هفت سوال من

تعداد پست‌ها: 274

از شما و تمام افراد که به این سایت سر میزنن هفت سوال دارم. در مورد/]

ارو و ملکور

که حتما باید جواب این هفت سوال رو بگیرم...

1-ارو به عنوان خدای آردا قبل از این که ملکور را بیافریند..حتما باید از آینده ی اون خبر دار باشه

چون اون خدای آردا هست و طبیعتا خدا از همه چی خبر داره.

و وجودش..از پلیدی به دور هست...آفریننده ی پاکی آردا

پس چرا ملکور را آفرید در صورتی که میدانست در آینده دشمن آردا خواهد بود...؟

حکمت این آفریدن چه بود؟

حال اگر فقط ملکور را آفریده و مثل دیگر آینور میکرد...

میتوانستیم بگوییم که ارو فقط یه موجود ابتدایی خلق کرده..

ولی دیدیم که حتی به اون مقام و درجه داد و جزء یکی از والار بزرگ کرد...

یا حتی بزرگ ترین والا...که شریف ترین در میان بزرگ ترین ها بود

2-حالا که ملکور آفریده شد...و کاملا به وجود آمد...

پس چرا ایلوواتار این والا را به فرمان برداری از خود امر کرد؟

در صورتی که میدانست در آینده چه خواهد شد...(مبارزه جنگ نابودی)

و در حالی که نه اطاعت بندگی میکرد..و نه فایده ای برای ایلوواتار داشت...

و نه هیچ خوبی از اون به ارو و به کس دیگری رسیده بود...

3-حال که ملکور به وجود آمد...با این همه سوال...

پس چرا در موسیقی والار شرکتش داد؟

حال که میدونست خراب کاری خواهد کرد...و فایده ای

نخواهد داشت...و ارو اونو چرا اجازه ی این کار را داد؟

و حتی در بخش های ریزی از داستان امده که ارو

از نا هماهنگی ملکور آگاه بود...و گفته که این هم جزء

برنامه ی خودشه..ما به عنوان خواننده باید بدونیم

اون برنامه چیه و ارو میخواد چکار کنه....

4-فکر کنیم که حالا اون شورش کرده...و کاملا دشمن شناخته شده...

پس چرا بعد از آفریدن ملکور...اونو خجالت زده کرد و اونو خائن معرفی کرد؟

در حالی که اون اصلا از خود چیزی نداشت..و ارو اونو آفرید و سرنوشت داد...

چه حکمتی بود که ارو اونو آفرید و اونو به این شکل گذاشت؟در حالی که نه به خود

سودی داشت...نه به کس دیگری...فقط ملکور.زیان زده شد..در حالی که ملکور هیچ

کار نادرستی نکرد...فقط در موسیقی والار...کمی به طبع دیگر عمل کرد...

5-حال که اون خائن شد...بد بخت شد....بی چاره شد...

پس چرا به ملکور فرست داد...تا برای خودش جبهه درست کند..و اون برای خود نظام بسازد...

تا پیشرفت کند...و دباره به والار ها و به آینور های دیگر..دشمنی کند...؟

چرا همون موقعی که ملکور را ساخت...و خیانت کرد...نابودش نکرد؟

چرا به اون اجازه و توانایی این کار را داد؟در حالی که دنیای بدون پلیدی

مگه چشه که ایلوواتار این کار رو نکرد؟

و ارو میدانست که مردمان ستاره ها(الف ها) رو فریب خواهد داد...

پس چرا کاری کرد که ملکور و جمعی از مردمان آردا..بر او بپیوندند و آلوده به پلیدی شوند ؟

اصلا چرا برای ساخت آردا...ملکور رو به جریان انداخت؟ تا با اون شر درست شه؟

در صورتی که اگر این کار رو نمیکرد...دیگر مشکلی نبود...(چرا همون موقع ملکور را

از اردا بیرون نکرد؟ یا حتی جلوش نیستاد؟)

6-فرض کنیم که همه ی این اتفاقا افتاد و همه ی این مخالفت ها به وجود آمد...

پس چرا ملکور دوباره فرصت یافت...تا برای بار دوم از دیوار های شب و از بند ها بگذرد؟..و

برای بار دوم برگردد...و چرا توانست ارک بسازد.؟

در حالی که اگر ارو واقعا اونو از همون اول فلج و ناتوان میکرد...نیازی نبود که برای دومین بار

اون فرصت پیدا کنه...چرا با این که میدانست...این کار را نکرد؟

چرا اونو ضعیف نکرد؟و قدرتش را نگرفت؟

چرا با این که آگاهش بود...این کار را کرد؟

چه حکمتی در فرصت دادن به ملکور بود تا اون رشد کنه.؟

چرا وقتی الف های روشن بین..و تیز بین از جوار خوبان بودن.

و هیچ پلیدی در آن نبود...چطور روح آگاهشان...دوباره پلید و به

اعماق جهل فرو رفت؟

7- چرا بعد از این که ملکور شناخته شد...به سائرون و دیگر پلیدی های

پراکنده ی سرزمین میانه...فرصت داد...تا برای خود...جبهه بگیرن؟

چرا اونا رو همون لحظه نابود نکرد...و باعث شد اونا فرصت بیشتر پیدا کنن؟

چرا ملکور را آفرید تا سائرون فریبش را بخورد...

و چرا بعد از آفریده شدن ملکور..سائرون و بقیه ی

پلیدی ها را فرصت داد؟

فکر کنیم که همه ی این جریان ها فقط برای این بود که

ارو مجوداتش رو امتحان کنه...ولی:

بر این عکس پروفایلم دقت کن...میبینی اون یه شمشیر در دستشه.

هیچ وقت با شمشیر نمیشه کسی رو فریفت..و اونو دعوت کرد..

پس اون اومده تا مبارزه کنه...ولی چرا ارو اونو آفرید..

و منزویش کرد؟مگه اون چکار کرده بود که این بلا سرش اومد.

و ارو بختش رو اینجوری قرار داد؟چرا عین دیگر پاکی ها اونو راه نداد؟

خواهش میکنم به هر هفت تای این سوال ها پاسخ کامل و جامع رو بدین ممنون

جواب این سوالو بده: چرا خدا شیطان رو خلق کرد؟

این سوالاتم دقیقا مثل اون میمونه ما از حکمت اون سر در نمیاریم تالکین هم می خواسته یه همچین چیزی درست کنه. وجود ملکور باعث میشه که افراد بد دنباله رو اون باشن و از افراد خوب جدا بشن یعنی مثل یه آزمون میمونه برای مردم. 90 درصد داستانها و اسطوره ها درباره نبرد خیر و شره اگه ملکور نباشه شری نیست. برای درک خوبی باید بدی در کنارش باشه تا با هم مقایسه بشن و هر کس راه خودشو انتخاب کنه.

ببینم...

سوال رو با سوال جواب میدین...

هفت سوالی که طرح کردم...

هر دو به هفت مرحله اشاره میکنه...

ملکور قصد کشتن آینور را داشت...

نه قصد بدی و پلیدی...

پلیدی از خشمی بود که بعد ها به وجود آمد..

ملکور درگیری لشکری و جنگ رو با آینور ها

شروع کرده بود..

نه وسوسه ی روانی...

تازه..شیطان چه ربطی به ملکور داره؟

ملکور که از اول پلید نبود...

اون بعد ها پلید شد..

(یعنی پلید شناخته شد..)

سوالی که اشاره کردی(چرا خدا شیطان را آفرید)

این سوال اصلا ربطی به سوال من نداره.

ولی شاید شبیه هم باشن.

ملکور میخواست بکشه.

ونه این که افراد پلید دنباله روی اون باشن...

در ملکور به زور قدرتش...مردمان ستاره ها رو آلوده کرد...

نه به زور وسوسه...ملکور حیله نکرد...فقط مبارزه ی آشکارا کرد

تالکین میخواسته یه همچین چیزی بسازه؟

این یعنی چی؟

تالکین به ملکور قدرت داده...قدرت پلید ساز...این داستان از ریشه یه سوال اساسی داره...

چرا ملکور آفریده شد..

مردمان ستاره ها به اراده ی خودشون نرفتن طرف ملکور...

ملکور انارو دزدید...انها پلین نبودن..ملکور به زور به پایین پرتشون

کرد...آنها حتی ضره ای از چیزی که میخوان باشن...راضی نبودن.

تنها ملکور بود که اونا رو اینجوری کرد...

پس وجود ملکور...در سرزمین میانه...غیر از کشت کشتار...و به وجود آمدن بالروگ ها...پلیدی ها...

و ... چه چیز دیگری میتونه باشه؟

ایا ملکور واقعا چرا در آردا وجود داشت...(چرا ارو اونو آفرید و به اون مقام داد ؟)

تنها ملکور بود که مخالفت خودشو خوب اعلان کرد.

ایا تمام این جنگ ها و این نبرد ها..تنها برای راندن ملکور و

آزمایش سائرون و جمعی از آینور بود؟

آیا ارو به این سوال...واقف بودو کاری نکرد؟

چرا ملکور را به وجود آورد؟

جواب سوال تورو میدم( شیطان) میدم..:

چون میخواست بنده ها رو امتحان بکنه.

شیطان ربطی به ملکور نداره(شیطان چیزی هست که

در دنیای ما وجود داره نه در آردا...)

حالا این سوال منو جواب بده:

چرا ملکور...فرست یافت تا برای خودش...

نظام بسازد..تا رودرو در میان ارو...جنگ کند.

و حتی کسانی رو هم به زور دزدید و اونارو آلوده کرد..

آیا اونا واقعا میخواستن آلوده بشن؟

یا ملکور آلوده کردشون

لطفا سوال ها رو کامل و درست جواب بدین.

داستان رو با واقعیت مقایسه نکنین..و جواب رو کامل بدین

ارو یک خدای دیگست...الله یه خدای دیگه

کسی نیست جواب 7 سوال منو بده؟...

انقدر منتظر موندم که علف زیر پام در اومد...

لطفا یکی از اعضا این سوال ها رو جواب بده

ملکور قصد کشتن آینور را داشت...

نه قصد بدی و پلیدی...

قصد ملکور حکومت بر آردا بود تا بتونه توی اون هر کاری که میخواد انجام بده و پلیدی رو توش گسترش بده و دعواش با آینور سر حکومت بر آردا بود نه برای کشتن آینور

تازه..شیطان چه ربطی به ملکور داره؟

ملکور که از اول پلید نبود...

اون بعد ها پلید شد..

شیطان هم از اول پلید نبود قبل از آفرینش انسان مقام خیلی زیادی داشت. یه نماز خوند که هر رکعتش دو هزار سال طول کشید. شیطان معلم فرشته ها بود و لقبش عزازیل (یا یه همچین چیزی) بود به معنی مربی. این مجسمه ای که توی حج بهش سنگ میزنن در آسمان چهارم منبر شیطان بوده که برای فرشته ها سخنرانی میکرده! مشکل شیطان با خدا از قضیه آفرینش شیطان شروع شد.

در ملکور به زور قدرتش...مردمان ستاره ها رو آلوده کرد...

نه به زور وسوسه...ملکور حیله نکرد...فقط مبارزه ی آشکارا کرد

ملکور ایسترلینگ ها رو با وعده زمینهای بلریاند و حکومت بر بقیه انسانها دنباله رو خودش کرد و بعد بهشون خیانت کرد.

تالکین به ملکور قدرت داده...قدرت پلید ساز...این داستان از ریشه یه سوال اساسی داره...

چرا ملکور آفریده شد..

خب منم همینو گفتم علت خلقت ملکور همون علت خلقت شیطانه.

چرا خدا به شیطان عمر طولانی داده؟

چرا اجازه میده شیطان بر انسان تسلط پیدا کنه؟

مردمان ستاره ها به اراده ی خودشون نرفتن طرف ملکور...

ملکور انارو دزدید...انها پلین نبودن..ملکور به زور به پایین پرتشون

کرد...آنها حتی ضره ای از چیزی که میخوان باشن...راضی نبودن.

تنها ملکور بود که اونا رو اینجوری کرد...

درسته تو دنیای خودمونم خیلی ها رو مجبور به کارهای پلید می کنن و خیلی از اونام از انجام این کارا راضی نیستن

پس وجود ملکور...در سرزمین میانه...غیر از کشت کشتار...و به وجود آمدن بالروگ ها...پلیدی ها...

و ... چه چیز دیگری میتونه باشه؟

ایا ملکور واقعا چرا در آردا وجود داشت...(چرا ارو اونو آفرید و به اون مقام داد ؟)

تنها ملکور بود که مخالفت خودشو خوب اعلان کرد.

ایا تمام این جنگ ها و این نبرد ها..تنها برای راندن ملکور و

آزمایش سائرون و جمعی از آینور بود؟

آیا ارو به این سوال...واقف بودو کاری نکرد؟

چرا ملکور را به وجود آورد؟

آیا خدا نمی دونست که هیتلر و فرعون و نمرود آدمای بدی هستن. اینکه اونا رو خلق کرد برای این نبود که ببینه اونا خوبن یا بد. شاید برای این بود که به خودشون ثابت بشه؟ شاید قبل از اینکه به این دنیا بیان هی به خدا اصرار میکردن ما رو خلق کن خدا میگفته شما آدم بدی میشین و به جهنم میرین اما اونا زیر بار نمی رفتن. شاید ما هم همین کارا رو قبل از بدنیا اومدن کردیم ولی الان یادمون نیست.

جواب سوال تورو میدم( شیطان) میدم..:

چون میخواست بنده ها رو امتحان بکنه.

شیطان ربطی به ملکور نداره(شیطان چیزی هست که

در دنیای ما وجود داره نه در آردا...)

بلاخره باید یه شباهتی بین داستان و دنیای واقعی باشه. مظهر پلیدی در دنیای ما شیطانه و در آردا ملکور.

حالا این سوال منو جواب بده:

چرا ملکور...فرست یافت تا برای خودش...

نظام بسازد..تا رودرو در میان ارو...جنگ کند.

و حتی کسانی رو هم به زور دزدید و اونارو آلوده کرد..

آیا اونا واقعا میخواستن آلوده بشن؟

یا ملکور آلوده کردشون

همونطور که شیطان عمر طولانی پیدا کرد تا انسانها رو گمراه کنه. مگه خدا نمیتونست اونو از بین ببره؟ پس چرا این کارو نکرد. پس حتما یه خیری توی این شر وجود داره که ما از درکش عاجزیم.

داستان رو با واقعیت مقایسه نکنین..و جواب رو کامل بدین

ارو یک خدای دیگست...الله یه خدای دیگه

من نگفتم ارو همین خدای ماست . ارو خدای آرداست و اگر خداست باید مثل خدای دنیای ما عمل کنه.

من نگفتم ارو همین خدای ماست . ارو خدای آرداست و اگر خداست باید مثل خدای دنیای ما عمل کنه

منم نگفتم تو میگی خدای ما خدای ارو هست ... من گفتم داستان رو با خودش مقایسه کن...

و اگر عین خدای ما عمل کنه؟ پس چرا نمیکنه؟یا اگر میکنه؟..پس چجور خدایی هست که چند خدای دیگر را میسازد..؟

و اسم انها را آئوله..و تولکاس...و غیره میگذارد؟..و انها تولید مثل میکنند؟..مگر نه این که خدا از کسی زاییده نشده و

کسی را نزاییده؟...پس چطور این خدا..چند خدای دیگر را میسازد؟...و انها نیز تولید مثل میکنند؟و اسم نژاد خدا را

والار میگذارد؟....ایا خدای ما نیز چنین می کند؟...خدای ما یک خداست...با چندین توانایی...یعنی اگر رحیم بگوییم..

میبخشد...اگر رزاق بگوییم..نعمت میدهد..اگر کریم بگوییم..شریف میشویم....(رمز اسم اعظم)

پس اون کاملا متفاوت از خدای واقعی عمل میکند

همونطور که شیطان عمر طولانی پیدا کرد تا انسانها رو گمراه کنه. مگه خدا نمیتونست اونو از بین ببره؟ پس چرا این کارو نکرد. پس حتما یه خیری توی این شر وجود داره که ما از درکش عاجزیم

این چه داستانی میشه که تو و من ساختیم..و از درک چیزی که ساختیم...عاجز هستیم؟

چرا باید داستان را از واقعیت تقلید کنیم؟...تا به این سوال برسیم...تو جواب این سوال منو بده:

این چه داستانی هست که ارو خدای آردا...ساخته به دست تالکین...(یک بشر) ما هم که یک بشر هستیم..

از درک آن عاجزیم...ارو چه هدفی را دنبال میکرد؟....یا اصلا...هیچ هدفی را دنبال میکرد؟....

بلاخره باید یه شباهتی بین داستان و دنیای واقعی باشه. مظهر پلیدی در دنیای ما شیطانه و در آردا ملکور

پس چرا شباهتی رو که میگی؟...نمیبینم؟ وقتی میبینم..ارو در جایی حامی ملکور هست...و در جایی دشمنش؟

(در ادامه توضیح بیشتری میدم)

آیا خدا نمی دونست که هیتلر و فرعون و نمرود آدمای بدی هستن. اینکه اونا رو خلق کرد برای این نبود که ببینه اونا خوبن یا بد. شاید برای این بود که به خودشون ثابت بشه؟ شاید قبل از اینکه به این دنیا بیان هی به خدا اصرار میکردن ما رو خلق کن خدا میگفته شما آدم بدی میشین و به جهنم میرین اما اونا زیر بار نمی رفتن. شاید ما هم همین کارا رو قبل از بدنیا اومدن کردیم ولی الان یادمون نیست.

اولا..بحث رو داری به هیتلر و فرعون میکشونی...که این اشتباه هست..بحث باید در این موضوع بمونه و گم نشه...(مثال های بهتری رو پیدا کن)

کی گفته اونا آدمای بدی بودن؟ این شیطان بود که اونا رو فریب داد...اونا و ما و تو و من..اگر از دید صوفی نگاه کنیم..

هممون میشیم فرزند آدم(ع) که همه از اون قوم هستند..فقط یکی فریب شیطان رو میخوره..و راه پاک خودشو گم میکنه.

که اون جدا از بحث ماست (انسان که از اول پلید نیست..بعد ها پلید میشه) و تازه..در مورد چیزی که میخوایی بگی؟..

علت هم داری؟...من میتونم بگم:

خدا ما را آفرید..برای این که از نعمت هایش لذت ببریم...چیزی که در تمام کتاب های این قبیل امده..

درسته تو دنیای خودمونم خیلی ها رو مجبور به کارهای پلید می کنن و خیلی از اونام از انجام این کارا راضی نیستن

خدا کسانی را که در این دنیا غیر سوء قصد و غیر منظور گناه میکنند(مثل ادم های عقب افتاده) انها را محاکمه نمیکند

انها به جدا...از حساب تو و من هستن...و به شکل دیگری قضاوت میشن که اصلا ربطی به بحث نداشت... :D

و در مورد ارک ها...انها پلید شناخته شدن...کدوم شیطانی رو دیدی که تورو به زنجیر بکشه و بکشتت برای دزدی؟؟

کدوم شیطانی رو دیدی که شمشیر برداره برای کشتن انسان؟حال که تا به حال آزاری از شیطان به ما نرسیده...

کدوم شیطانی رو دیدی که به این شکل...موجودات پاک رو به پلیدی مبدل کنه؟پس شیطان یه چیز دیگست..

و ملکور یه چیز دیگه...

خب منم همینو گفتم علت خلقت ملکور همون علت خلقت شیطانه.

چرا خدا به شیطان عمر طولانی داده؟

چرا اجازه میده شیطان بر انسان تسلط پیدا کنه؟

بزار برات چیزی رو تعریف کنم...وقتی شیطان فرزند خودش خناس ابن ابلیس را به هوا داد...گفت...این کودک من است

اینو نگه دار... و اون نیز چنین کرد..تا که حضرت آدم آمد و شیطان را دید...فرزندش را تکه تکه کرد و هر تکه از اونو در کوهی

گذاشت...و شیطان از این موضوع مطلع شد...اون دباره فرزند خودش را زنده کرد..و برای دومین بار به هوا داد...اون باز نگه داشت..آدم برای دومین بار فرزند شیطان را تکه تکه کرد..و این بار سوزوندش...و در آتش نهاد...زغالش را به آب ریخت و اونو

دور ریخت...برای بار سوم شیطان با خناس آمد...و اونو زنده کرد...این بار آدم...اونو کشت...و اونو زغال کرد...و اونو خورد...

وقتی شیطان از این موضوع مطلع شد...گفت...همین بود...همینو میخواستم...حالا شیطان در دل انسان هاست...

حتی در دل پیامبر...ولی عده ای نمیتوانند جلوی نفس خود را بگیرند...و عده ای دیگر میتوانند...آن هایی که درست

کردار هستند...میتوانند حیله ی شیطان را درک کنند...و آنانی که ساده هستند...به سادگی آب خوردن...به شیطان میپیوندند

حالا موضوع از این حرف جداست..کی گفته خدا اجازه میده تا تو آلوده بشی؟ مگر خدا اونو خشم نگرفت؟....مگر حضرت آدم رو

توبه نداد؟...مگر فرزندانش نوح..موسی عیسی محمد خاتم(ص) و ... را توبه نداد؟...مگر برای تو هزار را باز نکرده؟...پس در نتیجه...خدا اجازه نمیده شیطان به دل بنده های (واقعی) و (مومن) نفوض کنه...که این برای ملکور...قابل قیاس نیست...

حتی در جای ارو گفت...(پلیدی اون جزء برنامه ی منه) این برنامه رو برام توضیح بده که این چه برنامه ای بود؟...

ملکور ایسترلینگ ها رو با وعده زمینهای بلریاند و حکومت بر بقیه انسانها دنباله رو خودش کرد و بعد بهشون خیانت کرد

قبل از این که به فکر وعده های ملکور برای آردا باشی...فکر کن ببین تخصص ملکور در چه چیزی بود؟...

ساختن؟....کشتن؟....فریفتن؟...نه...اینا همه بعد از خیانت ملکور بود..

ایا ملکور به وجود آمد تا فقط ایسترلینگ ها رو فریب بده؟...اصلا یه شهر؟...دو شهر؟.....یه کشور...؟ دو کشور؟....

نه...اگر شیطان رو با ملکور مقایسه کنی...خیلی از توانایی ها در ملکور...بیهوده بوده...و بودنش...مایع ننگ خود داستان میشه....چون سائرون...ایسترلینگ ها و ... اینا به اراده و فکر و عقیده ی خودشون به اون پیوستند...

ایا ملکور دژ خودشو ول کرد تا اونارو فریب بده؟....تازه....

یه چیزی یادم اومد...

بگم؟

بگم؟...

شیطان وظیفش این بود که انسان رو شیفته ی ثروت بکنه....نه این که خودش عاشق طلا جواهر بشه...و از انسان...

جلو بزنه...در داستان دیدم..که نوشته..(ملکور با دیدن سیلماریل ها دیوانه شد...و فقط به فکر به چنگ آوردن اونا شد...)

این چجور شیطانی هست...که فقط یه شهر رو فریب میده؟... این چجور شیطانی هست که خودش بیشتر از من و تو

عاشق ثروت هست؟این چجور شیطانی هست که مردم ستاره ها رو...به زور میدزده و پلید میکنه؟....

شیطان هم از اول پلید نبود قبل از آفرینش انسان مقام خیلی زیادی داشت. یه نماز خوند که هر رکعتش دو هزار سال طول کشید. شیطان معلم فرشته ها بود و لقبش عزازیل (یا یه همچین چیزی) بود به معنی مربی. این مجسمه ای که توی حج بهش سنگ میزنن در آسمان چهارم منبر شیطان بوده که برای فرشته ها سخنرانی میکرده! مشکل شیطان با خدا از قضیه آفرینش شیطان شروع شد.

بله....شیطان اول مربی بود ..اولین کسی بود که بالای منبر رفت..اولین کسی بود که تا آسمان هفتم میخواست پیش بره..

ولی وقتی...تمام عبادت های اون...ظاهری بود...به چه دردی میخورد؟...شیطان اولین کسی بود که دروغ گفت..اولین کسی بود که وسوسه کرد..اولین کسی بود که نقاشی اقیافه ی آدم کشید...اولین کسی بود که قصم دروغ خورد..شیطان اگر یه فرشته بود...پس چرا این خصوصیات در وجودش بود؟...حال که من در احادیث معتبر خوندم که فرشته از گناه و سرپیچی به دور هست و وسوسه ی نفس را نمی خورد تو در یک حدیث میخونی که میگه:شیطان اولش خوب بود...بعد بد شد...در صورتی که شیطان از همون اول با عبادت ضاهری خودش...خودشو پلید کرده بود...اون از همون ابتدا پلید بود..و خدا اونو برای آزمایش انسان آفرید...(عین یه جور واکسن)

خوب...گفته شده که شیطان..سگ تربیت شده ی خداوند هست..برای آزمایش کل انسان ها...اون برای هدف ویژه ای آفریده شده...ولی ملکور...اگر برای همین هدف بود...پس چرا مرد؟....آیا مردمانی که بعد ها خواند آمد؟....انها ضعف ایمان نخواهند داشت؟...پس چرا ملکور مرد..تا انها نیز این امتحان را پس ندهند؟...چرا فقط در یک زمان خواص این اتفاق افتاد؟...

و چرا ملکور خودش بیشتر از مجودات دیگر..شیفته ی قدرت بود؟...در صورتی که شیطان وظیفه دارد...انسان را شیفته ی قدرت و ثروت کند...ولی در داستان ارباب حلقه ها..این ملکور بود که عاشق حکم رانی..و عاشق سیلماریل ها بود...

ایا وسوسه گر....خودش نیز وسوسه میشود؟...اگر ملکور وسوسه گر بود(شیطان بود) پس چرا خودش فریب خودش را خورد؟...این موضوع..باعث میشه..بگم..ملکور شیطان اصلی نیست...(ولی شاید پلید است)

قصد ملکور حکومت بر آردا بود تا بتونه توی اون هر کاری که میخواد انجام بده و پلیدی رو توش گسترش بده و دعواش با آینور سر حکومت بر آردا بود نه برای کشتن آینور

حکم رانی و غرور و خشم...همه و همه...چیز هایی هستند که شیطان در درون ما القا میکند...اگر ملکور شیطان آردا بود...

پس چرا خودش پیش تر از همه وسوسه شد؟....

و اگر شیطان نبود...چه کسی ملکور رو برای حکم رانی بر آردا وسوسه کرد؟

اول از همه پیشنهاد می کنم که سیلماریلیون رو بخونی برادر من:

منم نگفتم تو میگی خدای ما خدای ارو هست ... من گفتم داستان رو با خودش مقایسه کن...

و اگر عین خدای ما عمل کنه؟ پس چرا نمیکنه؟یا اگر میکنه؟..پس چجور خدایی هست که چند خدای دیگر را میسازد..؟

و اسم انها را آئوله..و تولکاس...و غیره میگذارد؟..و انها تولید مثل میکنند؟..مگر نه این که خدا از کسی زاییده نشده و

کسی را نزاییده؟...پس چطور این خدا..چند خدای دیگر را میسازد؟...و انها نیز تولید مثل میکنند؟و اسم نژاد خدا را

والار میگذارد؟....ایا خدای ما نیز چنین می کند؟...خدای ما یک خداست...با چندین توانایی...یعنی اگر رحیم بگوییم..

میبخشد...اگر رزاق بگوییم..نعمت میدهد..اگر کریم بگوییم..شریف میشویم....(رمز اسم اعظم)

پس اون کاملا متفاوت از خدای واقعی عمل میکند

اولا که والار به هیچ عنوان خدا نبودند و هیچ وقت هم ادعای خدایی نکردند ... اونها قدرت های آردا بودند و یه جور میشه گفت نایبانی از جانب ارو... بعدشم کجا اومدهخ که والار تولید مثل کنند؟؟!! {نکنه اون داستان خودتو ملاک قرار دادی؟ :دیی!!}

این چه داستانی میشه که تو و من ساختیم..و از درک چیزی که ساختیم...عاجز هستیم؟

چرا باید داستان را از واقعیت تقلید کنیم؟...تا به این سوال برسیم...تو جواب این سوال منو بده:

این چه داستانی هست که ارو خدای آردا...ساخته به دست تالکین...(یک بشر) ما هم که یک بشر هستیم..

از درک آن عاجزیم...ارو چه هدفی را دنبال میکرد؟....یا اصلا...هیچ هدفی را دنبال میکرد؟....

ببین رذالت چیزی نیست که از ذاتی سرچشمه بگیره ... مثل سایه که هنگام فقدان نور بوجود میاد، شرارت هم هنگام نبود خوبی بوجود میاد ... ارو {اگر اون رو خدای بی نقص فرض کنیم} تنها آینور رو آفریده اما اینکه اونها شرارت رو انتخاب کنند دیگه با اون نبوده ... ینی اگر حتی کسی از نیکی روی گردان بشه پس فقدان این خصلت باعث بوجود آمدن رذالت خواهد شد ...

در ضمن هیچ اشکالی نداره که ما مسائل رو با جهان بیرون مقایسه کنیم...

اولا..بحث رو داری به هیتلر و فرعون میکشونی...که این اشتباه هست..بحث باید در این موضوع بمونه و گم نشه...(مثال های بهتری رو پیدا کن)

کی گفته اونا آدمای بدی بودن؟ این شیطان بود که اونا رو فریب داد...اونا و ما و تو و من..اگر از دید صوفی نگاه کنیم..

هممون میشیم فرزند آدم(ع) که همه از اون قوم هستند..فقط یکی فریب شیطان رو میخوره..و راه پاک خودشو گم میکنه.

که اون جدا از بحث ماست (انسان که از اول پلید نیست..بعد ها پلید میشه) و تازه..در مورد چیزی که میخوایی بگی؟..

علت هم داری؟...من میتونم بگم:

خدا ما را آفرید..برای این که از نعمت هایش لذت ببریم...چیزی که در تمام کتاب های این قبیل امده..

واقعن تعجب می کنم! ... این دیگه چیزیه که همه قبول کردن اما شما هنوز داری با این دیدگاه ابتدایی نگاه می کنی که همه ی گناهان آدمی به خاطر فریب های شیطانه؟!! ... پس عقل و اراده این وسط کشک؟

خدا کسانی را که در این دنیا غیر سوء قصد و غیر منظور گناه میکنند(مثل ادم های عقب افتاده) انها را محاکمه نمیکند

انها به جدا...از حساب تو و من هستن...و به شکل دیگری قضاوت میشن که اصلا ربطی به بحث نداشت... :D

و در مورد ارک ها...انها پلید شناخته شدن...کدوم شیطانی رو دیدی که تورو به زنجیر بکشه و بکشتت برای دزدی؟؟

کدوم شیطانی رو دیدی که شمشیر برداره برای کشتن انسان؟حال که تا به حال آزاری از شیطان به ما نرسیده...

کدوم شیطانی رو دیدی که به این شکل...موجودات پاک رو به پلیدی مبدل کنه؟پس شیطان یه چیز دیگست..

و ملکور یه چیز دیگه...

جالبه الان حرف خودت رو نقض کردی ...

بزار برات چیزی رو تعریف کنم...وقتی شیطان فرزند خودش خناس ابن ابلیس را به هوا داد...گفت...این کودک من است

اینو نگه دار... و اون نیز چنین کرد..تا که حضرت آدم آمد و شیطان را دید...فرزندش را تکه تکه کرد و هر تکه از اونو در کوهی

گذاشت...و شیطان از این موضوع مطلع شد...اون دباره فرزند خودش را زنده کرد..و برای دومین بار به هوا داد...اون باز نگه داشت..آدم برای دومین بار فرزند شیطان را تکه تکه کرد..و این بار سوزوندش...و در آتش نهاد...زغالش را به آب ریخت و اونو

دور ریخت...برای بار سوم شیطان با خناس آمد...و اونو زنده کرد...این بار آدم...اونو کشت...و اونو زغال کرد...و اونو خورد...

وقتی شیطان از این موضوع مطلع شد...گفت...همین بود...همینو میخواستم...حالا شیطان در دل انسان هاست...

حتی در دل پیامبر...ولی عده ای نمیتوانند جلوی نفس خود را بگیرند...و عده ای دیگر میتوانند...آن هایی که درست

کردار هستند...میتوانند حیله ی شیطان را درک کنند...و آنانی که ساده هستند...به سادگی آب خوردن...به شیطان میپیوندند

حالا موضوع از این حرف جداست..کی گفته خدا اجازه میده تا تو آلوده بشی؟ مگر خدا اونو خشم نگرفت؟....مگر حضرت آدم رو

توبه نداد؟...مگر فرزندانش نوح..موسی عیسی محمد خاتم(ص) و ... را توبه نداد؟...مگر برای تو هزار را باز نکرده؟...پس در نتیجه...خدا اجازه نمیده شیطان به دل بنده های (واقعی) و (مومن) نفوض کنه...که این برای ملکور...قابل قیاس نیست...

حتی در جای ارو گفت...(پلیدی اون جزء برنامه ی منه) این برنامه رو برام توضیح بده که این چه برنامه ای بود؟...

خب این داستان از دور داره داد میزنه که " همه ش افسانه س" ... یه مقدار انسان باید بین واقعیت و داستان تفاوت قائل بشه ... یک مقدار تفکر کافیه به ارو قسم!

کلا بحث هایی تا این حد فکر نمی کنم چیزی رو ثابت کنه؟ ... شما میخوای مثلا بگی که داستان تالکین جالب نبوده؟ ... خب چه انتظاری داری؟ این یه داستان نوشته ی یک بشر و با اندیشه ی محدود بشری ... نباید انتظار فراتر از حد داشت که ... جذابیت داستان های تالکین با مقایسه ی با بقیه ی آثار مشخص میشه ... {که اونها هم نوشته های انسانهایی فانی بودند...}

چاکر شما...

ت.ت

چجور خدایی هست که چند خدای دیگر را میسازد..؟و اسم انها را آئوله..و تولکاس...و غیره میگذارد؟..و انها تولید مثل میکنند؟..مگر نه این که خدا از کسی زاییده نشده و

کسی را نزاییده؟...پس چطور این خدا..چند خدای دیگر را میسازد؟...و انها نیز تولید مثل میکنند؟و اسم نژاد خدا را

والار میگذارد؟

والار خدا نبودن و ارو اونها رو نزاییده اونها زاییده فکر ارو بودن یعنی ارو امر به خلق شدن اونا کرد و اونا بوجود اومدن. والار قدرت خلق کردن موجودات رو نداشتن به همین دلیل بود که ملکور الف ها رو دزدید و اونا رو به اورک تبدیل کرد چون قدرت خلق کردن رو نداشت و کسی که نتونه چیزی خلق کنه خدا نیست. والار فقط برای ساختن(نه خلق کردن) آردا فرستاده شدن.

این چه داستانی هست که ارو خدای آردا...ساخته به دست تالکین...(یک بشر) ما هم که یک بشر هستیم..

از درک آن عاجزیم...ارو چه هدفی را دنبال میکرد؟....یا اصلا...هیچ هدفی را دنبال میکرد؟....

شاید خود تالکین هم از درک اون عاجز بوده و به همین خاطر اونو همینجوری کپی کرده و دخل و تصرفی توش نکرده و به صورت مبهم باقی گذاشته.

پس چرا شباهتی رو که میگی؟...نمیبینم؟ وقتی میبینم..ارو در جایی حامی ملکور هست...و در جایی دشمنش؟

(در ادامه توضیح بیشتری میدم)

نمیدونم منظورت از حمایت ارو از ملکور چیه ارو هیچ وقت پشتیبان ملکور نبوده. اینکه گذاشته ملکور به دست انسانها و الفها و والار سرنگون بشه حمایت نیست.

اولا..بحث رو داری به هیتلر و فرعون میکشونی...که این اشتباه هست..بحث باید در این موضوع بمونه و گم نشه...(مثال های بهتری رو پیدا کن)

کی گفته اونا آدمای بدی بودن؟ این شیطان بود که اونا رو فریب داد...اونا و ما و تو و من..اگر از دید صوفی نگاه کنیم..

بله شیطان همه رو فریب میده ولی یکی قالپاق دزد میشه یکی میشه هیتلر. این اختلاف به خاطر ذات آدمهاست اگه آدمی خوب باشه شیطان خودشم بکشه نمیتونه تبدیلش کنه به هیتلر.

خدا کسانی را که در این دنیا غیر سوء قصد و غیر منظور گناه میکنند(مثل ادم های عقب افتاده) انها را محاکمه نمیکند

منظور من آدمهای عقب افتاده نبود منظورم کسایی بود که به خاطر فشارهای زندگی مجبور شدن دنباله رو آدمهای پلید بشن گرچه میتونستن از راه بهتری زندگیشون رو بگذرونن.

بزار برات چیزی رو تعریف کنم...وقتی شیطان فرزند خودش خناس ابن ابلیس را به هوا داد...گفت...این کودک من است

اینو نگه دار... و اون نیز چنین کرد..تا که حضرت آدم آمد و شیطان را دید...فرزندش را تکه تکه کرد و هر تکه از اونو در کوهی

گذاشت...و شیطان از این موضوع مطلع شد...اون دباره فرزند خودش را زنده کرد..و برای دومین بار به هوا داد...اون باز نگه داشت..آدم برای دومین بار فرزند شیطان را تکه تکه کرد..و این بار سوزوندش...و در آتش نهاد...زغالش را به آب ریخت و اونو

دور ریخت...برای بار سوم شیطان با خناس آمد...و اونو زنده کرد...این بار آدم...اونو کشت...و اونو زغال کرد...و اونو خورد...

وقتی شیطان از این موضوع مطلع شد...گفت...همین بود...همینو میخواستم...حالا شیطان در دل انسان هاست...

حتی در دل پیامبر

این داستانی رو که گفتی قبول ندارم چون هیچ کسی غیر از خدا قدرت زنده کردن رو نداره.

حتی در جای ارو گفت...(پلیدی اون جزء برنامه ی منه) این برنامه رو برام توضیح بده که این چه برنامه ای بود؟

دو ساعته دارم همینو میگم ممکنه این برنامه همون جدایی انسانهای خوب و بد از هم باشه یا اینکه یه خیری توی این شره.

قبل از این که به فکر وعده های ملکور برای آردا باشی...فکر کن ببین تخصص ملکور در چه چیزی بود؟...

ساختن؟....کشتن؟....فریفتن؟...نه...اینا همه بعد از خیانت ملکور بود..

ایا ملکور به وجود آمد تا فقط ایسترلینگ ها رو فریب بده؟...اصلا یه شهر؟...دو شهر؟.....یه کشور...؟ دو کشور؟....

نه...اگر شیطان رو با ملکور مقایسه کنی...خیلی از توانایی ها در ملکور...بیهوده بوده...و بودنش...مایع ننگ خود داستان میشه....چون سائرون...ایسترلینگ ها و ... اینا به اراده و فکر و عقیده ی خودشون به اون پیوستند...

ایا ملکور دژ خودشو ول کرد تا اونارو فریب بده؟....تازه....

یه چیزی یادم اومد...

بگم؟

بگم؟...

شیطان وظیفش این بود که انسان رو شیفته ی ثروت بکنه....نه این که خودش عاشق طلا جواهر بشه...و از انسان...

جلو بزنه...در داستان دیدم..که نوشته..(ملکور با دیدن سیلماریل ها دیوانه شد...و فقط به فکر به چنگ آوردن اونا شد...)

این چجور شیطانی هست...که فقط یه شهر رو فریب میده؟... این چجور شیطانی هست که خودش بیشتر از من و تو

عاشق ثروت هست؟این چجور شیطانی هست که مردم ستاره ها رو...به زور میدزده و پلید میکنه؟

اگه سیلماریلیون رو خونده باشی میبینی که ملکور جاسوسانشو بین مردم میفرستاد و بین اونا تفرقه بوجود می آورد. شیطان هم وظیفه اش شیفته کردن انسان به ثروت نبود. شیطان به انسان حصادت کرد چون خدا انسان رو اشرف مخلوقات دونست و شیطان باید به انسان سجده میکرد ولی از روی غرور این کار رو نکرد و همه ی کارای شیطان برای اینه که از انسان بدش میاد و میخواد انتقام بگیره.

شیطان اگر یه فرشته بود...پس چرا این خصوصیات در وجودش بود؟...حال که من در احادیث معتبر خوندم که فرشته از گناه و سرپیچی به دور هست و وسوسه ی نفس را نمی خورد

مشکل همینه شیطان فرشته نیست. شیطان از جنه و از آتش ساخته شده. فرشته ها از آتش ساخته نشدن. شیطان میتونست گناه کنه چون فرشته نبود.

خوب...گفته شده که شیطان..سگ تربیت شده ی خداوند هست..برای آزمایش کل انسان ها...اون برای هدف ویژه ای آفریده شده...ولی ملکور...اگر برای همین هدف بود...پس چرا مرد؟....آیا مردمانی که بعد ها خواند آمد؟....انها ضعف ایمان نخواهند داشت؟...پس چرا ملکور مرد..تا انها نیز این امتحان را پس ندهند؟...چرا فقط در یک زمان خواص این اتفاق افتاد؟

کی گفته ملکور مرد! ملکور زندانی شد و به عدم فرستاده شد و در پیشگویی آمده که در آخر دوران باز فرار میکنه و جنگ بزرگی رو به پا خواهد کرد(dagor dagorath) و دوباره سرنگون خواهد شد.

و اگر شیطان نبود...چه کسی ملکور رو برای حکم رانی بر آردا وسوسه کرد؟

ملکور مظهر پلیدیه و این پلیدی در خودش بیشتر از همه است. ملکور نیازی به وسوسه شدن نداره خودش آماده ی این کاره

خطاب به turin turambar

اولا که والار به هیچ عنوان خدا نبودند و هیچ وقت هم ادعای خدایی نکردند ... اونها قدرت های آردا بودند و یه جور میشه گفت نایبانی از جانب ارو... بعدشم کجا اومدهخ که والار تولید مثل کنند؟؟!! {نکنه اون داستان خودتو ملاک قرار دادی؟ :دیی!!}

من خودم در مطلبی دیدم که گفته شده بود....آئوله خدای تمام چیز هایی هست که در آردا وجود داره...از جمله سنگ...خاک...

آهن...و از این قبیل چیز ها...حالا خودشون نگفتن...من تو داریم میگیم...(من نه) مه من ربطی نداره...من مطلبی رو که دیدم..

رو دارم شرح میدم..دیدم که نوشته آئوله به نوعی خدای اشیاء بود و دیگری خدای نور...دیگری غم خوار ...دیگر شاد خندان...

اول از همه پیشنهاد می کنم که سیلماریلیون رو بخونی برادر من

مشخص کن...که داستان باید با واقعیت ما..مقایسه بشه یا نه؟...یا به معنایی دیگر..

قابل مقایسه هست یا نه؟

ببین رذالت چیزی نیست که از ذاتی سرچشمه بگیره ... مثل سایه که هنگام فقدان نور بوجود میاد، شرارت هم هنگام نبود خوبی بوجود میاد ... ارو {اگر اون رو خدای بی نقص فرض کنیم} تنها آینور رو آفریده اما اینکه اونها شرارت رو انتخاب کنند دیگه با اون نبوده ... ینی اگر حتی کسی از نیکی روی گردان بشه پس فقدان این خصلت باعث بوجود آمدن رذالت خواهد شد ...

در ضمن هیچ اشکالی نداره که ما مسائل رو با جهان بیرون مقایسه کنیم...

راه پلیدی رو چه کسی نهاد؟...تا بقیه را دومی هم داشته باشن؟...

این حرفت عین این میمونه که میگی: نازگول ها میتونن دست از پیروی

سائرون بردارن...والار به من بگو چرا ملکور به وجود آمد؟ تا پلیدی به وجود بیاد؟

و چرا ارو جلوی اونو نگرفت؟...یا اصلا چرا آفرید؟...اگر در خلقت ملکور...

خیری وجود داشت...اون خیر چی بود؟...

واقعن تعجب می کنم! ... این دیگه چیزیه که همه قبول کردن اما شما هنوز داری با این دیدگاه ابتدایی نگاه می کنی که همه ی گناهان آدمی به خاطر فریب های شیطانه؟!! ... پس عقل و اراده این وسط کشک؟

از قدیملعیام شیطان یه پیشنهاد وسوسه بر انگیز به انسان میداد...انسان اونو اجابت میکرد...و بعد هم دچار درد سر میشد..

چیزی که هیتلر هم شد...و بقیه ی پلیدی ها هم شدن...این میشه فریب شیطان...پیشنهاد شیطان..فریب اونه.

جالبه الان حرف خودت رو نقض کردی ...

به خدا سوگند که حتی یه کلمه از چیز هایی که تو این تاپیک نوشتم رو خلاف هم توضیح ندادم...

به من بگو به کجای حرفم شک بردی؟...

خب این داستان از دور داره داد میزنه که " همه ش افسانه س" ... یه مقدار انسان باید بین واقعیت و داستان تفاوت قائل بشه ... یک مقدار تفکر کافیه به ارو قسم!

اگر به سوره ی ناس بیشتر نگاه کنی نوشته مِن شرِ وسواسلخناس

من از خودم چیزی رو نگفتم(به خدا!)

شما میخوای مثلا بگی که داستان تالکین جالب نبوده؟

تو فقط به این هفت سوال من جواب بده...و خلاص...من همچین چیزی از دهنم در اومد؟...

خب چه انتظاری داری؟ این یه داستان نوشته ی یک بشر و با اندیشه ی محدود بشری ... نباید انتظار فراتر از حد داشت که ... جذابیت داستان های تالکین با مقایسه ی با بقیه ی آثار مشخص میشه ... {که اونها هم نوشته های انسانهایی فانی بودند...}

بر منکر حرفت نعلت... :D

شمایین که دارین میگین راه راست رو باید از سیلماریلیون تشخیص داد...

پس اعتراف میکنین..که داستان ناقصه...و از ریشه چند غلط داره...

پس چرا در بخش اشتباه بزرگ تالکین...منو میخواستین ضایع کنین؟...

فرقی نداره...من فقط میخوام جواب سوالم رو بگیرم...

اون چه داستانی هست که ما از درکش عاجز هستیم؟...

شماها گفتین تالکین یه پروفسور بود..خیلی چیزا میدونست...

چه شد؟....صد سال زحمت کشید که در مقابل 7 سوال...

که فقط و فقط ...2 ساعت..در موردش فکر کردم..بی جواب بمونه؟....

اگر اشتباه میگم...اشتباهمو بگین...

جواب دارن آسونه بود اگه کم بود

به خدا نمی دونم چی بگم

فقط حرف دوستانو تایید می کنم

من فقط کمی از نوشته هارو خوندم تا اونجا رو که خوندم باید جوابو گرفته باشی

توی ذهن خودمم همچین چیزیه اگه میخواستم جواب بدم

در هر حال

فقط یک سوال :

این مغزو از کجا آوردی ؟؟؟

( از لحاظ باهوشی نمیگم خدت میدونی :دی ببخشید اگه توهین میشه )

و یک چیز در مورد اسمت

همچین اسمی وجود نداره اگه گذاشتی مورگوت باید بعدش مینوشتی بائوگلیر نه ملکو

درستش اینه

مورگوت بائوگلیر

---------------------------------------

خیلی خوشحالم که آردایی های قدیمی رو می بینم که می تونن به مای تازه کار کمک کنن

الوه عزیز melkor morgoth مشکلی نداره،اصلا مشکلی نداره(اسم رو عرض میکنم)حتی از نظر معنی

melkor morgoth عزیز،همه این سوالا رو به نحو دیگه ای تو "اشتباه بزرگ تالکین" تکرار کرده بودی.

فکر کنم که اونجا بحث قانع کننده بود.

این که جایی خوندی آئوله یکی از خدایانه رو که نباید بگی! منم میتونم بگم که یه جا خوندم،استقلال پرسپولیسو برد تو بازی آخر.

در ضمن اونجا هم معنای خدا به معنی تحت الفضی اون اشاره میکنه.وقتی ما تو عامیانه هم میگیم "فلانی خداست"،شما فک میکنی طرف واقعا خداست؟

گفتی ملکور در فکر کشتن آینور بوده از اول و بعد پلید شده.نمیدونم اینو از دکون کدوم بقالی پیدا کردی،ولی بهت شدیدا توصیه میکنم(مثل سایر دوستان) که سیلماریلیون رو بخونی.

جوابی که به اولین پستت داده شده،فک کنم کاملترین جوابی بود که میشه داد:

خلق شیطان توسط خدا(یا حتی اینکه میگن خدا از سرنوشت همه ما آگاهه و میدونه که به کدوم سمت میریم) عینا شبیه همین مسا له است(میدونم می خوای الان از این استفاده کنی وبگی که تو اون یکی تاپیک من گفتم"ارو ،خدای دنیای ما نیست" اما همین هم هیچ تناقضی با حرف من نداره.تالکین یک دنیا بوجود آورده که بسیار به دنیای ما نزدیکه در بعضی جهات،و حتی کاملا برابر در بعضی موارد.حتی تالکین با زیرکی تمام تاریخ سرنگونی باراد دور رو سه یا چهار هزار سال پیش اعلام کرده(دقیقا یادم نیست) و دقیقا از همون زمان،خط و تاریخ وارد دنیای واقعی شده اند.در واقع خواسته یه جورایی حتی ذهن رو به این سمت ببره که دنیاش همون دنیای واقعی ماست،هر چند که هنوزم میگم این یه داستانه.)

تو پرسیدی خیر وجود ملکور چی بود؟

به نظرت اگه ملکوری وجود نداشت،چه دلیل منطقی ای برای اینکه الف ها به والار گوش بدن وجود داشت.؟اگه پلیدی نبود،ارزش خوبی چگونه مشخص میشد؟

اگه جهنمی وجود نداشت،به نظرت بهشت پشیزی می ارزید؟

علاوه بر همه این بحثای منطقی بالا،یه چیز دیگه هم میمونه:به نظرت بوجود آوردن یک دنیا فقط با خیر میتونه داستان خوبی بسازه؟ :D

یکی از اصول داستان های کلاسیک(در همه ژانر ها و مکاتب ادبی) وجود یک ضد قهرمان برای نشون دادن عظمت قهرمانه

به پست هایی که اینجا خودت زدی و جواب گرفتی نگاه کن.جدا پاسخ سوالاتت رو نگرفتی یا فقط میخوای مخالفت کنی؟

میگی داستان رو به هیتلر و شیطان و ... ربط ندیم.میشه بگی چرا؟چون جواب سوالت دقیقا از همونجا میاد؟تو میگی داستان ناقصه،چون تو دو ساعت سوالایی طرح کردی که به قول خودت تالکین از پاسخ دادن بهش عاجزه!

خود تو چه پاسخی برای هیتلر و فرعون داشتی؟(غیر از این حرفایی که ما زدیم نیود)پس اگه قرار باشه حرف ما در دنیای آردا که یه افسانه است،قابل قبول نباشه و داستان عاجز باشه،هیمن جواب ها برای دنیای کاملی مث این دنیا میتونه قانع کننده باشه؟یعنی اینطوری باید بگیم خدا نعوذ بالله عاجز بوده از ساختن دنیای بهتر.

خداوند در چند جا میگه در بعضی زمینه ها اصرار برای فهم آن نورزید چون به شرک میرسید.این یعنی خدا نمیتونسته جواب مارو بده یا ما نمیفهمیم؟(نمونه قرآنیش:در مورد بوجود آمدن خود خدا)

پی نوشت:

دیگه این توهم توطئه ات داره حالم رو به هم میزنه.کسی نخواسته تو رو ضایع کنه،چرا نمیفهمی که نظر مخالف به معنای ضایع کردن نیست؟

چرا متوجه نمیشی زمانی این همه آدم در مخالفت با حرفت ،حرفی رو میزنن،و البته همشون به طور قطع و یقین این دنیا رو بهتر از تو میشناسن،حتما یه جای حرفات ایراد داره؟

این بحث به شدت عالی و خوبه و چالش بر انگیز،چرا با اون حرفای سخیفت در آخر آخرین پستت میخوای خرابش کنی؟

کسی نگفته راه راست رو باید از سیلماریلیون تشخیص داد.اینجا دو تا نکته وجود داره که بهش دقت نکردی:

1:سازنده اون بحث برن بوده،نه همه ما، پس مضحکانه ترین کار اینه که اونو به همه تعمیم بدی.

2:برن اونجا هم ،اول از قرآن حرف زده،بعدش در یه مقایسه گفته:حالا اینجاست(یعنی بعد از مقایسه با قرآن) که میشه منظورش(دقت کن که فقط منظورش) از راه راست رو با سیلماریلیون تشخیص داد.

به نظرت تو این حرف گفته شده که فقط و فقط میشه از سیل راه راستو تشخیص داد؟یا گفته شده که از قرآن بهتره سیل؟

بهتره قبل از گفتن هر حرفی بهش خوب فکر کنیم.تو به خاطر ذهنیت بدی که از بچه های اینجا داری،آسمون رو به زمین میدوزی که بگی این حرفا غلطه و بعدش مثلا خوشحال میشی؟

جدا متاسفم :D

خطاب به 3dmahdi

والار خدا نبودن و ارو اونها رو نزاییده اونها زاییده فکر ارو بودن یعنی ارو امر به خلق شدن اونا کرد و اونا بوجود اومدن. والار قدرت خلق کردن موجودات رو نداشتن به همین دلیل بود که ملکور الف ها رو دزدید و اونا رو به اورک تبدیل کرد چون قدرت خلق کردن رو نداشت و کسی که نتونه چیزی خلق کنه خدا نیست. والار فقط برای ساختن(نه خلق کردن) آردا فرستاده شدن.

سوال از تو دارم...تویی که ادعا میکنی.

اسمش یاوانا بود...

همسر آئوله که بود؟...

به من بگو مانوه و واردا چطور زوج شدن؟...

اینا کی بودن؟...چه حدفی در ازدواجشون بود؟...

شاید خود تالکین هم از درک اون عاجز بوده و به همین خاطر اونو همینجوری کپی کرده و دخل و تصرفی توش نکرده و به صورت مبهم باقی گذاشته

پس تو هم مثل اون دوستمون داری میگی تالکین اشتباه کرده...(پس چرا در تاپیکی که به اسم اشتباه بزرگ تالکین زده بودم)

این حرف منو تکذیب کردین؟...(همه)

نمیدونم منظورت از حمایت ارو از ملکور چیه ارو هیچ وقت پشتیبان ملکور نبوده. اینکه گذاشته ملکور به دست انسانها و الفها و والار سرنگون بشه حمایت نیست.

بزار یه چیزی بگم...

اگر ارو واقعا دشمن ملکور بود...پس باید به اون فرست نمیداد...

این سکوت ارو...برای والار و الفها و انسان ها...و تمامی مجودات سرزمین میانه...و آردا...

میتونسته گرون تر تموم بشه...ارو داره با سرنوشت آردا بازی میکنه؟...یا داره سعی میکنه نظام

مخلوق تشکیل بده؟...اصلا ارو چرا ملکور را آفرید تا این وضعیت پیش بیاد...

تو میگی چون یه خیر توش هست...

من میگم چه خیری توش هست...

تو میگی واسه این که مردمان آردا رو امتحان کنه...

من میگم مردمان آردا رو با شمشیر امتحان کنه؟.

یا با وسوسه؟...اصلا شخصیت ملکور یه شخصیتیی

هست که نمیتونه درست جا بگیره...چرا به وجود آمد..و چرا

رو به نابودی هست؟..این والا که یکی از هشت والار بزرگ بود..

چرا خیانت کرد؟...این خیانت اون چه دلیلی داشت...

در نتیجه باز هم این سوال رو به روتون میارم...

چرا ملکور ساخته شد تا این سوال هم به وجود بیاد؟...

ایا ملکور تنها برای تفرقه افکنی به میان چند تا از مردمان

آردا به وجود آمد؟...من میگم نه...این پیدایش...یه ریشه ی

عمیق تری داره که سوال ریشه ای اونم اینه

چرا ملکور به وجود آمد...در حالی که ارو از اون آگاه بود..

چه فایده ای جزء ضرر و کشتن وجود داشت؟...

بله شیطان همه رو فریب میده ولی یکی قالپاق دزد میشه یکی میشه هیتلر. این اختلاف به خاطر ذات آدمهاست اگه آدمی خوب باشه شیطان خودشم بکشه نمیتونه تبدیلش کنه به هیتلر

ایا کودک که به دنیا میاد...چاقو کش به دنیا میاد؟...یا قاتل؟....

اگر کودک معصوم به دنیا میاد...این یعنی اون اول...در ابتدا نه میدونه پلیدی چیه..

و نه میتونه مرتکبش بشه...چون خیلی کوچک هست...پس در نتیجه..شیطان..

مجبوره اونو فریب بده...پس ذات انسانی در هر صورت پاکه...ولی بعد ها مخشوش میشه..

و در مورد افراد خوب....کی گفته؟...من حتی شنیدم..شیطان..برخی از پیامبران به خصوص حضرت آدم را

فریب داده بوده...پس این ذات انسانی در ابتدا پاک هست...ولی بعد ها پلید میشه..

حالا تو میگی ملکور از همون ابتدا پلید بوده...

و حالا منم میگم..ایا ارو خودش با دستای خودش پلیدی را به شعر آردا منتقل میکند و به اون میگوید

این پلیدی از برنامه ی من است؟ کدوم عقل میتونه اینو تجزیه کنه؟...اگر اشتباه میکنم...اشتباهم رو بگو...

مشکل همینه شیطان فرشته نیست. شیطان از جنه و از آتش ساخته شده. فرشته ها از آتش ساخته نشدن. شیطان میتونست گناه کنه چون فرشته نبود.

آ...آ :D

داری حرف خودتو تکذیب میکنی؟...یادته قبلش چی گفتی؟..

شیطان هم از اول پلید نبود قبل از آفرینش انسان مقام خیلی زیادی داشت. یه نماز خوند که هر رکعتش دو هزار سال طول کشید. شیطان معلم فرشته ها بود و لقبش عزازیل (یا یه همچین چیزی) بود به معنی مربی. این مجسمه ای که توی حج بهش سنگ میزنن در آسمان چهارم منبر شیطان بوده که برای فرشته ها سخنرانی میکرده! مشکل شیطان با خدا از قضیه آفرینش شیطان شروع شد.

حالا یادت اومد؟....حرفهات از زمین تا به هوا متفاوته...حالا باید بپرسم...آتش پلید در بهشت ...اونم بالای منبر ...

چه غلطی میکرد؟...آتش پلید..در نماز...اونم چند هزار سال...چه غلطی میکرد...اصلا در بهشت چار میکرد...

لطفا بحث رو عوض نکن...خواهش میکنم... :D

منظور من آدمهای عقب افتاده نبود منظورم کسایی بود که به خاطر فشارهای زندگی مجبور شدن دنباله رو آدمهای پلید بشن گرچه میتونستن از راه بهتری زندگیشون رو بگذرونن.

تا آنجایی که عقل امر میکنه که به خدا کفر نوزیم...باید گناه نکنیم...حالا در شرایط واقعا استسنائی..

امر بالا ممکنه رخ بده...ولی تا زمانی که عقل هست...پس باید پیرو اون شد...و اگر این عقل نبود...

اون موقع مثلا یه آدم جانی هستش..و بیماری قتل داره و میخواد آدم بکشه...این بیماری در اختیار خودش نیست

پس حمکی براش نیس تا وقتی که اراده به کفش بیاد..

این داستانی رو که گفتی قبول ندارم چون هیچ کسی غیر از خدا قدرت زنده کردن رو نداره.

ببخشید...ولی یادم رفت بگم که شیطان نمرد که ابلیس بیاد زندش کنه...اگر تو این حدیث رو قبول نداری..

منم

آیا خدا نمی دونست که هیتلر و فرعون و نمرود آدمای بدی هستن. اینکه اونا رو خلق کرد برای این نبود که ببینه اونا خوبن یا بد. شاید برای این بود که به خودشون ثابت بشه؟ شاید قبل از اینکه به این دنیا بیان هی به خدا اصرار میکردن ما رو خلق کن خدا میگفته شما آدم بدی میشین و به جهنم میرین اما اونا زیر بار نمی رفتن. شاید ما هم همین کارا رو قبل از بدنیا اومدن کردیم ولی الان یادمون نیست

رو قبول ندارم...چون در جملت میگی شاید برای ... یعنی خودتم اتمینان نداری...

تورو خدا بحث رو به مذهب نکش.. :D

سوال رو جواب بده... :D

کی گفته ملکور مرد! ملکور زندانی شد و به عدم فرستاده شد و در پیشگویی آمده که در آخر دوران باز فرار میکنه و جنگ بزرگی رو به پا خواهد کرد(dagor dagorath) و دوباره سرنگون خواهد شد.

اینا رو میدونم..ولی فقط یادم رفت که اشاره کنم...اینارو همه در نظر من هستن...

بازگشت ملکور خودش یه تاپیکی شد که در بخش طرفداران ارباب حلقه ها یه بحث مفصل شد...

میدونم که نمرد...اونی که گفتم مرد...یه منظور دیگه ای داشتم...منظورم پیشبینی بود...

که قلب ملکور از سینه در میاد...ولی ارو با سکوت اشتباه خودش..داره دباره چوب به دست

ملکور میده..تا ملکور از ارو خوفی نداشته باشه...اگر ملکور میدونست خدای خودش...از این کارش

خشم ناک هست...هرگز حتی اسم پلیدی رو هم به زبون نمی آورد...ولی

سکوت ارو باعث شد ملکور جرعت و شجاعت پیدا کنه...

ملکور مظهر پلیدیه و این پلیدی در خودش بیشتر از همه است. ملکور نیازی به وسوسه شدن نداره خودش آماده ی این کاره

پس میخوایی بگی ارو خودش پلیدی رو با دستای خودش به موسیقی آینور دعوتش کرد...

..

خطاب به Tulkas Astaldo

گیرم که اون هم از نقشه های ارو بود...

ولی چرا سکوت کرده بود؟...

بد ترین کاری که میتونست بکنه این بود که ملکور را آفرید...

و به اون برتریت هم داد!!

و جزء هشت والار بزرگ شد

چرا یه موجود پلید انقدر باید عزیز واقع بشه..

من جواب این چرا را به طور کامل میخوام..

و جواب این هفت سوال را به طور کامل..

داری میگی پلیدی نباشه خوبی ارزش نداره...

به من بگو اصلا خوندی من در پستای قبلیم چی نوشتم؟

من برای بار هزاروم دارم اینو میگم..

اگر پلیدی هست تا خوبی عرضش پیدا کنه..

پس چرا الف ها ی پاک سرشت..به یک باره

به قعر بدبختی سقوط کردن؟...

در حالی که اونا هیچ اشتباهی مرتکب نشده بودن...

چرا ارو ملکور را آفرید تا الفها به نابودی برن؟..

اصلا چرا اجازه ی چنین کاری را داد؟...

چرا برای اثبات خوبی...حتما خوبی به بدی مبدل شه؟

در دنیای ما برای اثبات خوبی معمولا نفس رو مورد خشم قرار میدن.

به این منظور که خدایا من از منافع خودم میگذرم برای تو...

در این داستان ارو برای اثبات خوبی و عزیز کردن خوبی.

داره به وسیله ی ملکور...خوبی رو به بدی مبدل میکنه و

از بدی به وجود آمده جنگ به راه می افته.

که میشه همون دزدیدن الف ها و جنگ های دوره ی چهارم

فراموش نکن که اونا زمانی الف بودن..و نه به اشتباه.

نه به اراده ی خود...و نه خیانت...

آنها دزدیده شده و تبدیل به پلیدی شدن...

سائرون نیز برای قدرت گرفتنش...نه انسان را به بدترین

موجودات تبدیل کرد...البته در این مورد انسان ها خطا کردند.

ولی در مورد ارک ها...انها هیچ خطایی نکردن

چرا وقتی ملکور در جنگ خشم شکست خورد...

ارو حتی به یک مایای معمولی هم خشم نگرفت؟...

چرا در اونجا هم فرست داد تا سائرون رشد کنه..

و حلقه بسازه...؟

ارو حتی به پایین تر از سائرون

سوار سیاه...نزگول ها را نیز مانع رشدشون نشد...

بلفرض که تو حق داری...

ولی چرا وجود این پلیدی (ملکور و سائرون) فقط شامل یه دوره ی خواصی میشد؟...

مگر این طور نیست که نسل های بعدی چون ملکور را ندیدند..

انها به گفته ی پدران و اجدادشون شک میبرن....چیزی که حتی در دنیای ما نیز اتفاق می افته..

و ضرر های زیادی داره..

منظورم از کشتن آینور ها..جنگ بود..

یعنی مخالفانشو از میان برداره..

مثلا با الفها جنگ کنه.

منظورم از کشتن آینور ها..این نیست که آمده تا آینور شکار کنه..

منظورم اینه که مخالفان آینوری خودشو از میان برداره و راه رو برای پیشرفت هموار کنه..

منم خواهش میکنم اول به حرف من فکر کن...بعد جواب منو بده..

من فقط 7 سوال پرسیدم... و تا هستم...باید از این سایت...جواب بگیرم...

ناسلامتی اینجا یه فرومه و فروم هم جایی هست که مسئله ها مطرح و حل میشه..

اینم یه مسئله..از این همه تاپیک...نیازی نیست تو این تاپیکو به نوعی ربطش بدی به تاپیک دیگر..

اصل موضوع سر خدا یا خدایان نیست..

سر خلقت ملکر هست..

برای هزار یکمین بار میگم.

خطاب به الوه

اولا...

بحث رو بخون..بعد جواب منو بده.

دوما ...

سوال رو با سوال جواب نمیدن

یعنی چی عقل رو از کجا آوردی؟

سوما...

من در خدمتم تا اگر پاسخی دادی..

روش بحث کنم..

تولکاس جان...اصلا شما درست...

ملکور پلید بود..و برای آزمایش کردن مجودات دیگر

درست شد...

ولی چرا ارو با این که میدانست ملکور یک خائن هست..اونو به اطاعت از امر خودش دعوت میکرد؟...

در صورتی که این یه بر خورد بی جواب و غیر منطقی بود..

هم به اون فرست میداد(سکوت میکرد)

و هم به امر خودش اونو دعوت میکرد(فرمان میداد)

در صورتی که میدونست اون خائن خواهد بود و بر خلاف میل ارو عمل خواهد کرد..

در این میان ارو نیز هیچ کاری نکرد و ملکور به راحتی آب خوردن میتونست زمین های آزاد رو تصرف کنه..

و بهار رو به خزان بکشونه...

ایا این دنیای ارو نبود؟...پس چرا به فکر بندگان و به فکر آنانی که نا عادلانه میمیرن نبود؟..

چرا به فکر کسایی که در این وسط حلاک میشن نبود؟...

چرا هیچ عملی در قبال جنایات بعد از اون(سائرون) نکرد؟...

حتی برای مقابله با ویچکینگ هم کاری نکرد..

از تو انتظار بیش از این نداشتم..

ماکه هر جا خواستیم تاپیک بزنیم..

دیدیم یکی داره داد میکشه..

هر جا پست زدیم..یکی متحم کرد...

تو داری فقط از تاپیک حرف میزنی

هیچ به سوالات من فکر نکردی...

میگن (عذر میخوام که انقدر صریح میگم):حماقت رو تو هر ظرفی بریزی فرقی نمیکنه،همینطور کینه رو.

به عنوان ناظر:غلط املایی داری

به عنوان کاربر:یک صفحه من کلا در مورد تاپیک نوشتم.فک کنم با توجه به جمله بالا،من باید بگم:از تو انتظار بیشتری نداشتم پسر جان

اگر این پلیدی دست رنج ارو بوده...

پس چرا ارو با دست خودش...پلیدی رو به موسیقی که در حال نواختن بود..وارد کرد؟..

مگر نمی دونست که اون پلیده؟...

مگر نمیدونست که این کار اشتباه هست؟...

گویا حرف های دوستان رو نمیخونی.بحث ما اینه که وارد شدن اون به موسیقی اشتباه نبود،اصلا جزئ برنامه بود

گیرم که اون هم از نقشه های ارو بود...

ولی چرا سکوت کرده بود؟...

بد ترین کاری که میتونست بکنه این بود که ملکور را آفرید...

و به اون برتریت هم داد!!

و جزء هشت والار بزرگ شد

چرا یه موجود پلید انقدر باید عزیز واقع بشه..

من جواب این چرا را به طور کامل میخوام..

و جواب این هفت سوال را به طور کامل..

خیلی دارم تلاش میکنم جواب سوالت رو با سوال ندم.جواب این رو در پست قبلیم دادم ولی برای اینکه ایندفعه بخونیش دوباره میگم:

اولا ملکور قبل از رفتار شریرانه اش جزئ هشت والای اعظم مذکر(والا های اعظم پانزده تا بودن) بود و البته از بهرتین خادمان ارو،خیلی قبل تر از اینکه ائا بوجود بیاد.بعد از خرابکاری هاش تو آردا هم از والا بودن طرد شد(باز هم توصیه:سیلماریلیون رو بخون بعد در مورد چیزایی که بزرگتر از سطح معلوماتته حرف بزن)

اری میگی پلیدی نباشه خوبی عرضش نداره...

به من بگو اصلا خوندی من در پستای قبلیم چی نوشتم؟

من برای بار هزاروم دارم اینو میگم..

اگر پلیدی هست تا خوبی عرضش پیدا کنه..

پس چرا الف ها ی پاک سرشت..به یک باره

به قعر بدبختی سقوط کردن؟...

در حالی که اونا هیچ اشتباهی مرتکب نشده بودن...

چرا ارو ملکور را آفرید تا الفها به نابودی برن؟..

اصلا چرا اجازه ی چنین کاری را داد؟...

چرا برای اثبات خوبی...حتما خوبی به بدی مبدل شه؟

به عنوان ناظر:باز هم همون غلط املایی معروف

به عنوان کاربر:همه الف ها پاک سرشت نیستن(الف تاریک هم در دنیای تالکین هست)

اینکه اورک ها موجوداتی قابل ترحمند،به دلیل اینکه یه زمانی الف بودن،واسه من قابل درکه،ولی باید به نظر نویسنده احترام گذاشت.

برای اثبات خوبی،خوبی به بدی مبدل نشده.در کل کتاب های تالکین اگه ببینی،نحوه صحبت در مورد اورک ها اینطور نیست که اونا معنای بدی هستند،شریر هستن،انزجار بر انگیز هستن ولی در عین حال در خدمت بدی ات،نه خود اون.تاریک مطلق تو این دنیا خود ملکوره.

ارو خداست،نه حل و فصل کننده همه موارد که.

میگی سوال نکن،ولی واقعا میخوام بدونم،چرا خدا جلوی استالین،هیتلر،رومل،چرچیل،صدامو ... رو نگرفت؟نمیتونست؟یا نمیخواست؟یا چرا جلوی شیطان گرفته نمیشه؟میگیم که ابلیس از خدا وقت خواسته تا اونجایی که میتونه انسان رو به گمراهی بکشونه تا نشون بده که انسان آنطور که خدا فکر میکند،نیست و البته خدا هم بهش مهلت داده!چرا نمیشه همچین حقی رو برای ارو به عنوان خدای داستان قائل شد که به ملکور فرصت بده؟

علاوه بر اون ائا جایی بود که با موسیقی آینور ساخته شده بود و از همون اول هم قرار بود،آینور در ساختش بکوشن و به نظر من حتی ارو دخالتش در مورد نومه نور هم کاملا بیخود بود

در دنیای ما برای اثبات خوبی معمولا نفس رو مورد خشم قرار میدن.

به این منظور که خدایا من از منافع خودم میگذرم برای تو...

در این داستان ارو برای اثبات خوبی و عزیز کردن خوبی.

داره به وسیله ی ملکور...خوبی رو به بدی مبدل میکنه و

از بدی به وجود آمده جنگ به راه می افته.

جمله اولت که بیشتر به کارای مرتض ها شبیه و برخی فرقه های صوفی ها.(اسم نمیبرم)

ببین در این دنیا،یک سری بدی وجود داره(گناه ها،ظلم،تجاوز و....) یک سری افراد انجامش میدن و میشن بد،یه سری انجامش نمیدن و میشن خوب.

اونجا هم همینطوره(اگه ملکور رو مثل شیطان در نظر بگیریم،خواسته های ملکور میشوند گناه ها،ظلم،تجاوز و...کسانی هم که انجام میدن،انسان های دون پایه،اورک ها و.... میشوند بد و کسانی که در مقابل راحت طلبی ها قرار میگیرن میشن خوب.)

بوجود اومدن بدی(یا به قول تو تبدیل خوبی به بدی)به صورت مستقیم موجب ارزش خوبی نمیشه.کسانی ارزش خوب بودن رو دارن(چه اینجا و چه اونجا) که در مقابل بدی مقاومت میکنن(تو این دنیا در ساده ترین حال با کشیدن سختی ترک گناه و در بعضی از موارد دفاع از ناموس و وطن و....).تو دنیای آردا به علت شیوه نگارش حماسی ای که داره بدیهیه که مقابله با بدی از طریق جنگ صورت میگیره.

این مشکلی ایجاد میکنه؟

که میشه همون دزدیدن الف ها و جنگ های دوره ی چهارم

باز هم زاییده های ذهن خودت رو وارد بحث کردی!اگه داری در مورد دنیای تالکین و نوشته های اون صحبت میکنی،بیجا میکنی که بحث دوران چهارم رو وسط میکشی

سائرون نیز برای قدرت گرفتنش...نه انسان را به بدترین

موجودات تبدیل کرد...البته در این مورد انسان ها خطا کردند.

ولی در مورد ارک ها...انها هیچ خطایی نکردن

سارون؟ باز هم قضاوت اشتباه؟

سارون اونها رو وسوسه کرد،فقط همین.همونطور که شیطان وسوسه میکنه،اونا آزادانه حلقه رو پذیرفتند و بنده اون شدن.این اتفاق تو این دنیا نمی افته؟

اما در مورد اینکه الف ها تقصیری برای اورک شدن نداشتن: واسه همینه که تو کتاب اومده کثیفترین و شریرانه ترین کار ملکور،همین تبدیل الف ها به آدم هاست،نه حتی نابودی دو درخت!(تا یادم نرفته،تو یه جا گفتی که ملکور تو این عکسی که گذاشتی شمشیر دستشه پس به زور شمشیر میخواسته همه رو بد کنه.لازم به توضیحه این آواتار جنابعالی که البته نصفه نیمه گذاشته شده،صحنه ای از نابودی دو درخت توسط ملکور و اونگولیانته و طبیعیه که برای نابودی درخت،از وسوسه نمیشه استفاده کرد)

چرا وقتی ملکور در جنگ خشم شکست خورد...

ارو حتی به یک مایای معمولی هم خشم نگرفت؟...

چرا در اونجا هم فرست داد تا سائرون رشد کنه..

و حلقه بسازه...؟

ارو حتی به پایین تر از سائرون

سوار سیاه...نزگول ها را نیز مانع رشدشون نشد...

به عنوان ناظر:باز هم غلط املایی

به عنوان کاربر:

اولا سارون مایا یی معمولی نیست و جزئ قدرتمندتریناشونه.نبرد خشم هم اصلا از وال توسط ارو سازماندهی نشده بود که خود ارو بیاد خشم بگیره.اینکه سارون هم مورد قضاوت قرار نگرفت به خاطر این نبود که نخواستن محاکمه اش کنن!به خاطر این بود که فرار کرد و دستشون بهش نرسید.

در مورد نزگول ها قبلا توضیح دادم. والبته کلا در این مورد در جای جای صحبتم توضیح دادم که ارو نباید در آردا مداخله میکرد،چون از اولش نمیخواست که مداخله کنه.(مقایسه کن با همون بحث هیتلر و ....)

تو هی داری یه سوال رو به عنواین مختلف تکرار میکنی.

اول میگی به ملکور چرا فرصت داد،بعد میگی حالا چرا به سارون فرصت داد،بعد میگی حالا چرا نزگولا؟بعد دوباره میگی چرا به ملکور فرصت داد.اگه دقت کنی جواب همه این سوالا یکی ان

ولی چرا وجود این پلیدی (ملکور و سائرون) فقط شامل یه دوره ی خواصی میشد؟...

مگر این طور نیست که نسل های بعدی چون ملکور را ندیدند..

انها به گفته ی پدران و اجدادشون شک میبرن....چیزی که حتی در دنیای ما نیز اتفاق می افته..

و ضرر های زیادی داره..

خب خودت که جواب خودت رو تا حدودی دادی.

تو دنیای ما هم همیچین چیزی هست!جوابی واسش داریم؟نه!

در ضمن تالکین ادامه نداده نوشتن داستان رو!

شاید در ادامه میدیدیم که مثلا یکی از خدمت گذاران سارون میشد نماد بدی!تا بینهایت که نمیتونست بره جلو!

طبق روال منطقی داستان نویسی یه جا باید خوبی بر بدی تو داستان پیروز میشد

داری بحث رو از مدارش خارج میکنی..

این تاپیک رو به اون تاپیک ربط میدی..

یکی از بحثامو واسه یه جمله پاک میکنی..

من حالا اینجام..تا فقط جواب این 7 سوال رو بگیرم..

این هفت تا سوال رو در پست اول نوشتم..

حالا تو بخونشون..

و جوابشون بده...

یا علی..

بسم الله

خطاب به جمیع حضار: من دارم بحث رو از مدارش خارج میکنم؟ :D\

بازم گفتم که تو مشکلت جای دیگریه،نه این سوالا،من گفتم سوالاتت مثل همون تاپیکه،تو حالا در مورد ورایش پستت و بقیه چیز ها هم داد سخن میدی

اول بدون منظورم از اون حرف چی بود..

منظورم از کشتن آینور ها..جنگ بود..

یعنی مخالفانشو از میان برداره..

مثلا با الفها جنگ کنه.

منظورم از کشتن آینور ها..این نیست که آمده تا آینور شکار کنه..

منظورم اینه که مخالفان آینوری خودشو از میان برداره و راه رو برای پیشرفت هموار کنه..

منم خواهش میکنم اول به حرف من فکر کن...بعد جواب منو بده..

آقایون کسی از کشتن آینور ها غیر از معنایی که من برداشت کردم،معنایی برداشت میکنه؟

اگه منظورت چیز دیگریه،از اول همون چیز دیگه رو بگو.ملت که مسخره شما نیستن.

اون نیومده بود با الفها بجنگه،اومده بود که خودش رو فرمانروای اونا بکنه.خب الف ها قبول نکردن و نتیجه این قبول نکردن،کشتن اونا بود.!

مظمئن باش اگه مانوه هم قبول میکرد که ملکور هر کاری خواست،بکنه اصلا جنگی بین آینور هم صورت نمیگرفت

من فقط 7 سوال پرسیدم... و تا هستم...باید از این سایت...جواب بگیرم...

ناسلامتی اینجا یه فرومه و فروم هم جایی هست که مسئله ها مطرح و حل میشه..

اینم یه مسئله..از این همه تاپیک...نیازی نیست تو این تاپیکو به نوعی ربطش بدی به تاپیک دیگر..

اصل موضوع سر خدا یا خدایان نیست..

سر خلقت ملکر هست..

برای هزار یکمین بار میگم.

بحث رو از مدار خارج نکنین..

من دارم در مورد ملکور حرف میزنم..

نه از خلقت حضرت آدم..و شباهت داستان..

اینا نتیجه گیری های نهایی هستند..

که العان مورد بحث قرار نمیگیرن..

من جواب میخوام...فقط همین...

یکی منو قانع کنه..

در مورد پست آخر:خلقت ملکور کاملا شبیه شیطانه و هیچ تفاوتی ندارن.سعی نکن که بگی چون اسم اون شیطانه،کاراشون و هدفشون یکی نیست

درسته اینجا فرومه و تو فروم همه جواب میدن،اما هیشکی وظیفه قانع کردن کسی رو نداره.همه اینجا نظرات رو میگن و بحث میکنن.کسی قرار نیست اینجا شکست بخوره یا قبول کنه که اشتباه میکرده.هر چند که اگه این رو قبول کنه،نشون میده که قابلیت پذیرشش رو داره.

به قول معروف:کسی که خودشو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد

پی نوشت:تا اینجا خواستم جواب همه سوالاتت رو داده باشم و به نظر خودم کامل و جامع جواب دادمفاگر که بخوای درست بر رسیش کنی.

دیگه جواب سوالهای با این مضمون رو نمیدم.امیدوارم حرف تازه ای برای ادامه دادن وجود داشته باشه

میگن (عذر میخوام که انقدر صریح میگم):حماقت رو تو هر ظرفی بریزی فرقی نمیکنه،همینطور کینه رو.

برداشت غلط خودتو به من نصبت نده چرا که کینه چیزی نیست که تو از من به اشتباه برداشت کردی...

تو افکار منفی رو به خودت میگیری...و حالا اونو به من نصبت میدی...

گویا حرف های دوستان رو نمیخونی.بحث ما اینه که وارد شدن اون به موسیقی اشتباه نبود،اصلا جزئ برنامه بود

گویا خودتم پستای منو نمیخونی من از گفتن این حرف میدونم که اشتباه نبود...منظورم از اشتباه عواقب بعد و بعدش بود...

که ملکور خائن خوانده میشه...باز هم تکرار میکنم..آیا از گرفتاری ها و از بدبختی ها خبری نداشت؟یا به منظوری این کار را کرد؟

آن منظور را به من توضیح بده..به من بگو برنامه ی ارو در سرش چه بود؟...چه منظوری را داشت؟.

خیلی دارم تلاش میکنم جواب سوالت رو با سوال ندم.

برات آرزوی موفقیت میکنم...

اولا ملکور قبل از رفتار شریرانه اش جزئ هشت والای اعظم مذکر(والا های اعظم پانزده تا بودن) بود و البته از بهرتین خادمان ارو،خیلی قبل تر از اینکه ائا بوجود بیاد.بعد از خرابکاری هاش تو آردا هم از والا بودن طرد شد

علت انگیزه ی ملکور برای برتریت و حکم رانی چه بود؟...اصلا این انگیزه را چه کسی به اون القا کرد؟..

من شنیده بودم شیطان برای وسوسه ی انسان به اون وعده ی مقام میده...به اون وعده ی دروغ میده..به اون وعده ی

بزرگی میده...نه این که شیطان خودش عاشق حکومت کردن باشه...اون کدوم شیطانه که خودش فریب ابزار فریفتنشو میخوره؟ من شنیدم شیطان برای فریب دادن انسان از ثروت استفاده میکنه...چطور شد که ملکور شیطان زود تر از هر کسی عاشق سیلماریل ها شد...حرف من بی جاست؟...یا حرف تو؟...تو هیچ کدون از سوال ها رو پاسخ نمیدی هیچ از زیرشون فرار هم میکنی...و گه گاهی از روی بعضی هاشون به راحتی میپری...و قبل از خوندن پستای قبلیم..منو متحم میکنی...برام فرقی نداره در یه کلمه هزار غلط املائی داشته باشم...فقط از ابزار کیبرد و فروم و از انگشتم برای انتقال منظورم استفاده میکنم...

همه الف ها پاک سرشت نیستن(الف تاریک هم در دنیای تالکین هست)

اینکه اورک ها موجوداتی قابل ترحمند،به دلیل اینکه یه زمانی الف بودن،واسه من قابل درکه،ولی باید به نظر نویسنده احترام گذاشت.

در این جا باز شروع به جاخالی دادن کردی و میخوایی با موضوعات بی ربط بحث رو از مدا به در کنی...من در مورد الف های

بیگناه حرف میزنم شما در مورد الف سیاه..شما بی جا کردی که به حرفم دقت نمیکنی...من بار ها گفتم..الف های پاک..

نگفتم الف...گفتم الف های پاک...پس بنابر این در این مورد هم کوتاهی کردی و اشاره ی تو به خود سوال نیست...تو از درگیری با جواب سوال فرار میکنی...در پست قبلیم گفتم که بلفرض که ملکور سگ ارو بود...حالا از این سگ چرا انتظار اطاعت داشت؟در صورتی که میدونست اون یه مجود پلید و خائن هست...و تازه بهتر هم میشه...منظورت از احترام به نویسنده چیه؟...منظورت چیه نویسنده نظرش این بوده؟...میشه حرفتو بیان کنی؟

جمله اولت که بیشتر به کارای مرتض ها شبیه و برخی فرقه های صوفی ها.(اسم نمیبرم)

میدونم تا حدی بی ربطه و علتش هم بر میگرده به خود شما ها که دارین دین رو با داستان مقایسه میکنین..

منم هزار بار گفتم بحث رو از مدار نبرین بیرون..واسه همین حرفت بود که میدونستم به من میزنیش...آخرش هم کاسه ها رو

سر ما خراب میکنی

نحوه صحبت در مورد اورک ها اینطور نیست که اونا معنای بدی هستند،شریر هستن،انزجار بر انگیز هستن ولی در عین حال در خدمت بدی ات

کلمه به کلمه ی این حرفت رو لازم بود نقل قول بزنم ولی در یه جواب میخوام خلاصت کنم...وقتی شمشیر ارک به طرف پاکی هاست وقتی به بد ات خدمت میکنن.. و وقتی از نور خورشید و پاکی ها بیزارند..پس یعنی اونا کاملا به نابودی پیش رفتن..

و جسم پاکشون ( به زور) به ناپاکی مبدل شده...آنها از خودشون ربوده شدن..پس اگر قرار باشه در این دنیای خیالی امتحانی گرفته شه..تکلیف این افراد را چی میگی؟..انها چه اشتباهی کردن که با این درجه سقوط کردن؟...آیا ارو ملکور را ساخت تا فقط عده ای را مورد امتحانش قرار دهد؟...پس نسل های بعدی چه تکلیفی دارن؟..اگر قرار باشه امتحانی پس گرفته شه پس چرا این امتحان را یکی بدهد...و دیگری ندهد؟...اصلا اون امتحانی که میگی...تعریفی هم براش داری؟...یا مارو مسخره کردی؟

اگر جواب میدی چرا کامل نمیدی؟..آقا کامل جواب بده....تا مشکل خودتو نندازی به گردنم...

میگی سوال نکن،ولی واقعا میخوام بدونم،چرا خدا جلوی استالین،هیتلر،رومل،چرچیل،صدامو ... رو نگرفت؟نمیتونست؟یا نمیخواست؟یا چرا جلوی شیطان گرفته نمیشه؟

باز هم در اینجا مارو مسخره ی خودت کردی..و داری اشاره ی بیجا میزنی...جواب میخوایی؟...بیا:

اون از حکمت خداوند بود.که در مورد واقعیت صدق داره

یا چرا جلوی شیطان گرفته نمیشه؟

این دیگه از اون حرفا بود...خداوند از حمایت ما...شیطان رو دور میکنه...

میگه اسم منو بگین تا شیطان نتونه به طرفتون بیاد.با من باشین تابه دور از شیطان باشین.

روش های شیطان رو گفته...قرآن رو برامون آورده...این همه پیامبر برامون فرستاده...

ابزار فریب شیطان که زن..ثروت غرور(واقعا) دروغ(مادر گناه) نفس و ... رو برات گفته..

و حتی در جایی دیده شده که شیطان توسط فرستاده های خدا کشته میشه...

از بهشت رانده شد....با اون دشمنی شد... اونو تنها گذاشت...حالا باز هم میگی جلوشو نگرفت؟

خداوند با حمایت ما جلوی اونو گرفت...و میگیره.

چرا نمیشه همچین حقی رو برای ارو به عنوان خدای داستان قائل شد که به ملکور فرصت بده؟

تو باز هم همون اشتباه رو داری میکنی...شیطان نمیتوانست آسیبی بزند...و فقط در افکار ها وجود داشت...

پس خدا به اون فرصت داد تا بتونه به زمین بیاد در ضمن...شیطان سگ تربیت شده ی خدا بود... و از اول هم واسه این کار بود..

و از اول اول پلید بود...و عبادت درازی هم که کرده بود..همش تظاهر بود..ولی در مورد ملکور این حرف صدق نداره..

چون ملکور در هیچ جا پلید به وجود نیامد...تا کم کم پلید شه...ایا ارو نیز ملکور را آلوده خلق کرد؟...و اگر در پلیدی خلق شد...

پس یه اشاره از اونو برام بکن که داستان کرده باشه...یعنی ارو برای موسیقی والار یه پلید ساخته بود و با این که واقفش بود گذاشت اون رشد کنه؟...تو هم که فرصت دادنشو تایید میکنی...اگر اون اومده باشه که بنده های ضعیف رو از راه به در کنه..

قبول دارم که اون یه شیطانه..ولی هدفی که داشت تصرف آردا بود...میشنوی...تصرف آردا...نه امتحان بنده های خدا...

و ارو در این میان فقط داشت تماشا میکرد و گه گاهی برای این که حوصلش سر نره یه کارایی هم میکرد که تاثیراتش بعد ها

کم و کمتر میشد...پس هی نگو ارو ملکور را برای امتحان بنده هاش آفریده...اصلا بگو ببینم...این حرف در کدوم قسمت نوشته شده؟ ایا دلیلی برای این که بگی اونو برای امتحان بنده هاش فرستاده داری؟...اینو از روی کدوم بنا و اساسی میگی؟..ایا تالکین خودش اشاره کرده بود؟و اگر اشاره کرده بود...در کجا و اونو برام بگو..

علاوه بر اون ائا جایی بود که با موسیقی آینور ساخته شده بود و از همون اول هم قرار بود،آینور در ساختش بکوشن و به نظر من حتی ارو دخالتش در مورد نومه نور هم کاملا بیخود بود

پس آتش بیار معرکه خود ارو هستش...ارو اتش ملکور رو به مرور زمان شعله ور میکنه...و اونو به جون آردا میندازه

و تو هم که داری میگی ارو حتی کوچکترین کمکش رو هم نباید میکرد...پس این وسط ارو چه غلطی کرده ؟ ارو چه یاری به

بنده هاش میرسونه..؟جزء دردسر...با این حرفت داری میگی دشمن واقعی آردا خود ارو بود که از همون اول با آفرینش ملکور که به قول خودت(ازمایش جمعی از مردمان آردا اونم با شمشیر و گرز) آتش رو به آردا انداختو رفت...

اصلا چیزی رو که نوشتی...خوندی؟ این دلیلت با اون دلیلت اصلا یکی نیست...پس ارو نه تنها با ملکور مقابله نکرده که هیچ...

با فرصت دادن.. و یاری نرسوندن به آردا و موجوداتش و آفریدن اون ( که اسمشو میزاری امتحان آردا) باعث حمایت اون هم شده..پس یه جورایی ارو و ملکور دستشون تو یه کاسه میره...البته اینو من نمیگم ولی باز تاب حرفت میشه این..حالا میگی اون کارارو به خادمانش سپرده...گیرم که اون امتحانی که میگی این امتحان هست...اگر اونا هم نمیتونستن چی؟...مشکل انقدر بزرگ شده بود که آردا و مجوداتش...شده بودن کشتی در دریای طوفانی که هر لحظه امکان داشت ملکور به دشمنانش ظفر یافته و چیره شود...این عمل ارو میتونه خودش فرصت خوبی باشه که ملکور از نقص های نایبین که طبیعتا یه مخلوق هستن و به قول خودت ارو فقط قطره ای از قدرت خودشونو به اونا هدیه کرده بود... رو مورد سوء استفاد قرار بده..و حتی در مبارزه با برخی از آنها...پیروز بشه...ارو خودش بر این وضعیت واقف بود و میدونست ولی حتی علم مبازه رو هم به علمی

ضعیف واگذار کرد...و گفت شما نقش بازی کنین..من نگاه کنم...و اون والا ها و دیگر آینو ها حتی لحظه ای فکر نکردن که این جنگ..برای امتحان چه کسی هست؟...برای چجور امتحانی؟امتحان وفا داری؟ ایمان...؟ مبارزه؟ هوووش؟ کدوم؟ البته این برمیگرده به خود نویسنده که اشاره ای نکرده...(نمیخوام بگم داستان ناقصه) اگر ارو ملکور رو بنا به گفته ی تو برای امتحان بنده هاش خلق کرد...توضیح بده این امتحا چه امتحانی هست؟ اتحان مهارت در مبارزه؟امتحان تیز هوشی؟ امتحان ایمان؟ اگر قرار باشه ارو مخلوقات خودشو امتحان کنه پس چرا یکی رو میکنه و دیگری رو نه؟ و این امتحان رو چرا به اونا شرح نداده؟ لااقل خدای ما از اول دشمنشو معرفی کرده و راه های دشمن رو هم معرفی کرده...از آسیب زدن اون به ما جلو گیری کرده و تدارک امتحانی رو دیده و اون امتحان هم امتحان روح..اخلاق انسانیت خوبی و پایداری در عهده...ولی ارو چه امتحانی رو میخواست از بنده هاش بگیره؟خودت میگی امتحان مخلوقات واقعی...(پس چرا ملکور فقط جمعی از مردمان آردا را مورد امتحان خودش قرار داد؟) چرا ایسترلینگ ها و عده ای دیگر رو برای امتحان اخلاق و بندگی قرار داد و دیگری رو امتحان مبارزه و اونیکی رو امتحان صبر ؟...و یکی رو هم اصلا امتحان نکرد...اونم نسل آینده بود...که بعد از ملکور می آمد...ناراحت نشی ولی

خدایی که اداره ی عمور جهان خودشو با مجوداتش...به خادمانش...و یا حتی غیر خودش...منتقل کنه..در واقع انگار کارا رو به دست یه آدم ناشی سپرده...و ملکور رو هم به وسط کشونده که چی؟... در این میان چه منظوری برای ارو وجود داشت که گفت اون پلیدی از برنامه ی منه...و گذاشت با این حرف...ملکور شیطان بزرگ..که معلوم نیست پلیدی خودشو از کدوم جهنم دره ای به ارث برده...زنده بمونه...میتونم بگم هر سوال این تاپیک...اشاره به یه دنیا مطلب گفتنی داره..که همشون به هم گره خوردن...و همه رو باید جواب داد...اگر قرار باشه جوابی رو برای سوالم بزاری...جوابی باشه که جامع باشه...

اینو هزار بار نمیگن...

ببین در این دنیا،یک سری بدی وجود داره(گناه ها،ظلم،تجاوز و....) یک سری افراد انجامش میدن و میشن بد،یه سری انجامش نمیدن و میشن خوب.

به همین راحتی...؟

یعنی معما رو در نظرت چجور حل کردی که هزاران نکته رو از نظر انداختی؟

بدی..پلیدی...تجاور...را چه کسی...یا چه چیزی القا میکند؟ تو میگی ملکور بدی و پلیدی بود...و تاریکی مطلق..

این تاریکی چرا اجازه داشت تا در موسیقی آینور موسیقی سر دهد؟..و ارو هم از اون طرف بگه میدونم از برنامه های منه...

صد در صد ملکور پلید نبود..و توسط یه عامل بیرونی پلید شد...در هیچ جای داستان نیامده که ملکور از همان اول پلید خلق شد...بلکه گفته شده ملکور بعد ها شورش کرد...یعنی پلید نبود...ولی بعد ها پلید شد...اگر میخوایی ملکور رو با شیطان خودمون مقایسه کنی..باید اینو بدونی که...شیطان...از همون اول اول اول با همون تظاهر به عابد بودنش...و سخنرانی در منبر برای فرشتگان...معلوم بود که اصلا فرشته نبود...اون یه چیز دیگه بود...اون از آتش بود...اگر شیطان فرشته بود...هیچ وقت

سرپیچی نمیکرد...و جرعت این کار را نداشت...من یه چیزایی در مورد شیطان میدونم که میتونم بگم مثال شیطان..از ریشه غلطه...و قابل مقایسه نیست..چون ملکور واقعا یه شخصیت بی هدف بود...ولی شیطان چرا...اگر اشتباه میگم بهم بگو...

ملکور یکی را با زور آزمایی امتحان کرد و یکی را با وسوسه...و هزاران نفر شاید هم میلیارد ها نفراز افراد آینده را بی امتحان گذاشت...پس این چجور امتحانی هست که نصف کلاس امتحان فارسی میدن..نصف کلاس امتحان ریاضی نصف کلاس امتحان ورزش و نصف کلاس هم اصلا امتحان نمیدن...اگر قرار امتحان داده بشه.. و بنده های ارو مورد آزمایش قرار بگیره..باید همه...و به صورت یک پارچه و یک رنگ امتحان بدن..نه یکی امتحان بده یکی نه...البته این زاییده ی فکر تو هست..نه تالکین..

تو پاسخی پیدا نمیکنی و اینو میگی...لا اقل مثال میزنی..یه مثال خوب بزن...

اونجا هم همینطوره(اگه ملکور رو مثل شیطان در نظر بگیریم،خواسته های ملکور میشوند گناه ها،ظلم،تجاوز و...کسانی هم که انجام میدن،انسان های دون پایه،اورک ها و.... میشوند بد و کسانی که در مقابل راحت طلبی ها قرار میگیرن میشن خوب.)

میگی ارک ها..؟ بزار یه چیزی برات مثال بزنم...قضیه ی ارک ها شبیه به یه شاگردی هست که قبل از امتحان...صفر گرفته...

یعنی قبل از این که معلوم بشه ایا اون میتونه نمره بگیره یا نه...معلم (ارو) بهش صفر میده...و تو داری میگی اون لیاقت نمره ی بیشتر رو نداشت...منو تو کسی نیستیم که بفهمیم کی بیشتر و لایق تر از کس دیگس...قضیه ی ارکها پر از چیز هایی است که اگر بگم...واقعا چیز های پنهان زیادی رو رو کردم...مثلا اگر قراره در این امتحان ارو به کسایی که امتحان دادن نمره بده..

پس چرا نمره ی ارک ها رو قبل از امتحان دادنشون -0- داده؟ چرا از اونا امتحان نگرفت؟ و اگر گرفت چه امتحانی؟ میشه امتحانی که ارکها دادن رو توضیح بدی؟ نا سلامتی انها زمانی الف بودن..ولی بعد ها ارک شدن...و ارو نابودی اونا رو تایید کرد...

الف ها قبل از امتحان دادن دزدیده شدن...پس این یعنی اونا نمره رو قبل از امتحان گرفتن...یعنی ارو نمیزاره تا اونا امتحان بدن...درسته؟

کسانی ارزش خوب بودن رو دارن(چه اینجا و چه اونجا) که در مقابل بدی مقاومت میکنن

مگر الف های پاک این کار را نکردن که به پلیدی ملکور دچار شدن؟

مگر آنها برای ملکور کارت دعوت فرستادن که اون بیاد تا اونارو بدزده؟

مگر اونا خودشون رفتن به محله ی ملکور... اونا سرشون تو لاک خودشون بود..

پس چرا ملکور دزدیدتشون و پلید شدن؟چرا قبل از امتحان دادن صفر گرفتن؟

آش نخورده دهن سوخته؟اصلا این کلمه ی امتحان رو از کجا آوردی؟ هنوزم میگی ملکور آمده بود تا

مخلوقات ارو را امتحان کنه؟

(تو این دنیا در ساده ترین حال با کشیدن سختی ترک گناه و در بعضی از موارد دفاع از ناموس و وطن و....).تو دنیای آردا به علت شیوه نگارش حماسی ای که داره بدیهیه که مقابله با بدی از طریق جنگ صورت میگیره.

این مشکلی ایجاد میکنه؟

بله مشکل ایجاد میکنه اونم اینه:

چرا انقدر با این که هم نظر هستین...اصلا تفکر شما عین هم نیست؟اگر پیامای قبلی رو بخونی این جمله رو میبینی:

3dmahdi نوشته:

ملکور ایسترلینگ ها رو با وعده زمینهای بلریاند و حکومت بر بقیه انسانها دنباله رو خودش کرد و بعد بهشون خیانت کرد.

این حرف 3dmahdi با اون حرف تو....یکیه؟ این پاسخی بود که از 3dmahdi در مورد امتحان ملکور گرفتم..حالا تو هم یه پاسخ دیگری میدی؟ به کدوم یک از این پاسخا اتمینان کنم؟ به سوسه؟ یا به زور و قدرت حماسی و یه تشبیه؟ عین شاه نامه! فردوسی؟پس درک کن که پاسخ هاتو یکی نیستن و هیچ کدومتون هم نمیتونین حتی سوال رو درک کنین..

یادته خودت چی گفتی؟

سارون اونها رو وسوسه کرد،فقط همین.همونطور که شیطان وسوسه میکنه،اونا آزادانه حلقه رو پذیرفتند و بنده اون شدن.این اتفاق تو این دنیا نمی افته؟

یه جا میگی وسوسه میکنه...یه جا میگی قدرت زور حماسی اون مطرح هست...

بهم بگو کدومشو قبول کنم؟

باز هم زاییده های ذهن خودت رو وارد بحث کردی!اگه داری در مورد دنیای تالکین و نوشته های اون صحبت میکنی،بیجا میکنی که بحث دوران چهارم رو وسط میکشی

شما هم اگر بلد نیستی سوالا رو جواب بدی... . .

آ..آ :D

بقیه شو نمیگم..

چون تو از من بزرگ تری و من باید احترام تورو در هر حال داشته باشم. :D :D

و اگر جوابت رو بدم..میشه درگیری زبانی...و این برای تاپیک خوب نیست

از تو خواهش میکنم از این کلمات استفاده نکن..چون منع شده..

این جور کلمات احساس خوش آیندی رو به انسان نمیدن...جزء دعوا...

در مورد اینم بیشتر فکر کن!

و اما در مورد دوره ی چهارم..داداش منظوری نداشتم...منظورم از دوره ی چهارم..

درگیری های ارک ها و انسان ها و الف ها بود...نه که خود سائرون..ارک ها در تمامی

دوره ها حضور داشتن..غیر از چند دوره ی استسنائی مثل قبل از دوره ی اول یا قبل از

ظهور الف ها...اونا در هر حال وجود داشتن..و با جبهه ی مقابل جنگ میکردن..

در هر صورت اشاره ی من در این قسمت به به اون موضوع اصلی نیست...بلکه فقط

یه چیزی رو برای القای منظورم گفتم..منظورم از دوره ی چهارم جنگ ارکا...جنگایی که در فیلمش هم

نشون داد...بود..نه که خود دوره ی چهارم..در هر صوت به یه مورد ضعیف اشاره کردی. که عرضشش رو نداشت..

ولی توضیح دادم...

واسه همینه که تو کتاب اومده کثیفترین و شریرانه ترین کار ملکور،همین تبدیل الف ها به آدم هاست،نه حتی نابودی دو درخت

کثیفی و شریرانه ترین کار ملکور به کنار...ولی ارو به اون الفها چه پاسخی خواهد داد؟

چرا الف های پاک بی گناه رو با آفریدن ملکور به پلیدی تبدیل کرد؟

ایا این کار ملکور هم بخشی از برنامه ی ارو بود؟

باز هم بر میگردین به اول خط ... و دباره میپرسیم..

چرا ارو ملکور رو برای پلید کردن الفها آفرید؟

با این که خبر داشت اون یه پلیده..

اصلا ملکور پلید نبود...

اگر پلید بود پس چرا والار همون لحظه متوجه اون نشدن؟ چرا در بی نظمی شعر و موسقی آینور فهمیدن..

مگر آنها نمیتوانستند پلیدی را بفهمند؟اگر پلید نبود...

پس چطور شد که یهو خائن از آب درومد؟

اصلا چه موجودی اونو برای بی نظمی در موسیقی آینور و خشم وسوسه کرد؟

ایا شخص ثالثی هم وجود دارد؟این شخص سوم کیه؟

چطور ممکنه ملکور پلید باشه و والا ها اونو در شعر آینور بفهمن...

چرا قبلش نفهمیدن؟

اگر اون پلید نبود..پس چرا در موسیقی آینور بی نظمی کرد...و ادامه ی ماجرا...

(تا یادم نرفته،تو یه جا گفتی که ملکور تو این عکسی که گذاشتی شمشیر دستشه پس به زور شمشیر میخواسته همه رو بد کنه.لازم به توضیحه این آواتار جنابعالی که البته نصفه نیمه گذاشته شده،صحنه ای از نابودی دو درخت توسط ملکور و اونگولیانته و طبیعیه که برای نابودی درخت،از وسوسه نمیشه استفاده کرد)

باز هم داری اینجا بحث رو بیراه میگی...

آخه مرد مومن...یه جا میگی ملکور مثل یه حماسه معرفی شده...و اون قدرتش به مثال شیطان واقعی دنیای ماست

و یه جا هم اونو مستقیما با وسوسه مقایسه میکنی...

خودت قبول داری؟

نه تورو خدا.

خودت قبول میکنی؟

به کدوم پاسخت اتمینان کنم؟

به اونی که گفتی حماسی و افسانه ای هست؟ یا اونی که گفتی وسوسه هست؟

اصلا خودت میدونی امتحان ارو چه امتحانی بود؟

اینو به من بگو...امتحان قدرت بود؟

یا امتحان وسوسه؟

اگر امتحان وسوسه بود پس چرا داری وسوسه رو به بحث میکشی؟

داداش مسخره کردی؟

جواب میدی؟

یا فقط پیام میدی؟

اگر پیام میدی چرا این حرفت با اونیکی جور نیست؟

میرسیم به درخت...نه منظورم از شمشیر در تصویر...

اونی نیست که تو فکر میکنی...نه.

کنایه از شمشیر اینه که چرا برای وسوسه کردن از سپاه و از نابود کردن استفاده میکنه؟

و چرا دشمنی خودشو کاملا آشکار میکنه..در صورتی که شیطان دشمنی خودشو از خود انسا پنهان کرده..

ولی به آسمانیان فهموند..و بعضی از زود باور ها و سست بنیاد ها حتی شیطان رو پرستش میکنن.. و اونو بهترین دوستشون

خطاب میکنن...

حالا ملکور با یه قیافه ی وحشت ناک...و یه لشکر بالروگ...بیاد کیرو وسوسه کنه..؟

ایا موفق میشه؟ فکر میکنی واقعا کدوم آدم احمقی وسوسه ی این مجود ترسناک رو میخوره...؟

برای وسوسه کردن نیاز به وعده های دروغ.. هست...که یه جا میگی ملکور میخواد وسوسه کنه..

یه جا میگی نه اون اومده تا اردا رو به زور بگیره..و این یه مورد حماسی هستش...

کدومشو باور کنم؟خودت بگو..

اول میگی به ملکور چرا فرصت داد،بعد میگی حالا چرا به سارون فرصت داد،بعد میگی حالا چرا نزگولا؟بعد دوباره میگی چرا به ملکور فرصت داد.اگه دقت کنی جواب همه این سوالا یکی ان

شاید جواب ها یکی باشن...

و اونم این باشه..

ارو در همه حال با صبر و سکوتش داشت به ملکور کمک میکرد تا رشد کنه...

که شما اینو تکذیب میکنین..

ما هم نمیخواییم منکر حرفتون باشیم...

ولی وقتی مجود پلید رو به آردا راه میده...به موسیقی راه میده...فرصت میده...زمان میده..توانایی میده..درجه و مقام میده..

ایا ارو و ملکور دستشون تو یه کاسه نیست؟

و اگر جواب سوال من اینه...

پس چرا ملکور در این مدت داشت با خدای خودش جنگ میکرد؟ و مخالفت میکرد؟

اگر بحث قدرت فیزیکی باشه که ارو کاری نکرد..و ملکور هم با اون همه جا رو به آتیش میکشید...

پس چرا ارو جلوی اون نیستاد؟

میبینی؟این سوالا همه به هم دوخته شدن..و همه تورو به پاسخی حدایت میکننن...که نمیتونی اونو به شیرینی قبول کنی..

من اومدم این هفت سوال رو از این سایت بپرسم..

اگر تو تمام حالت ها رو در نظر بگیری...و جواب بدی...اون موقع منم دست از پیچوندن سوال بر میدارم...

و میبینی که سوال سر جای خودش ایستاده...

اولا سارون مایا یی معمولی نیست و جزئ قدرتمندتریناشونه.

در مقایسه با والار و ارو..و دیگر موجودات توانا...اون یه آینور معمولی بود...

ازیه نژاد معمولی.. که به راحتی آب خوردن ارو میتوانست جولی اونو بگیره..

ولی این کار رو نکرد...

به خاطر این بود که فرار کرد و دستشون بهش نرسید.

دست نایبان ارو که به سائرون نرسید...تا اونو محاکمه کنن..

ولی چرا خود ارو که بر سائرون برتری داشت و توانا تر بود...

کار نیمه تمام نایبانش را تمام نکرد؟

تو دنیای ما هم همیچین چیزی هست!جوابی واسش داریم؟نه!

داری یواش یواش جواب خودتو میدی...

چرا نه؟

طبق روال منطقی داستان نویسی یه جا باید خوبی بر بدی تو داستان پیروز میشد

میشه اون جارو برام توضیح بدی؟ یا از خودت میگی؟

من داستان هایی رو هم خوندم که بدی..بر خوبی پیروز شده..

این حرفت حرف کاملی نبود..

خطاب به جمیع حضار: من دارم بحث رو از مدارش خارج میکنم؟

با این همه نکته ها و نظر ها و اشتباهاتی که داشتی...

میتونم بگم...بله...داری بحث رو به نوعی به یه چیز دیگه تبدیل میکنی..

مثلا از سوال ها ایراد میگیری...

و از جواب دادن بهشون...گریزان هستی...

سعی میکنی به اون چیزایی که مهمنیستن اشاره میکنی...

و اونایی که حرف اصلی رو میزنن رو از قلم میندازی...

ایا اینا کافی نیست؟ یه نگاه به بحث وسوسه بنداز...ببین

کدوم آدم میتونه اون حرفت رو تحلیل کنه؟

بازم گفتم که تو مشکلت جای دیگریه،نه این سوالا

اگر مشکل من جای دیگری هست....(که نیست) به کنار...

ولی این هفت سوال رو نمیخوام بی جواب ببینم...

اونم در یه سایت رسمی آردا...پس لطفا برای جواب دادن بهشون

بیشتر فکر کن...

آقایون کسی از کشتن آینور ها غیر از معنایی که من برداشت کردم،معنایی برداشت میکنه؟

گندلف از چه نژادی بود؟و با سائرون جنگ میکرد؟

آئوله از چه نژادی بود؟ و به خلاف مین ملکور عمل میکرد؟

تولکاس از چه نژادی بود؟

و با اون به جنگ پرداخت؟

و ...

اینا میشن جنگ قدرت ها... که اینور ها به راه انداختنش...

آخرشم معلوم نیست ارو چرا این خروس بی محل(ملکور)

رو به ماجرا پرت کرد..که هیچ جوری با عقل جور در نمیاد...

اگه منظورت چیز دیگریه،از اول همون چیز دیگه رو بگو.ملت که مسخره شما نیستن.

تو هم به من بگو..امتحان ارو چه امتحانی بود...منو مسخره ی خودت نکن..

این حرف رو تو کدوم کتاب خوندی که ارو ملکور رو برای امتحان آردا آفرید...

و کار رو به زیر دستا سپرد...

اگر واقعا در کتابی این حرف وجود داره...کامل توضیح بده تا بفهمم..

اون نیومده بود با الفها بجنگه،اومده بود که خودش رو فرمانروای اونا بکنه.خب الف ها قبول نکردن و نتیجه این قبول نکردن،کشتن اونا بود

و ارو هم در این میان سکوت شیرین اختیار کرده بود..و هیچ غلطی نمیکرد...

چرا؟

چرا جلوی اونو نمیگرفت؟و به دست ملکور چوب داد؟

این دود آتش ارو هستش که داره به چشم مردمان قربانی شده ی الف و انسان میره...و و تو هنوز بعد از این فاجعه ها

میگی قصد ارو امتحان بنده هاش بود.. و اون فرصت دادن..به این معنی بود...

برای بار هزارم میپرسم...

چه امتحانی؟ امتحان وسوسه؟ یا امتحان قدرت؟

در صورت بودن هر کدوم از این امتحان ها..چرا عده ی بی شماری از مردمان آینده را بی امتحان رها کرد؟

مثلا پسر آراگون و ارون.چرا هابیت ها را امتحان نکرد؟

و اگر کرد چطوری؟

همه ی این سوالا نیاز به جواب دارن..

خلقت ملکور کاملا شبیه شیطانه و هیچ تفاوتی ندارن

من خسته شدم از بس از تو جواب های رنگارنگ شنیدم..

یه جا میگی وسوسه..

یه جا میگی قدرت..

یه جا میگی شیطان

دیگه نبود؟

میشه به چیزی که میگی یه دلیل خوب و مهکم هم بیاری؟

و میشه بیشتر در مورد امتحان ارو توضیح بدی؟

چون من واقعا فکر میکنم منو مسخره کردی...

درسته اینجا فرومه و تو فروم همه جواب میدن

قربون آدم چیز فهم..منم یه جواب میخوام...

فقط یه چیزی که جامع باشه

و بتونه انسان رو متقاعد کنه و سوال کاملا جواب بشه..

من به شما هفت سوال دادم..

شما به من یک جواب میدی...

این انصافه؟

پس شیشتای دیگه رو چطور جواب میدی؟

پس خوب روی سوال ها فکر کنین..بعد جواب بدین..

اما هیشکی وظیفه قانع کردن کسی رو نداره

سوالی که طرح کردم..

بی نقصه...

پس جوابی رو هم که میگیرم باید بی نقص باشه..

من مگه دیوانه شدم که جواب درست روبه من بگین..

ولی من اونو رد بدم..

همه و همه بر میگرده به این که شما فقط میخواین یه سوال از 7 سوال رو جواب بدین

در صورتی که جوابی که میدین رو باید در هفت حالت مقایسه کنین...

و به نقص جوابتون پی ببرین...بر طرف کنین و بعد بگین...منم در موردش فکر میکنم

همون طور که تا حالا کردم...نکردم؟ نه کردم...

تا اینجا خواستم جواب همه سوالاتت رو داده باشم و به نظر خودم کامل و جامع جواب دادم

بعد از این همه نقص؟ که من در حرفام گفتم بعید میدونم جامع باشه!!!

من هفت سوال پرسیدم..ولی تو 1 جواب دادی...این درسته؟

باید یه جواب رو از چند جهت برسی کنی که گفتم..

اگر که بخوای درست بر رسیش کنی.

دیگه جواب سوالهای با این مضمون رو نمیدم

نگو نمیدم...بگو از سر سوال میپرم..و خودمو درگیر سوال نمی کنم

شما جواب ندادی...

کس دیگه ای میاد جواب میده..

از نظر تو هم ممنون

امیدوارم حرف تازه ای برای ادامه دادن وجود داشته باشه

حرفای زیادی هست که باید جوابشونو بدی...

ولی میگی آخه نمیدم...

چشششششم..

پس این سایت با این همه طراحی و امکانتش..

نتونست هفت سوال جواب بده؟

اگر تونسه پس کو؟

آقا جون هر کی دوست داری اول سیلماریلیونو بخون بعد پست بزن! این لینک سیلماریلیون فارسی حتما بخون:

{لینکها حذف شد}

با پوزش از مدیران سایت فکر کنم ضرر پستهای نا مربوط بیشتر از رعایت نکردن کپی رایت باشه البته نمی دونم که این کتاب هنوز چاپ میشه یا نه.

این حرف 3dmahdi با اون حرف تو....یکیه؟ این پاسخی بود که از 3dmahdi در مورد امتحان ملکور گرفتم..حالا تو هم یه پاسخ دیگری میدی؟ به کدوم یک از این پاسخا اتمینان کنم؟ به سوسه؟ یا به زور و قدرت حماسی و یه تشبیه؟ عین شاه نامه! فردوسی؟پس درک کن که پاسخ هاتو یکی نیستن و هیچ کدومتون هم نمیتونین حتی سوال رو درک کنین

جواب من با جواب تولکاس هیچ تضادی نداره. ملکور فقط یه اسلحه نداره از ترفندهای مختلفی استفاده میکنه توی کتاب چند دفعه گفته که ملکور با نیرنگ و فریب بین مردم تفرقه ایجاد میکرد اما دلیل نمیشه که از زور استفاده نکنه.

در جایی دیگر... اونارو به اسم خدایان معرفی کردن....و در جایی هم دیدم که تاییدش کردن

اگر به صحت خبر من اتمینان دارین حالا این سوال منو جواب بدین:

بگم؟

بگم؟..

یه خانومه...

همیشه کنار آئوله میشست...

اسمش یاوانا بود...تازه خیلی موارد دیگر که در زهنم نیست...البته خدایان لقبی بود که ما داده بودیم...

در اصل والار بودن...و والار ها با هم عروسی میکردن...همسر آئوله که بود؟...

به من بگو مانوه و واردا چطور زنو شوهر شدن؟...

اینا کی بودن؟...چه حدفی در ازدواجشون بود؟...

در جاهایی خواهر برادر دیدم...در جایی زنو شوهر...

که ازدواج کردن..و همسر هستند...

این سوالت برای اینه که کتابو نخوندی توی کتاب توضیح داده که ازدواج کردن والار مثل ازدواج انسانها نیست و فقط اونا در کنار هم زندگی مکنن و قدرتشون تکمیل میشه مثلا اگه واردا در کنار مانوه بود مانوه میتونست کوچکترین چیزا رو از دور ببینه و واردا کوچکترین صداها رو میشنید اگه مانوه کنارش بود. ونا نمیتونستن بچه دار بشن و کلا معنی ازدواج برای اونا فرق میکرد. اینم که میگی مردم به والار خدا میگفتن دلیل نمیشه که اونا خدا باشن آدما به گوساله و بت هم خدا میگفتن تو کتاب نوشته انسانها به اشتباه به اونا خدا میگفتن.

پس تو هم مثل اون دوستمون داری میگی تالکین اشتباه کرده...(پس چرا در تاپیکی که به اسم اشتباه بزرگ تالکین زده بودم)

این حرف منو تکذیب کردین؟...(همه)

چجوری از حرفای من این نتیجه رو گرفتی! اول من تو اون تاپیک وارد نشدم ولی اگه پست ارسال میکردم حتما باهات مخالفت میکردم. این کار تالکین مثل ریاضیدانی میمونه که تو اثبات یه مسئله از قوانین فیثاغورس استفاده میکنه بدون اینکه اونو اثبات کنه چون میدونه که اون حتما درسته هیچ کس هم بهش نمیگه چرا از این دقیقا قانون استفاده کردی. کل فیزیک کوانتوم روی معادله شرودینگره که هیچ کس اثباتش نکرده ولی تا حالا همیشه درست از آب در اومده و کسی نمیدونه چرا درسته. تالکین هم شاید (گفتم شاید) فلسفه کار خدا رو ندونه ولی همونو عینا کپی کرده و هیچ اشتباهی مرتکب نشده.

اگر ارو واقعا دشمن ملکور بود...پس باید به اون فرست نمیداد...

چرا خدا به شیطان فرصت داد؟ این دقیقا همونه. نمیدونم چرا تو هی میخوای این دو تا رو از هم جدا کنی جواب دقیقا همینه.

ایا کودک که به دنیا میاد...چاقو کش به دنیا میاد؟...یا قاتل؟....

اگر کودک معصوم به دنیا میاد...این یعنی اون اول...در ابتدا نه میدونه پلیدی چیه..

و نه میتونه مرتکبش بشه...چون خیلی کوچک هست...پس در نتیجه..شیطان..

مجبوره اونو فریب بده...پس ذات انسانی در هر صورت پاکه...ولی بعد ها مخشوش میشه..

و در مورد افراد خوب....کی گفته؟...من حتی شنیدم..شیطان..برخی از پیامبران به خصوص حضرت آدم را

فریب داده بوده...پس این ذات انسانی در ابتدا پاک هست...ولی بعد ها پلید میشه

یعنی تو میگی اگه شیطان نبود هیچ انسانی گناه نمیکرد!!!

شیطان فقط یه عامله که انسان به گناه مشتاقتر بشه شیطان برای گناه کردن شرط کافیه ولی شرط لازم نیست. انسان بدون شیطان هم گناه میکرد ولی نه به این شدت.

آ...آ

داری حرف خودتو تکذیب میکنی؟...یادته قبلش چی گفتی؟.

:D :D :D :D من قبلا چی گفتم که با این حرفم در تضاده؟!!!!!!

حالا یادت اومد؟....حرفهات از زمین تا به هوا متفاوته...حالا باید بپرسم...آتش پلید در بهشت ...اونم بالای منبر ...

چه غلطی میکرد؟...آتش پلید..در نماز...اونم چند هزار سال...چه غلطی میکرد...اصلا در بهشت چار میکرد

پس میخوایی بگی ارو خودش پلیدی رو با دستای خودش به موسیقی آینور دعوتش کرد...

و انجا کنسرت گذاشتن...آره؟

کی گفته آتش پلیده؟ نژاد جن از آتشه. خدا هیچ کس رو پلید خلق نمیکنه بلکه خیر و شر رو با هم در وجودش میذاره تا خودش راهش رو انتخاب کنه.

ارو با سکوت اشتباه خودش..داره دباره چوب به دست

ملکور میده..تا ملکور از ارو خوفی نداشته باشه...اگر ملکور میدونست خدای خودش...از این کارش

خشم ناک هست...هرگز حتی اسم پلیدی رو هم به زبون نمی آورد...ولی

سکوت ارو باعث شد ملکور جرعت و شجاعت پیدا کنه...

یعنی تو میگی سکوت خدا در برابر شیطان نعوذ بالله اشتباه خداست! شیطان از اول میدونست که تا آخر دنیا لعنت الهی دنبالشه و آخرش به جهنم میره ولی بازم دست از کارش بر نداشت.

به جون ملکور ارو خیلی خدای باحالیه...داره پلیدی رو به کارش میاره..

به بقیه میگه از برنامه های منه...بعدش هم الکی ملکور رو تو جمع..ضایع میکنه..

ملکور هم حق داشت که نصبت به ارو و بقیه ی والاها قیام کنه..

و اونا رو نابود کنه....بازم دم ملکور گرم...این چجور خدایی هست که

با پلیدی بازی میکنه؟

اول ملکور بود که توی آهنگ قیام کرد بعد ارو حالش رو گرفت.

باز هم میگم که جوابت رو دادم.

تو حرف های منو تیکه تیکه کردی و معلومه که با این کار،مسخره میشه حرف ها.

تو میتونی بگی من از جواب دادن طفره میرم.برام مهم نیست!چون بقیه افراد سایت میتونن قضاوت کنن.

به من گفتی که چون در مورد آواتارت صحبت کردم،بحث رو به بیراهه کشوندمکی اول از آواتارش صحبت کرد؟من؟من جواب حرفت رو دادم.اگه هم دقت میکردی میدیدی تو پرانتزه و جزئ بحث اصلی من نبود و اولش هم گفته بودم:تا یادم نرفته.فک کنم نشون بده که یه بحث خارج از موضوع رو گفتم.

اما گویا تو دنبال مچ گرفتنی که خب موفق باشی.

تو دوباره همون سوالاتت رو تکرار کردی و منم به نظر خودم جواب کاملی دادم.تو یه سری چیزا رو فرض میکنی،یه سریو نه!طبیعیه کهبه مشکل بخوریم.

آقا شیطان از اول پلید نبود.حتی با اینکه به نظر میرسه آدم دین شناسی هم باشی،گویا نیستیوحاضرم حتی تو زمینه دینی هم باهات بحث کنم.(ببین اینجا بحث از مسیرش خارج نشده بود!!!! خواستم بگم مقایسه ای که تو گفتی بین شیطان و ملکور غلطه،کاملا درسته!)

تو متوجه پست ها نمیشی یا خودتو میزنی به اون راه؟من گفتم جنگ و وسوسه ابزار ملکور بودن،و خلقت خود ملکور وسط ارو کاملا منطبق با خلقت شیطان توسط خداست.

چه جوری تونستی از این حرفا در بیاری که ملکور یه بار وسوسه است،یه بار زوره،یه بار شیطان!!!؟بعد به من بگی حرفام متناقضه.به نظرم اگه مطلبی برات قابل درک نیست،سه چهار بار بخونش بعد نظر بده.

به بعضی قسمت های حرفام جواب ندادی و این امیدوارم میکنه که حداقل تو اون قسمت ها قانع شدی.

در مورد دوره چهارم،بازم همون حرف قبلی رو میزنم!ما داریم در مورد مستندات صحبت میکنیم،اگه هم جنگی در دوره چهارم صورت گرفته باشه،ما نمیدونیم.

هی میگی من گفتم ارو با ملکور مارو امتحان میکنه!!!(هزار بار اینو گفتی و بهش پریدی) میشه لطف کنی و بگی کجا اصلا لغت امتحان در مورد ملکور از دهن من منعقد شده؟کل پستت فحش به منه به خاطر حرفی که نزدم؟ :D :D :D :D

هی داری میگی الف ها پاک!میشه به این سوال من جواب بدی:چرا فقط یک عده ای که ملکور اونا رو دزدید و تحت شکنجه قرار داد،آخر سر تسلیم ملکور شدن(این تو داستان اومده که اونا تسلیم ملکور شدن و به اورک تبدیل شدن).

چرا فینرود تسلیم سارون نشد؟چرا هورین با اینکه انسان بود سی سال چشم در چشم ملکور تحقیرش کرد و تسلیمش نشد؟

عزیز من همه اون الف ها اورک نشدن.بعضی ها مردن ولی اورک نشدن.

تفاوت ذاتی هست.

آخر یکی از پستات گفتی که این سایت با همه چیز های مختلفش نمیتونه جواب منو بده.

اگه این راضیت میکنه:برو جایی که بتونن جوابت رو بدن.

یه بار دیگه هم گفتم:کسی که خودشو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد.

راستی 3d mehdi عزیز،شما تو کلوب دات کام هم هستی.درسته؟آواتارت اونجا برام کاملا آشنا بود :D

به خاطر لینک پی دی اف ها هم فکر کنم حق با تو باشه.گر چه تا فردا شب برش دار لطفا.اصلا حوصله درگیری با سایر مدیران یا حتی شخص خود علیزاده رو ندارم :D (زیاد به اینجا سر میزنه)

راستی 3d mehdi عزیز،شما تو کلوب دات کام هم هستی.درسته؟آواتارت اونجا برام کاملا آشنا بود

به خاطر لینک پی دی اف ها هم فکر کنم حق با تو باشه.گر چه تا فردا شب برش دار لطفا.اصلا حوصله درگیری با سایر مدیران یا حتی شخص خود علیزاده رو ندارم (زیاد به اینجا سر میزنه)

آره من خودمم :D

این PDF ترجمه علیزاده نیست ولی اگه بازم مشکلی داره فردا بر میدارم فقط بذار این رفیقمون دانلود کنه بعد.

خطاب به 3dmehdi

اول ملکور بود که توی آهنگ قیام کرد بعد ارو حالش رو گرفت.

چی کار کرد حالشو گرفت؟ فقط خجالت زده کرد...

چرا بازم جلوشو نگرفت؟

یعنی تو میگی سکوت خدا در برابر شیطان نعوذ بالله اشتباه خداست!

این جوابت واقعا غلطه...برو پستای قبلی منو خوب خوب بخون...من حوصله ی تکرار ندارم...

کی گفته آتش پلیده؟ نژاد جن از آتشه

منظورم از آتش پلید شیطان پلیده... که از همون اول اول

اشتباه میکرد..و تظاهر عبادت میکرد در صورتی که مجود خوبی نبود...

خدا هیچ کس رو پلید خلق نمیکنه بلکه خیر و شر رو با هم در وجودش میذاره تا خودش راهش رو انتخاب کنه.

علت کرامت انسان به نفس اونه...چرا انسان والاتر از فرشته هست؟ چون فرشته نفس نداره...

ولی انسان در درونش یه نفسی وجود داره و ا اگر با این نفس مبارزه کنه... والاتر از فرشتگان هست..

خداوند خودش به فرشتگان گفته بود..علت برتریت اونا به شما نفس هست...چیزی در درون اونا هست که در درون شما نیشت

و اون نفس هست...آنها وسوسه میشوند ولی شما نه...

د مورد شیطان هم باید بگم...بخدا اون سگ تربیت شده ی خدا بود و از اول اولش پلید بود...و داشت اشتباهات زیادی میکرد...

به دروغ قصم میخورد...

عبادتش ظاهری بود...به خدا اون خوب نبود که بعدش پلید شه...

من قبلا چی گفتم که با این حرفم در تضاده؟!!!!!!

من حوصله ی صد بار توضیح رو ندارم اگر نمیتونی جواب بدی و یا نخوندی

برو همون پستو بخون میبینی صد بار جواب تورو دادم...

وقتی یه جا میگی شیطان پلیده....یه جا میگی شیطان خوبه بعد پلید شده...

اصلا به هم نمیخورن...

یعنی تو میگی اگه شیطان نبود هیچ انسانی گناه نمیکرد!!!

اگر شیطان نبود...هیچ انسانی وسوسه نمیشد..

من نمیگم گناه نمیکرد..(وسوسه نمیشد) ولی اگر خودش به زور گناه میکرد...

پس خودش شیطانه..در صورتی که این حرفم هنوز صدق نداره چون دیگه اون زمونا گذشته

شیطان فقط یه عامله که انسان به گناه مشتاقتر بشه شیطان برای گناه کردن شرط کافیه ولی شرط لازم نیست. انسان بدون شیطان هم گناه میکرد ولی نه به این شدت.

انسان بدون شیطان کار اشتباه میکرد...ولی دیگه پلید نمیشد...

فقط یه جور آدم اشتباهی میشد... که داره اشتباه میکنه...ولی وسوسه

نمیشد...گناه نمیکرد..به خدا کفر نمیرفت..چون شیطان مسئول وسوسه کردن هست

مسئول گناه هست...مسئول پلیدی هست...پس اگر پلیدی نباشه انسان مبتلا به پلیدی نمیشه..

ولی مبتلا به نقص خلقت خودش که یه مخلوقه و یه مجود نا کامل...میشد..که اونا به پلیدی

ختم نمیشدن...

چرا خدا به شیطان فرص

ت داد؟ این دقیقا همونه. نمیدونم چرا تو هی میخوای این دو تا رو از هم جدا کنی جواب دقیقا همینه

خوب...سوال رو با سوال جواب نده...چرا ارو به ملکور فرصت داد...خودت جوابتو بده...

و به منم بگو...

چجوری از حرفای من این نتیجه رو گرفتی! اول من تو اون تاپیک وارد نشدم ولی اگه پست ارسال میکردم حتما باهات مخالفت میکردم. این کار تالکین مثل ریاضیدانی میمونه که تو اثبات یه مسئله از قوانین فیثاغورس استفاده میکنه بدون اینکه اونو اثبات کنه چون میدونه که اون حتما درسته هیچ کس هم بهش نمیگه چرا از این دقیقا قانون استفاده کردی. کل فیزیک کوانتوم روی معادله شرودینگره که هیچ کس اثباتش نکرده ولی تا حالا همیشه درست از آب در اومده و کسی نمیدونه چرا درسته. تالکین هم شاید (گفتم شاید) فلسفه کار خدا رو ندونه ولی همونو عینا کپی کرده و هیچ اشتباهی مرتکب نشده

ببین برو چیزی رو که در مورد تالکین نوشتی بخون...بعد بیا جوابت رو بدم...

خوت قشنگ گفتی...تالکین یه بشر هست و اون نمیتونه معناهای واقعی چیز ها رو کاملا در کنه و کلا گفتی

اون یه بشره و حتما در داستانش ایراد هم هست...

برو بخون بیا من جوابتو بدم...

بقیه ی حرفت رو هم از ریاضیات حرف زدی که حالم به هم میخوره....اصلا هم ربطی نداره...

به من چه یه محاسبه در یه جا اثبات شده در یه جا نه...

این سوالت برای اینه که کتابو نخوندی توی کتاب توضیح داده که ازدواج کردن والار مثل ازدواج انسانها نیست و فقط اونا در کنار هم زندگی مکنن و قدرتشون تکمیل میشه مثلا اگه واردا در کنار مانوه بود مانوه میتونست کوچکترین چیزا رو از دور ببینه و واردا کوچکترین صداها رو میشنید اگه مانوه کنارش بود. ونا نمیتونستن بچه دار بشن و کلا معنی ازدواج برای اونا فرق میکرد. اینم که میگی مردم به والار خدا میگفتن دلیل نمیشه که اونا خدا باشن آدما به گوساله و بت هم خدا میگفتن تو کتاب نوشته انسانها به اشتباه به اونا خدا میگفتن

اقا من اصلا هیچی بلد نیستم...

لای کتابو باز نکردم...

ولی باز هم 7 تا سوال دارم که باید و باید جواب بگیرم..که هیچ کدومتون هیچ جوابی ندادین..

و فکر میکنین جواب دادین..

صد بار نمیگن یه چیزی رو.

در این تاپیک..آفرینش خدا یا خدایان مطرح نیست..

آفرینش تنها ملکوره که چرا به وجود آمد..

جواب این سوال رو بده...

جواب من با جواب تولکاس هیچ تضادی نداره. ملکور فقط یه اسلحه نداره از ترفندهای مختلفی استفاده میکنه توی کتاب چند دفعه گفته که ملکور با نیرنگ و فریب بین مردم تفرقه ایجاد میکرد اما دلیل نمیشه که از زور استفاده نکنه.

پس هر دوتون معتقد هستین که ملکور آمده بنده ها رو امتحان کنه...چون شیطان هم واسه همین کار آمده بود..

چه امتحانی؟اون امتحان رو برام بگو...

جواب تولکاس..

هی میگی من گفتم ارو با ملکور مارو امتحان میکنه!!!(هزار بار اینو گفتی و بهش پریدی) میشه لطف کنی و بگی کجا اصلا لغت امتحان در مورد ملکور از دهن من منعقد شده؟کل پستت فحش به منه به خاطر حرفی که نزدم؟

شاید کلمه ی امتحان رو به زبون نیاورده باشی...ولی غیر مستقیم داری میگی آفرینش ملکور با آفرینش شیطان هر دو مثل همن.. و به هم مواضی هستن

شیطان چرا به وجود آمد؟

اومد بنده های خدا رو که ما باشیم وسوسه کنه و امتحان کنه...

ملکور چرا به وجود آمد؟

اونم لابد به وجود آمد تا بنده های خدا رو وسوسه کنه و امتحان کنه

اگر بلد نیستی جواب بدی چرا داری میگی من دارم توهین میکنم...

تو نبودی میگفتی ملکور مثل شیطانه؟

شیطان چکار میکنه؟

ملکور چکار میکنه؟

و اگر ملکور وسوسه میکنه...

پس چرا یه عده رو وسوسه کرد...و یه عده رو وسوسه نکرد؟

اصلا ملکور وسوسه کرد؟

یا به شکنجه ی زور الف ها رو عذاب داد؟

باز هم میگم که جوابت رو دادم.

اگر جواب منو دادی...یه سوال دیگه دارم..

مگه نمیگی ملکور به وجود آمدنش مثل به وجود آمدن شیطانه؟

شیطان وسوسه میکنه...

ملکور چکار میکنه؟

؟

ها؟

مگه نمیگی عین همن..

فرض کنیم که میگی اونم داره وسوسه میکنه

پس کو؟

یکی رو وسوسه میکنه...

یکی رو قبل از وسوسه میکشه...

یکی رو هم اصلا وسوسه نمیکنه...و نمیکشتش...

این چجور هدفی هست؟

اینو برام روشن کن...

ارو واقعا ملکور رو برای چه فرصت داد؟

داد که وسوسه کنه؟

داد که امتحان کنه؟

داد که چکار کنه؟

داد بکشه؟

اینا بر میگردن به جواب ناقص تو...که جواب ندادی...

از جواب تو خوشم میاد...

ولی به خدا قصم کامل نیست

خیلی از نکته ها رو انداختی...

خیلی از حرف ها رو نگفتی...

تو دوباره همون سوالاتت رو تکرار کردی و منم به نظر خودم جواب کاملی دادم.تو یه سری چیزا رو فرض میکنی،یه سریو نه!طبیعیه کهبه مشکل بخوریم.

من غلط بکنم اگر بخوام سوالات خودمو تکرار کنم..وقتی تو یکی رو جواب میدی...

اون یکی رو چکار میکنی؟ ان یکی رو حتما باید بگیم تا بهش جواب بدی...

اگر هم جواب میدی...خوب..

جواب کاملی نیست..

و به اون نکته ها ی مهم اصلا اشا ره نمیکنی...

هی داری میگی الف ها پاک!میشه به این سوال من جواب بدی:چرا فقط یک عده ای که ملکور اونا رو دزدید و تحت شکنجه قرار داد،آخر سر تسلیم ملکور شدن(این تو داستان اومده که اونا تسلیم ملکور شدن و به اورک تبدیل شدن)

دیگه بتر...

یکی رو به زور میبرتش به تاریکی...یکی خودش میاد به تاریکی..یکی اصلا تو باغ نیست که بفهمه چه اتفاقی داره میوفته..

به من بگو ملکور به وجود آمد که چکار کنه؟

وسوسه کنه؟

امتحان کنه؟

اینو درست جواب بده عزیز...

این بگو تا بفهمم

تو اینو نمیگی...

به خدا نمیگی..

پستای قبلی تورو صد بار خوندم ولی تو نمیگی..

اشاره ای که داری روی این نکته نیست...

آخر یکی از پستات گفتی که این سایت با همه چیز های مختلفش نمیتونه جواب منو بده.

اگه این راضیت میکنه:برو جایی که بتونن جوابت رو بدن.

اگر تو نمیتونی جواب رو بدی...

پس چرا داری میگی سایت هم نمیتونه؟

مگه فقط تو بلدی؟

یه بار دیگه هم گفتم:کسی که خودشو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد

جواب منو بده...میبینی که در موردش فکر میکنم..

منم خوابیدم...یا تویی که خوابیدی...

تو هستی که داری جواب سوالای منو کامل نمیدی...

فکر میکنی کامل دادی در صورتی که نه...

فکر میکنی اشکال از سواله در صورتی که نه...

تا اینجاش فرض کنیم که جواب سوال اول رو دادی...

(اونم معلوم نست) چون خیلی نکته هارو از قلم انداختی...

تو به سوالات من فکر نمی کنی...

تو به حرفای من توجه میکنی...

یعنی میگی (این چی میگه؟)

نمیگی( این چی میپرسه؟)

تو خلقت شیطان رو به خلقت ملکور تشبیه کردی...

خوب...ما هم منکرش نمیشیم..

ولی این حرفت...چند تا سوال در ذهنم به وجود میاره...

این که شیطان چرا به وجود آمد...

ملکور چرا به وجود آمد..

شیطات چرا فرصت خواست

ملکور چرا فرصت گرفت؟

شیطان چه کاره هست؟

ملکور چه کاره هست؟

شیطان (چقدر) فرصت گرفت

ملکور (چقدر) فرصت گرفت

شیطان میخواست چکار کنه؟(هدف)

ملکور میخواست چکار کنه؟(هدف)

خدا چرا شیطان رو آفرید؟( هدف خدا)

ارو چرا ملکور رو آفرید؟(هدف ارو)

اینا میشن مقایسه ی شیطان با ملکور...

و تو به اینا میگی سواالای تکراری...

اگر نمیخوای تکرار بشن...

شیطان رو با ملکور مقایسه کن...

و سوالای بالا رو جواب بده..

تا در موردشون بحث بهتری بشه...

تا یادم نرفته بگم که

شیطان از همون اول اولش پلید بود و نیازی نداشت که بازم آلوده به پلیدی بشه...علت هم تظاهر به عبادتش بود..که بقیه ی

فرشته ها فکر کردن خیلی موجود مومنی هست...

شیطان اولین کسی بود که بالای منبر رفت...

اولین کسی بود که قصم دروغ خورد...

اولین کسی بود که وسوسه کرد...

وسوسه!

راستی 3d mehdi جان

انسان تا وسوسه نشه طرف گناه نمیره که گناهی مرتکب بشه!

درسته؟

(بگذریم)

شیطان اولین کسی بود که با خدا مخالفت کرد...

در جایی خود شیطان از وجود خودش میپرسه

و خدا جواب میده که وجود تو از همون اول پلید بود...

ملكور جان بازهم داري همون حرفهاي خودت را تكرار ميكوني پس الان احتمالاً همان جواب ها از جناب تولكاس و 3dmahdi دريافت خواهي كرد براي چندمين بار به شما پيشنهاد ميكنم كه سيلماريليون بخونيد و من خودم با جناب تولكاس موافقم و شايد اگه تاكين هم زنده بود همين جوابها به شما ميداد و احتمالاً شما باز هم مي گفتي اين جواب 7 سوال شما نيست

خطاب به 3dmahdi

خطاب به تولکاس

اون موقع که واسه این لینکا صد تا تاپیک زدم...هیچ کدوم از اونارو نذاشتین

حالا میایین اینجا میزارین

میشه بحث رو با اون لینکا تحلیل نکنین؟

سوالا رو جواب بدین...

ملكور جان بازهم داري همون حرفهاي خودت را تكرار ميكوني پس الان احتمالاً همان جواب ها از جناب تولكاس و 3dmahdi دريافت خواهي كرد براي چندمين بار به شما پيشنهاد ميكنم كه سيلماريليون بخونيد و من خودم با جناب تولكاس موافقم و شايد اگه تاكين هم زنده بود همين جوابها به شما ميداد و احتمالاً شما باز هم مي گفتي اين جواب 7 سوال شما نيست

بحث سیلماریلیون نیست...

اصلا من رنگ کتابو ندیدم...ولی من چند تا سوال از اون دارم...

چرا ارو ملکور را وقتی که میدانست پلید خواهد شد...آفرید؟

برای امتحان؟

برای وسوسه؟

برای سلطه؟

برای کشتن؟

برای چکاری؟

و چرا ارو به اون فرصت داد...؟

برای امتحان بنده ها؟

برای رشد ملکور؟

برای قدرت گرفتنش؟

برای پلید کردن آردا؟

و برای چه هدفی؟

ایا اینا همه جواب این سوال من هست؟

پس کو؟

یکی یه جواب درست بزاره...میبینه که منم تاییدش میکنم...

شاید جواب تولکاس درسته...

ولی خیلی ناقصه

اصلا انگار حوصله ی توضیح رو نداشته

و همین نقص جواب تولکاس...

باعث میشه سوالای بالا رو

که (رشته ای از سوال اول هفت سوال من است هست)

رو دباره و یا حتی صد باره تکرار کنم

(فکر میکنی خوشم میاد)

من فقط میخوام سوال برای شما مفهوم شه..

بعد خودتون رو به جواب دادن مشغول کنین...

بسیار خوب...

تولکاس جان

اگر تو جواب سوال منو دادی

توی یه (نقل قول)

اونو برام کپی کن..تا ببینمش...

جواب تو در میان دیگر نوشتهایی که (جواب من نیستن)

گم هست

چرا ارو ملکور را وقتی که میدانست پلید خواهد شد...آفرید؟

برای امتحان؟

برای وسوسه؟

برای سلطه؟

برای کشتن؟

برای چکاری؟

و چرا ارو به اون فرصت داد...؟

برای امتحان بنده ها؟

برای رشد ملکور؟

برای قدرت گرفتنش؟

برای پلید کردن آردا؟

و برای چه هدفی؟

این سوال های من...

حالا جواب خودتو توی یه نقل قول برام بزار...

تو که میگی جواب دادم..

اونو توی یه نقل قول بزار...

تا منم ببینم

دقت کن فقط یه نقل قول کن و جوابی رو که دادی

رو توش کپی کن

جوابت رو تو پیغام خصوصی ای که بهت دادم فرستادماونجا هم فقط جئاب اون دو تا رو دادم.چون خصوصی فرستاده بودی،خصوصی جواب دادم و البته هیچ مشکلی هم ندارم که بخوای بزاریش تو سایت.خودت به نقل قول از من بزار.امید وارم کافی بوده باشه.

اما راجع به پست های آخرت:

وسطای یکی از پستات که خطاب به منه(سه چهار تا قبل تر اینجا گفتی:

من غلط بکنم اگر بخوام سوالات خودمو تکرار کنم

حالا بزار ببینیم تو همون پست(نه پست های دیگه،نه جای دیگه)یه سوال رو چند بار پرسیدی.

در قسمت اول پستت داریم:

شیطان چرا به وجود آمد؟

اومد بنده های خدا رو که ما باشیم وسوسه کنه و امتحان کنه...

ملکور چرا به وجود آمد؟

اونم لابد به وجود آمد تا بنده های خدا رو وسوسه کنه و امتحان کنه

اگر بلد نیستی جواب بدی چرا داری میگی من دارم توهین میکنم...

تو نبودی میگفتی ملکور مثل شیطانه؟

شیطان چکار میکنه؟

ملکور چکار میکنه؟

و اگر ملکور وسوسه میکنه...

پس چرا یه عده رو وسوسه کرد...و یه عده رو وسوسه نکرد؟

اصلا ملکور وسوسه کرد؟

یا به شکنجه ی زور الف ها رو عذاب داد؟

کاری ندارم که این سوالا تو این تاپیک از همون اول هی پرسیده شده،بزار بریم جلوتر:

در قسمت دوم همون پست:

اگر جواب منو دادی...یه سوال دیگه دارم..

مگه نمیگی ملکور به وجود آمدنش مثل به وجود آمدن شیطانه؟

شیطان وسوسه میکنه...

ملکور چکار میکنه؟

؟

ها؟......

ین چجور هدفی هست؟

اینو برام روشن کن...

ارو واقعا ملکور رو برای چه فرصت داد؟

داد که وسوسه کنه؟

داد که امتحان کنه؟

داد که چکار کنه؟

داد بکشه؟

خب تا اینجا به نظر میاد که سواله دیگه ای هم که از من تو یک پست یکسان داری،همون سوال اولیه که تو اون پست داری

حالا تو قسمت چهارم همون پست داریم:

دیگه بتر...

یکی رو به زور میبرتش به تاریکی...یکی خودش میاد به تاریکی..یکی اصلا تو باغ نیست که بفهمه چه اتفاقی داره میوفته..

به من بگو ملکور به وجود آمد که چکار کنه؟

وسوسه کنه؟

امتحان کنه؟

اینو درست جواب بده عزیز...

این بگو تا بفهمم

تو اینو نمیگی...

به خدا نمیگی..

پستای قبلی تورو صد بار خوندم ولی تو نمیگی..

اشاره ای که داری روی این نکته نیست...

خب این بار سوم تو یه پست.

لازم به توضیحه که تا به حال هیچکدوم از سوالات به این صریحی و شفافی نبودن که اینجا نوشتی و البته که من تو پستای قبلی جواب مشخصی به این سوال ندادم!چون اصلا سوال این نبوده.فک کنم سایر دوستان هم موافقن.

در قسمت آخر همون پست هم یکبار دیگه همینا رو پرسیدی،یعنی چهار بار تو یدونه پست!خب حالا زمانی که من به یکی از اینا جواب بدم،یعنی جواب همه رو ندادم!؟یعنی جوابم ناقصه.

اما به یک نکته جالب دیگه هم تو پستت برخورد کردم:

من تو یک پست گفته بودم:

نقل قول TULKAS ASTALDO :

آخر یکی از پستات گفتی که این سایت با همه چیز های مختلفش نمیتونه جواب منو بده.

اگه این راضیت میکنه:برو جایی که بتونن جوابت رو بدن.

و تو در پستی که تا حالا در موردش صحبت کردیم،در جواب من گفتی:

اگر تو نمیتونی جواب رو بدی...

پس چرا داری میگی سایت هم نمیتونه؟

مگه فقط تو بلدی؟

خب حالا بزار برگریدم به پستی که چند تا عقب تره:Dاین پست جواب تو به منه که در صفحه 2 قبل از پست های من و 3dmehdi،از آخر وجود داره)

پس این سایت با این همه طراحی و امکانتش..

نتونست هفت سوال جواب بده؟

اگر تونسه پس کو؟

خب فکر کنم همه چیز روشن باشه،اینکه چرا من اون جواب رو دادم و اینکه جواب تو به جواب من چقدر در تناقض با همون حرف اولته.به نظر جریا سیال ذهن شما،مانع فکر کردن درست به هر قضیه ای میشه.

حالا متوجه میشی چرا میگم فقط میخوای مخالفت کنی(حتی حرف خودت که از دهن من دراومده بود رو باهاش مخالفت کردی :D ) حالا متوجه میشی که چرا میگم توهم توطئه داری؟

پی نوشت:جواب هب سوال هایی که تو این پست پرسیدی رو همونطور که گفتم واست فرستادم.اگه خواستی قرارش بده تو فروم

با تشکر

حالا بزار ببینیم تو همون پست(نه پست های دیگه،نه جای دیگه)یه سوال رو چند بار پرسیدی

پاسخ رو به صورت خصوصی ارسال کردم و گفتم چرا این کار رو میکنم..

اگر به استدلالی که از سوالم میکنی توجه کنی... صد جور جواب به من دادی...

البته (دادین) چون همتون گفتین من حرف تولکاس رو تایید میکنم و تولکاس هم حرف همتون رو تایید کرد

خب تا اینجا به نظر میاد که سواله دیگه ای هم که از من تو یک پست یکسان داری،همون سوال اولیه که تو اون پست داری

حالا تو قسمت چهارم همون پست داریم:

تا اینجاش اصلا به پاسخ ربطی نداشت...

اصلا در باره ی چیز دیگری حرف میزنی...

(یعنی چی )

باز هم میگم

من شکر میخورم که اگر یه سوال رو چند بار میگم

علت تکرار سوالاتم...فقط استدلال ناقص و نا کامله...

اگر شما به پیام خصوصی من جواب(کامل) بدی...

میبینی که من سوالم رو تکرار نمیکنم...

لازم به توضیحه که تا به حال هیچکدوم از سوالات به این صریحی و شفافی نبودن که اینجا نوشتی و البته که من تو پستای قبلی جواب مشخصی به این سوال ندادم!چون اصلا سوال این نبوده.فک کنم سایر دوستان هم موافقن.

تو چرا خودتو میزنی به اون راه؟

اگر میبینی من سوالم رو تکرار میکنم...

هر بار علتش رو هم کنارش تایپ میکنم

تو میگی:

اما به یک نکته جالب دیگه هم تو پستت برخورد کردم

این یعنی همین جوری مرور وار حرفای منو میخونی و باز هم جواب خودتو میدی...

و من هم سوال خودمو تکرار میکنم...

و همین میشه بهانه ی تو برای این که بگی (تو سوالاتو تکرار میکنی)

گه گاهی هم این تکرار رو نه برای تو...

نه برای جواب دادن به تو بلکه برای دیگر افرادی که میان از این تاپیک دیدن میکنن.

و مطالب و پستای منو میخونن و من با تکرار حرفم میخوام پی به قضیه ببرن و نظرشونو بگن

خب فکر کنم همه چیز روشن باشه،اینکه چرا من اون جواب رو دادم و اینکه جواب تو به جواب من چقدر در تناقض با همون حرف اولته.به نظر جریا سیال ذهن شما،مانع فکر کردن درست به هر قضیه ای میشه

بسیار خوب...اگر منظورت این حرفه:

پس این سایت با این همه طراحی و امکانتش..

نتونست هفت سوال جواب بده؟

1

اصلا ربطی به هفت سوال نداره

2

من دارم اینجا سوال میکنم و میخوام سایت رو

به خودش متوجه کنم

3

در کجای این جمله گفتم (سایت نمیفهمه)؟

میدونم العان میگی اره اونجا گفتی که (سایت نمیفهمه)

ولی اون یه جمله ی سوالی هست

میفهمی؟

یه جمله ی سوالی

شما اول به اون نقل قول هایی که در پیام خصوصی برات فرستادم یه دلیل بیار ... بعد بیا منو به پست های نا هماهنگ

متحم کن...

حالا متوجه میشی چرا میگم فقط میخوای مخالفت کنی(حتی حرف خودت که از دهن من دراومده بود رو باهاش مخالفت کردی

متوجه منظورت نشدم...

ولی اگر منظورت سوالات هستن...

علت تکرارشونو گفتم

(برای کاربران دیگر)

و

(جواب ناقص یا ناهماهنگ)

یه چیز دیگه...

تو چرا فکر میکنی من کینه ای هستم

حال که خودت بیشتر از همه به من توهین کردی

یه بار گفتی:

اگر نمیفهمی چرا جواب میدی؟

در صورتی که این کلمه مجاز نیست و خیلی هم به من بر خورد (چیزی گفتم؟)

یه بار گفتی:

شما بیجا کردی

یه بار گفتی:

ملت مسخره ی شما نیستن...

با بار پیام های منو از تاپیک حذف کردی...

(به اتحام لحن نا مناسب)

حالا خودت سزاوار تر از من به این اتحام هستی...

ببین در پاسخ اینی که به من گفتی چی نوشتم:

شما بی جار کردی...

یه نگاه بنداز به پستای قبلی...

میفهمی..

پی نوشت:جواب هب سوال هایی که تو این پست پرسیدی رو همونطور که گفتم واست فرستادم.اگه خواستی قرارش بده تو فروم

سوال هایی که فرستادی زیاد هم درست نبود...کاملا خلاف حرفای قبلیت بود...

منم برات با پیام خصوصی ارسال کردم...

نگاه کن و اگر خواستی بزار تو فروم...یا لا اقل برای نقل قول ها یه پاسخی ارائه بده...

این که ملکور وسوسه گر هست؟

یا که نابود گر؟

تو گفتی

خشم ملکور...نماد وسوسه ی شیطان واقعی هست...

ولی من میگم

وسوسه ی ملکور چه نمادی هست؟

اینارو برام بگو..

با اون نقل قول ها...

با تشکر

بازم خواستی تکرار میکنم..

قربونت

جدا بارت متاسفم دوست عزیز.من از پاسخ دادن طفره نرفتم و گفتم که پاسخ رو برات فرستادم.تو پست آخر هم داشتم ایرادات رو گوشزد میکردم و تناقضاتت رو.تو متوجه این نمیشی گویا.

من به تو گفتم،سایت ما نمیفهمه؟

گفتم اگه که جوابهای ما راضیت نمیکنه،برو یه جای دیگه.بعد هم که گفتی،نه خیر فقط من متوجه نمیشم و چرا میخوام نظرمو به سایت تعمیم بدم!

الان هم یه سری آسمون ریسمون داری به هم میبافی.

اون جمله سوالی بوده؟کدوم جمله؟

اگه نمیتونی لحنت رو درست برسونی(چون این بار چندمه که داری میگی منظورت اون چیزی که ما فهمیدیم نبوده)،دیگه پست نزن،یا فکر کن و بزن.باز هم میگم:ملت مسخره شما نیستن(هیچ جای این جمله توهین نداره)

تو برای توجه کاربران دیگه،تو یک پست چهار بار یه سوالو میپرسی؟به نظرت این توهین به شعور نیست.حرفت اصلا توجیه پذیر نیست.

تو تو همین پست بالایی گفتی که "شکر میخوری که یه سوالو چند بار تکرار کنی".

و گفتی که علتش جوابای ناقص ماست.

شما تو یه پست(یک عدد پست ثابت) یه سوالو چهار بار پرسیدی.من چجوری وسط نوشته شدن یه پست تو سه بار جوابتو دادم که باز هم قانع نشدی و دفعه چهارم پرسیدی؟ :D

پی نوشت: با توجه به پیغام خصوصی ای که به من زدی(نظراتت) به این نتیجه رسیدم که دیگه ادامه ندم.

تو حرف های من و (دیگران) رو قبول نمیکنی.منم حرفای تو رو توجیه پذیر نمیبینم.بهتره که بحث دیگه نکینم،چون جدا فایده ای نداره.

من کلی تو پیغام قبلیم از متافور و نماد صحبت کردم و بعد گفتم که کار های ملکور میتونه نمادی از وسوسه های شیطان باشه.

بعد تو برام زدی:

ین نمادی از وسوسه ی شیطان میمونه...

یعنی اگر شیطان وسوسه میکنه..

پس ملکور هم مبارزه ی فیزیکی میکنه

و این دو تا رو با یه نماد...به هم ربط دادی...

درست؟

تو یه نماد رو برام تعریف کردی...

مبارزه ی ملکور=وسوسه ی شیطان

حالا یه نماد دیگه برام تعریف کن

تفرقه افکنی ملکور (میان انسان ها و وعده های دروغ) = چه چیز شیطانه؟

من جدا زمانی اینو میبینم نا امید میشم.انگار کل مدت داشتم آب تو هاون میکوبیدم یا بلا نسبت یاسین به گوش .....

میدونی،من اگه واسه این سوالت هم یه جواب بدم،تو چی میگی:احتمالا میگی:خیله خب حالا نبرد تن به تنش با فین گولفین چه نمادی از شیطانه.

من دارم میگم کل کارای ملکور نمادی از وسوسه های شیطانه و شیطان هم به یک شیوه وسوسه نمیکنه،پس ملکور هم فقط یک کار رو بلد نیست،بعد سوالت از من اینه؟ :D

بعد گفتی:

ملکور تنها مبارزه نکرد...

ملکور وسوسه هم کرد...

و گه گاهی وسوسه ی ملکور رو به وسوسه ی شیطان ربط دادی...

این دوتا شبیه همن...(آره قبول دارم)

ولی شرایط ادامه و فرصت شیطان...با شرایط ملکور فرق داره.

در جاهایی از داستان میبینیم که پلیدی ها میتوانند فرار کنن...

مثلا ملکور برای بار دوم بر میگرده....و ....

و گه گاهی ملکور از از دست مرگ فرار میکنه و مثلا از آردا میاد بیرون...

مثلا وقتی سائرون نابود شد نازگول ها به سایه ها رفتن...

در مورد شیطان چی؟

نه...شیطان نمیتونه فرار کنه...

هر کجا که بره...خدا میبینتش....

اگر نظر تو اینه....(نماد)

پس ارو برای مخلوقاتش یه کیسه ی بکس درست کرده درسته؟

تو باز هم نگفتی ارو...ارو چرا ملکور را خلق کرد؟

اون خلقش کرد که بنده های واقعی خودشو بشناسه؟

تو داری میگی قدرت فیزیکی ملکور .... مثل وسوسه ی شیطانه...

آیا ملکور هم به وجود آمد تا بنده های ارو را امتحان کند؟

دیگه نمیدونم جوابتو چی بدم.کل حرفای من برای جواب دادن به همین سوالاایی بود که دوباره با فرض درست بودن جواب های من پرسیدی.مث این میمونه که به یکی بگی:دو به اضافه دو چند میشه؟ اونم بگه چهار،بعد بگی :اوکی ،خیله خب حالا دو به اضافه دو چند میشه؟

تو چرا میگی ارو اگه بخواد نمیتونه ملکور رو نابود کنه؟ارو در هر جایی و در هر مکانی که ملکور مخفی شده باشه،میتونه ملکور رو پودر کنه،همونطور که خدا هم میتونه.ارو ناظر بر کل رفتار ملکور هست،اما کاری نمیکنه.(لطفا دوباره نپرس چرا نمیکنه؟ که موهامو میکنم)

ا این وضعیتی که داری توضیح میدی....

فکر کنم منظورت این باشه که

(ارو ملکور را خلق کرد...تا اون با قدرتش...جهان آردا را مورد خشم قرار دهد و خشم اون

به نماد وسوسه ی شیطان هست...)

پس یعنی هر کس زورش به ملکور نرسید....و ملکور انو خورد....یعنی اون در این آزمایش قبول نشده؟

نه منظورم اون نبود.ملکور هم نماد خشم ارو نیست.تولکاس نماد خشمشه (که جدا داره جوش میاره :D )

کسی که در مقابل بدی های ملکور می ایسته،موجود خوبیه.تو وقتی کارای ملکور رو به صورت نمادی در نظر بگیری،کشته شدن(به قول تو کم آوردن) جلوی ملکور نمیتونه نشان یک آدم بد باشه.در جنگ کسی بده،که خودشو تسلیم کنه،دیگران رو بفروشه و ....

آیا وقتی هالدیر به وسیله ی شمشیر ارک مرد....(ایا اون در این امتحان ارو قبول نشد؟)

مگر نه این که خودت میگی مبارزه ی ملکور در آردا...مثل وسوسه یشیطانه؟؟

پس بنا بر این وقتی برومیر هم به وسیله ی تیر های ارک ها...کشته شد...

اون هم پلید بود...و لیاقت زندگی نداشت....(ایا چنینه؟)

اگر این طور باشه اگر کسی نتونه ملکور رو از پا در بیاره و در جنگ با اون کشته بشه...

پس انگار وسوسه ی شیطان رو خورده....چون تو قدرت بدنی رو به وسوسه ی شیطان

تشبیه کردی...

آیا درسته؟

خیر درست نیست،جوابتو همین بالا دادم(گر چه که به نظرم کاملا طبیعی بود که وقتی کسی تشبیه رو بفهمه وجه تشبیه و قیاس جزئ به کل رو هم میفهمه و احساس میکردم جواب بالا اصلا ضرورتی نداره که گویا اشتباه میکردم.

شما اینجا حتی نشون دادی که کتاب ارباب حلقه ها رو هم حتی نخوندی(ما فقط فکر میکردیم سیلماریلیون رو نخوندی).کشته شدن هالدیر،فقط تو فیلم بوده.تو نبرد گودی هلم به جز لگولاس هیچ الف دیگری حض.ر نداره.

جدا به خاط اعتماد به نفس بالات بهت تبریک میگم.

در مورد بحثی که در مورد فرزندان ارو کردی.....به نظر ما فرزندان خدا نیستیم؟همه موجودات فرزندان خدا هستن.وقتی خدا میگه از روحش تو ما دمیده پس حتما ما فرزندانشیم.لغت فرزند فقط به معنای موجود زنده ای که از سکس بین دو نفر بوجود می آید نیست.

شما پدر بزرگت تا حالا بهت نگفته:"پسرم"؟

رابطه فرزندی الفها،انسان ها و آینور دقیقا رابطه کوچکی و بزرگیه.رابطه خالق و مخلوق.همه مخلوقات ،فرزنذ خالق هستن.(فک میکردم این رو همه میدونن)

ون کدوم خدایی هست که فرزند داره؟

ما تو تمام کتابا خوندیم خدا کسی رو نزاییده...

العان خودت گفتی فرزندان ارو!

درسته؟

پس باید بگم ملکور پسر ارو هست و ارو باید اونو نفرین کنه و ملکور آقوالدین بشه...

چون ملکور هم عین بقیه ی والار به وجود آمد...

ایا تفاوتی در به وجود آمدن ملکور و بقیه ی والا ها بود؟

اگر اینطوری باشه پس ملکور با بقیه ی والا ها برادر هستن...و پدرشون ارو هست...

آره؟

حالا بگو چرا سوال رو دباره تکرار میکنی...

آخه مرد مومن....این توضیحات...که میدی...

یه جا میخوره....یه جا نمیخوره....

منم میگم همشون اشتباهه

بله،ملکور از نظر رتبه برادر سایر والا ها محسوب میشه.در مورد بقیه حرف ها هم چیزی نمیگم خودت قضاوت کن،باید چه حالتی پیدا کنم موقع خوندنش.

تو تا دیروز داشتی ادعا میکردی که ملکور هم جاسوساشو فرستاد تا مردم را به جون هم بندازه و فریب بده...

و در خیلی جاها اختلاف میندازه...

همین کار ملکور باعث شده تو بگی...

ملکور وسوسه گر هست...

ولی العان میگی ملکور یه مبارزه هست...

اگر یه مبارز هست...

پس چرا گاهی وسوسه میکنه و گاهی مبارزه ...

و گاهی هم از مرگ فرار میکنه...

اون چیزی رو که به عنوا ادعا گفتی،من نکردم.یکی دیگه از دوستان گفت.پست ها رو به دقت بخون) هر چند که حرفش کاملا هم درسته.من جوابتو تو همین پست هم دوباره دادم.تو پست قبلی هم بهت گفتم که به اقتضای فضای داستان،باید که نبرد فیزیکی هم وجود داشته باشه،اما این دلیل نمیشه که ملکور کلا فقط بجنگه که.

مثلا چرا تولکاس ملکور را همون جا نکشت.؟

ایا ملکور فرار کرد؟

این چه شیطانی هست که خدایش براش

راه فرار گذاشته؟

و اونو فرصت داده؟

و این چه خدایی هست که برای دنیای خودش...

دشمن ساخته..

و به اون دشمن راه فرار و فرصت داده؟

بالاخره یه سوال پرسیدی که آدم خوشش بیاد: تولکاس ملکور رو نکشت چون هدف والا خونریزی و برادر کشی رو آردا نبود و اون رو قبیح میدونستن.(همونطور هم که نولدور بعد از کشتن تلری ها،مورد نفرین ماندوس قرار گرفتن.که البته تو همین قضیه هم رذپای ملکور دیده میشه)

در مورد بقیه سوالاتت میگم:دقیقا همون خدایی که به شیطان رو زمین فرصت داد.دقیقا همون خدایی که برای شیطان راه اومدن به زمینو فراهم کرد و....

راستی تا یادم نرفته:تو پست های قبلی به کرات گفته بودی که شیطان از اول هم پلید بود و واسه گول زنک خدا رو عبادت میکرده.امیدوارم که هر چیزی که خودت فک کردی(یا چن تا آخوند گفتن) رو به دین دیگه نبندی.گفتم بهت،من آدم دینداری نیستم ولی اینو میدونم که این حرف مخالف نص صریح قرآنه.

برای رسیدن به هدفت از هر وسیله ای استفاده نکن(برای توضیح میگم:این یهو یادم افتاد و ربطی به الان نداشت.لطفا تو نقل قول نزنش که من بحثو منحرف کردم)

ا

گر رفتار ملکور را به نماد تشبیه میکنی؟

پس بگو وسوسه ی ملکور چه نمادی هست؟

و مبارزه ی ملکور چه نمادی؟

در یک جا مبارزه ی ملکور را به وسوسه تشبیه میکنی..

و در جایی دیگر وسوسه ی ملکور را به وسوسه ی شیطان خودمون تشبیه میکنی...

اگر ملکور برای وسوسه در آرداست...اون لازم نیست از بالرگ ها سائرون..و گرز ها و ارک ها

استفاده کند...چون با این کار ملکور داد میزنه که اقا من اینجام تا شمارو پلید کنم..

و اگر برای مبارزه در آرداست...پس چرا دو به هم زنی میکرد...چرا داشت وسوسه میکرد..

آیا برای مبارزه در آنجا بود؟ یا برای وسوسه؟کدام یک؟

جواب این رو که تو این پست دادم.ملکور از راه ای مختلف وارد میشد.مسلمه تا زمانی که کسی بدون جنگ بهش گوش بکنه،چرا باید هزینه جنگ رو بپردازه؟(لطفا دیگه از این سوال در نیار)

تو در اینجا به صورت زیرکانه خودتو میخوایی از کم آوردن و بی جواب موندن

کنار بکشی...بسیار خوب (بگذریم)

پس تو جواب های منو اینجوری دادی:

تمام فعالیت های پلید ملکور نمادی از وسوسه ی شیطان است

حالا هر فعالیتی...(از ساختن ارک گرفته تا به خود فروشی و پیوستن به ملکور )

درست؟

خوب...

پس ارو ملکور را برای امتحان(نبرد) بنده هاش گذاشت و اونا هم تا حدی به نظر میرسه موفق شدن!...

پس چرا ارو (بوسیله ی ملکور ) عده ی مشخصی(تنها مخالفان ملکور و دشمنان ملکور ) را آزمایش کرد؟

پس آیندگان چه خواهند شد؟

من از تو یه سوال پرسیدم...هنوز هم بی جواب ماند...و مجبور شدم دباره سوالم رو تکرار کنم

تو هنوز به این سوال من جواب ندادی...

چرا یه عده با ملکور جنگیدن(با وسوسه جنگیدن) و یه عده (مردمان آینده و کسایی که با ملکور درگیر نشدن) نجنگیدن..

اگر ملکور مثل آفرینش شیطان بود...و همان چیزی بود که تو میگی...پس چرا به طبع شیطانی خودش عمل نکرد؟

یعنی کرد...ولی اگر قرار بود شیطان آردا باقی بمونه...پس ارو باید بیش از چیزی که العان فرصت داده به اون فرصت میداد...

یعنی امتحان تک تک مجودات آردا (الف ها دورف ها انسان ها) چرا یه عده را امتحان کرد.. و یه عده را نه....؟ تکلیف اون یه عده چیست؟

پی نوشت: با توجه به پیغام خصوصی ای که به من زدی(نظراتت) به این نتیجه رسیدم که دیگه ادامه ندم.

من کاری کردم که تو دلگیر بشی؟ اصلا من احمق هستم...ولی یه احمق هم حق داره یه سوال بپرسه و جواب بگیره...

حتی به خر هم نباید اینجوری میگفتی... تو جواب ندی...یکی دیگه میاد میگه...هر سوالی پی جوابی هست...

اگر من منظورتو نفهمیدم...خوب دباره بگو...اگر تو منظورمو نفهمیدی...نگو اشکال داریو..این حرفا...لا اقل یکمی مرز انصاف رو باید حفظ کنیم(هم من هم تو و هم همه) یه جا میگی سوال رو تکرار نکن...اینجوری که تکرار میکنی انگار به همه میگی بیشعور...بازم دستت درد نکنه... جواب دادن به این سوال ها میتونه کلید خیلی خیلی معما ها که اسمشو گذاشتین حکمت داستان باشه و قفلشونو باز کنه...من باز هم میگم...تکرار نمیکنم...این شمایی که سوال های متفاوت رو یکی میبینی...این هفت تا سوال به هم دخته شدن...اگر یکیشو نتونی جواب بدی...انگار همشو نتونستی...ولی در عین حال

همشون جواب های متفاوتی دارن...این که ملکور چرا خلق...فرصت...نابودی...و اینا...تو مثلا یه قسمتشو جواب میدی...

قسمت دیگشو از قلم میندازی...این شد العان غلط...چون همه رو باید جواب داد...و یه نکته ای رو عرض کنم...بحث که شکافته میشه و عمق میگیره..جواب...سوال میاره...سوال....تبدیل به جواب میشه...و بر عکس عمل میکنه...اینه که وقتی بحث عمق میگیره..دیگه جواب ساده...و یک جواب...کافی نیست...چطور ممکنه به جوابی(یک جواب) دست پیدا کنی که جواب 7 سوال باشه..(درسته این سوال ها زنجیره ای هستن...ولی جوابهاشون متفاوته و شرایطشون فرق داره)

اکنون بعد از این همه بحث...و گفتگو...تازه این سوال مطرح میشه

چرا ارو ملکور را آفرید؟ :D :D :D :D

شوخی کردم..موهاتو نکن...

اکنون بعد از این همه بحث این سوال مطرح میشه:

پس چرا ارو (بوسیله ی ملکور ) عده ی مشخصی را آزمایش کرد؟

پس آیندگان چه خواهند شد؟آنها چطور آزمایش میشن؟

بله،ملکور از نظر رتبه برادر سایر والا ها محسوب میشه.در مورد بقیه حرف ها هم چیزی نمیگم خودت قضاوت کن،باید چه حالتی پیدا کنم موقع خوندنش.

خوب همون اول بگو اینو....یه جا میگی خشانت...یه جا میگی وسوسه....منم قاطی میکنم...

و ادامه ی ماجرا...

در مورد برادر...

خاک آردا بر سر ارو که برادرا رو به جون هم انداخته...و برادرا هم هیچ غلطی نمیتونن بکنن....

چرا ارو خودش عموراتشو اداره نمیکنه...؟ لابد یه والا هم میساخت که نوکری خودشو بکنه و

یه والای کنیز درست میکرد...حالا از شوخی بگذریم...ارو باید خودش وارد عمل میشد...

اینطوری که تو میگی هیچ والایی اونو نمیکشه...و ارو هم با این کارش ترس رو از ملکور گرفته...

و یه جورایی حمایتش میکنه...یعنی در صورت کشته شدن ملکور...قاتل نفرین میشه..

و در صورت زنده ماندنش...اون سعی در تصرف آردا میکنه...این چه داستانی هست؟

ها؟ این چه بساتی هست که ارو جور کرده؟ ارو فقط والار رو به جون هم انداخته...

خاک آردا بر سر ایلوواتار. :D

بگذریم...

ببین...نه تو حوصله داری....نه من...هم تو خسته شدی از نقل قول...هم من....

بقیه ی حرفات هم هست....

ولی حوصله ی نقل قولشونو ندارم...

فقط یکی دوتا سوال کیلیشه ای هستن که به این بحث دوخته شدن...

اینارو هم جواب بده و اگر اینارو جواب ندی...و به معنای دیگر نتونی..یا بگی تکراری هستن...یا خودت نمیدونی...

یا داستان ناقصه...یا ارو طرفدار ملکور بوده...

اینه:

پس ارو ملکور را برای امتحان(نبرد) بنده هاش گذاشت و اونا هم تا حدی به نظر میرسه موفق شدن!...

پس چرا ارو (بوسیله ی ملکور ) عده ی مشخصی(تنها مخالفان ملکور و دشمنان ملکور و جمعی از یاران خودش) را آزمایش کرد؟

پس آیندگان چه خواهند شد؟

آنانی که بعد ها به دنیا خواهند آمد...چه خواهند گفت؟

انها چطور آزمایش خواهند شد؟

من دارم میگم کل کارای ملکور نمادی از وسوسه های شیطانه و شیطان هم به یک شیوه وسوسه نمیکنه،پس ملکور هم فقط یک کار رو بلد نیست،بعد سوالت از من اینه؟

جدا از حرف هایی که گفتم و تو تکذیب کردی....و گفتی اشتباهن....

حتی یه نماد هم باید اصولی رو رعایت بکنه...

تو ارو را پدر ملکور خواندی و ملکور را برادر دیگر والار ...

این یعنی شیطان را با اونا نصبت فامیلی....اونم چی!!!

برادری دادی.... :D

خوب چی بگم؟ اگر ادامه بدم...میگی سوال تکراری نزن...

ولی به عقل خودت رجوع کن...آیا وقتی ملکور (شیطان)

با تو درگیر میشه...و تو اونو شکست میدی...میزاری شیطان همونجا فرار کنه؟

دلیلشم میگی:Dاون برادر تولکاس بود...یا یه همچین نصبتی رو به بقیه میدی)

این خودش یه کتاب حرف داره..که چرا اینبار تولکاس شیطان شیطان آردا رو فرصت داد...؟

یعنی اگر تولکاس شیطان آردارو نابود میکرد...کار بدی میکرد؟

تا اینجا مشکل ارو بود...حالا مشکل تولکاس هم بهش اضافه میشه...

این که اونا برادر هستن...و برادر برادر رو نمیکشه...

پس چجوری پلیدی رو نابود کنیم؟

گمانم این هم یکی از حقه های ارو برای فرصت یافتن ملکور بود..

که نزاشت تولکاس (برادر شیطان) شیطان رو نابود کنه...

و اسمشو گذاشت نا حقی در حق برادری...

حالا این به کنار...تولکاس در هنگام جنگ با ملکور اونو نکشتش...(فرصت داد)

ولی چرا وقتی ملکور گیر افتاده بود...اعلان صلح کرد...

ولی اونا قبول نکردن؟

آیا دشمنشون هستن؟

یا دوستشون؟

من که سر در نمیارم...

بهتره بیش از این ذهنم رو خسته نکنم...

حالا اون سوالی رو که گفتم...

رو جواب بدی...

منتظر جوابتم...

در ضمن

علت این که خلاصه وار حرف زدم و اشاره های غیر مهم کردم...

برای این بود که تو هم اشاره هات...اصلا مهم نبودن...

و عرضش ادامه نداشتن..

هر چند که برای اونایی که بی جواب ماندن هم جواب دارم..

ولی چون عرضش ندارن...

ادامشون نمیدم..

فعلا همین چند تا نقل قول چیزایی بود که به نظرم با عرضش اومد...بقیه همش حرف...و بافندگی بود...

jتو آخر سر متوجه نمیشی که عرضش غلطه :D

اشاره های من بقیه شون غیر مهم نیستن.تو اول این پستت منو به فرار متهم میکنی،بعد خودت از پاسخ دادن به چیزای بدیهی طفره میری؟

من کاری کردم که تو دلگیر بشی؟ اصلا من احمق هستم...ولی یه احمق هم حق داره یه سوال بپرسه و جواب بگیره...

حتی به خر هم نباید اینجوری میگفتی... تو جواب ندی...یکی دیگه میاد میگه...هر سوالی پی جوابی هست...

اگر من منظورتو نفهمیدم...خوب دباره بگو...اگر تو منظورمو نفهمیدی...نگو اشکال داریو..این حرفا...لا اقل یکمی مرز انصاف رو باید حفظ کنیم(هم من هم تو و هم همه) یه جا میگی سوال رو تکرار نکن...اینجوری که تکرار میکنی انگار به همه میگی بیشعور...بازم دستت درد نکنه... جواب دادن به این سوال ها میتونه کلید خیلی خیلی معما ها که اسمشو گذاشتین حکمت داستان باشه و قفلشونو باز کنه...من باز هم میگم...تکرار نمیکنم...این شمایی که سوال های متفاوت رو یکی میبینی...این هفت تا سوال به هم دخته شدن...اگر یکیشو نتونی جواب بدی...انگار همشو نتونستی...ولی در عین حال

همشون جواب های متفاوتی دارن...این که ملکور چرا خلق...فرصت...نابودی...و اینا...تو مثلا یه قسمتشو جواب میدی...

قسمت دیگشو از قلم میندازی...این شد العان غلط...چون همه رو باید جواب داد...و یه نکته ای رو عرض کنم...بحث که شکافته میشه و عمق میگیره..جواب...سوال میاره...سوال....تبدیل به جواب میشه...و بر عکس عمل میکنه...اینه که وقتی بحث عمق میگیره..دیگه جواب ساده...و یک جواب...کافی نیست...چطور ممکنه به جوابی(یک جواب) دست پیدا کنی که جواب 7 سوال باشه..(درسته این سوال ها زنجیره ای هستن...ولی جوابهاشون متفاوته و شرایطشون فرق داره)

بعد از مدتها،یه حرف درست(نصفه نیمه که به دل میشینه).

ولی من نظرم این نیست که جواب هفت سوال با هم فرق داره.عملا جواب همشون یه چیزه.

حتی جواب سوالی که در آینده پرسیدی:

پس چرا ارو (بوسیله ی ملکور ) عده ی مشخصی را آزمایش کرد؟

پس آیندگان چه خواهند شد؟آنها چطور آزمایش میشن؟

ملکور تو ظرف زمانی ریخته نمیشه.اگه کتاب ارباب حلقه ها رو هم میخوندی میدیدی که آخرش گفته میشه که پلیدی،با از بین رفتن سارون تموم نمیشه،بلکه شکل عوض میکنه.شاید بهتره اینطوری بگم،سیاه کاری هایی که ملکور در دل الف ها و آدمیان ایجاد کرده بود،برای اینکه ریشه پلیدی کنده نشه،کافی بود.در واقع بعد از ملکور وسارون،هر کس دیگه ای که پلیدی اعظم باشه(مثلا یه بالروگ در دوران پنجم{دقت کن گفتم:مثلا}) میتونه نماد بزرگ پلیدی باشه و دیگه شیطان نیست،خودش تسلیم اون پلیدیه شده(مثلا میشه هیتلر تو دنیای واقعی)بقیه هم با جبهه بندی علیه اون راهشون مشخص میشه.

اینجا میتونی بگی که خب خود ملکور که اینجا کاری نکرده و اون وقت من دوباره باید موهامو بکنم،چون افکار ملکور تو ذهن طرف رشد کرده بوده.

ملکور از وقایع آردا تا روز باز پسین آگاهه و داره که نقشه میکشه(از متن افانه های ناتمام)

جواب قانع کننده بود؟

این خودش یه کتاب حرف داره..که چرا اینبار تولکاس شیطان شیطان آردا رو فرصت داد...؟

یعنی اگر تولکاس شیطان آردارو نابود میکرد...کار بدی میکرد؟

تا اینجا مشکل ارو بود...حالا مشکل تولکاس هم بهش اضافه میشه...

این که اونا برادر هستن...و برادر برادر رو نمیکشه...

پس چجوری پلیدی رو نابود کنیم؟

گمانم این هم یکی از حقه های ارو برای فرصت یافتن ملکور بود..

که نزاشت تولکاس (برادر شیطان) شیطان رو نابود کنه...

و اسمشو گذاشت نا حقی در حق برادری...

حالا این به کنار...تولکاس در هنگام جنگ با ملکور اونو نکشتش...(فرصت داد)

ولی چرا وقتی ملکور گیر افتاده بود...اعلان صلح کرد...

ولی اونا قبول نکردن؟

آیا دشمنشون هستن؟

یا دوستشون؟

در مورد پدر،برادری و این ماسائل تو پست بالایی توضیح دادم.در مورد اینکه چرا نکشتش،ارو دخالتی نکرد.در واقع خود والا ها تصمیم گرفتن که نکشنش،ملکور مسلما دوستشون نبوده ولی فکر کردن که ریختن خونش،آردا رو بیشتر در ورطه سقوط قرار میده(برادر کشی بین اربابان غرب).

در مورد صلحی هم که ملکور گفت:فکر کن تو تونسته باشی یه دیکتاتور رو از حکومت برکنار کنی،وقتی بگه لطفا بیاید صلح کنیم و من حاکم بمونم ،قبول میکنی؟

ملکور به والیمار برده شد که رفتارش آزمایش بشه و در صورت پشیمانی واقعی آزاد بشه.

فکر نکنم اشاره های پست قبلیم،ارزش جواب دادن نداشته باشه،من که این طوری تعبیر نمیکنم.چون خیلی منطقی و با سند اشتباهاتتو گفتم که امیدوارم پذیرفته باشی

خطاب به 3dmahdi

خطاب به تولکاس

اون موقع که واسه این لینکا صد تا تاپیک زدم...هیچ کدوم از اونارو نذاشتین

حالا میایین اینجا میزارین

میشه بحث رو با اون لینکا تحلیل نکنین؟

سوالا رو جواب بدین...

این حرفت نشون میده که تو اصلا جوابا رو نمی خونی. روز دوم اکتبر تو دو تا تاپیک مختلف سیلماریلیون فارسی و نقشه آردا رو خواستی. فرداش (سوم اکتبر) من توی همون تاپیکها لینک اطلس سرزمین میانه و سیلماریلیون انگلیسی رو برات گذاشتم و گفتم چون ممکنه مشکل کپی رایت داشته باشه سیلماریلیون فارسی رو از وبلاگم دانلود کن. میتونی بری و تاریخ پستها رو ببینی:

https://arda.ir/forum/viewtopic.php?f=8&t=142&start=10

و

https://arda.ir/forum/viewtopic.php?f=2&t=2&start=10

الانم به خاطر حرف تولکاس لینک سیلماریلیون رو بر میدارم تا برای سایت مشکلی پیش نیاد اگه هنوز دانلود نکردی میتونی از وبلاگم دانلود کنی.

در مورد سوالاتم فکر میکنم جواب قانع کننده ای دادم و اگه نخوای قبول کنی من کاری نمی تونم بکنم.

بهت پیشنهاد میکنم یه بار دیگه پستهای این تاپیک و کتابو (اگه ناراحت نمیشی :D ) با دقت بخون شاید به جواب سوالاتت برسی.

جواب سوال تورو میدم( شیطان) میدم..:

چون میخواست بنده ها رو امتحان بکنه.

شیطان ربطی به ملکور نداره(شیطان چیزی هست که

در دنیای ما وجود داره نه در آردا...)

خوب اینجا من فهمیدم تو پیرو هیچکدوم از مذاهب اصلی اسلام نیستی. عزیز خدا شیطان رو نیافرید که انسان رو امتحان کنه. اینجا به صورت زیبایی خدا رو محتاج به مخلوقش (ابلیس) کردی.

زار برات چیزی رو تعریف کنم...وقتی شیطان فرزند خودش خناس ابن ابلیس را به هوا داد...گفت...این کودک من است

اینو نگه دار... و اون نیز چنین کرد..تا که حضرت آدم آمد و شیطان را دید...فرزندش را تکه تکه کرد و هر تکه از اونو در کوهی

گذاشت...و شیطان از این موضوع مطلع شد...اون دباره فرزند خودش را زنده کرد..و برای دومین بار به هوا داد...اون باز نگه داشت..آدم برای دومین بار فرزند شیطان را تکه تکه کرد..و این بار سوزوندش...و در آتش نهاد...زغالش را به آب ریخت و اونو

دور ریخت...برای بار سوم شیطان با خناس آمد...و اونو زنده کرد...این بار آدم...اونو کشت...و اونو زغال کرد...و اونو خورد...

وقتی شیطان از این موضوع مطلع شد...گفت...همین بود...همینو میخواستم...حالا شیطان در دل انسان هاست...

حتی در دل پیامبر...ولی عده ای نمیتوانند جلوی نفس خود را بگیرند...و عده ای دیگر میتوانند...آن هایی که درست

کردار هستند...میتوانند حیله ی شیطان را درک کنند...و آنانی که ساده هستند...به سادگی آب خوردن...به شیطان میپیوندند

حالا موضوع از این حرف جداست..کی گفته خدا اجازه میده تا تو آلوده بشی؟ مگر خدا اونو خشم نگرفت؟....مگر حضرت آدم رو

توبه نداد؟...مگر فرزندانش نوح..موسی عیسی محمد خاتم(ص) و ... را توبه نداد؟...مگر برای تو هزار را باز نکرده؟...پس در نتیجه...خدا اجازه نمیده شیطان به دل بنده های (واقعی) و (مومن) نفوض کنه...که این برای ملکور...قابل قیاس نیست...

حتی در جای ارو گفت...(پلیدی اون جزء برنامه ی منه) این برنامه رو برام توضیح بده که این چه برنامه ای بود؟...

اینجا هم که حدیث جعلی می گی.(شاید خودت درست کردی) :D

اگر به سوره ی ناس بیشتر نگاه کنی نوشته مِن شرِ وسواسلخناس

من از خودم چیزی رو نگفتم(به خدا!)

من به عربی زیاد وارد نیستم. ولی تو مدرسه خوندم اسم ال نمی گیره . حالا شاید من درسای مدرسه یادم رفته باشه.

حالا بریم سر سوال هات.

از اونجایی که تو که برای ایلواتار دنبال حکمت می گردی پس من به خودم این اجازه رو می دم که از مثال شیطان استفاده کنم.

اول از همه اینو بگم که 7 تا سوالت به هم مربوط هستند.(در واقع یکی هستند)

چون اگه ارو ملکور رو نمی آفرید پس سوال های بعدی تو هم پیش نمی اومد.

این سوال رو دوستان هم ازت پرسیدن که چرا خدا شیطان رو آفرید که شما گفتی برای اینکه انسان ها رو امتحان کنه که من می گم صد در صد غلطه. چون هدف شیطان مبارزه با خداست(یعنی اگر فریب دادن انسان ها نتیجه مبارزه با خدا رو نمی داد که شیطان بی کار نبود)

هدف ملکور هم مبارزه با ارو و مخلوقاتش بود.

بذار یه سوال بپرسم (چون هم پست ها رو نخوندم نمی دونم کس ازت پرسیده یا نه) تا حالا کلیله و دمنه خوندی آیا فقط داستانه هایی درباره ی حیواناته؟

آیا نمی شه کارهای ملکور رو به صورت استعاره از چیزی در نظر گرفت؟

بگذریم که تو داستان چندین بار درباره ملکور و سائورن اشاره می شه که فرزندان ارو و مایار و ... رو فریب دادن.

در مورد متافور من کلی داد سخن داده بودم الروس عزیز اینجا.

امیدوارم اینکه دیگر تا حالا melkor morgoth عزیز جواب نداده،به معنای قبول کردن حرف هامون باشه

هيچ وجودي مثل وجود(خدا) نميتونه کامل باشه...و خودت يه بار گفتي ارو فقط هپه اي از دانش خودش رو به والار داده بود..

و اونارو به اداره ي اردا منصوب کرده بود...(اين يک اشتباه خداي ارو) که با سپردن آردا به زير دستاش...باعث زندگي شيطان شد..

حالا منظورم از اين حرف چيه؟

اينه که اون شيطاني که تو در آردا خطابش ميکني...توانسته زير دستان ارو را فريب بده...

يعني توانسته (انگار صاحبان و خدايان آردا رو فريب بده) و با فريفتنشون راه زندگي براشون باز کرده...

(برادر کشي بين اربابان غرب).

اگر بعد از اين که ملکور را شيطان آردا خطاب کردي...در ميان شيطان آردا و برادرانش نصبتي وجود دارد..

و اون نصبت باعث فرصت يافتن ملکور ميشود پس تمام زير دستان و نايبان

ارو...و مديران آردا...فريب ملکور را خوردند....چون از کشتن شيطان نظرشان را تجديد کردند...

ملکور تو ظرف زماني ريخته نميشه.اگه کتاب ارباب حلقه ها رو هم ميخوندي ميديدي که آخرش گفته ميشه که پليدي،با از بين رفتن سارون تموم نميشه،بلکه شکل عوض ميکنه.شايد بهتره اينطوري بگم،سياه کاري هايي که ملکور در دل الف ها و آدميان ايجاد کرده بود،براي اينکه ريشه پليدي کنده نشه،کافي بود.در واقع بعد از ملکور وسارون،هر کس ديگه اي که پليدي اعظم باشه(مثلا يه بالروگ در دوران پنجم{دقت کن گفتم:مثلا}) ميتونه نماد بزرگ پليدي باشه و ديگه شيطان نيست،خودش تسليم اون پليديه شده(مثلا ميشه هيتلر تو دنياي واقعي)بقيه هم با جبهه بندي عليه اون راهشون مشخص ميشه.

اينجا ميتوني بگي که خب خود ملکور که اينجا کاري نکرده و اون وقت من دوباره بايد موهامو بکنم،چون افکار ملکور تو ذهن طرف رشد کرده بوده.

ملکور از وقايع آردا تا روز باز پسين آگاهه و داره که نقشه ميکشه(از متن افانه هاي ناتمام)

جواب قانع کننده بود؟

اگر مجودات آردا دو رو دارن؟...

پس چه نيازي به ملکور هست؟

اگر ملکور براي وسوسه کردن و نابود کردن در آرداست

پس چرا بعد از پيروز شدن خوبي بر پليدي نابود و يا غايب و يا تبعيد شد؟

در صورتي که در آفرينش اون دشمني با آردا قرار داده شده..

اگر ارو واقعا حامي آردا بود.؟

پس چرا وقتي ملکور در جنگ با تولکاس...

به بهانه ي برادري..و برادر کشي...

فرصت يافت؟و ارو نکشتش؟ و با دخالت نکردنش ملکور راه فرار پیدا کرد..یا همان ادامه ی حیات

معلوم ميشه که اينم از حقه هاي ملکور بوده..

و باز کوته فکري ارو..چون کار رو به کوچک تر از خودش سپرده...(نایبان خودش...والار)

و کوچکتر از خدا...يعني نقص...

اگر ملکور پليدي خودشو در آردا گذاشت...و خودش از آردا رفت..

يا به هر نحوي عدم حضور يافتن در اون غایب شد..

شما دارين ميگين ادامه ي کار ها و وسوسه ها رو پليدي هاي ديگري که با ملکور بودن..از جمله سائرون و ..

و بالروگ ها و ارک ها و گابلين ها...به دوش ميکشن..و هر کسی که خلاصه میتونه جبهه بندی کنه

بحث من در درجه ي اول (شخص ملکور)هست..

چرا اون خودش کارشو ادامه نميده..

چرا شيطان..خودش بيکار نشسته..

و بنده هاي اسير شده شيطان اين کارا رو انجام ميدن؟

و يه حرف ديگه هم دارم که بايد بگم..

ميگي آخر داستانا هميشه بايد خوبي به پليدي ظفر پيدا کنه.

حالا در يه جاي داستان...ما هم مثلا

ملکور اشتباه ميکنه..و اونم کشته ميشه..

و خلاصه هر پليدي که وجود داره...توسط هر خوبي نابود ميشه...

و صلح به وجود مياد..

اين تعريفي هست که تو به من ميگي...

خودت گفتي..

خوب..

بعد از نابودي ملکور...

و وجود صلح..

چه اتفاقي سر فرزندان انسان ها و الف ها و دورف ها و ... خواهد آمد؟.

و چه امتحاني..از آنها گرفته خواهد شد؟.

آيا تا پايان دنيا صلح بر قرار است؟

اگر آردا يک بهشت است..

پس در بهشت شيطان چکار ميکند؟

و اگر آردا مثل دنيای خودمان

يک مزرعه ي برداشت و کاشت است...

پس چرا الباقي داستان را بايد همين جوري خاله زنکي زندگي کرد؟

دقت کن..که اشاره ی من به بعد و بعد تر ها هستن که ملکور و سائرون..کاملا 100٪ شکست خوردن

فکر نکنم اشاره هاي پست قبليم،ارزش جواب دادن نداشته باشه،من که اين طوري تعبير نميکنم.چون خيلي منطقي و با سند اشتباهاتتو گفتم که اميدوارم پذيرفته باشي

من نميگم اشتباه نميکنم...(چون يه بشرم)...يا(لااقل خدا نيستم)

منو تو هر دومون خطا کاريم من يه سوال پرسيدم و تو جواب دادي...من در مورد جوابت بحث ميکنم...تو منو به اشتباه محکوم ميکني...خودت هم اشتباه ميکني...منم...و علما هم اشتباه میکنن..حتی پیامبران هم یه روزی اشتباه کردن..

ولی کوچکترین خطاشون باعث شده خیلی از ماها ضرر دیدیم..مثلا اشتباه حضرت آدم..حالا من بحثو عوض نمیکنم..

ولی یه چیز دیگه...حتی بهترین ها هم نمیتونن آخر این بحث یا هر کاری را تشخیص بدن...

نماد بزرگ پلیدی باشه و دیگه شیطان نیست،خودش تسلیم اون پلیدیه شده(مثلا میشه هیتلر تو دنیای واقعی)بقیه هم با جبهه بندی علیه اون راهشون مشخص میشه.

باز هم اینجا مشخص نمیکنی...پلیدی از پاکی جداست..اینا هر دو جدا هستن و با هم..در کنار هم نمیتونن باشن..

تو گاهی پلیدی رو به ملکور نصبت میدی...گاهی به وسوسه..و خشم و فعالیت ملکور..و گاهی هم به خود مجودات..

منظورم اینه که..:

تو یه بار میگی پلیدی یعنی ملکور..و ملکور یعنی پلیدی..با نابودی ملکور پلیدی از بین میره.

و یه بار هم بعد از نابودی ملکور پلیدی رو به دوش دیگری میندازی...

میفهمم چی میگی...ولی تو خودت یه بار گفتی...یه جا پلیدی ریشه کن میشه..

در آردا این چنین نیست که تو میگی...در آردا الف ها روشن فکر هستن و پلیدی رو به صورت تاریکی در ذهنشون

احساس میکنن و از اون دوری میکنن و نمیزارن به اون آلوده بشن...شاید هر هزار سال یک بار این اتفاق بیوفته...

که یه الف بیدار دل وسوسه بشه...ویا مگر از جوار انسان ها...که این هم باز امکانش کمه...و اشاره ی ضعیفیه...

ولی من دارم میگم...پلیدی(وسوسه و خشم و هوس) همه صفات پلید هستن...که بخصوص وسوسه و هوس..که

برمیگردن به آدم سود جو...حالا آدم یا الف یا والا یا هر کس دیگری...وقتی این احساسات خودشو به گور برد...

و تمام دنیا به صلح انجامید(طبق حرف خودت) و پلیدی به کلی نابود شد و خوبی پیروز شد(طبق گفته ی خودت)

دیگه کی باید آزمایش بشه.؟

و دیگه کی باید تست بشه؟..دیگه کی باید امتحان شه..تا خوب بودنش مشخص شه..؟

حالا که دیگه پلیدی وجود نداره..

در مورد متافور من کلی داد سخن داده بودم الروس عزیز اینجا.

امیدوارم اینکه دیگر تا حالا melkor morgoth عزیز جواب نداده،به معنای قبول کردن حرف هامون باشه

ژاسخ این بحث به عیان در نظر منه...و من فعلا دارم نظر شما رو میپرسم..تا ببینم تا چه حد دیدگاه های من با شما متفاوته

این حرفت نشون میده که تو اصلا جوابا رو نمی خونی. روز دوم اکتبر تو دو تا تاپیک مختلف سیلماریلیون فارسی و نقشه آردا رو خواستی. فرداش (سوم اکتبر) من توی همون تاپیکها لینک اطلس سرزمین میانه و سیلماریلیون انگلیسی رو برات گذاشتم و گفتم چون ممکنه مشکل کپی رایت داشته باشه سیلماریلیون فارسی رو از وبلاگم دانلود کن. میتونی بری و تاریخ پستها رو ببینی:

خطاب به 3dmhdi

اووووه......

خواهش میکنم مهدی جان... :D

من ریز به ریز اونی رو که مینویسی رو میخونم..و تا حالا میتونم بگم ژستی رو رد ندادم...و اون حرفی رو هم که نوشتم..شما منظور منو نفهمیدین...من مظورم یه لحن کنایه آمیز بود...یعنی داشتم بهت متلک یه یه همچین چیزی مینداختم

کنایه ی حرفم از اینه که از لینکات خوشم اومد..ولی چرا اینجا میدی؟ من یه بخش برای این لینکا باز کردم..

کسی جواب نداد...حالا تو داری اینجا لینک میدی..آدم یه لحظه نمیدونه چی بگه

خطاب به elros

خوب اینجا من فهمیدم تو پیرو هیچکدوم از مذاهب اصلی اسلام نیستی. عزیز خدا شیطان رو نیافرید که انسان رو امتحان کنه. اینجا به صورت زیبایی خدا رو محتاج به مخلوقش (ابلیس) کردی

سلام..به دوست عزیز...و یه نکته:

اولا...من هیچ وقت همچین حرفی از دهنم نرفته بیرون و هیچ وقت هم نگفتم ابلیس پلید...اگر هم گقتم...قلبش گفتم که

رمز پلیدی چند چیزه...که اونو اینجا نمیگم...فرمول پلیدی از چند چیزه...که نمیگم که بحث از مدار در میره...

حالا شما در حرف من...نمیدونم چی دیدی...اگر بازم پستای قبلی رو خونده باشی که (نخوندی) میتونسی پاسخ بهتری.

برای سوال بهتری از پستای قبلی من بدی...شما میخوایی هوش یاری کنی...و از مطالب من..رمز گشایی کنی..و پاسخ و یا

نقص رو از زبون من بکشی بیرون..در صورتی که حتی تولکاس هم..(بهترین پاسخگوی من) این کارو هنوز نکرده.. حتی بهترین

پاسخ گو هم میخواد اول نظر خودشو کنار سوال من نمایش بده...اگر به هم خوردن...که جواب پیدا شده..اگر به هم نخوردن

جواب کامل نیست...در حال حاضر هم ایشون فقط سعی دارن نظرشونو بیان کنن..حالا شما هم نیامده به بحث...نرو سر کلید معما..چون چیزی گیر نمیاد...العان چیزی که اشاره کردی...(ابلیس و این حرفا...) تنها حرفای به درد نخور و بدون نیاز به

توضیح هستن..که اشاره ی اونا میره به موضوع دیگری...اگر تو اون تکه جمله ها رو مورد بحث قرار بدیو..پا فشاری کنی...

یا ممکنه به نتیجه ای نرسی....یا بحث رو از مدار ببری بیرون...

سوالای قبلو بزار کنار....و حالا به سوالای تازه ی بحث جواب بده...

اینجا هم که حدیث جعلی می گی.(شاید خودت درست کردی)

به خداوندی خدا سوگندم که حدیث دروغ نیست و تو هم اگر یه بار دیگه بگی دروغه...

...

..

میتونم ذکر منبع بکنم...البته دروغ نیست...

اگر باور نداری..یا نشنیدی...دیگه گردن من ننداز..

بازم اشاره ی تو به عمق بحث نیست...

و بحث رو داری سرد میکنی...تنها به دنبال پاسخ های سوالات من باش..

ما اون مراحلی رو که گفتی...گذروندیم..و یه نتیجه گیری کردیم...

و حالا بعد از اون نتیجه گیری داریم بحث رو ادامه میدیم..

حالا بریم سر سوال هات.

از اونجایی که تو که برای ایلواتار دنبال حکمت می گردی پس من به خودم این اجازه رو می دم که از مثال شیطان استفاده کنم.

اول از همه اینو بگم که 7 تا سوالت به هم مربوط هستند.(در واقع یکی هستند)

چون اگه ارو ملکور رو نمی آفرید پس سوال های بعدی تو هم پیش نمی اومد.

این سوال رو دوستان هم ازت پرسیدن که چرا خدا شیطان رو آفرید که شما گفتی برای اینکه انسان ها رو امتحان کنه که من می گم صد در صد غلطه. چون هدف شیطان مبارزه با خداست(یعنی اگر فریب دادن انسان ها نتیجه مبارزه با خدا رو نمی داد که شیطان بی کار نبود)

هدف ملکور هم مبارزه با ارو و مخلوقاتش بود.

بذار یه سوال بپرسم (چون هم پست ها رو نخوندم نمی دونم کس ازت پرسیده یا نه) تا حالا کلیله و دمنه خوندی آیا فقط داستانه هایی درباره ی حیواناته؟

آیا نمی شه کارهای ملکور رو به صورت استعاره از چیزی در نظر گرفت؟

بگذریم که تو داستان چندین بار درباره ملکور و سائورن اشاره می شه که فرزندان ارو و مایار و ... رو فریب دادن.

البته که غلطه...

حتی اگر صد تا فیلسوف و صوفی جمع بشن...نمیتونن خلقت شیطان رو توضیح بدن...

در این میان یادت باشه...منم میتوانستم توضیحی بهتر از توضیحی رو که دادم رو ارائه بدم..که

اون موقع که داشتم تایپ میکردم...حوصله نداشتم به خدا...واسه همین بود که نتونستم زیاد توضیح بدم..

چون بحث میرفت به فلسفه.. فقط خواهش میکنم...اینجا فروم آردا هست. و در اینجا نتیجه گیری داستان رو میکنیم...

نه نتیجه گیری شیطان یا خلقت انسان و راه راست...

علت انحراف این بحث هم به موضوع شیطان..فقط یه چیزه...(تشابه) که اونو شما ها دارین به داستان نصبت میدین..

و در تمام این مدت من دارم اون تشابه رو با نقص هاش آشناتون میکنم...و ریشه ی حرفم رو چیزی بزرگتر از خلقت پلیدی و شیطان و ... میدانم...و سعی دارم شمارو به اون نکته ی نتیجه برسونم...

چیزی که ابته منم نمیتونم درست مفهومش کنم...

حالا تا اونجا زیاد مونده...

یه چیز دیگه..

تو در عمق بحث نیستی...چیزایی که میگی...قبلا نتیجه گیری شدن و نیازی به اشاره ی ثانوی ندارن...شما فقط به سوالات

تازه مطرح شده از ریشه سوال اول و چهارم..و دوم...پاسخ بدین...

یه سوال دیگه از رشته سوال ها...

این همه آدم که دارن میرن میمیرن...این همه الف که میمیرن...این همه مجودات که مردن...(در واقع توانستند جلوی وسوسه بمونن)

پاداش اینا چی هست؟

اینم یه ملکور آفریقایی

morgoth.GIF

اینجا ملکور داره گلف بازی میکنه

morgothpic4.jpg

با سلام.

دوست عزیز ملکور جان،من حال و حوصله نداشتم همه پست ها تو بخونم ولی تو یکیشون نوشتی ارو با سپردن اردا به زیر دستانش باعث زندگی شیطان شد.و بعدش نوشتی این یک اشتباه ارو.

من نمی دونم تو منظورت اینه که ارو اصلا نباید می گذاشت که ملکور زندگی کنه؟!

مگه در همین مورد دوستان کلی بهت توضیح ندادن که اگه بدی نباشه خوبی معنی پیدا نمی کنه.یا چیز های دیگه....

در ضمن اگه این کار ارو اشتباه بود پس کار خدای ما هم اشتباه!

چون خدا هم به شیطان اجازه زندگی کردن داده.

:D\

با سلام.

دوست عزیز ملکور جان،من حال و حوصله نداشتم همه پست ها تو بخونم ولی تو یکیشون نوشتی ارو با سپردن اردا به زیر دستانش باعث زندگی شیطان شد.و بعدش نوشتی این یک اشتباه ارو.

من نمی دونم تو منظورت اینه که ارو اصلا نباید می گذاشت که ملکور زندگی کنه؟!

مگه در همین مورد دوستان کلی بهت توضیح ندادن که اگه بدی نباشه خوبی معنی پیدا نمی کنه.یا چیز های دیگه....

از شما چه پنهون...که من و دوستان دیگه داریم در همین مورد بحث میکنیم..

ببین...این مسئله و سوالات در عین سادگی...بسیار بزرگ و چالش آور هستند...

مگر نه این که خدای ارو..به نایبانش که والار بودند..فقط و فقط یه هبه از دانش بزرگش را به آنها داد؟

خوب...حالا ملکور بزرگ...که دارای بخشی از دانش ارو هست...قدرت زیادی دارد...

من نمیگم والاها خدایان آردا بودند...ولی به نوعی جای خدا را در آردا گرفته بودن...و وظیفه ی مبارزه با شیطان را داشتند...

حالا جنابعالی یه اشاره ی به جا...کردین..به دنیای واقعی..

در ضمن اگه این کار ارو اشتباه بود پس کار خدای ما هم اشتباه!

چون خدا هم به شیطان اجازه زندگی کردن داده.

خداوند وقتی انسان را آفرید..شیطان سجده نکرد...و خداوند اونو از رانده شدگان درگاهش خواند..و فرمود:

فرود آیی (سقوط کن) به آنجایی که سزاوارش هستی و بیرون آی (از بهشت) که از رانده شدگان هستی..

شیطان که در این مدت عبادت کرده بود و میخواست از بهترین ها باشد....و یا بهترین..(تک) برای همین

عصبانی شد و گفت پس به فرزند آدم و آدم..از بالای سر..از چپ از راست و از جلو و از پشت بو او خواهم تاخت تا اونو

از درگاهت منحرف سازم..و تو انها را از بی دینان خواهی یافت..و خواهیم دید...که آنها هیچند...

خداوند در این لحظه خشم گرفت و گفت آنانی هم که به تو تسلیم میشوند و حرف تو را برتر میخوانند از تو خواهند بود در آتش جهنم...شیطان در این لحظه گفت به من فرصت بده تا زنده بمانم...خدا هم با فکری حکیمانه خواست انسان را یک بار با

وسوسه و غیر دینش درگیر کند تا ببیند کدام یک موفق تر هستند..پس فرمود: تورا فرصت دادم تا روز مشخص(نامعلوم و نا مشخص)

و شیطان را عمری دراز داد...و از اون اولاد متولد شد...این زمان...قبل از قیامت هست و بعضی ها فکر میکنند که زمان ظهور مهدی (ص) هست و روز مولود هست که کشنده ی شیطان مهدی هست و قاتل شیطان او...

ولی در این مورد که تو میگویی.. این فرصت را شیطان بخاطر عبادت های بسیار زیادش خواسته بود...یعنی یه جور دست مزد

ولی ملکور چی؟ از اول اولش شروع به بد کاری کرده و ارو هم در مقابل آن حتی کمترین معجزه و یا کاری نکرد...جزء این که شیطان آردا را برادر بقیه خواند و تولکاس هم این برادری رو تایید کرد و ملکور هم از این برادری برای فرصت زندگی استفاده کرد...از نظر من خدای ارو از شیطان پلید تر بوده و ناقص....که همان بهتر که من شخصیت محبوب خودمو ملکور و سائرون بردارم..که با ارو دشمنی کردند...

علتشم گفتم...

اتفاقا ملکور جان،ارو در حق ملکور بدترین بدی رو کرد!

یکی اینکه اون رو جزء والار به حساب نیاورد،تو فکر کردی چرا ملکور نمی تونست هیچ موجودی رو بیافرینه؟

و فقط تونست الف ها رو فاسد کنه.

اما آئوله دورف ها رو آفرید،البته درسته که به کمک ایلوواتار تونست آفریدگانش رو کامل کنه.

اگه کامل تر هم بخوای باید بگم که ایلوواتار آینور رو از" آتش زوال نا پذیر" آفرید و بعد که ملکور نا خلف شد این موهبت درش کم کم کمرنگ شد.....

خوب حرف تو خوب...ولی آفرینش ملکور برای چه هدفی بود؟...

شما میگین همان هدف که شیطان پیروش بود

من میگم شیطان مگه نه که همه رو آزمایش میکنه؟

شما میگین ملکور هم آزمایش میکنه...(با پلیدی و با ... )

من میگم بسیار خوب پس چرا ملکور عده ی مشخصی رو آزمایش میکنه؟

و شما میگین کینه ی اون در دل انسانها و الف ها و بالروگ هاش..

باعث میشن حتی بعد از خودش هم آزمایش و نبر باقی بمونه..

من میگم چیزی که مشخصه اینه که پلیدی چند بار بخاطر ارو و زیر دستاش رهایی یافته و فرصت یافته...

شما هم میگی ارو خیلی در حق ملکور بدی کرده ... و از این حرفایی میزنی که العان تو پیامت گفتی..

من جواب تورو بار ها در پستای دراز و طولانیم دادم...دیگه خجالت میکشم سوال رو ده بار تکرار کنم...تولکاس رو میبینی؟

ایشون داره موهاشو میکنه...واس خاطر من..بر عزیز...ببین. اگر شیطان پلیده...و ارو چند تا قدرت از اون گرفته...به کنار...

ولی ما بار ها در کتاب دینی خودمون خوندیم هر قدرتی به اراده ی خداوند در زمین هست و خدا اونو میشناسه...

شیطان برای عبادت دروغش...از خدا طلب فرصت کرد...و عمر خواست..تا نسلش باقی باشد...ملکور بابت چی باید فرصت پیدا کند؟

کسی نیست که بگه: شیطان برای عبادت های زیادش از خدا فرصت خواست و خدا هم داد...ولی ملکور نه عبادت کرد و نه

سجده ای...اون فقط و فقط لج بازی میکرد...

مگر پلیدی چیز خوبی هست که ارو اونو با والار برادر میکنه و خودشم پدری؟

مگر پلیدی چیز خوبی هست که به اون هم باید حق داد؟

ارو این کار را تا حدی کرد..به ملکور حق زیادی داد..

و اونو چند بار فرصت داد...اگر گوشه ای از داستان ناگفته باقی مونده پس اون گوشه رو برای من بیان کنین..

اما آئوله دورف ها رو آفرید،البته درسته که به کمک ایلوواتار تونست آفریدگانش رو کامل کنه.

اگه کامل تر هم بخوای باید بگم که ایلوواتار آینور رو از" آتش زوال نا پذیر" آفرید و بعد که ملکور نا خلف شد این موهبت درش کم کم کمرنگ شد.....

برن جان این که بگیم آئوله دورف ها رو آفرید اشتباهه. هیچ کس غیر از ارو قدرت خلق کردن رو نداره. آئوله فقط جسم دورفها رو ساخت و اراده دورف ها به اراده آئوله متصل بود و اونا همون کاری رو میکردن که آئوله می خواست و از خودشون اراده و روح نداشتن. اما ارو چون میدونست که نیت آئوله خیر بوده اونو بخشید و به دورفها جان و روح داد. در تنیجه دورفها رو هم ارو آفرید.

تازه دورف ها و نومنور ها کافی نیستن که بگیم ارو خدایی کرد و شیطان رو متوقف کرد..

سوال بزرگ اینه که چرا ملکور فرصت یافت...

تمام پاسخ های مشابه و یا تقایس های غلط...جوابی رو برای شما فراهم نمیکنن..

چون منطق واقعیت...کاملتر از هر منطقی هست...حالا...هفت سوال پرسیدم..

و شما هنوز هم فکر کنین...هفت سوال تکراری رو به هفت شکل پرسیدم و جواب های

یکی بدین...علت فرصت شیطان فراتر از علت فرصت ملکور هست...و یا حد اقل متفاوت از همن...

...بازم میخوایی قاطی کنی؟ و این دو تارو یکی بزاری؟...چشم مخالفت نمیکنم..

به شرط این که روبروی باران سوال من...جوابت پوست کلفت باشه...

من وقتی زیاد سوال میکنم ... که پی به عمق حرف ها بردم...

حالا اشکالی نداره بخشی از مطالب رو ندونم..یا سیلماریلیون رو نخونم.

چونساختار کلی داستان رو میدونم...و اشاره ی من به محدوده ی دانش منه..

و اگر دانش من فراتر از اینی که هست بود و سیلماریلیون رو میخوندم...

صدرصد این هفت سوال به هفتاد سوال و حتی هفتصد سوال تبدیل میشد...

این مشخصه...سوال کاملا گویا و واضح هست...لطفا از جوابی که میدین...و از

مثالی که میزنین...اطلاع کافی داشته باشین...اگر شیطان رو مثال زدی...

پس بدون که شیطان به عبادتش فرصت خواست..وگرنه خدا به اون هرگز نمیداد...

ولی ملکور از چه فرصت یافت؟ حتی دعا هم نکرد تا بخواهد...

اگر دانش من فراتر از اینی که هست بود و سیلماریلیون رو میخوندم...

صدرصد این هفت سوال به هفتاد سوال و حتی هفتصد سوال تبدیل میشد...

پس خوهش میکنم سیلماریلیونو نخون چون قانع کردن تو مشکل تر از نفوذ به آنگ بانده. :D

کنایه ی حرفم از اینه که از لینکات خوشم اومد

باید یه کلاس فشرده بذاری تا ما با کشف منظورت از حرفات آشنا بشیم. :D

این مشخصه...سوال کاملا گویا و واضح هست...لطفا از جوابی که میدین...و از

مثالی که میزنین...اطلاع کافی داشته باشین...اگر شیطان رو مثال زدی...

پس بدون که شیطان به عبادتش فرصت خواست..وگرنه خدا به اون هرگز نمیداد...

ولی ملکور از چه فرصت یافت؟ حتی دعا هم نکرد تا بخواهد...

منظورت از اینکه خدا به خاطر عبادت به شیطان مهلت داد چیه؟ مگه گمراه کردن آدما عبادته؟

یا اگه منظورت عبادت قبل از خلقت انسانه که پاداش اونو باید در آخرت میدید نه در این دنیا.

ملکور بخشش رو نخواست همون طور که شیطان بخشش خدا رو نخواست. شیطان میدونه که آخرش به کجا میره ولی بازم لجبازی میکنه مثل ملکور.

آفریدن یعنی به وجود آوردن،خلق کردن.

برای همین می تونیم بگیم آئوله اون هارو افرید.

حالا دیگه کاری نداریم کی به اونها روح و جان داد.

ببخشین این پستو میزنم

تهش چی شد

من که چشمم همین الانش در اومده اینا رو بخونم کاملا کور میشم

بازم ببخشید از پستم

اما آخرش سوال اصلیت چیه ؟؟

اون سوالی رو که در این ها نهفته

چی رو می خوای بگی ؟؟

اما در مورد اسم

من تاحالا موگوت ملکور ندیدم هیچ کجا

شما میگین درسته من احترام میگذارم چون اطلاعاتم کمتره ...

اما در مورد اسم

من تاحالا موگوت ملکور ندیدم هیچ کجا

شما میگین درسته من احترام میگذارم چون اطلاعاتم کمتره ...

مورگوت لقب ملکوره به معنی "دشمن سیاه مردم" (Mor + goth: میدونید که mor به معنای سیاهه در موردور و ...)

پس معنی ملکور مورگوت میشه "ملکور دشمن سیاه مردم" و مشکلی نداره.

منم جایی این ترکیب رو ندیدم ولی دلیل نمیشه اشتباه باشه.

اين تركيب فكر كنم يه بار از طرف فينارفين هم به اين صورت استفاده شده بود(اگه اشتباه نكنم)

Melkor morgoth عزيز،در مورد اينكه شيطان و ملكور دلايل فرصت يافتنشون متفاوته در حد ظاهر ميشه حرفت رو قبول كرد،اما در باطن هم خدا به خاطر عبادت شيطان نبود كه بهش وقت داد،وقت داد كه ببينه بندگان راستين خدا،فريب اون رو نميخورن و به حق اشرف مخلوقاتن(اين چيزيه كه تو سه كتاب هست:عهد عتيق،عهد جديد و قرآن).

در مورد ملكور هم همين حرف به صورت غير مستقيم توسط ارو به اولمو(و فك كنم مانوه) گفته ميشه.اينكه ملكور درك ميكنه كه پليدي هاش هيچ چيز جز نقشه اون در تكامل ائا و فرزندانش(دوباره به فرزند گير نده :D ) هستن.

اين دو تا نميتونن شبيه باشن؟(البته لزومي هم نداره كه حتما از نظرت شبيه باشن،همونطور هم كه بهت تو پيغام خصوصي گفتم،آردا تمام اين دنيا نيست،احتمالا ويژني از اين دنياست)

ممنون از همه دوستا كه در مباحث شركت ميكنن.

حقيقتا جاي خسته نباشيد داره :D :D :D :D :D :D

خطاب به 3dmahdi

منظورت از اینکه خدا به خاطر عبادت به شیطان مهلت داد چیه؟ مگه گمراه کردن آدما عبادته؟

یا اگه منظورت عبادت قبل از خلقت انسانه که پاداش اونو باید در آخرت میدید نه در این دنیا.

ملکور بخشش رو نخواست همون طور که شیطان بخشش خدا رو نخواست. شیطان میدونه که آخرش به کجا میره ولی بازم لجبازی میکنه مثل ملکور.

این همه نقل قول زدی آخرش اینو دیدم...خوشم اومد...

ببین...ما داریم در مورد ابلیس حرف میزنیم..

ابلیس این همه عبادت کرد.. و یهو دید خدا میگه (تو از خوارانی)

یعنی دونست که آخرش میره به جهنم...اگر عبادت به شکلی که

انسان حساب میشه میشد..یعنی در روز معاد حساب میشد..

آن موقع شیطان مثلا هزار سال در جهنم میماند...بعد از هزار سال دباره

بر میگشت به بهشت...و بهشتی بود (تا ابد)

پس خدا اونو از بهشت انداخت بیرون...

و پاداش عملش را در همان لحظه (بنا به خواسته ی شیطان)

به صورت فرصت و ابزار های فریب انسان (بنا به خواسته ی شیطان)

داد...و همان طور که شد که دیدیم...

اگر یکمی فکر کنی میبینی چقدر شیطان منفعت میکرد اگر این جوری میشد...

اون ارفاق مخصوص ما انسان هاست..که خدا به ما رحمت افکنده..

خوب شما تولکاس عزیز...

ببین...من یه ژیام خصوصی زدم و گفتم...بازم میزنم...

درسته....در کل این طور دیده مشه که شیطان برای امتحان بنده ها

فرصت یافت...

اینو یادم باشه..

حالا اینو نیگا:

هر عملی..در این دنیا وابسته به علت هست...

تمام کار های خداوند...علت داره...علت فرصت یافتن شیطان

به نظر خودش...عبادتش بود...و به نظر خدا امتحان بنده هایش...

یعنی خدا با یک تیر...دو نشان زده..و حتی اگر ریز بینی کنیم...ده ها نشان زده..

ولی ملکور فرصت را برای آزمایش بنده ها داد...ولی این فرصت را علت گذاری نکرد..

علت فرصت چه بود؟....برای امتحان بنده های خدا...همیشه علتی موجود هست..

در نظر ملکور این علت چیست...

این فرصت را چرا باید به دست بیاورد؟

مگر شیطان چه زیبایی دارد که ملکور به بقای خودش امید وار شد..

دنیای بدون پلیدی مگر چشه که اینجوری شه...

من دنبال علتی فراتر از علت آزمایش هستم...

اگر ملکور میدانست که برای آزمایش ساخته شده..

برای این که ارو را غافل گیر کند...جنگ نمیکرد /:D :D

اگر فرصت یافتن ملکور علتی داد...ژس این علت چیست که در هیچ کجای کتاب نیامده..

و شما (از خودتون) دارین اونو میگین..

و اگر آمده ...و اشاره داره...

ژس چرا عده ی مشخصی آزمایش میشن؟

آره بازم سوال تکراری...

فکر کن تکرارین

خطاب به 3dmhdi

مورگوت لقب ملکوره به معنی "دشمن سیاه مردم" (Mor + goth: میدونید که mor به معنای سیاهه در موردور و ...)

پس معنی ملکور مورگوت میشه "ملکور دشمن سیاه مردم" و مشکلی نداره

نخیر...در زبان مردور تاریک بروز و تاریکی برزوم تلفظ میشه..

در اینجا Mor یعنی قاتل (کشنده) و اصلش Moturz هستش..یا یه چیزی شبیه این..

مثل MorDor

دور یعنی در .. و مور یعنی کشنده یا قتل گاه..

گود Goth یعنی قدرتمند..

مورگود یعنی قاتل کشنده..

نه (دشمن تاریک)

لطفا به بخش آموزش زبان مردور مراجعه کنین

معنی اسم من یعنی:

قیام کننده ی قاتل قدرتمند

ابلیس این همه عبادت کرد.. و یهو دید خدا میگه (تو از خوارانی)

یعنی دونست که آخرش میره به جهنم...

خدا یهو بهش نگفت میری به جهنم. گفت اگه بخوای انسانها رو گمراه کنی عاقبتت اینه.

خدا دو راه در برابر شیطان قرار داد:

1- سجده بر انسان و رفتن به بهشت

2- گمراه کردن انسان و رفتن به جهنم

شیطان راه دوم رو با آگاهی از عاقبتش انتخاب کرد که میتونست انتخاب نکنه و به جنهم نره. اما به خاطر حسادت به انسان (به خاطر اینکه از اون بالاتر بود) و غرورش با خدا معامله کرد و عمر طولانی و فرصت گرفت و در عوض بهشت رو از دست داد.

اگر یکمی فکر کنی میبینی چقدر شیطان منفعت میکرد اگر این جوری میشد...

این اشتباه شیطان بود. خدا قدرت انتخاب رو ازش نگرفت تا خودش انتخاب کنه که این شد نتیجه ی انتخاب شیطان که آخرش میره جهنم.

نخیر...در زبان مردور تاریک بروز و تاریکی برزوم تلفظ میشه..

در اینجا Mor یعنی قاتل (کشنده) و اصلش Moturz هستش..یا یه چیزی شبیه این..

مثل MorDor

دور یعنی در .. و مور یعنی کشنده یا قتل گاه..

گود Goth یعنی قدرتمند..

مورگود یعنی قاتل کشنده..

نه (دشمن تاریک)

لطفا به بخش آموزش زبان مردور مراجعه کنین

معنی اسم من یعنی:

قیام کننده ی قاتل قدرتمند

اگه بگم سیلماریلیونو نخوندی باز بهت بر میخوره. :D

اولین بار ملکور رو فئانور با لقب مورگوت صدا زد قبل از دوران اول(قبل از بوجود آمدن ماه و خورشید). اون موقع زبان موردور کجا بود؟!!!!!!!

این کلمه به کوئنیا است نه زبان موردور.

Mor + dor: سرزمین تاریک

Mor + megil: سیه تیغ

Mori -quendi: الفهای تاریک

dor به معنای سرزمینه مثل گوندور(gon + dor) یعنی سرزمین سنگی.

اینا رو دقیقا از واژه نامه سیلماریلیون کپی کردم:

Mordor The Black Land', also called the Land of Shadow; Sauron's realm east of the mountains of the Ephel Dúath. 330, 347, 357, 360-8, 376

Morgoth The Black Enemy', name of Melkor, first given to him by Fëanor after the rape of the Silmarils 26,71, 88 and thereafter passim. See Melkor.

Moria 'The Black Chasm', later name for Khazad-dûm (Hadhodrond). 104, 354, 357, 364

Moriquendi 'Elves of the Darkness'; see Dark Elves. 54, 58, 103, 125

Mormegil 'The Black Sword', name given to Túrin as captain of the host of Nargothrond

مورگود یعنی قاتل کشنده

نکنه به خاطر این بود که اوایل هی میگفتی هدف از آفرینش ملکور فقط کشتن و شکنجه دادنه.

من یه سری تحقیقات انجام دادم یکی از القاب ملکور به زبان سیندارین Belegurth ه به مننی مرگ بزرگ (Great Death) شاید با اون اشتباه گرفتی.

خب جوابای 3DMEHDI رو در مورد زبان به نظمپرم باید دقت کنی.

اما در مورد پستت:

.علت فرصت چه بود؟....برای امتحان بنده های خدا...همیشه علتی موجود هست..

در نظر ملکور این علت چیست...

این فرصت را چرا باید به دست بیاورد؟

مگر شیطان چه زیبایی دارد که ملکور به بقای خودش امید وار شد..

دنیای بدون پلیدی مگر چشه که اینجوری شه...

من دنبال علتی فراتر از علت آزمایش هستم...

اگر ملکور میدانست که برای آزمایش ساخته شده..

برای این که ارو را غافل گیر کند...جنگ نمیکرد /:D :D

اولا علت نباید در نظر ملکور باشه،در نظر ارو میباشد.

دوما شیطان هم هیچوقت متوجه نشده و نمیشه که خدا از اول اونو برای آزمایش بنده ها ساخته بوده.در واقع شیطان فکر کرده که دره به خدا پاتک میزنه و خدا هم داره بهش میخنده.این اتفاق هم واسه ملکور افتاده.ملکور کی خواسته ارو رو غافل گیر کنه؟در کجا؟ در کدوم نبرد؟این حرف از خودته؟

خطاب به 3dmahdi

تو مشکلی نداری..

مشکلت در حرف خودته..خودت در یه متن نوشتی:

مورگوت لقب ملکوره به معنی "دشمن سیاه مردم" (Mor + goth: میدونید که mor به معنای سیاهه در موردور و ...)

که العان اسم زبان را عوض کردی.

Maturs در مردور یعنی قاتل

که Mor هم از این کلمه مشتق میشه..

مثل MORDOR که یعنی قتل گاه یا جنایت گاه

Goth از Gothrus میاد که یعنی پر قدرت..

این دو باهم میشن همون که گفتم..

در مردور

بورز

یعنی تاریک

بورزوم

یعنی تاریکی

خطاب به تولکاس

اولا علت نباید در نظر ملکور باشه،در نظر ارو میباشد.

علت مهم نیست در چهار پایان باشد..یا در ارو..

مهم این است که آن علت چیست؟

دوما شیطان هم هیچوقت متوجه نشده و نمیشه که خدا از اول اونو برای آزمایش بنده ها ساخته بوده

شیطان برای خودش هر خیال باطلی که کرده خداوند جدا از اون به مومنین گفته:

به بزرگی خودم سوگند که اگر جمعیت زمین 100 نفر باشد...99 نفر آنها در آتش فقط یک نفر در

بهشت است..این نشان میده که شیطان با این که نمیدونه..کارای خودشو خوب انجام میده

و خدا بود که خطاب به شیطان گفت:

به بندگان واقعی من...حمله کن....آنها را از راه به در کن....با لشکر خودت به آنها بتاز....ولی اگر بنده ی واقعی من بود..

هرگز موفق نمیشوی...این یعنی همان که گفتم..ولی ملکور در صفت شیطان آردا (لقبی که شما دادین) نه دشمنی خوبی کرد...و نه دوستی خوبی..اگر دشمن و آزمایش گر آردا بود..پس چرا رو به فنا هست؟ و بندگان بعد از خود را آزمایش نمیکند؟

و چرا انقدر ضعیف؟ شما فلسفه ها را با هم پیچیده و با هم مخلوت کردین...که به نتیجه ای نخواهیم رسید...

در واقع شیطان فکر کرده که دره به خدا پاتک میزنه و خدا هم داره بهش میخنده.این اتفاق هم واسه ملکور افتاده.ملکور کی خواسته ارو رو غافل گیر کنه؟در کجا؟ در کدوم نبرد؟این حرف از خودته؟

این تو هستی که شیطان را به ملکور و ملکور را به شیطان رابطه میدهی.....

وقتی میگویی شیطان میخواسته به خدا بخنده و به قول خودت پاتک بزنه...پس

علم خدا را کم گرفته..وقابل حل و یه جوری از توانایی اون غافل هست...

پس این کار شیطان که تو گفتی برابر آن کار ملکور هست..

ملکور در موسیقی بی نظمی ایجاد کرد...این یک دلیل که میخواست

تمام مخلوقات را در آن هنگام بفریبد...حتی ارو را...

دیگری این که شیوه ی مبارزه ی ملکور به نحوی بود که میخواد حتی ارباب خودش را هم فریب دهد.

به همان دلیل که گفتم..

شیطان از همان اول خودش گفت که پس منم با فرزندان آدم دشمنی میکنم و گفت که من با آنها با وسوسه برخورد میکنم..

و مجودی که وسوسه نشده...سراغ گناه را نمیگیرد..

ملکور چکار کرد؟

اصلا هیچ جا ندیدم که با ارو قشنگ بشینه حرف بزنه که چرا میخواد آردا مال اون باشه؟

و داستان کاملا بی پایه اساس پیش رفته...اگر تو میگی در بخشی از داستان سوالات من به نحوی نقل شده.

پس کو؟

از تو که منو به اشتباه متحم میکنی میپرسم!

وقتی هم میپرسم میگی اینارو چرا از من میپرسی؟

اگر نیست

بگو نیست

اگر است ...

تو میگی هست..

کسی که ادعا داره پس باید دلیل حرفش را هم بیان کند.

خطاب به برن:

در ضمن اگه این کار ارو اشتباه بود پس کار خدای ما هم اشتباه!

چون خدا هم به شیطان اجازه زندگی کردن داده.

برن عزیز یه بار جواب شما را دادم..

یه بار هم فکر کنم بدم بهتره.

ببین.

شیطان برای عبادتش فرصت خواست.

و خداوند برای اون علتی گذاشت.

و اون عمر کرد.

نه بیش از این.

البته بله

یه عده ای را هم با آن امتحان کرد..

و البته حدف اصلی این بود.

ولی نه برای همیشه.

بلکه برای یه مدتی.

بعد از ظهور مهدی کسی نیست که دیگه وسوسه بشه..

یعنی اگر بشه مومن نیست..

منظورم اینه که اصلا شیطانی وجود نداره تا وسوسه بشه.

در آن روز لشکریان شیطان...و لشکر خدا(مهدی(ع) و مومنین)

آنچنان جنگی میکنند.

که شیطان کم میاره و نابود میشه..

(سر بریده میشه.)

تکلیف بعدش هم مشخصه..

انسان تا وسوسه نشه سراغ گناه را نمیگیره.

اگر وسوسه شد...یعنی شیطان آنجا حضور داره.

و اگر شیطان بود..

یعنی باید جنگید.

که دیگه بعد از اون واقعه

که تمام مسلمانان معتقد آن هستند..

دیگر چیزی به اسم شیطان نیست.

وبعد از این واقعه..

قیامت و بعد دادگاه..و

برخواستن من و تو از خاک

خطاب به 3dmahdi

تو مشکلی نداری..

مشکلت در حرف خودته..خودت در یه متن نوشتی:

که العان اسم زبان را عوض کردی.

Maturs در مردور یعنی قاتل

که Mor هم از این کلمه مشتق میشه..

مثل MORDOR که یعنی قتل گاه یا جنایت گاه

Goth از Gothrus میاد که یعنی پر قدرت..

این دو باهم میشن همون که گفتم..

در مردور

بورز

یعنی تاریک

بورزوم

یعنی تاریکی

من هیچ مشکلی ندارم Morgoth یک کلمه از زبان Quenya است(همینطور توی Sindarin هم هست) و معنیش همونیه که گفتم.

mordor=mor + dor یعنی "سرزمین سیاه" مثل Gondor=gon + dor که میشه "سرزمین سنگی".

اگه منو قبول نداری حرف سیلماریلیون رو قبول کن عین متنو گذاشتم به اونم شک داری؟!!!

یه نگاه به ویکیپدیا بنداز تو سطر اول معنی رو نوشته:

http://en.wikipedia.org/wiki/Mordor

اگه حال نداری برات میذارم

Mordor (from Sindarin Black Land and Quenya Land of Shadow)

چرا حرفی رو که با مدرک زده میشه قبول نمیکنی؟

3dmahdi

یه بار گفتم.

باز هم میگم.

تو مشکلی نداری.

خودت گفته بودی(مردور)

نقل قول هم کردم.

حالا منظورت زبان دیگریست.

به من ربطی نداره...

حالا اگر نتونستم بیان کنم...

برو پستمو چند بار بخون.

برام ربطی نداره مردور و یا...

چه معنی داره.

فقط میدونم معادلش در زبان ما یه چیز دیگست..

GIMB ISHI UFUM HUNT OD MATURS MORDOR OD BURZUM ISHI

گیمب ایشی اوفوم اود ماتورز موردور اود برزوم ایشی

پیدا میکنم ترس را در دستان قاتل مردور در تاریکی

3dmahdi

یه بار گفتم.

باز هم میگم.

تو مشکلی نداری.

خودت گفته بودی(مردور)

نقل قول هم کردم.

سوء تفاهم شده منظور من از

مورگوت لقب ملکوره به معنی "دشمن سیاه مردم" (Mor + goth: میدونید که mor به معنای سیاهه در موردور و ...)

خود کلمه موردور بود نه زبان موردور. باید مینوشتم.

مورگوت لقب ملکوره به معنی "دشمن سیاه مردم" (Mor + goth: میدونید که mor به معنای سیاهه مثل Mor در موردور و ...)

معنی کلمه موردور در زبان کوئنیا میشه "سرزمین سیاه".

معنی کلمه مورگوت در زبان کوئنیا میشه "دشمن سیاه".

امیدوارم واضخ گفته باشم.

نه تو اشتباه میکنی و نه من..

من یه لحظه فکر کردم منظورت زبان مردور هست که ...

آموزش اونو در بخش مردور گذاشتم..

میتونی ببینی

پس نتیجه گیری این بخشو نمیخوایین ادامه بدین؟

ما منتظر جوابیما!!

در مورد زبان که به نتیجه رسیدیم.

در مورد هفتا سوالت هم جواب من همونیه که تو پست اول گفتم: علت آفرینش ملکور دقیقا مانند علت آفرینش شیطانه

علت آفرینش ملکور دقیقا مانند علت آفرینش شیطانه

دقیقا درست...

ولی شیطان در اینجا به واسطه هایی فرصت پیدا کرد(واسطه ی عبادت طولانی)

ولی ملکور در اینجا به چه واسطه ای فرصت پیدا میکرد؟(؟؟؟)

سوال جدید اینه!

دقیقا درست...

آخییییش یکی از سوالا کم شد :D

اما در مورد سوال جدیدت!

میشه واسطه های فرصت پیدا کردن شیطان رو بگی تا دوباره دچار سوء تفاهم نشیم. گمراه کردن انسانها که عبادت نیست.

ببین

شیطان بعد از این که هزاران هزار سال خدا را عبادت کرد.

وقتی انسان را دید...که داره آفریده میشه...وقتی دید خدا

به یک باره مقام و احترام را به انسان داد..ناگهان خودشو باخت

و از هوا به زیر زمین سقوط کرد..و گفت..من با اون دشمنی میکنم

و با اون جنگ میکنم....و ادامه ی ماجرا...

حالا شیطان که این همه عبادت کرد...از خدا طلب یکی دوتا چیز کرد

از جمله جفت..برای بقا..و فرصت برای زندگی خودش نفوظ بر ذهن ها و ...

خدا به واسطه ی در خواست شیطان و عبادتش گذاشت زنده بمونه

چو خدا خودش فرموده:Dبخوان تا اجابتت کنم) و اونم این کار را کردو خدا

پاداش عبادتش را همان جا داد...و برای آخرت نماند...منظورم از عبادت

عبادت قبل از سقوط هست...نه بعد از سقوط...باز هم گفتم میگم!

شیطان یه پسر داشت.به اسم خائس ابن ابلیس که از جنیان بود...

اون توبه کرد...و راه درست رو در پیش گرفت ..و از ان هویت شیطانی در اومد..

و بهش میگن(فرزند صالح شیطان) اینم یکی از پدیده هایی بود که در زندگی ابلیس روی داد

بگذریم

یکی دیگر این که خدا نگفت(تا قیامت) گفت تا روز مشخصی به تو فرصت میدم که بری خوش باشی

و اونم نمیدونه چقدر فرصت یافت؟

ولی ملکور در اینجا هیچ علتی برای فرصتش نداره...

تو میگی آفرینششون یکی است

هدفشون یکی

کارشون یکی

مثل همن

ولی هر کدوم دلایل جدایی را برای شرایط بقاء خودشون دارن

اون دلیل چیست؟

متاسفانه خیلی ها داستان خناس رو واقعی می دونن با وجود اینکه با فقه اسلامی در تناقض هست(شیطان فرزندش رو زنده می کنه)

البته در المیزان هم درباره خناس صحبت شده و وسواس خناس رو شخص گرفته به شرح زیر:Dکه به احتمال زیاد از احادیث جعلی هست)

امالى صدوق به سند خود از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود:

وقتى آيه" وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ"، نازل شد ابليس به بالاى كوهى در مكه رفت كه آن را كوه" ثوير" مى‏نامند. و به بلندترين آوازش عفريت‏هاى خود را صدا زد، همه نزدش جمع شدند، پرسيدند اى بزرگ ما مگر چه شده كه ما را نزد خود خواندى؟ گفت: اين آيه نازل شده، كداميك از شما است كه اثر آن را خنثى سازد، عفريتى از شيطانها برخاست و گفت: من از اين راه آن را خنثى مى‏كنم. شيطان گفت: نه، اين كار از تو بر نمى‏آيد. عفريتى ديگر برخاست و مثل همان سخن را گفت، و مثل آن پاسخ را شنيد.

وسواس خناس گفت: اين كار را به من واگذار، پرسيد از چه راهى آن را خنثى خواهى كرد؟ گفت: به آنان وعده مى‏دهم، آرزومندشان مى‏كنم تا مرتكب خطا و گناه شوند، وقتى در گناه واقع شدند، استغفار را از يادشان مى‏برم. شيطان گفت: آرى تو، به درد اين‏

كار مى‏خورى، و او را موكل بر اين ماموريت كرد، تا روز قيامت (ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 692)

پایگاه پرسمان قرآنی ریشه خناس رو به شرح زیر گفته:

"خنّاس‌" صیغة مبالغه از مادّة "خنوس‌" به معنای جمع شدن و عقب رفتن است‌; به شیطان نیز "خنّاس‌" گفته می‌شود، زیرا هنگامی که نام خدا برده می‌شود، عقب‌نشینی می‌کند و از آن جا که این امر غالباً با مخفی‌کاری و پنهان شدن توأم است‌، این واژه به معنای "اختفأ" نیز آمده است‌.(ر.ک‌: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، حسن المصطفوی‌، ج 3، ص 131ـ132، مؤسسة الطباعة و النشر / تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 27، ص 473، دارالکتب الاسلامیة‌.)

"خنّاس‌" در آیة شریفه "مِن شَرِّ الْوَسْوَاس‌ِ الْخَنَّاس‌ِ "(ناس‌،4) صفت "وسواس‌" (وسوسه کننده‌) است‌، چه از جن‌ّ باشد و چه از انس‌، مانند انسان‌های شیطان صفت‌.(ر.ک‌: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، همان / قاموس قرآن‌، سید علی اکبر قرشی‌، ج 2، ص 310، دارالکتب الاسلامیة‌.)

البته به نظر می رسه قرآن در سوره ناس خواسته به وسواس الخناس (وسوسه گران ناپیدا) اشاره کنه.

متاسفانه از این داستان های جعلی فراوونه مثلا زعفر جنی یا همین داستان خناس.

به نظر من دلیلی نداره بر یه داستانی که صحتش نامعلومه هی تاکید کنی. به نظر من این داستان همون قدر دروغه که افسانه غرانیق هست.

در مورد سوالت هم باید بگم که ایلواتار امور آردا رو به والار سپرد و اون هایی که از والار خواستن پا به آردا گذاشتن و ملکور هم جزو اون ها بود. پس بحث فرصت اصلا نبوده ملکور هم مثل بقیه والار می تونسته وارد آردا بشه. هر دو بار هم که ملکور رو بندی کردن والار با ملکور جنگیدن نه ایلواتار.

و کلا ایلواتار به غیر از قضیه نومه نور تو هیچ چیزی دخالت نکرد که اون هم فکر کنم اولوه از ایلواتار خواست.

اولوه؟فکر کنم منوه مستقیما از ارو خواست ها(در واقع شکایت برد بهش)

خطاب به elros

الروس جا دستت در نکنه!

مگه من اون پایین ننوشتم(بگذریم)

تازه حرف من سر خائس هست

نمیدونم

خیس

یا خائس ولی همینه

نه خناس

خائس فرزند توبه گر شیطان بود که دست از شیطان شدن برداشت و جزء اجنه شد...

و روایاتی که در مورد فرزند صالح شیطان دارم! (کاملا درسته) میشنوی؟

تازه.

من گفتم(بگذریم)

یعنی بحثمونو دباره گم نکنیم

لطفا در این مورد ادامه نده چون از بحث دور میشیم

ممنون

یک چیز دیگه الروس جان!

من داستان خودمو که حدیث و واقعیت است

هرگز شک بهش نمیبرم.

خناس اسم یک شیطانی بود. که توسط حضرت آدم تکه تکه شد

و اون هم (نمرد) که شیطان بیاد زندش کنه

ابلیس فقط اسمشو صدا زد...(خناسسس!!)

خناس هم با این که تکه تکه شده بود برگشت...

برای بار اخر شیطان خناس خود را پیش هوا برد.

ولیاون اینبار اونو تکه تکه کرد...

سوزاند و زغالش کرد و اونو خورد

وقتی که اونو خود...خناس در دل انسان رفت..

و به شکل یه وسوسه گر پنهان کار که در دل انسان است

ماند

ابلیس هم کاملا از این موضوع راضی شد..

حالا خوااااهش میکنم بحث رو به خناس یا خائس نکشون.

چون اون موضوها موضوعات از هم گسسته هستن

در پاسخ دیگری به elros باید بگم:

الروس عزیز..اینم یه نمونه از فرصت یافتن ملکور بود

که اگر ارو واقعا خدایی میکند

خدایی و اداره ی آردا را به دست ناشیان و ضعیفان نمیداد

همانطور که تولکاس گفت اونا فقط هبه ای از قدرت رو دارن

وقتی که ارو به ملکور آگاه بود...

برای چی اونو به شعر آردا آورد؟

آیا اونجا نمیدونست که بدترین فعالیت خودشو رو میده؟

و وقتی پلیدی رو دید...چرا ریشه کنش نکرد و به آردا فرستاد..

آیا این احمقی نیست؟ و وقتی ملکور را برتری داد..

چرا والار را به میان انداخت تا با آن جنگند؟

که راحت بتونه فریبشون بده؟

که اونم راحت فرار کنه...

همون طور که کرد..

jتو پست آخرت دو باره که همون حرف های تکراری رو زدی.

خدا هم از اول میدونست که ابلیس متمرد میشه،پس نعوذ بالله احمقه که ابلیسو آفریده؟

در مورد اینکه پلیدی چرا ریشه کن نشده هم که قبلا هم اینجا و هم جای دیگه همه جواب دادن.

اما اینکه چرات والار رو انداخت وسط:خب خودت فکر کن کدوم تحقیر بیشتری برای ملکور(و پلیدی هاش )داره؟:1.دستگشر و خر کش شدن توسط یکی هم نوع خودش

یا 2.دستگیری توسط ارو

ملکور نمیتونه بگه که ارو منو نمیخواد و تبعیض قائل میشه و هزار تا منتر بازی دیگه دراره،اگه ارو دخالت مستقیم کنه.

خشم والار انقدر پر هیبت بوده که حتی برای مدت کوتاهی سارون هم توبه میکنه.بعید میدونم اگه ارو خودش وارد عمل میشد،سارون توبه میکرد(همونطور که در قضیه نومه نور نکرد)

خداوند ابلیس را پلید نیافرید..

ابلیس بعد ها از فرمان سر باز زد

خدا ابلیس را در قرآن به این معنا یاد میکنه که

(ما میخواییم بنده هامونو امتحان کنیم و برای صاحب شدن بهشت دباره تلاش کنن)

همه ی اینا رو میدونم ولی این جور حرفا در بخشی از داستان صدق داره...در بخشی نه.

خداوند فرصت یافتن شیطان را به واسطه ی عبادتش بیان میکند

ارو فرصت یافتن ملکور را با چه چیز بیان میکند؟

من حرفم در فرصت ملکور هست نه در جایی دیگر

اما اینکه چرا والار رو انداخت وسط:خب خودت فکر کن کدوم تحقیر بیشتری برای ملکور(و پلیدی هاش )داره؟:1.دستگشر و خر کش شدن توسط یکی هم نوع خودش

یا 2.دستگیری توسط ارو

خودت در جایی بیان کردی که والار نمیتونن برادر کشی کنن...

پس والار از مرحله برتن..

آخه خدا کدوم حرفت رو من بپذیرم..

ارو برادرا رو به جون هم انداخت...

ارو پلیدی رو فرصت داد.

ارو خدایی و مدیریت رو به والار کوچک تر از خودش سپرد

ارو ملکور را آفرید

ارو شیطان را موقیت داد...

ارو ..

ارو..

و ...غیره

در این جا هیچی بیان داستان نمیشه..

شما فکر میکنین با تفسیر واقعیت ...

میتونین داستان رو حل کنین.

در صورتی که راه و اون مثالی که برای ملکور میزنین..

کاملا جداست..

در هر صورت من به نظر شما احترام میزارم

و هر مثال و هر نوع نظری رو به پاسخ میپذیرم و آماده ی بحث با اونم

شما جواب مارو بده

میبینی که ما هم روش فکر میکنیم

ارو کسانی را به مقاومت در برابر ملکور فرستاد.

که حق کشتن اونو ندارن

و از این طریق ملکور از مبارزه ی تولکاس زنده ماند..

اگر واقعا ارو در میان شیطان و والار دشمنی می افکند..

کشتن ملکور در جنگ تولکاس کاملا حلال و قابل احترام بود..

پس این ارو بی غیرت... هیچ غلطی نکرد...

غیر از این که ملکور را قوی تر هم کرد..

اگر ارو خودش از اول دست به کار میشد...

فرصتی برای ملکور فراهم نبود...

یکی از کارایی که میتونست انجام بده این بود که:

ملکور را نیافرینه..

کرد؟

یا اونو در موسیقی شرکت نده..

کرد؟

یا اونو نزاره به آردا بیاد

کرد؟

یا حد اقل خودش با اون مبارزه بکنه

کرد؟

یا کشتن اونو به وسیله ی تولکاس و ... راحت و بی مشکل بدونه...

کرد؟

یا اگر همه ی اینا...بخاطر اینه که اون شیطان آردا هست...

پس:

باید به اون فرصت میداد تا پایان آردا بمونه و یک برهان هم برای فرصتش می آورد که نکرد

کرد؟

ارو نه با ملکور دشمنی کرد..

نه دوستی

به عنوان خدای آردا این بسیار بسیار کار پلیدی هست که از خدای آردا سر بزنه

ارو نه دشمنی کرد نه دوستی...

یعنی دخالت های اشتباهشت باعث میشد ... تا ملکور رشد کنه و پلیدی ریشه کن نشه..

شاید بگی نومنوری ها را فرستاد..یا والار را ساخت...

بله اینا هستن..

ولی (چاقو هیچ وقت خودشو نمیبره)

والار هم برادر نمیکشن

ملکور را نابود نکرد...ولی فرصت زندگی داد..

ملکور را آزاد نکرد...ولی شیطان بنده ها قرار داد و اجازه نداد وظیفشو انجام بده

و زندانی می کرد...

پس این ملکور لعنتی نه شیطانی میکنه..

نه بردگی...نه مردگی...نه دوستانگی...

هیچی..

اینکه دباره اینو میپرسم

(ارو چرا ملکرو را آفرید)

بعد شما میگین

سوال تکراری؟!! :D :D

فکر نکنم جایی گفته باشه والار اجازه کشتن ملکور رو نداشتن. تولکاس ملکور رو نکشت چون کشتن یک کار شیطانی و از تولکاس و بقیه والار بعیده. مگه نه تولکاس جان :D

ملکور هم از اول بد نبود اونم کارای خوب زیادی کرد قبل از ماجرای آردا و قبل از موسیقی بزرگ ملکور موسیقی ای که مربوط به خودش بود کاملا منطبق بر چیزی که ارو گفته بود اجرا میکرد. ملکور به عنوان سازنده وارد آردا شد و در ابتدا با والار همکاری میکرد بعد راه خودش رو جدا کرد و زمین رو به سلیقه خودش ساخت. اگه شیطان قبل از آفرینش انسان عبادت کرد ملکور هم قبل از ساخته شدن کامل آردا به بقیه والار کمک میکرد. توی موسیقی بزرگ ارو به ملکور میگه مواظب کارهات باش تو هیچ کاری بر خلاف اراده من نمیتونی بکنی یعنی ارو همه چیز رو از قبل میدونست (همونطور که به مانوه و اولمو هشدار داد) و همه چیز جزء نقشه ایلوواتار بوده (حتی تمام شرارت های ملکور). همونطور که خباثت های شیطان جزء نقشه خدا بوده.

باز نگی چرا ارو به ملکور مهلت داد.102.gif

تو در این جا داری از خوبی های قبل ملکور حرف میزنی..

اینو خودمونم میدونیم..

سوال اینه که بعد از پلید شدن...

فرصت یافت..

نه این که قبل از پلید شدن

خوب بود...

خوب خوبی بخوره تو اون سرش...

هم کاری ملکور همه و همه یه نقشه بود...

اون از اولش پلید بود...

بدبختی اینه که ارو اونو به زیر دستاش سپرد..

و زیر دستاش کشتن رو نوعی اشتباه میدونن

که منم گفتم...

و این باعث شد ملکور زنده باشه...

اگر کشتن شیطان کار شیطانی هست...

شیطان دوم کست؟

اصلا همه چی رو پیچوندی به هم

کشتن شیطان کار شیطانیه؟

این یعنی چی؟

اگر کشتن شیطان کار شیطانی هست.

آفریدنش بدتر از کشتنش است

اصلا همه چی رو پیچوندی به هم

کشتن شیطان کار شیطانیه؟

این یعنی چی؟

اگر کشتن شیطان کار شیطانی هست.

آفریدنش بدتر از کشتنش است

هر کس رو که خدا خلق کرده لیاقت زنده موندن داره حتی اگر ما علتش رو نفهمیم. زنده ماندن شیطان(و ملکور) به اراده خدا(و ارو) است و به کس دیگه ای مربوط نمیشه هر وقت لازم باشه خودش به خدمتش میرسه (همونطور که خودت گفتی خدا گفت تا روز معینی به تو مهلت میدم یعنی تا اون روز ارزش زنده موندن داره)

میشه لیاقت زنده ماندن ملکور را برای بقای اون توضیح بدی؟

فقط حرفای قبلی رو تکرار نکن..

یه چی دیگه..

این حرف رو (خدا) زد..نه (ارو)

ارو در قبال فرصت چه گفت؟

ایا معامله ای کرد؟

یا بخشی از داستان را نخونده گذاشتیم

یا همه ی این مثال ها زاییده ی زهنه دیگره؟

برای بار هزارم:تالکین کل تاریخ(بهتره بگم افسانه)های این دنیا رو ور نداشته دوباره نویسی کنه که.

تو فقط میخوای ایراد بگیری.

جواب های ما همه کاملا اگه نخوای مته به خشخاش بزاری.بابا جان عزیز من،من نمیدونم به چی انقدر گیر دادی.

پست های اول این بحث که کلا برای توضیح همین سوالیه که اینجا پرسیدی.

این بحث تو یه سیکل معیوب افتاده که داره خودش خودش رو تکرار میکنه.

خدا چه معامله ای کرد(این که تو میگی خدا به شیطان در قبال عباداتش فرصت داده و در واقع عباداتش رو خریده در کجای قرآن پیدا شده؟

این غیر از نتیجه گیری تو در مورد آیاته؟

ما هم در مورد سیلماریلیون همین جوری نتیجه میگیریم.

محققانی که قرآن رو میشناسن،میشینن قرآن رو تفسیر میکنن(تا جلوه های ناشنا خته اون رو بشناسونن)

ما خا بخ عنوان افرادی که حداقل تو این مملکت تالکین رو بیشتر از بقیه میشناسیم،نمیتونیم تفسیر های عقلانی از داستان هاش داشته باشیم؟

لطفا جواب سوال بالار رو بدین..

نه بیشتر..

در ضمن

عبادت=فرصت

علتی هست که خدا برای کارش آفرید.

کار خدا امتحان بندگان بود

و میخواست شیطان بمونه و تا بندگان اتحان بشن

به همین واسطه علت به وجود آورد

من قبول دارم که خدا واسه ی چه کاری شیطان را زنده نگه داشت

ولی خداوند الله برای هر کاری...علتی را دارد.و برای آن علتی می آفریند

علت فرصت خدا..عبادت بود...تا کارش درست پیش بره.

این (فرصت=عبادت) در دید مادی و در دید چشم جسم است

ولی برهان روحی آن است که خدا برای امتحان بندگان فرصت داد

در (حقیقت) چیز هایی هستند که در داستان( سیلماریلیونگ) سازگاری ندارند

حالا به من ربطی نداره...پاسخ ها شاید کامل باشن..ولی وقتی یکمی بیشتر

سوال پیچ میشین میگین(اصلا اینارو چرا از من میپرسی؟)

تو به عنوان کاربر مدعی باید علتی داشته باشی

هنوز یه نامه یا یه علت تالکینی ارائه نداده بحث رو تمام میدنین؟

من میدونم اینا همش فرضیه ی شماست...

ولی بازم بحث رو ادامه میدم

من جواب واقعی میخوام

همانطور که سوال واقعی دادم

یه چیز دیگه

منظور من از معامله فقط و فقط ارو هست..نه خدای واقعی.

حالا دباره میپرسم

این حرف رو (خدا) زد..نه (ارو) (عبادت و فرصت)

ارو در قبال فرصت چه گفت؟

ایا ارو معامله ای کرد؟

یا بخشی از داستان را نخونده گذاشتیم

یا همه ی این مثال ها زاییده ی زهنه دیگره؟

jتو گفتی ما داریم دلیل تراشی میکنیم.

لطف کن بگو اون بحث عبادت و علت بودن اون برای خدا رو از کجای قرآن در آوردی؟

تو هم اینجا علت تراشی نکردی؟

این کار اصلا غلط نیست که اهل فن بخوان در مورد چیزی که میشناسنش،نظراتشون رو بگن و احتمال درست بودنش زیاد باشه.

من جواب همین پست رو تو پست قبلی دادم،تو دوباره همون ها رو گفتی.

در ضمن کدوم ادیبی رو دیدی که علامت مساوی بین دو چیز که به هم تا حدی تشبیه و وجه تشبیه هستن قرار بده.؟

اگه من بگم خدا همیجوری به شیطان فرصت داده و دلیلش عبادت نبوده،چه پاسخی داری؟تو قرآن اومده؟

میشه لیاقت زنده ماندن ملکور را برای بقای اون توضیح بدی؟

شاید خودش لیاقت نداشته باشه ولی نقشی که توی برنامه داره باعث میشه که این فرصت بهش داده بشه.

این فرصت به خاطر ارزشی که نقش ملکور توی برنامه داره به اون داده شد.

فکر نکنم از این واضح تر بتونم بگم.

خطاب به تولکاس

قبل از این که انو بگم یه سوال پرسیدم

اونو جواب بده منم جوابتو میدم

شما اطمینان داشته باش این که

خدا برای شیطان برای امتحان بندگانش فرصت داد

را قبول دارم...

و این حرف من ...از دید شیطان است

شیطان گفت(پس در قبال عبادتی که کردم بهم فرصت بده)

خدا هم گفت تو از فرصت داده شدگانی.

و خدا خودش میاد در قران هدف خودشو برای (فرصت) توضیح میده

هدف خدا امتحان بندگان است ولی علت خدا عبادت شیطان

و میتونم منبع و کلا منابع احادیث رو بگم البته اگر در خاطرم باشه

من مشکلی با فرصت خدا ندارم...و با تو هم نظرم..ولی در مورد ارو...من به ارو شک دارم و دارم سوال میکنم.

تو یک مسلمان هستی خودت هم میتونی احادیث رو یاد بگیری ولی من یک داستان شناس یا نویسنده

نیستم که سیلماریلیون رو کاوش کنم یا نامه ها رو بگردم..در هر صورت میبینی..که جواب سوال...حتمی هست

و سوال را با سوال جواب دادن...نوعی..لغزش میاره و بحث منحرف میشه...لطفا سوال منو جواب بده تا سوالتو جواب بدم

البته جواب سوالت رو به صورت خلاصه گفتم...

اگر خواستی جواب بگیری پست رو خوب بخون.

مشخصه که قران بر ریزه کاری ها نپرداخته و اشاره ی کلی در عین حال عمیق رو به زندگی و گذشته کرده

قران کتاب تاریخ نیست قران کتاب دین است و بسیاری از مطالب در اون گفته نشدن... ولی پیامبرخاتم(ص)

اونو به شکل حدیث یا تفسیر (خود) قران بیان کرده...که باید از احادیث بفهمی..نه از نه از قران. هر چند که با تفسیر

قران به پاسخی که گفتم میرسی...ولی تفسیر قران و ... وقت میگره..پس به دنبال احادیثی در مورد شیطان باش..

و حقم نداری مهر دروغ بر اون بزنی...چون این حرف..حرف شخصی خودت میشه..و نظر شخصی خودت...نه همه..

3Dmahdi

خوب میشه همون اون ارزش رو بیان کنی؟

چه ارزشی؟

میشه ارزشش رو تعریف کنی؟

مشکل شما میدونین چیه؟

اینه که سوال رو سطحی میدونین و کاملا سطحی جواب میدین.

اینجوری نه من به جواب میرسم..نه شما متوجه عمق میشین

3Dmahdi

خوب میشه همون اون ارزش رو بیان کنی؟

چه ارزشی؟

میشه ارزشش رو تعریف کنی؟

113.gif113.gif113.gif113.gif113.gif :D :D :D :D

یه ماهه ما داریم چی میگیم. اگه بدی نباشه خوبی معنا پیدا نمیکنه. باید یه چیزی باشه که باهاش مردم امتحان بشن.

باید بدی باشه تا خوبی ارزش پیدا کنه.

ببین تو داستان شناس میگی نیستی ولی من میگم ما هستیم(سایر افرادی که تا حالا جواب دادن)

پس اگه و تفاسیر قرآن رو قبول میکنی(چون یه آدم خبره تفسیر کرده) در زمینه سیل هم باید حرف های ما رو قبول کنی.

سوال تو هیچ عمقی نداره.یه جور مخالفته!همین

از همون موقعی که سوالاتت و طبیعتا جوابهای ما شروع شد،درذ ادامه اش سوالاتی رو در آوردی که هیچ ربطی به اول نداشتن.

تو میگی قرآن کتابیه که همه چیزو ننوشته و ما باید از جا های دیگه بفهمیم.

خیله خب منم همینو دارم در مورد سیل میگم.بهت میگم تو نامه های تالکین هست،و میگم که خوندمش.هر چند که منبع اینترنتی ندارم که بهت بگم.حالا تو میتونی این حرفو باور کنی،یا نکنی.

همونطور که من میتونم اون چیزایی که در مورد اومدن تو حدیث و این چیزا گفتی رو باور نکنم یا بکنم.

من جایی در مورد دروغ صحبت نکردم که تو میگی من انگ دروغگویی بهت زدم.

حرف پست اولت دقیقا مث حرفای کروبی تو انتخابات بود.تو بگو تا منم بگم دیگه چه صیغه ای هست؟اینجا تنها کسی که حق سوال داره شما نیستیفبقیه هم میتونن بپرسن.

در ضمن من پاسخ تو رو با سوال دادم،اگه که به قول خودت سطحی نگاه نکنی متوجه پاسخ من میشی.

یه ماهه ما داریم چی میگیم. اگه بدی نباشه خوبی معنا پیدا نمیکنه. باید یه چیزی باشه که باهاش مردم امتحان بشن.

باید بدی باشه تا خوبی ارزش پیدا کنه

خوب پس تو میگی برای امتحان؟

بسیار خوب ... العان اینجا یکی دوتا سوال جدید پیش میاد.

که:

ایا کلمه ی امتحان در سیلماریلیون یا در نامه های تالکین یاد شده یا نه؟

و دوم این که چرا در آردا یکی امتحان شد...دیگری نه...؟

یکی جنگید..دیگری اصلا از وجود ملکور خبر نداشت...

این چه جور امتحانیه؟

فکر کنیم بدی موند...و خوبی هم کنارش..

پاداش کسایی که تسلیم بدی نشدن چیه؟

یا در مقابلش جون دادن..

یا همه و همه میرن به ماندوس؟

ماندوس فقط یه اقامت گاهه..

جاییی بیشتر نیست

لطفا در این موردم نظر بده..

خطاب به تولکاس

ببین تولکاس...من یک مسلمان..برای حرفم...حدیث های فراوانی آوردم..آدرس و منبع و کتابشونم فراوانه

نمونش همین

بهار النور

مفاتیح الجنان

تفاسیر

مطالب اینا همه گذیده ای هستند و من مطالعشون کردم

تو مه عنوان یک مدعی باید دلیل حرفت رو مشخص کنی

اگر نکنی که نمیتونم قبول کنم

تو گفتی ملکور شیطان آرداست.

تو گفتی اومده آزمایش کنه

تو فرصت ملکور رو به این ربط دادی..

گذشته از این همه بحث نامه ها...

بیاییم سر خود داستان...

ببینیم خود داستان چی برای حرف داره.

تازشم...من در لحن نوشتن و در اون حرف زدنت میدونم که

تو زیاد هم از حرفت...اطمینان نداری...

حالا اینقدر هم سوال میپرسم..

خوب مشخصه..

بحث با سوالش عمق میگیره.

من نمیخوام مخالفتی کنم

فقط چند تا سوال پرسیدم.

و دارم روسوالم پا فشاری میکنم..

و بحث رو نگه میدارم..

ایا کلمه ی امتحان در سیلماریلیون یا در نامه های تالکین یاد شده یا نه؟

قرارنیست همه چی رو توضیح بده تالکین تو 50 سال بیش از 10000 سال تاریخ رو نوشته اگه میخواست همه رو توضیح بده هنوز داشت صفحه اول رو مینوشت.

پاداش کسایی که تسلیم بدی نشدن چیه؟

یا در مقابلش جون دادن..

یا همه و همه میرن به ماندوس؟

ماندوس فقط یه اقامت گاهه..

جاییی بیشتر نیست

لطفا در این موردم نظر بده

تالارهای ماندوس مثل عالم برزخه بعدش چه اتفاقی میافته کسی نمیدونه نیست.

دوم این که چرا در آردا یکی امتحان شد...دیگری نه...؟

یکی جنگید..دیگری اصلا از وجود ملکور خبر نداشت...

این چه جور امتحانیه؟

تو آردا همه در معرض امتحان بودن کسی مستثنی نبوده. میشه بگی کی در معرض امتحان نبود؟

تالارهای ماندوس مثل عالم برزخه بعدش چه اتفاقی میافته کسی نمیدونه نیست

یعنی داستانی رو نوشتیم که خدا داره.... آدم داره...الف داره...برزخ داره...ولی برزخش رو

نمیدونیم چه شکلیه؟...

چطور داستانی رو که خودمون نوشتیم(بشر) درک نمیکنیم؟

تو آردا همه در معرض امتحان بودن کسی مستثنی نبوده. میشه بگی کی در معرض امتحان نبود؟

آیندگان رفیق...

آیندگان

مثلا (مثلا)

پسر آراگون

یا مثلا

هابیت ها...و نسل های بعد از آن

آیندگانی که پس از نابودی ملکور خواهند آمد...

و کسانی که بعد از اسارت ملکور به دنیا آمدند..

مثل مردم معمولی آردا...

کسانی که حتی یه بار هم ارک ندیدند..

اگر واقعا وسوسه و امتحان و مبارزه شیوه ی ملکور است...پس باید همه یه انتخاب داشته باشن

که در اینجا پس از نابودی ملکور...کسی دیگه انتخاب دوم پیدا نمیکنه

یعنی داستانی رو نوشتیم که خدا داره.... آدم داره...الف داره...برزخ داره...ولی برزخش رو

نمیدونیم چه شکلیه؟

تو دنیای خودمون هم چیز زیادی از عالم برزخ و آخرت نمیدونیم. درسته این داستان رو یه بشر نوشته ولی تقلیدی از واقعیته چون در واقعیت این مسائل واضح نیست تالکین هم توی دنیایی که ساخته اونو توضیح نداده.

آیندگان رفیق...

آیندگان

مثلا (مثلا)

پسر آراگون

یا مثلا

هابیت ها...و نسل های بعد از آن

آیندگانی که پس از نابودی ملکور خواهند آمد...

و کسانی که بعد از اسارت ملکور به دنیا آمدند..

مثل مردم معمولی آردا...

کسانی که حتی یه بار هم ارک ندیدند

ملکور رفت ولی بدی از دنیا نرفت. ملکور بذر این پلیدی رو کاشت تا در دورانهای بعد ادامه پیدا کنه. همونطور که در دوران دوم و سوم سائرون ادامه داد. ما از دوران چهارم چیزی نمی دونیم پس نمیتونیم بگیم توش پلیدی نیست یا چیزی نیست که انسانها باهش امتحان نشن ممکنه یکی دیگه مثل سائرون(یا بدتر) اومده باشه و ما خبر نداشته باشیم. در توی دنیای ما هر کس با توجه به شرایطی که داره حسابرسی میشه. یه بومی که تو جنگلای آمازون زندگی میکنه به خاطر نماز نخوندن محاکمه نمیشه. و چون دنیای تالکین هم تقلیدی از دنیای واقعیه توی اون هم باید همینطور باشه.

خب melkor morgoth عزیز،فکر کنم جوابایی که 3d mahdi داد و البته ما هم مدت هاست که مینا رو میگیم باید قانعت کنه.

اما اینکه چطور از روی نوشته میشه تشخیص داد که کسی به حرفش مطمئن بوده یا نه رو نمیدونم از کجا میتونی بفهمی.

اما در مورد منابع احادیث و تفاسیر که صحبت کردی.

فرضا یکی از بهترین تفاسیر قرآن نوشته علامه طباطباییه.خب ما چرا تفسر اون رو قبول داریم؟چرا المیزان رو قبول داریم؟چون نویسنده هاش قرآن شناس های بزرگی بودن.

مثلا در مورد ذوالقرنین در قرآن:خیلی از بزرگان ( نونه اش رازی،ابن سینا و ...) گفتن که اون،اسکندر کبیره.خیلی های دیگه از جمله مکارم،علامه طباطبایی و ... هم گفتن که خیر !ایشون کوروش کبیره.

این نشون میده که نظر های حضرات هم همه یکی نیستن.

ممکنه حرفم برات خنده دار به نظر بیاد یا اعتماد به نفس بالایی داشته باشه:ما تو ایران برای سیل شناسی کم از علامه طباطبایی برای قرآن شناسی نیستیم.پس زمانی حرفی رو میزنیم یا باید بقبولی یا اینکه از کنارش رد بشی.در صورتی میتونی مخالفت کنی یا نظری داشته باشی که خودت هم اندازه ما در مورد سیل مطالعه و تحقیق داشته باشی.

جواب های 3d mehdi کاملا واضحه.

خطاب به 3dmadi و تولکاس

بسیار خوب...پس حرف نظر هاتون کاملا یکیه...

پس منم مجبورم حرف هر دوتونو از 1 نفر حساب کنم

حالا اگر موافقین بحثو ادامه میدیم

--------------------------------------------------

تو دنیای خودمون هم چیز زیادی از عالم برزخ و آخرت نمیدونیم. درسته این داستان رو یه بشر نوشته ولی تقلیدی از واقعیته چون در واقعیت این مسائل واضح نیست تالکین هم توی دنیایی که ساخته اونو توضیح نداده.

پس مگه نمیگین (تالکین واقعیت رو باز نویسی نکرده)

پس ویژگی داستان کجا رفت؟ اگر قرار باشه داستان رو بخونیم باید از همه جای داستان سر در بیاریم..وگرنه میشه

قصه ی شنگول منگول..اگر میگین سیلماریلیون داستان خوب...کافی...عالی هست...پس باید در ربروی سوال من

کم نیاره بسیار خوب..مهدی جان..مگر ماندوس یکی از آینور ها نیست؟ مگه اون یکی از شخصیت های داستان نیست؟

همسر هم داره اون چجور عالم برزخی هست که امکان داره از تالار فرار کنند؟ و اون چجور داستانی هست که شخصیت

و وظیفه ی یک شخص رو پنهان گذاشتن؟ تازه ما در روایات بسیار زیادی داریم که جهنم بهشت کافر عالم..ابرار فجار

درجات درکات رو به حدیث و به آیه ی قران و ... به خاطر میاره و توضیحش میده..نداریم؟ معاد چیست؟ قیامت چیست؟

اینا همه مال بعد از مرگند.... کی میگه اطلاع نداریم؟ معراج چیست؟ آیا به معراج معتقدی؟

نه...

نه رفیق این تالار لعنتی هیچ توضیح منطقی نداره...

میخوایی یه آیه برات مسال بزنم؟

بفرما:

به کسانى که ايمان آورده، و کارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده که باغهايى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان که ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود.(ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى که براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يکسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

---------------------------------

وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

بقره آیه ی (25)

این توصیف بهشت...

و در توصیف جهنم:

سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ

----------------------------------

بزودى در دلهاى کافران، بخاطر اينکه بدون دليل، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مى‏افکنيم؛ و جايگاه آنها، آتش است؛ و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمکاران!

آل عمران آیه ی (151)

آیا در داستان سیلماریلیون...حتی (همین قدر ) اشاره شده؟

یا همه انجا یکسانن؟

اگر سیلماریلیون اشاره ای به برزخ آنجا داشته...و یا گفته که ظالمان چه میشوند پس کو؟

در دنیای واقعی اشاره هایی داریم که دیدی...

در درنیای ارو کو؟

یعنی ارو بیخود ملکور را بیافرید...ملکور کشت...و مجازات هم نشه؟

و تازه میتونن از تالار ماندوس هم یکی دوتایی فرار کنن..

(یعنی از عدل و محکمه فرار کنن!؟)

تکلیف اینا چیست؟

من به اینا میگم (فرصت) و میگم ارو اگر خودش مدیر بود...پلیدی در همان دوران پیش از دوره ی اول ریشه کن میشد.

اینه که میگم واقعیت رو نمیشه با این داستان مقایسه کرد...خوب حالا تو حرف خودتو بزن..

ما در واقعیت قران داریم...معراج داریم...حدیث داریم..تفسیر داریم...

اینا همه میگن که در آینده چه خواهد شد..

در آردا چه؟...

شما ناشناخته های این عالم را در داستان نیز ناشناخته بیان میکنین و شناخته ها را نیز در داستان به این گونه میشناسانید..

غافل از این که از طرفی میگین تالکین نیامده دنیای حقیقی رو باز نویسی کنه..

که میبینم کرده...

یه ویژگی مخصوص داستان چیست؟

این است که همه چیز تعریف شده هست.. و بیوگرافی دارد...

پی بیوگرافی تالار ماندوس چیست؟

شما نمیدونین به داستانم میگین اونجا ناشناختست...

و قشنک قورباغه رو قناری میکنین..

آره؟

داداش ما از جهنم و بهشت..و برزخ جهنمی و برزخ بهشتی...به اندازه ای که بتونیم بفهمیم که اونجا کجا میتونه باشه

آگاهیم...

ولی آردا چی؟

اگر چیزی داره ....بگه

وگرنه مدعیاش کم نمیارن...

و حرفم رو بی پاسخ نمیزارن

لطفا توضیحتو ادامه بده...و

و معادل تعاریف بالا رو بیان کن

یه بومی که تو جنگلای آمازون زندگی میکنه به خاطر نماز نخوندن محاکمه نمیشه. و چون دنیای تالکین هم تقلیدی از دنیای واقعیه توی اون هم باید همینطور باشه.

مگر نشنیدی که بار ها قران گفته( این چنین ما هر کس را که بخواییم هدایت میکنیم و هر کس را که بخواییم نابود میکنیم)

قابل توجه تولکاس

حالا اون واژه ی تقلید

تالکین هم تقلیدی از دنیای واقعیه

مگر نمیگفتی تالکین از دنیای واقعی (باز نویسی) نمیکنه؟

پس ویژگی خود داستان کجاست؟

یادته چه گفته بودی؟

برای بار هزارم:تالکین کل تاریخ(بهتره بگم افسانه)های این دنیا رو ور نداشته دوباره نویسی کنه که.

حالا نگو (این حرفو من نزدم از این حرفا نگو اینو 3dmadi زده و از این حرفا..)

چون این شکلی تایید کردی

جواب های 3d mehdi کاملا واضحه

لطفا در این مورد هم توضیح بدین و بگین.

این همه تقلید یا رونوشتی که از واقعیت شده و نهان های ما در داستان نهانه...آشکار ما در داستان آشکاره...

و تقلید... خلاصه اینا پس ویژگی داستان کجاست؟ داستان از خودش چی داره؟

داستان از پرده گفتن یعنی چاخان

نمیخوام توهین کنم ولی رسم اینه که داستان همیشه پیدا باشه..چون از کار های بشر هست و بشر فرشته نیست

خدا نیست..تقلید از واقعیت... اخه تقلید هم نمیشه گفت!

ما مجودات این دنیا تا حدی از آخرت خودمون آگاهیم...از قران از معراج و ...

این واژه ها همه کنار هم..ایا هم دیگر رو نقض نمیکنن؟

یا بازم منکرش میشین؟

عیبی نداره ولی نشانه های فراوانی در تمامی ادیان نتنها در دین اسلام است که معاد را توصیف کرده.

ولی در دنیای اردا...این موضوع نهانه...و با این پاسخ:

تو دنیای خودمون هم چیز زیادی از عالم برزخ و آخرت نمیدونیم. درسته این داستان رو یه بشر نوشته ولی تقلیدی از واقعیته چون در واقعیت این مسائل واضح نیست تالکین هم توی دنیایی که ساخته اونو توضیح نداده.

که به نوعی دست بسر کردن آدمه...

این که در دنیای ما اگر (خرد) داشته باشیم و (مسلمان)و (مسیحی) و (یهودی) و ... که خلاصه خدا پرست هستند باشیم..

معاد و پایان جهان برای ما آشکاره..وگرنه از خدا پرستی به دوریم...ما لا اقل تعریف بهشت را داریم.

و میدانیم در این دنیا یه محکمه ای وجود خواهد داشت به اسم محشر...

ولی در آردا حتی اسمی از مجازات بدان گفته نشده(پس از مرگ) و حتی بعضی هاشون در میرفتن و

از تالار(برزخ) فرار میکردن..

آیا این اتفاق در دنیای ما نیز هست؟

ایا این بی عدالتی و سست عدالتی نیست؟

خطاب به 3dmadi و تولکاس

بسیار خوب...پس حرف نظر هاتون کاملا یکیه...

پس منم مجبورم حرف هر دوتونو از 1 نفر حساب کنم

ما دوتا آدم متفاوتیم و قطعا با هم نظرات یکسانی نداریم اما در این مورد نظرامون با هم یکیه چون هر دومون یک کتاب رو

خوندیم و یه جور تفسیرش میکنیم (مثل خیلی های دیگه) اما تفسیر تو از داستان با بقیه متفاوته.

اون چجور عالم برزخی هست که امکان داره از تالار فرار کنند؟

هیچ کس نمیتونه از تالارهای ماندوس فرار کنه. حتی خود ملکور هم توی اون سه دورانی که اونجا زندانی بود نتونست ازش فرار کنه.

تازه ما در روایات بسیار زیادی داریم که جهنم بهشت کافر عالم..ابرار فجار

درجات درکات رو به حدیث و به آیه ی قران و ... به خاطر میاره و توضیحش میده..نداریم؟ معاد چیست؟ قیامت چیست؟

اینا همه مال بعد از مرگند.... کی میگه اطلاع نداریم؟ معراج چیست؟ آیا به معراج معتقدی؟

بله من به همه اینا معتقدم. من گفتم دنیای تالکین تقلیدی از دنیای واقعیه نه اینکه دقیقا کپی اونه. بله خدا به ما اینا رو میگه تا در حد فهم خودمون بتونیم بهشت و جهنم رو تصور کنیم. این موهبتیه که خدا به ما داده دلیل نمیشه که ارو هم همین کارو بکنه. ارو فقط گفته که انسانها بعد از مرگ به جایی میرن که فقط من ازش خبر دارم نه هیچ کس دیگه حتی والار(و ملکور) هم اونو نمیدونن.

تازه میتونن از تالار ماندوس هم یکی دوتایی فرار کنن

کی تا حالا از تالارهای ماندوس فرار کرده که تو میگی؟!!!!

بیوگرافی تالار ماندوس چیست؟

لطفا توضیحتو ادامه بده...و

و معادل تعاریف بالا رو بیان کن

ما توی روایات داریم که عالم برزخ جاییه که انسانها بعد از مرگ به اونجا میرن و تا قیامت اونجا میمونن.

توی سیلماریلیون هم میگه الفها بعد از مرگ به تالارهای ماندوس میرن و تا پایان جهان اونجا میمونن.

به نظرت اینا مشابه نیستن؟

مهدی جان..

اولا زمانی که این بحث و پست من در حال ویرایش و نوشتن بودم پیام دادی...که یکمی ناقصه... و داشتم مینوشتم...

دوما

شما حرف همو تایید میکنین پس هم نظرین و حرفاتونو یکی حساب میکنم که این اصلا به بحث مربوط نیست..

ما توی روایات داریم که عالم برزخ جاییه که انسانها بعد از مرگ به اونجا میرن و تا قیامت اونجا میمونن.

توی سیلماریلیون هم میگه الفها بعد از مرگ به تالارهای ماندوس میرن و تا پایان جهان اونجا میمونن.

به نظرت اینا مشابه نیستن؟

سوما

ما در قیامت نمیریم اونجا بمونیم و اتراق کنیم.

میریم تا اعمالمون رو بسنجن و بهشت جهنم احسان کنن..

کی تا حالا از تالارهای ماندوس فرار کرده که تو میگی؟!!!!

خوب نکرده که نکرده...حرف اصلی من در اینه که چرا ملکور نمیمیره...

و اگر هم مرد..چر معلوم نیست چی میشه؟

مثلا یه مجود خوبی که در آردا بود...

عمرشو داد به تو

حالا یه مجود بدم عمرشو داد به تو

اینا چرا با هم هستن؟

پس اگر با همن...

فرق بد و خوب

بعد از مرگ چیست؟

یعنی هر کی خواست زهرشو بریزه..

آخرشم هیچی ..با خوبا هم نشین شه.

بله من به همه اینا معتقدم. من گفتم دنیای تالکین تقلیدی از دنیای واقعیه نه اینکه دقیقا کپی اونه. بله خدا به ما اینا رو میگه تا در حد فهم خودمون بتونیم بهشت و جهنم رو تصور کنیم. این موهبتیه که خدا به ما داده دلیل نمیشه که ارو هم همین کارو بکنه. ارو فقط گفته که انسانها بعد از مرگ به جایی میرن که فقط من ازش خبر دارم نه هیچ کس دیگه حتی والار(و ملکور) هم اونو نمیدونن.

داستان در پرده گفتن...یعنی نقص...و جهل...

اگر قسمتی از یک داستان در پرده باشه..

اون داستان نیست...اون نقص و جهل اون قسمته...

من بازم هنوز شک دارم که اینا از خودتون نباشه.

یعنی واقعا همه ی اینایی که در پاسخ من میگین رو

تالکین گفته؟...یا زاییده ذهن دیگره؟ یاحدس و برداشت شماست؟

من داستان ناب و خالص را مورد بحث قرار میدم نه داستان آمیخته با

برداشت دیگران

ما توی روایات داریم که عالم برزخ جاییه که انسانها بعد از مرگ به اونجا میرن و تا قیامت اونجا میمونن.

توی سیلماریلیون هم میگه الفها بعد از مرگ به تالارهای ماندوس میرن و تا پایان جهان اونجا میمونن.

به نظرت اینا مشابه نیستن؟

بازم یه نکته

من پرسیدم شغل و کار ماندوس چیه؟

تو موندی

اصلا سوالمو جواب ندادی

ما دوتا آدم متفاوتیم و قطعا با هم نظرات یکسانی نداریم اما در این مورد نظرامون با هم یکیه چون هر دومون یک کتاب رو

خوندیم و یه جور تفسیرش میکنیم (مثل خیلی های دیگه) اما تفسیر تو از داستان با بقیه متفاوته

عزیزم من نگفتم شما لاله و لادن هستین.

من گفتم نظر هاتون یکیه..

پس منم میبینم شما حرفاتونو تایید میکنین

پس حرف هر کدومتونو بر دیگری سند و مدرک میدونم.

منظورم اینه

مگر ماندوس یکی از آینور ها نیست؟ مگه اون یکی از شخصیت های داستان نیست؟

همسر هم داره اون چجور عالم برزخی هست که امکان داره از تالار فرار کنند؟ و اون چجور داستانی هست که شخصیت

و وظیفه ی یک شخص رو پنهان گذاشتن؟ تازه ما در روایات بسیار زیادی داریم که جهنم بهشت کافر عالم..ابرار فجار

درجات درکات رو به حدیث و به آیه ی قران و ... به خاطر میاره و توضیحش میده..نداریم؟ معاد چیست؟ قیامت چیست؟

اینا همه مال بعد از مرگند.... کی میگه اطلاع نداریم؟ معراج چیست؟ آیا به معراج معتقدی؟

نه...

نه رفیق این تالار لعنتی هیچ توضیح منطقی نداره...

این تالار به قول تو لعنتی توضیح و تاریخ داره.ببین ماندوس در عین حال هم نفر و هم تالار نیست.تالار ماندوس تالاریه که توسط ماندوس ساخته شده و او در اون تالار رشته های آردا رو میبافه(کاملا مشابه به اساطیر نورث).

بعد از ورود والار به والینور هم این تالار بوجود اومد.

این از تاریخ تالار.

در مورد اون تالار هم توئی داستان اشاره هایی هست که اگه میخوای بدونی،بهتره داستان رو بخونی.

توی اون تالار هم مث برزخ این دنیا،عذاب و راحتی نیز وجود داره.همونطور که فئانور روحش در تالار هم آرام نمیگیره و این رو ماندوس(والا نه تالار) اشاره کرده.

در مورد جهان پس از مرگ ما چی میدونیم.؟این حرفی که تو میزنی با تعاریف علم(لدنی و اون یکی رو اسمش یادم نمیاد ) در تناقض نیست.

ما ها علم لدنی نداریم،پس نمیتونیم در مورد پس از مرگ چیزی بدونیم

میخوایی یه آیه برات مسال بزنم؟

بفرما:

به کسانى که ايمان آورده، و کارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده که باغهايى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان که ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود.(ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى که براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يکسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

---------------------------------

وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

بقره آیه ی (25)

این توصیف بهشت...

و در توصیف جهنم:

سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ

----------------------------------

بزودى در دلهاى کافران، بخاطر اينکه بدون دليل، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مى‏افکنيم؛ و جايگاه آنها، آتش است؛ و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمکاران!

آل عمران آیه ی (151)

آیا در داستان سیلماریلیون...حتی (همین قدر ) اشاره شده؟

یا همه انجا یکسانن؟

اتفاقا در مورد آیاتی که در مورد بهشت و جهنم اومده سالها پیش با چند نفر متخصص(رشته تحصیلیشون تقریب ادیان بود) بحث کردم.

نظر اونها:بر طبق گفته بخش اعظم مفسرین قرآن(مشکینی،مطهری،طباطبایی و...) زبان قرآن زبان علمی نیست که بتوان برای اون در دنیای خارج تفسیر علمی آورد(مثل همون بحث معروف تقابل داروین و قرآن و یا گرد بودن زمین و...)

قرآن در خواست گاهی نازل شده(اعراب بادیه نشین در سرزمینی سوزان) که مردمش راحتی رو در خنکای باد و جوی شیر میدیدن و جهنم رو در گرمای هلاک کننده.

طبیعی است که برای فهم این افراد بهشت و جهنم به این صورت تعریف بشه.همین آقایون تقریب ادیانی میگفتن که اگه فرضا قرآن در قطب شمال نازل میشد،احتمال اینکه تعریف بهشت و جهنم کاملا تغییر کنه،وجود داره.

بهشت و جهنم تصوری از راحتی روح ما یا عذاب اونه.ونمیتوان حتما گفت که تو جهنم قیر داغ و قیف و .... وجود داره.

همونطور که میبینی تصور بهشت و جهنم فقط تمثیلیه و ما هیچی نمیدونیم ازش.

در ضمن تمام این تفاسیر از قرآن اومده ونه عهد جدید و تالکین هم یک مسیحی کاتولیک معتقده.

اتفاقا زمانی تالکین میگه که ما از ورای مرگ خبر نداریم،به نظر میرسه خردمندانه ترین حرف ممکن رو زده که اگه اینو نمیگفت خود من مدعی سرسخت علیه کتاب میشدم.

آیا در داستان سیلماریلیون...حتی (همین قدر ) اشاره شده؟

یا همه انجا یکسانن؟

اگر سیلماریلیون اشاره ای به برزخ آنجا داشته...و یا گفته که ظالمان چه میشوند پس کو؟

در دنیای واقعی اشاره هایی داریم که دیدی...

در درنیای ارو کو؟

تو همین پست در بالا جوابت رو دادم که هست.اگه علاقه مندی بدونی،برو بخون.

یعنی ارو بیخود ملکور را بیافرید...ملکور کشت...و مجازات هم نشه؟

و تازه میتونن از تالار ماندوس هم یکی دوتایی فرار کنن..

(یعنی از عدل و محکمه فرار کنن!؟)

تکلیف اینا چیست؟

من به اینا میگم (فرصت) و میگم ارو اگر خودش مدیر بود...پلیدی در همان دوران پیش از دوره ی اول ریشه کن میشد.

اینه که میگم واقعیت رو نمیشه با این داستان مقایسه کرد...خوب حالا تو حرف خودتو بزن..

ما در واقعیت قران داریم...معراج داریم...حدیث داریم..تفسیر داریم...

اینا همه میگن که در آینده چه خواهد شد..

در آردا چه؟...

جواب اینا رو هم من دادم هم دوست دیگرمون

شما ناشناخته های این عالم را در داستان نیز ناشناخته بیان میکنین و شناخته ها را نیز در داستان به این گونه میشناسانید..

غافل از این که از طرفی میگین تالکین نیامده دنیای حقیقی رو باز نویسی کنه..

که میبینم کرده...

یه ویژگی مخصوص داستان چیست؟

این است که همه چیز تعریف شده هست.. و بیوگرافی دارد...

پی بیوگرافی تالار ماندوس چیست؟

شما نمیدونین به داستانم میگین اونجا ناشناختست...

و قشنک قورباغه رو قناری میکنین..

آره؟

فکر کنم که در مورد تالار ماندوس گفتم.

عبارت قشنگی رو هم به کار نبردی

منظورت از ویژگی داستان چیه؟اگه علمی بحث میکنیم،علمی سوال کن!

طرحش رو میگی؟پرداختش رومیگی؟ نحوه نگارشش رو میگی؟پیامش رو میگی؟

کدوم ویژگی منظورته؟

داداش ما از جهنم و بهشت..و برزخ جهنمی و برزخ بهشتی...به اندازه ای که بتونیم بفهمیم که اونجا کجا میتونه باشه

آگاهیم...

شما از جای بهشت و جهنم آگاهی؟

جدا؟

من حداقل دو تفسیر مختلف دیدم که هر دو هم دلیل قاطعی برای خودشون نداشتن:یکی اینکه بهشت و جهنم روی همین دنیا ساخته میشه و در همین جهانه.دیگری اینکه بهشت و جهنم در دلهای ماست و ممکنه از نظر فیزیکی کسی که تو بهشته با کسی که تو جهنمه تفاوتی نداشته باشه،ولی روح یکی در نعمت و آسایش و دیگری در عذاب الیمه

یه بومی که تو جنگلای آمازون زندگی میکنه به خاطر نماز نخوندن محاکمه نمیشه. و چون دنیای تالکین هم تقلیدی از دنیای واقعیه توی اون هم باید همینطور باشه.

مگر نشنیدی که بار ها قران گفته( این چنین ما هر کس را که بخواییم هدایت میکنیم و هر کس را که بخواییم نابود میکنیم)

خب میدونم جوابم مناسب نیست(حداقل ظاهری):ارو هم نمیتونه بگه که ما هرکیو بخوایم هدایت میکنیم و هرکیو بخوایم نابود میکنیم.

خود این حرفت نمیتونه جواب اون سوالت باشه که "چرا ارو یه سری افرادو بوسیله ملکور امتحان کرد و بقیه که ملکور رو ندیدن چه بلایی سرشون میاد"؟

یا حتی جوابی برای اینکه چرا یه سری الف رو که خودشون نمیخواستن ،ملکور به اورک تبدیل کرد؟

قابل توجه تولکاس

حالا اون واژه ی تقلید

نقل قول:

تالکین هم تقلیدی از دنیای واقعیه

مگر نمیگفتی تالکین از دنیای واقعی (باز نویسی) نمیکنه؟

پس ویژگی خود داستان کجاست؟

یادته چه گفته بودی؟

نقل قول:

برای بار هزارم:تالکین کل تاریخ(بهتره بگم افسانه)های این دنیا رو ور نداشته دوباره نویسی کنه که.

حالا نگو (این حرفو من نزدم از این حرفا نگو اینو 3dmadi زده و از این حرفا..)

چون این شکلی تایید کردی

من هیچکدوم حرفام رو برنمیکردونم!تو کاملا اشتباه برداشت کردی.من گفتم دنیای تالکین نمادی از این دنیاست و تالکین از این جهان برداشت کرده.بعد هم گفتم آردا ویژنی از این دنیاست و بعد هم گفتم که تالکین کل این دنیا رو بازنویسی نکرده.

کدوم یکی از این سه حرف منافات دارن؟

باز هم عجولانه تصمیم گرفتی.

ین همه تقلید یا رونوشتی که از واقعیت شده و نهان های ما در داستان نهانه...آشکار ما در داستان آشکاره...

و تقلید... خلاصه اینا پس ویژگی داستان کجاست؟ داستان از خودش چی داره؟

داستان از پرده گفتن یعنی چاخان

نمیخوام توهین کنم ولی رسم اینه که داستان همیشه پیدا باشه..چون از کار های بشر هست و بشر فرشته نیست

خدا نیست..تقلید از واقعیت... اخه تقلید هم نمیشه گفت!

عذر میخوام ولی در اینجا یک سری خزعبل سر هم کردی و آسمون ریسمون بافتی.

این رسمی که جنابعالی گفتی رو کی گذاشته؟جند صد تا داستان برات مثال بزنم که حتی جزئ ادبیات مردن و پست مدرن نیستن،حتی کلاسیک محسوب میشن و اسرار در پرده زیاد دارن؟

قمار باز داستایوسکی

ساعت شوم:مارکز

خاطره روسپیان غمگین من:مارکز

پیتر پن

و...

حالا تو مدرن و پست مدرن ها

"در قند هندوانه"،"صید قزل آلا در آمریکا"،"در رویای بابل" از براتیگان

"سلاخ خانه سماره پنج" و "اسلپ استیک" کرت ونه گات

پرتقال کوکی

"آیا آدم فضایی ها خواب گوسفند برقی میبینند؟" فیلیپ کی.دیک

تلالو

و

خیلی های دیگه که هنوز هم که نوزه سرشون بحث و درگیری بالاست و زوایایی دارن که کشف نشده.

تا حالا از بورخس یا یوسا چیزی نخوندی؟

یا حتی از هدایت و گلستان خودمون؟

در مورد منظورت از ویژگی داستان هم بیشتر توضیح بده

این که در دنیای ما اگر (خرد) داشته باشیم و (مسلمان)و (مسیحی) و (یهودی) و ... که خلاصه خدا پرست هستند باشیم..

معاد و پایان جهان برای ما آشکاره..وگرنه از خدا پرستی به دوریم...ما لا اقل تعریف بهشت را داریم.

و میدانیم در این دنیا یه محکمه ای وجود خواهد داشت به اسم محشر...

ولی در آردا حتی اسمی از مجازات بدان گفته نشده(پس از مرگ) و حتی بعضی هاشون در میرفتن و

از تالار(برزخ) فرار میکردن..

آیا این اتفاق در دنیای ما نیز هست؟

ایا این بی عدالتی و سست عدالتی نیست؟

باز هم در مورد فرار از ماندوس صحبت کردی که نشون میده اطلاعاتت کمه.در پست بعدیت هم گقتی فرار نکردن که نکردن.این نشون میده که این همه مانوری که روی فرار از ماندوس تو این پستت دادی،بیخوده.تکلیفت رو با خودت عین کن.

لزوما نباید خداپرست بود تا معاد داشت،نیروانا برای بودایی ها چیه پس؟

هزار بار،سیلماریلیون قرآن نیست که همه چیزو بگه.ما نمیدونیم که عاقبت انسانها چه خواهد بود،چون گفته نشده و یه بار هم توضیح دادم که چه بهتر که توضیح داده نشده

خوب نکرده که نکرده...حرف اصلی من در اینه که چرا ملکور نمیمیره...

و اگر هم مرد..چر معلوم نیست چی میشه؟

مثلا یه مجود خوبی که در آردا بود...

عمرشو داد به تو

حالا یه مجود بدم عمرشو داد به تو

اینا چرا با هم هستن؟

پس اگر با همن...

فرق بد و خوب

بعد از مرگ چیست؟

یعنی هر کی خواست زهرشو بریزه..

آخرشم هیچی ..با خوبا هم نشین شه.

در مورد این حرفات توضیح دادم.در ماندوس اولا کسی با اون یکی همنشین نیست.مگر با داشتن اجازه از ماندوس.دوما اونجا هم روح الفها بسته به رفتارشون عذابو یا راحتی میبینه.در مورد فئانور هم مثال زدم

داستان در پرده گفتن...یعنی نقص...و جهل...

اگر قسمتی از یک داستان در پرده باشه..

اون داستان نیست...اون نقص و جهل اون قسمته...

من بازم هنوز شک دارم که اینا از خودتون نباشه.

یعنی واقعا همه ی اینایی که در پاسخ من میگین رو

تالکین گفته؟...یا زاییده ذهن دیگره؟ یاحدس و برداشت شماست؟

من داستان ناب و خالص را مورد بحث قرار میدم نه داستان آمیخته با

برداشت دیگران

در مورد حرفت توضیح دادم.در مورد اینکه این حرف از ما هست یا نه،برو بشین کتابو بخون.

مرد حسابی تو هنوز داستان رو نخوندی بعد میگی داستان نابو خالص رو مورد بحث قرار میدی.

این حرفایی که الان داری میزنی رو بر پایه یه سری سایت داری میگی نه داستان اصلی.تو اصلا مفهوم داستان ناب رو فهمیدی که در مورد اون بحث داری.؟ :D$

خجالت داره واقعا.راحت به مایی که داستان رو هزار بار خوندیم و نقد کردیم تهمت میزنی که حرفامون زاییده ذهن خودمون و پایه و اساسی نداره،بعد میگی داستان ناب رو مورد بحث قرار میدی،همه اینا هم در حالیه که داستان رو نخوندی.

اگه خیلی مشتاقی که داستان رو بررسی کنی و کتاب رو هم نخونی،برو خود تالکین رو از تو قبر درار ازش سوال کن!گرچه بعید میدونم اگه میفهمید داستان رو نخوندی،حتی بهت نگاهم بکنه :D :D :D

بازم یه نکته

من پرسیدم شغل و کار ماندوس چیه؟

تو موندی

اصلا سوالمو جواب ندادی

جوابتو دادم.برو بخون

ببین

کل پستت بر حرف های من اشاره داره و چون توضیح موضیح زیاد دادی...و خلاصه بخش اعظم حرفت به سطح اشاره داره و من بخ خدا حوصله ندارم که جواب بدم..

پس نقل قول اضافه نمیزنم و کاوش هم نمیکنم.

فقط در مورد نظر خودت بحث میکنم

بهم بگو

اگر ماندوس...نتیجش اینه

و امتحان هم نتیجش اون..

بلا اخره اینا میرن به این که بدی و خوبی..در یه تالار .فقط زندانی میشن و مجازاتی ندارن...

یعنی فقط باهمن.

بلا اخره این پلیدی یک روز ریشه کن میشه و اگر اون ریشه کن شد...چه کسی بعد از اون امتحان میشه؟

طبق حرف خودت.

در مورد جهان پس از مرگ ما چی میدونیم.؟این حرفی که تو میزنی با تعاریف علم(لدنی و اون یکی رو اسمش یادم نمیاد ) در تناقض نیست.

ما ها علم لدنی نداریم،پس نمیتونیم در مورد پس از مرگ چیزی بدونیم

تا بحث دین..و معاد..دنیا با معاد اردا...بال در نیاورده...هیچی نخونده... گفتی نمیدونیم..؟

ما میدونیم..خوبشم میدونیم...و...پیامبر ما در معراج اونو به حقیقت دید..و طبق گفته های قران بود

یادمه حتی چند تن از علما و ولی فقیه ها را که در وادی اسلام گشتی زندن...و کارهایی را کردند..

تو به من توسیه میکنی برم سیلماریلیون بخونم...منم میگم برو مفاتیح الجنان بخون...

برو تفاسیر قران بخون..برو معراج رو بخون...برو حدیث بخون..

تو از حرف من ایراد میاری من از حرف تو.

به هر جا اشاره کردم...و از هر جا گفتم...قضیه رو گم کردین...و به نحوی بحث رو آب کردین...

یعنی جواب سوال من اینه؟

سوال من در ابتدا این بود که ملکور چرا آفریده شد که پلید بشه و بعد هم هیچ دادگاهی در اون دنیا علیه پلیدی برقرار نشه!

اگر شده پس کو؟

ما قیامت رو داریم

شما ارو چی داره؟

خدا حکمت داره...و خودش...سلطان ابد و اول هست...

ارو چی؟

جایی که به سوال بر میخورین و میمونین چی بگین...

میگین ارو هم میخواسته اینشکلی عمل کنه..

یا مثلا گفتین ارو به جاش اینو گذاشته..

اولا ما (کل بشر) حتی انیشتین هم با ضریب هوشی 820 نمیتونه که از نیوتون باهوش تر بود..

نمیتونه خدا رو تفکر ..کنه... وقتی وسعت آسمان و زمین را

کشف کردی...و وقتی گفتی آسمان زمین چند تا ستاره داره

و وقتی تعداد شن های ساحل رو از سنگ درشد های اون جدا کردی و شمردی...

وقتی دونستی موهای سرم چند تان...وقتی دونستی دنیا چند سال میمونه..وقتی

از همه مهمتر...(به قدرت خدای واقعی) پی بردی....ان وقت بیا و بگو :

تالکین برای اردا خدا آفریده...

و بگو چه عیبی داره که کسی برای داستانش..یه خدا بیافرینه..

چیزی که شمردنی هست...محدود هست...و چیزی که محدود هست..

کوچک....پس تالکین برای آردا...عجب خدای کوچکی آفریده!!

یعنی به راستی فکر میکنین کسی از جنس انسان با صد گرم گوشت...

میتونه یه خدا رو در ذهنش تجسم کنه و حکمت برای اون بیافرینه؟

فکر میکنین چیز هایی که در داستان...در قبال سوال من پاسخی پیدا نمیکنین!

میتونین بگین از حکمت ارو هست؟

و تازه...

من بسسسسسیار اشتباه میکنم که میگم

(یک خدا و فلان و کذا و کذا...)

باید بگم خدا!!!

خدا یکیست......و نمیتونین یکی دیگه در هیچ جای دنیا خلق کنین...

ایا میتونین؟

اگر میتونین..حتی ضره حکمتی ندارن...

چون حکمت آنها حکمت توهه..

و حکمت تو...کوچک...به اندازه ی شن های صاحل...

که با اون مقدار حکمت...آمده ای..و داری در کاغذ قلم...حکمت خدا را طراحی میکنی..

فکر کنیم که این کار راحته...

ولی بی انصاف....آیا حکمت ... آن هم حکمت خدا...بر قلم دنیا میگنجد..؟

به خداوندی خدا..

اگر آسمان آدم بشه.

و ستاره ها و زمین کاغذ..

و کل درختان بهشت جهنم و زمین...و هر آنچه از چوب است.. قلم...

حتی نمیتواند فضیلت و بزرگی کلمه ی

بسم الله الرحمن الرحیم

چه رسد به خود حکمتش...

چه کسی را دیدی...قبل از این که خدای خودش را بشناسد..

خدا بسازد؟

من از تو یه سوال میپرسم...

اگر جواب دادی...

کل بحث رو میتونی پاک کنی

فقط با دو کلمه جواب بدی

آره

و یا

نه

فقط با همین دو کلمه جواب منو بدی...

قول میدی؟

قول میدی که فقط و فقط

با کلمه ی (آره) و یا (نه) جواب بدی؟

قول بده فقط این دوتا باشن

آره نه

اونم فقط با یکی از این دو کلمه باشه

یا اره

و یا نه

غیر از این دو تا کلمه برای من جواب مفهوم نمیشه..

(میفهمی؟)

جواب مفهوم نمیشه

فقط و فقط آره و یا نه

نه هر دو

بلکه یکی

قبول؟

به نظرم تو جواب ندادی به پستام،چون جوابی نداشتی بگی.

تو پست آخرت شیوه دگماتیکی که اکثر آدم های مذهبی دارن رو پیاده کردی.

من یس دارم به گوش ... میخونم؟

من میگم ارو ویژنی از خداست،نه خود خدا!یا کاملا مثل خدا که اگه بود تالکین هم پیامبر میشد(اینو تو همین تاپیک قبلا هم گفتم)

لزومی نداره که ارو به کاملی این خدا باشه که اگه بود،من بینشون تفاوتی قئل نمیشدم(نمیتونستم بشم) و طبق تعاریف اندیشه اسلامی،اونوقت هر دوتای اونها موجوداتی ناقص بودن و هیچ کدوم خدا نیستن

تا زمانی که برای حرف هایی که زدم پاسخی نداشته باشی،منم پاسخی برای حرفات ندارم.

من مفاتیح الجنان و نفسیر نمونه و المیزان و چند تا توضیح المسائل و فراز هایی از نهج البلاغه و خیلی چیزای مذهبی دیگه رو هم مطالعه کردم محض اطلاعت.

به کدوم سوال آره یا نه بگم؟

:D

من هیچ قولی نمیدم.ممکنه اصلا سوالت چیزی باشه که با یه کلمه نشه ج.اب داد.

گر ماندوس...نتیجش اینه

و امتحان هم نتیجش اون..

بلا اخره اینا میرن به این که بدی و خوبی..در یه تالار .فقط زندانی میشن و مجازاتی ندارن...

یعنی فقط باهمن.

بلا اخره این پلیدی یک روز ریشه کن میشه و اگر اون ریشه کن شد...چه کسی بعد از اون امتحان میشه؟

طبق حرف خودت.

عین این سوال رو جواب دادم تو پست های قبلی،حتی اشاره کردم که خود تو هم بهش جواب دادی.

پست های قبلی سطحی نبود،تو نخوندیشون چون بلند بودن احتمالا.

بهت گفتم که روح ها اونجا یا عذاب میبینن یا در آرامشن و این هم عین (دقیقا عین) جزا و پاداش در بهشت و جهنمه.

نکنه انقدر کوته فکر هستی که فکر میکنی،جوی شیر و آتش زوال ناپذیر جزا و پاداش های ما در بهشت و جهنمه.که اگه اینطور باشه خنده داره اصلا بهشت و جهنم.

باز هم میگم داستان رو بخون بعد افاضه فضل بفرما.

من هر جا در مورد مذهب صحبت کردم،دلیل هم آوردم.در مواردی هم که اصلا نمیدونم درسته یا نه و مطالعه ای نداشتم(مث معراج پیامبر و...) اصلا صحبتی نکردم.

امیدوارم همین رویه رو در پیش بگیری.

در ضمن منتظر سوالت،بعد از خونده شدن سه پست قبلیم و اعلام نظرت(نه فرار به جلو) هستم.

من اون سه تا پست رو یه ساعت وقت براش گذاشتم و برام ارزشمند بود اون کار.انتظار دارم که تو هم(همونطور که ازم خواستی که داستانت رو بخونم) درست اون پست رو بخونی و جواب بدی.

ببین

مثل این که چاره ای نیست که من بگم

یاسین دارم به گوش .. میخونم..

این همه از تو قرار گرفتم..

قول میگیرم که یه سوال نهایی رو مطرح کنم

که جوابش یا

آره هست یا نه..

هر چه تا حالا نوشتیم...همه به کنار..

هر چه نتیجه گرفتیم..

همه این میشه که کاملا اختلاف نظر داریم

در عین حال هیچ کدوممون اشتباه نمیکنیم

من دارم طرح سوالی رو میکنم که هم من ..

هم تو رو به جواب و نتیجه گیری نزدیک کنه

با خودم شک میرم که نکنه جواب این سوالا از

داستان خارج باشه..

بنا بر این طرح سوالی رو دیدم با واقعیت و داستان

من دیگه نق قول نمیزنم

خسته شدم

خسته شدی

تاپیک به صفحه ی 11 خودش رسید

صد تا بیشتر پیام دادیم نتونستیم به نتیجه برسیم.

تنها راه فقط اون سوالی هست که

جوابش

یا آره هست

و یا نه

یکی از این دوتا

اگر تو قول بدی

قول بدی که فقط از این دو کلمه ی آره و یا نه استفاده کنی

بنا بر این

منم سوالم رو مطرح میکنم

در غیر این صورت منم مجبورم

همون حرف همیشگی بزنم

و امکان داره این حرف ها...و این صحبت ها..

به بیست صفحه یا شایدم بیشتر برسه..

ولی هنوز به نتیجه نرسیدیم

ما علت تولد ملکور رو داریم جستجو میکنیم

ولی پاسخ های ناکمل اونو به تالار ماندس که محل مرده هاست

کشونده..

دقیقا بلعکس

ما داریم از آفرینش حرف میزنیم.

نه از نابودی

در هر صورت..

بازم دارم میگم

آیا مایلی با شرایط فوق

سوالم رو جواب بدی؟

یا چیز دیگه

باهوش!!!

سووال رو هنوز مطرح نکردم

در صورت قبول کردن شرایط

منم مطرح میکنم

وکیلم؟

من تا سوال رو نبینم هیچ شرطی رو نمیپذیرم.این خیلی طبیعیه.در ضمن علاوه بر من بقیه هم باید بتونن در موردش نظر بدن.

سوالت اگه با همین یک کلمه پاسخ داده میشه،من حاضرم

گفتن سوال مشکلی نداره...

ولی مهم اون احترام و اون بحث سوال است که نباید...تکون بخوره..

فقط آره...یا نه...

تنها همین جواب خواهد بود..

حالا من سوالم رو میگم..

فقط جواب را

یا آره میگیرم

یا نه

نه بیشتر..

بفرما:

فکر کن همه ی آردا در یه سمت..

و جهان واقعی در سمت دیگر..

حالا خوب خوب خوب گوش کن که جواب فقط آره یا نه هست...

شما شیطان آردا را شایسته ی مقایسه با شیطان ابلیس کردین

شما برزخ آردا را شایسته ی مقایسه با برزخ زمین کردین

شما حکمت آردا را شایسته ی مقایسه با حکمت زمین کردین..پس

در نوبتی هم خدای آردا را شایسته ی مقایسه با خدای زمین کنین...

خدای ارو یزدانی است که در ائا حکم دارد و بسیار پر قدرت...و خداست و از همه قویتر است چون خدای آسمان

و زمین ...و مالک آن همه قدرت بسیار مخرب..که حتی ملکور از اون میترسید...همه و همه و همه از خشم اون میترسیدند نماد خشمش..تولکاس بود...که خودت بهتر از من میدونی..هیچ کی ..... هیچکی حریف ارو نمیشه

از پیش آگاه بود...و بسیار زیرکانه و تیز هوشانه عمل میکنه...کسی جرئت مخالفت درگاه اونو نداشت..در واقع

کسی نمیتوانست این کار را بکند...آنقدر قوی بود..که میتوانست آردا را نابود و پودر کند..یا ملکور را نابود کند.

با همه ی قدرت والار..اون فقط یک هبه از علم و دانش خودشو داده بود..که انچنان توغیان کرده بود!!! اون بسسسیار

قدرت من و بسسسسیار بزرگ است!!و بززززرررگترین مجود است...که وجودش را ائا فرا گرفته!

خدای الله نیز یزدان پاک سرشتی است که بسیار پر قدرت...و خداست...و خدای واقعیست چون خدای آسمان و زمینی است وسلطان ازل...خدایی که هیچ وقت از کسی زاییده نشده...

و مالک اسمان زمین ما است

آیا خدای ارو از خدای الله حکیم تر است؟ و با هوش تر؟ و توانا تر؟ و قوی تر؟

آیا خدای ارو از خدای الله بلند تر است؟ و وسیع تر؟ و رحیم تر؟ و دانا تر؟

آره؟

یا

نه؟

فقط بگو

آره؟

یا

نه؟

جواب یکی از این دو کلمه است

این قیاس مع الفارقه.

سوالت از بن مشکل داره.

مث اینه که بگی من بلندترم یا تو خوشگل تر! :D

در هر صورت اگر بخواهیم به ص.رت سطحی نگاه بکنیم و از این مساله بگذریم

جواب صد در صد نه هست.

ارو هیچ گاه نباید با خدای ما در صفات مقایسه بشه

هر چند که در آردا ارو از همه قوی تر،وسیع تر حکیم تر و(همه صفاتی که در مورد خدا گفتی) هست.

این همون چیزیه که ما از اول هم میگفتیم

کل این بحث میخواست همین سوال رو بپرسه از اول؟

اگه جوابت آره باشه که این مشکل وجود داره که تو از اول برداشتی اشتباه در مورد همه ما کرده بودی که ارو رو قوی تر از خدا میدونیم و یه جورایی میخواستی امر به معروف و نهی از منکر بکنی.

هر چند که باید بدونی طبق دینت،تفتیش عقاید ممنوعه و...لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی

اگه هم جوابت نه باشه که این سوال محلی از اعراب نداره.

خوب..

شما نمیخوایین صفات خدای ارو را با خدای الله مقایسه کنین

پس چه باکی داشتین که شیطان اردا را با شیطان اینجا مقایسه کنین؟

این که بگی بی ربطه بی ربطه..

جزء جواب من نیست

لطفا

محکمتر حرف بزن..

تا راحت تر به نتیجه برسیم

بسیار خوب...

من این جواب رو قبول میکنم.

جواب صد در صد نه هست

خوب..

ولی بقیه ی توضیحاتت رو برای خودت بردار..

حالا مایلی در مورد جواب نه حرف بزنیم

اگر جواب صد در صد نه هست

ارو به عنوان خدای یک دنیا...

پس خدای ناقصی است...چون

در قبال یک خدا کم آورد...و به برتری نرسید..

خدای آردا ناقص هست..چون خدای الله حکیم تر و داناتر است..

ارو به انوان نمونه ای از خدا نتوانست...(حکیم کریم بزرگ ) باشد..

و ناقص بود...چون خدای الله از اون بزرگ تر بود..اگر خدای الله از اون بزرگ باشه..

پس ارو ناقص....کم...و شاید هم فانی هست...

خدای ارو ناقص است

و ناقص هیچ وقت با عقل کمش نمی تواند مدیر خوبی باشد..

چون ناقص است

و محدود..

تو العان با دست خودت..

خدای اردا را محدود کردی...

پس محدود نا پایدا ر است و نا پایدار بی عرضش و فانی

چنین مجود محدودی.... نمی تواند حکیم خوبی باشه...

چون اونو خدای اردا لقب دادین...پس کسی جزء اون نمیتونه خدا باشه

و کسی که خداست....و از یک خدا...کم تر است...پس ناقص و فانیست..

ناقص و فانی هیچ گاه نمیتونن قضاوت درستی کنن.. و

همیشه مورد اشتباه هستند.

چون ناقص هستند...

چون (خداست) و خدای (ارو ) در مقابل (خدای) الله کم آورد...و

خدای الله یک خدای کامل است

و خدای ارو یک خدای ناقص.

و ناقص نمیتونه کار حکیمانه بکنه..

چون ناقص است و خدا نیست...

خدا همیشه کامل است...

ولی ارو ناقص...

چون گفتی نه..

خدا همیشه کامل است.

ولی در اینجا خدای الله بزرگتر از خدای ارو شد..

خدای ارو را محدود معرفی کردی...

این که خدای الله حکیم تر دانا تر و پر توان تر است

خدایی که کم بیاورد...

خدا نیست..

خدای اردا محدود است... چون کم است..

و کم محدود است...چون محدود...

و محدود هیچ گاه خدا نشده..

لیکن میتونین بهش بگین (فرمان روای آردا)

ولی شما بر (واژه ی خدا پا فشاری) کردین

این که گفتم تالکین اشتباه میکنه خدای دیگری میساره برای همین بود...

خدای تالکین..از خدای الله ..کم تر است...

من چند مدل خدا داری؟

یه مدل!

خدای پاکو قوی و نیرومند و حکیم و (کامل)

ولی خدای اردا:

خدای پاکو قوی نیرومند و حکیم و (ناقص)

ناقص نمیتونه خدا باشه رفیق..

نه...

و فرصت ملکور هم ریشه در نقص خدای اردا داره...

اگر خدا ی آردا خداست...

پس نباید قدرتش در درجه ای....محدود شود...

چون خداست

ولی خدای ما الله است

پس درجه و مقامش... همیشه برتر بزرگ تر و والا تر است

آفرین Melkor Morgoth

الان الله از ارو برد.

قول می دی دیگه تاپیک نزنی چند تا سوال بپرسی بعدش هم به این نتیجه برسی که الله کامل است؟

می گی خدای الله کامل ترین خدا قبول.

ولی این فقط نظر تو هست.

می خوای بگم قدرت الله کجا محدود است.

حکم اعدام که یه حکم اسلامی هست.

در مقابل قتل یک انسان باید قاتل رو قصاص کرد.

این حکم الله است.

حالا الله می تونه این حکمش رو مثلا تو فرانسه اجرا کنه؟

طبق فلسفه خودت می گم پس گوش کن:

خدای الله ناقص است چون در مقابل قانون اساسی فرانسه کم آورد.

melkor morgoth عزیز پست قبلی خیلی خنده داره.

آخه میگم اینا قیاس مع الفارق هستن میگی حرفم بیربطه.

استدلال استنتاجی ای که تو داری به کار میبریغلطه.تو یکی از مقدم هات با تالی جمله قبلی فرق داره.

استدلال تو به این صورته:

اگر الله در جهان کامل تر از ارو در آردا است،انگاه ارو ناقص است.

در جهان هر چیز که ناقص باشه خطا میکند و فریب میخورد

پس:

ارو خطا میکند و فریب میخورد

استدلال تو از نظر ظاهری درسته.اما به این دقت نکردی که تالی جمله اول در مورد "ارو در آردا" صحبت میکنه و مقدمش در مورد "الله در جهان".

ارو اگر بیاد توی این جهان قطعا از الله ناقص تره.

اما ارو در قیاس با "تمام موجودات آردا" از همانند "الله در قیاس با موجودات جهان" هست.در همون "نسبت"(معنای ریاضی نسبت) کامل هست

این چیزیه که ده هزار بار هم گفتیم.متاسفانه انقدر میخوای حرفت رو به کرسی بنشونی که بعضی وقت ها فکر میکنم پستی که elros زده بسیار از پاسخ من مناسب تره

آفرین الروس جان

اشاره ی بجایی بود

اسلام هیچ کس رو به اعدام محکوم نکرده

میدونی از کجا؟

همان رسولله بود که فرمود:

اسیران جنگ بدر حتی اگر صد نفر کشته باشن و خلاصه برنده ترین باشن

هرگز قصاص نشن...پیامبر انتقام نمیگیره و اجازه ی اونو هم نمیده

پس فرمودن

هرکس از افراد اگر بتونه به 10 مسلمان خواندن و نوشتن یاد بده

آزداه

اگر خدا در اعدام محدود بود...

رسول الله موقعی که همسر ابوصوفیان

جگر حمزه بهترین یار پیامبر را پاره کرد و خونشو نوشید...

بعد از سقوط و تصرف شهر مکه اونو قصاص میکرد...

تو اسلام امروز را با اسلام رسولله مقایسه میکنی؟

مگر نشنیدی رسول خدا فرمود:

در آخر الزمان مردانی خواهند آمد..که مسجد هایی بنا کنند

مثل کاخ..و افراد آن مسجد از بد ترین افراد باشن..و همیشه در فتنه و

جنگ و کسی که از فتنه به دور است آن را به فتنه میکشانند(طرف کشی میکنن)

(مثل انتخابات) و خدا وند در این میان به جال جلال خوش سوگند خورده که:

به بزرگی خودم..در میان آنها چنان فتنه ای می اندازم که همه را حلاک کند...

(که داریم میبینیم) یکمی فکر کن ببین کلمه ی (رحیم چی میتونه باشه؟)

کسی اگر بدونه که خدا چقدر اونو دوست داره...

سکته میکنه..

و اون درویش هایی که دیوانه میشن هم اینا هستن...

خدا بر اونایی که اعدام میکنن و رحمشونو بر روی بنده میبندن..

رحمشونو بسته...و در قیامت...با بدترین شرایطش اونارو میبینی...

یادت باشه همیشه در حرفت میگی:

بسم الله الرحمان الرحیم

ببین چه بنده نوازیست که به این شکل

حتی دشمنانش را هم میبخشد..

خداوند فرمود

حتی اگر بنده ی من شراب بخورد

دزدی بکند

مال مردم خورد

اگر به یگانگی و یکتایی من این که من الله هستم و رحیمم و یکتام...معتقد باشه..

از احل ابرار است و به بهشت میرود.. این مژده ای است که در نحج ال فصاحه آمده و

جبرائیل چنین گفته و مژده ای برای تمام خدا پرستان است...

حتی اگر قرضی داشته باشی..

خدا اونو از فضیلت بی کرانش اونو به صاحبش میده.

تا حالا دیدی خدا فقیر باشه؟

نه

خدا اون قرض رو از بزرگی خودش عدا میکنه و تورو از قرض درمیاره

در ضمن این حرف ها یکمی بحث رو منحرف میکنه ... دیگه ادامه ندیم بهتره..

استدلال تو از نظر ظاهری درسته.اما به این دقت نکردی که تالی جمله اول در مورد "ارو در آردا" صحبت میکنه و مقدمش در مورد "الله در جهان".

ارو اگر بیاد توی این جهان قطعا از الله ناقص تره.

اما ارو در قیاس با "تمام موجودات آردا" از همانند "الله در قیاس با موجودات جهان" هست.در همون "نسبت"(معنای ریاضی نسبت) کامل هست

این چیزیه که ده هزار بار هم گفتیم.متاسفانه انقدر میخوای حرفت رو به کرسی بنشونی که بعضی وقت ها فکر میکنم پستی که elros زده بسیار از پاسخ من مناسب تره

من میدونم

میخوایی بگی که قدرت خدای ارو و خدای الله بنا به شرایط خودشون جدان...

شما همه چیز رو در آردا قابل مقایسه میبینین و منم خدای آردا را با خدای الله قابل می بینم..

گفتم بهت..

ما مگه چند مدل خدا داریم؟

از یه مدل بیشتره؟

تو به چند مدل خدا آگاهی داری؟

اگر میگین ارو خدای آردا است

و واژه ی (خدا) رو روش میزارین

پس قدرتش بیشتر از هر موجودی است

کلمه ی (خدا) در معادل عربی میشه (الله یا لله)

پس این الله آردا با الله ما را مقایسه کن..

کلمه ی خدا همیشه یه معنی داره...

نه بیشتر..ما میدونیم خدا

مجودی است

بسسسسیار بزرگ (بی نهایت)

بسسسسسیار قوی(بی نهایت)

بسسسسیا علیم(بی نهایت)

خوب...من از تو پرسیدم

اکنون..اگر ارو (خدا) اردا هست..

و ...الله (خدا) زمین..

ایا ارو (بسسسیار قوی) بر الله (بسسسیار قوی) برتری دارد؟

تو گفتی نه..

پس خداوند اردا نقص دارد.. و کامل نیست... چون ما یک نوع خدا بیشتر نداریم

حالا امکان داره اونو یک نفر چند تا کنه..ولی یک نوع هست.. اونم از نوع (بی نهایت)

تو بینهایت آردا را در بی نهایت الله مقایسه کن

ببین کدام پیروز و کدام خوار است؟

گفتی ارو خوار است..

پس منم گفتم ارو اگر خدا است.. خدا هیچ وقت محدود نیست..ارو همیشه پر قدرت است

و خدای الله هم همچنین پر قدرت است..تو خدای بینهایت (ارو ) را در قبال خدای بینهایت الله

کم دیدی... و شکست خورده...و کسی که کم از خدایی واقعی باشد...آن خدا نیست و شکست خورده است

چون محدود است...یک بی نهایت شکست نمی خورد...اگر شکست خورد پس یعنی محدود است

تو کدام یک از این خدایان را محدود میشماری؟

خودت با جواب نه گفتی: :D

جواب صد در صد نه هست

خوب این یعنی تو سرشت (بینهایت) خدای آردا را به خدای واقعی که اصل وجود و ماهیت یک خدا آن است محدود کردی...

و گفتی نه در چند پست اخیرت هم حرف هایی از این که ارو کامل کامل نیست و تالکین هم پیامبر نیست زدی خوب حالا

هم حرف سر جاشه..ولی قدرت خدایی همیشه بی نهایت است... چه در آردا و چه در واقعیت..

و تو هم جواب خودتو دادی (نه)

نه کلمه ای بود که از تو گرفتم...

خوب حالا هم داریم رو اون بحث میکنیم.. نه مسخره بازی... و نه وقت رو از دست دادن..

سوال رو جواب بده

تا اینجاشو قبول داری؟

و اگر نداری کجاش؟

کلمه ی ( خدا )

از بی نهایت خبر میدهد(بر اساس واقعیت)

و کسی که (خدایی) میکند..

(بینهایت) است

ولی خدای آردا به خدای الله باخت...

پس اون بی نهایت نیست..

چرا؟! چون:

بینهایت هرگز نمیبازد

و اگر بخوایی قدرت هر کدومشو در شرایط خودش نگه داری..

باشه...

ولی باز هم نمیتونه از جوابی که گفتی (نه) روی گردان باشی.

اگر بخوایی این کار رو بکنی.

عیبی نداره.

ولی ما یک مدل خدا بیشتر نداریم..

اونم مدل (بی نهایت) است

ما چشممون رو به جهان باز کردیم و یک مدل خدا دیدیم..

آسمان ها و زمین هم همه یک مدل خدا دیدن

اونم (بی نهایت) است... نه بیشتر..

ولی این چه خدایی است که به مبارزه ی (خدای الله) باخت؟

و تو هم صدرصد نه گفتی؟

این چه خدایی است؟

اگر خدا متفاوت است؟

بگو..

اگر نه ارو خدا نیست

پس کیست؟

اگر خدا هست پس چرا به مقایسه ی (الله) باخت؟

مگر خدا نیست؟

و مگر خدا بی نهایت نیست؟

پستات نشون میده که نه یک کلمه از حرفای منو فهمیدی،نه حتی اگه بخوام هم بهت حالی کنم نمیفهمی.

من جدا دیگه بحثی ندارم.به قول الروس:باشه آقا قبول:تو بردی!تو اصلا خوب،تو زورو

در مورد قصاص هم نص صریح قرآنه و مجازات قانون جزای اسلامی هم فقط اعدام اسلامی هست.

اینکه پیامبر میبخشیده از دست و دلبازی خودش بوده،اینکه بقیه نبخشن و اسلام حق اعدام رو بهشون میده در صدر اسلام هم بوده.

سعی نکن خشونت اسلام رو انکار کنی

بسیار خوب

تو یه جور جواب دادی...

منم یه جور بحث کردم

تو یه جور استنتاج آیة کردی و

من هم یه جور استنتاج استدلال کردم..

چیزی که تو به صورت غائط سوال میدونی

نتیجه ی بی هم نظری من و تو هست..

مقابح الله اردا بسیار فزونی پیدا کرده و منم

برای استنتاج آیة ی برای هر دو تون باشه

مجبور به استنتاج آیة شدم و پاسخ همانند زمین غائطی بود که

به باب میل جناب عالی نبود..علتشم غائط استدلال تو بود.

مقابح ایلوواتار به قدری بود که عمور آردا حتی غائبانه

اداره میشه و کار به که مه سپرده شده..

و این کار اون حتی به میزان غرلة نیز بها نداشته ره و عدالت یک

الله کاملا به صورت ابوالیسع عمل میکنه و مقابیح عدالت و قدرت را

بسیار با استدلالی که غرلة نیز به پلیدی آن نیست داری آیة سوال من میکنی

حتی یک خصوصیت اریس در این خدایی نمیبینم که حتی در کوچکترین کار به اندازه ی

ابوالیسع هیچ اراده ی شائح از اون نمیبینم ... حتی استدلال و کل آیة همه ی جواب تو نیز

به صورت شائح است و غائط حرف هاتون بشدت زیاده...اگر شما نتوانستین به هفت سوال

من که به اندازه ی حجاب کحلی نهان بودن...تنها میگفت که الله اردا با مساکت هست. که این

حرف برای شما حجاب داره و از چشم شما غیب...که حتی استدلال مفطوم نیز از اون جواب بیشتره

که تو آیة کردی...

روایت حرفت فقط اینو میگه که بدون این که سوال رو بخونی و بهش بیندیشی

محکوم استدلالت میکنی حتی امتیاز کائنات عالم رو از اون میگیری و نمیزاری حتی اون سوال به چشم بیاد

حتی اگر تو هم بکشی کنار...آینده ی بد واسه این داستان موج میزنه.چون من نمیتونم اصبات آیة بکنم ولی یکی دیگه از

کائنات عالم بلا اخره یه جوری استدلال میکنه که شما فکر نمی کنین قضیه باید اینجا حل بشه؟

سوالمو جواب بده!!

وظیفه ی فروم چیه؟

مگر فقط بحث هدف منه؟

این سایت واسه چیه؟

به همین راحتی .؟

کشیدی کنار و حرفاتو زیر پا گذاشتی؟

در مورد اون حرفتم باید بگم که اسلام با سه کس خشن هست..

یکی مغرور و کافر

دیگری کسی که خودش خودشو به بی راهه بزنه..

کسی که دوست و یاور مغرور و کافر باشه

و پل های رفته ی خودشو بشکنه...اگر غیر از این سه مورد

کسی اعدام و نابود شد...

عدام کننده و قاضی جهنمی و خطا کار هستند

اسلام به اصل رحمت بسیار اتکا داره

آیا وقتی فاطمه ی زهرا شهید شدن..

وقتی علی (ع) قاتلشو دیدن؟

کشتش؟

نه!

اگر اونا دست دلبازن ...

پس ما هم باید دست دلباز باشیم و مثل اونا باشیم تا بتونیم (مومن) باشیم

اگر نباشیم... پس از اصحاب شیطانیم..و قاتل هم

پس

پس تو داری در اینجا چی رو به بار من میکنی؟

ارو در قیاس با "تمام موجودات آردا" از همانند "الله در قیاس با موجودات جهان" هست.

من بهت چی گفتم؟

نگفتم (" داری میگی که شرایط قدرت ارو با خدای الله جدان")

ها؟

حرفت رو میگم...تو.. جاخالی میدی...

اگر میتونی جواب بده..اگر نمیتونی من که بزرو ننداختمت تو بحث...

اگر تو نمیتونی جواب بدی دلیل اصلیش نقص خود داستانه..

این داستان کاملا ناقصه...

یک خدا... خدایی که ریشه ی همه چی هست..

آیا در مقابل یک خوای دیگر از جهان ما...دوام میاره یا نه؟

گفتی نه..

در صورتی که خدا بی نهایت است و بی نهایت شکست نا پذیر...

ملت مسخره ی تو هستن؟

کاری رو که شروع کردی رو تا اخرش برو...بعد هر چی دلت بخواد بگو غلطه..بی ربطه...اشتباهه...من ناظرم..من فلانم...

اول بحثو تموم کن بعد بگو..

راستشو بگم چرا اینو گفتی؟

گزارش نوشته نامناسب پاسخ بهمراه نقل قول

پستات نشون میده که نه یک کلمه از حرفای منو فهمیدی،نه حتی اگه بخوام هم بهت حالی کنم نمیفهمی.

من جدا دیگه بحثی ندارم.به قول الروس:باشه آقا قبول:تو بردی!تو اصلا خوب،تو زورو

چون چیزی برای گفتن نداری..

و بلا شک ناچاری بگی داستان ناقص است...

و نمیتونه خودشو پنهون کنه..

بهانه میاری..

بهت بر نخوره..

ولی بهانه نیار..

داری میلغزی که در ری...

راستشو بگم؟

نلغز و ادامه بده و خسته هم نشو

الروسی که مثال زدی..

مگه همون الروس نیست که داره بالا بهم پیام میده؟

مگه همون نبود که گفت؟

و اظهار نظر کرد؟

مگه نکشیده بود کنار؟

ولی مرده!!

دباره اومد...و حرف زد..

حالا تو بهانه نیار و یهو در نرو

بمون حرف بزنیم..و نتیجه بگیریم

یه چیزی بگم..بینمون باشه

حتی اگر هزار بار یه سوال رو بپرسم..

وقتی ببینی نتیجه ی بحث به سود تو هست...

میبینی که هر هزار بارشو جواب میدی بدون این که

حتی ضره ای از علاقه ی تو و اون شوقت کم بشه..

خوب یکمی سر حرفت وایستا...

می دونی Melkor Morgoth مشکل تو چیه از حرف های بقیه چیزی که خودت می خوای رو می شنوی.

حتی در مورد اسلام و خدا هر جور خودت دوست داری تفسیر می کنی.

تو اسلام امروز را با اسلام رسولله مقایسه میکنی؟

مگر نشنیدی رسول خدا فرمود:

در آخر الزمان مردانی خواهند آمد..که مسجد هایی بنا کنند

مثل کاخ..و افراد آن مسجد از بد ترین افراد باشن..و همیشه در فتنه و

جنگ و کسی که از فتنه به دور است آن را به فتنه میکشانند(طرف کشی میکنن)

(مثل انتخابات) و خدا وند در این میان به جال جلال خوش سوگند خورده که:

به بزرگی خودم..در میان آنها چنان فتنه ای می اندازم که همه را حلاک کند...

من کجای حرف هام اسلام امروزی رو با اسلم رسول الله مقایسه کردم؟

خداوند فرمود

حتی اگر بنده ی من شراب بخورد

دزدی بکند

مال مردم خورد

اگر به یگانگی و یکتایی من این که من الله هستم و رحیمم و یکتام...معتقد باشه..

از احل ابرار است و به بهشت میرود.. این مژده ای است که در نحج ال فصاحه آمده و

جبرائیل چنین گفته و مژده ای برای تمام خدا پرستان است...

اینایی رو که می گی خدا نمی تونست تو قرآن بگه (تو قرآن تو قرآن کتاب الله)

حتی اگر قرضی داشته باشی..

خدا اونو از فضیلت بی کرانش اونو به صاحبش میده.

تا حالا دیدی خدا فقیر باشه؟

نه

خدا اون قرض رو از بزرگی خودش عدا میکنه و تورو از قرض درمیاره

پس قرآن نخوندی که خدا می گه از حق خودش می گذره ولی از حق الناس نمی گذره

خدا بر اونایی که اعدام میکنن و رحمشونو بر روی بنده میبندن..

رحمشونو بسته...و در قیامت...با بدترین شرایطش اونارو میبینی...

اگه این جوری که تو می گی هست خدا چه ظالمی هست. چون قانون اعدام رو خودش گذاشته.

در ضمن این حرف ها یکمی بحث رو منحرف میکنه ... دیگه ادامه ندیم بهتره..

خودت سایت رو مذهبی کردی.

تحملت رو زیاد کن.

سعی کن صداهای مخالفت رو بشنوی.

سلام

و نکته:

خودت سایت رو مذهبی کردی.

تحملت رو زیاد کن.

سعی کن صداهای مخالفت رو بشنوی.

ای بابا من سر پا گوشم...تو چرا انقدر فکر منفی تو مغزت میکنی..

مگه من نبودم گفتم: بحث رو به واقعیت نکشونین؟

مگه من نبودم گفتم بحث رو مذهبی نکن...

نگفتم؟

بی تنصافیه..

اگه این جوری که تو می گی هست خدا چه ظالمی هست. چون قانون اعدام رو خودش گذاشته.

ببین اولا ما مال خداییم (فراموش نکن) هر کاری خواست میتونه با ما بکنه

دوما سوال اصلی رو جواب ندادی...سوال اصلی رو در پسخ آخرم گفتم

سوما در اینجا منظورم (کسی هست که فرد رو محکوم به اعدام میکنه)

قاضی منظورمه

پس قرآن نخوندی که خدا می گه از حق خودش می گذره ولی از حق الناس نمی گذره

این پاسخ رو خودم قصد داشتم که دادم...

خداوند بر کافر و بر متکبر...رحمشو میبنده..

ولی اگر شخصی مومن باشه یا حد اقل به وجود خدا اعتقاد داشته باشه

خداوند از فضل برکت بی پایانش..به کسی که طلب کار هست..

میبخشه و اونو از قرض در میاره..

اینایی رو که می گی خدا نمی تونست تو قرآن بگه (تو قرآن تو قرآن کتاب الله)

مشخص کن.

خدا بر همه چی آگاه و بر همه چی عالمه

و یه چیز دیگه اون جمله در (نحج الفصاحه) هست..برو بخون

در ضمن سوال آخری رو جواب بده!!

من کجای حرف هام اسلام امروزی رو با اسلم رسول الله مقایسه کردم؟

کسی نگفت تو گفتی...من دارم کنایه میزنم..دارم میگم این دوره زمونه اعدام نخودی هست

واسه همین

می دونی Melkor Morgoth مشکل تو چیه از حرف های بقیه چیزی که خودت می خوای رو می شنوی.

حتی در مورد اسلام و خدا هر جور خودت دوست داری تفسیر می کنی

حتی اگر چنین باشه که نیست شما باید جواب بدین

العان هم منتظر جواب یکی هستم که بیاد مشخص کنه:

وقتی خدا خدا است

چطور کوچکتر از خدای واقعیست؟

که گفته بودین(نه)

خوب جواب بقیه رو مشخص کنین

میخوایی دباره سوالم رو تکرار کنم؟

اونجا هست پست آخریم

یک کپی از سوال آخرم که بی جواب ماند.

کلمه ی ( خدا )

از بی نهایت خبر میدهد(بر اساس واقعیت)

و کسی که (خدایی) میکند..

(بینهایت) است

ولی خدای آردا به خدای الله باخت...

پس اون بی نهایت نیست..

چرا؟! چون:

بینهایت هرگز نمیبازد

و اگر بخوایی قدرت هر کدومشو در شرایط خودش نگه داری..

باشه...

ولی باز هم نمیتونه از جوابی که گفتی (نه) روی گردان باشی.

اگر بخوایی این کار رو بکنی.

عیبی نداره.

ولی ما یک مدل خدا بیشتر نداریم..

اونم مدل (بی نهایت) است

ما چشممون رو به جهان باز کردیم و یک مدل خدا دیدیم..

آسمان ها و زمین هم همه یک مدل خدا دیدن

اونم (بی نهایت) است... نه بیشتر..

ولی این چه خدایی است که به مبارزه ی (خدای الله) باخت؟

و تو هم صدرصد نه گفتی؟

این چه خدایی است؟

اگر خدا متفاوت است؟

بگو..

اگر نه ارو خدا نیست

پس کیست؟

اگر خدا هست پس چرا به مقایسه ی (الله) باخت؟

مگر خدا نیست؟

و مگر خدا بی نهایت نیست؟

مگر نه این که بی نهایت هرگز نمیبازد؟

مگر نه این که خدا بی نهایت است؟

دوستان فقط یه چیزی..

میدونم تو ذهن همتون این مسئله هست...و دارین

بحث میکنین

میدونم چالش هست و دارین در چالش شریک میشین

فقط یه چیزی.

من مدت زیادی نخواهم بود...

یعنی دیگه اینترنت نخواهم آمد..

و خیلی خیلی دیر دیر میام..بالا..

یه نکته ی دیگه این که برای این که بحث فورا تموم بشه..

سعی کنین دیگه به سوالات تو جمله ای اشاره نکنین

مثلا نقل قول نزنین که زود نتیجه بگیریم..

اگر میتونین سریع...ممنون

j زمانی که دوس داری از لغات سجع و کلمات سنگین استفاده کنی،حد اقل املاشون رو درست بنویس!

کلی زحمت کشیدم تا تونستم مفهوم اون پستت با غلط املایی هاش رو بفهمم.

تو یه پست چن تا سوال قرمز پرسیدی که کاملا نشان از حماقت داره.تو چشم و گوش خودتو بستی ،فقط داری حرف خودتو داد میزنی.

به من میگی یه استدلال اوردم و تو از یه منظر دیگه استدلال کردی.

دوست عزیز:استدلال استنتاجی(p آنگاه q) یه مبحث کاملا ریاضیه و من با منطق کاملا دقیق برات اثبات کردم که پایه های استدلالت از بن ویرانه.تو حالا میگی من یه جور دیگه نگاه میکنم.

دو به علاوه دو همواره در ریاضیات میشود چهار!

بله در توهم و تخیل،ممکن است پنج بشود!

یا بگو که برهان منو نفهمیدی که برات دوباره توضیح بدم،یا اینکه همینی که تو میگی:من حرفی ندارم،من از زیر بحث در میرم و ....

ببین:اگه ارو وارد دنیای واقعی بشه:بله در مقابل الله کم میاره.ولی در دنیای خودش خداست(متوجه میشی؟در آردا الله نداریم!)انقدر سخته؟

دو تا دنیای کاملا متفاوت واقعا درکش انقدر مشکله؟هزار بار گفتم،آردا ویژنی از این دنیاست.نه کلش و تو هی باز هم حرف خودت رو میزنی.

آره با این وضعیت من خسته میشم،وقتی هر طور برهان و استدلال میارم،هیچکدوم رو متوجه نمیشی(اینجا منظورم اینه که حرفایی که زدم همه درستن و اگر تو نمیفهمیشون،مشکل از جای دیگه هست) چه نیازی به بحث هست؟

اصلا قبول:حرفای تو درست،حرفای من غلط.

هر کس این تاپیک رو بخونه(که هدف سایت هم همینه) خودش میتونه نتیجه گیری داشته باشه روش

کلمه ی ( خدا )

از بی نهایت خبر میدهد(بر اساس واقعیت)

و کسی که (خدایی) میکند..

(بینهایت) است

خوب کلمه "خدا" از نظر واژه شناسی معنای بی نهایت نمیده.

در اسلام هم من اسامی خدا رو دیدم معنی هیچ کدامش بی نهایت نبود.(پیدا کردن لیست اسامی خدا کار سختی نیست خودت می تونی بری ببینی)

و کسی که (خدایی) میکند..

(بینهایت) است

ببین خدایان المپ نشین هم یه زمانی خدایی می کردن.

یعنی به خاطر اون ها جنگ می شد.

در راهشون قربانی می کردن.

یا مثلا لات و عزا که دختران الله بودن.(اینو از عمد گفتم که بدونی واژه الله اسلامی نیست و خیلی قبل تر از اسلام توسط اعراب استفاده می شده.) چه ثروت هایی که داشتن چه قدر آدم می رفت زیارتشون.چه قدر نظرشون می کردن.

الان ازشون جز اسمی مونده؟

الان کسی در راهشون می میره؟

فکر کنم همین قدر بس باشه بریم سراغ بقیه سوالت

این چه خدایی است که به مبارزه ی (خدای الله) باخت؟

و تو هم صدرصد نه گفتی؟

این چه خدایی است؟

اگر خدا متفاوت است؟

بگو..

اگر نه ارو خدا نیست

پس کیست؟

اگر خدا هست پس چرا به مقایسه ی (الله) باخت؟

مگر خدا نیست؟

و مگر خدا بی نهایت نیست؟

مگر نه این که بی نهایت هرگز نمیبازد؟

مگر نه این که خدا بی نهایت است؟

خوب مثل اینکه دوستمون قبول کرده ارو شکست می خوره.

شما فرض کن من و بقیه هم قبول کردیم.

حالا چیکار کنیم؟

داستان های تالکین رو بریزیم دور؟

برای آثار تالکین جشن کتاب سوزان بگیریم؟

این جوری که شما به ادبیات نگاه می کنی فقط ارو شکست نمی خوره در مقابل واقعیت همه داستان ها شکست می خورن. شما هر شخصیتی رو که خواستی آراگورن ، اسپایدرمن ، بتمن ، رابین هود ، رستم و ... بیار تو دنیای واقعی تا نشونت بدم گلوله چه جوری همشون رو شکست می ده.

عزیز اگه شما چند قرن پیش شاه ایران بودی الان یه نسخه از شاهنامه هم موجود نبود.

و بهت توصیه می کنم اطلاعاتت رو درباره خدا و اسلام بیشتر بکن.

و بهت توصیه می کنم اطلاعاتت رو درباره خدا و اسلام بیشتر بکن

این اعراب بودند که اسم خدا را که (الله) بود به تخته سنگ...حتی گاو موش و شیطان میگذاشتند..

الله نام خدای قرآن است و یک خدا بیشتر نداریم (نیست معبودی جزء خدا) قبل از همه ی این خدایان ساختگی

الله قران بود که حاکم بود و هست... و خواهد بود.

این جوری که شما به ادبیات نگاه می کنی فقط ارو شکست نمی خوره در مقابل واقعیت همه داستان ها شکست می خورن. شما هر شخصیتی رو که خواستی آراگورن ، اسپایدرمن ، بتمن ، رابین هود ، رستم و ... بیار تو دنیای واقعی تا نشونت بدم گلوله چه جوری همشون رو شکست می ده.

عزیز اگه شما چند قرن پیش شاه ایران بودی الان یه نسخه از شاهنامه هم موجود نبود.

نخیر...

این داستانایی که تو مثال زدی در زاویه ی دید و تفکر آدم میگنجند چون همشون انسانن ولی این که تالکین بیاد

یک خدا در داستانش بگذاره...با خیلی چیز ها امکان داره تناقض پیدا کنه که شده...مثال هم زدم

آیا فکر میکنی بشر میتونه در داستانش چیزی رو بگنجونه که حتی در ذهن خودشم نمیگنجه؟

میتونه خدایی بسازه که قبل از این که خدای خودشو بشناسه؟

حالا چیکار کنیم؟

داستان های تالکین رو بریزیم دور؟

برای آثار تالکین جشن کتاب سوزان بگیریم؟

نخیر من اشتباه تالکین رو گفتم...و نتخاب رو به شما میدم..برین هر کاری خواستین بکنین

من کل حرفم اینه که اگر چیزی کوچک تر از تک خدای واقعی باشه...پس ناقص و فانیه

به قول معروف چیزی که شمردنیه محدوده و محدود ناپایدار و ناپایدار (فانی) مگر این که خدا بخواد

ببین خدایان المپ نشین هم یه زمانی خدایی می کردن.

یعنی به خاطر اون ها جنگ می شد.

در راهشون قربانی می کردن.

یا مثلا لات و عزا که دختران الله بودن.(اینو از عمد گفتم که بدونی واژه الله اسلامی نیست و خیلی قبل تر از اسلام توسط اعراب استفاده می شده.) چه ثروت هایی که داشتن چه قدر آدم می رفت زیارتشون.چه قدر نظرشون می کردن.

الان ازشون جز اسمی مونده؟

الان کسی در راهشون می میره؟

این اعراب بودند که اسم خدا را که (الله) بود به تخته سنگ...حتی گاو موش و شیطان میگذاشتند..

الله نام خدای قرآن است و یک خدا بیشتر نداریم (نیست معبودی جزء خدا) قبل از همه ی این خدایان ساختگی

الله قران بود که حاکم بود و هست... و خواهد بود.

خوب کلمه "خدا" از نظر واژه شناسی معنای بی نهایت نمیده.

در اسلام هم من اسامی خدا رو دیدم معنی هیچ کدامش بی نهایت نبود.(پیدا کردن لیست اسامی خدا کار سختی نیست خودت می تونی بری ببینی)

من کی گفتم معنای بی نهایت میده؟

من گفتم (خبر از بی نهایت میده)

لطفا پاسخ گوی سوال باش که

چند نوع خدا داریم؟

تو چند مدل خدا میشناسی؟

از یه مدل بیشتره؟

مگر شما نبودین که میگفتین ارو خداست؟

مگر خدا شکست میخوره؟

اگر خدا نیست؟

پس کیست؟

فرض کنیم که همه ی اینا در سر جای خودشون باشه...

ولی باز هم برای صابت کردن خدایی اون و خدا بودنش باید

اونو مورد آزمایش قرار بدیم.

چطوری؟

اینجوری:

من یک سوال دیگر هم دارم که اونم اینجوری..

با (اره یا نه ) هست

یعنی با یک کلمه جوابش میدی...

قبول؟

اگر قبول هست میپرسم

دوست عزیز الروس جان

از تو خیلی خوشم اومده.

همان طور که از تولکاس خوشم اومده.

از تولکاس یه سوال پرسیدم.

با آره و نه پاسخ داد

اکنون از تو هم یه سوال دارم.

که با آره و نه پاسخ داده میشه.

آیا سوالم رو بپرسم؟

فقط با آره یا نه جواب بده

با دو کلمه

بگم؟

بگم؟

پسرای آقای ارو چکار کردن که انقدر والار شدن؟ :D

حالا از شوخی بگذریم..

سوال رو بعد از جوابت میگم..

یه چیزی همتای سوال قبلیم هست که مثل اونه

این اعراب بودند که اسم خدا را که (الله) بود به تخته سنگ...حتی گاو موش و شیطان میگذاشتند..

الله نام خدای قرآن است و یک خدا بیشتر نداریم (نیست معبودی جزء خدا) قبل از همه ی این خدایان ساختگی

الله قران بود که حاکم بود و هست... و خواهد بود.

واژه الله یک واژه کاملا عربی که صدها سال قبل از ظهور اسلام استفاده می شده.

حتی امروز هم عرب های مسیحی از واژه الله استفاده می کنن برای خدا.

این داستانایی که تو مثال زدی در زاویه ی دید و تفکر آدم میگنجند چون همشون انسانن ولی این که تالکین بیاد

یک خدا در داستانش بگذاره...با خیلی چیز ها امکان داره تناقض پیدا کنه که شده...مثال هم زدم

آیا فکر میکنی بشر میتونه در داستانش چیزی رو بگنجونه که حتی در ذهن خودشم نمیگنجه؟

میتونه خدایی بسازه که قبل از این که خدای خودشو بشناسه؟

یعنی شما تا حالا اثر دیگه ای رو ندیدی که نویسندش توش یک خدا ساخته باشه؟

نخیر من اشتباه تالکین رو گفتم...و نتخاب رو به شما میدم..برین هر کاری خواستین بکنین

من کل حرفم اینه که اگر چیزی کوچک تر از تک خدای واقعی باشه...پس ناقص و فانیه

به قول معروف چیزی که شمردنیه محدوده و محدود ناپایدار و ناپایدار (فانی) مگر این که خدا بخواد

میشه انتخاب خودت رو به ما بگی؟

من کی گفتم معنای بی نهایت میده؟

من گفتم (خبر از بی نهایت میده)

لطفا پاسخ گوی سوال باش که

چند نوع خدا داریم؟

تو چند مدل خدا میشناسی؟

از یه مدل بیشتره؟

مگر شما نبودین که میگفتین ارو خداست؟

آقا از نظر من از یه مدل بیشتره.

و این حرفم ربطی به این نداره که شما یه خدا رو قبول داری یا چندتا خدا رو.

ربطی به عقاید شخصی نداره.

در حال حاضر رو کره زمین بیش از یک خدا وجود داره.

نشونه ی این خداها که می گم چیه؟ اینه که قدرت دارن.

الان در حال حاضر بیش از یه خدا رو زمین قدرت داره.

و در حال حاضر خدایی که شما بهش اعتقاد داری می تونه با خدایی که یکی دیگه اعتقاد داره خصوصیاتش فرق داشته باشه.

مگر خدا شکست میخوره؟

اگر خدا نیست؟

پس کیست؟

فرض کنیم که همه ی اینا در سر جای خودشون باشه...

ولی باز هم برای صابت کردن خدایی اون و خدا بودنش باید

اونو مورد آزمایش قرار بدیم.

چه جوری می خوای ارو رو مورد آزمایش قرار بدی؟

مگه بهش دسترسی داری؟

دوست عزیز الروس جان

از تو خیلی خوشم اومده.

همان طور که از تولکاس خوشم اومده.

از تولکاس یه سوال پرسیدم.

با آره و نه پاسخ داد

اکنون از تو هم یه سوال دارم.

که با آره و نه پاسخ داده میشه.

آیا سوالم رو بپرسم؟

فقط با آره یا نه جواب بده

با دو کلمه

قبول؟

یه چیزی همتای سوال قبلیم هست که مثل اونه

تو از تولکاس پرسیدی ارو از الله شکست می خوره یا نه؟ تولکاس گفت نه.

اینجا من می گم این سوال کلا غلط هست.

ارو با الله یک تفاوت آشکار دارن.

چیه؟

ارو رو تالکین در داستانش آورد و هیچ جا ادعا نکرد واقعی هست.

اما الله.

پیامبر با مردم از خدای واحدی یاد کرد(الله)

و گفت تنها خدای جهان هست و مردم رو به پرستشش دعوت کرد(یعنی ادعا کرد واقعیه وجود داره)

حالا تفاوت رو متوجه می شی چی هست؟

حالا ما فرض رو می ذاریم روی این که من و تو حرف پیامبر رو پذیرفتیم. و الله وجود دارد.

حالا می خوایم الله و ارو رو با هم مقایسه کنیم.

راه چیه؟ باید فرض کنیم که ارو می تونه هست شه (یعنی فرض می کنیم که ارو در دنیای واقعی وجود داره)

پس حالا که هر دو در دنیای واقعی وجود دارن می تونیم با هم مقایسه شون کنیم.

اما یه مشکل وجود داره ما حداقل به یکی از خداها (الله) دسترسی نداریم.

پس باید مقایسه رو از روی صفاتشون انجام بدیم.

حالا صفاتشون چیه؟

اولین نکته اینه که هر دو ادعا می کنن یگانه هستند.

دوم دیدیم که ارو نومه نور رو زیر و رو کرد. پس ارو هم قدرت هایی داره.

پس باز به مشکل برخوردیم.

حالا مطابق حرف تو فرض می کنیم الله قدرت بیشتری داره.

آیا همیشه قدرت نتیجه میده پیروزی.

آیا بارها عکسش رو ندیدیم؟

می رسیم به سوال تو که پرسیده بودی ارو از الله شکست می خورد یا نه؟

فکر کنم بعد از این حرف ها بفهمی که نمی شه بین گزینه آره و نه یکی را انتخاب کرد.

و جواب من "نمی دانم" است.

و اگه سوالی که می خواهی بپرسی مثل این سوالت باشه.(ببخشید رک می گم غیرمنطقی) و بخواهی براش دو گزینه آره ونه در نظر بگیری بهتره نپرسی.

و یه چیز دیگه:

لطفا به همه ی حرف هام جواب بده نه اون قسمت هایی رو که دوست داری.

الروس عزیز،قربون دهنت.زمانی که میگم این قیاس مع الفارق هست،= و استدلالش از نظر منطقی مشکل داره،قبول نمیکنه!

امیدوارم با لحنی که تو گفتی متوجه منظور شده باشه.

اما در مورد اینکه ارو هست بشود در این دنیا،نظرم با تو مخالفه.

طبق یک پیش فرض اولیه ادیان الهی(که البته من قبول دارم و تو میتونی نداشته باشی) وحدانیت و واجب الوجود بودنش اثبات میشه واگر ارو بتونه با خدا برابری کنه دو حالت داره:یا ارو خود خداست یا اینکه هیچکدوم خدا نیستن

من كه زياد در جريان اين قضيه نبودم ... ولي الان كه كمي از مطلب رو دارم ميخونم ميبينم كه واقعن بحث بيخوديه كه شما راه انداختي ملكور جان! ... من به تولكاس و الروس بقيه بچه ها واقعن حق ميدم كه از دست سوال ها و استدلال هاي تو خسته بشن ... استدلال هايي كه به نظر خودت منطقي اما در نظر بيننده واقعن بچگانه مياد! فكر مي كني اگر مثلا هي ارجاع بدي به مفاتيح الجنان يا نهج الفصاحه يا اصلن خوده قرآن در طرز تفكر بقيه چيزي عوض ميشه؟! ...

به نظرم تو چيزيو به خودت قبولوندي و سعي داري تا هر جور شده ازش دفاع كني... هر چي هم بقيه برات دليل ميارن ميخواي از دلايل اونها سوء استفاده كني و به قولي رو دستي بزني ... و از نوشته هات به نظر مياد كه اصلن به كنه قضيه توجهي نداري ... فقط در پي جواب دادن يا به قولي "كم نياوردن" هستي ... برادر من يكم حرفي كه ميزني رو مزه مزه كن!

هيچ كس نگفت ارو رو با خداي جهان مقايسه كن! اصلا چرا مقايسه؟! ... به نظر من مشكلي كه تو داي اينه كه بعد از خوندن كتاب سعي داري فورا اون رو با دنياي بيرون منطبق كني ... اول انسان بايد ببينه جنبه ي خودش در چه حده بعد شروع به انتقاد از يك نوشته ي ادبي بكنه ... به نظر من اين حرفاي شما تنها ازبي جنبگي و تعصبات افراطي هستش كه داري!! حرف هايي كه تو مدرسه و دانشگاه راجع به فلسفه ي آفرينش ميزنند رو همه قبول دارند... شما لازم نيست اينهارو ياد آور بشي {كه به نظر من داري با اين كارت يه جور فخر فروشي مي كني!} مسئله اينه كه وقتي شما كتاب رو بستي ديگه وارد دنياي حقيقت شدي و تمام چيزهايي كه توي اون كتاب بوده با بستن كتاب بايد تموم بشه نه اينكه تازه بعد از هر بار كتاب خوندن با خودت كلنجار بري كه فلان نويسنده كفر گفته يا فلاني داستانش پر از ايراده! ...

حالا ته تهش هم اگه نتونستي خودت رو راضي كني خب برادر من چيكار به عقايد ديگران داري؟! ... اونا خوشون ميدونن چجوري از پس اين قضيه بر بيان! ... اصلن شايد دوست داشته باشه ارو رو به عنوان خداي خودش بپذيره و كافر به الله بشه! ... شما به نظرم الان خودتو جاي يك پيامبر تصور كردي و ميخواي يه عده جاهل رو كه تو اين سايت به كفر گفتن مشغولند رو به راه راست هدايت كني! ... نخير عزيز هيچ كس مثل شما اينقدر جدي به قضيه نگاه نمي كنه ... اين كه ميبيني موضوع داره كش دار ميشه به خاطر اصرار خودته! ... وگرنه اين موضوع خيلي ساده تر از ايناس! ...

عامل اصلي لجبازي شماست... كه نمي خواي متوجه بشي!

يكي از اشتباهات ديگه ي شما هم اينه كه شما صاف اومدي توي يك سايتي كه مجمع هواداران تالكينه! پس نبايد انتظار داشته باشي كه شما نقص دستان هاي تالكين رو هي گوشزد كني و اونها هم بگن "بله دقيقا حق با شماست!" از قديم گفتن در جواب هر هايي، هويي هم هست!

از اولش هم اين تاپيك مشكل داشت ... به نظر من واقعا تولكاس خيلي صبوري به خرج داده!

زنده باشي..

ت.ت

من یه سوال پرسیدم.

نگفتم روی اون در مورد استدلالم بحث کنیم

باید در مورد سوال بحث کنیم

تازه.

الروس جان

میشه یه تعریف از خدای ارو به من ارائه بدی؟

تو از تولکاس پرسیدی ارو از الله شکست می خوره یا نه؟ تولکاس گفت نه.

اینجا من می گم این سوال کلا غلط هست.

ارو با الله یک تفاوت آشکار دارن.

چیه؟

ارو رو تالکین در داستانش آورد و هیچ جا ادعا نکرد واقعی هست.

اما الله.

پیامبر با مردم از خدای واحدی یاد کرد(الله)

و گفت تنها خدای جهان هست و مردم رو به پرستشش دعوت کرد(یعنی ادعا کرد واقعیه وجود داره)

حالا تفاوت رو متوجه می شی چی هست؟

حالا ما فرض رو می ذاریم روی این که من و تو حرف پیامبر رو پذیرفتیم. و الله وجود دارد.

حالا می خوایم الله و ارو رو با هم مقایسه کنیم.

راه چیه؟ باید فرض کنیم که ارو می تونه هست شه (یعنی فرض می کنیم که ارو در دنیای واقعی وجود داره)

پس حالا که هر دو در دنیای واقعی وجود دارن می تونیم با هم مقایسه شون کنیم.

اما یه مشکل وجود داره ما حداقل به یکی از خداها (الله) دسترسی نداریم.

پس باید مقایسه رو از روی صفاتشون انجام بدیم.

حالا صفاتشون چیه؟

اولین نکته اینه که هر دو ادعا می کنن یگانه هستند.

دوم دیدیم که ارو نومه نور رو زیر و رو کرد. پس ارو هم قدرت هایی داره.

پس باز به مشکل برخوردیم.

حالا مطابق حرف تو فرض می کنیم الله قدرت بیشتری داره.

آیا همیشه قدرت نتیجه میده پیروزی.

آیا بارها عکسش رو ندیدیم؟

می رسیم به سوال تو که پرسیده بودی ارو از الله شکست می خورد یا نه؟

فکر کنم بعد از این حرف ها بفهمی که نمی شه بین گزینه آره و نه یکی را انتخاب کرد.

و جواب من "نمی دانم" است.

و اگه سوالی که می خواهی بپرسی مثل این سوالت باشه.(ببخشید رک می گم غیرمنطقی) و بخواهی براش دو گزینه آره ونه در نظر بگیری بهتره نپرسی.

و یه چیز دیگه:

لطفا به همه ی حرف هام جواب بده نه اون قسمت هایی رو که دوست داری.

جواب من نمیدانم چیزی هست که تو میگی...

بگو ببینم.

ما یک مدل خدا بیششششتر نداریم..

تو این مدلا رو از کجا آوردی؟

یه عده ی (ببخشید) خر. اومدن سنگ چوب رو خدا کردن

یه عده ی خر تر اومدن گاو و موش رو کردن

یه عده ی خر تر از اونا آسمان ستاره و خورشید رو .

ولی مثل این که فراموش کردی که میگن

لا الله الا الله

اگر بر این کلمه معتقد هستی...بگو بله...اگر نه...

قبل از به وجود آمدن آسمان زمین ما یک خدا داشتیم

که اونم الله بود...نام الله مال یک مجوده..اونم خدا

و مال صد تا چیز نمیشه.. (قول هو الله احد)

من خدای قران خدای الله را میگم..که به بی نهایت

متعلق میشه

من از تو میپرسم خدای ارو چه جور خدایی است؟

اونو برام تعریف کن..

چه جوری می خوای ارو رو مورد آزمایش قرار بدی؟

مگه بهش دسترسی داری

سوال های من بسیار فضول هستن..

پس میریم حقانیت خدای ارو را مورد سوال قرار بدیم.

(البته اگر انقدر نقل قول نزنی)

واژه الله یک واژه کاملا عربی که صدها سال قبل از ظهور اسلام استفاده می شده.

حتی امروز هم عرب های مسیحی از واژه الله استفاده می کنن برای خدا

من نمیدونم تو مال کدوم دین هستی...ولی من مال اسلام هستم و معتقد هستم

ما خدایی داریم که از اول اول بود تا العان و قبل از پیدایش بشر خدا هست...و بوده

من خدایان دست ساز رو نمیگم یا چیز هایی که در افسانه هستند من واقعیت الله قران و خدای

یکتا رو میگم که از اول بوده و مالک پیامبران و تو و منه من خدای قران را میگم..من خدای حقیقی را میگم

من خدای تک را میگم.من کسی رو میگم که آسمان و زمین مال اونه من کسی رو میگم که به ما یاد داده:

قول هو الله احد باید بگیم...من خدای نماز و خودای شرق و غرب رو میگم..من خدای خورشید خدای محمد خدای

عیسی و خدای موسی را میگم...

حالا دونستی کدوم خدا رو دارم با کدوم خدا مقایسه میکنم؟

من خدای بهشت و جهنم را میگم

و میگم این خدا....که اسم اون هست الله که از همون اول اول قبل از بشر اسمش الله بود.

ایا ارو از اون بزرگ تره یا الله ؟

تولکاس و تو گفتین بلا شک اگر ارو از آردا خارج شه و بیاد اینجا...اینجا از خدای واقعی کوچک تره..

ما دونستیم ارو خداست..

ولی هنوز ندونستیم که خدای ارو چه مدل خداییه؟

مدرنه؟

کلاسیکه؟

چجوریه؟

البته میدونم اینا همه زاییده ی ذهن شماست ولی پاسخی برای خودتونه.

تو از من میپرسی کدوم خدا رو میگم؟

منم از تو میپرسم چه جور خدایی رو میگی؟

وقتی به مدل خدای اردا پاسخ دادی...

بعد

سوال من اینه

آیا همون اندازه که خدا در مقام خودش در جهان تواناست

بزرگه و قویه

آیا خدای اردا هم در منزلت خودش در جهان.. به همون اندازه بزرگه؟

شما گفتین:

صد درصد نه

شما سوال منو از رییییشه نفهمیدین

turin turambar

ببین عزیز

بی خودی چیزی هست که شما فر کردین

منم وقت نقل قول ندارم

شما گفتین تالکین پیامبر نیست که یه خدا درست کنه

شما گفتین..گفتین (صد درصد نه)

شما خدا رو چند مدلی کردین که در (حقیقت) یک مدله

شما

شما

شما ...

هیچ کدوم نخواستین یه لحظه بحث رو بخونین

من میگم خدا خبر از بی نهایت میده

شما گفتین معنای خدا همان الله است

من چی پرسیدم شما چی گفتین

گفتم نقل قول نزن وقت ندارم..

میخوام نتیجه بگیریم

یارو میاد میگه تو کدوم خدا رو میگی؟

صد ساعته اینجوری آواره شدم واسه چی؟

یکی نیست تو این فروم یه جواب بده

آیا فروم رسمی آردا که مال تالکین و اثراتش هست؟

اونم تو شورای خرد مندان؟

ایا بهش میگن نمیدانم؟

واقعا انقدر واسه سایتتون ارزش میدین؟

من گفتم

توضیح هم دادم

گفتم

خدا یعنی خدا

خدا یه جور تواناست

اونم قادر

من گفتم به همان اندازه ای که خدای الله تواناست

گفتم ایا خدای اردا نیز تواناست؟

گفتین نه...

خوب من چه کنم؟

جوابی رو که دادین رو خودتون دادین...

من که به زور نکردم دهنتون جوابتونو!

من دو جواب گذاشتم!

آره

نه

شما گفتین نع!

منم گفتم

اون چه خدایی است که در آردا توانا نیست!؟

و بی نهایت نیست؟

من پرسیدم

ایا خدای اردا

هم قد خدای الله است؟

شما گفتین صد در صد نه!

من چه کنم شما سوال رو نمیفهمین؟!

گردن من چه گناهیه؟!!

حالا هم خدای ناقص خودتونو تحویل بگیرین!

ارو یگانه! :D

راستی !!

یه موضوع دیگه!!!

اون چجور خدایی است که با بخشش از اون کم میشه؟

یا مثلا محدود میشه؟

شما گفتین

ارو به والار یک هبه از دانششو داد..

این یه هبه دانش یعنی یه هپه از خداییه خودشه

مگه نگفتم چیزی که شمردنی هست محدود است؟

و محدود نا پایدار و نا پایدار فانی؟؟

جرف تورامبار اینجا درسته.

اینجا مخصوص طرفداران تالکینه و تا الان هم ما واقعا صبور بودیم.

تو اگه وارد فن کلاب بارسا بشی و بگی :"ویوا رئال"،حتی اگه حرفت هم درست و منطقی باشه خشتکتو از پات میکشن بیرون!

پس قبول کن که تا همین الان هم ما در واقع احترام زیادی برات قائل شدیم که گذاشتیم هر حرف که ناشی از برداشت غلطته رو اینجا بگی.

ببین با قبول کردن اینکه ارو خدای آرداست،کسی کافر نمیشه،نترس از این :D

ارو چه مدلیه؟کسی بپرسه الله چه مدلیه خنده ات نمیگیره؟

ارو مدل همه چیزایی هست که در آردا(و نه در جهان واقعی) وجود داره

حالا هم خدای ناقص خودتونو تحویل بگیرین!

ارو یگانه! :D

ببین (عذر میخوام) احمق جان،ارو خدای ما نیست،خدای الف ها و انسان ها و دورف ها و سایر موجوداتیه که تو آردا هستن که خود آردا هم یه جای خیالیه،پس ارو یک خدای خیالیه.کسی اینجا ارو رو پرستش نمیکنه.

نمیفهمی دیگه.هزار بار که تا الان گفتم،ده هزار بار دیگه هم بگم،همون حرف خودتو میزنی

ون چجور خدایی است که با بخشش از اون کم میشه؟

یا مثلا محدود میشه؟

شما گفتین

ارو به والار یک هبه از دانششو داد..

این یه هبه دانش یعنی یه هپه از خداییه خودشه

مگه نگفتم چیزی که شمردنی هست محدود است؟

و محدود نا پایدار و نا پایدار فانی؟؟

اولا چیزی که تو میگی،لزوما درست نیست( که کم پیش اومده که درست هم باشه)

خب این چه مشکلی داره؟به نظرت یعنی اگه فرضا تولکاس نماد خشم و زور اروست وارو بهش این هبه رو داده،از خودش چیزی کم شده؟

یعنی اگه الله به عزرائیل این قدرت رو داده که جون ملت رو بگیره،خودش دیگه نمیتونه؟یا مثلا فقط جبرئیل میتونه با پیامبر ها حرف بزنه؟

خودت یکم فکر کن به حرفت،بعد اینجا مطرح کن

من یه سوال پرسیدم.

نگفتم روی اون در مورد استدلالم بحث کنیم

باید در مورد سوال بحث کنیم

در مورد سوالی که اساسا غلطه نمیشه بحث کرد.

تو کنکور هم جلوت سوال غلط بزارن و بفهمی که غلطه جواب میدی؟(جوابی که من دادم هم گفتم:با فرض گذشتن از غلطت)

ببین لغط الله هم مال موجودات دیگر هم بوده،تا بعد از اینکه مشخص شده که الله همینیه که الان هست!

قبوله که تاثیری رو اللهیت اون یگانه نمیذاره ولی تو هم قبول کن که یه زمانی به چیزای دیگه ای هم الله میگفتن.به موجود مطلق الله کار ندارم،اما خدا در طول تاریخ در دید بشر یه موجود نسبی بوده(امیدوارم متوجه بولد شدن دو سه تا کلمه بشی،بعد دوباره داد و بیداد راه بندازی.

آیا فروم رسمی آردا که مال تالکین و اثراتش هست؟

اونم تو شورای خرد مندان؟

ایا بهش میگن نمیدانم؟

واقعا انقدر واسه سایتتون ارزش میدین؟

ما به سوالاتی پاسخ میدیم که بتوان یه جوری مربوطش کرد به اینجا.به سوالاتی که بیشتر به تفتیش عقاید اون هم از طرف یک ذهن بیمار و روان پریش میخوره،جواب نمیدانم،بهترین جوابه(لغات نامربوط پست،تا فردا حذف میشوند)

Melkor Morgoth دو تا پست بالایی نشون میده شما بعد از مدتی نقش بازی کردن خود واقعی تو کاملا نشون دادی.

یه آدم متعصب.

یه آدمی که تحمل حرف مخالف خودش رو نداره.

اعتقادات خیلی چیز خوبی هست.

معتقد می تونه صدای مخالف رو بشنوه و لی متعصب نه.

خوبه به اعتقادات بقیه احترام بذاری تا به اعتقاداتت احترام بذارن.(می دونم سخته ولی بهتره سعی کنی)

می دونی تالکین مرده و آثارش هم چاپ شدن دیگه نه کاری از دست تو برمیاد نه هیچ کس دیگه.

اگه خواستی اسم چندتا نویسنده ملحد زنده رو بهت بدم که بری ارشادشون کنی دست از کفر گفتن بر دارن. هم خودشون سعادتمند میشن هم مردم گمراه نمیشن.

تا دیگه همچین اتفاقی نیافته.

کدوم اتفاق؟

مگه نمی دونی تالکین به یکی از کارکتراش گفته "یگانه".

بچه ها بیاین جمعا از سقف بریم بالا.

خطاب به (عذر میخوام) احمق

جرف تورامبار اینجا درسته.

اینجا مخصوص طرفداران تالکینه و تا الان هم ما واقعا صبور بودیم.

تو اگه وارد فن کلاب بارسا بشی و بگی :"ویوا رئال"،حتی اگه حرفت هم درست و منطقی باشه خشتکتو از پات میکشن بیرون!

پس قبول کن که تا همین الان هم ما در واقع احترام زیادی برات قائل شدیم که گذاشتیم هر حرف که ناشی از برداشت غلطته رو اینجا بگی.

ببین با قبول کردن اینکه ارو خدای آرداست،کسی کافر نمیشه،نترس از این :D

ارو چه مدلیه؟کسی بپرسه الله چه مدلیه خنده ات نمیگیره؟

ارو مدل همه چیزایی هست که در آردا(و نه در جهان واقعی) وجود داره

کسی نگفته خدای ارو اینجاست سوال منم این نبود

کسی نگفته خدای ارو پرستنده داره سوال منم این نبود

کسی نگفته خدای ما با مخالفت کردن ارو کافر هستیم سوال منم این نبود

کسی نگفته به زور بیایی اینحا و توهین کنی سوال منم این نبود

کسی نبود که به شما بگه شما کاملا اشتباه میرین سوال منم این نبود

ببین (عذر میخوام) احمق جان،ارو خدای ما نیست،خدای الف ها و انسان ها و دورف ها و سایر موجوداتیه که تو آردا هستن که خود آردا هم یه جای خیالیه،پس ارو یک خدای خیالیه.کسی اینجا ارو رو پرستش نمیکنه.

نمیفهمی دیگه.هزار بار که تا الان گفتم،ده هزار بار دیگه هم بگم،همون حرف خودتو میزنی

کسی نگفته احمق جزء تو...ادب انسان این نبود

اصلا میدونی احمق کیه؟

کسی نگفته ارو خدای ماست سوال من این نبود

کسی نگفته ارو خدای واقعی هست سوال من این نبود

کسی نگفته ارو رو پرستش میکنیم سوال من این نبود

خیلی ببخشید ولی وقتی تو سوال رو نمیفهمی یا نمیخونی به من چه؟

اصلا صد هزار بار بگو...وقتی جوابت (غلط) هست به من چه؟

وقتی تو معتقدی خدا یکیه ولی الروس میگه خدا چند مدلیه به من چه؟

وقتی یه کلمه میگم نمیفهمی نفهمی خودتو به گردن من ننداز که

اولا چیزی که تو میگی،لزوما درست نیست( که کم پیش اومده که درست هم باشه)

خب این چه مشکلی داره؟به نظرت یعنی اگه فرضا تولکاس نماد خشم و زور اروست وارو بهش این هبه رو داده،از خودش چیزی کم شده؟

یعنی اگه الله به عزرائیل این قدرت رو داده که جون ملت رو بگیره،خودش دیگه نمیتونه؟یا مثلا فقط جبرئیل میتونه با پیامبر ها حرف بزنه؟

خودت یکم فکر کن به حرفت،بعد اینجا مطرح کن

بلا اخره اشاره هایی که نشدن باید بشن وگر نه بهانه میشن..

مثل بهانه های الروس اینم یه سوال به سبک سوالات الروس است

در مورد سوالی که اساسا غلطه نمیشه بحث کرد.

این داستان است که از ریشه غلطه...

نه سوال من.

من سوالاتم رو درست مطرح کردم..

اگر دلت میخواد بدونی چی گفتم برو پست آخری رو بخون

اولا چیزی که تو میگی،لزوما درست نیست( که کم پیش اومده که درست هم باشه)

خب این چه مشکلی داره؟به نظرت یعنی اگه فرضا تولکاس نماد خشم و زور اروست وارو بهش این هبه رو داده،از خودش چیزی کم شده؟

یعنی اگه الله به عزرائیل این قدرت رو داده که جون ملت رو بگیره،خودش دیگه نمیتونه؟یا مثلا فقط جبرئیل میتونه با پیامبر ها حرف بزنه؟

خودت یکم فکر کن به حرفت،بعد اینجا مطرح کن

ببین برای اخرین بار سوالم رو میگم..فهمیدی که فهمیدی نفهمیدی یعنی تا قیامت نمیفهمی

گفتم:

آیا ارو در مقام خدای آردا

در مقایسه با

خدای (حقیقی) در مقام خدای زمین

آیا هم قد هستند؟

یا یکی از دیگری بلند تره؟

تو کنکور هم جلوت سوال غلط بزارن و بفهمی که غلطه جواب میدی؟(جوابی که من دادم هم گفتم:با فرض گذشتن از غلطت)

تنها کافیه بگم دوره ی پنجم سرزمین میانه چیه؟

اونوقت سوالم باطلاق میشه شما رو هم توش یهو غرق میکنه...

اونوقت میفهمین داستان ناقصه.

تنها کافیه بگم تالکین چه مجودی بوده که توانسته قبل از این که خدای خودش را بشناسه بره خدا سازی کنه.

شما سکوت خدا را نیز از روی سطح و از روی لایه ی آشکارش میبینین و میگین خدای واقعی سوکوت میکنه

خدای اردا هم سکوت میکنه خدای واقعی شیطان میسازه خدای آردا هم شیطان میسازه...

در صورتی که شرایط این دو کاملا جداست..

منم دیگه خسته شدم که بفهمونم..

ببین لغط الله هم مال موجودات دیگر هم بوده،تا بعد از اینکه مشخص شده که الله همینیه که الان هست!

کافران کوفه هم میگفتن خدا اسم چیزای دیگه هم بوده...

در صورتی که قبل از اون اسم خدای حقیقی است و بعد از اون ما اومدیم و خر بازی در آوردیم و اسم سنگ چوب افکار

احمقانه را خدا گذاشتیم..منظور من خدای (الله) است که از قبل زمین بوده

قبول کن که یه زمانی به چیزای دیگه ای هم الله میگفتن

نخیر قبول نمی کنم که به چیزای دیگه هم الله بگن چون این خود خود کفره..

منظور منم خود خدا است خود خدای واقعی

قبوله که تاثیری رو اللهیت اون یگانه نمیذاره ولی تو هم قبول کن که یه زمانی به چیزای دیگه ای هم الله میگفتن.به موجود مطلق الله کار ندارم،اما خدا در طول تاریخ در دید بشر یه موجود نسبی بوده(امیدوارم متوجه بولد شدن دو سه تا کلمه بشی،بعد دوباره داد و بیداد راه بندازی.

ایمان آوردم به محمد و خدایش...

منظورم تاریخ پرداخته ی ذهن انسان و فرضیه های ما نیست

ما به سوالاتی پاسخ میدیم که بتوان یه جوری مربوطش کرد به اینجا.به سوالاتی که بیشتر به تفتیش عقاید اون هم از طرف یک ذهن بیمار و روان پریش میخوره،جواب نمیدانم،بهترین جوابه(لغات نامربوط پست،تا فردا حذف میشوند)

اگر قراره شیطان آردا را به شیطان زمین ربط بدین

میتوان خدای اردا را به خدای زمین ربط داد

حالا هر طور که مایلی برداشت کن

کاملا متعصبانه نگاه میکنی.یه حرفو تو همین پست بارها تکرار کردی.

اگه سوالت این سوال آخری باشه با اینکه بازهم سوالت مشکل منطقی داره،ایندفعه میگم:بله

ارو خدای تمامی آرداست و الله خدای تمامی جهان.(لزوما هم نباید همه کاراشون مث هم باشه،همونطور ک دو تا ملک نظرات و تصمیماتشون نسبت به یه ملک میتونه متفاوت باشه)

تو این پستت هم باز به تالکین توهین شده که اون قسمت رو تا فردا حذف میکنم

بسیار خوب..

خلاص

این شد جواب

لازم نیست بهم بگی احمق

از الروس هم میخوام نقل قول نزنن تا زودی نتیجه بگیریم

:D :D خطاب به تولکاس :D :D

پاسختو دادی...

العان بیا باهم یکمی بحث کنیم که بفهمیم چی میگیم

من به تو گفتم:

مغز تالکین (افریننده ی ارو) را خدای این جهان خلق کرده...و ناقص و کم...

لا اقل اگر هم ناقص نیست.. نمیتونه یک خدا را بپنداره..و در ذهن مخلوقش تصور کنه

شاید حرف ها تعصبانه باشه ولی پاسخ سوال عین جواب سلام میمونه باید بدی...حالا هر چی که باشه

تکلیف رو مشخص کن..

میگفتم:

تالکین خدا شناس نیست..زبان شناس و اهل ادب است..ولی با ادبیات خودش خدا ساخته.و بخش بزرگی از خدا شناسی رو

نادیده گرفته...خدا تنها این نیست که مجود بسسسیار بزرگی سکوت کنه...و در گوشه ای نظاره گر باشه..اون فعاله وسکوتش

معنا داره...هیچکی نمیدونه سکوت اون چه معنایی داره...شاید ضاهر سکوت و بی نظری داشته باشه ولی سکوت اونو نمیتونی بفهمی این که واقعا سکوت کرده یا نه در پشت پرده ی حکمتش داره افکاری رو شیوع میده!

ادامه دارد...

تا اینجاشو قبول داری؟

ببین،در مورد ناقص بودن ارو،حرفت رو قبول نمیکنم.ارو کاراش میتونه منطبق با برداشتی که تو از خدا داری نباشه،دقیقا به این دلیل که خداست و حتی میتونه منطبق بر الله هم نباشه،چون دو تا دنیای جداگانه ان و همون مثال مالک و ملک رو به نظر میاره

ارو برای هر کاریش،طبق نظریه خدا بودنش،یه دلیلی داره که لزوما نباید کشف بشه(از این کشف نشده ها به عمد زیاد تو دنیای تالکین مشاهده میشه).پاراگراف دوم حرفت قبول.

البته میشه معنای سکوتش رو گفت:که منو تو نمیفهمیم چرا.حتما خودش دلیلی داره.قرار نیست که هر چیز خدا رو ما (یا شخصیت های داستان بفهمن)

بیسیار خوب.

در مورد این که من بگم ناقص بودن ارو بهش میپردازیم العان داریم در مورد تالکین و مغز مخلوق و کوچکش می پردازیم

تو در نتیجه گیری های قبل گفتی که تالکین پیامبر نیست و نمیتونه کامل کامل خدا بسازه ما هم گفتیم قبول قبل از اون

من گفته بودم که مغز و عدالت ارو در واقع مغز و عدالت تالکین است حالا ما در داستان داریم میبینیم ارو در جاهایی کارایی رو که نباید میکرده کرده مثل فرصت ملکور و آفرینشش اکنون ما نباید بگیم ارو خداست و مغزش بزرگ..و خودش حکمت کارشو میفهمه

در صورتی که این پشت تالکین هست که داره طراحی میکنه..باید ببینیم تالکین چه منظوری داشته...تالکین که یه مخلوق هست چقدر مغزش بزرگ است که بتوانه با اون حکمت خدا تصمیم خدا عدل خدا و روش خدا و اخلاق خدا را در شرایط دیگر

با نظر و تخیلش طراحی کنه..آیا کامل تونسته؟...هر چیزی که به اسم راز باقی مونده...برمیگرده به خود تالکین..که مثلا مغزش به جایی نرسیده و اون قسمت رو به شکل راز باقی گذاشته...یکی از این راز ها سکوت ارو است که این سکوت رو باید از تالکین پرسید نه از ارو...اگر تالکین بخواد دستانش مخصوص بشه..خدای مخصوص میسازه با روش و اخلاق مخصوص ولی این کارو نکرد شاید خنده دار باشه..ولی بهت یه مثال بزنم :

انگار شما برای سایت خودتون یه قالب آماده از اینترنت دانلود کردین و بسیاری از مارک ها و نوشته ها و پست زمینه هاش به هم نمیخورن.

ارو هم همون قالبی است که در یک دنیا به دست تالکین طراحی شده...و تالکین مثلا خدای قران را به شکل خدای آردا طراحی کرده...ما به دنبال یه خصوصیتی در خدای ارو هستیم که در خدای الله نیست..اینه که بسیاری از اخلاق ارو در آردا سازگاری نداره.. اگر واقعا شیطان شیطان است..نباید بهش رحم کرد...باید کشت...همان طور که خدا به شیطان رحمش را بست...خدا برای کار هاش علاوه بر دلیل اصلی...یه دلیل خارجی هم داره که برای دشمنش بیان شه..مثل امتحان بشر

و عبادت شیطان ولی در داستان ارو هیچ دلیل خارجی ارائه نکرده...چرا میخواد بنده هاش امتحان بشن؟ مگر خطایی از اونا سر زده؟

lمگر از آدم ابوالبشر خطایی سر زده بود که شیطان فرصت پیدا کرد اون رو وسوسه کنه یا خدا امتحانش کنه؟

اینکه ارو مخلوق ذهن تالکینه هیچ شکی درش نیست و همینطور هم در اینکه در بین تمام موجودات مخلوق تالکین،ارو خداست.

اگر ارو نقصی داشته باشه(به واسطه نقص تالکین) پس همه موجودات اون دنیا دارای همون نقص هستند به واسطه نقص تالکین و در بین همه اون موجودات مخلوق ذهن تالکین،ارو خداست.

تو میتونی قبولش نکنی یا هر چیزی.ولی واقعیت اینه.

ارو هر کاری میتونه در دنیای خودش بکنه و هیچ کس هم نمیتونه بهش بگه جرا!چون در دنیای ارو،هیچ موجودی به وسطعت ،حکمت،قدرت و...ارو نیست.

تو میتونی در یک کلاس روستایی پروفسور حساب بشی ولی مثلا در امپریال کالج لندن در حد آبدارچیش هم سواد نداشته باشی.

حله؟

در ضمن اونچه که مسلمه ارو از روی الله در قرآن گرته برداری نشده،از پدر در عهد جدید و یا یهوه در عهد قدیم و زبور گرته برداری شده.پس باز هم مقایسه بین اونها به این صورت که تو داری انجام میدی،حداقل درست نیست.

حضرت آدم قبل از این که حیاتش به زمین برسه شیطان وسوسه کرد تا از درختی که منع شده بود بچینن و از میوه ی آن بخورن

و این اشتباه واسطه ی امتحان آدم شد...و خدا گفت تو باید حساب پس بدی

در مورد اون حرفی که زدی باید بگم ارو یک خالق است و تالکین یه مخلوق یک مخلوق مجاز است که بتونه مخلوق رو طراحی کنه چون هر دو محدوده همانطور که خودش محدوده ولی یه مخلوق با حساب این که پیری و فانی بودنشو احساس میکنه نمیتونه درک کنه بی نهایت حتی چه مزه ای داره که خدای بی نهایت رو بسازه......(میفهمی که)

من انواع علت رو گفتم توضیح هم دادم از تو هم میخوام توهین نکنی..و زننده حرف نزنی..اگر من کاره ای نشدم.تو هم نمیشی.

حالا من آبدارچی..حتی آبدارچی هم حق سوال کردن داره یا نه؟

این که مقایسه ی این دو با شرایط متفاوت و ... درسته یا غلطه بهش میرسیم...فعلا که من مشکلی احساس نمیکنم...

برای من کاملا روشنه که اینا قابل مقایسن..اگر ارو مثل خدای ما بی نهایت است...پس نباید نهان باشد...منظورم اینه که نباید به صورت ناقص عمل کنه...اگر مدعی هستین اون بی نهایت است باید تمام خصوصیاتش بی نهایت باشد درسته؟

ادامه دارد...

ایا قبول میکنی که ارو باید تمام خصوصیاتش بی نهایت باشد؟

از جمله:

بخشندگی

مهربانی

غیرت

دوستی

و انصاف...

درسته؟

من انواع علت رو گفتم توضیح هم دادم از تو هم میخوام توهین نکنی..و زننده حرف نزنی..اگر من کاره ای نشدم.تو هم نمیشی.

حالا من آبدارچی..حتی آبدارچی هم حق سوال کردن داره یا نه؟

همینطوری به همه مسائل نگاه میکنی که میگم نگاهت احمقانه است.

من در اون مثال منظورم از پروفسور تو دهکده،ارو بود و از آبدارچی شخصی تو این جهان.انقدر سخت بود فهمش؟

بله با هیمن دید اگه نگاه کنیم،تو علت هاتو توضیح دادی :D :D

ین که مقایسه ی این دو با شرایط متفاوت و ... درسته یا غلطه بهش میرسیم...فعلا که من مشکلی احساس نمیکنم...

بله تو مشکلی احساس نمیکنی،چون با ذات منطق بیگانه ای.سه هزار ساله که بشریت این قضیه رو ثابت کرده و تو با هاش مشکلی نداری.خب اصولا مشکل از توست.

در مورد سوالت:ارو در آردا بینهایت است.

حضرت آدم قبل از این که حیاتش به زمین برسه شیطان وسوسه کرد تا از درختی که منع شده بود بچینن و از میوه ی آن بخورن

و این اشتباه واسطه ی امتحان آدم شد...و خدا گفت تو باید حساب پس بدی

کلیه فیلسوفان اسلامی و قرآن شناس ها،در مورد این قضیه که هبوط آدم به زمین،مرحله ای بود که باید گذرونده میشد و انسان بواسطه هبوطشه که انسان میشه،توافق نظر دارن.پس میبینی که هبوط انسان نتیجه وسوسه شدن ادم نبود،بلکه وسوسه شدنش وسیله ای برای هبوطش بود.هبوط چیزی بود که باید صورت میگرفت.حداقل در مورد چیزی که بهش تعصب داری،بیشتر مطالعه کن.

اون حرفت در مورد هیچی نشدن و این مسائل رو هم نشنیده میگیرم.فرض میکنم که خواستی همینجوری یه لگدی بندازی.وگرنه در مورد اون هم باهات بحث دارم

با عرض شرمندگی..

نتونستم پستتو بخونم..

چون توش نقل قول زدی...

نقل قول بحث رو به هم میریزه و اعصاب آدمو داغون میکنه..

لطفا پستت رو یک پارچه بزن و خلاصه..سعی کن تا 15 خط حد اکثر توضیح بنویسی من وقت اشاره های جداگانه مثل احمق و ...رو ندارم پس تو هم نگو چون فایده نداره..

دباره میپرسم

اگر مدعی هستین اون بی نهایت است باید تمام خصوصیاتش بی نهایت باشد درسته؟

از جمله:

بخشندگی

مهربانی

غیرت

دوستی

و انصاف...

درسته؟

با عرض شرمندگی..

نتونستم پستتو بخونم..

چون توش نقل قول زدی...

نقل قول بحث رو به هم میریزه و اعصاب آدمو داغون میکنه..

لطفا پستت رو یک پارچه بزن و خلاصه..سعی کن تا 15 خط حد اکثر توضیح بنویسی من وقت اشاره های جداگانه مثل احمق و ...رو ندارم پس تو هم نگو چون فایده نداره..

منم وقت اضافه برای تو ندارم که هدر بدم.پست رو نمیخونی؟به درک!

به من چه!من پاسخم رو دادم.

با اون اباطیلی که در پست قبلیت نوشتی،باید نقل قول زد.تو تعیین کننده شرایط نیستی

اگر مدعی هستین اون بی نهایت است باید تمام خصوصیاتش بی نهایت باشد درسته؟

از جمله:

بخشندگی

مهربانی

غیرت

دوستی

و انصاف...

درسته؟

گفتم که در آردا بله بینهایت هست.ولی تو نمیتونی بینهایت در آردا رو با جهان مقایسه کنی.بینهایت یه امر نسبیه،به این که توجه داری.؟

مثل اینکه Melkor Morgoth حرف منو درباره چند مدل خدا نفهمیده من وقتی می گم چند مدل خدا رو کره زمین یعنی از باور انسان ها حرف می زنم. از اعتقادات انسان ها حرف می زنم (چیزی که مهم هست اعتقادات انسان ها)

و همه انسان ها یک عقیده واحد ندارن.

مثلا وقتی می خواد یه محقق درباره ادیان ابراهیمی تحقیق کنه ادیان ابراهیمی رو به ادیان:

یهودی

مسیحی

اسلام

بهائی

تقسیم می کنه.

براش مهم نیست یهودی معتقدن عیسی دین مسیح دروغی.

براش مهم نیست مسیحی می گه محمد (ص) از اسم پیامبرای پیشین سواستفاده کرده.

براش مهم نیست مسلمان می گه دین بهائی ساختگیه.

باید یه دید باز داشته باشه.

اگه به هرکدام از این دین ها تعلق خاطر داشته باشه و بخواد تو کار دخوالتش بده اون دین پیروز می کنه.

و یه نکته دیگه اسلام رو دنیا از زمان پیغمبر می بینه تا به امروز (کاری نداره اسلام رسول الله چی بود)

همون طور که مسیحیت رو. یهودیت رو. و ...

اینو تا حالا نشنیده بودم:

نقل قول بحث رو به هم میریزه و اعصاب آدمو داغون میکنه..

پس نمی زنم

سوالی که پرسیدی:

اگر مدعی هستین اون بی نهایت است باید تمام خصوصیاتش بی نهایت باشد درسته؟

از جمله:

بخشندگی

مهربانی

غیرت

دوستی

و انصاف...

درسته؟

بخشندگی خدا بی نهایت هست؟ یعنی شیطان رو هم می بخشه؟

مهربانی خدا بی نهایت هست؟ یعنی شمر هم اهل بهشته؟

درباره غیرت نمی دونم رو چی غیرت داره. روشنمون کن.

دوستی خدا بی نهایت هست؟ یعنی همون قدر که تو رو دوست داره بن لادن رو هم دوست داره؟

درباره انصاف بیشتر توضیح بده.

یه چیز دیگه این چندتا آیه معروف رو تو رو خدا نزن.تو راهنمایی یه بچه زرتشتی تو کلاسمون بود اونم این هفت هشتا سوره معروف رو بلد بود.

و در مورد مشکل تو با تالکین.

ببین اینجا جمهوری اسلامی هست.

تمام کتب ادیان غیر از اسلام جزو کتب ممنوعه هست.

ولی در جمهوری اسلامی ایران آثار سراسر کفر تالکین مجوز انتشار گرفته.

حالا شما چی کار می تونی بکنی؟

می تونی زنگ بزنی رئیس جمهور بپرسی چرا تو رو نکرد وزیر ارشاد.

وقتی اومدم تو سایت قیافه ام اینجوری شد :D :D :D :D

دو روز نبودم 5 صفحه چیزی نوشتین؟

اول یه توضیح بدم من پنجشنبه، جمعه ها به قدری سرم شلوغه که نمیتونم بیام سایت.

حالا بریم سر اصل مطلب

آقای Melkor Morgoth عزیز

شما داری در حق بچه های این سایت کم لطفی میکنی هیچ کس وظیفه نداره با شما سر و کله بزنه. هر کس داره جواب شما رو میده از روی دوستی این کار رو انجام میده اما شما حتی به خودت زحمت نمیدی که کتابو بخونی و حرفای ما رو که کتابو خوندیم قبول نمیکنی و میگی زائیده ذهن ماست نه خود داستان در حال که خودت داستانو نخوندی این واقعا بی انصافیه.

تو یه بحث رو شروع کردی بعد همه چی رو قاطی کردی که حاصلش شده این آش شله قلمکار. اول درباره ملکور شروع کردی بدون اینکه اونو تموم کنی رفتی سراغ ماندوس وقتی دیدی درباره اون اطلاعاتت کمه بحث رو کشیوندی به سمت ارو و هزار تا بحث مذهبی که ربطی به موضوع نداشت رو باهاش قاطی کردی.

به نظر من این بحث تا هزار سال دیگه هم به نتیجه نمیرسه بهت توصیه میکنم این بحث رو همینجا تموم کنی و هر سوالت رو تک تک توی یه مبحثجدا بپرسی و اینهمه این شاخه اون شاخه نکنی. مثل بحثی که در مورد پیشرت ایجاد کردی و زود به نتیجه رسیدی.

وظیفه ی شماست که در فروم آردا پاسخ گو باشین چه شما چه یکی مثل شما

چرندیاتی که تولکاس به بار من کردن همه بر میگرده به ناقص بودن پاسخش

در ثانی من اینجا از اعتقاد مردم حرف نمیزنم و وقتی میگم:

خدا بی نهایت بخشنده است (کفر نگفتم)

چون بی نهایت عادل هم هست

و بی نهایت دقیق هم هست..

بی نهایت هم در اینجا امر نصبی نیست که شما فکر میکنین.

بی نهایت برای اینه که اگر چیزی محدود باشه نا پایداره و نا پایدار فانی

بی نهایت یه چیز کشف نشدنی هست که نه من نه تو نمیفهمیم چقدر فقط میگیم بی نهایت

اگر بی نهایت امر نصبی است پس محدودیتی دارد پس پاسخ بدین:

آخر راه شیری و کهکشان ها چقدره؟ و چیه؟

اگر واقعا بی نهایت امر نصبی هست!! بگو...بگو دیگه؟

اگر فقط با اصطلاحش فکر میکنین یه بار هم به خودش فکر کنین

من وقتی با دستم ماه رو نشونتون میدم شما به نگشتم نگاه میکنین نه به ما...

انقدر سطحی فکر میکنین اگر بخوام بگم داستان ناقصه کافیه چند کلمه از دوره ی پنجم

و ششم به زبون بیارم که جوابی برای گفتن نداشته باشین این داستان در اصل ناقصه و خدای اون

هم شاید بزرگه ولی به کوچکی مغز تالکین عمل میکنه

بازم میگم من اینجا نیاومدم کلاس اعتقاد..یا انواع خدا یا افسانه ها..

اومدم خدای آردا را با خدای الله که واقعی است و خدای قران است مقایسه کنم

میرسیم به غیرت خدا..

خداوند بر کسانی که (مومن) هستند و با تقوا غیرت میکشه..وقتی میبینه اونا میرن گناه کنن غیرت میکشه.

و شما هم مثل خدا باید بر ناموس و اموالتان (غیرت) نشان دهین همان طور که خدا برای مومنانش از گناه غیرت نشان میدهد

و این که بگین هفت هشتا آیه بلدم شما در ذهن من نیستین که بدونین چقدر حدیث آیه بلدم پس لطفا حرف بی جا ممنوع

جمهوری اسلامی با کتاباش به من چه؟ من از اینا حرفی زدم؟ تالکینو به جمهوری اسلامی؟ همینجوری میگی میره

بحث با سوالاش ایرادی نداره و شما ایراد نزارین (وقتی میگین نمیدونم) وقتی شما شیطان را قابل مقایسه ی ملکور میدونین

منم خدای اردا را قابل مقایسه ی خدای ملکور میدونم

اگر بی نهایت یه امر نصبی است این در داستان شما نصبی است ولی خداوند به بزرگی آزمان و زمین است

وقتی وسعطشو یافتی اون موقع بگو خدا یه امر نصبی است..

وظیفه ی شماست که در فروم آردا پاسخ گو باشین چه شما چه یکی مثل شما

ما هم مثل تو عضو هستیم وظیفه ما جواب دادنه نه قانع کردن. دوستان وقت و حوصله شون رو گذاشتن تا به تو جواب بدن اونوقت تو اینجوری حرف میزنی.

دوستانه بهت توصیه میکنم که لحن حرف زدنت رو عوض کنی.

لطفا پست قبلیمو با دقت بخون و روش فکر کن.

به یادت می آورم

Melkor Morgoth

این تو نبودی که تاپیک "اشتباه تالکین" رو زدی؟

این تو نبودی که گفتی مشکل داری؟

این تو نبودی که گفتی دچار عشق و لج بازی و ... شدی؟

این تو نبودی که گفتی:

ارباب حلقه ها..در دل انسان..یه نوع عشق عقده ای به وجود میاره..

که باعث میشه..انسان عین اون...شخصیت ها رفتار کنه..

حالا بزار یه چیزی بگم..

اگر تو با یه حلقه...خودتو سرگر م کنی...

یه لحظه فکر میکنی...سائرون شدی...

بازم میگم...

این گونه بازتاب ها..در افراد عقده ای...کسایی که

مثل یه جور عقده در دلشون وجود داره..

عمل میکنه...

مثلا اگر به تو یه شمشیر بدن..

فکر میکنی..اراگون هستی..

و اگر به تو یه لباس مرد عنکبوتی بدن..

فکر میکنی مرد عنکبوتی هستی...

و ...

عزیز...دوست من....برادر من..

تو بی شک بدون..این عقده در تمام اشخاس یه روزی با دیدن یه فیلمی به وجود میاد..

و به نظر میاد بعد یه مدت از بین میره..

ولی یه بازتاب روانی رو در اون به وجود میاره..

که باعث میشه واقعا..خودشو تلف کنه..

؟

در همون تاپیک قبول نکردی اشتباه از تو بوده نه تالکین؟

و همچنین فرمودی:

ولی قسم میخورم..

این عقده در تمامی شما...یه روزی به وجود میاد...

یا به وجود امده...

و رفع شده...

و نتیجه گیری ات (که نشون میده چه نگاهی نسبت به هنر و ادبیات داری):

انسان باید قبل از آلوده شدن خیالش اونو از آلودگی پیش بینی شده دور نگه داره یعنی اگر فکر میکنی با دیدن ارباب حلقه ها شخصیت (من) رو از دست میدی و اونو به شخصیت های خیالی میفروشی...و روح جسم خودتو از دست میدی..پس انگار داری خودکشی میکنی.. به نوعی خود فروشی میکنی. و خودتو در قبال یه شخصیت خیالی میبازی.

( البته با همه ی این حرف ها من حالیم نیست با فیلم دارم عششق میکنم... )

بعد اومدی تاپیک "هفت سوال من" رو زدی.

بچه ها منطقی و با مثال جوابت رو دادن ولی بعد دوباره بحث رو کشوندی به ذهن ناقص تالکین و کارکتر ارو.

در حالی که خودت مشکل داشتی و قبلا قبول کرده بودی که مشکل داری.(قاطی کردن داستان و واقعیت)

به ما چی گفتی؟

حالا هم خدای ناقص خودتونو تحویل بگیرین!

ارو یگانه! :D

یادت اومد؟

می دونی چرا نقل قول اعصابت رو خرد می کنه؟

چون حاضر نیستی چیزایی که خودت گفتی رو حتی یک بار بخونی.

انقدر سطحی فکر میکنین اگر بخوام بگم داستان ناقصه کافیه چند کلمه از دوره ی پنجم

و ششم به زبون بیارم که جوابی برای گفتن نداشته باشین این داستان در اصل ناقصه و خدای اون

هم شاید بزرگه ولی به کوچکی مغز تالکین عمل میکنه

از کجا می دونی دوران پنجم و ششم اتفاق افتاده؟ شاید آینده باشه. تو از آینده خبر داری؟

بریم به گذشته.

بذار ببینم 2000 سال پیش تو آمریکا چه اتفاق هایی افتاد؟

چند تا مهم هاش رو می تونی بگی؟

نه؟

عجب دنیای ناقصی؟

خدا چی نگفت؟

فکر نکرد یکی یه روز کنجکاو میشه؟

مثل اینکه همه چی ناقصه.

و این که بگین هفت هشتا آیه بلدم شما در ذهن من نیستین که بدونین چقدر حدیث آیه بلدم پس لطفا حرف بی جا ممنوع

می گم این آیه و احادیث رو از رو نوار گوش می کنی یا از کتاب ها می خونی؟

آخه اگه از کتاب می خوندی این همه غلط املائی واقعا عجیبه.

ببین

من با کسی دشمنی ندارم..

شما بودین به من گفتین

بی جا کردی

شما بودین گفتین

احمق

شما بودین گفتین

نفهم

اینارو من گفتم یا شما؟

من دارم میگم اینجا فرومه و توی این جمع هزار نفره (هزار عضوه) کسی نیست جواب بده یا کلافه نشه یا بهانه ی بی خودی نیاره؟ یا همکاری کنه یا نقل قول نزنه یا سطحی نگاه نکنه یا وقتی که من از اردا حرف میزنم اون از اعدام حرف نزنه؟

یا از عدالت؟ شما نبودین گفتین برداشت تالکین مثل واقعیت است؟ با نماد ها و افسانه ها...خوب منم گفتم این خدای افسانه ای ایا با خدای خودمون هم قد است یا نه؟ و اگر هست چرا انقدر ضعیف عمل کرده و چطور ممکنه تالکین چیزی رو در

داستانش بیاره که خودشم از اون آگاهی نداره (خدا) چطور وقتی خدا رو نشناخته میاد خدا میسازه؟

ایا میدونه یک خدا در شرایط دیگر چه رفتاری میکنه؟

به قول حضرت محمد مصتفی(ص):

از آنچه به وجود نیامده سوال نکنین که آن چه که هست برای سرگرمی و بحث کافیه

این سخن خود خود پیامبر است از نحج الفصاحه میبینین که پاسخ داده شده..

اگر ارو خداست باید مثل خدا فکر کنه نه مثل تالکین تالکین خدای ارو را آفرید و بهش عقل و تصمیم داد هر نقص و هر کمبود در این خدا را نباید (حکمت) نامید چون این جور نقص ها که اسمشو میزارین راز برمیگرده به خود نویسنده..که عقلش به جایی نرسیده و نتونسته چیزی بنویسه گفته راز باشه...

تنها تفاوت این داستان با داستان های دیگر لا اقل در چشم یکی از شماها که منم اینه که این داستان عمیق هست و جای سوال نداره یا جاییش نهان نیست راز و حکمت و این جور حرف ها از عمق داستان کم میکنه حالا من زیادم با این راز ها مخالف نیستم ولی رازی که بیوفته درست به قسمت (اصلی) داستان انسان رو دست به سر میکنه و آواره...

تنها چیز خوبی که این داستان داره این هست که تمام شخصیت ها حد...بیوگرافی و محدوده ای دارن که بر اون میشه تفکر کرد و (کامل) ولی ارو به عنوان خدا هیچ محدوده ای نداره که راحت روش بحث کنیم .. و بتونیم بگیم (اروی به این بزرگی توانسه در ذهن به این کوچکی تجسم بشه)

شما دارین حتی خدای ارو رو مثل خدای الله میکنین و من میبینم که این خدا دقیقا یه رونوشت و یه کپی از خدای ماست

در صورتی که معلوم نیست خدای ما اگر در شرایط آردا بود چه میکرد؟

اصلا میزاشت ملکور رشد کنه ؟ یا عمر جاوید میداد؟

حرفم اینه که ارو به عنوان خدا خیلی محدود فکر میکنه..و دلیلی برای حرف نداره مثل فرصت

elros الروس جا کل کاوش و کارت اشتباهه چون این حرف ها از اون حرف ها جداست..

این موضوع با اون موضوع جداست...

من دارم العان از ارو حرف میزنم نه از عقده..

لطفا پست بی خود نزن خواهشا

چیز اشتباهی رو به یاد آوردی

از کجا می دونی دوران پنجم و ششم اتفاق افتاده؟ شاید آینده باشه. تو از آینده خبر داری؟

بریم به گذشته.

بذار ببینم 2000 سال پیش تو آمریکا چه اتفاق هایی افتاد؟

چند تا مهم هاش رو می تونی بگی؟

نه؟

عجب دنیای ناقصی؟

خدا چی نگفت؟

فکر نکرد یکی یه روز کنجکاو میشه؟

مثل اینکه همه چی ناقصه.

از کجا میدونی اتفاق نیوفتاده؟

و بقیه ی حرف هات کاملا بی ربطه

یادت اومد؟

می دونی چرا نقل قول اعصابت رو خرد می کنه؟

چون حاضر نیستی چیزایی که خودت گفتی رو حتی یک بار بخونی

شما جای من فکر میکنین؟

چون سوالات داخل جمله کاملا گم میشه

من با نقل قول مشکلی ندارم..

شکی هم به حرفام ندارم

می گم این آیه و احادیث رو از رو نوار گوش می کنی یا از کتاب ها می خونی؟

آخه اگه از کتاب می خوندی این همه غلط املائی واقعا عجیبه

قضیه ی غلط املایی کاملا جداست

و نتیجه گیری ات (که نشون میده چه نگاهی نسبت به هنر و ادبیات داری):

من هنوزم میگم ... اشتباه بزرگ تالکین اشتباه بزرگ ما بود...

چیزی که هیچ مدرکی براش نداری در بارش حرف نزن چون فایده نداره

این تاپیک از اون تاپیک جداست..

در مورد عقده و الگو گیری غلط

بله باید بگم اشتباه از ماست

ولی در مورد صفات ناقص ارو

نخیر اشتباه از داستان تالکین است

من در این جا از روان یا از عقده حرف نمیزنم

از داستان و از صفات به ظاهر کامل (ولی ناقص) ارو

حرف میزنم

طبق حرفی که گفتم:

از آنچه آفریده نشده سوال نکن که آنچه هست برای سرگرمی و تفکر کافیه

این نه این که بگم من نباید سوال بکنم

این یعنی این که تالکین نباید یه (خدا) میساخت...

اون منظور با این منظور کاملا متفاوته...

اون منظور از این هست که امکان داره طرفدار داستان رو کم کنه

ولی اینجا واسه این میگم که خود داستان ناقص میشه چون یه بنده ی مخلوق نمیتونه خدا رو بشناسه

تا بتونه یه خدا درست کنه و براش اراده بزاره

الروس جان دمت گرم حرف دل منو زدی :D

دوباره داره بحث رو میکشونه به سمت "اشتباه تالکین".

melkor morgoth مشکلت با ملکور حل شد که رفتی سراغ ماندوس و ارو؟

شما شیطان آردا را شایسته ی مقایسه با شیطان ابلیس کردین

شما برزخ آردا را شایسته ی مقایسه با برزخ زمین کردین

شما حکمت آردا را شایسته ی مقایسه با حکمت زمین کردین..پس

در نوبتی هم خدای آردا را شایسته ی مقایسه با خدای زمین کنین

همه گفتن منم میگم ارو و الله قابل مقایسه نیستن.

آردا شبیه این دنیاست نه خودش.

بذار یه مثال بزنم:

علیرضا نادی و جواد نکونام کاپیتان تیم ملی هستند.

محمد محمد کاظم و آرش برهانی مهاجم تیم ملی هستند.

حالا بگو ستکوویچ مربی بهتریه یا قطبی؟

وجه اشتراک: اینا تیمهای ملی ورزشی ایران هستن

تفاوت: یکی والیباله یکی فوتبال

تو نمیتونی این دو تا رو با هم مقایسه کنی.

اینی هم که تو میگی همونه

وجه اشتراک: هر دو دنیایی هستن که موجوداتی توش زندگی میکنن

تفاوت: یکی واقعیه یکی فانتزی

پس شیطان ملکور هم قابل مقایسه نیستن

لطفا یه مثال بهتر بزن من از فوتبال متنفرم. :D

مشکل منم ذهن تالکینه که چطور در ذهنش خدا میگنجه؟

مگه میشناستش؟

مگه پیامبره؟

شرط اول داستان اینه که چیزی که مینویسی لا اقل بشناسیش

ولی تالکین تا پر در نیاورده خدا رو طراحی کرد و خدا ساز شد...

(از آنچه که نیست سوال نکن که آنچه که هست برای سرگرمی و تفکرت کافیه)

یعنی تاکین این دنیارو نشناخته...

دنیا ساز شد

این خدا را نشناخته خدا ساز شد

مجودات این دنیا را نشناخته مجود خودشو ابداء کرد..

اثار اون قابل احترام است ولی

افق دیدش فراتر از عقلشه..

که این باعث آوارگی و بحث ما و آوارگی و بحث خود تالکینه.

این که عدلت

مهربانی

انصاف

خشم اونو به حد بی نهایت برسونه

برای این که بدونین بی نهایت یعنی چی

برین وسعت آسمان رو کشف کنین..

بعد میدونین که بینهایت نصبی است؟

یا واقعی؟

و این که در داستان باید نصبی بیان بشه؟

یا واقعی؟

یه سوال دیگه:

آیا خشم تولکاس بزرگ تر است؟

یا خشم خدای الله؟

تولکاسی که نشانه ی خشم و قدرت ارو است!

ایا اون قوی تره یا الله؟

خدای ما گفته مرا بخوان تا اجابتت کنم

به من بگو در کجای داستا ارو خودش مدیری کرد؟

غیر از این که کارارو سپرد به دست بقیه

این نظر توئه که ارو ناقصه. ارو در آردا کامله اینکه علتش رو درک نمیکنی دلیل نقص ارو نیست.

مگه نمیگی خدا کامله؟

مگه خدا عالم مطلق نیست؟

مگه خدا قادر مطلق نیست؟

این سوالو جواب بده:

آیا خدا میتونه کاری رو بگه که خودش نتونه انجام بده؟

این سوال دلیل بر نعوذ بالله نقص خدا نیست.

این به خاطر نقص عقل ماست که نمیتونیم درک کنیم.

آیا خدا میتونه کاری رو بگه که خودش نتونه انجام بده؟

این سوال رو شیطان به ذهنت انداخت

و در جوابش بگو:

ایمان آوردم به خداوند قادر یکتا و پیامبر خاتم محمد(ص)

هیچ حرفی هم در این مورد نزن که چیزی که ما علم نداریم...

برای ما خطر داره

ولی نه ارو...

ارو خودش یه مخلوقه!

چرا؟

چون ساخته ی ذهن تالکینه

تالکین با قدرت ذهنش اونو ساخت

ولی تالکین با مغز محدودش نمیتونه یه خدای بزرگ طراحی کنه و حکمتش رو حکمت حق کنه

فقط میتونه

اسمشو خدا بزاره

نه واقعا راز ها رو حل کنه!!

لطفا یه مثال بهتر بزن من از فوتبال متنفرم.

حالا ما نوک انگشت رو نگاه میکنیم یا تو؟ این یه مثاله مفهومشو نگاه کن.

مشکل منم ذهن تالکینه که چطور در ذهنش خدا میگنجه؟

مگه میشناستش؟

به اندازه خودش بله

آیا خشم تولکاس بزرگ تر است؟

یا خشم خدای الله؟

تولکاسی که نشانه ی خشم و قدرت ارو است!

ایا اون قوی تره یا الله؟

باز داری همون حرفا رو میزنی اینا که اصلا قابل مقایسه نیستن. ما میگیم ارو با الله قابل مقایسه نیست تو یه والار رو با الله مقایسه میکنی؟

به من بگو در کجای داستا ارو خودش مدیری کرد؟

غیر از این که کارارو سپرد به دست بقیه

وقتی لازم شد این کارو کرد.

بقیه ی حرفت رو هم از ریاضیات حرف زدی که حالم به هم میخوره

لطفا یه مثال بهتر بزن من از فوتبال متنفرم

میشه بگی تو از چی بدت نمیاد در اون مورد مثال بزنم.

این سوال رو شیطان به ذهنت انداخت

و در جوابش بگو:

ایمان آوردم به خداوند قادر یکتا و پیامبر خاتم محمد(ص)

چرا چرند میگی تو اصلا منظور آدمو نمیفهمی.این یه سوال فلسفیه منم از الهی قمشه ای شنیدم نه شیطان جوابشم خوب میدونم. اینو گفتم تا تو ببینی.این چیزایی که در باره ارو میگی هیچ دلیلی بر نقص ارو نیست همونطور که این سوال دلیل بر نعوذ بالله نقص خدا نیست.

وقتی لازم شد این کارو کرد.

از همون اولم لازمه..

به این نگاه نکن که والار پر قدرتند یا باهوش

به این نگاه که که اونا کوچکند و در نهایت محدود و محدود هم ناپایدار و فانی...

بهترین روشش اینه که خدای ارو خودش دست به کار بشه نه بقیه..که زیر دستاشن

باز داری همون حرفا رو میزنی اینا که اصلا قابل مقایسه نیستن. ما میگیم ارو با الله قابل مقایسه نیست تو یه والار رو با الله مقایسه میکنی؟

من دنبال هر راهی هستم که بگم ارو هیچ و ناقصه...و خیلی جاهاش کاملا ناقصه..مثلا همین والا..تولکاس نشانه ی خشم اونه

اگر خشمشو با یه لیوان آب خاموش کنیم؟ اونوق میتونم بگم نماد خشم ارو هیچ کاری نکرد و ارو ناقصه...

به اندازه خودش بله

این حرفت دیگه واقعا بی راهه..

چون تالکین یا باید خدا رو کامل به داستان بیاره(بی پرده) یا این که اصلا خدا نزاره..

نمیشه که وقتی یه چیزی بی نهایت باهوش است...پس به اندازه ی مغز تالکین حرف بزنه..

تالکین صرفا ظاهر خدا رو طراحی کرده..ولی اون مغز تاکین به هیچ عنوان اجازه نمیده که اخلاق برداشت و حکمت رو طراحی کنه

میفهمی؟

من به این میگم رو نوشت..

این که ظاهر طراحی شد.

ولی باطن نه..

منظورم از باطن تصمیم و عقل و میزان راه جوییه اونه

مثلا اگر واقعا ارو خدای (بینهایت بود)

پس نباید ملکور را در میان والار خجالت بده..

آیا خدای ما هم چنین میکنه؟

ما رو یهو خجالت میده؟

نه...!

خدا بخشندست و مهربان و کریم

ولی این کار ارو نشون میده

نه بخشندس

نه مهربان

نه رحیم

بلکه فقط یه مجود اضافه آفریده

حالا ما نوک انگشت رو نگاه میکنیم یا تو؟ این یه مثاله مفهومشو نگاه کن.

اصلا ربطی نداره

مثالی که زدی باید خوب باشه

من از فوتبال خوشم نمیاد و اصلا اسم افراد تیم ملی هم نمیدونم

لطفا چیزی که میگی رو بهتر بگو..یا حد اقل با مثال بهتربگو تا بفهمم

منظورم اینه که با انگشت کج ماه رو نشون نده...که اشتباه میفهمم

با انگشت سالم نشون بده تا ببینم..

من مثال نمیخوام

مثال برای خودته که بهتر جای همه چیز رو بشناسی

من جواب میخوام

نه مثال

چرا چرند میگی تو اصلا منظور آدمو نمیفهمی.این یه سوال فلسفیه منم از الهی قمشه ای شنیدم نه شیطان جوابشم خوب میدونم. اینو گفتم تا تو ببینی.این چیزایی که در باره ارو میگی هیچ دلیلی بر نقص ارو نیست همونطور که این سوال دلیل بر نعوذ بالله نقص خدا نیست

از اونایی نباش که خردشون رو خودشون قایم کردن

فلسفه ی خدا را حتی پیامبر هم ادامه نمیده...

و چیزی در بارش نگفت...چون:

چیز هایی در این دنیا هستن که اگر بهشون فکر کنیم باعث دیوانگی یا بی نتیجگی یا

یا انحراف دینمون میشه

حالا که چنین سوالی رو خدا طرح نکرده...یا نگفته

ما چرا باید طراحیش کنیم؟

اگر هم جوابی باشه اینجوریه:

کلمه ی (نمیتواند و یا نمیداند) را از اون بردار و بگو::

خدا میتواند که کاری را بکند که بتواند آن را تغییر دهد

و خدا میداند که فلان کار را کردن فلان چیز را به دنبال دارد ...

خدا اصل حیات و اصل وجود است

اگر بر اون چیز توانایی ندارد(که دارد) یعنی اون نیست

در حقیقت چیزی به اون شکل نیست و چه بسا چیز هایی که هستن برای کنچکاوی ما کافی هستند چه برسد به فانتزی ها و خیالات تازه!

و خدا میگوید

بشو پس میشود...

و چیزی که از اراده ی خدا به دور است...

از حیات هم به دور است...و از وجود و اختیار هم به دور است.. و هر آینه از آن نیستی را در خود جای داده...

مثل جهنمیان که انگار خدا اونارو فراموش کرده..

و اونا معذبند...

نه مرده نه زنده..

اگر خیلی دوست داری که بدونی حکمت خدا در کجاست

انتهای آسمان رو تخمین بزن و بگو تا چه حد ادامه داره!!

و بگو ما کجاییم!!

اگر اینو کشف کردی..

برو سراغ فلسفه ی خدا!

کوچک ترین فلسفه ی خدا همان وسعت آسمان و زمین است

ایا میدونی؟

فلسفه ی خدا را حتی پیامبر هم ادامه نمیده...

و چیزی در بارش نگفت...چون:

چیز هایی در این دنیا هستن که اگر بهشون فکر کنیم باعث دیوانگی یا بی نتیجگی یا

یا انحراف دینمون میشه

تنها تفاوت انسان با حیوان عقلشه.

و فکر کنم خدا به انسان عقل داد تا فکر کنه.

و تا جایی که من میدونم تو فلسفه اسلامی (که البته شما بهتر می دونید) سوال پرسیدن آزاده.

و هر سوالی که فکر کنی پرسیده میشه.

معروف هاش مثلا خدا می تونه زمین رو بذاره تو یه استکان یا خدا می تونه یه خدای دیگه خلق کنه.

و البته جواب داده می شه و در طول تاریخ فلاسفه ی اسلامی و علما سعی کردن بهش جواب بدن.

و افتخار مسلمانان (حداقل آدم هایی مثل من) اینه که در فلسفه اسلام منطق جا داره.

البته شما می تونی منطق رو قبول نداشته باشی.

و اشکالی هم نداره.

چون خیلی ها در طول تاریخ نداشتن.

و به همین دلیل متفکران زیادی تا به امروز کشته شدن

ولی عقل در اسلام ارزش دارد.

و به همین دلیل هست که علما هنوز صحت احادیث رو بررسی می کنن که ببینن سندیت داره و با عقل جور هست یا نه.

(با وجود اینکه حدیث جدیدی اضافه نشده علما در احادیث می اندیشن)

حالا که چنین سوالی رو خدا طرح نکرده...یا نگفته

ما چرا باید طراحیش کنیم؟

معمولا انسان ها سوال رو مطرح می کنن.

چون خدا (طبق تعریف خودت) همه چی رو می دونه.

و خدا پیامبرها رو فرستاد که جواب سوال های انسان رو بدن.

و مگر حضرت علی (ع) نگفت تا زنده ام از من بپرسید.

و متاسفانه مردم اون زمان سوال های مهمی نپرسیدن چون پیشرفت امروزی رو نداشتن.

و قطعا در آینده سوال های اساسی تر و چالشی ای پرسیده خواهد شد.

و علما باید جواب بدن.

و گر نه مجتهدین به چه دردی می خورن؟

اگر خیلی دوست داری که بدونی حکمت خدا در کجاست

انتهای آسمان رو تخمین بزن و بگو تا چه حد ادامه داره!!

و بگو ما کجاییم!!

اگر اینو کشف کردی..

برو سراغ فلسفه ی خدا!

کوچک ترین فلسفه ی خدا همان وسعت آسمان و زمین است

ایا میدونی؟

و انتهای آسمان

خوب این چیزی هست که احتمال کشف شدن در آینده دور از ذهن نیست.

و حتما این حرف اینشتین رو شنیدی:

«دوچیز بی‌پایان است: اول «کهکشان»، دوم «حماقت بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»

آهان العان فهمیدم چرا ملکور آفریده شد!!

برادر من مسخره کردی؟

من نمیخوام بحث بره به جاهای دیگه!

خطا کردیم یه چیزی گفتیم بحثو عوض میکنی...

من جواب تو یکی رو نمیدم چون بحث از مدار میره بیرون

بحث اصلی سر خدای ارو هست نه خدای الله

شما هم مشغول کشف زمین باش...

و یه نکته:

ستاره ای در کهکشان های دور منفجر شد...

و نور اون بعد از 4 میلیارد سال نوری به زمین رسید(با توجه به سرعت نور)

حالا شما تا دلت بخواد بگرد..

تو که محدود کردی..

بگو آخرش به چی محدود میشه؟

آیا هیچ علتی هم برای (محدود) خواندن اون داری؟

اگر داری بگو

اگر نداری پس حرف نزن

آقا من یه سوالی دارم از شما

آقا فرض کن همه حرف تو رو قبول کردن.

ارو ناقص

ذهن تالکین ناقص

خلق ارو در داستان اشتباه

تالکین یه کار اشتباه کرد.

بعدش چی؟

چه نتیجه می خوای بگیری؟

می خوای بشینی ما رو موعظه کنی که دیگه کتاب رو نخونیم؟

از همه عذر می خام که پست نامربوط می زنم.

فکر کردم بد نیست اینجا باشه مردم بخونن.

ناظر می تونه پاکش کنه.

برتراند راسل فیلسوف، منطق‌دان و منتقد اجتماعی بریتانیایی قرن بیستم می گه:

اگر من ادعا کنم که بین زمین و مریخ یک قوری چینی وجود دارد که در مداری بیضوی به دور خورشید می گردد هیچ کس نمی تواند حرفم را رد کند البته به شرطی که به ان بیافزایم که این قوری انقدر کوچک است که با قوی ترین تلسکوپ ها هم دیده نمی شود.اما مردم حق دارند که فکر کنند چرند می گویم اما اگر کتب اسمانی به وجود همین قوری صحه بگذارند و هر یکشنبه ان را به عنوان حقیقتی مقدس تعلیم می دادند و در مدارس به خورد بچه ها می دادند شک کردن به این قوری انحراف از دین قلمداد می شد
آقا من یه سوالی دارم از شما

آقا فرض کن همه حرف تو رو قبول کردن.

ارو ناقص

ذهن تالکین ناقص

خلق ارو در داستان اشتباه

تالکین یه کار اشتباه کرد.

بعدش چی؟

چه نتیجه می خوای بگیری؟

می خوای بشینی ما رو موعظه کنی که دیگه کتاب رو نخونیم؟

من فرض نمیکنم پیش بینی نمیکنم چیزی رو هم تکذیب نمی کنم تنها انتخاب انتخاب خودمه

نه من نه تو نمیدونیم آخر بحث چیه؟! اگر جواب سوالا رو میدونستم نمیومدم بپرسم..اومدم ببینم داستان چی برای گفتن داره نه شما...

اگر میخوایی هم نظرم شی بگو...تا برات هر آنچه که نقص داستان است بگم...و در بحث برای من حرف بزنی (نه به من)

تا قانع شی..اگر میخوایی راضی شی..من همه چیز رو به تو میگم..و تو رو از دید داستان در میارم و از کنار توضیحت میدم

تا بفهمی...ولی نه...تو مثل این که هرگز نمیخوای چشمتو باز کنی همیشه دوست داری حرف رو از زبان دیگری بگیری..و همیشه دوست داری هر آنچه که جلوی چشمته رو بگی..(نه ان که در درونه)

ارو به ظاهر خداست...و پوسته ی خدا رو داره

ضاهر خدا رو داره

اخلاق خدا رو دار

ولی چون اخلاقش کپی برداری شده

هیچ عمقی نداره..

یعنی خدای توخالی و پوچه... ولی لایه ی بیرونی اون باعث میشه فکر کنین اون تو پر هم هست..

اون خدایی نمیکنه

الف ها و دورف ها و انسان ها نمیدونن کدوم یکی بهشون نعمت میده؟

آیا ارو؟ ایا والار؟

ارو هیچ دخالتی نداره!

در صورتی که خدای ما سبب ساز است...و سبب ساز را همیشه فعالیت و دخالت لازمه که (ارو) این کار را نمیکنه!

شما میگین ارو واستاده کنار...

داره خدایی و اداره ی آردا را که والار میکنن میبینه!

اصلا بگو ببینم!

ارو فقط والار و نمنور را دخالت داد!

یعنی والار را افرید...

والار هم (دورف ها و ...)

آیا ارو میخواهد والار را امتحان کند؟

یا آردا را؟

کدام یک؟

(با شیطانی که نابود نمیشه و فنا ناپذیر هست چرا در میوفتن؟)

اصلا چرا فنا ناپذیر آفرید؟

و چرا نصبت برادری را (بعد از این که از والار محصوب نشد)

هنوز در میان آنها گذاشته بود...

چرا خشم ارو اونو همونجا نابود نکرد؟

ایا نماد خشم ارو نمیتونه شیطان پلید رو نابود کنه؟

ارو و والار انقدر بی خیال بودن که حتی بعد از انتقال ملکور...به سائرون نیز فرصت دادن

تا بمونه و (به قول خودتون بنده امتحان کنه)

این چطور امتحانی بود که امکان داشت آردا با خاک یکسان شه!؟

ایا شیطان ما هم اینجوری امتحان میکنه؟

فرض کنیم بله اونم نماد بود...

ولی فرصت دادن ارو به کنار..

فرصت دادن والار هم بهش اضافه شد...

والار که دیگه خدا نیستن تا اجازه بدن آردا امتحان شه!

چون خودشونم بنده هستند..و در حال امتحان...

بی شک وقتی تولکاس ملکور را نکشت..(ضعف داستان رو شد)

این که هر دو در اشتباهن

از العان بگم

من از نقل قول نمیترسم...

ولی اگر پیام ها را حد اکر 15 خطی و کوتاه انتخاب کنیم و احترام متقابل رو نگه داریم و بزاریم که رای خودمونو بگیم..

نقل قول هم کم بزنیم

بی شک به نتیجه میرسیم...اونم خیلی زود تر

ولی بدا که شما نمیخوایین از آشفتگی بیرون بیایین

منم مجبورم به این شکل عمل کنم

هر چند خیلی مونده به نتیجه برسیم ولی این تاپیک بعد از نتیجه

نباید پاک شه!

چون درآینده باز هم دنبال موضوعات چالش آور خواهم بود که در داستان نهفتس

و یه گره ی کوچکی هم با این بحث خواهد داشت

حالا همه ی اینا قبول...

وقتی ارو میدانست ملکور یک خائن هست...

و سرکش..

چرا باز هم اونو به اطاعت امر کرد؟

که به خودش صابت شه؟

و وقتی خدای مهربانی و عدالت و انصاف است!

چرا ملکور را یهو در جمع آینور ضایع کرد؟

ایا رسم مهربانی و حق و انصاف اینست؟

(کافی نیست)

سوال هفت را یادتون میاد؟

7- چرا بعد از این که ملکور شناخته شد...به سائرون و دیگر پلیدی های

پراکنده ی سرزمین میانه...فرصت داد...تا برای خود...جبهه بگیرن؟

حالا بگیم ملکور فنا ناپذیر است..

و یه آتش بزرگ...

ولی سائرون فنا ناپذیر نیست...یعنی فانی است

سائرون نزدیک بود تا کل آردا را نابود کند

که حلقه نابود شد...

والار هم خودشون بنده هستن و در حال امتحان.

چرا با سائرون درگیر نشدن؟

مگر پلید نبود؟

و مگر فانی نبود؟

والار هم فرصت دادن!

علتشم اینه که گفتم

این سوال رو یادتون میاد؟

پس چرا ملکور دوباره فرصت یافت...تا برای بار دوم از دیوار های شب و از بند ها بگذرد؟..و

برای بار دوم برگردد...و چرا توانست ارک بسازد.؟

یعنی تمام اون مبارزات بی خودی بوده و ملکور در رفته!

هیچی فایده ای نداشته و ملکور دباره میتونه برگرده!!

حالا بگیم ملکور جون سگ است...ولی سائرون که این طور نیست!

والار برای نابود کردن سائرون نیز مصمم نبودن

خوب دوباره رفتی همه سوالات رو از اول پرسیدی.

بچه ها به سوال های شما جواب دادن.

برات مثال زدن.

مقایسه کردن.

برهان و دلیل آوردن.

ولی شما متقاعد نشدی.

که خوب اشکالی نداره هر کسی نظرش خودش رو داره تو می گی داستان ناقصه من می گم نه.

پس کسی سوال های شما رو بی جواب نگذاشت.

غیر از اینه؟

حالا یه سوال برای من پیش اومده

شما گفتی نمی دونستی که پرسیدی

و جواب های ما رو هم قبول نداری

خودت هم نمی دونی نتیجه گیری چیه

وقتی پاسخ های ما رو قبول نداری پس قطعا نتیجه گیری ما رو هم قبول نداری

حالا سوال اینه کی قراره نتیجه گیری کنه؟

(راستی سائورن میار بود رتبه اش از والار پایین تر بود نه اینکه فانی بود. از بین هم نرفت فقط انقدر ضعیف شد که برگشتش به سرزمین میانه دور از ذهن هست)

این جمله رو یادتون میاد؟

همونطور که شیطان عمر طولانی پیدا کرد تا انسانها رو گمراه کنه. مگه خدا نمیتونست اونو از بین ببره؟ پس چرا این کارو نکرد. پس حتما یه خیری توی این شر وجود داره که ما از درکش عاجزیم

این یعنی همون کپی!

یعنی ظاهر خدا ساخته شده

ولی درون خدا را حتی تالکین هم نمیداند!

اینو شماها گفتین!

من نگفتم ارو همین خدای ماست . ارو خدای آرداست و اگر خداست باید مثل خدای دنیای ما عمل کنه.

اینو هم شما ها گفتین!

پس چرا عمل نمیکنه؟

در ضمن هیچ اشکالی نداره که ما مسائل رو با جهان بیرون مقایسه کنیم...

بازم شما ها گفتین و عمل نکردین

وقتی نوبت مقایسه میرسه جامیزنین

خب چه انتظاری داری؟ این یه داستان نوشته ی یک بشر و با اندیشه ی محدود بشری ... نباید انتظار فراتر از حد داشت که ... جذابیت داستان های تالکین با مقایسه ی با بقیه ی آثار مشخص میشه ... {که اونها هم نوشته های انسانهایی فانی بودند...}

ولی این انتظار فراتر رو در شما موج موج میبینم و همه چی رو هم انکار میکنین...

میگین تالکین کم کسی نبوده!

نبوده که نبوده !

پیامبر که نبود!!!

بشر بود!

شاید خود تالکین هم از درک اون عاجز بوده و به همین خاطر اونو همینجوری کپی کرده و دخل و تصرفی توش نکرده و به صورت مبهم باقی گذاشته.

باز هم ظاهری بزرگ ولی پوچ (عین بادکنک)

چرا پوچ(چون مبهم و کشف نشده!)

اگه سیلماریلیون رو خونده باشی میبینی که ملکور جاسوسانشو بین مردم میفرستاد و بین اونا تفرقه بوجود می آورد. شیطان هم وظیفه اش شیفته کردن انسان به ثروت نبود. شیطان به انسان حصادت کرد چون خدا انسان رو اشرف مخلوقات دونست و شیطان باید به انسان سجده میکرد ولی از روی غرور این کار رو نکرد و همه ی کارای شیطان برای اینه که از انسان بدش میاد و میخواد انتقام بگیره

تا این وقت حرفی از نماد نزده بودین و داشتین حرف از وسوسه میزدین

اینو هم ببینین

ملکور مظهر پلیدیه و این پلیدی در خودش بیشتر از همه است. ملکور نیازی به وسوسه شدن نداره خودش آماده ی این کاره

گویا حرف های دوستان رو نمیخونی.بحث ما اینه که وارد شدن اون به موسیقی اشتباه نبود،اصلا جزئ برنامه بود

عمریه موندم ولی جواب اینو نگرفتم!

چرا خدا به شیطان فرصت داد؟ این دقیقا همونه. نمیدونم چرا تو هی میخوای این دو تا رو از هم جدا کنی جواب دقیقا همینه.

کار از کپی کردن خدا گذشت و رسید به:

کپی کردن حکمت!!!!

اول ملکور بود که توی آهنگ قیام کرد بعد ارو حالش رو گرفت.

ارو اگر خدا بود باید مثل یه بچه خدا خوب عمل کنه!

و صفات مهربانی بخشش و عدالت و درک رو حفظ کنه.

وگرنه اون خدا کدخدای روستا و بقیه خان!!

و ملکور هم کسی که بیش از خطاش قصاص شد و حق داشت که به خدای خودش شرک بورزه

هی میگی من گفتم ارو با ملکور مارو امتحان میکنه!!!(هزار بار اینو گفتی و بهش پریدی) میشه لطف کنی و بگی کجا اصلا لغت امتحان در مورد ملکور از دهن من منعقد شده؟کل پستت فحش به منه به خاطر حرفی که نزدم؟

حالا چی میگی تولکاس؟

حرفت رو رد میکنی؟

یه دوره مخالف واژه ی امتحان بودی یه دوره هم موافقش

جواب این رو که تو این پست دادم.ملکور از راه ای مختلف وارد میشد.مسلمه تا زمانی که کسی بدون جنگ بهش گوش بکنه،چرا باید هزینه جنگ رو بپردازه؟(لطفا دیگه از این سوال در نیار)

در این جا بود که یهو سر کله ی تولکاس اومد و گفت:

اون میتونه از تمام راه ها وارد شه!!

انگار یادتون رفته بود که قبلش تاکید داشتین که ملکور هم وسوسه میکنه!

آره آره میدونم العان چی میگین!!

این حرفت نشون میده که تو اصلا جوابا رو نمی خونی

یا

jتو پست آخرت دو باره که همون حرف های تکراری رو زدی.

هر کس رو که خدا خلق کرده لیاقت زنده موندن داره حتی اگر ما علتش رو نفهمیم.

یادم باشه از فردا بگم

اعوذ بالله من از الشيطان الرجيم

یا

اعوذ بارو من الملکور لرجیم!!

یعنی تالکین پیامبر بود..ارو هم یه خدای تکمیل!!(نه واقعی ولی تکمیل و حکیم)

داداش

جواب درست بده!!

میبینی که خفه میشم...

جواب درست نیست!!

یعنی فکر میکنی تالکین بر کل خدای ارو آگاه بود؟

(عقلش اندازه ی اون بود؟)

عزیز حالا اگه بگم پست ها رو نمی خونی ناراحت می شی.

بچه ها جوابی رو که بلدن و فکر می کنن درسته رو می گن.

شما فکر می کنی جواب درست نیست که هیچ اشکالی نداره شما نظر خودت رو داری که محترم هست.

یعنی فکر میکنی تالکین بر کل خدای ارو آگاه بود؟

(عقلش اندازه ی اون بود؟)

تالکین حتما آگاه بوده.

می فهمیده چی ساخته خصوصیات کارکترش چی هست.

شر ور که نمی گفته

یعنی تو می گی یه چی گفته خودش هم نمی دونه چی می گفته.

یادم باشه از فردا بگم

اعوذ بالله من از الشيطان الرجيم

یا

اعوذ بارو من الملکور لرجیم!!

یعنی تالکین پیامبر بود..ارو هم یه خدای تکمیل!!(نه واقعی ولی تکمیل و حکیم)

باور کن برای هیچکس مهم نیست تو به کی پناه می بری و به چی اعتقاد داری

چرا؟

چون تو این فروم تفتیش عقاید نداریم

چرندیاتی که تولکاس به بار من کردن همه بر میگرده به ناقص بودن پاسخش

ممنون

در صورتی که معلوم نیست خدای ما اگر در شرایط آردا بود چه میکرد؟

اصلا میزاشت ملکور رشد کنه ؟ یا عمر جاوید میداد؟

خیلی ممنون که پاسخ حرف هات رو خدوت میدی.

تو و من و هیچکس نمیدونه خدا چه میکرد،چون اونجا نبوده!

فرض کنیم که کار ارو رو میکرد،تو اون موقع میگفتی الله هم ناقصه یا یه جوری سر و ته قضیه رو هم میاوردی که :نه!ذهن ناقص ما درک نمیکنه.

دقیقا تفاوت همینه،تو به ارو به صورت یک خدا نگاه نمیکنی،پس به خودت حق میدی که کنکاش کنی در موردش.اما الله رو خدا میدونی و در موردش کنکاش نمیکنی.

ارو در آردا خداست،پس نباید در مورد کار هاش تو آردا کناکش کرد.

همین الان چن تا سوال در مورد مار های الله بپرسم که نه تو،نه من نه هیچکس دیگه ای نمیتونه دلیل و برهانی براش بیاره؟فقط میتونه بگه:ذهن ما درک نمیکنه.

از آنچه آفریده نشده سوال نکن که آنچه هست برای سرگرمی و تفکر کافیه

پس شما هم در مورد دوران پنجم و ششم کنکاش نکن!چون چیزی در موردش نداریم

مشکل منم ذهن تالکینه که چطور در ذهنش خدا میگنجه؟

یه جواب سر انگشتی:خب در ذهن تالکین متونه بگنجه.محدودیت همه ذهن ها مث هم که نیست.اگه تالکین هم در حد ما فکر میکرد که تالکین نمیشد(این استدلال من کاملا غلطه(به علت در نظر نگرفتن یکی از مقدم ها) و اینو آوردم تا بگم سوالت و جوابات مث همینه.ظاهرش درسته اما از بنیان غلطه)

پپاسخ درست:حکایت موسی و شبان رو قطعا شنیدی.هر کس از خدا تصوری داره و میتونه برای اون تصور تصویر قادل بشه و صفاتی رو بهش نسبت بده،بسته به بزرگی ذهن خودش.تالکین با استفاده از تصوراتش در مورد خدا،خداگونه ای در آردا بوجود آورده.

وسعت آسمان رو کشف کنین..

این رو نمیخواستم در موردش حرف بزنم،چون بیربط به نظر میومد اما چون دو بار گفتی،من پاسخ میدم:

هزار سال پیش زمین مرکز جهان بود و جهان دورش به خورشید و ماه و ناهین محدود میشد.(اما بشر میدونست که باید بیشتر از این باشه)

هزار و نهصد و چهل کاوشگر وایوجر1 و چند سال بعد وایوجر دو به فضا پرتاب شد!اون موقع کشف شد که تو این منظومه،سیاره ای به نام پلوتون هم وجود داره!:وسعت دید باز تر شد،کهکشان راه شیری محدوده اش شناخته شد و هنوز هم به نظر میومد که جهان بیشتر از اینه.

چند سال پیش یک ستاره کشف شده که 22 میلیارد سال نورس با زمین فاصله داره،ولی همنوز هم میدونیم که بیشتره.

خب هدفم چی بود؟

نا محدود بودن به نظرت در هزار سال پیش با هزار و نهصد و چهل و چند سال پیش یکی بوده؟مسلمه که نه!

واسه همینه که میگم بینهایت نسبیه.

میدونی در بحث های غلمی ،فرضا یک ذره با جرم مولکولی 2گرم،یک بینهایت حساب میشه؟

در هر وستعت دیدی،بینهایت چیزی خارج از اون وسعت دید میشه.همین.

ممکنه هزار سال پیش بینهایت بودن علم خدا رو فرضا در این میدیدن که خدا میتونه بارون بسازه و این کار به نظر بشریت جلوه ای از بینهایت خدا بوده.الان مسلما بارون ساختن جلوه ای از بینهایت بودن خدا نیست.

امیدوارم منظورم در مورد نسبی بودن بینهایت رو متوجه شده باشی.

تولکاسی که نشانه ی خشم و قدرت ارو است!

ایا اون قوی تره یا الله؟

این یه ورژن دیگه از همون سوال ارو کامل تر است یا الله هست که.ما رو مسخره کردی.

یه بار تو اولای همین بحث هم پیش بینی کرده بودم که به این دور تسلسل میرسیم

به من بگو در کجای داستا ارو خودش مدیری کرد؟

مورد نومه نور رو که هزار بار تو همین پست ها دیدی.

بعلاوه مانوه در اکثر اوقات به ارو متصل میشد و از اون مشورت میگرفت

اینکه اولمو به تور ظاهر میشه به دستور ارو بوده.

این سوال رو شیطان به ذهنت انداخت

و در جوابش بگو:

ایمان آوردم به خداوند قادر یکتا و پیامبر خاتم محمد(ص)

هیچ حرفی هم در این مورد نزن که چیزی که ما علم نداریم...

برای ما خطر داره

ممنون از راه حل

خودت فکر نمیکنی این تاپیک برات خطر داره؟ :D

ن دنبال هر راهی هستم که بگم ارو هیچ و ناقصه...و خیلی جاهاش کاملا ناقصه..مثلا همین والا..تولکاس نشانه ی خشم اونه

اگر خشمشو با یه لیوان آب خاموش کنیم؟ اونوق میتونم بگم نماد خشم ارو هیچ کاری نکرد و ارو ناقصه...

آها.این شد حرف درست.ما هم میگیم که تو داری خودت رو به هر در ودیوار ی میزنی و اسمون رو به زمین میبافی مه حرفت رو به کرسی بنشونی.خوبه که اعتراف کردی.

امضای منو که نقل قول مستقیم از سیلماریلیونه رو بخون .خودت متوجه میشی که تولکاس همیشه خشمگین نیست.

بعلاوه یعنی چی این حرفت در مورد تولکاس؟

نه خیر آقا نمیتونی بگی.زمانی که جبرئیل برای برداشتن خاک از زمین که انسان رو خدا درست کنه سه بار به زمین اومد و خاک از ترس خدا قبول نکرد و نیامد(جوری که آخر عزرائیل اومد و به قهر خاک رو نزد خدا برد) میتونیم که بگیم کسی که قرار بوده کار خدا رو انجام بده،نداده پس خدا ناقصه؟

درسته:تو به هر صورت میخوای ثابت کنی که ارو ناقصه :D

چون تالکین یا باید خدا رو کامل به داستان بیاره(بی پرده) یا این که اصلا خدا نزاره..

ببخشید چرا؟

اگه اینطور باشه هیچ متنی نباید نوشته شود،زیرا که خدا در کنه همه موجودات هست.مگه یه انسان رو میشه کامل درک کرد که کتاب در مورد انسان نوشته شده؟(استدلال مثل استدلال های خودت)مگه ما روح خدایی نداریم؟پس نباید در مورد رفتار رخاسته از روح انسان مطلب نوشت

مثلا اگر واقعا ارو خدای (بینهایت بود)

پس نباید ملکور را در میان والار خجالت بده..

آیا خدای ما هم چنین میکنه؟

ما رو یهو خجالت میده؟

اگه که ملکور رو اوردی باید با شیطان مقایسه کنی نه به انسان.

جواب:پس اعوذ بالله من الشیطان الرجیم چیه؟غیر از تحقیر شیطان چیز دیگه ای هم هست؟

اصلا ربطی نداره

مثالی که زدی باید خوب باشه

من از فوتبال خوشم نمیاد و اصلا اسم افراد تیم ملی هم نمیدونم

لطفا چیزی که میگی رو بهتر بگو..یا حد اقل با مثال بهتربگو تا بفهمم

منظورم اینه که با انگشت کج ماه رو نشون نده...که اشتباه میفهمم

با انگشت سالم نشون بده تا ببینم..

تو باید سطح دانش عمومی ات رو بالاتر ببری که بتونی یه قضیه رو بفهمی .این وظیفه ما نیست.

وقتی فرضا یه مقاله تخصصی در مورد تئوری نسبیت میخونی،از طرف شاکی میشی که" من چرا مثال های تو رو نمیفهمم"؟

چیز هایی در این دنیا هستن که اگر بهشون فکر کنیم باعث دیوانگی یا بی نتیجگی یا

یا انحراف دینمون میشه

من با همین حرف خدوت در چند خط بالاتر این پست بهت ثابت کردم که دیدت غلطه

به بالای پست مراجعه کن

هر چند خیلی مونده به نتیجه برسیم ولی این تاپیک بعد از نتیجه

نباید پاک شه!

چون درآینده باز هم دنبال موضوعات چالش آور خواهم بود که در داستان نهفتس

و یه گره ی کوچکی هم با این بحث خواهد داشت

هیچوقت قرار نبوده اینجا پاک بشه! در واقع فقط تو فکر میکردی که قراره پاک بشه.

کلیه تاپیک هایی که میبینی نویسنده اشون آردا اسمشه مال سه سال و خورده ای پیش بودن که بعد از بالا اومدن دوباره سایت،به خاطر احترام به نظرات همه و نیز در دسترس بودنش،دوباره با مشقات فراوان بارگذاری شدن.

وقتی ارو میدانست ملکور یک خائن هست...

و سرکش..

چرا باز هم اونو به اطاعت امر کرد؟

میشه بگی این اتفاق کی افتاد؟

دوباره تخیلات خودت رو بدون دونستن وارد داستان کردی؟

چرا ملکور را یهو در جمع آینور ضایع کرد؟

ایا رسم مهربانی و حق و انصاف اینست؟

این قضیه هم میشه بگی کی اتفاق افتاد؟ :D

ولی سائرون فنا ناپذیر نیست...یعنی فانی است

باز هم ضعف اطلاعات.مایار هم از آتش فنا ناپذیرن ولی در رسته ای پایین تر از والار

پا نوشت:قرار نبود این پست انقدر طولانی باشه!اما زمانی دیدم از صبح اینجا اینهمه پست خورده،جدا شوکه شدم :D

از همه دوستان(موافقین و مخالفین) برای شرکتشون تو بحث به شدت تشکر میکنم.

ملکور جان:فکر کنم این همه پست تو این تاپیک نشان دهنده احترام اعضای سایت به تو باهش که برات تا این اندازه اهمیت قائل شدن که پست ها به این عدد رسیده.به قول خودت:کسی که فقط تعریف کنه دشمنه

تالکین حتما آگاه بوده.

می فهمیده چی ساخته خصوصیات کارکترش چی هست.

شر ور که نمی گفته

یعنی تو می گی یه چی گفته خودش هم نمی دونه چی می گفته

شاره ی کاملا بجایی بود. به شرطی که به همین صورت ادامه بدی : حالا گوش کن

تالکین بیوگرافی و اخلاق و بزرگی حکیمی ارو را از خدای الله قران کپی برداری کرده

که خدای خودش هم هست (چون مسیحی است)..

اگر بخواد بر بیوگرافی ارو و قدرت ارو بشناسه..مجبوره خدای خودشو که صفات را از اون کپی کرده...بشناسه

چون که:

صفات را از اون کپی کرده..و این کپی برداری یه جور سبکی رو به ارو چسبونده!

چه سبکی؟

این که ارو از ظاهر خداست ولی باطن اون حتی برای نویسنده نیز نهان است

پس پوچ و بی خودی است

تالکین خدای ارو را از خدای الله ساخته و شما گفتین هم قد هستن..

حالا اگر تالکین بخواد بیوگرافی خودشو بشناسه (خدای ارو) باید بزرگی و وسعت خدای واقعی را کشف کنه!

حالا تونستم بگم؟

باز هم ضعف اطلاعات.مایار هم از آتش فنا ناپذیرن ولی در رسته ای پایین تر از والار

با عرض شرمندگی چون دیگه از نقل قول جناب عالی جون به لب شدم و این که هر چی گفتم چپکی فهمیدی

دیگه حوصله ی توضیح ندارم ولی این یدونه رو توضیح بدم که بفهمی منظورم چی بود..

وقتی سائرون حلقه رو ساخت...(دیگه خودشو قدرت مند ولی محدود کرد)

اگر چه نمیره ولی عین سارومان که جادوگر بود..میره به پیش ماندوس..یا بسسیار ضعیف میشه

اگر چه نتونن بکشن..ولی منظورم اینه که محدود تر هستند و میتوانند جلوی اونو بگیرن

ولی جلوی ملکور را گرفتن به مراتب بدتر است...ولی آنها از مقابله با این هم دریغ داشتند...

که شاید ارو دریغ داشت..ولی والار چرا؟

پست آخرت ملکور:

من حتی فکر کن یه مقدار از نقل قول ها مال خودت بود! :D

اما در مورد اون بحث امتحان که گفتی جواب بدم:باز هم همون جوابو میدم.تو این پست بالایت هم جایی اشاره نکردی که من حرف از امتحان زده باشم.

بعلاوه تو جوابای تک تک ما رو بدون ذکر سوالشون آوردی(بعضی وقتها جواب الروس رو گذاشتی،بعد جواب من به یه چیز دیگه ،بعد هم جواب 3Dmehdi به همون سوالی که الروس جواب داده.) این حرکت واقعا ذکاوت و در عین حال حقارت میخواد که خودتو با این مسائل تبرئه کنی.

علاوه بر این توی همین تایپک چند باز از لغات"منظورم این نبود" استفاده کردی؟

بحث جهت گیریش از ابتدا تا الان بارها عوض شده و طبیعیه جواب های ما به همه سوال ها یکی نباشن.

ثالثا: گفتی که من هی تیکه تیکه به جواب هام و قدرت های ملکور اضافه کردم.این غیر منطقیه؟وقتی در مورد حمله فیزیکی ملکور حرف میزنی،من در اون مورد حرف میزنم،وقتی هم در مورد وسوسه،من از اون حرف میزنم.

الان به تو بگن صفات خدا رو بگو،تو صفاتی مثل"مکار" "جبار" و امثال اینها به ذهنت میاد که بگی،یا اگه بیاد میگیشون؟

پا نوشت:جمله آخر یه مثاله و هیچ منظوری غیر از مثال بودن نداره.(اینو گفتم که بتونی خوب درک کنی که این مثاله،گویا با مثال ها امروز مشکل داشتی :D )

پانوشت دو:تو پست های آخرت زیاده روی و بهتره بگم پر رویی کردی و به تالکین توهین کردی.تو به ما توهین بکنی موردی نداره،چون ما کاربران یه سایت هوادار تلکینیم.اما توهین به تالکین در یک سایت هواداری،کاملا مخالف و قوانین اینجا و هر سایت هواداریه دیگه ای هست.

دفعه بعدی که توهین به تالکین رو ببینم،بدون معطلی مسدودت میکنم.آخرین اخطار بود

پس شما هم در مورد دوران پنجم و ششم کنکاش نکن!چون چیزی در موردش نداریم

نکه ملکور و کل آردا چیزی در موردش داریم(واقعین؟!)

بله.ما کتاب تالکین رو داریم.(منظورم از داشتن،خلق شدن در ذهن نویسنده بوده)

بسیار مشخصه سوال های اون موقه با العان یکی هستن

تو یه جا بر کلمه ی امتحان تاکید کردی.

و یه جا این شکلی خندیدی:

:D :D :D

و یه ویژکی بد شما اینه که:

تا بحث عمق نگیره نگاه شما باز نمیشه و با همان نگاه بسته نظر میدین..و با انبوه نوشته بعد ها اونو گم میکنین

تو برای من بیار کجا حرفمو نقض کردم؟

وجدانن هیجا!!

از همون اول گفتم اینارو نمیشه مقایسه کرد(چون این جاهاشو میدونستم)

العان خودتون میگین نمیشه مقایسه کرد...

تو بدون این که پس های دیگران رو بخونی میگی:

آره درسته

واضحه

صحیحه

کامله!

وقت که کردی یه بار حرفاتو با اون مقایسه کن.

و وقت کردی یه بار حرفای قبلی خودتو با العانیت مقایسه کن

مثل امتحان

ببین چطور از زیرش در درفتی؟

مگه تو نبودی میگفتی:

ایا همچین کلمه ای به دهنم اومده؟

بعد صد روز فکر کردن..

بله

جواب پیدا کردی و گفتی:

اره اره

اون امتحا ن میکنه

جاهایی هم که چیزی برای گفتن نداشتی..

میگفتی:

اینا نمادن اینا فلانن اینا چین... :D

بعد هم که میگم:

ایا برای حرفت یه دلیل تالکینی داری؟

میگی:

چرا اینارو از من میخوایی؟ (یا)

چرا اینارو از من میپرسی؟

من برای حرفم دلیل آوردم

شما نه

العانه که بگی:

بازم حرفای قبلیتو تکرار کردی

برای بار ده هزارم فلان فلان

logo.jpg

بله.ما کتاب تالکین رو داریم.(منظورم از داشتن،خلق شدن در ذهن نویسنده بوده)

اگر بخوایی اینجوری ببینی که:

کل کتاب چون داستان هست..

پس چیزی که وجود داره برای کچکاوی کافیه...(چه رسد داستان!!)

امید وارم بفهمی منظورم چیه!

مثل امتحان

ببین چطور از زیرش در درفتی؟

مگه تو نبودی میگفتی:

ایا همچین کلمه ای به دهنم اومده؟

بعد صد روز فکر کردن..

بله

جواب پیدا کردی و گفتی:

اره اره

اون امتحا ن میکنه

برادر من،خب به صورت نقل قول بیار این هارو.چرا هی میگی گفتم.خب به صورت نقل قول بزارشون تا ببینیم.

در ضمن کل دو تا پست بلندی که امرووز زدم،همین نکته رو نداشت.یا به بقیه هم جواب بده،یا اینکه من فرض میکنم که حرفمو قبول کردی.

تا احساس نکنم که همه پست رو خوندی،جواب دیگه ای نمیدم

شاره ی کاملا بجایی بود. به شرطی که به همین صورت ادامه بدی : حالا گوش کن

تالکین بیوگرافی و اخلاق و بزرگی حکیمی ارو را از خدای الله قران کپی برداری کرده

که خدای خودش هم هست (چون مسیحی است)..

خوبه خودت گفتی تالکین مسیحی هست.

و احتمالا تو عمرش قرآن از نزدیک ندیده.

بله خدا یکی هست. خدای که قرآن را برای هدایت بشر فرستاد.

ولی تالکین کاتولیک بود انجیل می خوند.

به تثلیث معتقد بود.

و این هیچ ربطی به حقیقت ماجرا که الله تنها آفریننده ی جهان هست نداره.

بیچاره تالکین احتمالا اسم الله رو هم نشنیده بود که ازش کپی کنه.

اگر بخواد بر بیوگرافی ارو و قدرت ارو بشناسه..مجبوره خدای خودشو که صفات را از اون کپی کرده...بشناسه

چون که:

صفات را از اون کپی کرده..و این کپی برداری یه جور سبکی رو به ارو چسبونده!

چه سبکی؟

این که ارو از ظاهر خداست ولی باطن اون حتی برای نویسنده نیز نهان است

پس پوچ و بی خودی است

تالکین خدای ارو را از خدای الله ساخته و شما گفتین هم قد هستن..

حالا اگر تالکین بخواد بیوگرافی خودشو بشناسه (خدای ارو) باید بزرگی و وسعت خدای واقعی را کشف کنه!

حالا تونستم بگم؟

آقا فرض کن قبول تالکین ارو رو از الله کپی کرده.

چه نیازی هست که الله رو بشناسه.

دستگاه کپی نیاز داره محتویات کاغذ رو بدونه بعد کپی کنه؟

آیا کاغذهای کپی شده که دستگاه تحویل ما میده پوچ و بی خود هست؟

حالا تونستم بگم؟

و یه چیز دیگه هم بگم (می تونی ناراحت بشی) اطلاعاتت بسیار محدود هست.

صدها کتاب (متن و شعر) و فیلم و مجسمه و نقاشی هنرمندان از درک خودشون از خدا خلق کردن.

پس همه اینا پوچه چون اونا نمی تونستن اندازه خدا رو بفهمن؟

نمی تونستن وصف خدا رو بدن.

دیدگاه هرکسی به خدا اندازه فهم خودش هست.

تو کشور خودمون کمتر از سایر کشورها نیست؟

حالا بگذیرم از اینکه خیلی نویسنده های دیگه خدای ساختگی برای داستانشون مثل ارو ساختن و احتمالا تو تو عمرت اسم یکی شون رو هم نشنیدی.

و یه ویژکی بد شما اینه که:

تا بحث عمق نگیره نگاه شما باز نمیشه و با همان نگاه بسته نظر میدین..و با انبوه نوشته بعد ها اونو گم میکنین

دوست عزیز عاجزانه ازت می خوام نگاه باز رو برام تعریف کنی.

خوبه خودت گفتی تالکین مسیحی هست.

و احتمالا تو عمرش قرآن از نزدیک ندیده.

بله خدا یکی هست. خدای که قرآن را برای هدایت بشر فرستاد.

ولی تالکین کاتولیک بود انجیل می خوند.

به تثلیث معتقد بود.

و این هیچ ربطی به حقیقت ماجرا که الله تنها آفریننده ی جهان هست نداره.

بیچاره تالکین احتمالا اسم الله رو هم نشنیده بود که ازش کپی کنه

خدای انجیل خدای ماست

و چیزیکه در انجیل است در قران هم هست...

ان را هم خدا نازل کرد...(خدای انجیل و قران)

و هر دو مال یک خدا هستن و بازم میگم (لا الله الا الله)

آقا فرض کن قبول تالکین ارو رو از الله کپی کرده.

چه نیازی هست که الله رو بشناسه.

خوب شما خودتون گفتین ارو با الله هم قد و هم قدرت هستند..

تالکین برای توصیف ارو و یا وصف ارو باید خدای هم قد خیالش رو بشناسه یا نه؟

اگر میگیم تالکین ارو را تصور میکند و به حکمتش آگاه هست..انگار میگیم:

تالکین الله قران و انجیل را میشناسد و بر آن آگاه هست...در صورتی که تفاوت پیامبران با بقیه ی مردم

در همین آگاهی بود...اگر میگین تالکین ارو را خلق کرد و بر حکمتش آگاه هست.

انگار میگین:

تالکین الله قران و انجیل را خلق کرد و بر حکمتش آگاه هست..(چون این دوتا کاملا هم قدن)

کی گفته؟

خود شما..

این هم که میگم از خدا کپی برداشته منظورم اینه که اخلاق رفتار و این که ارو از همه بزرگ تر است را نوشته..

ولی ننوشته چقدر بزرگ؟

ارو به عنوان یکی که حکمتش را از تالکین دارد..

چقدر بزرگ است؟(سایز اصلیش)

دوست عزیز عاجزانه ازت می خوام نگاه باز رو برام تعریف کنی.

پاسخ رو در مقایسه ی پیام های تولکاس یا حتی پیام های خودت یا کسانی که از اول بحث بودن میفهمی

حرف های کنونیشونو با حرف های قبلیشون مقایسه کن..

حرف های خودشونو با حرف هایی که دیگران زدند و (او هم تایید کرد) مقایسه کن

ببین چه چیزی را تایید میکردن...(چیزی که کاملا با حرفش تناقض داره)

ببین چقدر حرف هاشونو عوض میکنن..و رفته رفته دیدشونو عمق میدن و سر حرفشون نمیمونن و وقتی ایرادشون لو میره میگن:

تا پاسخ ندی پاسخ نمیدم

جواب دیگه ای نمیدم

logo.jpg

من هنوز منتظرم که نقل قولت از" امتحان" گفتن منو بزاری اینجا.

باز هم همون منطق خودت.من جوابی نمیدم چون زمانی که تو هیچ ایرادی از پست های آخر من نگرفتی یعنی فهمیدیش.

من نظرمو رو در هیچ جا اتفاقا عوض نکردم.

اینکه تو میای از روی حرف های من مینوسیی:

ملکور= وسوسه

وزمانی که من میام میگم ملکور کارای دیگه ای هم میکنه و اینو نمیتونی بر بتابی و چند پست قبل تر نشون دادییش

فکر کنم کاملا واضح باشه که دید چه کسی بسته و دگم هست.

در مورد چرایی علت دادن الله به شیطان دلیل آوردی چون میگی احادیث داریم و...

ولی درمورد اینکه یکی سوال میکنه:"آیا خدا میتونه کاروی رو بگه که خودش انجام نده"

سریعا جواب میدی:

این سوال رو شیطان به ذهنت انداخت

و در جوابش بگو:

ایمان آوردم به خداوند قادر یکتا و پیامبر خاتم محمد(ص)

هیچ حرفی هم در این مورد نزن که چیزی که ما علم نداریم...

برای ما خطر داره

چرا؟چون حدیث نداریم؟ما کل فکرمون باید محدود به حدیث باشه؟

ممنون از افق باز فکر دینیتون

هی میگی من گفتم ارو با ملکور مارو امتحان میکنه!!!(هزار بار اینو گفتی و بهش پریدی) میشه لطف کنی و بگی کجا اصلا لغت امتحان در مورد ملکور از دهن من منعقد شده؟کل پستت فحش به منه به خاطر حرفی که نزدم؟ :D :D :D :D

حالا یادت اومد؟

دباره از دو میپرسم!

امتحان رو از دکون کدوم بقالی خریدی؟

یا در کتاب تالکین اومده؟

اومده پس کو؟

logo.jpg

شما بی جا اینجوری بر داشت کردین...

محدود کردن خدا جزء افق دید نیست...

چیز هایی است که نه بحث بهش میرسه نه درسته که ادامه بدیم

ما اینجا نیستیم که بدونیم خدای ما کیه..

اینجاییم ببینیم ارو کیه..

اینو نمیفهمی؟

خدا خودش خوب بلده خدایی کنه..

تو باید بندگی یاد بگیری..

logo.jpg

خیلی با حالی! :D :D :D :D

من تو همین نقل قولی که گذاشتی که تاکید کردم که در مورد امتحان هیچ حرفی نزدم(در واقع این نقل قول اولین جایی هست که من حرف زدن در مورد امتحان رو تکذیب کردم)

جدا باحالیا.خوشم اومد.خداییش

شما بی جا اینجوری بر داشت کردین..

چه برداشتی؟

اگه منظورت در مورد افق بازه که سه پست قبل همین حق رو برای خودت قائل شدی که از پست های من برداشت داشته باشی!

محدود کردن خدا جزء افق دید نیست...

چیز هایی است که نه بحث بهش میرسه نه درسته که ادامه بدیم

ما اینجا نیستیم که بدونیم خدای ما کیه..

اینجاییم ببینیم ارو کیه..

اینو نمیفهمی؟

خدا خودش خوب بلده خدایی کنه..

تو باید بندگی یاد بگیری..

من بندگی خدای خودم رو خوب بلدم(لزوما خدای من با خدای تو در ذهنم یکی نیست)

اما خب میشه جواب داد:

ارو هم خودش خوب بلده که در آردا خدایی کنه.به تو نیومده که در مورد خدایی اون تو یه دنیا دیگه صحبت کنی

رسم برداشتت برای خودت(به من ربطی نداره)

ولی رسم بندگی این نیست که یکی بگه:

آیا خدا میتونه کاری بکنه که فلان کار رو نتونه بکنه؟

این یعنی شک...

و شک درست بر عکس ایمان هست

(اینو گفتم بفهمی. پیامبر ما یکیه خدای ما یکیه کتاب مقدس اسلام یکیه)

اگر مال دین دیگری هستی بگو راحتمون کن

تالکین به عنوان آفریننده یارو باید مسئول حکمت اون و تصمیم گیری و استدلال اون باشه..

هر کاری که از ارو سر بزنه باید علتش رو تالکین مشخص کنه وگر نه داستان به شدت ناقص و زیر سوال میره (همانطور که شده)

من به دونبال واقعیت ارو هستم..

نه ارو از دید دیگری...من دنبال ارو از دید خود تالکینم

راستی تا به حالش اصلا دلیل تالکینی ارائه ندادی..

برای این همه حرفت اصلا یک کلام هم نامه یا چیزی ندادی...

اگر نداری آپلود کن...اینم نمیتونی؟

logo.jpg

خيلي جالبه...دوستان ما دارن در مورد خدايي بحث مي كنن كه اصلا اثبات يا رد قدرتش فرقي به حال كسي نمي كنه...

به فرض كه ناتواني ارو اثبات شد...چي از حماسه ي تالكين كم ميشه؟؟؟تالكين دنيايي رو كه خواسته رو جوري كه خواسته خلق كرده و اگه تفاوتي هم با دنياي واقعي داره هيچ نميشه ازش ايراد گرفت...چون خودش تو يكي از مصاحبه هاش كه الان يادم نمياد با كجا بود گفته بود كه مسيحي كاتوليك(فكر كنم كاتوليك بود...) هست و به خداي يگانه هم ايمان داره...من كه نمي فهمم اين چي هست كه باعث ميشه يه نفر بياد و چون از حماسه اي خوشش نمياد،كل اون رو تخريب كنه...و بعد هم اسم اين كار بشه ايرادگيري از تالكين...همونطور كه گفته شد كه اين ايراد از تالكين هست.تالكين مي خواست دنيايي متفاوت از دنياي ما رو خلق كنه،پس كار زياد درستي نيست كه چون نسبت به چيزي تعصب داريم،اين تعصب رو به دنياي فانتزي كه اسمش هم روش هست دخالت بديم... .

شايد الان ملكور عزيز جواب بدن كه قصد من تخريب دنياي تالكين نيست،ولي اگه يخورده به پست هاشون دقت كنن چيز ديگري هم نيست.الله رو در مقابل ارو قرار دادن مثل اينه كه بخواي به عنوان مثال رونالدو رو با سوباسا اوزارو مقايسه كني.بعدم بگي سوباسا چجوري اون شوت هاي چرخشي رو ميزد!نويسنده ي اين كارتون بايد علت اين رو ذكر كنه!حالا كه نكرده يعني كارتون ناقصه!

به نظر من كه تالكين هيچ وظيفه اي از نظر توضيح دادن بيشتر در مورد ارو رو نداشته.تالكين يه كتاب نوشته و به كسي هم جبر نكره كه حتما كتابش رو بخونه.مثل همه ي دين ها؛هيچ كس مجبور نيست وارد ديني بشه و اگه شد هم ديگه نبايد به ريشه اي ترين پايه هاي اون ضربه بزنه.البته دنياي تالكين يه دنياي فاتزي هست و انسان مي تونه ضمن خوندن اون و لذت بردن ازش،اعتقادات خودش رو هم داشته باشه.هركس هم چنين توانايي اي رو نداره مي تونه سراغ دنياي فانتزي نره.دنياي فانتزي نمي تونه فعاليت خودش رو به خاطر عده ي معدودي متوقف كنه.

و يه نكته ي ديگه.خواهشا تصور نكنيد چون مسلمان هستيد و الله رو قبول داريد،اين حق به شما داده شده كه در مورد همه عقايد از جمله چيزهايي كه در داستان هاي فانتزي اومده،هر چيزي رو بگيد.البته من نگفتم شما چنين طرز تفكري داريد؛فقط گفتم اگه احتمالا چنين چيزي هست،برطرف بشه.اميدوارم اينطور نبوده باشه.

ضمنا من خودم مسلمون هستم.(اينم واسه جلوگيري از مشكلات احتمالي بعدي! :D )

(و يه مورد هم راجع به تموم پستم بگم كه من تموم بحث هاي قبلي شما رو پست به پست نخوندم،ولي با توجه به چند تايي كه خوندمشون اين رو نوشتم.اگه مي بينيد نا مربوط هست،لطفا تذكر بديد تا اصلاحش كنم.)

مسلمون هستم.(اينم واسه جلوگيري از مشكلات احتمالي بعدي!

تو مسلمون هستی ولی خیلی مونده که مومنون بشی..هم من هم تو...

خيلي جالبه...دوستان ما دارن در مورد خدايي بحث مي كنن كه اصلا اثبات يا رد قدرتش فرقي به حال كسي نمي كنه...

به فرض كه ناتواني ارو اثبات شد...چي از حماسه ي تالكين كم ميشه؟؟؟

ارک عزیز..اگر نا توانیش اثبات شه...دیگه شما هی نمیگین..

حکمتش این بود حکمتش اون بود..وقتی خودتونم خوب میدونین ارو ناقص است میگین:

ارو میگه اون جزئی از برنامه ی منه..

آخه چه برنامه ای؟

وقت نقل قول ندارم ولی بدونی که پا فشاری من در برابر حرفم..برای شما نا خوشاینده...

همین ...

ولی من باید اون علت رو به شما نشون بدم.

ولی شما هنوز از قبولش سر باز میزنین.

منم میگم:

باشه دلایل فراوانی وجود دارن

logo.jpg

این طور که تو فکر میکنی نیست

اینجا حرف حکمت مطرحه

شما میگین:

این از حکمت ارو هست که فلان کار را کرد و هیچ پاسخ درستی نمیدین..

میگین

این از حکمت ارو هست که ولان کار را کرد...

من میگم این حکمت چیه؟

شما میگین نه...مگه ما میدونمی چرا خدای واقعی فلان کرد؟

اینم مثل همون...

و وقتی نوبت مقایسه میرسه

جا میزنین...

میگین نه نه

نمیدونم شهر کور یه چشم داره

شهر نو کوهنست

از این جور بهانه ها میارین

من صد بار یه سوال رو مطرح کردم

وقتی که ارو گفت:

این جزء برنامه ی منه

اون چه برنامه ای داشت؟

به خداوندی خدا

شاید بهترین جوابی که گرفتم

از الروس بود

بقیه فحشو تکذیب و اتهام بود...

ایشون گفتن:

بهترین جواب

نمیدونم است

بگین نمیدونم

تا منم هم اینجا بحث رو اصلا بی نتیجه...دیگه ادامه ندم...

چون نتیجه ای نداره...خیلی از سوالام بی جواب موند از یه داستان نباید انتظار زیادی داشت یا به قول دوستمون:

خب چه انتظاری داری؟ این یه داستان نوشته ی یک بشر و با اندیشه ی محدود بشری ... نباید انتظار فراتر از حد داشت که ... جذابیت داستان های تالکین با مقایسه ی با بقیه ی آثار مشخص میشه ... {که اونها هم نوشته های انسانهایی فانی بودند...}

شاید بعد ها ادامه پیدا کنه. ولی این بحث...در اینجا دیگه هیچ جوابی نداره جزء این که تالکین خودش بیاد

حرف بزنه..و چیز هایی که شما گفتین رو تایید و تکذیب کنه..(که نیست)

اگر باز هم از این بحث های چالش آور خواستین بگین...

پس منم نمیدونم تالکین بیاد بگه...

ولی به خدا جذابیت فروم و گرمی فروم به همین یه دونه تاپیک بود که بیستو یک صفحه ادامه پیدا کرد

من كامپيوترم داغون شد از بحث عقب افتادم.

البته مثل اينكه اتفاق خاصي هم نيافتاده.

من كه كار خودم رو تو اين تاپيك تموم شده مي دونم.

و به سوال هايي كه پرسيده شده پاسخ دادم و معتقدم پاسخ هام منطقي ، تحليلي ، با مثال هاي واضح و همراه سوال هايي بوده كه متقابلا از شخصي كه تاپيك رو زده پرسيدم (كه خيلي جاها بي پاسخ مونده سوال هام).

و معتقدم هيچ جا نظرم رو تغيير ندادم.

و البته اگه لازم دونستم باز هم ژست خواهم زد.

Melkor Morgoth جان

شما اگه خواستي دوباره تاپيك بزني به دو نكته توجه كن:

1-احترام به نظر و عقايد ديگران (حتي اگه برات حرفشون از كفر بدتر باشه)

2- عدم توهين به تالكين (چرا؟ چون اينجا فروم هوادارن تالكين هست.)

اگه كامپيوترم زودتر درست شه باز هم منو تو بحث ها خواهيد ديد.

1-من همیشه برای احترام گذاشتن به نظر اونو در پست هام مطرح میکنم و تا انجایی که میدانم هیچ پستی بیجواب نماند.

2-به هیچ عنوان توهین به تالکین نکردم فقط در مورد حرف هایی که در داستان زده بود پرسوجو کردم...و به نظر گذاشتم...

حتی فروم هوا داران تالکین هم باید پاسخ گو باشن...من فقط و فقط سوال کردم...تو اینو توهین حساب نکن اگر جسارتی شد

منظورم توهین به هیچ یکی از افراد نیست ولی بیش از همه کس به من توهین شد از جمله واژه های: احمق نفهم بیجا کردی و ... که بد سخنی رو در خودشون دارن (هر چند ناسزا به حساب نمیاد ولی بد سخنی و بد حرفی در اون موج میزنه)

و یه چیز دیگه:

از پاسخ تو ممنونم...و ممنونم که نظرت رو در مورد سوالات دادی...ولی به شجاعت میتونم بگم بحث بی نتیجه ماند...و جواب همان نمیدانم برای (همه جای) داستان بود... که این نه من نه تو و نه هیچ کس نه وارث تالکین نیست که بدونه تالکین واقعا از این راز ها و نقص ها و یا تکامل ها چه منظوری داشته...امکان داره چیزی که من بهش میگم نقص خودش بخشی از تکامل داستان باشه که اینو باور ندارم(به نظر خودم) از شما خواستم یه مدرک از تالکین برای من ارائه بدین با کمال تائسف با مخالفت روبرو شدم و باز هم سر خانه اول برگشتیم...جواب در نظر تو کامل است و بجا...و منم به نظر تو احترام متقابل میزارم

و از شما هم میخوام همان طور که همیشه در حرف ها گفتم (احترام متقابل را در پست چالش آور نگه دار) همان طور هم العان میگم ( احترام سوالات را که هنوز بی نتیجه ماند نگه دار) من به بسیاری از پاسخ ها نگاه کردم و دیدم (در عین تایید هم) با هم سازگاری ندارن و همین بود که بحث رو سخت تر و بی نتیجه تر میکرد و همانطور هم شد...و به این نتیجه رسیدیم که نه من..نه تو نه هیچ کس دیگر نمیتواند به این سوالات (به تمامی سوالات و رشته سوالات) پاسخ (جامع و کامل)

را بدهد جزء صاحب خود داستان که اکنون در قید حیات نیست و این سوالات منظوری شد که به شما خطاب شه تا نویسنده زنده هست بر داستان شکی نیست ولی وقتی مرد...انگار اطمینان مردم به داستان اون هم مرد (البته در شرایط به خصوص خودش) منظور منم از طرح این سوال که بسیار اشاره به فلسفه ی داستان دارد این است که ذهن مخلوق نمیتواند ذهن بزرگ خالق را تکمیل کند و استدلال او هرگز نمیتواند استدلال یک خدا را کافی باشد. این یک (رشته ای) از سوالات بود..که به نظر به نتیجه رسید ولی هر آنچه گفته شد نظر شخصی بود...و فقط و فقط صاحب خود داستان را باید در این گونه بحث ها به چالش داستان آورد ... نه غیر آن ... چون غیر آن را اطمینان نیست ... همانطور که به راز پشت پرده اطمینان نیست ... .

ممنون

تاپیک هفت سوال من گوینده ی حرف های زیادی هست...هر چند میدونم بحث در این تاپیک نیمه ماند...حتی نزدیک بود درگیری زبانی بشه.خیلی حرف زدیم...ولی من با نارضایتی فراوان گفتم:باشه نه من میدونم نه شما میدونین بهتره تالکین بیاد حرف بزنه.

ولی قضیه روشن و مشخص بود...خیلی راحت می شد به نتیجه رسید ولی هر کسی بر عقیده ی خودش پا فشاری میکرد...هفت سوال من تاپیکی بود که بزرگترین تاپیک کل اون تاپیک هایی بود که تا کنون زدم...یا حتی بزرگترین بحث بود..که همه رو به بحث شوند...تقریبا همه در بحث بودن و نظر گفتن...ولی ترسم از اینه که هنوز نتونستم منظورم رو از این هفت سوال به گوش شما برسونم...یا شما قبول نمیکنین...ترسم از اینه مطالبی که گفته شد..به شکل دیگری برداشت شه و آخرشم تاپیک رو پاک کنن...ترسم از اینه که کسی که این تاپیک رو میخونه...جوابی رو بده و بعد از نتیجه گیری...جوابی رو بده که اصلا ربطی نداره و باعث بشه موضوع اصلی به تحلیل بره...

و به سوال هايي كه پرسيده شده پاسخ دادم و معتقدم پاسخ هام منطقي ، تحليلي ، با مثال هاي واضح و همراه سوال هايي بوده كه متقابلا از شخصي كه تاپيك رو زده پرسيدم (كه خيلي جاها بي پاسخ مونده سوال هام).

یکی از مواردی که بی پاسخ مونده را ذکر کن

عزیزان...منو متهم نکنین...بسیاری از جدال های تاپیک بی دلیل و مدرک آناریون بر این است که این تاپیک به نتیجه نرسید...

اگر سوالی مانده که من پاسخ نداده باشم آن را مطرح کنین .... تا پاسخ را بدهم ... هر یک سوال در برابر یک سوال

اینطوری شاید بتونیم به نتیجه برسیم...هر چند بعید میدونم...ولی تاپیک الهام هم مشتق همین تاپیک است...و به موضوعات وسیع این تاپیک دلالت دارد

کلام آخر من است که بگویم...

وقتی من از حق گفتم شما از افسانه وقتی از افسانه گفتم شما از حق گفتید....

در من است که بگویم به من ظلم بزرگی کردید....

من از جمع شما میروم...و آرزو میکنم که سوالاتم را به درستی و به خوبی و از افسانه پاسخ دهید...نه از داستان...

چند بار یک سوال را مطرح کردم...ولی کسی از جواب دادن عملی نکرد...

بلکه مجبور شدم این بحث را دباره تمدید کنم...

چرا ارو نایبانش را پیش از زمینش ساخت...

چرا او زمینش را به کمک و شراکت نایبانش ساخت...

ملكور جان با اينكه زياد در جريان نبودم ولي نظراتي را پرتاب خواهم كرد، باشد كه زياد دور از هدف بر زمين نيوفتد! شما به خباثت خودت مارو عفو كن!

چرا ارو نایبانش را پیش از زمینش ساخت...

خب ملكور جان ببين، چيزي كه من از متن سيل برداشت كردم اين بود كه در واقع آينور بودند كه آردا رو ساختند و نه ارو... ارو تنها پس زمينه رو به آينور {يا به قول تو نايبانش} نشون داد و كار ساخت آردا با آينور بود چيزي كه خلقت مطلق ارو بود همون فرزندان ايلوواتار هستند كه هيچ يك از آينور در اون دخالتي نداشتند ... پس فكر مي كنم پاسخ اين سوال شما هم همين باشه ... آينور به آردا وارد شدند تا آردا رو به كمال برسونن چرا كه در ابتدا آردا در ابتدايي ترين شكل خودش بود همه چيز شكل نايافته بود...

چرا او زمینش را به کمک و شراکت نایبانش ساخت...

"اما هنگامي كه والار پاي در ائا نهادند، نخست مبهوت و سرگشته بودند زيرا تو گويي هنوز هيچ يك از چيزهايي كه در مكاشفه ديده بودند، ساخته نشده بود، و همه چيز در نقطه ي آغازين و شكل نايافته بود، و جهان تاريك بود. زيرا آهنگ بزرگ چيزي نبود مگر باليدن و شكوفا گشتن انديشه در تالارهاي بي زمان، و مكاشفه جز بيش نمايشي نبوده است؛ اما اينكه اينك آنان در آغاز زمان وارد گشته بودند، و والار در يافتند كه جهان چيزي نيست مگر پيش بيني و پيش ترانه، و بايد براي دست يافتن به آن كوشيد..." سيل ص18

-----------

در كل به نظرم يك بار بشين و سنگاتو با رفقاي آردايي وا بكن... يه بار براي هميشه...

چاكر شما...

ت.ت

ملكور جان با اينكه زياد در جريان نبودم ولي نظراتي را پرتاب خواهم كرد، باشد كه زياد دور از هدف بر زمين نيوفتد! شما به خباثت خودت مارو عفو كن!

خب ملكور جان ببين، چيزي كه من از متن سيل برداشت كردم اين بود كه در واقع آينور بودند كه آردا رو ساختند و نه ارو... ارو تنها پس زمينه رو به آينور {يا به قول تو نايبانش} نشون داد و كار ساخت آردا با آينور بود چيزي كه خلقت مطلق ارو بود همون فرزندان ايلوواتار هستند كه هيچ يك از آينور در اون دخالتي نداشتند ... پس فكر مي كنم پاسخ اين سوال شما هم همين باشه ... آينور به آردا وارد شدند تا آردا رو به كمال برسونن چرا كه در ابتدا آردا در ابتدايي ترين شكل خودش بود همه چيز شكل نايافته بود..."اما هنگامي كه والار پاي در ائا نهادند، نخست مبهوت و سرگشته بودند زيرا تو گويي هنوز هيچ يك از چيزهايي كه در مكاشفه ديده بودند، ساخته نشده بود، و همه چيز در نقطه ي آغازين و شكل نايافته بود، و جهان تاريك بود. زيرا آهنگ بزرگ چيزي نبود مگر باليدن و شكوفا گشتن انديشه در تالارهاي بي زمان، و مكاشفه جز بيش نمايشي نبوده است؛ اما اينكه اينك آنان در آغاز زمان وارد گشته بودند، و والار در يافتند كه جهان چيزي نيست مگر پيش بيني و پيش ترانه، و بايد براي دست يافتن به آن كوشيد..." سيل ص18

درود به اهل درود...

خداوند پاک تو را ببخشد نه نجات گنه کار...

در ابتدا آردایی نبود که آن را آباد کنند بلکه آنچه از شما به دستم رسید آن بود که این خدای شما بود که با آهنگ نایبان زمینی ساخت...سوالم در واقع این است که چرا نایب برای خود ساخت و چرا برای نایبان زمین ساخت...و چرا زمینش را با اهنگ نایبانش ساخت...اساس وجود نایبان و زمین چیست؟ هیچ اساسی وجود دارد؟ درود به شایستگان درود

ملكور عزيز،خيلي از سوالاتت از كج فهمي هايي كه از متن داري و يا نخوندن متن ناشي ميشه.

اين لغت نايبان كه استفاده ميكني هم خيلي واسه من خنده داره.

این خدای شما بود
خداي كي بود؟حرفي كه از دهنت بيرون مياد رو ابتدا مزه مزه كن. خداي آردا و موجوداتش بود.

براي اين سوال جواب دارم،اما اول ميخوام بهت نشون بدم كه نوع فكرت غلطه: فرض كن الان من بهت بگم:چون دلش خواست!يا چون تالكين دلش خواست.

تو چه استدلالي ميتوني بياري كه اين كار غلطه؟در واقع هيچي.چرا؟چون هيچ تجربه يا متني وجود نداره كه بگه اگه اينطور نبود،چي ميشد.

تو دنياي واقعي هم از اين اتفاقات داريم.براي تفهيم بيشتر منظورم يك مثال برات ميارم:

فرضا چرا ابراهيم براي قرباني بايد اسماعيل رو ميكشت؟يا چرا خدا نذاشت بكشه؟يا اگه جاي گوسفند،يهو يوز پلنگ ميفتاد پايين از آسمون چي ميشد؟

خب اينا واقعا سوالاي دقيق و علمي اي نيستن.چون ما نميتونيم در مورد احتمال وجودشون صحبت كنيم.

تنها جوابي كه ميشه داد اينه كه حكمتش با خداست.درسته؟(البته مقداري از اون حكمت رو براي ما در قرآن و يا كتب ديگر فاش كرده)

در مورد آردا هم هم با مقياس كوچكتري همين رو ميشه گفت:چون تالكين نويسنده كتاب بوده و من و تو نبوديم.چون دلش خواسته كه خداي داستانش براي زمينش نايباني قرار بده.چون فكر كرده كه نايبانش ميتونن نقشي از فرشته ها باشن.اين بده؟اصلا ما ميتونيم بگيم بده يا خوبه؟نه نميتونيم.چون ذهن ما سازنده داستان نيست.ميتوني بگي از اين خوشت نمياد.اما نه ميشه ردش كرد و نه تاييدش

ملكور عزيز،خيلي از سوالاتت از كج فهمي هايي كه از متن داري و يا نخوندن متن ناشي ميشه.

اين لغت نايبان كه استفاده ميكني هم خيلي واسه من خنده داره.

خداي كي بود؟حرفي كه از دهنت بيرون مياد رو ابتدا مزه مزه كن. خداي آردا و موجوداتش بود.

براي اين سوال جواب دارم،اما اول ميخوام بهت نشون بدم كه نوع فكرت غلطه: فرض كن الان من بهت بگم:چون دلش خواست!يا چون تالكين دلش خواست.

تو چه استدلالي ميتوني بياري كه اين كار غلطه؟در واقع هيچي.چرا؟چون هيچ تجربه يا متني وجود نداره كه بگه اگه اينطور نبود،چي ميشد.

تو دنياي واقعي هم از اين اتفاقات داريم.براي تفهيم بيشتر منظورم يك مثال برات ميارم:

فرضا چرا ابراهيم براي قرباني بايد اسماعيل رو ميكشت؟يا چرا خدا نذاشت بكشه؟يا اگه جاي گوسفند،يهو يوز پلنگ ميفتاد پايين از آسمون چي ميشد؟

خب اينا واقعا سوالاي دقيق و علمي اي نيستن.چون ما نميتونيم در مورد احتمال وجودشون صحبت كنيم.

تنها جوابي كه ميشه داد اينه كه حكمتش با خداست.درسته؟(البته مقداري از اون حكمت رو براي ما در قرآن و يا كتب ديگر فاش كرده)

در مورد آردا هم هم با مقياس كوچكتري همين رو ميشه گفت:چون تالكين نويسنده كتاب بوده و من و تو نبوديم.چون دلش خواسته كه خداي داستانش براي زمينش نايباني قرار بده.چون فكر كرده كه نايبانش ميتونن نقشي از فرشته ها باشن.اين بده؟اصلا ما ميتونيم بگيم بده يا خوبه؟نه نميتونيم.چون ذهن ما سازنده داستان نيست.ميتوني بگي از اين خوشت نمياد.اما نه ميشه ردش كرد و نه تاييدش

من خدایی جزء الله نمیشناسم...شما اگر میشناسید از قول آن خدایتان لطفا جوابتان را بازگو کنید...

تو در دل او نیستی که از دل او بگویی...اگر نایبان مایه ی خنده ی توست باعث گریه ی من است...من با انگیزه ی کسی کاری ندارم...تنها سوالی پرسیدم و جواب آن را نیز میخواهم...تو با دنیای واقعی چکار داری؟ من از افسانه پرسیدم...و از ان جواب میگیرم...در مورد حقیقت شاید ولی در این انجمن از دنیای واقعی بحث کردن...کج فکری آشکار است...

متاسفانه حتي يك خط،حتي يك خط از پست قبلي من رو نفهميدي.

در پست قبلي از عمد نوشتم:براي روشن تر شدن منظورم مثالي از دنياي خارج برات ميارم

اين نشون ميده كه من نخواستم افسانه رو با دنيا قياس كنم،بلكه از هر دو مثالي اوردم براي اينكه نشون بدم سوالت متقن نيست.(اين عين منطقه)

جواب سوالت رو دادم

در مورد خدا:بله من خداهاي بسيار زيادي غير از الله ميشناسم كه ارو يكيشون،لات و هبل و عزي و فر وهر و ادين و لوكي و زئوس و خيلي هاي ديگه هم ميشناسم.اما اينا خداي من نيستن.و مطمئن باش من به خاطر اينكه به من نسبت كفر دادي،در اون دنيا از تو نخواهم گذشت.مطمئن باش.

متاسفانه حتي يك خط،حتي يك خط از پست قبلي من رو نفهميدي.

در پست قبلي از عمد نوشتم:براي روشن تر شدن منظورم مثالي از دنياي خارج برات ميارم

اين نشون ميده كه من نخواستم افسانه رو با دنيا قياس كنم،بلكه از هر دو مثالي اوردم براي اينكه نشون بدم سوالت متقن نيست.(اين عين منطقه)

جواب سوالت رو دادم

در مورد خدا:بله من خداهاي بسيار زيادي غير از الله ميشناسم كه ارو يكيشون،لات و هبل و عزي و فر وهر و ادين و لوكي و زئوس و خيلي هاي ديگه هم ميشناسم.اما اينا خداي من نيستن.و مطمئن باش من به خاطر اينكه به من نسبت كفر دادي،در اون دنيا از تو نخواهم گذشت.مطمئن باش.

عین منطق در مثال نیست بلکه شما تنها مایل به جواب نیستید شما تنها باید پاسخگو باشید و مثال را بعد از ارائه ی پاسخ بزنید شما تنها مثال زدید...

و من حق دارم حتی یک خط از کلام تو را نفهمم

ملکور جان من قبل از اینکه حرفی بزنم می خواهم بگم که من تمام این 22 صفحه رو نخوندم به نظرم اگه تمام مطالب این تاپیک یه جوری خلاصه بشه راحت تر میشه جواب داد

در ابتدا آردایی نبود که آن را آباد کنند بلکه آنچه از شما به دستم رسید آن بود که این خدای شما بود که با آهنگ نایبان زمینی ساخت...سوالم در واقع این است که چرا نایب برای خود ساخت و چرا برای نایبان زمین ساخت...و چرا زمینش را با اهنگ نایبانش ساخت...اساس وجود نایبان و زمین چیست؟ هیچ اساسی وجود دارد؟

یعنی منظورت اینه که چرا ارو آردا رو نساخت و چرا والار اونو ساختند؟

اگه منظورت اینه فک کنم به خاطر این بود که هر کدوم از آینور قسمتی از تفکر ارو رو داشتند و ارو می خواست تا اون تفکرات در جهان جاری بشه

شاید بگی ارو که تمام اون تفکرات رو داشت پس برای چی آینور آهنگ رو خوندوند؟

من میگم شاید به خاطر این باشه که اگه اون نغمه ها خوانده نمی شد سرشت بدی ملکور که ریتم رو به هم زد آشکار نمی شد یا حتی به وجود نمی آمد

اگه هم ملکور به پلیدی نمی رسید که کل داستان به هم می خورد چون دیگه هیچ کار بدی انجام نمی شد و تمام جنگ ها به وقوع نمی پیوست و داستان مسخره میشد (فک کنم یه جا راجع به این موضوع توضیح داده بودم)

اگه منظورت این نبود بگو تاجوابت رو بدم

عین منطق در مثال نیست بلکه شما تنها مایل به جواب نیستید شما تنها باید پاسخگو باشید و مثال را بعد از ارائه ی پاسخ بزنید شما تنها مثال زدید...

و من حق دارم حتی یک خط از کلام تو را نفهمم

خارج از بحث:مثال نقض يكي از راه هاي كاملا منطقي رد كردن يك سور عموميست

مربوط به بحث:اولا من نبايد پاسخگوي سوالات ذهني شما باشم.اين رو قبلا هم گفته بودم.

دوما:من زماني كه دارم واست دليل ميارم كه سوالت درست نيست،چرا بايد بهش جواب بدم؟ تو به سوالي مثل:"اگر دو به علاوه راديكال X برابر 8 باشد،انگاه الان ساعت چند است؟" چه جوابي ميتوني بدي؟تو مقدمه سوالت با تاليش نميخونه.من و نه هيچكس ديگه نميتونه به اين سوال پاسخ بده.

گرچه كه يك پاسخ ابتدايي دادم:تالكين خواسته كه اينطور باشه.خب كه چي؟

خارج از بحث:مثال نقض يكي از راه هاي كاملا منطقي رد كردن يك سور عموميست

مربوط به بحث:اولا من نبايد پاسخگوي سوالات ذهني شما باشم.اين رو قبلا هم گفته بودم.

دوما:من زماني كه دارم واست دليل ميارم كه سوالت درست نيست،چرا بايد بهش جواب بدم؟ تو به سوالي مثل:"اگر دو به علاوه راديكال X برابر 8 باشد،انگاه الان ساعت چند است؟" چه جوابي ميتوني بدي؟تو مقدمه سوالت با تاليش نميخونه.من و نه هيچكس ديگه نميتونه به اين سوال پاسخ بده.

گرچه كه يك پاسخ ابتدايي دادم:تالكين خواسته كه اينطور باشه.خب كه چي؟

حرف من این است که وقتی از سیل میپرسم شما از قران میپرسید...

چرا در جواب دادن از خود سیل استفاده نمیکنید؟

اگر پایان بحث همین کلمه ی که چی است...این همه نظام خرج برای چه بود...؟

نظام خرج چيه دقيقا/

در مورد خرج هاي اين يات هم(اگه منظورت اين بوده،به شما و يا حتي من اصلا ربط پيدا نميكنه كه چرا اين هزينه ها توسط مدير انجام شده)

اگر پاسخ آن سوالت را بدهم به کلی از بحث بیرون میشویم...بگذریم...اگر مایل بودی بگو با پیام خصوصی پاسخت را بدهم...

یعنی منظورت اینه که چرا ارو آردا رو نساخت و چرا والار اونو ساختند؟

اگه منظورت اینه فک کنم به خاطر این بود که هر کدوم از آینور قسمتی از تفکر ارو رو داشتند و ارو می خواست تا اون تفکرات در جهان جاری بشه

شاید بگی ارو که تمام اون تفکرات رو داشت پس برای چی آینور آهنگ رو خوندوند؟

من میگم شاید به خاطر این باشه که اگه اون نغمه ها خوانده نمی شد سرشت بدی ملکور که ریتم رو به هم زد آشکار نمی شد یا حتی به وجود نمی آمد

اگه هم ملکور به پلیدی نمی رسید که کل داستان به هم می خورد چون دیگه هیچ کار بدی انجام نمی شد و تمام جنگ ها به وقوع نمی پیوست و داستان مسخره میشد (فک کنم یه جا راجع به این موضوع توضیح داده بودم)

اگه منظورت این نبود بگو تاجوابت رو بدم

ما داریم اساس یابی میکنیم...و جامع ترین نظرات هر چند بر بنای نظر شخصی باشد برای نتیجه گیری لازم است...

اگر میخواست تفکراتشرا پیاده کند...نیازی نبود که اراده و انتخاب به آنها بدهد...اگر تفکارت پلیدی چون ملکور را داشت

در ضمن...آیا این اشارات در سیل نیز آمده یا تنها تو میگوی؟

اگر میخواست با نوازندگی و شیوع آهنگ های هر شخصیتی از والار ... پلیدی ابراز گردد...در این صورت ملکور اگر ملغوب شود...تفکر زشت ارو است که او را چنین خلق کرده و اگر رسوایی دامنگیر ملکور شود...در واقع رسوایی دامنگیر خود ارو شده...که پلیدی را او در درونش گذاشت...

یعنی چی تفکر زشت ارو ؟؟

زشتی و پلیدی هم باید مث خوبی در دنیا وجود داشته باشن

بعد چرا

اگر میخواست تفکراتشرا پیاده کند...نیازی نبود که اراده و انتخاب به آنها بدهد
؟

ارو خواست تا جهان با آوازی که به آینور یاد داده بود بوجود بیاد

ارو خواست تا جهان با آوازی که به آینور یاد داده بود بوجود بیاد

دوستان باز من در اینجا رسما اگر ناحقی در حق شما کردم(چه بدونین یا چه ندونین) از همه رسما عذر خواهی کرده و تقاضای بخشش دارم...

ببین...

ابتدا گفتی:

هر کدام از آنها تفکری از اربابشان داشتند که او برای جاری شدن تفکرش آنها را آفرید...

گفتم:

برای جاری شدن تفکرشان نیازی به اراده و انتخاب و استقلال نبود...

و بعد پرسیدم:

اگر آنها تفکری از تفکرات اربابشان را داشتند...پس پلیدی که شیطانشان از تفکرات منفیش در آنجا رواج داده بود...ریشه از پلیدی اربابی که آنها را آفرید دارد...یعنی تفکر آنها به نوعی از تفکر اربابشان است و چون این دارندگان تفکر از اربابشان این ها را به ارث بردند...پس پلیدی شیطان نیز از خدایش به ارث رفته...در این صورت ارو منفی بافی کرده...

سر آخر هم پرسیدم:

آیا این مطالب را از خود سیل میگویی یا از نظرات شخصی توست؟

اين طوري بهتر شد:

گر آنها تفکری از تفکرات اربابشان را داشتند...پس پلیدی که شیطانشان از تفکرات منفیش در آنجا رواج داده بود...ریشه از پلیدی اربابی که آنها را آفرید دارد...یعنی تفکر آنها به نوعی از تفکر اربابشان است و چون این دارندگان تفکر از اربابشان این ها را به ارث بردند...پس پلیدی شیطان نیز از خدایش به ارث رفته...در این صورت ارو منفی بافی کرده...

سر آخر هم پرسیدم:

آیا این مطالب را از خود سیل میگویی یا از نظرات شخصی توست؟

اينكه پليدي در ذهن ارو هست،خب چيزي از ارو كم نميكنه!يه بار در مورد اين توضيح دادم.(دوباره نميخوام بحث خدا رو وسط بكشم،اما صفات سلبيه خدا،مگه صفات خوبين؟)

ارو هر چيزي كه در اين سرزمين(آردا) هست رو ميدونه و همه بخشي از خود ارو هستن.

اينكه چرا آينور رو آفريد كه اين كار رو بكنن،واقعا توضيحي توي سيل نداره.اما اين رو هم با فرض مسيحي بودن تالكين(كه فرض درستي هست) و ايده برداري از عهد عتيق،ميتونيم توجيه كنيم:همونطور كه روح القدس فرشته وحيه،همونطور كه عزرائيل مرگ رو ميستانه،همونطور كه اسرافيل زمان رو در دست داره(كه بسيار به ماندوس شبيهه).در اسلام هم حتي داريم كه زماني كه خدا خواست انسان رو بوجود بياره،از جبرئيل خواست كه براش خاك بياره.در صورتي كه خودش ميتونست(نميتونست؟)

اما در مورد اينكه همه اين ها تو سيل هست يا ما به قول تو از خودمون در آورديم:نه مسلما تو سيل نيست.چون سيل كتاب مقدس نيست(و قرار هم نيست كه باشه)سيل يه داستانه و قرار نيست كه ايدئولوژي براي يك دين باشه،پس طبيعي هست كه در مورد ارو يا آينور و تفكراتشون و از اين قبيل مسائل صحبتي نكنه.

همه نظريات ما هم با توجه به شناختي كه از تالكين و داستانش داريم و همينطور تا حدودي نامه هاي خدا بيامرزه

تولکاس دستت درد نکنه

توضیح کاملی بود و منو از جواب دادن راحت کرد!

یه چیزی

برای جاری شدن تفکرشان نیازی به اراده و انتخاب و استقلال نبود...

چرا فکر کنم لازم بود که آینور اختیار داشته باشن

الان دلیل منطقی برای جمله ی بالایی به ذهنم نمی یاد ولی وقتی فکر می کنم می بینم که سر دادن تمام نغمه ها بدون اینکه آینور اختیار نداشته باشن یکم ناجوره

اينكه پليدي در ذهن ارو هست،خب چيزي از ارو كم نميكنه!يه بار در مورد اين توضيح دادم.(دوباره نميخوام بحث خدا رو وسط بكشم،اما صفات سلبيه خدا،مگه صفات خوبين؟)

ارو هر چيزي كه در اين سرزمين(آردا) هست رو ميدونه و همه بخشي از خود ارو هستن.

اينكه چرا آينور رو آفريد كه اين كار رو بكنن،واقعا توضيحي توي سيل نداره.اما اين رو هم با فرض مسيحي بودن تالكين(كه فرض درستي هست) و ايده برداري از عهد عتيق،ميتونيم توجيه كنيم:همونطور كه روح القدس فرشته وحيه،همونطور كه عزرائيل مرگ رو ميستانه،همونطور كه اسرافيل زمان رو در دست داره(كه بسيار به ماندوس شبيهه).در اسلام هم حتي داريم كه زماني كه خدا خواست انسان رو بوجود بياره،از جبرئيل خواست كه براش خاك بياره.در صورتي كه خودش ميتونست(نميتونست؟)

اما در مورد اينكه همه اين ها تو سيل هست يا ما به قول تو از خودمون در آورديم:نه مسلما تو سيل نيست.چون سيل كتاب مقدس نيست(و قرار هم نيست كه باشه)سيل يه داستانه و قرار نيست كه ايدئولوژي براي يك دين باشه،پس طبيعي هست كه در مورد ارو يا آينور و تفكراتشون و از اين قبيل مسائل صحبتي نكنه.همه نظريات ما هم با توجه به شناختي كه از تالكين و داستانش داريم و همينطور تا حدودي نامه هاي خدا بيامرزه

بله بیش از این که هنر تاریخی باشد هنر ادبیست...

بله من نیز این هفت سوال را در طول این مدت به همین قصد که داستان را در جای داستان بنشانم...

اگر ناظر اجازه بدن من یک بحث دیگری در باب تقایس نتیجه ی دو بحث

هفت سوال

و

الهام سیل

بعد ها عمری بود بزنم..که این دو بحث و نتایجش متناقض است

شما با سیل طوری رفتار میکنید که انگار رخ دادی از گذشته یا آینده نقل میکند...(هر چند بزرگی داستان و شجره نامه های آن نیز دست کمی از آن رفتار ندارد)

ولی این داستان نگاه شما را به الهام و بحث غیب مشغول کرده که شما الهام سیل را مطرح میکنید

اقشار داستان و افسانه ها و هنر های ادبی و ساخته ی ذهن...بیشتر جنبه ی تفریحی دارند

و اگر بحث شوند سر انجام بی اساس و ریشه اند...که من به منظور توهین نمیگویم..

ولی بدانید که گسستگی در داستانات فراوان است...چون ساخته ی بشر است...

و اما صفاتی که گفتی:

صفات سلبیه

خداوند هیچ عمل پلیدی را اراده نمیکند و رضوان و بزرگی خداوند حد محدود و نهایتی ندارد...

من تنها میتوانم بگویم:

خداوند معیار زندگی ماست...

اگر از فرمانش تخلف کنیم...مثل آن که خود را شیطان کرده ایم...

در هر صورت اگر ناجور هم باشد...

آینور ها اندیشه ای از جانب ارو داشتند که او میتوانست خود بر حلق آنان بدمد...بدون آن که اراده دهد...

مشکل اساسی این است که وجود این همه والار و آینور تنها برای ساخت و پیاده سازی افکار بود؟

در این صورت ملکور میتوانست از جوار مایار یا آینور غیر والار نیز شورش کند..

بله من نیز این هفت سوال را در طول این مدت به همین قصد که داستان را در جای داستان بنشانم...

ملکور عزیز دستت درد نکنه که این تاپیک 23صفحه ای رو درست کردی تا مطلبی رو به ما بگی که خودمون از قبل می دونستیم!

شما با سیل طوری رفتار میکنید که انگار رخ دادی از گذشته یا آینده نقل میکند...(هر چند بزرگی داستان و شجره نامه های آن نیز دست کمی از آن رفتار ندارد)

شاید عین سیل در هیچ جا رخ نداده باشه ولی هر اسطوره ای یا هر افسانه ای ریشه ای در واقعیت داره که پیدا کردن این ریشه ها زمان می بره

می دونی هدف تالکین از نوشتن داستان های فانتزی چی بود؟این که در درک بیشتر واقعیت ها به ما کمک کنه

داستان حتما نباید عین واقعیت رو نقل کنه چون که در اون صورت میشه تاریخ نه داستان

و اگر بحث شوند سر انجام بی اساس و ریشه اند...که من به منظور توهین نمیگویم..

مطمئن باش که تمام داستان های تخیلی ریشه و اساس دارند اما نه در واقعیت

حقیقت این داستان ها در گذشته یا حتی آینده ی بشر نیست

به نظر ميرسه مقدمه فرهاد پور روي درخت و برگ رو خوندي تورامبار عزيز.

من با نظرت موافقم و كاملا هم ميپسندمش.اگه فارغ از بحث دين به مساله نگاه كنيم،حرفت در مورد همه اسطوره ها (كه سهم به سزايي رو پرورش آردا داشته اند) صدق ميكنه

به نظر ميرسه مقدمه فرهاد پور روي درخت و برگ رو خوندي تورامبار عزيز.

من با نظرت موافقم و كاملا هم ميپسندمش.اگه فارغ از بحث دين به مساله نگاه كنيم،حرفت در مورد همه اسطوره ها (كه سهم به سزايي رو پرورش آردا داشته اند) صدق ميكنه

من این درخت و برگ رو میخوام. از کجا باید گیر بیارم؟

اونی که من خریدم از انتشارات طرح نو هست

آدرسش کجاست؟ خودت از کجا گرفتی؟

ببینید...

هر چیزی زشتی یک محاسنی نیز دارد(این را یک بار گفتم)

تاپیک من هم اگر زشت است محاسن دارد...

از جمله این که محل بسیار خوبی برای هسته یابی است...

اگر من این بحث ار تا اینجا ادامه دادم...شخص دیگری نیز ممک ن از اداامه دهنده ی راه من باشد

یک نکته که باز به فلسفه ی داستانی اشاره دارد...:

حیات موجودات آردا به چه چیزی وابسته است؟

سوالت رو اصلا نفهميدم!منظورت چيه؟

آدرسش کجاست؟ خودت از کجا گرفتی؟

من از کتابفروشی گرفتم! که البته آخریش بود

اگه آدرسشو می خوای:کتابفروشی قصرالدشت خیابون همت تو شیراز!

من تهران نیستم

حیات موجودات آردا به چه چیزی وابسته است؟

منظور من از سوال این است که

حیات موجودات آردا و بقای آنها بستگی به چه چیزی دارد

عامل بقای آن چیست؟

یعنی منظورم این است که والار چه کاره هستند؟

باز هم متاسفانه سيل رو نخوندي.والار در اين زمينه هيچ كاره اند.والار زمينه ساز (و آماده كننده آردا) براي ورود الف ها و آدميان به اين دنيان.و همونطور كه قبلا بهت گفتم،والار خودشون رو برادر بزرگتر الف ها ميدونستن!نه اربابشون.هيچ قدرتي هم براي دخل و تصرف رو زندگيشون نداشتن

باز هم متاسفانه سيل رو نخوندي.والار در اين زمينه هيچ كاره اند.والار زمينه ساز (و آماده كننده آردا) براي ورود الف ها و آدميان به اين دنيان.و همونطور كه قبلا بهت گفتم،والار خودشون رو برادر بزرگتر الف ها ميدونستن!نه اربابشون.هيچ قدرتي هم براي دخل و تصرف رو زندگيشون نداشتن

بلا اخره مسئول قدرت زندگی و ولی حیات و مرگ آردا بسته به کیست؟

؟يعني نفهميدي؟

خب به ارو

اگر ارو مسئول این هاست چرا با نابود شدن فانوس های روشنایی سرزمین آلمارن ... این سرزمین نابود میشود؟

آیا نابودی آنها بستگی به نابودی این دو فانوس داشت؟

در این صورت پشتیبانی ارو چه میشود؟

دوباره شروع شد!

آقا چرا تو بم زلزله مياد،ملت نصفشون مهاجرت ميكنن جاهاي ديگه!؟چرا جنگ كه شد آبادان و خرم شهر تخليه شد؟

مسائل طبيعي چه ربطي به خدا داره؟خدا مگه تو آبادان نبوده؟

اين حرفات به هيچ وجه به هدفي كه ميخواي منتهي نميشه،چون هدفت رو اشتباه گرفتي برادر من

برادر من من هم میگویم...

آن چه که مشخص است این است که همین بلایای طبیعی و ابزار ها ی بزرگ مثل همان فانوس راه خوبی برای نابود کردن کل سرزمین ها بود...

این که کار دراز را بسیار کوتاه میکند...

اگر خاموش کردن فانوس و نابودی...از بلایای طبیعی آردا محسوب میشود..مشخص کن

اگر حیات آن سرزمین بستگی به ارو دارد پس چرا اشاره ای نشده...که نابودی فانوس هیچ ربطی به اراده ی ارو ندارد...

در هر صورت این قسمت بحث بسیار دردسر آور است....درود به اهل درود.

خائس فرزند توبه گر شیطان بود که دست از شیطان شدن برداشت و جزء اجنه شد...

و روایاتی که در مورد فرزند صالح شیطان دارم! (کاملا درسته) میشنوی؟

اگر روایتی از این قبیل در این فروم نوشتم به آن تکیه نکنید...بروید و درستش را خودتان پیدا کنید...

در این مورد هم (در مورد اسمی که سوالش کردم) خودم اطمینان ندارم به چه بنا چنین گفتم...

پس برای این که روایت جعلی به شما نگفته باشم...یا اشتباه...فعلا تکیه بر این روایاتی که در این تاپیک گفتم نکنید...(ولی اگر خواستید میتوانید درستش را خودتان بگردید)

من نجات هستم پیشنهاد میکنم کل این تاپیک را حذف کنید البته نام کار بری Melkor Morgoth را هم همچنین...

آقای نجات عزیز من به شما عمقی فکر کردن رو پیشنهاد میکنم(منظورم این نیست که شما سطحی فکر میکنی)بلکه میگم از تمام زوایای فکرت به یک مسئله نگاه کن

حرفایی که زدی کاملا منطقیه ولی عیبش اینه که منطقت رو با بی منطقی پیش می بری

با تفکر درست (کاملا کاملا درست)میتونی یک مسئله رو به پیش ببری

همون طوری که ذهن انسان نیرومند ترین قدرت در جهان مادی هست

اصلا منظورم این نیست که چرا ارو ملکور رو نابود نکرد یا آیا سیل الهام شده یا نه و ...

کلی میگم

گسترده تر

خیلی بیشتر

امیدوارم منظورمو فهمیده باشی

سلام...

ببین این تاپیک را قبلا...

با نظریاتی ارسال کرده بودم...و درونش با نظرایاتی بحث میکردم...

تغییراتی در نظریات من شده...که با نگاه کردن به پست های قبلیم...متوجه میشوم...چه خوب میشد که این تاپیک حذف میشد...

بنابر این تقاضا میکنم یا(پست هایی را که به شما خواهم گفت را حذف کنید...)

و یا کل تاپیک را حذف کنید...

ببین آقای نجات. چند بار دیگه هم همین درخواست رو کردی. توی این تاپیک فقط جنابعالی نظر ندادی که به دلخواه تو بخوایم همه رو (یا فقط پستهای تو رو) حذف کنیم. این کارت توهین به نظرات دیگرانه. بقیه برای جواب دادن به پستهای تو وقت گذاشتن و اینا رو نوشتن. بنابراین این پستها رو حذف نمیکنیم و ازت میخوایم که دیگه این درخواست رو نکنی.

مگر گاهی اوقات خودتان هم نمی خواستین حذف کنید؟

آقا نجات به نظر من هم نباید این تاپیک پاک شه. چون ممکنه فردا یکی دیگه هم پیدا شه همین سوال های شما رو داشته باشه. که ما وقت گذاشتیم جواب دادیم. اون وقت می تونه به این مبحث مراجعه کنه و شاید جوابش رو پیدا کنه.

مگر گاهی اوقات خودتان هم نمی خواستین حذف کنید؟

به نظرم وقتی می خواستن حذف کنن که برای یه سوال چندتا تاپیک باز می کردی.

سلام..

ببین...

اگر نمیتونین کل تاپیک را پاک کنین...

لا اقل پستی را به شمامی گویم را پاک کنید...

ببین...

اگر نمیتونین کل تاپیک را پاک کنین...

لا اقل پستی را به شمامی گویم را پاک کنید...

به هیچ وجه امکانش وجود نداره.

ویرایش!

این هم ممکن نیست؟

چه اصراري داري که نظرت رو ويرايش کني؟ اين طبيعيه که آدم نظرش در آينده تغيير بکنه. من بارها و بارها شده که نظرم در اين سايت با توجه به دلايل بقيه تغيير کرده.

اگه تو بياي و پست صفحه 10 رو ويرايش کني اونوقت کل صفحات بعدي ارزش خودش رو از دست ميده و کسي که مياد و اينا رو ميخونه نميفهمه که چرا بقيه سعي دارن چيزي رو به تو بقبولونن که تو خودت قبول داري.

تنها راهي که ميتونم بهت پيشنهاد کنم اينه:

پست قبليت رو توي نقل قول بزن و زيرش نظر جديدت رو بنويس.

ناظر تولکاس قبول کردند که با برسی ویرایش آن پستی که میخوام انجام بشه...ولی فکر نکنم با حذف موافق باشند

کاری که من میخوام نوعی پالایش میان پست های خودم است...کلمات و چیز هایی گفتم که به نوعی با اعتقادی که دارم نگرانم میکنه...برای همین ویرایشی در مورد برخی از پستها و قسمت ها میخوام انجام بشه...

یک چیزی هم بگم سوالاتی که من دارم...انگار ...یک مدت میرن...یک مدت دیگه دباره مطرح میشن...به شکل دیگر...

مثلا با خوندن پست های قبلی که در این تاپیک زدم...کاهی این احساس را میکنم...فقط در خواست اصلی ویرایش برخی پست های من است ... ممنون

آقا مهدی

اگر پس از مرگم در مورد چیزی از چیز هایی که در این سایت نوشتم...مورد ماخذه قرار بگیرم...

اون وقت اگر با این فکر...به پست هام نگاه کنم...انتظار داری که چه تصمیمی بگیرم؟

بخاطر همین میخوام :

کل ارسال هام حذف بشوند/نشد

کل تاپیک هام/نشد

پست های بخصوص/نشد

ویرایش پست...

حالا اگر اجازه ندید حتی ویرایش کنم...من چقدر باید دل شوره بگیرم؟

مهدی این کپی قسمتی از پست های من است که در بحث نوشته بودم:

بزار برات چیزی رو تعریف کنم...وقتی شیطان فرزند خودش خناس ابن ابلیس را به هوا داد...گفت...این کودک من است

اینو نگه دار... و اون نیز چنین کرد..تا که حضرت آدم آمد و شیطان را دید...فرزندش را تکه تکه کرد و هر تکه از اونو در کوهی

گذاشت...و شیطان از این موضوع مطلع شد...اون دباره فرزند خودش را زنده کرد..و برای دومین بار به هوا داد...اون باز نگه داشت..آدم برای دومین بار فرزند شیطان را تکه تکه کرد..و این بار سوزوندش...و در آتش نهاد...زغالش را به آب ریخت و اونو

دور ریخت...برای بار سوم شیطان با خناس آمد...و اونو زنده کرد...این بار آدم...اونو کشت...و اونو زغال کرد...و اونو خورد...

وقتی شیطان از این موضوع مطلع شد...گفت...همین بود...همینو میخواستم...حالا شیطان در دل انسان هاست...

حتی در دل پیامبر...ولی عده ای نمیتوانند جلوی نفس خود را بگیرند...و عده ای دیگر میتوانند...آن هایی که درست

کردار هستند...میتوانند حیله ی شیطان را درک کنند...و آنانی که ساده هستند...به سادگی آب خوردن...به شیطان میپیوندند

حالا موضوع از این حرف جداست..کی گفته خدا اجازه میده تا تو آلوده بشی؟ مگر خدا اونو خشم نگرفت؟....مگر حضرت آدم رو

توبه نداد؟...مگر فرزندانش نوح..موسی عیسی محمد خاتم(ص) و ... را توبه نداد؟...مگر برای تو هزار را باز نکرده؟...پس در نتیجه...خدا اجازه نمیده شیطان به دل بنده های (واقعی) و (مومن) نفوض کنه...که این برای ملکور...قابل قیاس نیست...

حتی در جای ارو گفت...(پلیدی اون جزء برنامه ی منه) این برنامه رو برام توضیح بده که این چه برنامه ای بود؟...

من حالا صحت این را تضمین نمیکنم...

و نمیخوام از آن مسئولیتی به گردن بگیرم..

در حالی که در پست های گذشته ی من موجود است...

چه کار کنم که دیگر مسئولش نباشم؟

خوب من ترجیه دادم ویرایش کنم...که اگر شما اجزاره بدید...شما ترجیه میدید چه کنم؟

چه کار کنم که دیگر مسئولش نباشم؟

به پست های دیگران هم احترام بگذار

دیگران چندین ساعت وقت گذاشتن این همه جواب نوشتن

حالا بیای پاکشون کنی یک توهین خیلی بزرگه

من موافق نیستم که چیزی ویرایش یا پاک بشه

بسیار خوب بگو پس چه کنم؟

میخوایی تو امضام چیزی بنویستم که پایین هر پستم نمایش داده بشه؟

...

پس چرا ملکور را آفرید در صورتی که میدانست در آینده دشمن آردا خواهد بود...؟

حکمت این آفریدن چه بود؟[/b

می دونی چرا نمی تونیم به این سوال یه جواب درست بدیم؟چون ما تنها وسیله ای که برای حل سوال ها داریم منطقمون هست و منطق وابسته به میزان دانش است.و چون میزان دانش ما از خدا خیلی خیلی کمتر است نمی تونیم اون دلیل واقعی رو که خدا داشته بدست بیاریم.

2-حالا که ملکور آفریده شد...و کاملا به وجود آمد...

پس چرا ایلوواتار این والا را به فرمان برداری از خود امر کرد؟

در صورتی که میدانست در آینده چه خواهد شد...(مبارزه جنگ نابودی)

و در حالی که نه اطاعت بندگی میکرد..و نه فایده ای برای ایلوواتار داشت...

اولا" اینکه خدا تمام موجود رو به بندگی خودش امر میکنه و کاری با اینکه اونها اطاعت می کنند یا نه ندارد.دوما" کارهای خدا از روی نفع یا ضرر نیست در ضمن مگه ملکور ضرری به ایلوواتار زده یا بقیه والالر نفعی بهش رسونده اند.

پس چرا در موسیقی والار شرکتش داد؟

چون یکی از والار بود در ضمن اگه خدا ملکور را در موسیقی والار شرکت نمیداد به نظرت بعد ها بهانه ای برای ملکور نمی شد تا کارهاش رو توجیه کنه.

(اینکه من انقدر از کلمه خدا استفاده میکنم دلیلش اینکه به نظرم یک خدا بیشتر وجود ندارد حالا اینکه اسمش الله یا ایلوواتار باشه زیاد فرقی نمیکنه)

پس چرا بعد از آفریدن ملکور...اونو خجالت زده کرد و اونو خائن معرفی کرد؟

چون سزای کار بد تنبیه شدنه ذات ملکور پلید نبوده و او خود مسیر خود را اینگونه انتخاب کرده ممکن بود بجای ملکور یکی دیگه از والار از فرمان ایلوواتار سرپیچی میکرد.

پس چرا به ملکور فرست داد...تا برای خودش جبهه درست کند..و اون برای خود نظام بسازد...

چون خود ملکور اینگونه خواست ودر ضمن چون اویک والا بود و جاودان پس نباید نابود می شد گرچه خدا این قدرت را داشت اما هرگز از قوانینی که خودش وضع کرده سرپیچی نمیکنه.

فعلا"

سلام

رسماً عذر می خوام بخاطر مسائل گذشته هر چند بعضی کاربران هنوز هم ممکن است با من لجاجت کنند.

مدت ها دیگر در بحث های تالار شرکت نداشتم اما هنوز نقد های اساسی دارم که سر جایش هستند،

اخیراً متوجه شدم که ظاهر سایت عوض شده... امیدوارم نشانه ی مثبتی باشه

درود برشما

گویا شما همون ملکور مورگوث هستید !

از این که دوباره به فروم بر گشتید خیلی خوشحالم و امید به آن دارم که با بازگشت شما این بحث دوباره شروع بشه

به قول تولکاس : قبر کهنه دوباره شکافته می شود !!

ارادتمند شما

ارباب نارنیا اصلان

سلام میدم به نجات عزیز.امیدوارم زندگی رو در سلامت و صحت به سر ببری.خوشحال میشیم که دوباره در سایت ببینیمت. البته قوانین سایت تا حدی تغییر کرده ،بهتره اونها رو یه نگاه بندازی.

بر خلاف اصلان امیدوارم نیستم( و خوشحالم نمیشوم) که بحث های قبلی دوباره مطرح بشود.البته از هرگونه چالش جدید با وجود ادله برای بحث استقبال خواهیم کرد

راستش خیلی دوست داشتم جوابم رو تو این تاپیک بدم :دی

حقیقتش اول باید قبول کنیم که اثر تالکین یه اثر فانتزی- حماسی ؟؟

فکر کنم در این رابطه که کار تالکین یه اثر فانتزی حماسی بحث شده و همه قبول کردیم این اثر فانتزی حماسی !

می خوام به یه موضع مشترک به تمام داستان های حماسی اشاره کنم و اون هم ساختار و درون مایه بیشتر اون ها !!

درون مایه و بیشتر داستان های حماسی رو می شه یکی بدونیم !

برای مثال رویین تنان اسطوره ها رو ببینید !

چه کسی اون ها رو رییین تن کرده ؟ "بیشتر اوغات مادرشون " / آیا همشون رویین تن کاملند ؟ " خیر " / آیا نقطه ضعف خیلی بارزی دارند ؟ خیر بیشترشون از جایی می میرند که فکرش رو هم نمی کنند !! برای مثال آشیل رو مادرش و بالدر رو هر دو مادرشون رویین تن کردند / آشیل - اسفندیار - بالدر - زیگفرید و ... از جایی می میرند که فکرش رو هم نمی کنند !! و ...

به طور کلی می خوام بگم هدفم از این مثال این بود که بگم درون مایه بیشتر داستان های اسطوره ای یکیه !!

در این قضیه آفرینش هم وارد داستان می شه !!

در داستان های تک خدایی آرینش از روی داستان های ادیان ابراهیمی برداشته شده و مخصوص سر پیدایش تورات !!

این که خدا آدم و حوا رو می آفرینه بعدش یه مار میاد اون ها رو وسوسه می کنه و ...

قضیه شیطان هم همین طوریه !!

پس می تونیم بگیم تمام ویژگی های فوق در داستان های تالکین هم صادقه !!

پس چرا ملکور را آفرید در صورتی که میدانست در آینده دشمن آردا خواهد بود...؟

حکمت این آفریدن چه بود؟

ملکور قبل از این که آردا و سرزمین میانه ساخته بشه فکر کنم با ارو مشکلی نداشته برای مثال قبل از افریده شدن اسنان شیطان یکی از بزرگترین بندگان خدا بود کسی که 60 هزار سال اسمانس خدا رو به صورت خالص پرستیده بود !!!

اما حکمت این که خدا می دونست یه روزی شیطان بد می شه رو می تونیم به موضوعی به نام تقدیر ربط بدیم !

پس چرا ایلوواتار این والا را به فرمان برداری از خود امر کرد؟

آیا پرستیدن خدا از سوی ما و فرشتگان برای خدا سود و منفعتی داره !!

در صورتی ک فقط جایگان ما رو نزد خدا بالاتر می بره

پس چرا در موسیقی والار شرکتش داد؟

خدا با این که می دونست شیطان جن بود و نه فرشته و با این که صد در صد می دونست که شیطان خراب کار می شه اما گفت که تو هم بر انسان سجده کن !!

هر چند این که موسیقی آینو ها رو ملکور خراب می کنه نمی شه با سجده کردن بر انسان مقایسه کرد !!

چون سجده نکردن شیطان بر انسان به دلیل تکبر بود و در باطن خدا رو دوست داشت اما خراب کردن آهنگ آینو توسط ملکور دلیلش مخالفت با ارو بود

پس چرا بعد از آفریدن ملکور...اونو خجالت زده کرد و اونو خائن معرفی کرد؟

پس چرا به ملکور فرست داد...تا برای خودش جبهه درست کند..و اون برای خود نظام بسازد...

پس چرا ملکور دوباره فرصت یافت...تا برای بار دوم از دیوار های شب و از بند ها بگذرد؟..و

برای بار دوم برگردد...و چرا توانست ارک بسازد.؟

چرا بعد از این که ملکور شناخته شد...به سائرون و دیگر پلیدی های

پراکنده ی سرزمین میانه...فرصت داد...تا برای خود...جبهه بگیرن؟

جواب این سه سوال آخرت اینه که چرا خدا اجازه داد تا شیطان زندگی کنه !!

فعلا همین نظراتم بود تا ببینیم با وجود غایب بودن جناب مکور مورگوث کسی پایه ی بحث کردن است !

مسلما ما دوس داریم که این بحث ادامه پیدا نکنه! دلیلش هم تقریبا واضحه! تاپیکیست که راحت میشه توش افرادو بن کرد!:دی

لایک هم به خاطر جواب های خوبت بود.ولی خب امیدوارم که به قول یکی: کشش ندید!:دی

مسلما ما دوس داریم که این بحث ادامه پیدا نکنه! دلیلش هم تقریبا واضحه! تاپیکیست که راحت میشه توش افرادو بن کرد!:دی

لایک هم به خاطر جواب های خوبت بود.ولی خب امیدوارم که به قول یکی: کشش ندید!:دی

این رو که می دونم هیچ شخصی دوست نداره این بحث دوباره شروع بشه به قولی آتش زیر خاکستره !!

به همین خاطر گذاشتم تا یه مدتی بگذره تا نظر خودم رو بگن :دی

در مورد نظرت پیرامون نوشته هام متشکر و این که نظر خودم رو نوشتم و فکر نکنم باز بخوام نظر بنویسم البته یه چیز هایی در فرای مغزمان است اما هنوز برای نوشتن آماده نشده !!

میگم تالکین معارف اسلامی خونده میگید نه .

اگه دوست داری متوجه ماجرای ارو و ملکور شی برو قرآن رو بخون ، اونجایی که داستان خلقت آدم و سجده نکردنش ابلیس رو میگه .

خدا فقط میخواد نبرد ما رو ببینه و جایی که لازم بود وارد معرک بشه .

چون ما با شیاطین دشمنیم و بنابراین ما باید شکستشون بدیم .

من یه سوال از مدیران سایت داشتم، چرا این تاپیک و تاپیک های مشابهش حذف نمیشن؟ من هر وقت همچین پست هایی تو همچین تاپیکی میبینم فقط اعصابم خورد میشه! بحث منطقی و بی طرفانه خوبه ولی وقتی که از همون اول طرفی که داره سوال رو میپرسه معلومه کارش مغرضانه است چرا این تاپیک ها باید ادامه پیدا کنه؟ بارها و بارها و بارها سوالی یکسان و تکراری پرسیده میشه و هر بار هم دوستان جواب منطقی به این سوال ها میدن، ولی وقتی طرف دلش نمیخواد حرف شما رو قبول کنه و همچنان از سر لجبازی اصرار میکنه که حرف خودش درسته و حرف بقیه اشتباه، دیگه دلیلی نداره دوستان بخوان با چنین کسی منطقی صحبت کنند. به نظرم این جور تاپیک ها و پست ها بهتره از سایت حذف بشن. که متاسفانه تعداد این طور تاپیک ها هم کم نیست (نمونه اش همین تاپیک) و وقتی کاربران باهاشون روبرو میشن فقط منجر به ناراحتی و آزردگیشون میشه. به طور مثال این پست خون منو به جوش آورد، واقعا خوشحال شدم که اون فرد بن شده:

https://arda.ir/forum...indpost&p=22742

مدیران محترم که تجربشون هم از ما بیشتره خودشون بهتر میان که بعضی ها از همون اول با یه پس زمینه نگرش منفی و یه جبهه گیری بی منطق از سر کم اطلاعی وارد این سایت میشن فقط واسه این که همه رو بکوبن و چیزهایی که نمیفهمن رو با پارانویایی که احتمالا توسط آدم های معلوم الحالی هم (نام نمیبرم) بهشون القا شده، به یه چیزایی دیگه ای ربط بدن که دوباره از اون ها هم چیزی نمیفهمن! جالب این جاست که این افراد این قدر دگم و رادیکال هستند که اگه کسی بخواد باهاشون مخالفت کنه سریع میگن تو هیچی نمیفهمی و ساده ای و فریب خورده ای و یا حتی بدتر؛ و بالای 90% موارد هم وقتی درباره منبع حرف هاشون ازشون میپرسی آخرش میفهمی که استاد دکتر فلان در یه کلیپ یا سخنرانی چنین فرموده اند! و این ها هم رفرنس و منابع مطالعاتیشون سخنرانی های همان استاد کذاییه! و بعد هم با یه لحن "من هم چیز دان" و "عاقل اندر سفیه" میگن شما درکتون نمیرسه و از این چیزها سر در نمیارید و غیره و ذلک، و بعد هم یک نصیحت دلسوزانه ارائه میدن مبنی بر این که برین سخنرانی های جناب استاد رو گوش بدید و اون مستند معروف رو ببینید بلکه روشن شید و به راه راست هدایت!

خلاصه این که این روزها همه جا پر شده از این مهملات، و من هم عادت کردم که اگر دیدم وقعی نگذارم و اهمیتی ندم. اما مسئله اینه که آردا همه جا نیست، آردا با جاهای دیگه فرق داره. آردا جاییه که افرادی فرهیخته و کتابخوان و مطلع توش جمع شدن تا درباره نویسنده و کتابی که علاقه مشترکشونه به طور منطقی و دوستانه و به دور از جنجال های بی مورد بحث و تبادل نظر کنن، و طبعا کسی که از بیرون میاد (مثل خودم که مدت زیادی از عضویتم نگذشته) وقتی عنوان سایت رو میخونه توقعش اینه که وارد یه فضای تخصصی و آکادمیک میشه که توش به صورت حرفه ای به این عنوان پرداخته میشه، و علاوه بر اون جایی که با افرادی که در این مورد ویژگی ها و تفکرات مشترکی باهاش دارن تعامل دوستانه ای داشته باشه، هردو مورد باهم. (و البته تا 90% همین طور هم هست.) بنابراین به همین دلایلی که گفتم اینجا جای مطرح شدن چنین موارد و مباحثی نیست، کسانی که میخوان چنین تفکراتی داشته باشن و بدون منطق رو حرف های بدون پشتوانه و مدرکشون اصرار کنن و حرف هیچ کسی جز خودشون رو قبول نکنند؛ میتونن برن تو سایت های خاله زنکی خودشون سر این بحث کنن که این که تو یه جایی از فیلم آراگورن یه لیوان آب خورد بر اساس علم نماد شناسی چه معنایی میده!

در پایان امید دارم مدیران عزیز آردای عزیزمون از این پس بیشتر پیگیری کنن که بحث هایی که جایی تو آردا نداره توش مطرح نشه و اگه شد هم ادامه داده نشه و تو آرشیو فروم هم باقی نمونه، تا اون 90%ی که بالا گفتم صددرصد بشه!

ببخشید زیاد حرف زدم خیلی داغ کرده بودم کلی حرف رو دلم باد کرده بود!

ویرایش: لینکی که بالا گذاشتم اشتباه بود، تصحیحش کردم!

این تاپیکها به دو دلیل حذف نشدن، دلیل اول اینه که ما نمیخوایم مثل سایتهای دیگه که شما لقب "دگم و رادیکال" بهشون دادی باشیم. اگه ما هم بیایم و نظرات مخالف رو حذف کنیم فرق چندانی با اونها نداریم. دلیل دوم اینه که درسته که شبهاتی که این افراد بیان کردن بی اساس بوده اما مطالبی هست که توی جامعه میبینیم و دوستان جوابهای مناسبی به این موارد دادن و اگه کسانی که این شبهات براشون پیش اومده بیان و این جوابها رو بخونن تا حد زیادی مشکلاتشون برطرف میشه(مگر اینکه خودشون نخوان). برای همین این تاپیکها حذف نشدن.

اما به دلیل مشکلاتی که ادامه این بحثها ممکنه برای سایت ایجاد بکنه به ناچار مجبوریم از ادامه دادنشون جلوگیری بکنیم تا دیگه پستهای اینچنینی زده نشه.

حق با شماست مهدی جان ولی من واقعا ندیدم تا به حال که کسی که چنین مواردی رو مطرح میکنه و با اون لحن صحبت میکنه، با حرف و جواب منطقی قانع بشه و اشتباهش رو بپذیره! معمولا آخرش میرسه به اون پستی که لینکش رو گذاشتم. حالا من نمیدونم چرا دوستان به من منفی دادن ولی جدا هر کسی اون پست رو بخونه عصبانی نمیشه؟ حرف شما درسته که میگین نباید دگم باشیم ولی کی تا حالا دیده که این طور بحث ها به نتیجه خوبی منتهی بشه؟ غیر از اینه که همیشه آخرش به نارحتی و رنجش و بدتر رسیده؟

درسته که باید به حرف مخالف گوش داد، ولی وقتی که بحث از دایره منطق خارج میشه و بر اساس مسائل دیگه ای پیش میره من فکر نمیکنم دیگه شما موظف به پاسخ گویی باشید! وقتی بحث منطقی و همراه با احترام متقابل بین طرفین باشه اتفاقا خیلی هم خوبه، ولی در حالت های دیگه وقتی کار به توهین و عداوت و لجبازی میرسه دیگه اون بحث جاش اینجا نیست! با این موافقم که مدیران سایت توضیح و جواب مناسبی واسه این شبهات تو سایت قرار بدن تا کسی که چنین حرف هایی رو شنیده بخونه و مشکلش برطرف شه، ولی طبق قوانینی که خودتون وضع کردید نباید پست های توهین آمیز و بی حرمتی به عقاید دیگران تو این سایت زده بشه. ولی متاسفانه خیلی پست ها هنوز هستند که این قوانین (بندهای اول تا پنجم قوانین حاکم بر اعضای فروم) رو نقض کردند. به خصوص دقیقا تو بند پنجم ذکر شده که: "از آنجائیکه اینجا یک فروم تخصصی فرهنگی - ادبی - هنری و مرتبط با تالکین است، هرگونه بحث‌های غیر مرتبط از جمله بحث‌های سیاسی، مذهبی، ورزشی و ... ممنوع می‌باشد و با کاربران خاطی برخورد خواهد شد."

حالا حرف من اینه که تا جایی که بحث به شکل مطرح کردن سوال و پاسخ دادن به اونه (حتی در این موارد) و احترام متقابل و احترام به عقاید دیگران و به استاد تالکین وجود داره، مشکلی تو این جور بحث ها نیست ولی وقتی کار به توهین و افترا و ادعاهای بی اساس میرسه بهتره طبق قوانین عمل بشه و اون پست ها از سایت حذف بشن. البته این نظر و پیشنهاد منه به عنوان یکی از کاربران سایت و دوست داران تالکین؛ و مدیران سایت که چندین سال تو این کار تجربه دارن بهتر صلاح سایت رو میدونند.

پ.ن: امیدوارم برداشت نادرستی از حرفام نشه! به امید اون روزی که دیگه چنین بحث های بی پایه و اساس و منطقی رو نشنوم و توهین به عقاید متفاوت رو نبینم!

... تا اون 90%ی که بالا گفتم صددرصد بشه! ...

در طبیعت همیشه یه اصل وجود داره که تفاوت ها باعث پیشرفت نژاد ها میشن. اکولوژی میگه که در جوامعی که جمعیت ها یکدست میشن، خطر انقراض وجود داره. و وقتی که افراد جامعه نسبت به هم تمایز پیدا نکنن، نسل آینده در خطر قرار میگیره و نمیتونه پیشرفت داشته باشه. برخلاف اون چیزی که در تصور عامه وجود داره، جامعه ی یکدست به هیچ وجه جامعه ی ایده آل نیست. بلکه دقیقا در نقطه ی مقابل جامعه ی ایده آل قرار میگیره ! چون که وقتی تفاوت ها به حداقل برسه، به این معنی هست که ما رفتار، ذهنیت، ظاهر و ...(فنوتیپ) مشابه یکدیگر داریم، یعنی ما ویژگی هایی داریم که این صفت ها رو برای ما نمایان کرده (ژنوتیپ) و این باعث میشه که ارثیه ای ما برای نسل بعدی، صفاتی مشابه در اون جامعه باشه. که این برای یک جامعه کشنده هست !

برای این که این مقدمه رو تموم کنم، چهار اصل از کتاب منشا انواع می نویسم که علم اکولوژی (شناخت تاثیرات محیط بر جاندار و تاثیرات جاندار بر محیط) بر این ها استوار هست :

اصل تبدیل تغییرات کمیتی به کیفیتی : در دنیای جاندار تراکم تغییرات کمیتی منجر به تغییرات کیفیتی می شود.

اصل اضداد : هر جزء از دنیای جاندار و نیز کل آن ضدی دارد که به آن هویت می بخشد، تضاد علت حرکت و موجد تضاد های نوین است.

اصل ترکیب : اضداد دنیای جاندار پیوسته با هم در کشاکش اند و سرانجام در هم ادغام می شوند از این ادغام ترکیب نوینی پا به دایره هستی می گذارد که خود ضدی دارد.

اصل نفی در نفی : هر سیستم اعم از ارگانیسم فردی، صنف، نوع، جنس، تیره ... واقعیتی است عینی که در طول زمان در اثر کشاکش اضداد منتفی خواهد شد و جایش را واقعیت عینی تازه ای می گیرد که به سهم خود روزگاری منتفی خواهد شد و به واقعیت عینی دیگر جای خواهد پرداخت. حاصل نفی در نفی سیر تکاملی است ( نه کمال مطلق، چه کمال مطلق ساخته ی ذهن است که حتی تعریفی ندارد).

البته هدف من از این پست بیان اصول بیولوژیکی نبود، می خواستم بگم که این قانون طبیعته که تفاوت ها وجود داشته باشن و برخلاف اون چیزی که فکر می کنیم، مزاحم نیستن، بلکه ضروری هستن !

فرض کنید توی یک جامعه، مثلا جامعه ای اینترنتی به نام آردا، همه مشابه هم باشن. ( در اینجا طرز تفکر مورد بحث هست) . اون وقت این جامعه دیگه محرکی برای پیشرفت نداره و یکنواختی کسل کننده ای که به وجود میاد که وجود این جامعه رو با خطر روبه رو میکنه.

من فکر میکنم که کسانی که بر روی مطالب آردا نظارت دارن، تا حالا در چند مورد از مواردی که من در اون زمان توی سایت بودم، بهترین تصمیم ها رو گرفتن. من هم مثل شما توی چند مورد موارد مشابه خیلی اعصابم داغون شد. ولی بهترین راه برای مقابله باهاش چیه ؟ مثلا وقتی که یک تاپیک مثل این ایجاد میشه، با پاک کردنش اتفاق خاصی نمیفته. بهترین تصمیم در همچین موقعیتی به نتیجه رسوندن تاپیک هست، کما اینکه در همین تاپیک میبینید که این امر انجام شده ( به نتیجه رسوندن تاپیک با متقاعد کردن یه فرد فرق میکنه ! میگن نرود میخ آهنی در سنگ )

افرادی که ناظر آردا هستن، من خیلی هاشون رو "دوست" خطاب میکنم و خود من چند ساله که توی این فروم باهاشون صحبت کردم. و از این نظر فکر نمی کنم با هیچ کدومشون مشکلی داشته باشم، ولی وقتی که قراره یک فرد "تصمیم" بگیره که چه چیزی در این سایت منتشر بشه و چه چیزی نشه، اون وقت کار یکم خطرناک تر میشه. احتمالا شما اگه ناظر آردا بودی ، این تاپیک رو پاک میکردی. چون اینطور فکر میکنی که حاوی حرف های بی ربطی هست و نیازی به وجود داشتن نداره ( که در این مورد من با شما موافقم ! )

فراموش نمی کنم که این سایت به من اجازه ی حرف زدن و بیان کردن تفکراتم رو میده. پس من اگه آدم با منطقی باشم باید بدونم که افراد دیگه ای هم مشابه من هستند که این سایت بهشون حق اظهار نظر رو میده. هر چند که شاید به هیچ عنوان برای من خوشایند نباشه. پس من ( اینجا "من" رو مثال نمی زنم، واقعا دارم در مورد خودم میگم !) باید این توانایی رو در خودم به وجود بیارم که بتونم اون چیزی رو که در این جامعه میگذره تحمل کنم، اگه میخوام در این جامعه حضور پیدا کنم.

و یه مورد دیگه هم که توی تاپیکی مثل این، (اگه فرد ایجاد کننده ی تاپیک رو بزاریم کنار) پست هایی زیاد و طولانی ای هست براش وقت و انرژی مصرف شده. دور ریختن این ها، میتونه توهین به نویسنده باشه

پ.ن : به turambar : امیدوارم حرف هام اینجوری برداشت نشه که من میخوام به شما درس اخلاق بدم ! یا چیزی مثل این !

پ.ن : به turambar : امیدوارم حرف هام اینجوری برداشت نشه که من میخوام به شما درس اخلاق بدم ! یا چیزی مثل این !

نه دوست همنام عزیزم! اتفاقا من خیلی هم خوشحال شدم که شما پست من رو خوندید و این طور با دقت و حوصله بهش جواب دادید!

تقریبا با همه حرفاتون موافقم، ولی این ر دوباره بگم که من منظورم این نبود که کلا این تاپیک ها باید پاک شن و کسی که نظرش مخالف نظر ما باشه حق نداشته باشه تو مباحث این سایت و فروم شرکت کنه، اتفاقا این رو تو پست قبل عرض کردم که خوبه که مدیران و اعضای عزیز آردا جواب این سوالات رو بدن (همون طور که تا الان این کارو کردن و انصافا جواب های منطقی و قانع کننده ای رو هم ارائه کردند) ولی بحث من همون نرود میخ آهنین در سنگیه که شما مطرح کردید! به فرض کسی در مورد موضوعی سوالی براش پیش اومده باشه و بیاد و این سوال رو با من نوعی که در اون زمینه اطلاعاتی دارم در میون بذاره و من سوالش رو با منطق و استدلال جواب بدم، این خیلی خوب و سازنده است. اما در یه حالت دیگه فردی اصلا قصدش سوال پرسیدن و آگاه شدن از چیزن که نمیدونه نیست، بلکه واسه تخریب اومده و از همون اول میخواد کارش رو با توهین و افترا و جدال بی منطق پیش ببره. در این مورد حداقل نظر من اینه که اصلا نباید به این فرد جوابی بدم و بخوام باهاش بحث منطقی کنم، چون اون فرد با جبهه گیری اومده و قصد قانع شدن نداره. من خودم در این موارد اصلا با اون فرد وارد بحث نمیشم و جوابشو نمیدم.

من قبل این که اون پپست رو بزنم چندتا تاپیک مشابه با پست های نامربوط خونده بودم و خیلی عصبانی شده بودم، از این که میدیدم بعضی افراد راحت هر حرف بی ربطی میزنن و لزومی نمیبینن که واسه حرفشون دلیل و مدرک بیارن و هر چقدر هم که مدیران و کاربران عزیز تلاش میکنن که جوابشون رو با منطق و حوصله بدن، اون افراد هیچ جوری نمیخوان قبول کنن که شاید دارن اشتباه میکنن و برداشتشون از این موضوع (اغلب به دلیل اطلاعات کم) نادرسته. خلاصه این که بعد دیدن این چنین مواردی و خوندن پست هایی مثل همون که لینکش رو گذاشتم (که متاسفانه تعدادشون هم کم نیست) خیلی ناراحت و عصبانی شدم که باعث شد اون پست اولم رو با لحن خیلی تندی بنویسم که منجر به این شد که نتونم منظورمو درست منتقل کنم، و به این خاطر از همه دوستان عزیز آردایی عذر میخوام.

در نهایت درخواست من این بود که پست های توهین آمیز و ناراحت کننده از سایت پاک بشن، اما با پست مهدی جان و شما دوست عزیزم تقریبا قانع شدم که چرا باید این پست ها باقی بمونن. و از این به بعد سعی میکنم از این توصیه شما پیروی کنم که گفتید:

فراموش نمی کنم که این سایت به من اجازه ی حرف زدن و بیان کردن تفکراتم رو میده. پس من اگه آدم با منطقی باشم باید بدونم که افراد دیگه ای هم مشابه من هستند که این سایت بهشون حق اظهار نظر رو میده. هر چند که شاید به هیچ عنوان برای من خوشایند نباشه. پس من ( اینجا "من" رو مثال نمی زنم، واقعا دارم در مورد خودم میگم !) باید این توانایی رو در خودم به وجود بیارم که بتونم اون چیزی رو که در این جامعه میگذره تحمل کنم، اگه میخوام در این جامعه حضور پیدا کنم.

در پایان امیدوارم این پرگویی بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید! :)

سلام به دوستان با این مطالب فلسفی مهم باید به ملکور و بقییه دوستان بگم اگر ما توانایی درک همه ی معارف خدا را داشتیم اینگونه دنیا به سوی پستی و پلیدی کشیده نمیشد بعدشم دوست عزیز خیلی خوشحالم که ذهن کنجکاوی داری اما خودت داری دچار نوعی افراط میشی که در اسلام و سایر ادیان الهی رد شده که تو در ابتدا به اشتباه تالکین اشاره کرده بودی اما هیچکدام از دوستان با این جور طرز فکر مواجه نشدن که مثلا دچار دوگانگی از برداشت خدا و شیطان.... شده باشند در مورد اثار تالکین یه نصیحت برادرانه میکنم اونم اینه که دنبال دنیای دقیق و واقعی ما در این اثار نباش چون تالکین یا به تعبیر شما مخلوق خالق هیچگاه نمیتونه ارز خالقش تعبیر جامعی عرضه کنه شما میخوایید اون چه را که خودتون درست میدونید را پیدا کنید.این نوع نگاه شما بسیار اشتباه است که دنبال دنیای کاملا در جریان بیرون در این اثار باشین و همینطور که بانوی حقیقت گفتن در دنیا غم با عشق خواهد بود .با تشکر اگر کمی کاستی بود ببخشید در توان منه بنده همین قدر میتراود

:)

تو این فکر بودم که یه نظر بدم اینجا، خندم گرفت.. نه که بحث حرص دربیاری بوده.. ههه

حالا چرا تاپیک بسته نشده؟

چون خیلی نظرا رو خوندم از این بحث بگم که، واسم جالبه، چقدر یک داستان فانتزی میتونه به واقعیت نزدیک و درحین حال چقدر دور باشه. به شدت میخوام مغز تالکینو کنار دستم داشته باشم. :/

و اینکه به نظر شما ( طبق سوال و جوابهای داده شده) چرا دنیایی که به همچین داستانهایی داره کشیده میشه، یعنی علاقه منداش هرروز بیشتر میشن، چرا ازون طرف توی دنیای واقعی از وجود خدا و غیره میخوان دور بشن؟ چرا بین اینا ارتباط برقرار نمیکنن؟ اصلا شاید همین داستانا باعثش شده.. نه؟

خب بحث مذهبی شد.ربطیم به تاپیک نداشت، الان همه بی اعصاب میشن. من در برم :))))))))))))))

:| :| :| :| :)

دیگه بحثو راه بندازم و در برم دیگه.نظر شخصیه من اینه که توی این داستان با خدایی طرف هستیم که با خدای موجود در دنیای واقعی تفاوت هایی داره.و البته اینکه طرفداران تالکین روزبه روز دارن بیشتر میشن(البته این نظر شماست و نه من) و در دنیای واقعی تئیست ها دارن کمتر میشن( باز هم نظر شماست و نه من) رو اگر بخوایم به تفاوت به خداهای موجود در این دو دنیا ربط بدیم احتمالا نتیجه بگیریم که این تفاوت ها باعث جذابیت یکی بر دیگری خواهد شد.اما نظر شخصی من اینه که یان جذب شدن به دنیای تالکین به خاطر جلوه های خداش و یا کلا مفهوم مذهبی داستانش نیست و اصولا نمیشه ارتباطی بین دینداری در دنیای واقعی با تالکین خونی برقرار کرد.حالا چه ارتباط مثبت و چه منفی.

پی نوشت: من این پست رو بدم احتمال خیلی زیاد در میرم دوباره از تاپیک.یکی بیاد جمعش کنه بعدا:))

:| :| :| :| :)

دیگه بحثو راه بندازم و در برم دیگه.نظر شخصیه من اینه که توی این داستان با خدایی طرف هستیم که با خدای موجود در دنیای واقعی تفاوت هایی داره.و البته اینکه طرفداران تالکین روزبه روز دارن بیشتر میشن(البته این نظر شماست و نه من) و در دنیای واقعی تئیست ها دارن کمتر میشن( باز هم نظر شماست و نه من) رو اگر بخوایم به تفاوت به خداهای موجود در این دو دنیا ربط بدیم احتمالا نتیجه بگیریم که این تفاوت ها باعث جذابیت یکی بر دیگری خواهد شد.اما نظر شخصی من اینه که یان جذب شدن به دنیای تالکین به خاطر جلوه های خداش و یا کلا مفهوم مذهبی داستانش نیست و اصولا نمیشه ارتباطی بین دینداری در دنیای واقعی با تالکین خونی برقرار کرد.حالا چه ارتباط مثبت و چه منفی.

پی نوشت: من این پست رو بدم احتمال خیلی زیاد در میرم دوباره از تاپیک.یکی بیاد جمعش کنه بعدا :))

چرا نمیشه ارتباط برقرار کرد؟ اگه یکم از سطح بالاتری به کل دنیای تالکین نه با نگاه جزئی و داستاناش، نگاه کنی، به نظرت یکی از ایده هایی که دنیای تالکینو ساخته، بُعد دینیش نیس؟ اتفاقاتی که توی سیلماریلیون شرح داده میشه خیلیاشو میشه ربط داد (مثال نخواد کسی، کلی گفتم :پی) ...

البته با این ارتباط مثبتو منفی موافقم،البته نه ازون جهت ازین جهت که من میگم هم ارتباط وجود داره، هم تاثیر متقابل، که این تاثیر مطلقا مثبت یا منفی نیست..

جواب های مختصر و مفید

به سوال 1 : به همون دلیلی که خدا می دانست شیطان کیست و او را آفرید ! چون می خواست آزمایش شود

به سوال 2 : چون هر مخلوقی باید از خالق خود اطاعت کند

به سوال 3 : چون دانست یک امر دلیل بر انجام گناه نیست. ارو تنها میدانست ولی این خود ملکور بود که تاریک شد ولی تا آن موقع کاری نکرده بود

به سوال 4 : شاید برای این که نشان دهد هر کسی میتواند از خوبی خارج شود حتی بهترین آن ها و ساخت یک مثال برای همگان و شروع یک آزمایش برای مردم آردا

به سوال 5 : چو هرکس لایق یک فرصت دیگر است . حتی در ادیان دینی خودمان داریم که افرادی مانند شیاطان، یزید ، شمر و ... هم فرصت دوم داده می شود . بماند که آنان در فرصت خود شکست خوردند

به سوال 6 : جهان در این دنیا هرگز خوب مطلق نخواهد شد و ایلوواتار (که بدون شک یکی از بهترین استعاره های حضرت حق است در میان داستان ها) نیز می خواست تا با آزادی مورگوث عیار دیگر مخلوقاتش را بچشد همچون حضرت حق که با فرستادن سیطان ما و خود شیطان را مورد آزمون قرار داد .

نکته : تنها کاری که خداوند در این دنیا برای ما می کند به وجود آوردن فرصت و دادن اختیار است چه به ما و چه به دیگر مخلوقاتش چون این امر ییعنی خدایی

به سوال 7 : اون هم مثل ملکور باید فرصت میبافت تا موجودات آردا را از روشی جدید به چالش بکشد تا برنامه ی ارو کامل می شد یعنی امتحان زندگی

اگر جای بحث یا سوالی بود در خدمتم