با اینکه خیلی دوست داشتم تو این بحث شرکت کنم ، ولی خوندن و پست کردن ( و فکر کردن قبل از پست زدن ! ) مقداری زمان بر بود که من تازه این زمان رو گیر آوردم . و همینطور پشیمونم که چرا زودتر وارد بحث نشدم
لطفا و لطفا و لطفا ... هر کی این پست رو میبینه این نصیحت منو به عنوان یه دوست گوش کنه :
تو رو به هر چی که براتون مقدسه این بحث ها رو تو آردا نیارین . فرا**سون ها و هر چیز کوفتی دیگه ای . بهونه دست آقایون ندید که به اینجا حساس بشن
آردا تنها سایتی هست که واقعا برای من عزیزه ، نمیتونم تحمل کنم که آخرش ... بشه ، مخصوصا با این همه زحمت هایی که تا حالا برای اینجا کشیدن
بیشتر از همه هم به اصلان ؛ دوست عزیز اینقدر با اطلاعات دراماتیکی ! که داری اینجا رو شلوغ نکن . دریای اطلاعاتت رو تو همون وبلاگت بزار ، قول میدم خودم بیام و بخونمش . ( البته قول نمیدم لذت ببرم ! )
کلا نمیدونم چرا واقعا این روزا این همه چیزو ربط میدن به این فرا****ن هاو آخرش هم نتیجه های عجیب غریبی ازش در میارن !
در مورد وجود خدا تو یه فیلم من کلا مشکل دارم . چرا تو هر فیلمی باید در مورد خدا حرف زده بشه ؟ این مذهبی بودن بیش از حد کلا کار دست آدم میده .
موضوعات یه فیلم میتونن خیلی گسترده باشن ، چرا حتما باید توش در مورد خدا حرف زده بشه و مردم از خدا کمک بخوان ؟ به نظرم این کلا یه چیز خیلی کودکانه ای هست و جای بحث نداره . در کل با این پست آرون موافقم :
شرمنده که غربی ها مثل ما خدا رو در تار و پود زندگی نمیبینن.
در واقع نگاه من اینه که چون تالکین کاتولیک معتقدی بوده پس فیلم ارباب حلقه ها و همچنین کتابش که امروز شروع به خوندنش کردم بر اساس اعتقاداتش نوشته شدن و چون فیلم که مال تالکین نیست پس فکر میکنم ارباب حلقه ها کتابش رو کتاب دینی یعنی با محتوی دین و فیلم رو فیلم دینی تلقی کرد ولی مسئله لاینحل برای من خدا و دین در فیلم هستش کتاب رو نمیگم چون هنوز نخوندمش ولی ما در فیلم اثری از اعتقاد به خدا نمیبینیم
حرف خود تالیکن اینه که آثار یه نویسنده رو نباید با شخصیت خود نویسنده مقایسه کرد . مطمئنا اولین کسی که این حرف رو قبول داره خود تالکینه . و مطمئنا هدفی هم از گفتن این حرف داشته ، و اینکه حداقل خودش آثارش رو با این دید نوشته که با زندگی شخصی خودش و اعتقاداتش مقایسه نشن .
در مورد نماد هایی هم بر وجودشون تو فیلم پافشاری میشه ، من همیشه میگم یه سری نماد ناخودآگاه بوجود میان . کاریش هم نمیشه کرد . مثلا :
4- البته در مورد نماد گرایی در فیلم ارباب حلقه ها تا حدودی حق داری اما این نشه که مثل یه بنده خدایی که می گفت شمشیر برعکس شده که نشون می ده صلیب بعکس و .....
شمشیر رو هر کاریش کنین تو هر فیلمی ، تو هر ملیتی ، تو هر زمانی ، به شکل یه صلیب برعکس در میاد ! خب حالا اینکه از صلیب برعکس بشه نتیجه ی دین ست*یزی گرفت ، به خود مخاطب برمیگرده . البته همیشه هم نمیشه گفت که یه مفهوم از یه نماد برداشت میشه ، به قول یه بنده خدایی بود میگفت صلیب برعکس نماد خانوادگی یه قوم سرخپوست تو شمال آمریکا بوده . بدبختا حتما روحشون هم خبر نداشته از این چه برداشتی میشه !
به عنوان کسی که چند سال در زمینه ی تابو تحقیق کرده و مقالاتی این چنینی خونده باید عرض کنم که تا حدودی در مورد نقد فیلم ارباب حلقه ها درست به عرض مون رسوندن. متاسفانه کمپانی که این سه گانه رو درست کرده یکی از چندین کمپانی که زیر نظر تابو ها قرار دارن و با ظرافت هر چه تمام تر نماد گرایی خودشون رو تو این فیلم انجام دادن اما بعضی از افراط گرایان در این زمینه بحث رو به خود کتاب کشوندن که این خیلی ناجوان مردانه است
کلا من با این قضیه مشکل دارم که حالا هر کسی با هر اعتقادی بیاد و برای تبلیغ اعتقادش چند تا چیز کوچیک رو تو یه فیلم جاسازی کنه ، اونم طوری که فقط چند تا باهوش ! بتونن پیداش کنن . اگه کسی میخواد چیزی رو بگه یا تبلیغ کنه ، خب باید درست و حسابی بیاد روش تبلیغ کنه . نه اینکه بشینه یه مشت نماد توش کار بزاره که فقط یه عده نماد شناس کارکشته ! بتونن پیداش کنن !
کلا این عقیده پیدا کردن نماد به نظرم همون اشتیاقی رو داره که یه بچه برای پیدا کردن گنج داره ، و به همون اندازه بی ارزش و کودکانه ـس .
من خودم خیلی دوست دارم که در مورد نماد هایی که تالکین به کار برده بحث کنیم ، ولی یه چیز درست و حسابی ، نه اینکه بشینیم از تو -ببخشید- لباس زیر آراگورن یه ستاره چند پر پیدا کنیم !
مهدی راست می گه چشم کار رو بد می کنه خیلی بد
اون چیزی که تو کتاب گفته با فیلم جور در نمی یاد یا مثلا اصلا من یادم نیست که بالای برج اورتانگ تو کتاب گفته باشه که ستاره ی پنج پر بوده اما تو فیلم این رو می بینیم 
در مورد چشم من نمیدونم کجاش مشکل داره ؟ حالا شما فکرت فوری میره طرف د.ج.ا.ل اشکال از شماست یا از تک چشم ؟ :دی چشم همچین نماد بدی هم نیست ، اودین خدای خدایان اسکاندیناوی که بسیار بین مبارز هاش محبوب بوده یه چشم داشته ، و خدای تک چشم لقبش هست . حالا اینکه شما از این چشم چه جوری برداشت میکنی ، یه مسئله دیگس .
سائورون با ارادش بر بردگانش فرمانروایی میکرده . و از اونجایی که تو فبلم نمیخواستن جسم سائورون رو نشون بدن ، به نظرم بهترین تجسم براش همون چشم بوده .
اون قضیه لباس سرباز ها، به نظر من یه جور تبلیغ منفی در مورد شرق هست.
با این مورد موافقم . کلا تالکین تو داستان هاش نظر خوبی نسبت به شرق نداشته . غرب جهت والینوره و شرق جهت موردور . بادی که از غرب میاد طراوت میاره و بادی که از شرق میاد منحوسه . ( نمونش تو سوگواری برای بورومیر در رائوروس )
البته من فکر نمیکنم تالکین با غرض این کار رو کرده . جهت غرب جدا از این دیدی که تو امروز ایران نسبت بهش دارن ، واقعا طرف خوشبختی هست . مصری ها تو شش هزار سال پیش بهشت رو طرف غرب میدونستن . شهر تبس که نیل از وسطش رد میشد ، طرف شرقش انسان ها زندگی میکردن و طرف غربش شهر مرده ها بود . به خاطر قداستی که غرب داشت . و کلا این جهت غرب تو جاهای دیگه هم نسیت های خوبی داشت . و در مورد منحوس بودن شرق ( و البته شمال ) هم تو داستان های تالکین (نمونش جهت موردور و آنگباند ) فکر میکنم به خاطر این بوده که کلا تو باور های مردم اروپا تصورات ناخوشایندی از این دو جهت هست . ترس از شمال ، هجوم ویرانگر وایکینگ ها ، و نفرت از شرق ، خشایارشا و داریوش و شاپور که بارها روم و یونان رو به زانو در آوردن . به نظر من این ترس و نفرت از این دو جهت تو باور های مردم اروپایی وجود داره ، و دلیل اینکه تالکین هم این ها رو تو داستانش بازتاب داده ، میتونه نزدیکی تالکین با افسانه های عامه ی اروپایی باشه
نتیجه من :
تالکین یک ادم معتقد بوده که در اوج دوران انقلاب ها سوسیالیستی و شروع انسان گرایی با نوشتن رمان ارباب حلقه ها میخواست بگه که در اخر الزمان
خیر دینی بر شر پیروز خواهد شد که توی اینجا مشکل دارم (چون دین و خدایی به صورت برجسته نیست )
و این پیروزی به دست مسلمانان و مسیحیان خواهد بود که کاملا مشخصه فروریختن برج چشم یعنی شکست شر و شکست عقیده ما***
و یا پس گرفتن ازگلیاس توسط اراگورن همون تسخیر اورشلیم به دست مسلمانان هستش
شما به این جمله حرف من اصلا توجه نمیکنید ( نمادگرایی تالکین نماد گرایی مثبت بوده )
حرف ها تالکین برای افراد با ایمان به معاد در واقع مانند رمز در یک مجله خانوادس که بین جملات پنهان شده
به نظرم خیلی جالب نیست که بخوایم یه اسطوره ( من داستان های تالکین رو اسطوره میدونم ) رو با واقعیت مقایسه کنیم . تازه اگه هم قرار باشه مقایسه ای بشه ، به نظر باید برعکس باشه ! یعنی واقعیت از روی اسطوره تاثیر بگیره ! چون که همیشه یه اسطوره پاک تر از واقعیت هست ، و آدم از یه اسطوره بهتر میتونه الگو بگیره .
با اینکه کارای تالکین یه پیامی داره مواففم ، حالا شما بهش میگین ایمان ولی به نظر من یه درس هست ، و درسی که من ازش گرفتم امیدواری ـه . البته این برداشت کردن «امیدواری» خیلی کار سختی نیست ! چون موضوع اصلی لوتر همینه !
ولی در کل به نظرم این قضیه خیلی جالب نیست که تالکین بخواد از داستان هاش منظورش چیزی مثل تسخیر اورشلیم رو برسونه . خیلی راحت تر میتونست بیاد و یه کتاب تاریخی بنویسه ( اگه همچین چیزی مد نظرش بود ) و خیلی راحت تر و بدون ایهام های پیچیده ای که فهمیدنش رو سخت میکنه بیاد و در مورد هر چی دوست داره توضیح بده.
جدا من خواهشمندم ، یه بار بشینیم به تمام شبهاتی که آقایون ایجاد میکنن ، درست و حسابی گوش بدیم و براشون جواب مدون ترتیب بدیم ، و یه بار برای همیشه جواب قاطع بدیم .
به نظر من این تاپیک و اون تاپیک "در پاسخ به جاهلان" رو توش چیزای خوبی بنویسیم و آمادش کنیم که هر کی در مورد همچین چیزایی بحث داشت به اونجا ارجاعش بدیم . خیلی ارزش نداره که بخوایم یه مقاله بنویسیم و با این جور آدما سر و کله بزنیم ... نرود میخ آهنی در سنگ ...
پ.ن :
جلو خودمو برای گفتن این مورد نتونستم بگیرم :
چی چی داری می گی از ماست که بر ماست
چرا زمان کوروش این جوری نبود - چرا زمان داریوش این جوری نبود - چرا زمان صفویان این جوری نبود - درست در زمانی که این فرا***ری روی کار میاد ایران به گند کشیده می شه
ما*** های اعظم ایران که کابینه ی شاه ایران زیر دستشون بود رو می دونی یا لیستشون کنم واسط ;)
اتفاقا زمان صفویان یکی از بد ترین دوره ههایی هست که ایران به چشم دیده . خراش هایی از جراحت حکومت این وحشی ها بر ایران هنوز هم دیده میشه . چه بسا که اگه اونا نبودن وضع امروز ایران از اینی که الان هست بهتر بود . در ظاهر برای چند سال تونستن با مهاجم ها بجنگن ، ولی واقعا گد زدن به کشور با اون دیکتاتوری ملایی که داشتن ، و نابود کردن اقتصاد کشور با سپردن تجارت به یه مشت دربازی و همینطور لگد مال کردن فرهنگ به خاطر عقده های یه مشت کاخ نشین . باز خوبه شاه عباس که گردن کلفت ترینشون بود بیشترین چیزی از ازش یاد میکنن شکنجه هاش ـه ...
چرا وضع ایران زمان داریوش بد نبود ؟ چرا یکی مثل امپراطوری ساسانی میشه ابرقدرت مشرق ؟ اونوقت بعد وضع این میشه ؟ دلیلش تو فرا****** نیست ، خیلی قبل از اون ، بعد از قتل عام ایرانی ها به دست عرب ها که ریختن تو کشور بود که وضع اینطوری شد و همه ی فرهنگ و دانشی که تو چندین قرن اینجا جمع شده بود رو لگدمال کردن . یه بچه دبستانی فقط با نگاه کردن به مساحت نقشه ایران و مقایسه ی دوران قبل از عرب ها و بعد از عرب ها میفهمه که از چه دوره ای زوال شروع شد ، و باعث و بانیش کیا بودن ...