در این تاپیک وجود مکاتب ادبی را ( کلاسیسیم، رئالیسم ، ناتورالیسم، سورئالیسم، رمانتیسم، ) را در ارباب حلقه ها بررسی می کنیم . نخست، به مکتب رمانتیسم در ارباب حلقه ها می پردازیم :
رمانتیسم چیست؟
" آغاز قرن نوزدهم را باید شروع عصر جدیدی در ادبیّات اروپا دانست که دامنه آن تا به امروز کشیده شده است. این دوره جدید که باید آن را عصر رمانتیک نام داد عصر طبقه بورژوازی شمرده می شد. در این دوره تجمّل و زندگی اشرافی همه اهمیّت و نفوذ خود را از دست داده بودند. قلمرو آثار ادبی گسترش یافت؛ حالا دیگر شاعران و نویسندگان از طبقه های گوناگون جامعه بودند. ادبیّات رمانتیک در قرن نوزدهم در کشور های اروپایی یکی پس از دیگری به ظهور رسید. در آغاز کلمه ی رومانتیک از طرفداران مکتب کلاسیک برای مسخره کردن نویسندگان جدید اطلاق می شد و معنی نخستین آن مترادف با خیال انگیز و افسانه ای بود. اصولاَ مهد نخست رمانتیسم انگستان بود و از آنجا به آلمان رفت و از آنجا به فرانسه رسوخ کرد و سرانجام تا سال 1850 بر ادبیّات اروپا مسلط شد."
گزیده ای از یک مقاله ( از قاسم سرپوشی، از استادان ادبیات در سبزوار)
...........................
اما همانطور که ذکر شد معنی نخستین کلمه رمانتیک، مترادف خیال انگیز و افسانه ای بود.
ما بعد از مدتی مکتب رمانتیسم این گونه معنی شد که هر آنچه است که با احساسات و عاطفه در تماس باشد که احساس ، والاترین ها و زیباترین هاست.
این مکتب رمانتیسم است؛ مکتبی که به بیان احساسات از جمله : عشق، شرافت، غیرت، گریستن، ترحّم ، خندیدن و ...
حال نمونه های بارزی از وجود مکتب رمانتیسم را در ارباب حلقه بررسی می کنیم:
عشق آرون و آراگورن:
در حالی که هم نوع هم نبودند و آرون می دانست که اگر با آراگورن باشد زندگی ابدی، او را ترک می کند و این را ترجیح داد و تصمیم نگرفت تا همراه الفها سرزمین میانه را ترک کند.
جنگ ائووین:
اعتقاد ائووین و داشتن احساس بی نظیر دفاع در برابر دشمن، و احساس مسئولیّت در برابر دفاع از اتّحاد و نابودی نیروهای ضد عدالت! وجود این احساس مبارزه طلبی در ائووین باعث شد مخفیانه در جنگ گاندور همپای تئودن بتازد.
فرودو و گالم:
تاثیر فرودو بر گالم! گونه ی رفتار فرودو با گالم و احساسی که از جانب او به گالم منتقل می شد و حس صمیمیّتی که ناخودآگاه میان گالم و فرودو بر قرار شده بود، موجب شده بود که جنگ یا عداوتی میان ذات شرور او با ذات پاک او درگیرد. و دوگانگی شخصیّت او به گونه ای ضد و نقیض ِهم شوند. این تاثیر از فرودو، روزنه ی نفس پاکی و صداقت در وجود گالم را وسیع تر کرده و ذات شرور و خبیث او را از وجودش دور تر می کرد به گونه ای که گالم درک زیبایی ها را پیدا کرد و مثلا از زیبایی منظره ی حوضچه ممنوعه لذّت می برد.
حمله ی اِنت ها:
انت ها از جنگ می ترسیدند و بیان یک موضوع به زبان انتی بسیار طولانی بود، زمان می برد تا موضوع جنگ مطرح شود و موافقت هم معضلی دیگر! امّا درخت پشمالو زمانی که وارد عرصه ای از جنگل شد ،ناگهان ایستاد، حزنی فراگیر وجودش را در بر گرفت و خشمش فزونی کرد. او اجساد و لاشه های قطع شده هم نوعانش را دید که توسط سارومان از بین رفته بودند. او ناگهان از درد و ناراحتی فریادی کشید و گفت با هیچ کلمه ای درزبان ِانتی نمی شود این جنایت را توصیف کرد ، فقط فریاد است که می تواند نشانگر چنین جنایتی باشد. با شنیدن این فریاد دیگر درختان دریافتند که چه ظلمی به جنگل و طبیعت می شود و دست به انتقام و مبازه با سارومان زدند. این ها نمونه ای از بهره گیری از مکتب ادبی رمانتیسم در رمان ارباب حلقه ها است.
همراهی سم:
سم به خاطر قولی که به گاندلف داده بود و به خاطر وفای به عهد و مراقبت از فرودو سعی کرد خود را به قایق فرودو برساند و هر قدم که در آب گام برمی داشت در آب فرو می رفت و این اصلاَ برای او اهمیّت نداشت. تنها چیزی که برای او مهم بود ،وفای به عهد بود، عهدی که با گاندلف بسته بود. گاندلف به سم گفته بود تنهایش نگذار سم بایز گنجی، و او هم نخواست این کار را بکند.
دیگر نمونه ها:
نمونه های دیگری از این مکتب باز هم مشاهده می شود مانند آخرین حرف های تئودن به ائووین در حالات احتضار، سوگواری برای گاندلف توسط الف ها، توان از کف دادن گلادریل در برابر حلقه،...
هر موضوعی که به احساس و عاطفه و حسّ دورنی در این داستان مربوط می شود در بهره گیری از مکتب رمانتیسم قرار دارد: هر واقعه ای که احساس را برانگیخته باشد!
دوستان سعی کنند دیگر مکاتب ادبی را :
1-کلاسیسیم
2-رئالیسم
3- ناتورالیسم
4- سورئالیسم
را در بخش هایی از رمان ارباب حلقه ها بررسی کنند که اگر هم نکنند خودم به بررسی خواهم پرداخت!