پیشرفت علم در آردا

تعداد پست‌ها: 52

گفته بودم که اگر داستان را مورد نظر خودم قرار دهم

سوال های زیادی در ذهن من پیدا میشه...

یکی از این سوال ها پیشرفت هست..

ما همه و همه میدونیم که الف ها و انسان ها و دورف ها...

همه هوشمند بودند...و از عقل بسیار باهوشی برخوردار بودند..

آردا هم زمین غنی از تمام مواد معدنی و ... هست...

چه چیزی باعث شد که چند هزار سال از تاریخ آردا گذشته..

ولی علمی پیشرفت نکرد...و همان شمشیر و سپر همیشگی

صلاح آنها بود؟

بله دورف ها ضره های قویی ساختند..

الف ها شمشیر های خوبی ساختند.

انسان ها کاخ ها و شهر های خوبی ساختند.

ولی هیچی از آن ماهیت اولی تکن نخورد.

مثلا اگر الف ها واقعا باهوش بودند چرا پی به معادن و منابع نبردن؟

و گوگرد و باروت را به کار نگرفتند؟

در کل بعد از گذشت چند هزار سال.

همون شکل ابتدایی خودشونو حفظ کردند.

ببين ملكور جان،بهتره دنياي تالكين رو كه آغاز روزگاران رو شرح ميده با زمان فعلي خودمون مقايسه نكنيم.الان عصر اطلاعات و ارتباطات هست...عصري كه اونقدر ابزارها پيشرفته هستن كه راه رو واسه ساختن چيزاي جديد هموار مي كنن.

اصلا چرا بريم تو دنياي تالكين؟!تو دنياي خودمون هم همين بوده...فكر مي كني انسان اوليه (منظورم انسان از نسل آدم ابو البشر هست)(اينجوري گفتم چون انسان هاي اوليه از نظر علمي عقل درست حسابي نداشتن) پس از گذشت چند هزار سال چقدر توي ساخت سلاح يا استفاده از ابزار هاي پيشرفته نظير باروت موفق بود؟هيچي!البته من تاريخ اونا رو درست حسابي نمي دونم ولي ميشه تصور كرد كه سرعت پيشرفت تكنولوژي تو اون زمان خيلي خيلي كمتر از الان بوده...

الف ها و انسان ها و دورف ها هرچقدر هم كه هوشمند باشن باز هم محدوديت هايي داشتن...

منظورم این است که در طی چند هزار چندی..

هیچ تکامل علمی نشده..

منظورم این نیست که فقط چرا تفنگ و یا مبایل ندارن..

همه چیز در آردا جادویست..

جادو و علم الف که بیکار ننشستن...

چرا تکامل پیدا نکرده؟

اگر کرده کجا؟

تو داستان را با واقعیت اشتباه گرفتی تالکین می خواسته دنیایی خلق کنه که مثل گذشته باشه به دور از هیاهوی امروزی و آرامشی رو داشته باشه که امروزه ماشین ها اونو از بین بردند

چرا وقتی قاره آمریکا کشف شد پیشرفت سرخ پوستان نسبت به اروپا هیچ بود؟

چرا وقتی استرالیا کشف شد بومی هاش مثل انسان های اولیه بودن؟

man fonte farsi felan nadaram.ba puzesh besyar.hatman ta farda shab 2rost mikonam in post ro

melkor morgoth aziz:pishraft ro chi miduni?sakhte silmaril pishraft nabude?sakhte halghe pishraft nist?baroot ham ke tavasote saruman be kar gerefte shode.nemidunam in che iradie?alvae bar hameye ina tolkin dastani sakhte ke jay jayesh por az hesse nostalgia mibashaD.hame ja gofte shode ke aslan elme bashar va elf(va albate ghodrateshn) dar morure zaman tahlil raft.

be nazaret chiziz mese silmarill ha ba chizi dar 2nyaye Mruz ghabele moghayese hast?haminjast ke bayad fargh gozasht beyne fantasy va main stream

پیشرفت رو در تفاوت لباس پوشیدن..

و صلاح جنگی

این که یه عمری در جنگ دشمن بودن..

هیچ کشف جدیدی نشده..

شمشیرهایی که توی گاندولین میساختن خیلی بهتر از قبل بود زره هاشون زنگ نمیزد.

توی موسیقی پیشرفت کردن.

کلبریمبور دانش ساخت حلقه ها رو بدست آورد و دروازه موریا رو ساخت و خیلی چیزای دیگه.

اینا همش پیشرفته

بسیار خوب..

ممنونم...

به پاسخم رسیدم.

ولی یه چیز دیگه:

عکسی رو که در امضاء خودم گذاشتم میبینی؟

همون عکس ملکور.

ایشون چرا شمشیر رو برعکس گرفته؟

شمشیر زدن بلد نیست؟

سوال اولت ملکور جان مدتی ذهن من رو هم مشغول کرده بود ... اتفاقن نکته ی جالبیه و قابل بحثه ... حتی اگر یکم بیشتر دقت کنی میبینی که در دنیای تالکین علاوه بر رکود زمانی با پسرفت هم مواجهیم ... چه برسه به پیشرفت! ...

ینی دوران نخست به مراتب پیشرفته تر از دوران سوم و وقوع جنگ حلقه هستش ... مثلن از معماری برج ها و شهر ها همیشه در دوران سوم صحبت می کردند و به اون روزگار غبطه می خوردند ...

والا منم زیاد جواب قانع کننده ای برای سوال تو ندارم ... ولی شاید تالکین با این حرکت میخواسته تحولات و پیشرفت هایی که الان بشر به داشتنشون افتخار می کنه رو به سخره بگیره ... {شاید... }

در مورد سوال دومتم ... عزیز اون شمشیر نیست دست ملکور! اون پتک معروف ملکور " گروند" هستش ... این چون داشته سریع حرکت میداده خوب تو عکس نیوفتاده شما فکر کردی شمشیر بر عکسه :دیی!!

ارادتمند...

ت.ت

همونطور که تورین تورامبار گفت اون پتک نه شمشیر. این تصویر جنگ ملکور با فیلنگولفینه که با پتکش فینگولفینو له میکنه. :D

حتی اگر یکم بیشتر دقت کنی میبینی که در دنیای تالکین علاوه بر رکود زمانی با پسرفت هم مواجهیم ... چه برسه به پیشرفت! ...

ینی دوران نخست به مراتب پیشرفته تر از دوران سوم و وقوع جنگ حلقه هستش ... مثلن از معماری برج ها و شهر ها همیشه در دوران سوم صحبت می کردند و به اون روزگار غبطه می خوردند ...

این پسرفت در مورد الفها منطقیه. اینکه کسی نتونست مثل فئانور سیلماریل بسازه دلیلش اینه که فئانور استاد بزرگی داشت(آئوله) که نسلهای بعدی نداشتن. کلبریمبور هم حلقه ها رو ساخت و به کمک استادی ضعیفتر(سائرون) تونست اونا رو به کمال برسونه. الفها در آمان در اوج بودن چون پیش والار بودن و علم و معرفت رو از اونا تا حد کمال یاد گرفتن اما وقتی از اونجا رفتن به دلیل اینکه از والار دور شدن نتونستن کاای بزرگتری انجام بدن.

اما در مورد انسانها واقعا پیشرفت وجود داره وقتی اونا به بلریاند وارد شدن هیچ چیزی بلد نبودن کوچ نشین بودن و شهرسازی نمیدونستن اما بعدها خیلی چیزا از الفها یاد گرفتن و تونستن برجهای بزرگ و شهرهای تسخیر ناپذیر بسازن.

خوب...دوست عزیز..

اگه میگی پتکه...

ببخشید..

یکمی شبیه کاردک نیست؟

یا چوب گلف؟

خیلی پهنه آخه..

به آواتار من نگاه کن!

اونجا شمشیره.

اینجا یه چیز دیگه.

نمیدونستم سر پتکش انقدر کوچولو هست.

اینه اینه:

T

اين تصوير خيلي منطبق با نوشته ها نيست و مقياس توش رعايت نشده.فين گولفين با اسبش به زور قدش اندازه مچ پاي ملكور بودهو البته براي اينكه تصوير بهتري از پتك داشته باشي،توي ارباب حلقه ها اون د‍ژكوبي كهدر نبرد پله نور براي فتح دروازه ميناس تريت استفاده ميشه،اسمش گروند هست و نمادي از پتك ملكور بوده كه به اورك هاشجاعت ميداد!حالا فهميدي خود پتك چي بود؟ :D

آهان فهمیدم.

ولی یه چیز بزرگتر از قدشو برداشته...

نه؟

یهو دیدی پتکش ملکور رو اینور اونور میکوبید.

کسی چه میدونه؟

تازه اگر پتکم باشه اصلا شیوه ی زدن رو درست نکشیدن.

با اون سرعتی که اون داره پتکشو میچرخونه.

نمیتونه جلوشو بگیره . به سر خودش برخورد میکنه.

و به لیست عکس های وحشت ناک میره.

آخه سرشو جلو خم کرده.

پتکشو عقب.

و داره دورانی میچرخونه.

و باعث از دست رفتن خودش میشه

در هر صورت که دلاوری فین گولفین توش موج میزنه.این فین گولفین واقعا دوست داشتنی ترین شخصیت سیلماریلیونه

این فینگولفین همیشه اینجوریه؟

بره با هم قد خودش شمشیر بازی کنه دیگه!

فکر کنم تو این تصویر واضح تر باشه

TN-Morgoth_and_the_High_King_of_Noldor.jpg

این که همون آفریقایست!!

ملکور آفریقایی

خوب قیافه اصلیش همینه برای همینم توی عکسی که تو امضاته نقاب گذاشته رو صورتش تا قیافه اش معلوم نشه :D

جوونم...

ارو عجب زیبا آفریدش!

این قیافه توسط خود ملکور انتخاب شده. والاها زمانی که روی سرزمین میانه اومدن هر کدوم ظاهری برای خودشون انتخاب کردن که دیده بشن

با سلام ودرود فراوان !

واقعا که تاپیک های خیلی جالبی در این آردا وجود داشت که الان به دست فراموشی سپرده شده !!!

و اما من ارباب نارنیا آن ها را دوباره حیا خواهم کرد و دوباره آن ها را فراخواهم خواند !!

جناب ملکور سوال جالبی رو پرسیده !!

و دوستان به نظر من در جواب یه ذره کوتاهی کردند !! :دی

در این زمان کنونی این سوال فکر من رو مشغول کرده که چرا اردا پیشرفت نکرده !!

البته در این رابطه تاپیک های مختلفی وجود داشت !

اما سوال کلی : به نظرتون چرا سرزمین میانه در طی سه دوران پیشرفتی نکرده ؟؟

اگه این جوری باشه فکر کنم در روز واپسین تورین تورامبار با همون سپر و شمشیر می ره به جنگ ملکور مورگوث !! :دی

و اما مهدی نوشته :

شمشیرهایی که توی گاندولین میساختن خیلی بهتر از قبل بود زره هاشون زنگ نمیزد.

توی موسیقی پیشرفت کردن.

کلبریمبور دانش ساخت حلقه ها رو بدست آورد و دروازه موریا رو ساخت و خیلی چیزای دیگه.

اینا همش پیشرفته

به نظرم یه ذره غیر معموله تو سه دوره فقط یه سری اهنگ درست کنی و سه چهار تا حلقه و دو تا سه تا دروازه ؟؟؟

پ.ن :

در حالت کلی اگه توجه کرده باشید تو بیشتر داستان های فانتزی زمان خیلی کند حرکت می کنه !!

تو نارنیا از زمانی که چهار خواهر رو برادر برای بار دوم به نارنیا می رن یه بازه ی زمانی چندین ساله می گذره اما نارنیا هنوز یه شکل داره !!

تو هری پاتر با پیشرفت تکنولوژی باز کار های قدیمی می بینیم و ...

جالب تر اینه که سرزمین نقش خوب ها زیاد پیشرفت نمی کنه و به قولی همون بافت قدیمی رو داره اما شهر نقش بد ها یه پیشرفت قابل توجهی داره !!

فعلا همین !

دانش بنده اون قدر نیست که بتونم قاطعانه در مورد سرزمین میانه حکم بدم ولی در ادامه ی حرف اصلان، باید یادآوری کنم که در بیشتر داستان های فانتزی، ما با نوعی حس نوستالژی روبرو هستیم (توجه دوستان رو جلب می کنم به این نکته که اصل این واژه به معنای دلتنگی برای خانه هستش نه لزوماً گذشته) و این مسأله ممکنه یکی از ریشه های حالتی باشه که اصلان تحت عنوان کند بودن زمان بهش اشاره کرد.

دنياي تالكين با دنياي ما فرق هاي اساسي داره. يكيش همينه.

به نظر من دليل عدم پيشرفت در آردا يكيش اينه كه از وضعيتشون راضي هستند

يكي ديگش شايد اين باشه كه دنيا كاملا مسخر ما انسان هاست اما در آردا در سه دوران اول اين گونه نبود

منظورم اينه كه والار آردا را با تمام متعلقاتش در آغاز دوران چهارم در اختيار انسان گذاشتند و الف ها نيز مهاجرت كردند

و تازه ميشه آغاز تمدن انسان

اگر تالكين زنده ميماند شايد روش كار ميكرد

شايد يك دليل ديگش هم برگرده به سبك حماسي كتاب و سير داستاني...

تالکین در زمان انقلاب صنعتی انگلستان زندگی میکرد. زمانی که جنگلها از بین میرفتن تا جاشون رو به کارخانه ها بدن. تالکین از این وضعیت خوشش نمیاد و توی کتابش هم اثری از زندگی صنعتی دیده نمیشه.

در واقع تالکین این نوع پیشرفت رو دوست نداشته.

ولی من تا اونجایی که یادم میاد یه چیزهایی مثل باروت سارومان درست کرده بود و در نبرد هلمز دیپ از اونها استفاده می کردند؛ ایناهاش (!) :

" ... آنگاه صدای تصادم چیزی شنیده شد و برق شعله آتش و دود به چشم خورد. آب های رودخانه گودی غرش کنان و کف آلود بیرون ریخت: راه آب دیگر مسدود نبود، شکافی بزرگ با انفجار در دیوار ایجاد شده بود. فوج اشباح سیاه به داخل سرازیر شد. ..."

در ضمن به نظر من آنها خواسته شان بیشتر تقویت قدرت فردی بود تا قدرت وسیله هایشان (مانند بوجود آمدن یورک-های ها).

بله پيشرفت صنعتي تا حدودي وجود داشته اما اين نوع پيشرفت مخصوص نيروهاي شر بود.(همين نشون ميده كه تالكين از اين نوع زندگي جديد خوشش نمياد)

بنگ بنگ

اول یه خواهشی که دارم اینه که در صورت امکان اسم تاپیکو عوض کنین چون موضوع تاپیکو اصلا نشون نمی ده.

دوم پیشرفتی که داریم در موردش بحث میکنیم با ستیز با طبیعت همراه که تالکینی که عشق طبیعته مسلما از این موضوع خوشش نمیاد.

سوم اگر که یکی از مهمترین عناصر پیشرفت بشریت رو جنگ و نیرو ی نظامی و قدرت بدونیم این مسئله تو دنیای تالکین چقدر در مورد انسان ها دورف ها تاثیر داشته؟

این مسئله پیشرفت چندان بغرنج نیست مثلا نحوه زندگی انسانهای 3000 سال پیش با 2000 سال پیش چندان توفیری نداره در 500 سال اخیر سرعت پیشرفت چندین برابر شده در گذشته گاها به دلیل سقوط بعضی تمدن ها پس رفت هم داشتیم

خوب دوستان عزیز!درباره علم در تاریخ آردا صحبت کنیم.از چه زمانی مردمان آردا شروع به یادگیری علم کردند؟آیا اونها هم فرایندی شبیه به ما برای یادگیری درباره ی دنیای خود دارند؟یا تماما از طرف والار و مایار هدایت می شدند؟تقسیم دانش در بین مردم چگونه است؟آیا به غیر از خاندان های بزرگ ومهم ،افرادی از مردم عادی نیز دانش قابل توجهی داشته اند؟اگر داشته اند بیشتر در چه زمینه ای بوده؟چه تفاوتی بین الف ها وانسان ها ودورف ها در این زمینه وجود داشته است؟

البته درباره هنر آهنگری یا جواهر سازی اطلاعات زیادی هست اما می خواستم ببینم آیا تالکین به دانش مردمان آردا از دنیای خود اشاره کرده یا نه؟

متشکرم.

راستش ایمان جان به نظر من پیشرفت علم در دنیای فانتزی جذابیت اون دنیا رو کم می کنه.من عقیده دارم یکی از زیبایی های دنیای فانتزی اینست که علم در آن حرف زیادی برای گفتن ندارد.علم اندک باعث دور شدن از هیاهو و جنجال دنیای واقعی میشه.

می شه گفت علم اول نزد آینور بود و بس. الدار که به والینور رفتند با فراگیری علم توانستند آهنگری و ... بیاموزند.مهارت مردمان غرب در درمان زخم ها(همون طبابت) نیز بی نظیر بود.

من خودم منبع علم سیندار رو نمی دونم ولی شاید ملیان مایا در فراآموزی آن نقش داشته.(شاید هم دروف ها به آنان آموختند)در هر صورت وقتی نولدور به سرزمین میانه بازگشتند توانستند یه چیزایی به سیندار و ایضا اداین بیاموزند.(مهارت دورف ها هم از آئوله نشات گرفت) منبع علم زیاد نومه نوری ها هم , همین الدار بودند که در اوایل پادشاهی نومه نور به اونجا می رفتند. با مهاجرت نومه نوری ها به بنادر سه گانه(پلارگیر و اومبار و لونددائر) آن ها به مردمان ساکن سرزمین میانه دانش آموختند و از تاریکی خارج ساختند.

حالا می رسیم به زمینه های دانش.به نظر من بهتره هیچ وقت علم رو توی دنیای فانتزی مورد بررسی قرار ندیم چون لطمه می زنه. یحتمل علوم اول آردا , طبابت و آهنگری . جواهرسازی بوده.همون علومی که از 6000 سال پیش هم وجود داشت. چیز هایی که تجربی هستن و تا حد زیادی پیش پا افتاده اند.

*تنها باگی که وجود داره ,باروت هست.باروت هم در اختیار سارومان و هم در اختیار سائورون(توی فصل محاصره ی گوندور به صراحت اشاره شده که اورک ها با انفجار در راماس اخور رخنه ایجاد می کردند) بوده.من حدس می زنم که چون این دو از شاگردان آئوله بودند , از او این علم رو آموخته اند.گندالف هم آتش بازی بلد بود , که شاید از سارومان فراگرفته بود. ولی کشف باروت هم همچین چیز عجیبی نبود.یه مشت کیمیاگر خوش شانس کشفش کردن(کلا کیمیاگری هم خلاقیت نمی خواد.درسته که پایه ی شیمی نوین شد ولی 90 درصد روی بخت و اقبال می چرخید)

پ.ن:بحث ساخت حلقه ها و پلان تیر و سیلماریل ها کاملا جداست و به نظر من بهتره مورد بررسی قرار ندیم.چون همون آسیبی که گفتم را به دنیای فانتزی آردا وارد می کنه.

فکر کنم تاریخ علم در آردا زمانی اتفاق می افته که اورومه به پیش الف ها میاد و به اون ها چیزای جدید یاد میده.

نه.من فكر كنم تاريخ آردا از زماني كه ايلووآتار دنيا رو به آينور نشون داد شروع شد.چون همه ي ماجرا ها هم بعد از اون به وجود اومد.

فکر کنم تاریخ علم در آردا زمانی اتفاق می افته که اورومه به پیش الف ها میاد و به اون ها چیزای جدید یاد میده.

شاید اگر میگفتی تاریخ تمدن و در حقیقت سرآغاز شکل گیری تمدن الف ها بهتر بود. البته قبل از اون الف ها در کوئی وینن اقدام به ابداع کلمات و سرودن شعر و ترانه کرده بودند اما با اومدنشون به والینور تمدنشون شکل واحدی به خودش گرفت.

نه.من فكر كنم تاريخ آردا از زماني كه ايلووآتار دنيا رو به آينور نشون داد شروع شد.چون همه ي ماجرا ها هم بعد از اون به وجود اومد.

منظور ادل هارن تاریخ علم و تمدن در آردا بود نه تاریخ شکل گیری اون. این ها دو مسئله جدا هستند...

بله منظور من تاریخ علم و تمدن در آردا بود.

در سیلما به الفی به نام رومیل اشاره می شود که در علم ودانش چیره دست بوده است وهمچنین اولین کسی بود که حروف را ابداع کرد.پس از آن ظاهرا ماهتان آهنگر که پدر زن فئانور هم هست جزو اولین کسانی بود که به پیشرفت علم در بین الف ها کمک کرد

یک موضوعی در آردا وجود داره که من رو انگشت به دهن گذاشته... :))

هزاران سال از عمر سرزمین میانه گذشت اما انسان ها پیشرفت علمی خاصی نداشتند.مثلا در ضمینه ی سلاح های جنگی،از همون سلاح هایی استفاده میکردند که قبلا هم داشتند.شمشیر-کمان-گاهی منجنیق.

حالا میگیم الف ها عاشق طبیعت بودند و دوست نداشتند اون رو به خاطر پیشرفت صنعت خراب کنند اما دیگه انسان که زیاد خصلت الف ها رو نداشتند.این هم برتری انسان ها رو ثابت میکنه؟؟

البته نا گفته نمونه که بخشی از زیبایی داستان های تالکین به قدیمی بودنشه. :|

یک موضوعی در آردا وجود داره که من رو انگشت به دهن گذاشته... :))

هزاران سال از عمر سرزمین میانه گذشت اما انسان ها پیشرفت علمی خاصی نداشتند.مثلا در ضمینه ی سلاح های جنگی،از همون سلاح هایی استفاده میکردند که قبلا هم داشتند.شمشیر-کمان-گاهی منجنیق.

حالا میگیم الف ها عاشق طبیعت بودند و دوست نداشتند اون رو به خاطر پیشرفت صنعت خراب کنند اما دیگه انسان که زیاد خصلت الف ها رو نداشتند.این هم برتری انسان ها رو ثابت میکنه؟؟

البته نا گفته نمونه که بخشی از زیبایی داستان های تالکین به قدیمی بودنشه. :D

اگه منظورتون از پیشرفت,پیشرفت هایه که امروزه شاهد ان هستیم,باید بگم اگه این جور سلاح ها وارد دنیای تالکین میشد اثار استاد این همه طرفدار نداشت.

این کار استاد قابل تحسینه.من خودم که دوست نداشتم داستان این طوری میشد.چون اون جذابیت خاص خودشو از دست میداد.

شما فک کن ویچ کینگ با هلیکوپتر به میناس تریت حمله میکرد :|داستان قشنگ میشد؟؟

اگه منظورتون از پیشرفت,پیشرفت هایه که امروزه شاهد ان هستیم,باید بگم اگه این جور سلاح ها وارد دنیای تالکین میشد اثار استاد این همه طرفدار نداشت.

این کار استاد قابل تحسینه.من خودم که دوست نداشتم داستان این طوری میشد.چون اون جذابیت خاص خودشو از دست میداد.

شما فک کن ویچ کینگ با هلیکوپتر به میناس تریت حمله میکرد :|داستان قشنگ میشد؟؟

من بعد از اون قضیه رو میگم. اما این قضیه ی ویچ کینگ که گفتی خیلی باحال بود :))

استاد خودش یکی از مخالفان صنعت و دوستدار طبیعت بود. برای همین توی داستان هاش صنعت رو به شکل سیاهی نشون داد. مثلا سارومان که طبیعت رو برای ساخت تجهیزات تقریبا پیشرفته و صنعتیش خراب میکرد از انت ها شکست خورد. سایورون و ملکور هم تقریبا از صنعت برای تبدیل الف و انسان به اورک استفاده میکردن که در آخر نابود شدن. سایورون و سارومان هم از مایاهای آیوله صنعتگر بودن و سرانجام جفتشون پلیدی و نابودی ابدی بود.

حتی خود تالکین نسبتا آروم و به دور از صنعت و به قولی زندگی هابیتی داشت! :))

نه اینکه استاد مخالف صنعت باشه. استاد مقابل صنعتی ایستاد که بواسطه ی اون طبیعت نابود میشد. مثلا سارومان فنگورن رو سوزوند و درختان رو قطع میکرد تا خودشو مجهز کنه. یا همون سائرون و ملکور طبیعت الف ها رو تباه میکرد و اورک میساخت. هر جا طبیعت به خاطر صنعت و پیشرفت های تکنولوژی قربانی بشه دردناکه میشه.

وگرنه استاد تالکین قطعا به نیاز بشر به صنعت واقف بوده. و اونو به معنای واقعی کلمه اش سیاهی نمیدونسته.

من هم موافقم که استاد صنعت رو سیاهی جلوه نداده .ولی صنعت خود به خود در بعضی جاها باعث نابودی طبیعت میشه واستاد هم دوستدار طبیعت بوده ومیشه گفت دلیل اینکه صنعت دربین شخصیت های خوب یا مثبت رواج نداشته. نه اینکه صنعت اصلا نبوده چون ساخت سلاح هم یه نوع صنعت محسوب میشه ولی صنعت پیشرفته ای در اثار استاد نمیبینیم.

لطفا در تاپیک مربوط بحث کنید و پست بدید.

پست ها منتقل شدند.

با تشکر

پ.ن

این پست حذف خواهد شد.

خب البته نویسندگان مثل دارن شان هم هستن که سعی کردن گاهی جنگ تن به تن با نبرد با سلاح های گرم هم پیوند بزنن ولی من خیلی موافق این جریان یستم وجنگ رو به صورت سنتی تر اون بیشتر ترجیح میدم.

موضع اصلی اینه که به هر هال در هر تمدنی علم پیشرفت میکنه و ساکنان اردا هم بالاخره یه روز باید به تکنولوژی های پیشرفته تر دست پیدا کنن.این طورنیست آیا؟

در بین همه ی موجودات و نژاد های آردا،صنعت در بین دورف ها پیشرفت چشم گیری داشت.اما علم با صنعت فرق میکنه.الف ها علم و دانش زیادی داشتن،حتی بیشتر از دورف ها و انسان ها،اما به خاطر دوست داشتن طبیعت،علمشون رو در صنعت گری های پر دود و آتش به کار نمیبردن.

به نظر من ممکنه پیشرفت علم در آردا توسط الف ها حتی خیلی بیشتر از الان بوده.اما به کار نمیرفته.

مثلا galexi elf @-)

لطفا در تاپیک مربوط بحث کنید و پست بدید.

پست ها منتقل شدند.

با تشکر

پ.ن

این پست حذف خواهد شد.

ببخشید جناب تور این پست حذف نشد @-)

(ببخشید شوخی کردم)

در بین همه ی موجودات و نژاد های آردا،صنعت در بین دورف ها پیشرفت چشم گیری داشت.اما علم با صنعت فرق میکنه.الف ها علم و دانش زیادی داشتن،حتی بیشتر از دورف ها و انسان ها،اما به خاطر دوست داشتن طبیعت،علمشون رو در صنعت گری های پر دود و آتش به کار نمیبردن.

به نظر من ممکنه پیشرفت علم در آردا توسط الف ها حتی خیلی بیشتر از الان بوده.اما به کار نمیرفته.

مثلا galexi elf :))

اتفاقا علم و صنعت کلی به هم مربوط میشن چون علمه که صنعت رو میسازه و اگه علم نباشه صنعت هم نیست.اف ها هم بیشتر علمشوننو صرف ساختن جواهرات میکردن.

نمیدونم منظورت از galexiچیه اگه منظورت گوشیه که میشهgalaxi(ببخشید اینم شوخی بود)

ببخشید جناب تور این پست حذف نشد @-)

(ببخشید شوخی کردم)

اتفاقا علم و صنعت کلی به هم مربوط میشن چون علمه که صنعت رو میسازه و اگه علم نباشه صنعت هم نیست.اف ها هم بیشتر علمشوننو صرف ساختن جواهرات میکردن.

نمیدونم منظورت از galexiچیه اگه منظورت گوشیه که میشهgalaxi(ببخشید اینم شوخی بود)

بله درسته.الف های نولدور مهارت بی نظیری در کار های صنعتی داشتن.افراد شاخص بسیاری هم در این زمینه مثل کله بریمور حلقه ساز و خودت(فئانور)در بین الف ها و جود داشته.ولی به طور کلی فکر میکنم الدار بیشتر به چشم آثار هنری به دست ساخته های خودشون نگاه میکردن

چند وقتي ميشه كه يك موضوع،ذهن من رو مشغول كرده.ميدونيم كه صنعت با پيشرفت علم به وجود مياد.صنعت دورف ها پيشرفت هاي چشمگيري داشت و در كوتاه مدت،آوازه ي آهنگري و صنعت دورف ها در آردا پيچيد.اما اگه دقت كرده باشين،سارومان در مدت زمان كوتاهي در آيزنگارد،چنان صنعتي به وجود آورد كه حتي دورف ها هم از داشتنش عاجز بودن.

_نيزه هاي غول پيكري كه براي نابودي ديوار ها و دروازه ها،با منجنيق پرتاب ميشدن

_ماده ي قدرتمند منفجره اي كه به دست سارومان ساخته شد

_زره هاي بزرگ و محكمي كه يوروك هاي رو تا حدودي ضد ضربه ميكرد

_شمشير هاي برنده اي كه ساخته ميشد

_كمان هاي مخصوصي كه دقت و سرعت تير اندازي رو چند برابر ميكرد(crossbow)

_ و ده ها نوع از انواع سلاح ها و تجهيزات صنعتي كه در آيزنگارد ساخته شد.

و از همه مهم تر:آيزنگارد براي پيشرفت صنعت خودش هزاران درخت رو نابود كرد تا جايي كه به فنگورن رسيد. :((

««حالا ميخوايم صنعت دورف ها رو با آيزنگارد مقايسه كنيم و ببينيم كدوم يك نسبت به ديگري برتري داره»»

من عوامل پيشرفت علم و صنعت آيزنگارد رو ميگم:

1-وجود جادوگر دانايي مثل سارومان كه مهم ترين عامل پيشرفت صنعت در آيزنگارد شد

2-وجود جنگل ها و درختان بسيار زياد در اطراف آيزنگارد

3-به كار گرفتن صد ها اورك براي ساخت تجهيزات

4-و ترس از ارباب تاريكي،كه روز به روز باعث گسترده تر شدن نيرو هاي آيزنگارد ميشد

نظر شما چيه دوستان؟به نظرتون صنعت جنگي دورف ها به اندازه ي آيزنگارد،پيشرفته شده بود يا نه؟

چند وقتي ميشه كه يك موضوع،ذهن من رو مشغول كرده.ميدونيم كه صنعت با پيشرفت علم به وجود مياد.صنعت دورف ها پيشرفت هاي چشمگيري داشت و در كوتاه مدت،آوازه ي آهنگري و صنعت دورف ها در آردا پيچيد.اما اگه دقت كرده باشين،سارومان در مدت زمان كوتاهي در آيزنگارد،چنان صنعتي به وجود آورد كه حتي دورف ها هم از داشتنش عاجز بودن.

_نيزه هاي غول پيكري كه براي نابودي ديوار ها و دروازه ها،با منجنيق پرتاب ميشدن

_ماده ي قدرتمند منفجره اي كه به دست سارومان ساخته شد

_زره هاي بزرگ و محكمي كه يوروك هاي رو تا حدودي ضد ضربه ميكرد

_شمشير هاي برنده اي كه ساخته ميشد

_كمان هاي مخصوصي كه دقت و سرعت تير اندازي رو چند برابر ميكرد(crossbow)

_ و ده ها نوع از انواع سلاح ها و تجهيزات صنعتي كه در آيزنگارد ساخته شد.

و از همه مهم تر:آيزنگارد براي پيشرفت صنعت خودش هزاران درخت رو نابود كرد تا جايي كه به فنگورن رسيد. :((

««حالا ميخوايم صنعت دورف ها رو با آيزنگارد مقايسه كنيم و ببينيم كدوم يك نسبت به ديگري برتري داره»»

من عوامل پيشرفت علم و صنعت آيزنگارد رو ميگم:

1-وجود جادوگر دانايي مثل سارومان كه مهم ترين عامل پيشرفت صنعت در آيزنگارد شد

2-وجود جنگل ها و درختان بسيار زياد در اطراف آيزنگارد

3-به كار گرفتن صد ها اورك براي ساخت تجهيزات

4-و ترس از ارباب تاريكي،كه روز به روز باعث گسترده تر شدن نيرو هاي آيزنگارد ميشد

نظر شما چيه دوستان؟به نظرتون صنعت جنگي دورف ها به اندازه ي آيزنگارد،پيشرفته شده بود يا نه؟

یه نژاد رو یادت رفت بگی گابلین ها. اونا بیشتر شبیه دروف ها هستن تا آیزنگارد. درضمن سلاح سازی و زره سازی که در آیزنگارد بود در مقابل دروف ها هیچ بوده. تسلیحاتی از دروف ها به یادگار مونده که افسانه ای هستن. همچنین یه مثال بارز برای شما که بیشتر اهل فیلم بودی. زره فرودو. من به اون میگم ضد ضربه نه به زره یوروک هی ها. دروف ها از داشتن اون افتضاحی که توی آیزنگارد بود عاجز نبودن بلکه یه مقدار خیلی بیشتر با نظم تدبیر و با سلیقه تر بودن.آیزنگارد قبل تباهی چی بود و بعدش چی شد. .

یه نژاد رو یادت رفت بگی گابلین ها. اونا بیشتر شبیه دروف ها هستن تا آیزنگارد. درضمن سلاح سازی و زره سازی که در آیزنگارد بود در مقابل دروف ها هیچ بوده. تسلیحاتی از دروف ها به یادگار مونده که افسانه ای هستن. همچنین یه مثال بارز برای شما که بیشتر اهل فیلم بودی. زره فرودو. من به اون میگم ضد ضربه نه به زره یوروک هی ها. دروف ها از داشتن اون افتضاحی که توی آیزنگارد بود عاجز نبودن بلکه یه مقدار خیلی بیشتر با نظم تدبیر و با سلیقه تر بودن.آیزنگارد قبل تباهی چی بود و بعدش چی شد. .

زره فرودو كه توسط الف ها ساخته شده بوده.ربطي به دورف ها نداره.قبول دارم كه دورف ها پيشرفت هاي عجيب و چشمگيري در زمينه ي صنعت داشتن اما فراموش نكن كه آيزنگارد.توسط بزرگ ترين و دانا ترين مايا(سارومان سفيد)رهبري ميشد.هوش دورف ها به گرد پاي نبوغ سارومان هم نميرسيد.

دو نكته ي مهم:

1-دورف ها توسط آئوله،يكي از والا هاي صنعت گر به وجود اومدن.پس بايد هم صنعت گري در ذاتشون وجود داشته باشه

2-دورف ها در مدت زمان طولاني به پيشرفت هاي چشگير و تميزي در صنعت رسيدن اما واقعا اينكه سارومان در يك مدت زمان كوتاهي تونست ارتش چند هزار نفري با بهترين تجهيزات بسازه يك...چي بگم خدا؟

3-صنعت آيزنگارد فقط يك مقداري خشن و در هم ريخته بود.اگر نه زياد هم دست كمي از دورف ها نداشت.دورف ها تونستن بمب مخرب بسازن؟

ذكاوت سارومان در كوتاه مدت اينكارو كرد.حالا اگه آيزنگارد بيشتر دوام مياورد چه ميشد...!!!!! :((

زره فرودو كه توسط الف ها ساخته شده بوده.ربطي به دورف ها نداره.قبول دارم كه دورف ها پيشرفت هاي عجيب و چشمگيري در زمينه ي صنعت داشتن اما فراموش نكن كه آيزنگارد.توسط بزرگ ترين و دانا ترين مايا(سارومان سفيد)رهبري ميشد.هوش دورف ها به گرد پاي نبوغ سارومان هم نميرسيد.

دو نكته ي مهم:

1-دورف ها توسط آئوله،يكي از والا هاي صنعت گر به وجود اومدن.پس بايد هم صنعت گري در ذاتشون وجود داشته باشه

2-دورف ها در مدت زمان طولاني به پيشرفت هاي چشگير و تميزي در صنعت رسيدن اما واقعا اينكه سارومان در يك مدت زمان كوتاهي تونست ارتش چند هزار نفري با بهترين تجهيزات بسازه يك...چي بگم خدا؟

3-صنعت آيزنگارد فقط يك مقداري خشن و در هم ريخته بود.اگر نه زياد هم دست كمي از دورف ها نداشت.دورف ها تونستن بمب مخرب بسازن؟

ذكاوت سارومان در كوتاه مدت اينكارو كرد.حالا اگه آيزنگارد بيشتر دوام مياورد چه ميشد...!!!!! :((

از میتریل بود که دروف ها ساخته بودن.ص 550 یاران حلقه پاراگراف دوم

بعدشم شما نگو آیزن گارد دیگه. بگو سارومان در مقابل دروف ها بهتره اینجوری.

اگر بخوای ماده منفجره رو ملاک بگیری که الف ها هم نرسیدن به این صنعت و کشف. اینجوری حق با توئه

از میتریل بود که دروف ها ساخته بودن.ص 550 یاران حلقه پاراگراف دوم

بعدشم شما نگو آیزن گارد دیگه. بگو سارومان در مقابل دروف ها بهتره اینجوری.

اگر بخوای ماده منفجره رو ملاک بگیری که الف ها هم نرسیدن به این صنعت و کشف. اینجوری حق با توئه

آها ببخشيد حواسم نبود زره رو دورف ها ساخته بودن :((

از همه ي دوستان تقاضا دارم صنعت دورف ها و آيزنگارد رو با دلايل واضح مقايسه كنن . ممنون (فقط دلايل تكراري نباشد)