درودی دگر
این هفته چه قدر در مورد نماد صحبت کردم من :دی
نماد نماد نماد امان از دست این نماد ...
گفتم و باز هم می گم ما در جهان نماد ها غوطه ور هستیم
چه بخواهیم چه نخواهیم ما در جهان نماد ها زندگی می کنیم
نماد قبل از خلقت انسان وجود داشته
یه تعریف دقیقی از نماد بخوام خلاصه وار بگم اینه ک نماد سلسله افکاری هستند که در ذهن انسان جریان داره !!
اگر نماد رو تصورات و افکار و یا همون برداشت های خودمون از جهان اطراف داشته باشیم می فهمیمم که این تفکرات و برداشت ها همیشه با ما بودند و هستند و خواهند بود ... !!
حال تالکین یا هر نویسندهی دیگه ای که کتاب می نویسه از این قاعده مستثنی نیست
هر شخصی می تونه برداشت خودش رو از کتاب ها داشته باشه خواه نویسنده بخواد نماد گرا باشه یا بخواد نماد گرا نباشه !!
گندالف به پیپ کشیدن علاقه داره ؟؟ تالکین هم به پیپ کشیدن علاقه داره
آیا می تونیم بگیم علاقه پیپ کشیدن گندالف نمادی از علاقه پیپ کشیدن تالکینه ؟؟
جواب به این سوال بر می گرد به تصورات شخصی بنده که من چه جوری دارم به قضیه نگاه می کنم !!
بیام جلو سر بحث خودمون
تالکین دوست داره موجودی که از تهی سر در میاره یه عنکبوت باشه
فرض می کنیم تالکین نماد گرا نبوده و همین جوری خودش خواسته
اما بنده ای که دارم کتاب رو می خونم باز تصورات شخصی خودم میان به سراغم که چرا عنکبوت رو تاکین استفاده کرده
زمانی ک نگاه می کنم می بینم نماد عنکبوت یه تشابهاتی با عنکبوت تالکین داره
آیا این که تاکین از روی نماد گرایی این رو نوشته یا نه بستگی به این داره که ببینم آثارش چه جوری هستند
تالکین نماد گرا نبوده اما نماد های زیادی در کتاب هاش وجود دارند
والار یا امشاسپندان - ارو یا خدای یگانه - الف با الف - دورف با دورف و ......
ایا این ها رو انکار می کنید ؟؟
البته منظورم از نماد به کار بردن نماد های متداول در اسطوره هاست نه نمادگرایی نظیر داستان های دن بروان
در مورد سبک رئال که مونت بهش اشاره کرد :
رئالیسم میاد یه داستانی می نویسه که واقعی باشن و نویسنده با ترفند خاصی نماد های روز مره که در بین جامعه جا افتاده رو توش میاره مثل مرغ سحر و ....
اما مفهموم نماد یا نماد گرایی رو بیشتر تو سبک ها کلاسیک می توینم ببینم اون جاست که نماد ای اصلی تو داستان به کار می ره که اون جا هم نویسنده می تونه خودش نماد گرایی کنه یا نماد گرایی نکنه یکی از این زیر شاخه ها حماسه هست !!
و از اون جا که ارباب حلق ها یه فانتزی حماسه هست پس می شه گفت نماد درش به کار رفته خواه تالکین نماد گرایی کرده یا نکرده !!
و خوب شک دارم که تالکین که نویسنده ی گونه ی ادبی فانتزی به شمار میاد بخواد بازتابی از طرح نمادها و سیماهای گوناگون در رشته ی افسانه استفاده کرده باشه. به نظرمن اگر این گونه برداشت ها پیش میاد صرفا حاصل تامل خوانندگان هست تا نویسنده.
همون طور که گفتی بستگی به تصورات شخص داره از نماد !!
برای مثال همون مثال پیپ و عنکبوتی ک گفتم داره !! آیا تالکین نماد گرایی کرده یا این که تصرات شخصی خودمونه
دومین مسله تشابه شایر و محل زندگی تالکین د کودکی بوده ؟؟
یه جایی خوندم خود تاکین گفته شایر همون محل زندگی بچگی من بوده :دی
پس می بنیم که تاکین هم نماد گرا بوده :دی یا از نماد استفاده کرده !
به تور :
در مورد نکاتی که گفتی اول باید تعریف از پوچی رو بدونیم که قبلا در این باب بحث هایی شده !!
https://arda.ir/forum...?showtopic=1322
منظور من اون نماد پردازی ها نیست. این که ارزش های اخلاقی و فطری انسانی و مفاهیم مذهبی در داستان وجود داره رو نفی میکنی؟ مشخصه که نه! من هم الان دارم به بررسی یکی از همون مفاهیم می پردازم. این که سیلماریلیون نماد داره، الهامه، تخیلیه یا برگرفته از اساطیر و اعتقادات نویسنده و... همگی مفصل بحش شده قبلا...الان من مشخصا یک مورد رو بردم زیر ذره بین.
البته همون طور که منظور بنده هم اون نماد گرای هایی ک دن بران یا انجمن های مخفی انجام می دن نیست منظورن تماد های معمولیه که نویسنده از نماد های قدیمی می گیره
در باب سیلماریل ها ؟؟
می خوای نمادش رو بگم یا نه :دی