درباره جنگ ها

تعداد پست‌ها: 42

شاید جنگ ها اتفاقات خیلی خوشایندی نباشند(به خصوص برای کسانی که شکست می خورند!)اما به هیچ وجه نمی شود منکر تاثیر سهمگین و بزرگ هریک از جنگ ها بر مسیر تاریخ شد.جهان تالکین هم اصلا از این قضیه مستثنی نیست.از نبرد قدرت ها قبل از بیدار شدن الف ها بگیرید تا همین جنگ حلقه .جدال میان خیر و شر همیشه بوده است و فقط صورت آن تغییر میکند.مهم نیست جنگ همنوع کشی الف ها باشد یا نبرد خشم،مهم خود جنگ است!جنگ های آردا بدون شک از آموزنده ترین اتفاقات تاریخ سرزمین میانه است.آن ها به ما یاد داد دادند نیرو های بزرگ هرچه قدر هم نیرومند باشند همیشگی نیستند وروزی سلطه آن ها پایان خواهد یافت.آن ها به ما آموختند که کینه های قدیمی هیچگاه از خاطره ها نمی روند و اگر کسی امروز شکست بخورد شاید فردا برگردد وانتقام بگیرد ودر نهایت اینکه به دست آوردن یک چیز جز با از دست دادن چیز های دیگر امکان پذیر نیست. :?

خوب حرف های قشنگ دیگه بسه بریم سر اصل مطلب. :?

هدف این تاپیک مشخصه.برسی یکایک جنگ های میانه به صورت کامل.بنابراین از دوستان تقاضا میشه در صورت تمایل یک نبرد رو انتخاب کرده و درباره ی اون ها حداقل در پنج خط توضیح بدن.لطفا تا حد ممکن این موارد رو در متنتون لحاظ کنید.

1-نام نبرد

2-زمان وقوع

3-محل وقوع

4-مدت زمان(چه قدر طول کشیده)

5-طرفین

6-تعداد سپاهیان طرفین

7-فرماندهان لشکر ها

8-رخداد های مهم

9-تلفات

10-نتیجه کلی

در ضمن اگر کسی سوالی درباره هرکدام از جنگ ها داره خواهشا مطرح کنه...همین! :? :) :|

نام:نبرد پله نور

طرفین:گوندور و روهان که به کمک گوندور امد در مقابل ارتش اورک های موردورواژدها سواران پادشاه جادوپیشه وارتش ره های کوهستان وارتش ادم هایی که نمیدونم کجایی هستن

فرماندهان:اراگورن فرمانده روه ها ویچ کینگ فرمانده سپاه موردور تءودن فرمانده سپاه روهان و گوندور که فرمانده مشخصی نداشته ولی گندالف راهنماییشان میکرد

تلفات مهم:تءودن شاه روهان به دست اژدهای ویچ کینگ کشته شد و خود ویچ کینگ که به دست اووین کشته شد

توصیحات:دراین جنگ سپاه موردور به فرناندهی ویچ کینگ به گوندور(میناس تریت) حجوم اورد دراین جنگ گندالف در میناس تریت بود ودر جدیان جنگ به گوندوریان کمک کرد ارتش موردور با تعدادی بیشمار به دروازه حجوم برده بود که ارتش روهان به یاری گوندور امد وپس از چندی که از جنگ گزشت اراگورن با سپاه روه های کوهستان به یاری ان ها امد در این جنگ انسان ها پیروز شدن

از تمامی دوستان به دلیل ناقص بودن مطالب عذر خواهی میکنم چون الان با گوشی اومدم تو اردا

ومن این هارو از روی فیلم نوشتم

نام نبرد : نبرد پنج سپاه

زمان وقوع:؟

محل وقوع:تنها کوه

مدت نبرد:کم تر از یک روز

طرفین:الف ها و دورف ها و مردمان دریاچه و سپاه تورین در مقابل گابلین ها.

تعداد سپاهیان طرفین: دورف های داین 500 نفر- شاه الف ها 1000 نیزه دار و گروهی کماندار-نیروهای بارد بیشتر از دویست نفر نبودند در مقابل تعداد بسیار بیشتری از گابلین ها که از کل نفرات نیروهای مشترک بیشتر بود(تعداد دقیق را نمیدانم)

فرماندهان: داین فرمانده دورف ها-تراندویل فرمانده الف ها-بارد فرمانده آدم ها به علاوه تورین فرمانده 13 دورف دیگر(البته گاندلف و بئورن را نیز باید حساب کرد) در مقابل بولگ فرمانده کل گابلین ها و ارک ها.

تلفات: در این جنگ بیشتر ارک ها نابود شدند ولی از این سو نیز فیلی و کیلی و تورین و بسیاری دیگر کشته شدند و اگر به خاطر بئورن و عقاب ها نبود ارک ها همه آن ها را از پا در می آوردند.

رخداد مهم : در این جنگ اتفاقات بسیاری رخ داد که اگر یکی از آنها نیز رخ نمیداد احتمال شکست بسیار بود(برای سپاه الف ها و متحدین).از جمله: آمدن بئورن به کمک دورف ها که خود او باعث کشته شدن بولگ شد و همچنین آمدن عقاب ها که کمک شایانی به نتیجه جنگ کردند.

نتیجه کلی:بسیاری از ارک ها نابود شدند و زمین های شمالی تا مدتی روی صلح را به خود دید.و دیگر آن که دورف ها باز به تنها کوه بازگشتند و گنج تنها کوه نیز بین سپاهیان پیروز تقسیم گشت.

توضیح کلی:وقتی اسماگ مرد همه به خاطر گنج به سمت تنها کوه آمدند و تورین گنج را به الف ها و آدم ها نداد و از داین درخواست کمک کرد و آنها بعد از مدتی رسیدند تا آن موقع تورین و گروهش به مدت تقریبی 10 روز در محاصره بودند و زمانی که دورف ها میرسند ارک ها به تنها کوه حمله ور میشوند و جنگ در میگیرد ابتدا الف ها در حال پیروزی بودند که ناگهان ارک ها از راه دیگری به آن ها حمله کردند و الف ها تا تپه های زاغ عقب نشینی میکنند و بارد وداین مواضع شرق رودخانه را ازدست میدهند که ناگهان تورین از داخل تنها کوه به ارک ها و گابلین ها حمله ور میشود ولی در همین حین که در حال پیشروی هستند محاصره میشوند و درست در موقع نیاز بئورن و عقاب ها به کمک تورین میایند و نتیجه جنگ به نفع تورین و یاران تمام میشود.قابل ذکر است که در این جنگ گاندلف نیز حضور دارد.

دوستان اگر جزییات بیشتری می خواهند مانند موقعیت ها و غیره میتوانند به من بگویند تا توضیح بیشتری بدهم.اگر اشکالی وجود داشت خواهشا پیغام خصوصی بفرستید تا پستم را اصلح کنم.

در سال 2941 دوران سوم روی داده این نبرد.

با تشکر از لرد لاس به خاطر این تاپیک مهم

دوستان خواهشا اگر اطلاعات کافی ندارید ابتدا این اطلاعات رو به دست بیارید و بعد اقدام به ارسال پست بکنید. چون ممکنه کسی همون جنگ رو با اطلاعات بیشتر داشته باشه اما چون شما زدید دیگه نتونه ازش بگه. بنابراین سعی کنید حداکثر اطلاعات رو برای هر نبرد جمع آوری کنید.

برای آگاهی از سال ها میتونید از تاریخچه آردا کمک بگیرید.

نام نبرد: داگور آگلارب (نبرد پر افتخار)

زمان وقوع: سال 60 دوران اول

محل وقوع: دشت های آرد-گالن

مدت زمان: 400 سال

طرفین: ملکور و شاهزادگان نولدور

فرماندهان لشکر ها: فین گولفین و مایدروس

رخداد های مهم:

در این مدت صلح و صفا برای مدتی محدود به سرزمین میانه بازگشت. چه آن که دژ آنگباند به مدت 400 سال در محاصره نولدور قرار گرفت و پیروزی های پی در پی در آنفائگلیت صورت گرفت. اما ملکور تمام قوایش را برای مواجهه با نولدور بیرون نفرستاد. از دروازه دیگر آنگباند دو گروه عمده از اورک ها برای محاصره دورتونیون از دوجانب شرق و غرب بیرون فرستاد اما با مواجهه با سپاه مایدورس و فینگولفین هزیمت شدند و باقی گریختند که در راه کشته شدند و حتی یک اورک به آنگباند بازنگشت. همچنین جاسوسان ملکور اخبار ناامیدانه ای برایش آوردند. الدار آگاه بودند و طرح کاشتن تخم نفاق بین شهریاران نولدور شکست خورد. همچنین در این مدت اژدهای جوان، گلائرونگ بی اراده ملکور از دژ بیرون زد اما هنوز زره اش کامل شکل نگرفته بود و در مقابل تیر های الدار تاب نیاورد و به دژ برگشت. همچنین در این مدت برخی الدار با شکنجه مرعوب و برده ملکور گشتند. طولانی ترین صلح در سرزمین میانه در این نبرد و محاصره انجام گرفت. در این مدت الدار به آفرینش شعر و تاریخ دست زدند. همچنین آمیختن سیندار و نولدور اولین بار در وین یامار و در مدت این صلح بزرگ انجام پذیرفت

تلفات: بخش قابل توجهی از اورک ها و سپاه دشمن هزیمت شده و بیشتر نقشه های ملکور در مقابله با اتحاد الدار شکست خورد.

نتیجه کلی: طولانی ترین صلح در سرزمین میانه و دوران شکوفایی شعر و تاریخ.

نام نبرد: نبرد دومین اتحاد

زمان وقوع:1975 د.س

محل وقوع: روبه روی دروازه های فورنورست فورنورست ایون دیم و نزدیکی های اتن مورز

مدت زمان:2 روز

ارتش متحدین: گوندور باقی مانده ی ارتش و مردمان آرنور الف های ریوندل و کماندارانی از شایر

ارتش انگمار: ارک ها و ترول هایی از گونداباد مردمان پلید رودئور و نومه نور های سیاه

فرماندهان لشکر متحدین: گلورفیندل الروند یکی از سرکردگان آرنور شاهزاده ی گوندور که اخرین شاه از نثل آناریون بود

فرماندهان لشکر انگمار:نزگول ها روگاش و شاه جادوپیشه

تعداد ارتش متحدین: 17000 نفر پیاده نظام 6000 نفر سواره نظام

تعداد ارتش انگمار: در حدود 32000 نفر پیاده نظام نیزه دارو شمشیر دار 3000 ترول شمالی حساس به نور

توضیحات:

فکر کنم خیلی هاتون در مورد پادشاهی نابود شده آرنور میدونید خب این اخرین نبرد بوده در سال 1974 جادوپیشه فورنورست رو فتح میکنه و امون سول رو با خاک یکسان بنابر این نجات یافتگان ارنور به بندرگاه های خاکستری میرن و از گوندور درخواست کمک میکنند گوندور هم 20000 نفر به فرمانده ای شاهزاده گوندور به بندرگاه های خاکستری میفرسته ان ها با باقی ماندگام ارنور ترکیب میشن و لشکری 23000 نفره به وجود میادش این نبرد دومین نبرد بزرگ در دوران سوم هستش سپس انان به طرف فورنورست حرکت میکنن جادو پیشه اطمینان داشت که پیروز نبرد خواهد بود چون 35000 نفر داشت بنابر این اون لشکرشو بیرون دیوار ها میفرسته ولی شکست میخورن بسیاریشون کشته یا اسیر میشن بقیه لشکر هم فرار کردن ولی در تپه ها ایون دیم توسط سواره نظام گوندور غافلگیر میشن شاه جادو پیشه به اتن مورز فرار میکنه ولی گلورفیندل و شاهزاده ی گوندور با تعداد کمی سوا ر اورا دنبال میکنند به مدت یک روز در اخر شاه جادو پیشه می ایسته شاهزاده به طرف او حمله ور میشه ولی وقتی جادوپیشه سرش رو برمیگردونه اسب شاهزاده رم میکنه و به زمین می افته سپس گلورفیندل به مصافش میره اما جادوپیشه خنده و جیغ بلندی سر میکنه ودر سایه ها گم میشه پس در سال های 2000 د.س او میناس ایتیل را فتح میکنه و برج جادو را به جاش بنا میکنه به نام میناس مورگول در همان سال ها هم به شکل ناجوان مردانه ای شاهزاده ی گوندور را از پادرمیاره بعد گوندور تا دوران چهارم بدون پادشاه باقی میماند.

نتیجه نبرد:

پادشاهی شمال برای همیشه نابود میشه و گوندور بدون وارث میمونه.

ببخشید ولی لازم دیدم یه نکته رو متذکر بشم

تمامی جنگ های سرزمین میانه در کتاب اطلس سرزمین میانه اثر فونستاد و ترجمه رضا علیزاده با تمامی جزئیات , تلفات و غیره و غیره هست و در ضمن همین اطلاعات رو در سایت های مختلف میشه پیدا کرد

حالا نمیدونم بهتر نیست به جای دوباره کاری و توضیح دوباره جنگ های سرزمین میانه , توی تاپیک در موردشون بحث و گفت وگو کنیم تا بخوایم همه رو توضیح بدیم ؟

این نظر من بود تصمیم با بقیست

نام نبرد: نبرد ارگ شاخ آواز

زمان وقوع: سوم و چهارم مارس سال 3019 د.س

محل وقوع:گودی هلم و ارگ شاخ آواز

طرفین:روهان وایزنگارد

تعداد طرفین:روهان و متحدان تئودن 1000 سوار-گاملینگ پیر 1000 سواره-ارکنبراند 1000 پیاده جمع نیروها در 3 مارس 2000 نفر جمع نیروها 3800 نفر که 2700 نفر از آنها در جنگ شرکت داشتند درمقابل ارتش آیزنگارد با تعداد تقریبی ده هزار نفر.

فرماندهان: تئودن-آراگورن-ایومر-گاملینگ-ارکنبراند در مقابل (نام فرماندهان سپاه ارک ها مشخص نیست)

رخداد مهم: از بین رفتن بیشتر قدرت سارامون و همچنین وارد شدن هورن ها به جنگ و همچنین آمدن گاندلف با نیروی کمکی که باعث پیروزی شد.البته یکی از رخدادهای مهم حمله 900 سوار تئودن به همراهی آراگورن که یکی از علل پیروزی در جنگ بود.

نتیجه کلی:روهان توانست از یک سقوط حتمی نجات پیدا کند و ایزنگارد در نتیجه این شکست سقوط کرد.

توضیحات:به توصیه گاندلف تئودن به طرف غرب میره تا حملات سارامون رو دفع کنه ولی با شنیدن خبر اینکه نبرد دومی که روی داده فاجعه بار بوده راهشو به گودی هلم کج میکنه و گاندلف برای جمع کردن سپاهیان پراکنده به دشت ها میره.در گودی آن ها تعداد زیادی وارگ سوار دیدند.ایومر مردان رو روی دیوار گودی میگذاره تا از اونجا که ضعیفترین نقطه دفاعی دژ هست دفاع کنند.دشمن به طرف دیوار ها و دروازه هجوم میبره ولی آراگورن وایومر وگیملی از دروازه دفاع میکنند و دشمن عقب میشینه.اما وقتی نبرد روی دیوار شدت میگیره ارک ها راه آب گذر رو با انفجار باز میکنند و بقیه ارک ها شروع به تصرف دیوار گودی میکنند.تمام مدافعان به دژ و غار ها پناه میبرند.حملات در طول شب هم ادامه داره و ارک ها با انفجار به داخل ارگ هم میان تا اینکه تئودن و آراگورن دوشادوش هم به همراه 900 سوار به ارک ها یورش میبرند و ارک ها رو با وجود تعداد بیشتری که دارند به طرف سد هدایت میکنند و در اون زمان گاندلف به همراه سپاهی که جمع کرده بود به فرماندهی ارکنبراند به ارک ها یورش میبرند و ارک ها به داخل جمعیت هورن ها میرن و دیگه هیچ کدومشون از اونجا بیرون نمیاد.

نبرد اشکهای بیشمار مال منه

هیشکی نگه تا من تحقیقاتمو {!}انجام بدم و بیام توضیح بدم

loading...

loading...

loading...

خوب من اومدم:?

نام نبرد:نیرنایت آرنویدیاد(نبرد اشکهای بیشمار)

زمان وقوع:loading...

مکان وقوع:آنگباند

مدت زمان وقوع :فکر کنم چار پنج روز

طرفین :ملکور(لعنت الارو علیه) پسران فئانورآدمیان خاندان هادور مردمان هالت دورف ها آدمیان شرقی فین گون و تورگون سپاه کوچکی از نارگوتروند تعداد اندکی الف از دوریات

تعداد سپاهیان طرفین :این جانب اطلاعات دقیقی در این باره ندارم سپاهیان ملکور بسیار پرشمار بودند تعداد الف هایی که از گوندولین مایدروس را همراهی میکردند ده هزار نفر بودند

فرماندهان لشکرها: مایدروس فین گون تورگون هالدیر

رخداد های مهم :تعداد سپاهیان پسران فئانور بسیار زیاد بود اما ملکور جاسوسانی در بین آنها داشت و در میانه جنگ آدمیان شرقی خیانت کرده و برعلیه مایدروس شروع به جنگ کردند

دروازه های شهر پنهان گوندولین گشوده شد و شاه تورگون به همراه سپاهیانش به یاری آمد

اژدهایان و وارگ سواران به همراه بالروگ ها و گلائرونگ پدر اژدهایان در این جنگ حضور داشتنداگر خیانت آدمیان شرق یبه رهبری الدور نبود پیروزی الف ها حتمی بود

شاه تورگون برای حفظ الف ها و گوندولین به در خواست هور و هورین عقب نشینی کرد پیش گویی هور درباره ائارندیل در این جنگ اتفاق افتاد(از من و از تو ستاره ای نو برخواهد دمید)

هورین در این جنگ اسیر شد و ملکور او و خانواده اش را نفرین کرد

تلفات:هالدیر هور فین گون آزاگال فرمانراوای دورف های بله گوست و بسیاری از آدمیان و الف ها ونقشه های ملکور به ثمر نشست

نتیجه کلی :کشته شدن تعداد زیادی الف و انسان و دورف به خاطر خیانت نجات گوندولین با شجاعت هور و هورین به بردگی گرفته شدن الف های اسیر در معادن شمال

خیلی خیلی مطلب سطحی بود لطفا اشکالاتشو بگید تا کاملش کنم :?

ببخشید ولی لازم دیدم یه نکته رو متذکر بشم

تمامی جنگ های سرزمین میانه در کتاب اطلس سرزمین میانه اثر فونستاد و ترجمه رضا علیزاده با تمامی جزئیات , تلفات و غیره و غیره هست و در ضمن همین اطلاعات رو در سایت های مختلف میشه پیدا کرد

حالا نمیدونم بهتر نیست به جای دوباره کاری و توضیح دوباره جنگ های سرزمین میانه , توی تاپیک در موردشون بحث و گفت وگو کنیم تا بخوایم همه رو توضیح بدیم ؟

این نظر من بود تصمیم با بقیست

نظر شما برای من قابل احترام ومتینه جناب شهریار.منتها به این نکته توجه داشته باش که خیلی از دوستان به منابعی که شما ذکر کردی دسترسی ندارند.درباره سایت ها هم حق با شماست.نه تانها این مطلب بلکه بسیاری دیگر از مطالب فروم را میشود به راحتی در سایت های دیگر پیدا کرد.اما مسئله این است که گاهی اوقات این سایت هاکامل نیست .هدف ما هم فقط معرفی نبرد ها نیست بلکه می خواهیم دوستانی که تازه وارد فروم شده اند و کمتر در این زمینه می دانند به منابع دیگر مراجعه کنند و اطلاعات خود را افزایش دهند تا حرفی برای گفتن داشته باشند.(این اتفاق برای خود من هم افتاده)در ضمن گه گاه تاپیک هایی را در فروم میبینم که به زحمت می شود آن ها را ربط داد به جهان تالکین!به هر حال باز هم ممنون که نظر دادید

نام نبرد:نبرد اخرین اتحاد

زمان وقوع:سال3441 دوران دوم

محل وقوع:باراد-دور

طرفین:ارتش متحد انسان ها والف ها در برابر ارتش سائرون

فرماندهان:سپاه خیر گیل-گالاد الراند الندیل ایسیلدوروارتش شر به فرماندهی شخص سائرون

رخداد های مهم:کشته شدن گیل-گالاد و الندیل والبته اناریون که در یک سال ثبل در محاصره باراد-دور کشته شده بودو مرگ سائرون ورسیدن حلقه یگانه به اسیلدور پسر الندیل و بازگشت ناز گول ها به سایه

توضیحات:

سائرون فرمانروای تاریکی باساختن حلقه یگانه بسیار قدرت مند شده بود او دوران دوم تاریکی رو اگه اشتباه نکنم به زمین اورده بود.

فرمان روایی ها یکی یکی سقوط میکردن.دوران دوم زمان شکوه نومه نور بوده.اما انسان های نومه نور و الف ها تسلیم نشدن ان ها درجنگ داگورلاد ارتش سائرون رو شکست میدهند(3434)

وبعد از این جنگ که سپاه سائرون شکست میخوره محاصره باراد-دور شروع میشود.

در محاصره باراد-دور اناریون کشته میشئد(3440).وبالاخره جنگ اصلیدرسال 3441شروع میشود در این جنگ ابتدا ارتش خیر به پیروزی نزدیک میشود انها بیشتر سپاه اورک هارو میکشند اما سائرون که حلقه را در دست داد شکست نا پذیر است.

سائرون الندیل را میکشد و ایسیلدور شمشیر شکسته پدرش را میگیردو حلقه را از دست سائرون در می اورد وبا عث مرگ جسم سائرون میشود.

ایسیلدور حلقه را نابود نمیکند واجازه میدهد سائرون زنده بماند.

نتیجه کلی:صلح وارامش به مدت حدود 2500سال و زنده ماندن روح سائرون که به حلقه وابسطه است

بازم از دوستان غذر خواهی میکنم اگه مطلب ناقص است

واز جناب تور بابت راهنمایی تشکر میکنم

نام برد:داگور- نوئین - گیلیات

زمان وقوع1498 سالهای درختان

محل وقوع:بلریاند

طرفین:مورگوت و فئانور اینا

تلفات:کشته شدن فئانور+اورکها اکثریت کشته شده و باقی مونده کم اونها پس از گریختن به هیت لوم به آنگباند پناه بردند.

رخدادهای مهم:

نیروهای مورگوت که بندرگاه‌های فالاس را از زمان نبرد اول محاصره کرده بودند، به سمت شمال لشکرکشی کردند تا از پشت به نولدوها حمله کنند، اما نیروهایی که توسط کله گورم رهبری می شدند در ایتل سیریون به آنها یورش برد. اورک‌ها که بین دو سپاه نولدور به دام افتاده بودند، ده روز مدام و بدون توقف با آنها جنگیدند و در سرخ محاصره شدند. تمام اورک‌ها مگر تعدادی بسیار معدود کشته شدند، اما فئانور که خشمی وحشتناک بود حتی این گروه بسیار معدود را دنبال کرد و از پا در آورد. اما اوضاع در کناره های دور دایده لوت به کلی تغییر کرد، زیرا بالروگها از تانگورودریم خارج شده و به آنجا آمده بودند. فئانور مقاومت کرد و مدتی طولانی به تنهایی با آنان مبارزه کرد تا آنکه سرانجام از پا افتاد. سپس نیروهایی پسرانش فرا رسیدند و اورک‌ها و بالروگ‌ها مجبور به عقب نشینی شدند. فئانور درحالیکه آنگباند را نگاه می کرد از دنیا رفت و برای سه بار مورگوت را نفرین کرد.

پس از این اتفاق بلافاصله ماه طلوع کرد و با طلوع ماه فین گولفین و دومین و بزرگترین گروه از نولدوها وارد لاموت شدند. در آنجا آنها توسط اورک‌هایی که توسط مورگوت برای حمله به فئانور از پشت سر فرستاده شده بودند مورد حمله قرار گرفتند. این اولین نبرد این گروه از نولدوها بود که به نبرد لاموت مشهور گشت. نولدوها به طور ناگهانی مورد حمله قرار گرفتند و آرگون پسر فین‌گولفین کشته شد. فین‌گولفین و مردمش اورک‌ها را تعقیب کردند تا آنکه آنها را به طور کامل از بین بردند و سپس در اولین طلوع خورشید به میت لوم وارد شدند.

این نبرد برای نولدوها نوعی پیروزی تلخ و شیرین بود، زیرا از طرفی اکثر نیروهای مورگوت را از بین بردند، اما از طرفی دیگر بزرگترین رهبرانشان به طور مرگباری مجروح شدند و یکی از شاهزادگانشان را از دست دادند.

نتیجه کلی:پیروزی قاطع نولدور ، مرگ فئانور و محافظت از قلمرو جدید میت ریم

نام جنگ:سارن آتراد

زمان :503د.ا

مکان:گذر گاهی در سارن آتراد در دامنه کوهستان آبی

مدت زمان:کمتر از یک روز

طرفین:الف ها و انت ها در برابر دورف ها

تعداد: هزاران تن از الف ها در و انت ها در برابر حدود بیست هزار دورف

فرماندهان:برن یک دست در برابر شاه نائو گلادور

رخداد ها:کشته شدن تمام دورف ها(یکی از خونین ترین جنگ های الف ها و دورف ها)به غنیمت گرفته شدن نائو گلامیر

تلفات:حدود صد نفر برای الف ها.کشته شدن همه دورف ها

نتیجه:پیروزی قاطع الف ها

شرح:دورف هایی که از نبرد هزاران غار باز میگشتند با گنجینه ی گرانبهای منه گروت در حال باز گشت به شهرشان بودند که برن وپسرش دیور همراه الف های اوسیاند آن ها را غافلگیر کردند.در این نبرد برن موفق شد شاه نائوگریم را بکشد.بیشتر دورف ها کشته شدند و آن هایی که فرار کردند به دام انت ها افتادند.بنابر این هیچ کدام از آن ها زنده نماند .

این آخرین نبرد برن بود که گردنبند نائو گلامیر را به تول گالن برگرداند وبه همسرش لوتین تقدیم کرد.

نام نبرد:داگور براگولاخ

زمان وقوع:455 دوران اول

محل وقوع:بلریاند شمالی/آنفائوگلیت

طرفین:نولدور,اداین و سپاه مورگوت{گوتموک و گلائرونگ}

فرماندهان لشگرها:مورگوت و فین گولفین+دوستان

تلفات:۳۰٬۰۰۰ الف تحت رهبری فین‌گولفین و فینگون، ۷۰۰۰ نفر تحت فرماندهی مادروس و ماگلور و حداقل ۶۰۰۰ الف دیگر که تحت فرماندهی دیگر پسران فئانور بودند از بین رفتند. نابودی نیروهای آئگنور و آنگرود و حدود ۴۰۰۰ نفر از نیروهای فینرود و شاید صدها نفر از افرادی که در سیریون واقع بودند کشته شدند. حدود ۱۰٬۰۰۰ انسان که تحت فرماندهی هادور بوده و خسارت های سنگینی که به نیروهای باراهیر و بره‌گولاس و افرادی که ار بره‌تیل و دوریات آمده بودند، وارد آمد. در کل حدود ۵۰٬۰۰۰ الف و نزدیک به ۲۵٬۰۰۰ انسان در این نبرد از بین رفتند.+صدمات به سپاه مورگوت به احتمال زیاد سنگین می باشد. در سالهای بعد از نبرد، اکثر صدماتی که به نیروهای مورگوت وارد آمده بود، جبران شد، اما صدماتی که به نولدور، سیندار و اداین وارد آمد جبران ناپذیر بود.

رخدادهای مهم:

سپاه مورگوت به ارتفاعات دورتونیون یورش بردند وآنگرود و آئگنور را از بین بردند. سوارکاران ماگلور در دشت لوت لان زنده زنده در آتش سوختند وشکاف ماگلور به دست نیروهای مورگوت افتاد و توانستند از میان آن به سرزمین بلریاند وارد شوند. ماگلور که صدمات سنگینی دیده بود به سمت هیمرینگ عقب نشینی نمود و در آنجا به دفاع از شهر مادروس پرداخت.گذرگاه آگلون نیز در هم شکست و کله گورم و کوروفین به سمت جنوب دوریات یعنی نارگوتروند گریختند. اورک‌های مورگوت جنگل‌های کوه ره ریر را اشغال کرده ،دریاچه هله وورن را از بین بردند و دیوانه‌وار از طریق تارگه لیون به بلریاند شرقی وارد شدند.کارانتیر به آمون ارب فرار کرد جاییکه آمروداستحکاماتی را ساخته بود. از آنجا بود که توانستند به آهستگی بلریاند شرقی را از لوث اورک‌ها پاک کنند در حالیکه مادروس و ماگلور مرزهای شمالی را در اختیار داشتند. میناس تیریت در گذرگاه سیریون در غرب تحت فرماندهی اورودوت حفظ شده بود و برادر او و ارباب فینرود از نارگوتروند در شمال به ارتش عظیمی به آنجا وارد شدند. با این وجود آنها در مرداب سرخ مورد حمله ارتش عظیمی از نیروهای مورگوت واقع شدند. اینجا بود که نولدور خودش را در دام دید، و هر آن امکان این وجود داشت که فینرود کشته شود اما با حمله ناگهانی باراهیر، فینرود توانست از دورتونیون پایین بیاید و این چنین بود که ارباب الفها نجات پیدا کرد.باراهیر به خاطر این جان فشانی بعدها حلقه ای را از سوی فینرود دریافت نمود که به حلقه باراهیر معروف گشت. فینرود و مردمش به سمت نارگوتروند در جنوب گریختند در حالیکه باراهیر و یارانش به دفاع از دورتونیون ادامه دادند. استحکامات کوهستانی ارد وترین در حوالی هیت لوم نیز سالم ماند هر چند عریان و بدون حفاظ.

نتیجه کلی:پیروزی مورگوت، شکست محاصره آنگباند، نابودی دورتونیون، از دست رفتن استحکامات و جاده های کلیدی

نام نبرد:نبرد لورین

زمان وقوع:3019 د.س مارس 11 تا 22

محل وقوع: لورین

طرفین:نیروهای سائورون در دول گولدور و الف های لورین

فرماندهان لشکر دول گولدور: سه نزگول و زبان سائورون

فرماندهان لشکر لورین: کلبورن و چند الف دیگر

سپاهیان دول گولدور: گابلین ارک ترول های کوهستان مه الود و وارگه ها

سپاهیان لورین: الف ها و تعدادی انت

تعداد سپاه دول گول دور:6000 نفر

تعداد سپاه لورین :کمتر از 1000 کماندار الف

تلفات نیروهای دول گولدور:بیش از 5000 نفر

تلفات نیرو های لورین: کمتر از 400 الف از تعداد انت ها مشخص نیست

توضیحات:

در 10 مارس لشکری از دول گولدور به فرماندهی سه نزگول و زبان سائورون به سمت لورین راه افتاد در 11 مارس به لورین رسیدند و آنجا را تحت محاصره خود در اوردند سپس در 15 مارس نبردی بین دو جبهه در گرفت ولی ارتش شر نتوانست وارد شهر شود بنابر این محاصره تا 22 مارس ادامه یافت که در آخر نبرد بین دو گروه در گرفت تعداد بسیار کمی به دول گولدور بازگشت.

نتایج: پس از چند روز دول گولدور نیز فتح شد

*

*

*

نام نبرد: (مشخص نیست)

زمان وقوع:3019 د.س 12 مارس

محل وقوع: فنگورن

طرفین: نیروهای سائورون در دول گولدور و انت ها در فنگورن

فرماندهان لشکر دول گولدور: یک ارک غول پیکر که نامش مشخص نیست

فرماندهان لشکر انت ها: چوب ریش

سپاهیان دول گولدور:ارک و گابلین

سپاهیان فنگورن: انت ها

تعداد سپاه دول گولدور:تقریبا 3000 نفر

تعداد سپاه فنگورن: تقریبا 400 انت

تلفات دول گولدور:تمام ارتش

تلفات فنگورن: (مشخص نیست)

توضیحات:

تقریبا در 10 مارس همراه با لشکر دیگر دول گول دور که برای فتح لورین میرفت راه افتادند در 12 مارس به مرز های فنگورن رسیدند در همان روز هم نبرد راه افتاد و تا شب انت ها پیروز شدند.

نتایج:امان ماندن فنگورن.

نام نبرد: ارابه سواران 1

زمان وقوع: 1899 د.س

محل وقوع: رووانیون شرقی

طرفین: روون رووانیون و گوندور

فرماندهان لشکر روون: مشخص نیست

فرماندهان لشکر گوندور: پادشاه ائارنیل و تعدادی سردار سپاه

فرماندهان لشکر رووانیون:مشخص نیست

سپاهیان روون: استرلینگ ها و ارابه سواران کمان دار

سپاهیان رووانیون: مردم عادی وتعدادی سرباز شورشی

سپاهیان گوندور: مردمان دونه داین و تعدادی از سواران نا متحد روهیریم

تعداد سپاهیان هر سه طرف:مشخص نیست

تلفات هر سه طرف:مشخص نیست

توضیحات:

در سال 1856 د.س سپاهیان مردم روون که مجهز به ارابه بودند حملات خود را به رووانیون شرقی و و جنوبی شروع کردند در همان سال ها هم رووانیون سقوط کرد اما در سال 1899 د.س مردمان رووانیون شورش کردند و از شمال به انان حمله کردند گوندور هم از ماجرا خبر دار شد و سپاهی بزرگ را از طرف شمال گوندور به جنوب ارتش روون برد سپاه روون از هر دو طرف محاصره شدند و شکست خوردند و رووانیون ازاد شد.

نتایج: رووانیون ازاد شد و چهلو پنج سال ارامش بر سرزمین های اطراف حاکم شد.

نبرد بعدی هم نبرد ارابه سواران 2 هستش خودم مینویسم کسی ننویسه!

بعدیش هم نبرد اردوگاهه اونم کسی ننویسه!

تلفات:۳۰٬۰۰۰ الف تحت رهبری فین‌گولفین و فینگون، ۷۰۰۰ نفر تحت فرماندهی مادروس و ماگلور و حداقل ۶۰۰۰ الف دیگر که تحت فرماندهی دیگر پسران فئانور بودند از بین رفتند. نابودی نیروهای آئگنور و آنگرود و حدود ۴۰۰۰ نفر از نیروهای فینرود و شاید صدها نفر از افرادی که در سیریون واقع بودند کشته شدند. حدود ۱۰٬۰۰۰ انسان که تحت فرماندهی هادور بوده و خسارت های سنگینی که به نیروهای باراهیر و بره‌گولاس و افرادی که ار بره‌تیل و دوریات آمده بودند، وارد آمد. در کل حدود ۵۰٬۰۰۰ الف و نزدیک به ۲۵٬۰۰۰ انسان در این نبرد از بین رفتند.+صدمات به سپاه مورگوت به احتمال زیاد سنگین می باشد. در سالهای بعد از نبرد، اکثر صدماتی که به نیروهای مورگوت وارد آمده بود، جبران شد، اما صدماتی که به نولدور، سیندار و اداین وارد آمد جبران ناپذیر بود.

ببخشید این اعداد و آمار رو از چه منبعی آوردید؟ من تا حالا هیچ جا ندیده بودم برای این نبردها عددی ذکر شده باشه!

در واقع من هیچ وقت فکر نمیکردم تعداد کل نولدور هم به ۳۰٬۰۰۰ نفر برسه، چه رسد به این که فقط این تعداد از نولدور تحت فرماندهی فینگولفین تو داگور براگولاخ کشته بشه! مگه چند نفر از نولدور کلا از والینور کوچ کردن به بلریاند؟!

نام:نبرد اول بلریاند

زمان:1497 سال های درختان

مکان:بلریاند

مدت زمان:نه چندان زیاد

طرفین:متحد الف های سیندار والف های سبز و دورف ها دربرابر اورک ها،گرگ ها ودیگر موجودات پلید

فرماندهان:الوه کبود ردا،کردان کشتی ساز و ناندور در برابر ملکور ،سائرون و گوتموگ

رخداد های مهم:کشته شدن دنه تور پادشاه الف ها سبز

تلفات:تقریبا نامعلوم، الف های سبز تلفات سنگینی رامتحمل شدند.حدود صد هزار تن از لشکریان ملکور هم نابود شدند

نتیجه کلی:پیروز نسبی الف ها دورف ها

شرح:مورگوت برای امن ساختن دژ مخوف آنگباند ارتشش بزرگی از اورک ها را روان ساخت و برای جنگ به سرزمین سیندار فرستاد.این تنها نبردی است که قلمرو پادشاه تینگول نقش مهمی در مقابله با ملکور را در آن بر عهده داشت.نیرو های مورگوت به دو دسته تقسیم شدند،یک گروه از طریق دره سیریون به غرب رفته و گروه دیگر رود آروس و گلیون به شرق رفتند،برخی نیز در گذر گاه های آنارخ و آگلون پراکنده شدند.

در شرق پادشاه تینگول از دوریات نبردی سهمناک وخشن را با اورک ها ترتیب داد.در آنجا شاه دنه تور، فرمانروای لایکوئندی ها به او پیوست و باعث عقب نشینی اورک ها شدند.نیرو های لایکوئندی که تجهیزات سبکی داشتند در آمون ارب گرفتار شدند و پیش از آن که سیندار به کمکشان بیایند شاه دنه تور کشته شد.نیرو های ملکور سر انجام شکست را پذیرفتند و باقی مانده آنان توسط دورف های کوه دولمد کشته شدند.

در غرب الف های فالاس تحت فرماندهی کردان به گروه غربی تاختند اما در آن نبرد شکست خوردند و در شهر های آگلارست و بریتومبار با آنان رو برو شدند.این شهر ها توسط لشکر اورک ها محاصره و تسخیر شد و دوریات نتوانست به موقع به آنها کمک کند.تا زمان لشکر کشی نولدور تحت فرماندهی فئانور این شهر ها تحت سیطره ملکور باقی ماند.

ببخشید این اعداد و آمار رو از چه منبعی آوردید؟ من تا حالا هیچ جا ندیده بودم برای این نبردها عددی ذکر شده باشه!

در واقع من هیچ وقت فکر نمیکردم تعداد کل نولدور هم به ۳۰٬۰۰۰ نفر برسه، چه رسد به این که فقط این تعداد از نولدور تحت فرماندهی فینگولفین تو داگور براگولاخ کشته بشه! مگه چند نفر از نولدور کلا از والینور کوچ کردن به بلریاند؟!

دوست عزیزاگه کمی بگردی خودت جوابتو میگیری دیگه نیازی به پرسیدن تو اینجا نیست , چون شما تا بحال این اعدادو ندیدید دلیلی بر عدم صحت اونا نمیتونه باشه

نام نبرد:نبرد مورانون

زمان وقوع:25 مارس 3019 دوران سوم

محل وقوع تپه های سرواره

طرفیین:

سپاه غرب در برابر سپاه ارک های سائرون

فرماندهان:آراگورن و ائومر و ویاران آراگورن فرماندهان سپاه غرب دهان سائرون نازگول های باقی مانده فرمانده سپاه باراد دور

رخدادهای مهم:ایجاد شرایط مناسب برای نا بودی حلقه یگانه

توضیحات:

پس از پیروزی انسان ها در نبرد پله نور این جنگ اتفاق افتاد.

در 18 مارس سپاه غرب از میناس تریت عازم باراد دور میشود و فرودو بگینز و سم وایز هم چنان به طرف کوه نابودی پیشروی میکنند.در19 مارس سپاه غرب به دره ی مورگول میرسد

و در23 مارس سپاه غرب از ایتیلین بیرون میرود در روز بعد یعنی 24 مارس سپاه در برهوت مورانون اردو میزند و فرودو و سم مراحل آخر سفرشان را طی میکنند

وبالاخره جنگ در اصلی در 25 مارس 3019 دوران سوم شروع میشود سپاه انسانهای غرب در روی تپه های سرواره محاصره میشود ولی در این هنگام فرودو به کوه هلاکت میرسد تعداد اورک ها بسیار بیشتر از سپاه غرب است ولی آنها به فرودو ایمان دارند.

سپاه غرب به شکست نزدیک میشود ولی در این هنگام گولوم حلقه را از فرودو میگیرد ودر کوه نابودی سقوط میکند...حلقه نابود میشود

روح سائرون میمیرد و باراد دور سقوط میکند ...

تلفات :قسمتی از سپاه غرب وتمام اورکها البته به لطف گولوم

نتیجه کلی:

نابودی حلقه یگانه و همین طور نابودی سائرون فرمانروای تاریکی وپیروزی سپاه غرب و ایجاد صلح در سرزمین میانه

باز هم اگه نا قص بود به هم تذکر بدید تا کاملش کنم

نام نبرد:نبرد حلقه

زمان وقوع:25 مارس 3018 دوران سوم

محل وقوع تپه های سرواره

طرفیین:

سپاه غرب در برابر سپاه ارک های سائرون

فرماندهان:اراگورن و ائومر و ویاران اراگورن فرماندهان سپاه غرب دهان سائرون نازگول های باقی مانده فرمانده سپاه باراد دور

رخداد های مهم:ایجاد شرایط مناسب برای نا بودی حلقه یگانه

تو ضیحات:

پس از پیروزی انسان ها در نبرد پله نور این جنگ اتفاق اوفتاد.

در 18 مارس سپاه غرب از میناس تریت عازم باراد دور میشود و فرودو بگینز و سم وایز هم چنان به طرف کوه نابئدی پیشروی میکنند.در19 مارس سپاه غرب به دره ی مورگول میرسد

ودر23 مارس سپاه غرب از ایتیلین بیرون می.ودر روز بعد یعنی 24 مارس سپاه در برهوت مورانون اردو میزند و فرودو و سم مراحل اخر سفرشان را طی میکنند

وبالا خره جنگ در اصلی در 25 مارس 3018 دوران سوم شروع میشود سپاه انسانهای غرب در روی تپه های سرواره محاصره میشود ولی در این هنگام فرودو به کوه هلاکت میرسد تعداد اورک ها بسیار بیشتر از سپاهغرب است ولی ن هخا به فرودو ایمان دارند.

سپاه غرب بع شکست نزدیک میشود ولی در این هنگام گولوم حلقه را از فرودو میگیرد ودر کوه نابودی سقوط میکند...حلقه نابود میشود

روح سائرون میمیرد و باراد دور سقوط میکند ...

تلفات :قسمتی از سپاه غرب وتمام اورکها البته به لطف گولوم

نتیجه کلی:

نابودی حلقه یگانه و همین طور نابودی سائرون فرمانروای تاریکی وپیروزی سپاه غرب و ایجاد صلح در سرزمین میانه

باز هم اگه نا قص بود به هم تذکر بدید تا کاملش کنم

اسم این نبرد مورانون هستش عزیز دل و در سال 3019 د. س اتفاق میفته

نام نبرد:نبرد خشم

زمان وقوع:545-578 دوران اول

محل وقوع:بلریاند

طرفین:مورگوت و والار+ائارندیل

تلفات:تقریبا اکثر ارتش مورگوت از بین رفت

رخدادهای مهم:

والار و الفها بالروگ را نابود کردند، مگر تعدادی اندک که خود را نجات دادند و در جاهای مختلف پنهان گشتند اورکها مانند کاهی در آتشی بزرگ از بین می‌رفتند و تار و مار می‌شدند. درحالیکه اداین همراه با والار می‌جنگیدند، بسیاری دیگر نیز بودند که در مقابل والار قرار گرفتند و از بین رفتند. مورگوت در حالیکه شکست را احساس می‌کرد، آخرین سلاحش را رو کرد، ازدهایان بالدار، که تا پیش از این در هیچ جا دیده نشده بودند و باعث شدند که والار عقب نشینی نمایند. سر دسته این اژدهایان موجودی قدرتمند و پلید بود به نام آنکالاگون سیاه.سپس ائارندیل همراه با کشتی آسمانی اش وینگیلوت در کنار عقابها با اژدهایان به نبرد پرداختند و در نهایت رهبر اژدهایان یعنی آنکالاگون سیاه را به طرزی دهشتناک از بین بردند. آنکالاگون پس از کشته شدن بر روی برج‌های تانگورودریم سقوط کرد و منجر به نابودی آن شد.

مورگوت در حالیکه در عمیق ترین سیاهچال آنگباند مخفی شده بود توسط زنجیرهای قدیمی آنگاینور به بند کشیده شد. دو سیلماریلی که در هنوز در اختیارش بود توسط ائون وه مایار باز پس گرفته شد و به شدت از آنها محافظت به عمل آمد (هرچند این دو جواهر بعدها توسط مایدروس و ماگلور به سرقت برده شد.) در نهایت والار او را از طریق دروازه شب در پوچی تبعید کردند، ویرانی‌های نبرد بسیار عظیم بود؛ بخش اعظمی از سرزمین‌های غرب ارد لوین از بین رفته و در اعماق دریا مدفون گشتند. بسیاری از الف‌ها به غرب مهاجرت کردند در حالیکه بسیاری دیگر نیز در شرق ماندند. والار جزیره‌ای با نام نومه نور را در دریای غربی برافراشتند که منزلگاه جدید اداین گشت.

نتیجه کلی: : پیروزی قاطع ارتش والار ، غرق شدن بلریاند، اخراج مورگوت از آردا

دوست عزیزاگه کمی بگردی خودت جوابتو میگیری دیگه نیازی به پرسیدن تو اینجا نیست , چون شما تا بحال این اعدادو ندیدید دلیلی بر عدم صحت اونا نمیتونه باشه

پیام جان چرا ناراحت میشی. من فقط یه سوال پرسیدم و به هیچ وجه هم صحت این آمار رو زیر سوال نبردم. تو سیلماریلیون تنها جایی که عدد میده مربوط میشه به نیرنایت آرنویدیاد که میگه تورگون با ده هزار الف از گوندولین به یاری فینگون اومد. تو اطلس سرزمین میانه هم عددی نبود.

اتفاقا من چون این اعداد رو جایی پیدا نکردم این سوال رو پرسیدم. قبلش هم رفتم تو چندتا فرهنگ نامه مربوط به تالکین (من جمله Tolkien Gateway و http://www.glyphweb.com/arda) گشتم و هیچ عددی توش ندیدم. واسه همین اومدم اینجا از شما بپرسم این آمار رو تو کدوم کتاب یا فرهنگ نامه دیدین. (جمله ام کاملا سوالی بود)

قسمت دومش هم تعجب خودم رو از این اعداد بیان کردم، چون قبلا فکر میکردم کم تر از این تعداد باشه. بعدشم که پرسیدم کلا نولدوری که به بلریاند اومدن چند نفر بودن. اونجا هم چیزی درباره این که گفته های شما صحت نداره نگفتم!

نام نبرد:ارابه سواران2

زمان وقوع:1944 د.س

محل وقوع:تپه های مورانون و جنوب اسگیلات

طرفین: خاند و هاراد و روون در برار گوندور

تعداد نیرو ها :نامشخص

تلفات: ارتش شمالی گوندور نابود شد و خاند و هاراد و رونن هم از بین رفتند

توضیحات:

در سال 1944د.س سه قلمروی وحشی روون و خاند هاراد با هم متحد شدند خاند و هاراد از جنوب حمله کردند و روون از شرق نبرد در شمال در گرفت و سپاه شمالی گوندور به کلی از بین رفت انان به طرف رووانیون راه افتادند و برای همیشه به امپراطوری رووانیون خاتمه دادند سپس به سوی داگورلد رفتند و انجا را نیز به تصرف خود در اوردند مرحله ی بعدیشان رفتن به مرز ها ایتیلین بود ودر همان جا هم مستقر شدند اما ارتش جنوبی گوندور پیروز شد و بعضی از نواحی هاراد نزدیک را گرفت.

نتایج:رووانیون نابود شد و ارتش های هاراد و خاند به کلی شکست خوردند.

دوست عزیزاگه کمی بگردی خودت جوابتو میگیری دیگه نیازی به پرسیدن تو اینجا نیست , چون شما تا بحال این اعدادو ندیدید دلیلی بر عدم صحت اونا نمیتونه باشه

ببخشید لوتر جان ولی فکر کنم باید نکته ای رو متذکر بشم.منظور جناب تورامبار فقط این بود که منابع اعداد وارقامی که دوستان دادن کجاست.به نظرم این سوال منطقی ومعقولیه چون خود من هم بعضی اطلاعات نبردهارو در متن کتاب یا سایت ها پیدا نکردم و جاش رو خالی گذاشتم

نام جنگ: نبرد الف ها و سائورون

------------------------------

زمان وقوع: از سال 1693 تا 1701 دوران دوم

-----------------------------

محل وقوع: اره گیون و اریادور

----------------------------

طرفین:

1- اره گیون - لیندون - ریوندل - خزد-دوم - نومه نور

2-موردور {و یحتمل روون}

----------------------------

تعداد سپاهیان طرفین: نامشخص اما طبق تخمین های امروزی

1- 30000 الف + 15000 دورف + 40000 نومه نوری

2- 200000 اورک + 50000 ایسترلینگ + تعداد نامشخصی ترول , وارگ

---------------------------

فرماندهان:

1- کله بریمبور{مقتول در نبرد} - الروند - گیل گالاد - یحتمل دورین سوم - کیریاتور{فرمانده ی ناوگان نومه نور}

2- سائورون

--------------------------

تلفات: نامشخص اما طبق تخمین های امروزی

1- سنگین {قتل عام الف های اره گیون}

2-بسیار سنگین{تعداد کمی فراری}

--------------------------

مراحل نبرد و نتیجه ی کلی:

1- نبرد اره گیون: شکست الف ها و دورف ها و نابودی کامل اره گیون

2-محاصره ی ایملادریس: محاصره ی بی نتیجه ی ریوندل - تسلط کامل سائورون بر اریادور

3-نبرد گواتلو: شکست قطعی سائورون توسط ناوگان نومه نور و گریز او به موردور

------------------------

خلاصه ی نبرد:

سائورون که نیاتش بر همگان آشکار شده بود ,به سال 1693 درصدد تصاحب حلقه های سه گانه بر آمد. از این رو به اره گیون لشکر کشید. کله بریمبور در سال 1695 از گیل گالاد و ایضا خزد-دوم تقاضای کمک بکرد. گیل گالاد نیرویی به فرماندهی الروند به یاری اره گیون فرستاد و نیز پیغامی به جانب تار-میناستیر ارسال کرد.اما پیش از آن که کمکی از دست الروند بر آید , اوست-این-ادهیل توسط سائورون تصرف شد و کله بریمبور و اکثر ساکنین دژ به هلاکت برسیدند و دروازه ی خزد-دوم بسته شد. الروند نیز توسط نیروی سائورون به عقب رانده شد و به کمک فراریان ایملادریس را بنا کرد. در سال 1699 سائورون بر سرتاسر اریادور مسلط شد و حتی تا مرز رودخانه ی لون پیش رفت. اما سال بعد کمک از جایی رسید که انتظار آن نمی رفت!تار-میناستیر ناوگانی را برای یاری گیل گالاد اعزام کرد که سائورون را از لون عقب راند. سائورون به سمت تاربد در حال عقب نشینی بود که در کمال شگفتی با ناوگانی دیگر از نومه نور , به فرماندهی کیریاتور , مواجه شد. وی که اکنون بین دو سپاه خصم گیر افتاده بود , متحمل شکست سختی شد و به دشواری خود و اندکی از محافظانش از مهلکه نجات یافتند و به سمت داگورلد گریختند.

پیام جان چرا ناراحت میشی. من فقط یه سوال پرسیدم و به هیچ وجه هم صحت این آمار رو زیر سوال نبردم. تو سیلماریلیون تنها جایی که عدد میده مربوط میشه به نیرنایت آرنویدیاد که میگه تورگون با ده هزار الف از گوندولین به یاری فینگون اومد. تو اطلس سرزمین میانه هم عددی نبود.

اتفاقا من چون این اعداد رو جایی پیدا نکردم این سوال رو پرسیدم. قبلش هم رفتم تو چندتا فرهنگ نامه مربوط به تالکین (من جمله Tolkien Gateway و http://www.glyphweb.com/arda) گشتم و هیچ عددی توش ندیدم. واسه همین اومدم اینجا از شما بپرسم این آمار رو تو کدوم کتاب یا فرهنگ نامه دیدین. (جمله ام کاملا سوالی بود)

قسمت دومش هم تعجب خودم رو از این اعداد بیان کردم، چون قبلا فکر میکردم کم تر از این تعداد باشه. بعدشم که پرسیدم کلا نولدوری که به بلریاند اومدن چند نفر بودن. اونجا هم چیزی درباره این که گفته های شما صحت نداره نگفتم!

ببخشید لوتر جان ولی فکر کنم باید نکته ای رو متذکر بشم.منظور جناب تورامبار فقط این بود که منابع اعداد وارقامی که دوستان دادن کجاست.به نظرم این سوال منطقی ومعقولیه چون خود من هم بعضی اطلاعات نبردهارو در متن کتاب یا سایت ها پیدا نکردم و جاش رو خالی گذاشتم

دوستان عذر میخوام اگه از لحن مناسبی استفاده نکردم.من این اعداد رو الان یادم نیست کجا ولی یه جایی دیدم و همون موقع کپی کردم تو کامپیوترم.ولی خیلی مطمئنم که آمارش درسته.

لردلاسس جان من منظور تورامبار عزیز رو متوجه شدم ولی باید جواب مناسبتری بهش میدادم قبول دارم ضمن اینکه باید بگم تورامبار عزیز از دوستان خیلی خوبه من تو آرداس و اگه یه موقع سوتفاهمی بینمون پیش بیاد خودمون سریع رفع و رجوعش میکنیم.

لردلاسس و تورامبار:آقا ما گردنمون از مو هم نازک تره به خدا انقد مارو نترسونین :?

نام نبرد:برادر کشی الکوالوندیه

زمان وقوع :قبل از دوران اول

محل وقوع جنگ:لنگر گاه قوها

طرفین:نولدوها در برابرتلری ها

تعداد سپاهیان:...

فرماندهان:فیانور و فینگولفین(که در جریان جنگ امد)و اولوی اگه اشتیاه نکنم

تلفات:تعدادی از سپاه فیانور که به اب میفتادن و تعدادی هم از تلری ها(یه کم زیاد اگه اشتباه نکنم)

توضیحات:

این جنگ اولین جنگ داخلی میان الف ها است.

نولدو ها بعد از ترک والینور برای عبور از دریا به کشتی نیاز داشتن.نولدوها به دو دسته تقسیم شده بودن یه دسته به فرماندهی فیانور که شوق زیادی برای رفتن داشتن ئ سریع حرکت میکردن و یه دسته به فرماندهی فینگولفین که زیاد دوست نداشتن والینور را ترک کنن وپشت سر سپاه فیانور حرکت میکردن.

فیانور سعی کرد تلری ها را با دوستی با خود ترغیب کند تا به او ملحق شوند اما تلری ها به هیچ وجه قبول نکردن.نه قبول کردن به ان ها کشتی بدهند نه در ساختش کمک کنن.فیانور خشمکین شده وبر میگردد.وبعد با سپاهش به طرف کشتی ها رفت و ان ها را سوار کشتی ها کرد اما تلری ها مقاومت کردن جنگی تلخ در گرفت سه بار افراد فیانور به عقب رانده شدن.

در این زمان فینگولفین با سپاهش فرا رسید و دید که جنگ در گرفته است و خویشانش به اب میافتن واو بی درنگ بدون این که از دلیل جنگ خبر داشته باشد وارد جنگ شدن.

بالاخره تلری ها مغلوب شدند وبسیاری از دریانوردانشان به طرز وحشتناکی کشته شدن.

تلری ها ضعیف بودن وبیشترشان به سلاح سبک(کمان)مجهز بودن.

به این ترتیب نولدوها پیروز شدن و کشتی ها رو تصرف کردن.

نتیجه کلی:

پیروزی کامل نولدوها وتصرف کشتی های زیبای تلری ها

نام نبرد:نبرد اردوگاه

زمان وقوع:چند روز بعد از نبرد ارابه سواران 2 سال1944 د.س

محل وقوع:مرز های ایتیلین در نزدیکی داگورلد

طرفین:روون و گوندور(ارتش جنوبی گوندور)

فرماندهان:شاهزاده ائارنور فرمانده گوندور و مال روون مشخص نیست

تعداد سپاه:مشخص نیست

تلفات:نامشخص البته بیشتر سپاه روون از بین رفتن

توضیحات:

خب این نبرد بعدی ارابه سواران دو هستش که سپاه شمالی گوندور در مورانون شکست خورد ولی سپاه جنوبی پیروز از میدان نبرد در اومدش لشکر روون تا ایتیلین پیشروی کردن و در همان مکان اردو زدن و مشغول جشن و پایکوبی شدند لشکر جنوبی گوندور هم برای عقب راندن انان از ایتیلین عازم انجا شد در همان شب هم گوندور به انان حمله ور شد استرلینگ ها هم که مشغول عیش و نوش بودند از حمله گوندور غافل ماندند وارتش تمام انان را نابود ساخت ان ها مورانون را نیز دوباره فتح کردند و به سمت روون غربی و رووانیون نابود شده تاختند و قلمرو ها را بار دیگر بازگرداندند اما دیگر رووانیون به شکل قبلی خود نرسید و پس از سال ها امپراطوری درخشان دورانشان به پایان رسید.

نتایج:رووانیون برای همیشه نابود شد و بیشتر مردمشان به گوندور مهاجرت کردند و صلحی چند صد ساله بین روون و خاند و هاراد ایجاد شد گوندور قلمرو های بیشتری به خود اضافه کرد.

نام نبرد :نبرد پنج سپاه

post-2150-0-57566200-1378466331_thumb.jp

مکان نبرد:lonely mountain.....Erebor

تاریخ وقوع:اواخر ماه نوامبر 2941

طرفین:دورف های تپه های آهنین و کوهستان تنها.الف های جنگلی و مرک وود.عقاب های غول پیکر و مردمان lake-town

فرماندهان:گندالف . تورین سپر بلوط. تراندویل. بارد کماندار. داین چکمه آهنی. گوایهیر

// // ارتش مقابل: بولگ

استحکام:500 دورف از تپه های آهنین. 13 دورف تورین و بچه ها :?. 200 انسان از سربازان lake town. و 1000 الف از جنگل های مرک وود

استحکام دشمن:6000 گوبلین از کوهستان مه آلود و 500 وارگ متحد

تلفات:تلفات بسیار سنگین(unknown) مرگ :? فیلی و کیلی و تورین سپر بلوط بعد از جنگ از دنیا رفت

تلفات دشمن :همه نابود شدند

«چنان نبردی آغاز شد که هیچکس انتظارش را نمی‌کشید. آن را پنج سپاه نامیده‌اند و نبردی وحشتناک بود. دریک سو گابلین و گرگ‌های وحشی و در سوی دیگر الف‌ها، دورف‌ها و انسان‌ها بودند»

بعد از نبرد آزانول بیزار و شکست ارک ها و قتل آزوگ در ناندوهیریون... بولگ فرزند آزوگ تصمیم گرفت که تمامیه متحدان کوهستان مه آلود و گوبلین ها رو برای انتقام خون پدرش به سمت اربور لشکر کشی کند

زیرا بعد از مرگ پادشاه گابلین ها به دست تورین و دوستان 13 دورف ...خاطرات تلخ جنگ دورف ها و ارک ها دوباره برای آنها زنده شده بود.

بیلبو و دورف‌ها بی توجه به این رویدادها سفر خود را به سوی شرق ادامه دادند. آنها تلاش خود را صرف باز سازی اره بور کردند و به خاطر همین مسئله مورد خشم تراندوئیل قرار گرفتند و به طور غیر مستقیم باعث ویرانی شهر لیک شدند. تراندوئیل که از الف‌های جنگلی بود به مردان شهر لیک پیوست و آنها به اتفاق رهسپار شمال شدند تا با طلب کردن سهمی از گنج‌های اسماگ خسارت وارده را جبران کنند. تورین پسر عمویش داین را که همراه با سپاهیانش عازم آهن کوه بود به دفع آنها فرا خواند.

برای همین الف ها و مردمان لیک برای حمله به دورف های اربور تورین و داین آماده ی لشکر کشی شدند.پیش از این وقتی که دیدند ابر تیره ای از سمت شمال فرا می‌رسید اولین تیرها توسط بات‌ها که طلایه داران سپاه اورک های بلاگ بودند از کمان‌ها رهاشده بود.برای همین الف ها و دورف ها سریع به کنار هم آمدند و دیگر اختلافی که از قبل داشتند را فراموش کردند و در کنار هم بر علیه ارتش بولگ جنگیدند.

در این جنگ عقاب ها و حتی بئورن حضور داشتند

شبانگاهان اورف ها با تلفات اندکی مغلوب شدند. تورین نبردی جانانه با محافظین بلاگ انجام داد و کشته شد. همراه با او دو نوۀ جوانش به نامهای فیلی و کیلی از پای در آمدند. بلاگ بدست بئورن تکه پاره شد و جان سپرد و گوبلین های کوه های شمالی تارو مار و نابود شدند.

برای همین گفتن که از اول مشخص کنین کی میخواد چی رو برداره. ولی کی گوش کرد؟ :?

قبلا توضیح داده شده بود

https://arda.ir/forum...indpost&p=38956

نبرد آزانول بیزار

محل وقوع :کوه های مه آلود و موریا

زمان شروع نبرد:2799 دوران سوم

طرفین:ارک ها و دورف ها

تعداد سپاهیان طرفین:؟

تلفات:نابودی بسیاری از هر دو طرف

توضیحات:بعد از تصرف اره بور به دست اسماگ دورف ها پراکنده شدند.بعد از مدتی ترور هوس رفتن به موریا را کرد و به همراه نار به موریا رفت ولی در موریا کشته شد و نار خبر کشته شدن او و تحقیری که شده بود را به تراین گفت(نار وارد موریا نشد).بعد از این که تراین این حکایت را شنید ریش خود را کند و به مدت هفت روز ساکت نشست و بعد از آن به تمامی دورف ها پیغام فرستاد و از آن ها برای گرفتن انتقام درخواست کمک کرد.بسیاری از دورف ها که از این قضیه بسیار ناراحت شده بودند به کمک تراین آمدند ولی آمدن همه ی دورف ها به مدت سه سال طول کشید.بعد از جمع شدن بیشتر دورف ها،آن ها به تمامی پایگاه های ارک ها از گندآباد تا گلادن حمله کردند وآن ها را یک به یک تصرف کردند و همه جا را به دنبال آزوگ گشتند .در آخر همه ی ارک هایی باقی مانده بودند به موریا گریختند وسپاه دورف ها در تعقیب آن ها وارد آزانول بیزار شدند.آزانول بیزار دره ای در میان کوهستان و دور دریاچه خلد زارام بود.ارک ها روی شیب های بالایی دره مستقر شده بودند و ارک های بسیاری از موریا بیرون زدند(این ها برای روز مبادا نگه داشته شده بودند).ابتدا دورف ها در حال شکست بودند.ابتدا طلایه سپاه تراین به فرماندهی خود او با شکست مواجه شد و فره رین پسر او و فوندین یکی از خوشاونداننش و بسیاری دیگر کشته شدند و تراین به سمت بیشه ای از درختان نزدیک خلد زارام رانده شدند ولی ناگهان ورق برگشت و سپاهیان تپه های آهن به فرمانده ای نائین وارد نبرد شدند.آنان که دیر هنگام وارد نبرد شدند و تازه نفس بودن به سپاه ارک ها حمله کردند و از کشته پشته ساختند ویکصدا فریاد میزدند آزوگ آزوگ تا آن که به دروازه های موریا رسیدند.انگاه نائین آزوگ را به مبارزه فراخواند و آزوگ بیرون آمد و به نائین حمله کرد و نائین به دلیل خشم و خستگی نبرد به دست آزوگ کشته شد(گردنش شکست).ولی شادی آزوگ دیری نپایید وقتی که دید تمامی ارک ها یا کشته شدند یا به طرف جنوب فرار کرده اند.بنابراین به طرف دروازه فرار کرد ولی داین پا آهنی روی پله های دروازه سرش را مانند خیاری تر از بدنش جدا کرد و تن آزوگ از حمل سرش معاف شد.و این چنین ارک ها شکست خوردند ولی دورف ها به موریا وارد نشدند(به توصیه داین).در پایان دروف ها همه ی سلاح ها را جمع کردند و با خود بردند تا به دست ارک ها نرسد و جنازه های خودشان را بر خلاف رسمشان سوزاندند.

نتیجه کلی:پیروزی دورف ها و کشته شدن آزوگ.

خواهشا یکی تاریخ این نبرد رو ذکر کنه.

2799 دوران سوم

ارتش دورف ها رو هم میتونی حدود 6 تا 10 هزار نفر بزنی + 500 تا هزار دورف از تپه های آهن

برای اورک ها 15 تا 20 هزار

2799 دوران سوم

ارتش دورف ها رو هم میتونی حدود 6 تا 10 هزار نفر بزنی + 500 تا هزار دورف از تپه های آهن

برای اورک ها 15 تا 20 هزار

حرف شما صحیح ولی من جایی این آمار رو ندیدم(که دلیل بر غلط بودنشون نمیشه) برای همین تعداد سپاهیان رو ذکر نکردم.

نام نبرد:نیرنائت ارنوئدیان

زمان وقوع:473 دوران اول

محل وقوع:انفائوگلیت

طرفین:اتحاد مادروس(نولدور-اداین-استرلینگ ها-دورف ها)در برابر ارتش مورگوت

تعدادنیروها:...

فرماندهان:مادروس-تورگون-فینگون-هورین تالیون-هور-هالدیر-ازاغال از بله گوست-بور در برابر مورگوت- گوتموگ-گلارونگ-اولفانگ سیاه

تلفات:...

توضیحات:

ر سال ۴۷۳ دردوران اول، مادروس تصمیم گرفت تا حمله‌ای را به قصد انگباند صورت دهد تا شاید بتواند قلمروهای از دست رفته نولدور را ازمورگوت باز پس بگیرد. تقریباً دو دهه بعد از شکست نولدور در نبرد داگور براگولاخ آنها کنترل تمام سرزمین‌های شمال بلریاند را از دست داده بودند،

مام الف های بلریاند به همراه اداین دورف هاو استرلینگ های تازه وارد بهاتحاد مادروس تا با کمک و نیروی یکدیگر مورگوت را شکست دهند. این اتحاد ابتدا بلریاند و دورتونیون را از لوث وجوداورک هااپاک کردند و پس از آن برای حمله به تانگورو دریم آماده شدند.

قشه جنگ این چنین بود که نیروهای مادروس از شرق به ارتش آنگباند حمله کنند، سپس نیروهایفینگون از ارد وترین به از حناح غرب به نیروهای مورگوت حمله ببرند

اما مورگوت از طریق جاسوسانش از نقشه جنگ با خبر شد، و یکی از جاسوسان وی به نام اولفانگ، که به نولدور خیانت کرده بود، در نبرد مادروس تأخیر انداخت.

در این حین گروه کوچکی از اورک‌ها از انگباند به غرب سپاه حمله کردند. در مقابل دید سپاهیانی که درارد وترین قرار داشتند، گلمیر برادر گویندور که در نبرد داگور براگولاخ اسیر شده بود، به جلو آورده شده و به طرز وحشیانه‌ای کشته شد. گویندور که از این صحنه خونش به جوش آمده بود دستور حمله داد و همراه با تعداد زیادی از سربازان فینگون به سمت دشمن یورش بردند. خشم آنها به حدی بود که توانستند اورک‌هایی که در غرب سپاه قرار داشتند نابود کنند و نقشه مورگوت را نقش بر اب کنند.

مانی که گویندور و سپاهیانش به دروازه‌های آنگباند رسیدند، مورگوت بر خود لرزید. آنها دروازه‌ها را شکستند و نگهبانان آنگباند را از لب تیغ گذراندند. اما افسوس که توسط نیروهای مخفی محاصره شدند و تمامی شان یا کشته شدند و یا به اسارت در آمدند. از دروازه‌های پنهان آنگباند هزاران اورک یورش بردند و نیروهای فینگون را از دیوارها به عقب راندند. سپاهیان الف با صدمات فراوان عقب نشینی کردند و بسیاری از انسان‌های هالدین هنگام نبرد از بین رفتند.

سرانجام مادروس فرا رسید، ولی پیش از آنکه بتواند به فینگون و تورگون بپیوندد،گلارونگ اژدها وگوتموگ ارباببالروگ ها جلوی او را گرفتند.

اما اولدور، پسر اولفانگ و یک خائن، نیروهای خود را برگرداند و از عقب به مادروس حمله کرد

تمام این اتفاقات به نیروهای غربی که از سوی اورک‌های بیشماری که گوتموگ آنان را رهبری می‌کرد، کمک نکرد. فینگون در آن مهلکه گیر افتاده بود، و هورین نیز از تورگون درخواست کرد که به گوندولین بازگردند. هور درحالیکه چشمش توسط تیری زهرآگین مورد اصابت قرار گرفته بود بر زمین افتاد اما برادرش هورین پس از اینکه تعداد زیادی از اورک‌ها وترول هارا در پای کوه از بین برد از سوی گوتموگ زنده دستگیر شد.

یروزی مورگوت تقریباً حتمی بود، زیرا توانسته بود تمام مردم هیتلوم را از بین ببرد و پسران فئانور را نیز از هیمرینگ پراکنده کند. اورک‌های مورگوت تمام بلریاند به جزدوریات، که هنوز هم توسط حصار ملیان محافظت می‌شد، و نیز بندرگاه‌های فالاس را ویران کرده بودند.

نبرد هزاران غار

طرف ها:دورف های ناگرود در برابر الف های دوریات

زمان:503

مکان:دوریات،منگروت

مدت زمان:نه چندان زیاد.حد اکثر 5 روز

تعداد سپاهیان:حدودپانزده هزار تن از دورف ها در برابر بیش از ده هزار تن از از الف های سیندار

فرماندهان:شاه نائو گلادور در برابر مابلونگ

رخداد های مهم:کشته شدن مابلونگ ،به سرقت رفتن نائو گلامیر و سیلماریل

تلفات:بسیار سنگین برای هردو طرف

نتیجه:پیروزی دورف ها

شرح:پس از کشته شدن شاه تینگول به دست جمعی از صنعتگران و بزرگان دورف های ناگرود برای به دست آوردن سیلماریل آن ها به سرعت قصد خروج از دوریات را داشتند اما توسط الف ها تعقیب وقتل عام شدند ونائوگلامیر و جواهر سیلماریل توسط الف های سیندار به منگروت (هزاران غار)برگشت.ولی دو تن از دورف ها موفق شدند فرار کنند وخودشان را به کوهستان آبی برسانند.خبر کشته شدن جمعی از بزرگترین صنعتگران و خویشاوندان آتش خشم و انتقامجویی را در دل دورف های ناگرود برانگیخت و این انتقامجویی به اضافه عطش داشتن نائوگلامیر و سیلماریل آن ها را بر آن داشت تا لشکر کشی عظیمی به دوریات بکنند.آن ها همچنین از دورف های بلگاست هم تقاضای کمک کردند اما اما بلگاست ها قبول نکردند.به هر حال لشکر عظیمی از ناگرود به راه افتاد از رود گلیون گذشت و به دوریات نزدیک شد.از سوی دیگر ملیان مایا نیز که حصار افسون بار او درطی این سال ها موجب حفظ دوریات شده بود از سرزمین میانه خارج شد وبه سرزمین والار رفت و ناپدید شد. با رفتن او حلقه سحر نیز محو شد و دورف ها به راحتی وارد دوریات شدند و پس از نبردی خون بار منگروت را تصرف کردند و آن را مورد تاراج قرار دادند.مابلونگ فرمانده الف ها نیز در هنگامی که از سیلماریل دفاع میکرد کشته شد و دورف ها با نائوگلامیر و سیلماریل به سمت شهرشان برگشتند.(این جنگ در نهایت موجب وقوع نبرد سارن آتراد و پیروزی الف ها به فرماندهی برن شد)

نبرد دوریات

طرف ها:نولدور در برابر الف های اوسیریاند و دوریات

مکان:دوریات

زمان:بین520تا525

مدت زمان:پنج یا شش روز

تعداد سپاهیان:حدود بیست هزارتن از نولدور دربرابر حدود ده هزار تن از سیندار

فرماندهان:هفت پسر فئانور در برابر دیور الوخیل

رخداد های مهم:کشته شدن کله گورم،کوروفین ،کارانتیر ،دیور،نیملوت ودو پسرشان

تلفات:بیش از پنج هزارتن برای هردو طرف

نتیجه:پیروزی نسبی نولدور

شرح:پسران فئانور برای به دست آوردن سیلماریل که در اختیار دیور پسر برن بود به دوریات حمله کردند.سه تن از آنها یعنی کله گورم،کورفین و کارانتیر کشته شدند اما در نهایت دوریات تسلیم شد و دیور ،همسرش و پسرانش به قتل رسیدند.با این وجود پسران فئانور به هدف خود نرسیدند و الوینگ دختر دیور با سیلماریل گریخت

عکس هایی نیز از سلسله نبرد های بلریاند به این وسیله تقدیم میگردد

اینم یه عکس جالب که نبرد که داگور نوئین گیلیات (نبرد زیر ستارگان)را تشریح می کند

silbattles1&2.jpg

نام نبرد:نبرد کلبرانت

سال نبرد:2510

طرف ها:قبیله ای بزرگ از رون به نام بالخوت که سبز بیشه را تصرف میکند و روهیریم و گوندور

فرماندهان:فرمانده ای نامشخص از بالخوت و ائورل از روهیریم و فرماندهی نامشخص از گوندور

توضیحات:بعد از شکست ارابه سواران رون گروهی از مردم آنجا به سبز بیشه رفتند و آنجارا تصرف کردن نامشان بالخوت بود دره ی آندوین را تاراج کردند اورک ها نیز به بالخوت ملحق شدند ولی گوندور به نبرد با آنان آمد جنگ تا جایی پیش رفت که سپاه گوندور در آستانه شکست بود اما از شمال سواران روهیریم به فرماندهی ائورل به کمک گوندور آمدند بالخوت را شکست دادند و نه تنها آنها را شکست دادند راه فرار آنهارا نیز بستند.

نتایج:گوندور به پاس قدردانی از ائورل تمام کالن آردون را به ائورل بخشید و روهان به وجود امد

و گوندور از قبل هم کوچک تر شد.

نام:نبرد ادوراس

سال:2758دوران سوم

طرفین:دونلندی ها در برابر روهریم ها

فرماندهان:وولف پسر فرکا،شاه هلم روهانی و فریلاو خواهر زاده اش

شرح:وولف پسر فرکا از دونلند به روهان حمله کرد و در نبردی خونین ادوراس را تسخیر کرد و شاه را بیرون راند.هلم پتک مشت در دژ شاخ اواز منتظر ماند تا این که کشته شد. ولی بعد از گذشتن زمستان طولانی که5ماه به درازا کشید فریلاو پسر هایلاد با لشکرش از دون هارو بیرون آمد و با حمله برق آسا دونلندی ها را به شدت غافلگیر کرد و تخت تاج را پس گرفت.بدین ترتیب دومین نسل شاهان آغاز شد که پایان دوران سوم پا بر جا بود.

نتیجه:پیروزی روهریم ها و باز پس گیری ادوراس.

200px-Theriderohirrim.jpg

نام:نبرد نارگوتروند

زمان:495د.ا

مکان:سرزمین های میان رود ناروگ و سیریون

طرفین:ارک های ملکور در برابر الدار نارگوتروند

فرماندهان:گلائرونگ در برابر تورین پسر هورین

شرح:با آمدن تورین تورامبار به سرزمین فینرود فلاگوند فقید،الدار و در صدر آن ها اورودرت که تحت تاثیر نظریات بی باکانه او بودند سیاست های جدیدی را برای مبارزه با سلطه روز افزون ملکور پیش گرفتند.

آن ها تحت فرماندهی تورین از لاک چندین ساله خود بیرون آمدند و با ساختن انباری عظیم از سلاح،احداث پل بزرگ ناروگ و به حرکت در آوردن سواره نظام ضربه های سختی را به مواضع ارتش دشمن در منطقه غرب سیریون وارد کردند و نام مورمگیل همه جا را پر کرد.این گونه بود که خشم ملکور به شدت بر انگیخته شد و او بر آن شد که انتقام سختی از پسر هورین و سرزمین نارگوتروند بگیرد.خیلی زود خبر رسید که هاندیر فرمانده برتیل کشته شده زیرا سرزمینش درگیر جنگ است؛اما تورین بیش از حد مغرور شده بود و شکست خود را غیر ممکن میدانست...بنابراین ارباب آنگباند تا پاییز صبر کرد و سپس در حمله ای عظیم که پدر اژدهایان فرماندهی اش میکرد به نارگوتروند حمله ور شد.

الدار برای مقابله آماده شدند.آن ها از روی پل سنگی ناروگ گذشتند و با سپاه اهریمنی دشمن درگیر شدند اما قوای آن ها قابل مقایسه با حریفشان نبود.به خصوص که گلائرونگ هم به اوج اقتدارش رسیده بود.اورودرت و گویندر کشته شدند و تلاش تورین برای باز پس گیری شهر با ارتش کوچکش ناکام ماند تا افسانه شهر درون کوه برای همیشه به خاطره ها بپیوندد.

نتیجه:کشته شدن تعداد بسیاری از اورک ها،نابودی نارگوتروند و پراکنده شدن الف های نارگوتروند.

نبرد آزانول بیزار

محل وقوع :کوه های مه آلود و موریا

زمان شروع نبرد:2799 دوران سوم

طرفین:ارک ها و دورف ها

تعداد سپاهیان طرفین:؟

تلفات:نابودی بسیاری از هر دو طرف

درباره ی آزانول این رو هم باید گفت که مجموعه نبرد های انتقام دورف ها از اورک های خازاد دوم 9 سال طول می کشه که اوج و پایان اون آزانول بیزار بوده.....

نبرد آزانول در دره ای که الف ها به اون ناندوهیرون و دورف ها بهش آزانول بیزار می گفتن رخ می ده.