1- منظورت از واجد شرایط بودن چیه ؟!
بزار این سوال رو ازت بپرم , آیا خدا در زندگی ما شرایط خدایی و یگانگی رو داره { هر چند نمی خوام بحث به دین و ... کشیده بشه }
ارو یه افریدگاری که جهان رو افریده و از اون بالا به اعمال مخلوقاتش نظارت داره
همون چیزی که خدای ما داره انجام می ده
تالکین همون طوری در مورد خداش صحبت کرده که ما از خدا مون می دونیم و شنیدیم
این که بخوای بگی جهان تالکین خدایی داره که اون رو ول کرده مثل اینه که بگی جهان ما خدایی داره که ولش کرده
بهت پیشنهاد می کنم ترجمه ی مهدی از کتاب تاریخ سرزمین میانه رو حتما بخون https://arda.ir/forum...?showtopic=1870
تو اون جا دقیقا اشاراتی به ارو می شه
اگه ارو بی خیال بود برای دنیاش منجی در نظر نمی گرفت !!
از طرفی تو اونجا اشاره شده که مانوه و ملکور به تنها والاری هستن که از پایان نت های ارو خبر دارند و این نشون که ارو جهان رو تنها نیافریده و اون رو به حال خودش رها کرده و .... بلکه پایانش رو هم مشخص کرده
2- باز منظورت از رحمانیت چیه ؟!
هبه ی مرگ برای نسان ها و همون زندگی طولانی مدت برای الف ها شاید هبه ی ارو باشه و ...
و کمک والار به موجودات سرزمین میانه تو نبرد خشم و یا کمکشون به الف ها برای غرب و ... که می شه گفت
3- بله بلایی که سر نومه نوری های میاد
یا همون بلایی که سر ملکور اومد بعد از نبرد خشم و ...
4- در مورد این سوالت هم می تونی خودت قضاوت کنی با توجه به جواب هایی که بهت دادم :دی
باز جای بحث هست البته اگه مایل باشید
خوشحالم که میبینم تو این بحث شکرت کردی [-(
خب بریم سر اصل مطلب
1- منظورت از واجد شرایط بودن چیه ؟!
بزار این سوال رو ازت بپرم , آیا خدا در زندگی ما شرایط خدایی و یگانگی رو داره { هر چند نمی خوام بحث به دین و ... کشیده بشه }
ارو یه افریدگاری که جهان رو افریده و از اون بالا به اعمال مخلوقاتش نظارت داره
همون چیزی که خدای ما داره انجام می ده
تالکین همون طوری در مورد خداش صحبت کرده که ما از خدا مون می دونیم و شنیدیم
این که بخوای بگی جهان تالکین خدایی داره که اون رو ول کرده مثل اینه که بگی جهان ما خدایی داره که ولش کرده
...
برای این حرفت یه تفسیری دارم ، بذار یکم وارد دین شناسی بشم ( جوری که لطمه ای به موضوع تاپیک وارد نشه و انحرافی ایجاد نشه )
عده ای بر این باورند که خدا این جهان رو به وجود آورده و اون رو رها کرده به نوعی از ابتدا جهان رو به وجود آورده ( بنا به دلایلی ) و بعد از اون این سیر تحولی خود ِ جهان بوده که باعث رشد و تغییر و تحول در اون شده یا جهان بعد از اینکه با اراده ذات بارى تكوين پیدا کرده به حسب طبع خودش گردش و جريانى داره و حوادثى كه به تدريج پديد میاد مقتضاى طبع خود جهانه عيناً مانند كارخانه اى كه به وسيله يك نفر مهندس تأسيس مىیشه. دخالت مهندس فقط در به كار انداختن ابتدائى كارخانه است ولى بعد از اینكه كارخانه تأسيس و ايجاد شد به حسب طبع خود كار مى كنه و اراده مهندس در جريان و ادامه كار اين كارخانه دخالت نداره.
در مورد این نظریه همه ما ( اکثرا ) عقیده داریم که اشتباه و در اصل خداوند علت العلل جهان هستیه. به عبارت دیگه ؛ جهان هستی معلول خداونده.
معلول هم در ایجاد و هم در بقا وابسته به علتشه.محاله كه چيزى وجود معلولى داشته باشه و بتوان لحظه اى بدون استناد به علت به وجود خويش ادامه بده.
پس جهان هستی هم در ایجاد و هم در بقا احتیاج به خداوند داره و اگر برای لحظه ای این رابطه از بین بره و از سوی خداوند(علت) فیضی نرسه جهان هستی(معلول) معدوم خواهد شد.
در داستان تالکین هم همین قضیه صدق میکنه ولو بر عکس ! به نظرم در دنیای تالکین با حضور کمرنگ ارو در داستان این شبهه به وجود میاد که ایلوواتار خداییست که خودشو باز نشسته کرده و اداره ی ائا رو به دست زیر دستانش ( والار داده)
نمونه ی بارزش نومه نور ، به طور کامل نوشته ها یادم نیست ولی در سیل اومده که والار در یک لحظه تمام اراده و قدرت خودشون رو بر اردا برداشتن و به دست ارو دادنش و ....
نمیشه این مورد رو ضعف دونست ؟ ( عدم وجود اراده ی دائم اون ( ارو) بر آردا )
این یعنی چی؟
یعنی ارو نقشش اینه که سر نوشت اردا رو مشخص کنه ؟ و بقیه وقایع همینطور اتفاق بیافته ؟
2- باز منظورت از رحمانیت چیه ؟!
هبه ی مرگ برای نسان ها و همون زندگی طولانی مدت برای الف ها شاید هبه ی ارو باشه و ...
و کمک والار به موجودات سرزمین میانه تو نبرد خشم و یا کمکشون به الف ها برای غرب و ... که می شه گفت
منظورم از رحمانیت همین بخشش عامه ، درسته ، این مورد موجوده ولی نمیشه روش زیاد مانور داد
منتظر میمونم تا نظرات بیشتری ببینم
در عوضش من پیشنهاد میکنم رحیمیت رو به چالش بکشیم
3- بله بلایی که سر نومه نوری های میاد
یا همون بلایی که سر ملکور اومد بعد از نبرد خشم و ...
این رو قبول ندارم ، اگر قرار به بر قراری عدالت بود ؟ باید شرایط یکسان باشه ، با اومدن مفهوم عدالت در ذهنمون همیشه ناخود آگاه با دنیای خودمون مقایسش میکنیم ، شما نومه نور و ملکور رو مثال زدین خب ؟ من سوال میپرسم که آیا سر نوشت این دو در آخر یکسانه؟
نومه نور مورد عذاب واقع شد این درست ، به فراموشی رفت تا روز باز پسین تا بار دیگر بیاد و این بار به جبران گذشته ی خود در بیاد
اما چرا این مورد برای ملکور صدق نمیکنه ؟
مگر این نیست که نومه نور یه جورایی در آخر بخشیده میشه و به جبران گذشته ی خودش بر میاد ؟ پس چرا این شانس به مورگوث ( خصم جهان ) داده نمیشه ؟
این با بنیان عدالت تفاوت عمده ای داره
که عده ای بخشیده بشن ؟ عده ای نه ! عدالت در بر گیرنده ی عمده صفت رحمانیته!
متشکرم