سلام
خیلی از اینکه این سایت رو دیدم خوشحالم.
چند سوال داشتم ...
1- آیا باقی کتابهای تالکین هم به فارسی ترجمه شدند؟
2- اگر ترجمه و چاپ شدن از کجا میشه پیداشون کرد؟
3- چه شباهتی بین داستانهای تالکین و واقعیت وجود داره ؟
سلام
خیلی از اینکه این سایت رو دیدم خوشحالم.
چند سوال داشتم ...
1- آیا باقی کتابهای تالکین هم به فارسی ترجمه شدند؟
2- اگر ترجمه و چاپ شدن از کجا میشه پیداشون کرد؟
3- چه شباهتی بین داستانهای تالکین و واقعیت وجود داره ؟
1. منظورت به جز کدوم هاس ؟ الان ارباب حلقه ها و هابیت و درخت و برگ ترجمه شدن و سیلماریلیون هم در دست ترجمه اس.
جواب سومت هم یه تاپیک جداگانه میخواد, اما تردیدی نیست که تمام داستانهای تالکین نمادی از واقعیت بودن و هستن...
من باور دارم که واقعی بودن
و تاریخه
حداقل دوست دارم فکر کنم واقعی بودن
بانو آرون درخت و برگ از کدوم انتشاراته؟ اونم از روزنه منتشر شده؟
با جوابی هم که به سوال سوم دادی موافقم. خیلی گسترده تر از این حرفهاست.
می شه یه نفر در مورد درخت و برگ توضیح بده و اینکه کتاب ضمیمه چی اون ترجمه نشده؟
درخت و برگ ی که تو ایران میبینیم اسمیه که ناشر روش گذاشته و در اصل هیچ یک از کتابای تالکین به این شکل نیستن. درخت و برگ در اصل اسم یکی از داستانهای کتاب افسانه های قلمرو خطرناک ـه که توش علاوه بر درخت و برگ, ماجراهای تام بامبادیل, زارع گیل اهل هم , شعرهای کاملی که در ارباب حلقه ها نصفه نیمه اومدن, آهنگر اهل ووتن ماجور و ... رو دارا است. اما این انتشارات اومده فقط داستانها رو ترجمه کرده و اسمش رو درخت و برگ گذاشته, و در نتیجه منظومه ماجراهای تام بامبادیل(بله درسته ماجراهای تام بامبادیل همش شعره و شمال دو تا منظومه میشه) و اشعار دیگه فانتزی از تالکین حذف شدن و اینجا نیستن.
امیر فارامیر جان ضمیمه ارباب حلقه ها رو میگی!؟ شوخی نکنی! اون 3ماهه ترجمه شده و به همراه کتاب سوم ارباب حلقه ها ضمیمه شده و اگه بری چاپ جدید کتاب سوم رو بخری ضمایم رو میبینی. البته آقای علیزاده ضمایم رو به ما دادن که تو سایت بذاریم, میتونی صبر کنی و این جا بخونی.
در مورد درخت و برگ هم من الان ندارمش و دقیقا نمیدونم برای کدوم ناشره.
درخت و برگ ی که تو ایران میبینیم اسمیه که ناشر روش گذاشته و در اصل هیچ یک از کتابای تالکین به این شکل نیستن. درخت و برگ در اصل اسم یکی از داستانهای کتاب افسانه های قلمرو خطرناک ـه که توش علاوه بر درخت و برگ, ماجراهای تام بامبادیل, زارع گیل اهل هم , شعرهای کاملی که در ارباب حلقه ها نصفه نیمه اومدن, آهنگر اهل ووتن ماجور و ... رو دارا است. اما این انتشارات اومده فقط داستانها رو ترجمه کرده و اسمش رو درخت و برگ گذاشته, و در نتیجه منظومه ماجراهای تام بامبادیل(بله درسته ماجراهای تام بامبادیل همش شعره و شمال دو تا منظومه میشه) و اشعار دیگه فانتزی از تالکین حذف شدن و اینجا نیستن.امیر فارامیر جان ضمیمه ارباب حلقه ها رو میگی!؟ شوخی نکنی! اون 3ماهه ترجمه شده و به همراه کتاب سوم ارباب حلقه ها ضمیمه شده و اگه بری چاپ جدید کتاب سوم رو بخری ضمایم رو میبینی. البته آقای علیزاده ضمایم رو به ما دادن که تو سایت بذاریم, میتونی صبر کنی و این جا بخونی.
در مورد درخت و برگ هم من الان ندارمش و دقیقا نمیدونم برای کدوم ناشره.
برگ و درخت رو انتشارات طرح نو منتشر کرده و مترجمش آقای مراد فرهاد پوره
توصیه می کنم حتما مطالعه کنید. آقای فرهاد پور از اساتید بزرگ ادبیات هستند و تعداد کارهای ترجمشون که تمامشون هم در سطح عالی هستش کاملا محدوده ! یه مصاحبه با ایشون توی روزنامه ایران پارسال انجام شده بود اگه گیر آوردم لینک میدم... بحث جالبی در تالکین بود
درخت و برگ ی که تو ایران میبینیم اسمیه که ناشر روش گذاشته و در اصل هیچ یک از کتابای تالکین به این شکل نیستن. درخت و برگ در اصل اسم یکی از داستانهای کتاب افسانه های قلمرو خطرناک ـه که توش علاوه بر درخت و برگ, ماجراهای تام بامبادیل, زارع گیل اهل هم , شعرهای کاملی که در ارباب حلقه ها نصفه نیمه اومدن, آهنگر اهل ووتن ماجور و ... رو دارا است. اما این انتشارات اومده فقط داستانها رو ترجمه کرده و اسمش رو درخت و برگ گذاشته, و در نتیجه منظومه ماجراهای تام بامبادیل(بله درسته ماجراهای تام بامبادیل همش شعره و شمال دو تا منظومه میشه) و اشعار دیگه فانتزی از تالکین حذف شدن و اینجا نیستن.امیر فارامیر جان ضمیمه ارباب حلقه ها رو میگی!؟ شوخی نکنی! اون 3ماهه ترجمه شده و به همراه کتاب سوم ارباب حلقه ها ضمیمه شده و اگه بری چاپ جدید کتاب سوم رو بخری ضمایم رو میبینی. البته آقای علیزاده ضمایم رو به ما دادن که تو سایت بذاریم, میتونی صبر کنی و این جا بخونی.
در مورد درخت و برگ هم من الان ندارمش و دقیقا نمیدونم برای کدوم ناشره.
آآ!
از تو بعيده اینو بگی اسمه درخت و برگ يه اسم ارجینال براي چند تا از داستاناي کوتاه تالکين بوده.حتی تو بخش کتاب شناسی هم در موردش گفته شده.
http://www.collecttolkien.com/images/Bk ... ksSoft.jpg
متأسفانه اون چيزی که من خوندم يعنی فارسيش واقعاً برايه کسی که ازش لوتر رو خونده بودم ضعيف بود من به هيچ کس پيشنهاد نمیکنم که این کتاب رو بخونه! با این حال برگ برگ اثر نیگل دومی نداره
رینگیتور جان درسته کتابی به اسم درخت و برگ وجود داره, اما من دارم کتابی رو میگم که این ناشر از روش ترجمه کرده!
اولا این جلدی که گذاشتی , جلد اون درخت و برگ نیست که وجود داره. اگه دقت کنی عنوان خاصی هم نداره و سه تا عنوانی که توش گذاشته به یه شکلن و اصلا اسم این جلد درخت وبرگ نیست. جلد درخت و برگ عکس بالایی اونه که تو لیسته.
اون درخت و برگ اوریجینال که وجود داره , توش شعر میتوپیدای تالکین هستش با ماحرای The Homecoming of Beorhtnoth و همچنین برگ اثر نیگل و درباب داستانهای پریانی.
اما اینی که ناشر ایرانی ترجمه کرده, فقط برگ اثر نیگل رو از درخت و برگ اوریجینال داره. و به این نتیجه میرسیم که ناشر از کتاب داستانهای قلمرو خطرناک ترجمه کرده که همه داستانهای این کتاب فارسی درخت و برگ اونحا هستن , اما دست چینشون کرده و شعرها رو حذف کرده و اسم درخت و برگ اوریجینال رو روش گذاشته! اونم در حالی که جز یک داستان و یه تشابه اسمی, این دو تا کتاب هیچ ارتباطی باهم ندارند.
سوال اول و دومت رو که دوستان پاسخ دادن.
راجع به سومی به شورای خردمندان با تاپیک Arda = Real World مراجعه کن، اونجا یه بحث کامل راجع بهش وجود داره، که هنوز هم ادامه داره (البته کم کم داره به جاهای باریک میکشه!)
باز م به دلیلی که صد بار گفتم ببخشید فقط می خواستم بگم که این کتاب رو خوندم البته منظورم کتابی که آرون اشاره کردند.یعنی کتابی که ترجمه بود قصه ی اولش درمورد یک نقاشه که یک نقاشی به نام برگ داره یکی اش در مورد یک ستارهی جادویی ویکی ام کهطنزه درمورد یک اژدها ست وبه نوعی ادعایی به طنز در مورد تاریخ انگلستان داره
بنده برخلاف نظری که جناب رینگاتور دارن از کتاب خوشم اومد واون رو به بقیه توصیه می کنم هر چند لوتر قشنگ تره
کسی در مورد 3 حلقه ای که به الفها دادند چیزی میدونه؟ اون 3 حلقه رو به چه کسانی دادند؟
در نهایت این سه حلقه به گلارادیل،الروند و گاندالف داده شد.اگر کتاب و دقیق بخونی جواب سؤالتو میگیری.
گاندالف که الف نبوده. چطور صاحب حلقه شده؟
سه حلقه الفها تنها حلقه هایی بودند که کاملا بدون دخالت سائورون ساخته شدند و به دست اون پلید نشدند. این سه حلقه عبارت بودند از:
1-ننیا Nenya که حلقه آب یا حلقه آدامانت نامیده میشد. یک الماس روی اون کار گذاشته شده بود. آدامانت هم یک کلمه قدیمی برای الماسه که به جواهر روی حلقه اشاره میکنه. این حلقه فکر میکنم در ابتدا توسط خود کلبریمبور حمل میشد و اون بعدا حلقه رو به گالادریل داد.
2-ویلیا Vilya که حلقه هوا یا حلقه سافیر Sapphire نامیده میشد. نگینی آبی روی اون قرار داشت. اینکه چرا حلقه سافیر نامیده میشد نمیدونم. ویلیا در اصل به گیل گالاد سپرده شده بود ولی گیل گالاد اون رو به الروند بخشید.
3-ناریا Narya حلقه آتش که جواهری قرمز رنگ روی اون کار گذاشته شده بود. این حلقه هم در اصل به کیردان کشتی ساز تعلق داشت ولی وقتی ایستاری( ساحران) در بندرگاههای خاکستری وارد سرزمین میانه شدند کیردان حلقه اش رو به یکی از اونها که اولورین(گندالف) نام داشت بخشید زیرا میدانست که او بسیار قدرتمند تر از آن که به نظر می آید است.
سه حلقه الفها تنها حلقه هایی بودند که کاملا بدون دخالت سائورون ساخته شدند و به دست اون پلید نشدند. این سه حلقه عبارت بودند از:1-ننیا Nenya که حلقه آب یا حلقه آدامانت نامیده میشد. یک الماس روی اون کار گذاشته شده بود. آدامانت هم یک کلمه قدیمی برای الماسه که به جواهر روی حلقه اشاره میکنه. این حلقه فکر میکنم در ابتدا توسط خود کلبریمبور حمل میشد و اون بعدا حلقه رو به گالادریل داد.
2-ویلیا Vilya که حلقه هوا یا حلقه سافیر Sapphire نامیده میشد. نگینی آبی روی اون قرار داشت. اینکه چرا حلقه سافیر نامیده میشد نمیدونم. ویلیا در اصل به گیل گالاد سپرده شده بود ولی گیل گالاد اون رو به الروند بخشید.
3-ناریا Narya حلقه آتش که جواهری قرمز رنگ روی اون کار گذاشته شده بود. این حلقه هم در اصل به کیردان کشتی ساز تعلق داشت ولی وقتی ایستاری( ساحران) در بندرگاههای خاکستری وارد سرزمین میانه شدند کیردان حلقه اش رو به یکی از اونها که اولورین(گندالف) نام داشت بخشید زیرا میدانست که او بسیار قدرتمند تر از آن که به نظر می آید است.
سلام به همه. هرچند که به بحث زیاد مربوط نیست اما در تکمیل صحبت هالباراد عزیز بگم که Sapphire هم مثل Adamant اسم جواهریه که در ساخت حلقه بکار رفته. Sapphire نوعی کریستال معدنیه به رنگ آبی روشن با ترکیباتی از اکسید الومینیوم (Al2O3) (به نقل از دایره معارف بریتانیکا) در حقیقت Sapphire نوعی یاقوت کمیاب و به رنگ آبی هست.
حلقه ای که گندالف داشت مال کیردان کشتی ساز بود که وقتی اولورین(گندالف) وارد سرزمین میانه شد حلقه روبهش داد.
فارامیر عزیز لطفا جواب های سایرین رو هم نگاه کن که بعضا دقیق تر و کامل ترن و از پست تکراری پرهیز کن
البته سبک درخت و برگ به نظر من از سه گانه و کلاً فانتری جداست. بیشتر یه چیزی تو مایه های رالیسم جادویی و ادبیات امریکای لاتینه البته من فقط داستان اول رو خوندم. فکر می کنم واسه کسانی مثه من که از داستان هنای کوتاه مارکز و بورخس لذت می برن خوب باشه.
سلام به همه. هرچند که به بحث زیاد مربوط نیست اما در تکمیل صحبت هالباراد عزیز بگم که Sapphire هم مثل Adamant اسم جواهریه که در ساخت حلقه بکار رفته. Sapphire نوعی کریستال معدنیه به رنگ آبی روشن با ترکیباتی از اکسید الومینیوم (Al2O3) (به نقل از دایره معارف بریتانیکا) در حقیقت Sapphire نوعی یاقوت کمیاب و به رنگ آبی هست.
خب منم یه توضیح تکمیلی بدم:
کرندوم Corundum یه کانی قیمتیه که در کانی شناسی کلاً جزو اکسید ها طبقه بندی میشه همه اکسید ها چگالی و سختی بالای دارن و کروندوم با سختی 9 بعد از الماس سخت ترین کانیه.
کرندوم رنگهای مختلفی داره. نوع قرمزش همون یاقوت Ruby خودمونه. اگر در ترکیبش تیتانیوم جانشین آلومنیوم بشه رنگش آبی میشه که بهش یاقوت کبود یا سافیر Sapphire می گن. نوع سفیدش یاقوت سفید. نوع ارغوانی یاقوت ارغوانی و نوع زرد، توپاز شرقی نام داره و نوع سیاهش سنگ سمبادهEmery.
در هر حال اگه فرض کنیم که تالکین از درجه سختی اطلاع داشته میشه نتیجه گرفت با قرار دادن الماس (سختی ده) روی یه حلقه و یاقوت کبود (سختی نه) روی یکی دیگه می خواسته برتری حلقه اول رو نشون بده. دیپلم تجربی واسه این کار کافیه.
و اما این قسمت ماجرا جالب تره:
نام های دیگر یاقوت کبود عبارت اند از: نیلم، نیلا و نیله در هندی.ارزق در عربی.
در کتب قدیمی مسلمانان و هندیان در موردش زیاد نوشتن و خواص سحری و طبی آن رو از همه سنگ ها بیشتر می دونستن.
مردم یونان هم سافیر نذر خدایانشون می کردن.
در مورد خواص جادویی این کانی این قدر نوشتن که نگو. خلاصه اگه به خواص سحری کانی ها اعتقاد دارین توصیه میکنم یه هفت و هشت ده کیلوش رو آویزون خودتون بکنین.
هندی ها اونو 5 نوع می دونن:
گورتو: اندازه های کوچک و دراز که حاجات براورده می کنه.
سنگرت: همیشه می درخشه و برکت میاره و دیگران بهمون محبت می کنن(مثلاً اگه این با فرودو بود توی برح کیریت آنگول شلاق نمی خورد)
درناری: درمقابل نور خورشید انعکاسش بی رنگه و برکت میاره و ثروت.
پارشوورت: درخشندگی طلایی و بلوری داره. شهرت میاره و ناموری.
رنج کیتو: اگر در ظرف آب باشه آب ظرف رو آبی می کنه(انعکاس نورش) و براتون ترقی و پیشرفت میاره و اولاد.
هندی ها شش نوع عیب هم برای نیلم برشمردن که اگه نیلم تون فلان جور باشه فلان بلا سرتون میاد.
در هر حال برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع کنید به:
کانی شناسی غیر سیلیکات ها - دکتر سید محمد حسین رضوی - انتشارات دانشگاه تربیت معلم. سال 1382 - صفحه 116
The Complete Encyclopedia of Minerals - Peter Korbel & Milan Novak - Rebo International, Netherlands 1999
خواص سحری و درمانی سنگ ها - -مسعود رضائیان عطار - نشر و پخش آیلار. صفحه 35
طبیعیه که نوشته های این کتاب آخری به هیچ وجه مورد تایید من نیست ولی چون حال و هوای جادویی و اسطوره ای داره ممکنه جالب باشه.
در صفحه 83 اون انگلیسیه هم می تونین عکس های رنگی فوق العاده ای از کرندوم، یاقوت قرمز و کبود ببین.
کتاب اول رو اکثر کتاب فروشی های انقلاب دارن. دومی رو شهر کتاب مرکز داره و سومی هم انقلاب بازارچه کتاب، نشر آیلار.
عکس های زیبایی از سافیر نگین سحر آمیز
فارامیر عزیز لطفا جواب های سایرین رو هم نگاه کن که بعضا دقیق تر و کامل ترن و از پست تکراری پرهیز کن
ببخشید من نمیدونستم که در صحفه دوم هم پاسخی هست
اون زماني كه سائرون به الفهاي اره گيون طرز درست كردن حلقه هاي قدرت رو اموخت گيل-گالاد و الروند كه در ليندون ساكن بودن و بزرگترين قلمرو الفي رو داشتن به سائرون مشكوك بودن و اون رو به قلمرو خودشون راه ندادن وبه كلبريمور هشدار دادن اما الفهاي اره گيون مجذوب سائرون شدن پس ويليا كه قدرتمندترين حلقه در بين اون سه تا بود چه طوري به دست گيل-گالاد افتاد چون الفهاي اره گيون فكر مي كردن كه گيل-گالاد مي خواد تنها سرزمين قدرتمند در بين الفها رو داشته باشه و هشدار اون ها در مورد سائرون رو به همين خاطر مي دونستند؟
خوب حالا جنس حلقه از چی بود؟
در مورد حلقه ي Vilya يا سافير sapphir حلقه ي (هوا و اسمان) خود sapphir از zephir يعني نسيم گرفته شده!
این از نگینش. جنس خود حلقه چی بود؟ طلای واقعی؟ یا رنگش طلایی بود؟
یه سوال .
وقتی حلقه ای که دست فرودو بود به همراه گالوم در آتش کوه نابودی از بین رفت آیا بقیه حلقه ها ازبین نرفتند ؟ آیا همچنان قدرت خود را حفظ کردند ؟
آیا قدرت حلقه وابسته به قدرت حلقه اصلی داستان نبود
خوب البته كه قدرتشون رو از دست دادن چون دوران حكمراني حلقه ها در دوران سوم به پايان رسيده بود.ولي از بين نرفتن چون حلقه ها هنوز به دست الروند و گالادريل و گندالف بودند(صحنه خداحافظي).خوب وقتي حلقه قدرت وجود داشت آنها هم قدرتمند بودن و با نابودي حلقه يگانه قدرتشونو از دست دادن.به نظر من حلقه هاي نزگول بايد نابود شده باشن.حلقه دورفها كه 3 تاش دست سارون بود و 4 تاش توسط اژدها نابود شد.خوب وقتي سارون نابود شد اونها هم نابود شدن.تموم شد؟آره ديگه.7تا دورفها,9تا آدم ها,3 تا الفها و يكي هم حلقه يگانه.
در تکمیل گفته های گولوم عزیز باید بگم که نوزده حلقه انسانها و دورفها و الفها توسط سائورون تحت تسلط حلقه یگانه در اومده بودند. از شانزده حلقه انسانها و دورفها چندان کار زیادی بر نمیومده چون اولا اون حلقه ها با دخالت مستقیم سائورون ساخته شده بودند و ثانیا حاملان اون حلقه ها چندان از نظر روحی قوی نبودند. اما سه حلقه الفها کاملا بدون دخالت سائورون ساخته شدند و پلید نشده بودند. ضمن اینکه افراد قدرتمندی اونها رو حمل میکردند و از قدرت اونها برای به وجود آوردن زیبایی استفاده میکردند. هرچند که فکر میکنم توی ضمیمه های ارباب حلقه ها نوشته شده که الفها با استفاده از قدرت حلقه ها چیز جدیدی خلق نکردند بلکه در خاطره گذشته زیستند.
به وجود همه این حرفها با از بین رفتن حلقه یگانه قدرت این حلقه ها هم از بین رفت و الفها دیگه نمیتونستن اون زیبایی ها رو بسازند. همونطور که توی داستان آرون و آراگورن میخونی که آرون از زیر درختان مالورن در حال پژمردن لورین میگذره. لورین هم به وسیله قدرت حلقه گالادریل اونطوری شده بود و چون حلقه قدرتش رو از دست داد لورین هم شروع به زوال یافتن کرد.
يه جا تو سايت خوندم آرون بعد از مرگ آراگورن به لورين رفت و يك سال بعد آنجا مرد.پس حتما لورين باقي بوده كه آرون رفته اونجا.درسته؟!
گولوم جان لورين بوده ولي به خا طر اينكه قدرت سه حلقه با از بين رفتن حلقه يگانه از بين مي رفت و زيبايي لورين همانطور كه هالبارد عزيز گفته به وسيله حلقه گالادریل بوده با تمام شدن قدرت حلقه او لورين هم شروع به زوال كرده و زماني كه آرون پس از مرگ آراگورن به آنجا رفت در ختان مالورن در حال پژمردن لورین بودند.
خوب حالا جنس حلقه ی یگانه از چی بوده ؟ اگه میشه جواب بدین ...
به نظر میرسه که از طلا بوده. یعنی تالکین ظاهرش رو جوری توصیف کرده که به نظر شبیه طلا میاد. اگر جنسش چیز دیگه ای بوده باشه من خبر ندارم.
بله ظاهرا از طلا بوده چون توي كتاب چند بار با صفت طلا مشخص شده است! پس ميشه گفت طلا بوده ! و يا حداقل اين مورد صد در صد درست است كه طلايي رنگ بوده!
من دقيقا نميدونم اين زوج خوشبخت چند سال بعد از نابودي حلقه زندگي كردن ولي بايد زمان زيادي بوده باشه.به نظرتون نبايد لورين زودتر از اين حرفها نابود مي شد؟
گولوم جان توضیح بده ببینم کدوم زوج رو میگی؟ آراگورن و آرون؟ یا گالادریل و کلبورن؟
خوب رفيق هالباراد عزيز,گالادريل و كلبورن كه فاني نبودن در نتيجه منظورم بايد آرون و آراگورن بوده باشن.درسته يك كم جمله ام كژتابي داشت.
خوب گولوم عزیز، آراگورن در زمان تاجگذاری 90 سال داشت و در 120 دوران چهارم درگذشت. پس این 120 سال رو با آرون زندگی کرد و کلا 210 سال عمر کرد. یک سال بعد از درگذشت آراگورن هم که آرون درگذشت. اما راجع به این که تا اون موقع باید لورین از بین میرفت باید بگم که لورین با قدرت حلقه گالادریل ساخته شده بود و قدرت حلقه بیشتر از اونی بود که به این زودیها از بین بره. در واقع در زمان درگذشت آرون درختان مالورن لورین در حال پژمردن و رنگ باختن بودند.