میگن (عذر میخوام که انقدر صریح میگم):حماقت رو تو هر ظرفی بریزی فرقی نمیکنه،همینطور کینه رو.
برداشت غلط خودتو به من نصبت نده چرا که کینه چیزی نیست که تو از من به اشتباه برداشت کردی...
تو افکار منفی رو به خودت میگیری...و حالا اونو به من نصبت میدی...
گویا حرف های دوستان رو نمیخونی.بحث ما اینه که وارد شدن اون به موسیقی اشتباه نبود،اصلا جزئ برنامه بود
گویا خودتم پستای منو نمیخونی من از گفتن این حرف میدونم که اشتباه نبود...منظورم از اشتباه عواقب بعد و بعدش بود...
که ملکور خائن خوانده میشه...باز هم تکرار میکنم..آیا از گرفتاری ها و از بدبختی ها خبری نداشت؟یا به منظوری این کار را کرد؟
آن منظور را به من توضیح بده..به من بگو برنامه ی ارو در سرش چه بود؟...چه منظوری را داشت؟.
خیلی دارم تلاش میکنم جواب سوالت رو با سوال ندم.
برات آرزوی موفقیت میکنم...
اولا ملکور قبل از رفتار شریرانه اش جزئ هشت والای اعظم مذکر(والا های اعظم پانزده تا بودن) بود و البته از بهرتین خادمان ارو،خیلی قبل تر از اینکه ائا بوجود بیاد.بعد از خرابکاری هاش تو آردا هم از والا بودن طرد شد
علت انگیزه ی ملکور برای برتریت و حکم رانی چه بود؟...اصلا این انگیزه را چه کسی به اون القا کرد؟..
من شنیده بودم شیطان برای وسوسه ی انسان به اون وعده ی مقام میده...به اون وعده ی دروغ میده..به اون وعده ی
بزرگی میده...نه این که شیطان خودش عاشق حکومت کردن باشه...اون کدوم شیطانه که خودش فریب ابزار فریفتنشو میخوره؟ من شنیدم شیطان برای فریب دادن انسان از ثروت استفاده میکنه...چطور شد که ملکور شیطان زود تر از هر کسی عاشق سیلماریل ها شد...حرف من بی جاست؟...یا حرف تو؟...تو هیچ کدون از سوال ها رو پاسخ نمیدی هیچ از زیرشون فرار هم میکنی...و گه گاهی از روی بعضی هاشون به راحتی میپری...و قبل از خوندن پستای قبلیم..منو متحم میکنی...برام فرقی نداره در یه کلمه هزار غلط املائی داشته باشم...فقط از ابزار کیبرد و فروم و از انگشتم برای انتقال منظورم استفاده میکنم...
همه الف ها پاک سرشت نیستن(الف تاریک هم در دنیای تالکین هست)
اینکه اورک ها موجوداتی قابل ترحمند،به دلیل اینکه یه زمانی الف بودن،واسه من قابل درکه،ولی باید به نظر نویسنده احترام گذاشت.
در این جا باز شروع به جاخالی دادن کردی و میخوایی با موضوعات بی ربط بحث رو از مدا به در کنی...من در مورد الف های
بیگناه حرف میزنم شما در مورد الف سیاه..شما بی جا کردی که به حرفم دقت نمیکنی...من بار ها گفتم..الف های پاک..
نگفتم الف...گفتم الف های پاک...پس بنابر این در این مورد هم کوتاهی کردی و اشاره ی تو به خود سوال نیست...تو از درگیری با جواب سوال فرار میکنی...در پست قبلیم گفتم که بلفرض که ملکور سگ ارو بود...حالا از این سگ چرا انتظار اطاعت داشت؟در صورتی که میدونست اون یه مجود پلید و خائن هست...و تازه بهتر هم میشه...منظورت از احترام به نویسنده چیه؟...منظورت چیه نویسنده نظرش این بوده؟...میشه حرفتو بیان کنی؟
جمله اولت که بیشتر به کارای مرتض ها شبیه و برخی فرقه های صوفی ها.(اسم نمیبرم)
میدونم تا حدی بی ربطه و علتش هم بر میگرده به خود شما ها که دارین دین رو با داستان مقایسه میکنین..
منم هزار بار گفتم بحث رو از مدار نبرین بیرون..واسه همین حرفت بود که میدونستم به من میزنیش...آخرش هم کاسه ها رو
سر ما خراب میکنی
نحوه صحبت در مورد اورک ها اینطور نیست که اونا معنای بدی هستند،شریر هستن،انزجار بر انگیز هستن ولی در عین حال در خدمت بدی ات
کلمه به کلمه ی این حرفت رو لازم بود نقل قول بزنم ولی در یه جواب میخوام خلاصت کنم...وقتی شمشیر ارک به طرف پاکی هاست وقتی به بد ات خدمت میکنن.. و وقتی از نور خورشید و پاکی ها بیزارند..پس یعنی اونا کاملا به نابودی پیش رفتن..
و جسم پاکشون ( به زور) به ناپاکی مبدل شده...آنها از خودشون ربوده شدن..پس اگر قرار باشه در این دنیای خیالی امتحانی گرفته شه..تکلیف این افراد را چی میگی؟..انها چه اشتباهی کردن که با این درجه سقوط کردن؟...آیا ارو ملکور را ساخت تا فقط عده ای را مورد امتحانش قرار دهد؟...پس نسل های بعدی چه تکلیفی دارن؟..اگر قرار باشه امتحانی پس گرفته شه پس چرا این امتحان را یکی بدهد...و دیگری ندهد؟...اصلا اون امتحانی که میگی...تعریفی هم براش داری؟...یا مارو مسخره کردی؟
اگر جواب میدی چرا کامل نمیدی؟..آقا کامل جواب بده....تا مشکل خودتو نندازی به گردنم...
میگی سوال نکن،ولی واقعا میخوام بدونم،چرا خدا جلوی استالین،هیتلر،رومل،چرچیل،صدامو ... رو نگرفت؟نمیتونست؟یا نمیخواست؟یا چرا جلوی شیطان گرفته نمیشه؟
باز هم در اینجا مارو مسخره ی خودت کردی..و داری اشاره ی بیجا میزنی...جواب میخوایی؟...بیا:
اون از حکمت خداوند بود.که در مورد واقعیت صدق داره
یا چرا جلوی شیطان گرفته نمیشه؟
این دیگه از اون حرفا بود...خداوند از حمایت ما...شیطان رو دور میکنه...
میگه اسم منو بگین تا شیطان نتونه به طرفتون بیاد.با من باشین تابه دور از شیطان باشین.
روش های شیطان رو گفته...قرآن رو برامون آورده...این همه پیامبر برامون فرستاده...
ابزار فریب شیطان که زن..ثروت غرور(واقعا) دروغ(مادر گناه) نفس و ... رو برات گفته..
و حتی در جایی دیده شده که شیطان توسط فرستاده های خدا کشته میشه...
از بهشت رانده شد....با اون دشمنی شد... اونو تنها گذاشت...حالا باز هم میگی جلوشو نگرفت؟
خداوند با حمایت ما جلوی اونو گرفت...و میگیره.
چرا نمیشه همچین حقی رو برای ارو به عنوان خدای داستان قائل شد که به ملکور فرصت بده؟
تو باز هم همون اشتباه رو داری میکنی...شیطان نمیتوانست آسیبی بزند...و فقط در افکار ها وجود داشت...
پس خدا به اون فرصت داد تا بتونه به زمین بیاد در ضمن...شیطان سگ تربیت شده ی خدا بود... و از اول هم واسه این کار بود..
و از اول اول پلید بود...و عبادت درازی هم که کرده بود..همش تظاهر بود..ولی در مورد ملکور این حرف صدق نداره..
چون ملکور در هیچ جا پلید به وجود نیامد...تا کم کم پلید شه...ایا ارو نیز ملکور را آلوده خلق کرد؟...و اگر در پلیدی خلق شد...
پس یه اشاره از اونو برام بکن که داستان کرده باشه...یعنی ارو برای موسیقی والار یه پلید ساخته بود و با این که واقفش بود گذاشت اون رشد کنه؟...تو هم که فرصت دادنشو تایید میکنی...اگر اون اومده باشه که بنده های ضعیف رو از راه به در کنه..
قبول دارم که اون یه شیطانه..ولی هدفی که داشت تصرف آردا بود...میشنوی...تصرف آردا...نه امتحان بنده های خدا...
و ارو در این میان فقط داشت تماشا میکرد و گه گاهی برای این که حوصلش سر نره یه کارایی هم میکرد که تاثیراتش بعد ها
کم و کمتر میشد...پس هی نگو ارو ملکور را برای امتحان بنده هاش آفریده...اصلا بگو ببینم...این حرف در کدوم قسمت نوشته شده؟ ایا دلیلی برای این که بگی اونو برای امتحان بنده هاش فرستاده داری؟...اینو از روی کدوم بنا و اساسی میگی؟..ایا تالکین خودش اشاره کرده بود؟و اگر اشاره کرده بود...در کجا و اونو برام بگو..
علاوه بر اون ائا جایی بود که با موسیقی آینور ساخته شده بود و از همون اول هم قرار بود،آینور در ساختش بکوشن و به نظر من حتی ارو دخالتش در مورد نومه نور هم کاملا بیخود بود
پس آتش بیار معرکه خود ارو هستش...ارو اتش ملکور رو به مرور زمان شعله ور میکنه...و اونو به جون آردا میندازه
و تو هم که داری میگی ارو حتی کوچکترین کمکش رو هم نباید میکرد...پس این وسط ارو چه غلطی کرده ؟ ارو چه یاری به
بنده هاش میرسونه..؟جزء دردسر...با این حرفت داری میگی دشمن واقعی آردا خود ارو بود که از همون اول با آفرینش ملکور که به قول خودت(ازمایش جمعی از مردمان آردا اونم با شمشیر و گرز) آتش رو به آردا انداختو رفت...
اصلا چیزی رو که نوشتی...خوندی؟ این دلیلت با اون دلیلت اصلا یکی نیست...پس ارو نه تنها با ملکور مقابله نکرده که هیچ...
با فرصت دادن.. و یاری نرسوندن به آردا و موجوداتش و آفریدن اون ( که اسمشو میزاری امتحان آردا) باعث حمایت اون هم شده..پس یه جورایی ارو و ملکور دستشون تو یه کاسه میره...البته اینو من نمیگم ولی باز تاب حرفت میشه این..حالا میگی اون کارارو به خادمانش سپرده...گیرم که اون امتحانی که میگی این امتحان هست...اگر اونا هم نمیتونستن چی؟...مشکل انقدر بزرگ شده بود که آردا و مجوداتش...شده بودن کشتی در دریای طوفانی که هر لحظه امکان داشت ملکور به دشمنانش ظفر یافته و چیره شود...این عمل ارو میتونه خودش فرصت خوبی باشه که ملکور از نقص های نایبین که طبیعتا یه مخلوق هستن و به قول خودت ارو فقط قطره ای از قدرت خودشونو به اونا هدیه کرده بود... رو مورد سوء استفاد قرار بده..و حتی در مبارزه با برخی از آنها...پیروز بشه...ارو خودش بر این وضعیت واقف بود و میدونست ولی حتی علم مبازه رو هم به علمی
ضعیف واگذار کرد...و گفت شما نقش بازی کنین..من نگاه کنم...و اون والا ها و دیگر آینو ها حتی لحظه ای فکر نکردن که این جنگ..برای امتحان چه کسی هست؟...برای چجور امتحانی؟امتحان وفا داری؟ ایمان...؟ مبارزه؟ هوووش؟ کدوم؟ البته این برمیگرده به خود نویسنده که اشاره ای نکرده...(نمیخوام بگم داستان ناقصه) اگر ارو ملکور رو بنا به گفته ی تو برای امتحان بنده هاش خلق کرد...توضیح بده این امتحا چه امتحانی هست؟ اتحان مهارت در مبارزه؟امتحان تیز هوشی؟ امتحان ایمان؟ اگر قرار باشه ارو مخلوقات خودشو امتحان کنه پس چرا یکی رو میکنه و دیگری رو نه؟ و این امتحان رو چرا به اونا شرح نداده؟ لااقل خدای ما از اول دشمنشو معرفی کرده و راه های دشمن رو هم معرفی کرده...از آسیب زدن اون به ما جلو گیری کرده و تدارک امتحانی رو دیده و اون امتحان هم امتحان روح..اخلاق انسانیت خوبی و پایداری در عهده...ولی ارو چه امتحانی رو میخواست از بنده هاش بگیره؟خودت میگی امتحان مخلوقات واقعی...(پس چرا ملکور فقط جمعی از مردمان آردا را مورد امتحان خودش قرار داد؟) چرا ایسترلینگ ها و عده ای دیگر رو برای امتحان اخلاق و بندگی قرار داد و دیگری رو امتحان مبارزه و اونیکی رو امتحان صبر ؟...و یکی رو هم اصلا امتحان نکرد...اونم نسل آینده بود...که بعد از ملکور می آمد...ناراحت نشی ولی
خدایی که اداره ی عمور جهان خودشو با مجوداتش...به خادمانش...و یا حتی غیر خودش...منتقل کنه..در واقع انگار کارا رو به دست یه آدم ناشی سپرده...و ملکور رو هم به وسط کشونده که چی؟... در این میان چه منظوری برای ارو وجود داشت که گفت اون پلیدی از برنامه ی منه...و گذاشت با این حرف...ملکور شیطان بزرگ..که معلوم نیست پلیدی خودشو از کدوم جهنم دره ای به ارث برده...زنده بمونه...میتونم بگم هر سوال این تاپیک...اشاره به یه دنیا مطلب گفتنی داره..که همشون به هم گره خوردن...و همه رو باید جواب داد...اگر قرار باشه جوابی رو برای سوالم بزاری...جوابی باشه که جامع باشه...
اینو هزار بار نمیگن...
ببین در این دنیا،یک سری بدی وجود داره(گناه ها،ظلم،تجاوز و....) یک سری افراد انجامش میدن و میشن بد،یه سری انجامش نمیدن و میشن خوب.
به همین راحتی...؟
یعنی معما رو در نظرت چجور حل کردی که هزاران نکته رو از نظر انداختی؟
بدی..پلیدی...تجاور...را چه کسی...یا چه چیزی القا میکند؟ تو میگی ملکور بدی و پلیدی بود...و تاریکی مطلق..
این تاریکی چرا اجازه داشت تا در موسیقی آینور موسیقی سر دهد؟..و ارو هم از اون طرف بگه میدونم از برنامه های منه...
صد در صد ملکور پلید نبود..و توسط یه عامل بیرونی پلید شد...در هیچ جای داستان نیامده که ملکور از همان اول پلید خلق شد...بلکه گفته شده ملکور بعد ها شورش کرد...یعنی پلید نبود...ولی بعد ها پلید شد...اگر میخوایی ملکور رو با شیطان خودمون مقایسه کنی..باید اینو بدونی که...شیطان...از همون اول اول اول با همون تظاهر به عابد بودنش...و سخنرانی در منبر برای فرشتگان...معلوم بود که اصلا فرشته نبود...اون یه چیز دیگه بود...اون از آتش بود...اگر شیطان فرشته بود...هیچ وقت
سرپیچی نمیکرد...و جرعت این کار را نداشت...من یه چیزایی در مورد شیطان میدونم که میتونم بگم مثال شیطان..از ریشه غلطه...و قابل مقایسه نیست..چون ملکور واقعا یه شخصیت بی هدف بود...ولی شیطان چرا...اگر اشتباه میگم بهم بگو...
ملکور یکی را با زور آزمایی امتحان کرد و یکی را با وسوسه...و هزاران نفر شاید هم میلیارد ها نفراز افراد آینده را بی امتحان گذاشت...پس این چجور امتحانی هست که نصف کلاس امتحان فارسی میدن..نصف کلاس امتحان ریاضی نصف کلاس امتحان ورزش و نصف کلاس هم اصلا امتحان نمیدن...اگر قرار امتحان داده بشه.. و بنده های ارو مورد آزمایش قرار بگیره..باید همه...و به صورت یک پارچه و یک رنگ امتحان بدن..نه یکی امتحان بده یکی نه...البته این زاییده ی فکر تو هست..نه تالکین..
تو پاسخی پیدا نمیکنی و اینو میگی...لا اقل مثال میزنی..یه مثال خوب بزن...
اونجا هم همینطوره(اگه ملکور رو مثل شیطان در نظر بگیریم،خواسته های ملکور میشوند گناه ها،ظلم،تجاوز و...کسانی هم که انجام میدن،انسان های دون پایه،اورک ها و.... میشوند بد و کسانی که در مقابل راحت طلبی ها قرار میگیرن میشن خوب.)
میگی ارک ها..؟ بزار یه چیزی برات مثال بزنم...قضیه ی ارک ها شبیه به یه شاگردی هست که قبل از امتحان...صفر گرفته...
یعنی قبل از این که معلوم بشه ایا اون میتونه نمره بگیره یا نه...معلم (ارو) بهش صفر میده...و تو داری میگی اون لیاقت نمره ی بیشتر رو نداشت...منو تو کسی نیستیم که بفهمیم کی بیشتر و لایق تر از کس دیگس...قضیه ی ارکها پر از چیز هایی است که اگر بگم...واقعا چیز های پنهان زیادی رو رو کردم...مثلا اگر قراره در این امتحان ارو به کسایی که امتحان دادن نمره بده..
پس چرا نمره ی ارک ها رو قبل از امتحان دادنشون -0- داده؟ چرا از اونا امتحان نگرفت؟ و اگر گرفت چه امتحانی؟ میشه امتحانی که ارکها دادن رو توضیح بدی؟ نا سلامتی انها زمانی الف بودن..ولی بعد ها ارک شدن...و ارو نابودی اونا رو تایید کرد...
الف ها قبل از امتحان دادن دزدیده شدن...پس این یعنی اونا نمره رو قبل از امتحان گرفتن...یعنی ارو نمیزاره تا اونا امتحان بدن...درسته؟
کسانی ارزش خوب بودن رو دارن(چه اینجا و چه اونجا) که در مقابل بدی مقاومت میکنن
مگر الف های پاک این کار را نکردن که به پلیدی ملکور دچار شدن؟
مگر آنها برای ملکور کارت دعوت فرستادن که اون بیاد تا اونارو بدزده؟
مگر اونا خودشون رفتن به محله ی ملکور... اونا سرشون تو لاک خودشون بود..
پس چرا ملکور دزدیدتشون و پلید شدن؟چرا قبل از امتحان دادن صفر گرفتن؟
آش نخورده دهن سوخته؟اصلا این کلمه ی امتحان رو از کجا آوردی؟ هنوزم میگی ملکور آمده بود تا
مخلوقات ارو را امتحان کنه؟
(تو این دنیا در ساده ترین حال با کشیدن سختی ترک گناه و در بعضی از موارد دفاع از ناموس و وطن و....).تو دنیای آردا به علت شیوه نگارش حماسی ای که داره بدیهیه که مقابله با بدی از طریق جنگ صورت میگیره.
این مشکلی ایجاد میکنه؟
بله مشکل ایجاد میکنه اونم اینه:
چرا انقدر با این که هم نظر هستین...اصلا تفکر شما عین هم نیست؟اگر پیامای قبلی رو بخونی این جمله رو میبینی:
3dmahdi نوشته:
ملکور ایسترلینگ ها رو با وعده زمینهای بلریاند و حکومت بر بقیه انسانها دنباله رو خودش کرد و بعد بهشون خیانت کرد.
این حرف 3dmahdi با اون حرف تو....یکیه؟ این پاسخی بود که از 3dmahdi در مورد امتحان ملکور گرفتم..حالا تو هم یه پاسخ دیگری میدی؟ به کدوم یک از این پاسخا اتمینان کنم؟ به سوسه؟ یا به زور و قدرت حماسی و یه تشبیه؟ عین شاه نامه! فردوسی؟پس درک کن که پاسخ هاتو یکی نیستن و هیچ کدومتون هم نمیتونین حتی سوال رو درک کنین..
یادته خودت چی گفتی؟
سارون اونها رو وسوسه کرد،فقط همین.همونطور که شیطان وسوسه میکنه،اونا آزادانه حلقه رو پذیرفتند و بنده اون شدن.این اتفاق تو این دنیا نمی افته؟
یه جا میگی وسوسه میکنه...یه جا میگی قدرت زور حماسی اون مطرح هست...
بهم بگو کدومشو قبول کنم؟
باز هم زاییده های ذهن خودت رو وارد بحث کردی!اگه داری در مورد دنیای تالکین و نوشته های اون صحبت میکنی،بیجا میکنی که بحث دوران چهارم رو وسط میکشی
شما هم اگر بلد نیستی سوالا رو جواب بدی... . .
آ..آ :D
بقیه شو نمیگم..
چون تو از من بزرگ تری و من باید احترام تورو در هر حال داشته باشم. :D :D
و اگر جوابت رو بدم..میشه درگیری زبانی...و این برای تاپیک خوب نیست
از تو خواهش میکنم از این کلمات استفاده نکن..چون منع شده..
این جور کلمات احساس خوش آیندی رو به انسان نمیدن...جزء دعوا...
در مورد اینم بیشتر فکر کن!
و اما در مورد دوره ی چهارم..داداش منظوری نداشتم...منظورم از دوره ی چهارم..
درگیری های ارک ها و انسان ها و الف ها بود...نه که خود سائرون..ارک ها در تمامی
دوره ها حضور داشتن..غیر از چند دوره ی استسنائی مثل قبل از دوره ی اول یا قبل از
ظهور الف ها...اونا در هر حال وجود داشتن..و با جبهه ی مقابل جنگ میکردن..
در هر صورت اشاره ی من در این قسمت به به اون موضوع اصلی نیست...بلکه فقط
یه چیزی رو برای القای منظورم گفتم..منظورم از دوره ی چهارم جنگ ارکا...جنگایی که در فیلمش هم
نشون داد...بود..نه که خود دوره ی چهارم..در هر صوت به یه مورد ضعیف اشاره کردی. که عرضشش رو نداشت..
ولی توضیح دادم...
واسه همینه که تو کتاب اومده کثیفترین و شریرانه ترین کار ملکور،همین تبدیل الف ها به آدم هاست،نه حتی نابودی دو درخت
کثیفی و شریرانه ترین کار ملکور به کنار...ولی ارو به اون الفها چه پاسخی خواهد داد؟
چرا الف های پاک بی گناه رو با آفریدن ملکور به پلیدی تبدیل کرد؟
ایا این کار ملکور هم بخشی از برنامه ی ارو بود؟
باز هم بر میگردین به اول خط ... و دباره میپرسیم..
چرا ارو ملکور رو برای پلید کردن الفها آفرید؟
با این که خبر داشت اون یه پلیده..
اصلا ملکور پلید نبود...
اگر پلید بود پس چرا والار همون لحظه متوجه اون نشدن؟ چرا در بی نظمی شعر و موسقی آینور فهمیدن..
مگر آنها نمیتوانستند پلیدی را بفهمند؟اگر پلید نبود...
پس چطور شد که یهو خائن از آب درومد؟
اصلا چه موجودی اونو برای بی نظمی در موسیقی آینور و خشم وسوسه کرد؟
ایا شخص ثالثی هم وجود دارد؟این شخص سوم کیه؟
چطور ممکنه ملکور پلید باشه و والا ها اونو در شعر آینور بفهمن...
چرا قبلش نفهمیدن؟
اگر اون پلید نبود..پس چرا در موسیقی آینور بی نظمی کرد...و ادامه ی ماجرا...
(تا یادم نرفته،تو یه جا گفتی که ملکور تو این عکسی که گذاشتی شمشیر دستشه پس به زور شمشیر میخواسته همه رو بد کنه.لازم به توضیحه این آواتار جنابعالی که البته نصفه نیمه گذاشته شده،صحنه ای از نابودی دو درخت توسط ملکور و اونگولیانته و طبیعیه که برای نابودی درخت،از وسوسه نمیشه استفاده کرد)
باز هم داری اینجا بحث رو بیراه میگی...
آخه مرد مومن...یه جا میگی ملکور مثل یه حماسه معرفی شده...و اون قدرتش به مثال شیطان واقعی دنیای ماست
و یه جا هم اونو مستقیما با وسوسه مقایسه میکنی...
خودت قبول داری؟
نه تورو خدا.
خودت قبول میکنی؟
به کدوم پاسخت اتمینان کنم؟
به اونی که گفتی حماسی و افسانه ای هست؟ یا اونی که گفتی وسوسه هست؟
اصلا خودت میدونی امتحان ارو چه امتحانی بود؟
اینو به من بگو...امتحان قدرت بود؟
یا امتحان وسوسه؟
اگر امتحان وسوسه بود پس چرا داری وسوسه رو به بحث میکشی؟
داداش مسخره کردی؟
جواب میدی؟
یا فقط پیام میدی؟
اگر پیام میدی چرا این حرفت با اونیکی جور نیست؟
میرسیم به درخت...نه منظورم از شمشیر در تصویر...
اونی نیست که تو فکر میکنی...نه.
کنایه از شمشیر اینه که چرا برای وسوسه کردن از سپاه و از نابود کردن استفاده میکنه؟
و چرا دشمنی خودشو کاملا آشکار میکنه..در صورتی که شیطان دشمنی خودشو از خود انسا پنهان کرده..
ولی به آسمانیان فهموند..و بعضی از زود باور ها و سست بنیاد ها حتی شیطان رو پرستش میکنن.. و اونو بهترین دوستشون
خطاب میکنن...
حالا ملکور با یه قیافه ی وحشت ناک...و یه لشکر بالروگ...بیاد کیرو وسوسه کنه..؟
ایا موفق میشه؟ فکر میکنی واقعا کدوم آدم احمقی وسوسه ی این مجود ترسناک رو میخوره...؟
برای وسوسه کردن نیاز به وعده های دروغ.. هست...که یه جا میگی ملکور میخواد وسوسه کنه..
یه جا میگی نه اون اومده تا اردا رو به زور بگیره..و این یه مورد حماسی هستش...
کدومشو باور کنم؟خودت بگو..