شما یه سری فرض غلط گرفتی و به نتیجه غلط رسیدی و نتونستی توجیهش کنی و آخرش نتیجه گرفتی که صورت مسئله باید پاک بشه و ماندوس دروغگوئه!!
فرض های اشتباهی که گرفتی:
1- والار و آینور کشته نمیشن. نمیمیرند و فرسوده نمیشوند:
کجا گفته شده که والار فرسوده نمیشن؟ وقتی تالکین از موهبت مرگ برای انسانها صحبت میکنه میگه این موهبتی هست که هرچی زمان میگذره حتی والار هم بهش حسادت میکنن چون در گذر زمان خسته و فرسوده میشن.
2- قطعا نیست باید بشه وگرنه روحی اگه داره سرگردان میشه. مثل روح سارومان هم نیست که با خواست مانوه با بادی از بین بره:
مردن یعنی چی؟ شما اسم این حالتی که سارومان و سائرون توش هستن رو چی میذاری؟ اینها نمردن؟ شمشیر میتونه جسم والار رو بکشه و اونها به روح سرگردان تبدیل میشن که هیچ قدرتی نداره. اصلا اگه قرار نبود ملکور کشته بشه که سیلماریلیون کلا چرت بود! اگه ملکور قابل کشتن نبود نولدور برای چی بهش حمله کردن؟ فین گولفین برای چی باهاش جنگید؟ ملکور برای چی از مصاف با فینگولفین میترسید؟ اگه میدونست کشته نمیشه خیلی راحت میومد و باهاش میجنگید. چرا توی هیچ کدوم از نبردهای بلریاند حضور نداشت؟ همه اینها به این دلیل هست که ملکور میتونست کشته بشه.
3- والار و آینور هر موقع که بخوان میتونن کالبد عوض کنن. پس چطور تالکین یا کریستوفر تالکین این امکان رو ندادن که ممکنه ملکور بدون جسم در اونجا حاضر بشه؟
تالکین میگه هرچه که میگذشت و هرچه ملکور بیشتر اراده اش رو بر زمین حاکم میکرد بیشتر بندی خاک میشد و بیشتر وابسته به جسمش. این احتمال خیلی زیاده که اونم مثل سائرون توانایی تغییر جسمش رو از دست داده باشه. و اینکه در حالت بدون جسم هیچ قدرتی نداره.
4- روز واپسین که معادل روز جزاست پس پرونده ی اورک ها چی میشه؟
اولا که روز بازپسین روز جزا نیست. این فرض اشتباهه. هیچ جا صحبتی در مورد جزا نشده. حتی اگه جزایی برای انسانها باشه در جای دیگر هست. دوم اینکه گفته شده مانوه اورک ها رو تقدیس میکنه و بار دیگه الف میشن.
5- چرا به نظرت آهنگ دوم بیهوده است؟ آهنگ دوم یک آهنگ بی نقص و بدون پلیدی هست. آردای تباه نشده، چیزی که از اول جزو طرح ارو بود و ملکور خرابش کرد اینبار بدون ملکور شکل میگیره و یک سرزمین سعادت جاویدان شکل میگیره. این توصیفات آشنا نیست؟ پس چرا میگی عبث؟
اما در مورد فرسودگی آردا و والار. اسمی که تالکین روی دنیایی که ملکور در نبرد اول خرابش کرد میذاره «آردای تباه شده» است. توی این آردا که با پلیدی آمیخته شده همه چیز محکوم به تباهی هست. والار با نور دو درخت و قدرت خودشون این روند رو کند میکنن اما همونطور که الف ها در سرزمین میانه تحلیل میرفتن اونها هم در والینور تحلیل میرن اما با سرعتی کمتر. یاوانا هم کاری ازش بر نمیاد. همونطور که کاری از دستش برای زنده کردن درخت ها بر نیومد. خیلی چیزها از توان والار هم خارجه. اما با نور سیلماریلها میتونه دو درخت رو زنده کنه و این اتفاق در روز بازپسین میافته.
پ.ن:
اون راه حل ساده تری هم گه گفتی هم با متن کتاب مغایرت داره و هم برات نفرین در پی داره! :دی