بر سر نیزه در جلوی سپاه سائورون حمل می‌کردند. الف‌ها تا کوهستان‌ آبی مجبور به عقب‌نشینی شدند و متحدان دورف‌شان نیز در پشت در‌های بستهٔ موریا مخفی شدند، جایی که سائورون توانایی حمله به آن را نداشت. سائورون تقریبا بر کل سرزمین میانه حکمرانی می‌کرد تا اینکه مردمان نومه‌نور به درخواست کمک الف‌ها پاسخ دادند و ارتشی به سرزمین میانه فرستادند. ارتش توام الف‌ها و نومه‌نوری‌ها نیرو‌های سائورون را پس از درگیری‌های شدید مجبور به عقب‌نشینی از اریادور کردند و سائورون مجبور شد به موردور بازگردد.

اگرچه قدرت سائورون دیگر هیچگاه به هنگام جنگش با الف‌ها نرسید ولی خانه و کاشانهٔ بسیاری از دشمنان اصلی‌اش نابود شده بود و برخلاف دشمنانش امپراطوری او بیش از پیش قدرتمند بود. قدرت امپراطوری او در حال گسترش بین مردمان وحشی جنوب و جنوب شرقی بود. با این‌حال سائورون به متحد قدیمی‌اش وفادار بود و معابدی برای ستایش و پرستش مورگوت برپا کرد، جایی که انسان‌ها را برای او قربانی می‌کردند. به همین دلیل در اواخر دوران دوم سائورون لقب ارباب زمین و پادشاه انسان‌ها را کسب کرد.

این مطلب باعث رنجش نومه‌نوری‌ها شد. انسان‌های قدرتمند از نسل برن و لوتین که در جزیرهٔ نومه‌نور واقع در دریای بزرگ بین سرزمین میانه و والینور زندگی می‌کردند. نومه‌نوری‌های مغرور با ارتشی عظیم به سرزمین میانه رفتند و نیرو‌های سائورون از جلوی آن‌ها گریختند. سائورون متوجه شد که با زور ارتشش نمی‌تواند نومه‌نوری‌ها را شکست دهد پس ترتیبی داد که شاه آر-فارازون و نومه‌نوری‌ها او را به عنوان گروگان به نومه‌نور ببرند. او در آنجا به سرعت از یک زندانی به عنوان مشاور شاه تبدیل شد و به تار-مایرون معروف گشت. او بسیاری از نومه‌نوری‌ها را به پرستش مورگوت تشویق کرد و معبد عظیمی برای او ساخت که در آنجا انسان‌ها را قربانی می‌کردند. سرانجام او شاه را برای حمله به خود والینور و والار متقاعد ساخت. بالاخره خود ارو دخالت کرد، نومه‌نور زیر آب رفت و همه نیروی ارتش نومه‌نور در دریا غرق شد. سائورون گرفتار سیل شد و بدنش را برای همیشه از دست داد و به موردور گریخت و آن‌جا آرام آرام قدرت خود را در سال‌هایی که به سال‌های تاریک مشهور است، بازیافت.

از این نظر که او بدن مادی نداشت مجبور بود توسط نیرو و ترس فرمانروایی کند. در این‌هنگان تعداد کمی از نومه‌نوری‌های معتقد به ارو و والار از سیل جان سالم به در بردند و به سرزمین میانه رسیدند و سرزمین‌های گاندور و آرنور را برپا کردند. این نومه‌نوری‌ها که توسط الندیل و پسرانش رهبری می‌شدند با شاه الف‌ها، گیل-گالاد متحد شدند و جنگی (آخرین اتحاد الف‌ها و آدم‌ها) علیه سائورون راه انداختند که سرانجام سائورون شکست خورد ولی در این جنگ هم گیل-گالاد و هم الندیل و پسر بزرگش، آناریون، کشته شدند. ایسیلدور پسر دیگر الندیل انگشت سائورون را با شمشیر شکستهٔ پدرش قطع کرد و حلقه از دست سائورون در‌آمد و سائورون تقریبا نابود شد. ولی بعدا حلقه به ایسیلدور خیانت کرد و برای ۲۰۰۰ سال در روخانهٔ بزرگ آندوین گم شد.

دوران سوم

در دوران سوم، سائورون بار دیگر شروع به بازسازی قدرت خویش کرد. ابتدا در قلعه‌ای نفرین شده به نام دول-گولدور بر روی تپهٔ جادوگر در جنوب میرکوود. در آنجا او به نام سایهٔ سیاه (Necromancer) معروف گشت و الف‌ها در ابتدا او را نشناختند. گندالف جادوگر به درون قلعه نفوذ کرد و از حقیقت امر مطلع شد. در نهایت شورای سفید جادوگران و الف‌ها با نیروی متحد شدهٔ هم سائورون را از آنجا فراری دادند. ولی شورای سفید توسط سارومان رهبری می‌شد که حلقهٔ یگانه را برای خود می‌خواست و به همین دلیل او نمی‌خواست که به دول-گولدور حمله شود. وقتی که گندالف بار دیگر بر حمله اصرار کرد، شورای سفید تصمیم به حمله گرفت. متاسفانه این بار سائورون از پیش برای حمله آماده بود و به موردور فرار کرد و برج تاریک باراد-دور را دوباره برپا کرد. او دوباره موردور را مقر خود کرد و برای جنگ علیه گاندور و الف‌ها آماده شد و از متحد جدید خود، سارومان، برای نابودی روهان استفاده کرد.

سائورون ارتش عظیمی از اورک‌ها و مردمان وحشی جنوب و شرق سرزمین میانه فراهم کرد و علامت چشم بی‌پلک را برای خود برگزید و در همان زمان بود که او توانست قدرت خود را در سرزمین میانه گسترش دهد و از چشم سائورون به عنوان نمادی از قدرت و ترس استفاده کند.

پس از شکنجه دادن گالوم، او متوجه شد که حلقهٔ یگانه توسط بیلبو بگینز پیدا شده است. او خطرناکترین خادمانش، نزگول‌ها را به شایر فرستاد تا حلقه را برای او بیابند. نزگول‌ها در شایر متوجه شدند که بیلبو و برادرزاده‌اش [فرودو] هر دو سایر را ترک کرده‌اند. دور از دانسته‌های سائورون، فرودو از گندالف دستور داشت که به ریوندل برود و از حلقه محافظت کند. فرودو در ریوندل به یاران حلقه پیوست تا با هدف نابودی حلقه به سمت کوه هلاکت حرکت کنند. سائورون ارتش عظیمش را برای نابودی میناس‌تریت قلعهٔ بزرگ گاندور گسیل کرد و نزگول‌ها را برای پیدا کردن و کشتن فرودو فرستاد. در این زمان سائورون فهمید که آراگورن، آخرین بازمانده از نسل ایسیلدور به یاران حلقه پیوسته است.

وقتی که ارتش سارومان در آیزنگارد شکست خورد، آراگورن از پلانتیر اورتانک استفاده کرد و خود را به سائورون نشان داد و این باعث شد که سائورون گمراه شود و فکر کند که حلقه در دست آراگورن است و تصمیمی عجولانه بگیرد. او ارتشش را برای نابودی گاندور و به فرماندهی قوی‌ترین خادمش، پادشاه جادو‌پیشه آنگمار، ویچ‌کینگ، به سمت میناس‌تریت فرستاد. این جنگ به نام جنگ دشت‌های پله‌نور معروف گشت.

اگرچه سائورون در این جنگ شکست خورد ولی نیروهای مردمان آزاد غرب به شدت تضعیف گشت و برعکس، سائورون همچنان میزان قابل توجهی از اورک‌ها را در ارتش خود داشت تا در جنگ پیروز شود. با استراتژی گندالف، مردمان آزاد سرزمین میانه پیشدستی کرده و با نیروی اندک خود به سمت مقر سائورون، موردور، لشگرکشی کردند. سائورون تمام حواسش به سمت ارتشی که به موردور می‌آمدند معطوف گشت و تمام سپاهش را برای مقابله با آنها از موردور خارج کرد تا یک بار برای همیشه نیروهای آزاد را شکست دهد. با این کار حقهٔ گندالف گرفت و راه برای فرودو از میان موردور و به سمت کوه هلاکت بدون نگهبان برای نابود کردن حلقه فراهم شد.

فرودو در آخرین لحظه‌های ماموریتش شکست خورد و حلقه بر او چیره گشت و حلقه را در انگشت کرد ولی گالوم سهوا بر روی فرودو پرید، حلقه را از انگشت او درآورد و برای خود تصاحب کرد ولی در همان موقع تعادلش بهم خورد و همراه حلقه به درون آتش کوه سقوط کرد. قدرت سائورون در آنجا نابود گشت و تمام نیرویش تحلیل رفت. روح او همچون ابری سیاه بر فراز موردور سایه انداخت ولی بادی از غرب وزید و او را عقب راند. سائورون برای همیشه از کار افتاد و دیگر توانایی بازپروری خود را ندارد. سارومان نیز از سرانجامی همچون سائورون رنج می‌برد.

الان من اينو يادمه كه ايزيلدور و سائورون با هم تن به تن مى جنگن و وقتى ايزيلدور سائورون رو شكست ميده ، اون انگشتش رو قطع مى كنه ... :P

اقا شما كه گفتي گيل گالاد اونطوري كشته شد من سريع به يكي از دوستام گفتم اونم اولش يه كم حيفش اومد و گفت گيل گالاد بيچاره....(اون فقط فيلم هابيت و ارباب حلقه ها رو ديده و طرفدار تالكينه احتمالا تا چند روز ديگه مياد اينجا)

بعدش چيز جالبي گفت...گفت : بابا اين سائرون عجب بي شعوري بوده!!

بي شعور نبود.اون غرور زياده كه همه رو به خاك سياه مي نشونه.همه رو حتي فئانور. سائورون هفت سال توي باراد-دور چپيد و شاهد بود كه سپاهيانش دارن شكست مي خورن. واقعا لازم بود پاشو بذاره وسط تا روحيه ارتشش بره بالا. هرچند تونست النديل و گيل گالاد را بكشه ولي غرورش اين تفكر رو بش نمي داد كه به چنين وضعي توسط ايزيلدور از پا دربياد.

توجه:اينا نظرات شخصي منه

يادمه توي يكي از تاپيك ها قديمي انجمن بحث بسيار مفيدي در مورد طراز و لول سائورون و گوتموگ شده بود:

به نظر من هوش و ذكاوت سائورون در تمامي خادمان مورگوت از همه بيشتره(حتي از خود مورگوت) ولي به نظرم سائورون اصلا جربزه ي گوتموگ رو نداشت. يه لحظه كار هاي گوتموگ رو نگا كن كاپيتان:

١- كشتن فئانور ٢-كشتن فينگون ٣- به بند كشيدن هورين ٤- فراري دادن آنگوليانت و ...

آرون مي گفت كه سائورون مثل يه وزير بود و گوتموگ يه فرمانده جنگي و منم باش كاملا موافقم.

حالا ببين سائورون چي كار كرد. هرچند يه كارهايي انجام داد ولي برج رو وقتي دو دستي ميذاره كف دست لوتيين، خودش در ميره و ديگه پيش مورگوت برنمي گرده(دليل دارم براش.چون اگه پيش مورگوت بر مي گشت اونوقت بعد از جنگ خشم عمرا ائونوه اون برخورد رو باش مي كرد. ائونوه گفت مختاري كه برگردي ولي والار بايد در موردت تصميم بگيرن. اين به نظر من نشون دهنده ي اينه كه بعد از جريان لوتين سائورون كلا جا زد.)

خلاصه ي كلام من؛ سائورون هرچند هوش و ذكاوت بي نظيري داشت اما شجاعتش بي نقص نبود.

كاپيتان بت پيشنهاد مي كنم كه تاپيك بالروگ ها رو بخوني. يكي از تاپيكاي خاك خورده ي اين فروم هست. تاپيك بسيار ارزشمنديه.توش در اين مورد بحث شده.

در کل سائورون با اینکه دست راست مورگوت بود ولی به نظرم یک فرمانده ی جنگی نبود.

اقا من يه جا شنيدم كه سائرون تو نبرد تن به تن با ملكور پيروز ميشه...درسته؟؟؟؟

در ضمن رفيقم با توجه به نحوه كشتن گيل گالاد به سائرون گفت بي شعور!!!

اقا من يه جا شنيدم كه سائرون تو نبرد تن به تن با ملكور پيروز ميشه...درسته؟؟؟؟

در ضمن رفيقم با توجه به نحوه كشتن گيل گالاد به سائرون گفت بي شعور!!!

نه كاپيتان جان. ارباب و بنده اي گفتن :دي اصلا چنين چيزي اتفاق نميفته. ملكور كسي بود كه سائورون رو منحرف كرد. قطعا سائورون در برابر اربابش چنين عملي رو انجام نميده.

يعني چي منحرف كرد...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يعني چي منحرف كرد...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببين سائورون اسمش اول مايرون بود، يكي از ماياهاي آئوله.ملكور حالا نمي دونم با چه طرفندي گولش زد و كشوند سمت خودش.همين كه ماياي آئوله بود باعث شد صنعت گر ماهري بشه.مثلا هنر ساخت حلقه و ... رو شايد بشه گفت از آئوله ياد گرفت. آئوله متاسفانه يه ماياي توزرد ديگه هم داشت كه سارومان بود.

سائرون سال ها در خدمت ملکور بود .ارباب گرگ نما ها وتغیر شکل و توهم بود.بین خادمان ملکور فقط گوتموک از لحاظ جایگاه با اون برابری میکرد.بعد از جنگ خشم هم که ملکور شکست خورد سائرون مجبور شد یه مدت خودشو گم وگور کنه تا سر انجام در دوران دوم با نام آناتار میان الف ها اومد و اونها رو فریب داد و هنر حلقه سازی رو بهشون آموخت.ولی خودش رفت به موردور وپنهانی حلقه ی قدرتمند تری از تمام حلقه ها ساخت .این همون حلقه ی یگانه بود!

البته باید بگیم سائورون هنر ساخت حلقه رو به اونا نیاموخت کاملا!

با استفاده از دانش خودش و الف ها به همه ی این ها مسیر داد که در آخر روش ساختن حلقه ها کشف شد...

در مورد اینکه هنر حلقه های قدرت از آئوله نیست میشه راحت به این نتیجه رسید که سارومان سفید با اینکه مدت خیلی بیشتری پیش آئوله بوده، وقتی به عنوان ایستاری به سرزمین میانه اومد هرکاری کرد نتونست به دانش گم شده ی ساخت حلقه پی ببره

رازش رو در اون زمان سائورون میدونست (کله بریمبور و بقیه ی آگاهان و اسنادش تقریبا نابود شده بودن توی ویرانی اره گیون) که با سقوطش کاملا اون دانش از دست رفت...

از حلقه چه طور استفاده میکرد؟؟؟یعنی چه قدرت هایی بهش میداد؟؟لشکرشو بیشتر میکرد؟؟؟قدرت بدنیش زیاد میشد؟؟؟

یعنی این حلق کلا میتونست برای سائورون چیکارا کنه؟

ای بابا چرا کسی پاسخ نداده پس:))

از حلقه چه طور استفاده میکرد؟؟؟یعنی چه قدرت هایی بهش میداد؟؟لشکرشو بیشتر میکرد؟؟؟قدرت بدنیش زیاد میشد؟؟؟

یعنی این حلق کلا میتونست برای سائورون چیکارا کنه؟

ببین تا جایی که من متوجه شدم تالکین تاکید زیادی برا اثر گذاری روی اشخاص داره.اینو میشه به وضوح تو قدرت حلقه دید.حلقه به سائرون قدرت رهبری میده...بینشی فوقالعادف ارده برای دیدن دشمناش بهش میده...و از همه مهم تر قدرت تضعیف روحیه حریف و تقویت ارتش خودی رو میده...

از حلقه چه طور استفاده میکرد؟؟؟یعنی چه قدرت هایی بهش میداد؟؟لشکرشو بیشتر میکرد؟؟؟قدرت بدنیش زیاد میشد؟؟؟

یعنی این حلق کلا میتونست برای سائورون چیکارا کنه؟

حلقه از خودش که نیرو نداشت! هرچی داشت از خود وجود و روح سائرون بود. سائرون خودش شخصا یه قسمت خیلی زیادی از قدرتشو درون حلقه ذخیره کرد. همه ی قدرت حلقه مال سائرون بود. یه چیز جدای سائرون نبود. پس حلقه میشه اراده ی سائرون. خود دست و گوش و چشم سائرون.فقط آوردش بیرون از بدنش.

وقتي گفته ميشه سائورون بزرگترين خادم مورگوت بوده يعني از هر نظر...نميشه كه گاندلف از سائورون ميترسه و واضحه كه ازش ضعيف تره ولي با گوتموگ ميجنگه و شكستش ميده(البته اگه گوتموگ همون بلاي خاندان دورين باشه!)

وقتي گفته ميشه سائورون بزرگترين خادم مورگوت بوده يعني از هر نظر...نميشه كه گاندلف از سائورون ميترسه و واضحه كه ازش ضعيف تره ولي با گوتموگ ميجنگه و شكستش ميده(البته اگه گوتموگ همون بلاي خاندان دورين باشه!)

در ضمن:اينه!المان7-1برزيل

البته گوتموگ مربوط به دوران اول هست وسردسته بالروگ ها در دوران مورگوت بود.بالروگی که با گندولف مبارزه کرد اسمش بر ما تاریکه . ولی به بلای جان دورین مشهور هست.

از حلقه چه طور استفاده میکرد؟؟؟یعنی چه قدرت هایی بهش میداد؟؟لشکرشو بیشتر میکرد؟؟؟قدرت بدنیش زیاد میشد؟؟؟

یعنی این حلق کلا میتونست برای سائورون چیکارا کنه؟

ای بابا چرا کسی پاسخ نداده پس:)

ببین تا جایی که من متوجه شدم تالکین تاکید زیادی برا اثر گذاری روی اشخاص داره.اینو میشه به وضوح تو قدرت حلقه دید.حلقه به سائرون قدرت رهبری میده...بینشی فوقالعادف ارده برای دیدن دشمناش بهش میده...و از همه مهم تر قدرت تضعیف روحیه حریف و تقویت ارتش خودی رو میده...

حلقه از خودش که نیرو نداشت! هرچی داشت از خود وجود و روح سائرون بود. سائرون خودش شخصا یه قسمت خیلی زیادی از قدرتشو درون حلقه ذخیره کرد. همه ی قدرت حلقه مال سائرون بود. یه چیز جدای سائرون نبود. پس حلقه میشه اراده ی سائرون. خود دست و گوش و چشم سائرون.فقط آوردش بیرون از بدنش.

به نظرم مهمترین کاربردی که حلقه برای سارون داشت در کنار اینایی که گفتین فرمانروایی و کنترل دیگر حلقه ها بود!

حلقه علاوه بر اینا که گفتین به واسطه اون یکی بیستا (؟) حلقه بر دشمنانش سلطه داشت ...

دورف هارو حریص تر کرد .. نه نفر از پادشاهان انسان هارو به کلی روح و جسمشون رو تسحیر کرد و خیلی چیزای دیگه ... سارون رو از افکار دشمنانش آگاه میکرد و میتونست با اون در روح دیگران رخنه کنه.. به نوعی حلقه رابط میان قدرت سارون و دنیای واقعی بود