هیچ گابلینی این اطراف نیست یا گوش های من از چوب ساخته شده. امیدوارم که اورک ها به بیرون راندن ما از موریا راضی شده باشند.
گیملی، لوتلورین ، یاران حلقه
حالا شاید بتوانیم بدون اینکه آن گابلین های لعنتی ما را ببینند فرار کنیم.
سم، رودخانه ی بزرگ، یاران حلقه
چهار سرباز گابلین آنجا بودند که جثه ای بزرگ، پوستی سبزه، چشمهایی مایل، پاهایی قوی و دستانی بزرگ داشتند.مسلح به شمشیرهای تیغه پهن و کوتاه بودند و نه قداره های خمیده ای که معمولا اورک ها به کار می برند.
عزیمت برومیر، توصیف یوروک های، دو برج
در وسط، سر بزرگ یک گابلین را بر سر نیزه کرده بودند. روی کلاهخود متلاشی شده اش نشان سفیدی دیده می شد.
سواران روهان، دو برج( با توجه به نشان سفید، توصیف یوروک های)
سپس آن ها(اورک ها) فریاد زدند و ده ها گابلین دیگر از لا به لای درخت ها بیرون پریدند.
فلش بک پیپین،یوروک های، دو برج
دور و بر این دو(یوگلوک و گریشناخ) را تعداد زیادی گابلین کوچک گرفته بود.
یوروک های، دو برج
هابیت انقباض غیرعادی انگشتان گریشناخ را احساس کرد. گابلین، به نرمی و فش فش کنان گفت:..
از این رو جلو خزید و با یافتن جسد گابلین (گریشناخ) دشنه ی تیز و بلندی را از نیام او بیرون کشید.
یوروک های، دو برج( دقت کنید که گریشناخ با هیچ معیاری کوچیک و دله دزد حساب نمی یاد، کسیه که قصد رقابت با نزگول رو داره)
اما این جانوران آیزنگارد، این نیمه اورک ها و گابلین- آدم ها که پرورده ی پلید سارومان اند از آفتاب نمی گریزند.
از زبان گملینگ،گودی هلم، دو برج