ضمن احترام کامل به سخنان استادم، بانو آرون و بقیه، لازم میدونم جوابیه ای به شرح زیر بیان کنم گرچه یادآوری این موضوع که بانو آرون شاید نتونن جواب بدن و در حقیقت در غیبت ایشون بنده برخی حرف هاشون رو نقض میکنم بسیار برام آزار دهنده هست اما چاره ای ندارم. در نظرم بود این پست رو بدم...یک سالی میشه...و بالاخره سراغش اومدم:
با توجه به این که تمام مستدلات این بحث حول عبارت kissed his mouth در دست نوشته های تالکین می چرخه که در سیل توسط کریستوفر آورده نشده:
1- ابدا از این عبارت تلقی ارضا یا هوس یا حتی عشق به گونه ای که آغازی بر زندگی مشترک باشه نمیشه. در واقع این یک برداشت شخصی هست که به کار بردن این عبارت، یعنی دو طرف عاشق هم بودن و با هم ازدواج کردن.. این کار تنها راهی برای ابراز علاقه و محبت زیاد هست که بین دو دوست مثلا پدر و پسر مرسوم هست. صد البته در فرهنگ های مختلف فرق میکنه...
2- این که این عبارت در سیل توسط کریستوفر سال ها پس از فوت پدر سانسور میشه میتونه گواه همین امر باشه، این که کریستوفر که میدونسته قراره در این اجتماع (نمونه کوچیکش همین بحث) تلقی نا به جا بشه، برای صیانت از ارزش های پدر در داستان، این عبارت رو حذف میکنه اما نه برای همیشه، در تاریخ سرزمین میانه میارش. ممکن بود با وجود این عبارت خیلی از خوانندگان داستان تلقّی اشتباه بکنند و منظور تالکین رو اشتباه بفهمند.
3- خود این کارِ کریستوفر نشانه ای از معنای اصلی این عبارت هست. یعنی ابراز دوستی و علاقه زیاد. شکی نیست که تالکین میخواسته بار عاطفی زیادی به داستان بده تا با مرگ به لگ شوکی بر مخاطب وارد بشه. همه میدونیم که دوستی به لگ الف و تورین زبانزد بوده. پس با این عبارت دوستی عمیق تورین و به لگ نشون داده میشه. در شماره 1 گفتم به هیج عنوان جایی ذکر نشده بوسیدن نشانه عشق و ازدواجه. مخصوصا در عصر تالکین و فضای اون زمان...
4- {در ادامه شماره 2} به من بگین که در این زمان ما که همجنس گرایی امری ارزشی و پسندیده در جوامع مختلف هست (و داره گسترش پیدا میکنه)، چه دلیل دیگه ای وجود داره که این عبارت رو کریستوفر حذف کنه؟! چون زشته؟؟؟؟ :|
5- به فرض که کریستوفر برای این که این عبارت زشته و مورد اخلاقی داره میاد و حذفش میکنه. چرا تالکین میاد و اینقدر پیچیده در تار و پود لفافه این رابطه رو تنها در دو کلمه بیان میکنه؟ چرا بیشتر نمیگه؟! اگر تا اینجای دلایل منو در ذهنتون رد کردید حتما عقیده دارید که تورین و به لگ قصدشون زندگی عاشقانه با هم بوده و تالکین هم ابایی از بیان این طور روابط نداشته، پس چرا بیشتر نگفته؟! نکنه چون زشته؟! :))
حالا خارج از این بحث مطالبی رو کلی عرض می کنم:
تالکین فردی مذهبی با عقاید محکم مسیحی بوده. استاد دانشگاه آکسفورد بوده. فردی فرهنگی، متشخص و صاحب نام.
دنیای آردا و کتاب های استاد عزیز ما، از اون جهت برای ما ارزشمند و امن هست که ارزش های اخلاقی رو می ستاید و از زشتی ها دوری میکند. این که بانو آرون عزیز از لفظ "ممنوعه" برای روابط همجنس گرایی استفاده میکنه کافیه تا ما مطمئن بشیم همچین مفهوم و تفکری در دنیای تالکین جایی نداره.
مطمئنا جایگاه عشق در کتاب های تالکین جایگاه ویژه و بالایی است. اونقدر هست تا یک الف به زندگی فانی و عمر کوتاه تن بده در ازای زندگی هر چقدر کوتاه اما سرشار از عشق. اما در کنار این ما وفاداری رو میبینیم که هم تراز عشق قرار داره. همین عشق و وفاداری سم رو وابسته به فرودو میکنه، تا خود موردور باهاش میره. همین عشق و وفاداریه که لوتین رو تا خود ملکور با برن همراه میکنه. همین عشق و وفاداریه که ائارندیل رو راهی غرب میکنه. و همین عشق و وفاداری پلیدی ها رو محو میکنه...
همین ارزش های بالا من رو عاشق آردا کرده. و خدا رو شکر تا همین حالا در رد کردن انواع برداشت های ضد ارزشی شامل عقیدتی، دینی، سیاسی و غیره موفق بودم. چون به تفکرات ارزشی و انسانی والای نهفته در کتاب ایمان داشتم. بی شک آردا در نظرم دنیاییه که زشتی ها مورد نفرته. اگر حرف نابه جا، رفتار ناپسند، ظلم و بی عدالتی، خیانت و دروغ و نفاق و ... در سرزمین میانه باشه در نظر الدار و اداین نزول میکنی و ازت دوری میکنن. این جو حاکم بر هر فانتزی و داستانی نیست...