به نظرم تالکین برای خودش طبقه بندی داره. انسانها رو هماورد اژدها میکنه اما مثلا نمیاد هورین رو در برابر بالروگ قرار بده. هورین میره با ترول ها میجنگه و افتخار کسب میکنه. بالروگ رو واگذار میکنه به اکتلیون و گندالف چون انسانها حریفی برای بالروگ نیستن. بالاتر هم گفتم. اژدها فقط قدرت زیاد(و نه جادویی) داره و حریفش انسان قدرتمنده اما بالروگ از نژاد آینوره و در ذاتش آتش و جادو هست و برای مقابله با اون نیاز به الف یا مایاست. برای همین این قضیه باز کردن گره با کوچکترین دست همه جا برقرار نیست. یه بالروگ هم اصلا انسان یا دورف یا هابیت رو خطری برای خودش نمیدونه اما باز هم تالکین نمیاد بالروگ موریا رو به دست یکی از اونها بکشه و تنها گندالف هماوردش میشه.
بنظر من این طبقه بندی و نتیجه گیری از قانون خاصی پیروی نمیکنه، چون خود تالکین تو نوشته هاش گفته که ملکور که والار بود و ذاتش از بالروگ ها خیلی هم بزرگ و نیرومند بود بدست یک انسان یعنی تورین تورامبار کشته میشه.
آنکالاگون به دست ائارندیل نیمه الف-نیمه انسان کشته شد(در زمانی که ائارندیل آنکالاگون رو میکشه هنوز الف بودن رو انتخاب نکرده).
تو مطمئنی که ائارندیل موقع کشتن آنکالاگون الف بودن خودشو انتخاب نکرده بود؟! چون تو نبرد خشم وینگیلوت(کشتی ائارندیل) تقدیس شده بود و میتونست پرواز کنه،همینطور ائارندیل چون قدم به والینور گذاشته بود دیگه نمیتونست به عنوان یک انسان پا در سرزمین میانه بذاره و نبرد خشم تو سرزمین میانه اتفاق افتاد ،بنابراین طبیعی هست که ائارندیل موقع کشتن آنکالاگون انسان نبود.
اما در مورد انسانها و اژدها ، باید بگم که این دو نژاد تقریبا همزمان وارد حوادث آردا شدن(اواخر دوران خورشید و اوایل دوره اول)، همینطور این دو نژاد بر خلاف(والار، بالروگ ،هابیت و...)مختص کتابهای تالکین نیستن و از ادبیات افسانه ای طبیعی وارد ادبیات فانتزی تالکین شدن.
در مورد خود اژدهایان تالکین هم باید تفاوت ها و ویژگی های شاخص اونارو در نظر گرفت، مثل اندازه بزرگ آنکالاگون که در مقایسه با سه تای دیگه خیلی خیلی بزرگه. و یا نیروی جادوییه گلائرونگ و بدون بال بودنش، همینطور علاقه بیش از حد اسماگ به طلا و مستقل بودنش که همه اینها نشان دهنده اینه که اژدها یک نژاد مستقل تو آثار تالکین نیست و فقط برای تغییر داستانها و حوادث خاص طراحی شدن.
یکی هم اینکه در مورد اژدهایان خیلی کم حرف زده شده ، بعد از سقوط آنکالاگون 5000 سال طول کشید تا مثلا از اسکاتا حرف زد.
به قول تولکاس، اسماگ و هابیت رو باید استثنا در نظر گرفت چون هابیت بیشتر شبیه به افسانه های عامیانه هست که یه گنج پنهان و یه اژدها که ازش محافظت میکنه .بعداً که تالکین مجبور شده داستان هابیت رو هم وارد خط سیر تاریخ آردا بکنه دیگه نتونسته اسماگ رو حذف کنه و بجاش حوادث دوران سوم رو طوری ساخته که وجود اسماگ طبیعی بنظر برسه. حتی بنظر من اسکاتا رو هم فقط و فقط بخاطر اسماگ خلق کرده در راستای همین گنجاندن هابیت در خط سیر آردا.
و بیشتر به همین خاطره که ما از گذشته و خصوصیات نژاد اژدها چیز خاصی نمیدونیم.
همه اینها نشان دهنده اینه که اژدها یک میهمان ناخوانده توی آثار تالکین هست.