میدونستم تاپیک پیچیده ای میشه ولی فکر نمیکردم به این زودی به بیرهه کشیده بشه :D
اولا درباب سخنان دوستمون ایلوواتار باید عرض کنم که اینجا منظورمون از آهنگ همون معنی عادی آهنگ مد نظره! از به زبان اصلی سیلماریلیون مراجعه کنید میبینید از لفظ sing استفاده شده و این ینی آهنگ توالی و خیلی چیزای دیگه که در فارسی همون کلمه آهنگ رو بهش نسبت میدیم از موضوع بحث خارجه و اون آهنگ یه آهنگ دیگست! :|
بعدش. ضمن تشکر از اینکه در بحث شرکت میکنید و فروم رو زنده نگه داشتین، باید بگم با جناب آرماندو به شدت مخالفم!
اینجا دانشگاه متافیزیک یا علوم کامپیوتر یا ژنتیک نیست که این همه سطر مطالب علمی رو پشت سر هم نوشتید. آیا مقدار اطلاعاتی که در ملکول دی ان ای ذخیره میشه مربوط به آینولینداله هست!؟!! این اولین مسله ..
مورد دوم درباره جدا کردن تمام کمال فانتزی از دنیای واقعی هست که اصلا کار درستی نمیدونم!
شما با یک دید خیلی خیلی سطحی به داستان نگاه میکنین و از روش رد میشین و برچسب فانتزی بهش میچسبونین و کل تفکرات پشتش رو میزارین کنار که به نظرم اصلا درست نیست!
به نظرم داستان ها از گذشته جلوه ای از افکار و عقاید مردم عصر خودشه. و وقتی نویسنده در بیانشون، در گنجاندنشون توی داستان عاجز میمونه دست به خلق دنیایی جدید و بهتره بگم خلق داستان های فانتزی میزنه برای همینم نباید فانتزی رو فقط مشتی تخیلات پوچ در نظر گرفت.
برگردیم سر موضوع اصلی...
اولا از صاحب تاپیک خواهش میکنم درباره اینکه دنیا با آهنگ ساخته شده و هر چیزی آهنگی داره و... اطلاعات قابل استنادی اراءه بدن! کلا داریم با حدس و گمان بحث میکنیم به همین علت هم به نظرم بحث بدون نتیجه گیری پیش میره!
از طرفی مسال علمی رو وارد بحث میکنین از طرفی میگین وارد نکنین! خوب اگر میگین الکترون ها و سیارات و کل جهان هم همچین چیزی دارند میتونین منبعی بدین یا دلیل علمی برای حرفتون بیارین بیشتر آشنا بشیم ما ها هم!؟ چون من که شخصا همچین چیزی نشنیدم تا حالا که بیام دربارش بحث هم بکنم!
اما درمورد خود آهنگ.... و البته نظر خودم جدا از بحث های جاری!
به نظرم موسیقی از گذشته های دور نزدیک ترین نوع هنر به احساسات و افکار بشره.
وقتی جنگ میشه موسیقی نواخته میشه هنگام جشن موسیقی نواخته میشه هنگام عزا موسیقی نواخته میشه . درکل به نظرم انسان عمده احساسات درونیش رو به شکل موسیقی بروز داده
به نظرم داستان های تالکین هم از این قاعده مستثنا نبوده . علاوه بر آینولینداله خیلی جاهای دیگه هم به موسیقی توجه خاصی شده. برای مثال به وجود اومدن دو درخت والینور رو داریم.. یاوانا کمنتاری بانوی زمین بر فراز تپه نغمه ای سر میده و اولین جوانه ها از خاک بیرون میزنند..
انسان های سرگردان جذب موسیقی شاه الف میشن و همراهیش میکنند...
برن مجذوب دختر زیبایی میشه که در بیشه درحال نغمه سرایی بوده و لقب تینوول رو بهش میده...
و یا تله ری که استادان موسیقی و عاشق آب بودن ...
یا جاهایی از کتاب که نوای دلنشین آب رو به تصویر میکشه..
اینا همه موسیقیه! و نشون دهنده توجه بی نظیری هست که به موسیقی میشه
آینولینداله هم به نظرم از همین قاعده پیروی میکنه.
استاد خلقت آردارو بوسیله یک موسیقی نشون داده .
اصلا به این فکر کنید که چطور میشد یه دنیارو خلق کرد!؟ آینور میومدن هرکدوم قلم به دست میشدن و می نوشتند؟! نقاشی میکردند!؟ چه چیزی میتونه بهتر از همه این تلاش و تکاپو و خلاقیت رو برای خلق یک دنیا نشون بده!؟
به نظر من هیچ چیز بهتر از موسیقی نبوده .... هیچ چیز!
و اگر منم الان این داستان رو می نوشتم بی شک سراغ موسیقی میرفتم! آینور با خلاقیت خودشون با افکاری که در ذهن دارند با شهوت ها و بیم ها و امیدشون جمع میشن و شروع به نغمه سرایی میکنند....
به نظرم نیازی نیسن دنبال علت موسیقی بگردیم . نیازی نیست بگردیم ببینیم واقعا جهانمون با موسیقی ساخته شده یا نه نیازی نیست نظریات مختلف رو در باب خلقت بررسی کنیم!
استاد با کمک به تصویر کشدن موسیقی سرایی آینور خلقت رو به بهترین نحو توصیف کرده.
جایی که مورگوث سرکشانه موسیقی خشن و بلندی رو در مقابل آینور و ایلوواتار برپا میکنه، بی نظمی و سرکشی مورگوث و تلاش برای چیره شدن بر دیگران به بهترین شکل نشون داده شده.
و ما از یک فانتزی چه چیز بیشتری میخوایم!؟
این بود نظرات فینگولفین، شاه برین آردا، دلیرترین و مغرور ترین شاهان الف روزگار کهن در باب آینولینداله :|