دلایل روشنی داره.یه نمونش کمبود تعداد شخصیت زنان در کتاب که از دلایل اصلیشه.بعدشم موضوع اصلی داستان حماسیه اگه عشق بخواد توش پررنگ باشه میشه عاشقانه نه حماسی.
اگر بیایم به داستان ظلم کنیم و عشق رو فقط به رابطه زن و مرد اختصاص بدیم، بازم به نظرم این نظر درست نیست
اتفاقا در مقابل خیلی داستان های حماسی دیگه تالکین بسیار از عشق استفاده کرده
ینی یجوری بوده که همیشه کنار داستان یه همچون موضوعی بوده و خوب استاد کارش خیلی درسته :|
تو دوران اول ملیان و الوه داریم فینوه و مادر فانور رو داریم بعدش آراگورن و آرون رو داریم اءووین و فارامیر رو داریم و بزرگترین همه برن و لوتین رو داریم و همچنین اءارندیل رستگار و.. .. اسمش یادم رفت :|
هورین و مورون رو داریم...
نمیخوام فقط اسم ببرم منظورم اینه که اون قدراام اینطور نیست
مثلا همین هورین... شاید در نگاه اول به هیچ وجه عاشقانه به نظر نمیاد اما با کمی دقت میشه اون عشق واقعی رو درش پیدا کرد.. به خصوص اون روز های آخر.. :|
کلا به نظرم مشکل توی نگاه های ما هست بیشتر!
هرچند دوباره تاکید میکنم با کلمه عشق دو تا دختر و پسر جوان نیاد تو ذهنتون... :D عشق توی هر چیزی پیدا میشه و به نظرم کتابای استاد سرشار از این احساساته
و البته توصیه میکنم پستای تاپیک رو مروری کنید شاید نظرتان برگرده :دی
و باز برای وجود زن ها و تاثیرشان...
درسته که بیشتر اتفاقات آردا به دست مردا رقم میخورد
اما این وسط زنانی بودند که حماسه هایی خیلی عجیب آفریدن!!
نمونه بزرگش بانوی روهان هست که به نظرم برای کل دوران سوم کافیه اصلا!! (ارادت خاصی دارم بهش!)
یا مثلا هالت رو داریم که با نهایت شجاعت و شهامت سعی داره از مردمش دفاع کنه
یا شیرزنی مثل مورون
و ملیانی که دست مورگوث رو برای قرن ها از بلریاند کوتاه کرد (هرچند ممکنه بگیم اون انسان نبود اما بلخره استاد ایشون یه زن معرفی میکنه و حتی ازدواج میکنه و لوتین هم ثمرشه)
کلا به نظرم این حرف هارو درباره آردا زدن انصاف نیست... دی