با سلام و درود فراوان خدمت دوستان عزیز به قول یه بنده خدایی سلام خدمت آرداییون عزیز !!
خوب اول از همه اگه اسم تاپک یه ذره مشکل داشت بهم بگید تا اون رو عوضش کنم البته در پیغام خصوصی و از زدن اسم به طور جد خوداری کنید !!
پایه های این تاپیک از نمایه ی بنده با این سوال شروع شد :
" پوچی و خلا کجاست ؟ منظورم اینه که پوچی و خلا در داستان های اسطوره ای یعنی چی ؟ "
در ادامه تنها با جواب های دوست عزیز جناب تضاد نمایه پربار تر می شد تا جایی که بحث به دنیای تالکین و تفکرات تالکین در باب پوچی و خلا رسید و با پیشنهاد جناب تضاد در صدد بر آمدیم تا یه تاپیک با این نام در رابطه با نطرات تاکین در مورد تهی و پوچی درست کنم تا در اون به بحث بپردازیم !!
خوب قبل از شروع حث لازم می دونم خلاصه ای از بحث هایی که در نمایه ی بنده شد به عرض شما دوستان برسونم !
سوال بنده با این مضون شروع شد که پوچی و خلا کجاست ؟ منظورم اینه که پوچی و خلا در داستان های اسطوره ای یعنی چی ؟
خوب همون طور که می دونید در اساطیر و اسطوره ها دو چیز نقش اساسی رو بازی می کنند :
1- افرینش
2- مرگ
من به افرینش کار دارم !!! افرینش خودش به چند قسمت تقسیم می شه که یکی از اون ها آفرینش از پوچی و خلا هستش !
توجه کنید آفرینش از پوچی و خلا نه آفرینش از هیچ !!
به هر حال در ادامه بنده به دو مورد اشاره کردم که یکی از اون ها خائوس در اسطوره های کلاسیک یونان بود البته فراموش کرده بودم که خائوس یه موجود و خلا مطلق نمی شه به حساب آورد اما در این میان تو اسطوره های نورسی و اسکاندیناوی بهترین افرینش از خلا رو می تونیم ببینیم !!
" و جهان پهنای عظیم و خلا مانندی بود به نام گینونگاگاپ و دو منطقه در ان بود موسپل و نیفل هایم و .... "
این نوشته ی بالا در باب منطقه ای بود که تمام اسطوره های نورسی بعدا از اون شکل گرفتند و ما به بقیه کاری نداریم اما اون چیزی که سوال من رو تشکیل می داد این بود که خلا و پوچی که په جور جایی یعنی اگه با مثال بگم گینونگاگاپ په جور جایی بود ؟؟
در ادامه ی صحبتام به این موضوع که تالکین ملکور رو در پوچی و خلا و خارج از دروازه ای زمان زندانی کرده ایا اون منطقه ای که ملکور توش همون خلا و پوچی که در اساطیر اون رو می بینم !! اگه این جوری باشه این جا چه جور جاییه ؟؟
جناب تضاد پوچی و خلا رو همون فضای بین ستارگان و سیارات دونستند و اون رو در اساطیر پلی برای گذر مردگان دونستند که تشبیه جالبی بود !
و در باب خلا و مکانی که ملکور در اون زندانی بود به این موضع اشاره کردند که پوچی، در دنیای تالکین، جایی هست که به زعم ملکور، ارو بهش توجهی نکرده. نتیجه ی این عدم توجه، عدم زندگی هست. وقتی زندگی نیست، زمان و مکان هم مفهومی نداره.
اگه این روی این حرف تالکین بسنده کنیم می شه این جوری نتیجه گرفت که تالکین می گه خلا جایی که روشنایی نباشه !! من این روشنایی رو نبودن زمان می دونم جایی که هیچ چیز نیست زمان نمی گذره و به طبع اون امیدی هم نداری و امید نباشه روشنایی نیست !!
در ادامه همین بحث تضاد عزیز شنل انگلویت رو مطرح کرد که کرد که در با بافتن اون یه خلا درونش به وجود میاد و این خلا آیا همون خلایی که ملکور توش زندانیه ؟؟
اگه این جوری باشه پس می شه نتیجه گرفت که موضوع روشنایی و امید میاد وسط که از بین می ره تو شنل انگلیوت و ملکور هم یه جوری امیدش رو از دست داده تو فضایی که زندانیه ؟؟
با این همه تفصیل و سوال و جواب دو سوال این جا بی جواب مونده و محتاج جواب های شماست !!
1- تهی و خلا در اساطیر چه جور جاییه ؟؟
2- خلا و تهی در داستان های تالکین چه مکانی است ؟
خو با این اوصاف فکر کنم باید بگم بحث رو شروع کنید و فقط اسپم نزنید !!
پ.ن :
خوب در این پست خیلی از سخنان جالب تضاد عزیز نادیده گرفته شده به نظرم برای خوندن اون ها می تونید به نمایه ی من برید که با همین نام درست شده بود
با تشکر از شما دوست عزیز
اصلان