یادم چند وقت پیش توی روزنامه شرق یه مطلب درباره هابیت ها و از این جور چیز ها بود من دنبالشم شما هم باشید که این جا بنویسیم و در موردش صحبت کنیم .
نگاهی به رمان هابیت ها
وقایع حلقه هابیتی
شايد در ميان نويسندگان مختلف و برجسته جهان، جي.آر.آر. تالكين، جزو آناني باشد كه در تمامي آثارش همواره يك فضا و لحن كلي حاكم بوده است. در تحليل آثار ساير داستان نويسان، آنچه از آن به عنوان برداشت و تحليل كلي نام برده مي شود بيش از همه معطوف به مضامين مشترك داستان هاست. مثلاً اين گونه عنوان مي شود كه فلان نويسنده همواره به موضوعي مانند جنگ توجه نشان داده و به بررسي اثرات آن پرداخته است. اما در داستان هاي تالكين علاوه بر اين كه نگاه و بينش مشتركي بر كليت آثار حاكم بوده، در عناصر داستاني نظير شخصيت ها، ماجراها و ... هم شباهت هاي فراواني وجود دارد. مثلاً شخصيت گندالف تقريباً در تمامي آثار اين نويسنده به نحوي حضور داشته و حتي در برخي داستان ها نقشي محوري و اساسي را عهده دار بوده است. بايد توجه داشت كه ويژگي فوق، نه تنها موجبات سردرگمي و عدم استقبال خوانندگان را فراهم نكرده، بلكه در استقبال بي نظير آنان به عنوان مهمترين نكته، نقش بازي كرده است. شايد از اين جهت، داستان هاي تالكين با داستان هاي نويسنده شهير آمريكايي يعني ويليام فاكنر داراي شباهت هايي باشد. چه، در داستان هاي فاكنر هم شخصيت هايي حضور داشته اند كه گاه در يك داستان در نقش قهرمان ظاهر شده اند و به روايت ماجرايي از زندگي خود پرداخته اند و در بعضي ديگر تنها ناظر ماجراها بوده اند و به عنوان شخصيتي حاشيه اي در داستان معرفي شده اند. البته شباهت آثار تالكين با آثار نويسندگاني از جنس فاكنر تنها در همين نكته فوق خلاصه مي شود. تالكين در آثارش از دنيايي سخن مي گويد كه در آن عناصري از رويا و خيالپردازي به وفور يافت مي شود. او حتي به واقعيت بيروني به مثابه يك قرارداد ميان خود و خواننده متعهد نمانده و دست به خلق دنيايي يكسره متفاوت از واقعيت زندگي زده است. اگر در داستان هاي او مشكل و كشمكشي وجود دارد، مانند داستان هاي فاكنر نيست. در آثار نويسندگاني همچون فاكنر مشكلاتي نظير اختلافات سفيدپوستان و سياه پوستان (كه به هر حال در محدوده زندگي واقعي مي گنجد) مطرح مي شود حال آن كه در داستان هاي تالكين نبردهاي اسطوره اي و افسانه اي ميان انسان و نژادهاي ديگري از موجودات زنده (كه مخلوق تخيل شگرف تالكين هستند) در مي گيرد. در واقع آنچه از آن به عنوان كشمكش دراماتيك در داستان پردازي ياد مي شود، در داستان هاي تالكين يكسره از جنس تخيل و روياست و رنگي از واقعيت زندگي ندارد.
به نظر مي رسد تالكين در ابتدا پيش از آن كه به داستان نويسي مبادرت ورزيده باشد، در ذهنش درگير و مجذوب دنيايي خيالي بوده كه در آن جنبه هايي شبيه دنياي زميني و واقعي به كمال يافت مي شده است. پس از خلق چنين دنيايي، آن وقت ماجراها و وقايعي ميان مخلوقان آن اتفاق مي افتد كه از دل آن، جهان رؤياهاي تالكين عينيت به خود مي گيرد.
در ميان آثار تالكين، رمان هابيت را بيش از همه به عنوان مقدمه اي بر مجموعه رمان هاي بزرگ ارباب حلقه ها معرفي كرده اند.ديدگاه فوق در برخي موارد درست به نظر مي رسد. چراكه در ارباب حلقه ها نقش هاي اصلي از آن موجوداتي به نام هابيت است كه در رمان هابيت به طور كامل پيرامون چيستي اين موجودات توضيح داده مي شود. ولي به هرحال اين اثر داراي داستان و ماجرايي مستقل است كه شايد در برخي خوانندگان آثار تالكين، افسون و جاذبه اي بيش از رمان هاي سه گانه ارباب حلقه ها به همراه داشته باشد.هابيت به شرح جنگاوري ها و دلاوري هاي بيلبوبگينز مي پردازد كه در جريان آن، اين هابيت به حلقه اي دست مي يابد كه زمينه ساز وقوع ماجراهاي ارباب حلقه ها مي شود. حلقه رمان هابيت با حلقه رمان ارباب حلقه ها، از لحاظ مفهومي به طور كامل متفاوت است. بيلبوبگينز در رمان هابيت به حلقه، نگاهي توأم با تفريح و بازيگوشي دارد و حتي لحن روايت داستان نيز مؤيد اين نگاه است. حال آن كه در ارباب حلقه ها، حلقه دچار نيروهاي جادويي و خطرناك مي شود و به تبع آن لحن راوي نيز تغيير مي كند. شايد لحن حاكم بر رمان هابيت با ابتداي رمان ارباب حلقه ها شباهت هايي داشته باشد. در ابتداي ارباب حلقه ها لحن راوي لحني شوخ و شنگ است كه به تدريج به لحني كه در سطور بالا ذكر شد تغيير مي يابد. در هابيت به طور كامل، اين لحن حاكم است و حتي در توصيف جنگ هاي به وقوع پيوسته در رمان هم به كار مي رود و يك دست باقي مي ماند.
بخشي از وقايع هابيت بدون هيچ تغييري در ارباب حلقه ها استفاده مي شود. گذشته از ماجراي پيرامون حلقه و موجودي خيالي به نام گولوم، در جنگ پاياني كه ميان گابلين ها با الف ها ودوارف ها در مي گيرد، عقاب ها خاتمه دهنده جنگ هستند. چنين ماجرايي عيناً در ارباب حلقه ها با نام بازگشت شاه اتفاق مي افتد و حتي يكي از هابيت ها به آن اشاره مي كند و مي گويد كه اين مربوط به داستان بيلبوبگينز و هابيت است.
در ساختار داستاني رمان، تالكين يك تمهيد هوشمندانه به كار برده است. از زماني كه اسماگ (غول ساكن در غار) كشته مي شود، اختلافاتي ميان دوارف ها با انسان ها و الف ها بروز مي كند. سردسته دوارف ها پس از به دست آوردن غار، بر حفظ يكي از جواهرات مهم آنجا تأكيد مي كند. انسان ها و الف ها هم به جواهر مذكور علاقه دارند و براي كسب آن تلاش مي كنند. همين موضوع، موجبات اختلاف اين دو دسته را به وجود مي آورد. از ابتداي رمان، شخصيت گندالف دليل حضور بيلبو در سفر را به خاطر توانايي هاي نهفته در درون او اعلام مي كند. در اين بخش، اين توانايي ها، نمود عيني تري به خود مي گيرد. بيلبو، شبانه، جواهر را از غار مي دزدد و سپس به نزد گندالف مي رود. اين اقدام او تنش ميان دو گروه را به اوج مي رساند. اما نويسنده در اينجا برخلاف حدس خواننده، داستان را به گونه اي ديگر پيش مي برد. خواننده در طول اين قسمت گمان مي كند كه جنگ ميان دو دسته مذكور و پيروزي يكي از آنها، پايان بخش رمان خواهد بود. حال آن كه در اين ميان نيروي سومي (گابلين ها) وارد ماجرا مي شود كه حضورش براي خواننده بسيار غافلگير كننده است. همچنين همانطور كه اشاره شد به مانند ارباب حلقه ها عقاب ها در آسمان ظاهر مي شوند و گروه الف ها، دوارف ها و آدم ها را پيروز مي كنند. چنين تمهيداتي البته در آثار تالكين كمتر ديده شده و پيرنگ هاي پيچيده داستاني و عناصري نظير تعليق و غافلگيري، عموماً در ذهن داستان پرداز او جايي نداشته اند. مهمترين ويژگي داستان هاي فوق در تخيل شگرف و بي حد و حصر نويسنده در خلق دنيايي متكي به رويا تجلي مي يابد. اگر بخواهيم در جست وجوي خصيصه مذكور در مجموعه آثار تالكين برآييم، نماد آن، رمان هابيت خواهد بود.اهميت رمان هابيت در مجموعه آثار تالكين، از جنبه اي ديگر هم قابل بررسي است. اگر خواننده اي بخواهد خلاصه اي از حال و هواي حاكم بر آثار اين نويسنده را به دست بياورد، قطعاً اثر هابيت مهمترين كمك او در اين هدف خواهد بود. گذشته از آن كه، قبل از خواندن سه گانه ارباب حلقه ها، مطالعه اين رمان ضروري به نظر مي رسد، عناصر كلي اين آثار اعم از شخصيت ها، اشعار، مكان ها و ... هم بيش از پيش در اثر فوق وجود دارد. مسلماً انتشار اين اثر در كشورمان اتفاق فرهنگي مهمي به شمار مي رود كه اگر اطلاع رساني درستي صورت گيرد خواننده ايراني اين كتاب، همانند ساير خوانندگان جهان، لذت زيادي از خواندن آن كسب خواهد كرد.
نویسنده :حسين ياغچي
گرداورنده : محمد افاضاتی