معرفی شناسه خودتان

تعداد پست‌ها: 183

در این تاپیک شناسه خود را به سایر رهگذران معرفی کنید و دلیل خود را از انتخاب این شناسه بگویید.

تاپیک جالبی بود بانو آرون.

عرض شود که، جونم براتون بگه، من اولش هالباراد بودم. هالباراد یکی از تکاوران شمال و از خویشاوندان شاه اله سار (بینگو) بود که به همراه تعداد دیگری از تکاوران و همچنین الادان و الروهیر، برادران بانو آرون (بازم بینگو) از شمال به یاری پادشاه اومدند و پرچمی رو که بانو آرون برای پادشاه ساخته بود آوردند. هالباراد، تکاور قوی پنجه شمال، در نبرد دشتهای پله نور دلیرانه جنگید و کشته شد.

بعدا که بیشتر و بیشتر توی داستانهای تالکین غور کردم از شخصیت تورین تورامبار، پسر هور، از خاندان هادور، کسی که به خاطر قتل ناخواسته یکی از بهترین دوستانش یعنی بلگ کمان سخت، به تورامبار یعنی به اشتباه افتاده Wronged ملقب شده بود بسیار خوش اومد. وقتی که تورین توی تار عنکبوتها اسیر شده بود، بلگ اون رو پیدا کرد و با یکی از دو شمشیری که ائول، الف تاریک برای شاه تینگول ساخته بود یعنی آنگلاچل (اون یکی شمشیر اسمش آنگویرل بود) تورین رو آزاد کرد، تورین به خاطر جادویی که روش بود، بلگ رو به صورت یک اورک دید. آنگلاچل رو از دستش بیرون کشید و اون رو کشت. وقتی که به خودش اومد، دید که شمشیر در عزای صاحبش سیاه شده. به دوریات برگشت و دستور داد شمشیر رو براش ذوب کنند و دوباره بسازند. شمشیر رو که هنوز هم سیاه بود گورتانگ یعنی آهن مرگبار نامید و وقتی که شمشیر رو بهش دادند همین جمله توی امضای من رو گفت:

Hail Gurthang! No lord or lpyalty dost thou know, save the hand that wieldth thee. From no blood wilt thou shrink.

تورین و خواهرش نینور هر دو تحت افسون گلاورونگ، پدر اژدها ها قرار گرفتند و به فراموشی دچار شدند. وقتی که تورین نینور رو در جنگل برتیل ملاقات کرد، بدون اینکه بدونه اون خواهرشه باهاش ازدواج کرد. بعد از اینکه تورین گلاورونگ رو کشت (یکی از القاب تورین کشنده گلاورونگه) افسون از بین رفت و هر دو متوجه مسئله شدند. نینور خودش رو از یه پرتگاه به پایین پرت کرد و تورین هم خودش رو با شمشیرش کشت.

گفته میشه که در داگور داگورات، این تورینه که با همین شمشیر گورتانگ، با مورگوت نبرد تن به تن میکنه و اینبار اون رو میکشه و انتقام خاندان هورین رو از اون میگیره.

سلام به همه.خوب من ميتراندير يا همان گاندالف كه همان اولورين مايا مي باشد هستم .جادوگران يا همان (istari) در سال هزار در دوران سو م وارد سرزمين ميانه شدند و ميتراندير آخر همه آمد ودر بندرگاه خاكستري گيردان حلق آتش را به اوداد . اواز زمان ورودش به مبارزه با سائورن و متحد كردن مردمان سرزمين ميانه بر عليه او كوشيد.الفها اورا ميتراندير (زائر خاكستري)مينامند.ميتراندير اولين نفري بود كه فهميد حلقه بيلبو همان حلقه يگانه است و به فرودو برا ي نابود كردن حلقه كمك هاي بسيار كردواگر او نبود شايد خيلي زود حلقه بدست سائورن مي افتاد وي در نبرد تن به تن با بالروگ موريا پس از كشتن بالروگ به حالت مرگ افتاد واز قالب جسماني خارج شد وبه آمان بازگشت ولي به در خواست منوه و با موافقت ارو او را برگنداند تا معموريتش را به پايان برساند وسپس گوایهیر اورا به لورين برد واو در آنجا جامه سفيد به تن كرد و از آن پس گاندالف سفيد نام گرفت.وتنها او از بين istari به عهد و پيمانش با والار باقي ماند.البته اين معرفي مختصر از ميتراندير و دليل انتخاب اين شناسه توسط من بود .

خب فکر کنم این شناسه رو اکثرا می شناسید

منوه به معنای مقدس یگانه و لقب او سلیمو یعنی فرمانروای بادها

منوه سلیمو فرمانروای نفس آردا ، او همسر واردا النتاری و برادر ملکور بود که از نظر قدرت تقریبا یکسان بودند ولی شان و منزلت منوه نزد ارو بیشتر بود و به طور واضح مقصود های او را درک میکرد. او منصوب شد تا در آردا پادشاه پادشاهان باشد ، فرمانروای قلمرو آردا و فرمانروای آنچه که در آن میگذرد.خشنودی او در باد ها و ابرها است و تمام نواحی هوا ، از بلندی ها گرفته تا اعماق ، از دور ترین مرزهای پنهان آردا تا نسیم هایی که در لابه لای علفها می وزد . تمام پرندگان سریع با بال های نیرومند و ارواح و روان ها به شکلهای شاهین و عقاب همواره در حال رفت و آمد به تالار های او هستند و او را دوست می دارند. پوشش و رنگ چشمان او آبی است و عصای سلطنتی او از یاقوت کبود است(ساخته دست الف های نولدور)

او همراه با واردا و الفهای مورد علاقه اش(وانیار) در تانیکوئتیل بلندترین کوهستان آردا زندگی میکنند هنگامی که منوه بر تخت خود مینشیند و به جلو نگاه میکند اگر واردا در کنار او باشد می تواند قدرتمندتر از هر چشم دیگری، دور ترین نقاط را ببیند، خواه از میان مه و تاریکی باشد خواه از فراز دریاها ....

ببخشید اگه یه زره غاطی پاتی شد ...:-

من اون که زمانی عضو می شدم

کلن کانتر بودم و به من رابر می گفتن چون از شیوه های جالبی استفاده می کردم . افا هم مخفف اسم و فامیلم ....

تاپیک خیلی جالبیه...من چون کلا از الف ها خوشم میاد دوست داشتم یک شناسه الف داشته باشم و به خاطر مهارت و وفاداری و دلاوری و خیلی صفات دیگری که لگولاس سبز برگ داشت این شناسه رو انتخاب کردم که به نظر خودم از الف های برین هم خیلی بالاتر است...

برای دیدن زندگی نامه من هم به تاپیک زندگی نامه های شخصیت های ارباب حلقه ها بروید...

http://www.arda.ir/forum/topic.php?intId=54&page=0

نیفرندیل اسم گلی زمستانی به رنگ صورتیه که در لوتلورین به همراه الانور زرد پیدا می شه از اون جایی که شنیدم نبفرندیل و الانور از هم جدا نمیشن و از اوون جایی که من و دوستم از هم جدا نمیشیم این اسم رو انتخاب کردم...

این محلی است که لیدی آرون رسالت خودش رو کامل کرد، جالب ترین تاپیک.

من حیقتش اگر می خواستم از شخصیت های کتاب انتخاب کنم باتر من بارلی رو انتخاب می کردم با اون مهمون خونه دوست داشتنی اسبچه راهور در بری، هنوزم گاهی وسوسه می شم مثه جناب هالبارد هزار چهره اسمم رو عوض کنم.

ولی این که چی شد این اسم رو انتخاب کنم این بود که. راستش انتخاب بین شخصیت های کتاب که خیلی سخت بود. همه یه جورایی دوست داشتنی، جالب و وسوسه کننده ولی فکر می کنم پشت همه نام های کتاب یه ذهنیتی هست و بیشتر دنبال یه نام خاص و مجرد بودم. از سال ها پیشم گاه گداری توی روم ها با نام آفریدگار و . . . می رفتم. تاثیر فرمان اول رو هم که نمیشه انکار کرد. نتیجه اش این شد که می بینید.

حالا آفریدگار بهتره یا بارلی؟!

آقا تسلیم. غلط کردم شناسه ام رو عوض کردم. خوبه؟ بابا تو این دوره زمونه نمیذارن اسمتم عوض کنی. ضمنا، دست خانم واثقی پناه هم درد نکنه که با خوندن کتابش اشتباهاتی رو که توی ماجرای تورین داشتم بهم فهموند. هرچند که من دیگه مجددا هالباراد تکاور شمال شدم. اون جمله رو تورین قبل از خودکشی به گورتانگ میگه و گورتانگ هم جالب جوابش رو میده.

فقط نمیدونم چه طوریه که این اشتباهات توی دائره المعارف آردا بود.

آقا تسلیم. غلط کردم شناسه ام رو عوض کردم. خوبه؟ بابا تو این دوره زمونه نمیذارن اسمتم عوض کنی. ضمنا، دست خانم واثقی پناه هم درد نکنه که با خوندن کتابش اشتباهاتی رو که توی ماجرای تورین داشتم بهم فهموند. هرچند که من دیگه مجددا هالباراد تکاور شمال شدم. اون جمله رو تورین قبل از خودکشی به گورتانگ میگه و گورتانگ هم جالب جوابش رو میده.

فقط نمیدونم چه طوریه که این اشتباهات توی دائره المعارف آردا بود.

این چه حرفیه جوون؟! بابا حالا ما یه چیزی گفتیما!!! ولی خب می دونین هالباراد هزارچهره خیلی بی مناسبت نیست واسه اون حجم از انسانیت که من در شما دیدم خب طبعاً یه چهره که حالا شناسه ات هر چی می خواد باشه.

در ضمن ناظر محترم این آفریدگار داره تاپیک رو از منحرف می کنه.

سلام این بخشی از قسمتی از مطلبیه که بانو آرون توی وبلگشون در مورد سائورون نوشته بودند و چون خیلی کامل بود من همونو به ابنجا منتقل کردم (چون سایت خودتونه با خودم گفتم که دیگه شاید نیاز به اجازه گرفتن نباشه و اگه اشتباه کردم بلاک کنین ولی اون بلایی که توی الفها سرم آوذدین اینجا نیاریبن! )

می‌دونين که سائورون يه مايار بود.يکی از کسانی که فرشتگان برای راهنمايی و کمک به موجودات زمين ميانه فرستاده بودند.يعنی اون اولاش خوب بود.

پس از ساخت آردا , لرد سياه - ملکور - با فريفتن سائورون اون رو تبديل به يکی از قابل اعتمادترين و خطرناکترين خدمتکاراش کرد.

می‌پرسين چرا خطرناکترين؟؟؟ چون سائورون می‌تونست به هر شکلی که بخواد در بياد. مثلا می‌تونست هميشه زيبا و نجيب به نظر بياد.اينجوری همه رو گول ميزد اما خيلی محتاطانه.

وقتی که مورگوت(همون ملکور) توسط فرشتگان به زنجير کشيده شد,سائورون دوباره به شکلی زيبا و نجيب در اومد و با احترام بسيار با قاصد يکی از فرشتگان برخورد کرد و تمام کارهای شيطانيش رو انکار کرد.سائورون اگر هم تا يه حدی خوب بود و ميتونست راستشو بگه, اما سقوط مورگوت و خشم عظيم پادشاهان غرب اونو ترسوند.

.بمونه Manweاما قاصد بهش گفت که بايد به آمان برگرده و منتظر دستور و حکم

اونوقت سائورون خيلی غرورش خورد شد چون نمی‌خواست اينجوری تحقيرش کنن و منتظر بمونه تا يه والار بهش دستور بده: اين به معنی اين بود که مدت زيادی بهشون خدمت کنه تا ثابت بشه که وجود پاکی داره.

واسه همين وقتی قاصد Manwe رفت , سائورون خودشو تو سرزمين ميانه مخفی کرد ; و دوباره به کارهای شيطانی برگشت.

همونطور که گفتم این بخشی از مطلب بود برای خوندن ادامش میتونین به آدرس :

www.lordoftherings.persianblog.ir

مراجعه کنین ...

حالا من چرا سائورون شدم؟ ...

ماجراش بر میگرده به اولین باری که فیلم یکو دیدم ... همون سکانسهای اویه ... نبرد ... سائورون ... قدرت ... عظمت ... زیبایی... وقار.!() ...و یهو ترکید! ... خوب خلاصه من مجذوب سائورون شدم! البته اون موقع فکر میکردم که اسمش سایرونه! برای همینم آی دی یاهوم با این عنوان ساختم ... الانم دیگه مهم نیست! که سایرونه ،سارونه،سائرونه،سائرنه،سارونه و یا هر چیز دیگه ایه من بهش میگم سائورون اصلشم همینه ...

سلام ،منم که ایمراهیلم پسر آدراهیل پسر...

آمارمم اینه:

گونه:آدم!!!!!(درستش و بگیری هلف الفم!!)

تولد:2955دوران سوم

فوت:والا من که هنوز زنده ام اما میگن تو 35 دوران 4 عمرم دادم به شما.

محل سکونت:دول آمروت،خلیج بلفالاس

والدین:پدر-آدراهیل،مادر-تالکین نگفته!

توضیحات:

راستش خا نواده ما از قدیم الا یام ،فرمانرواهای دول آمروت بودن من با اینکه فرزند آخر بودم(چون فقط دو تا خواهر داشتم.)شدم جانشین پدرم.

از خواهرام یکیشون ایورنیل بود اون یکی فیندولاس.اون اولی که از سرنوشتش اطلاعی در دست نیست!اما دومی ،شد زن دنه تور کارگزار گوندور و مادر فارامیر و بورومیر.(من از همون اولشم مخالف بودم،میگفتم این دنه تور زیاد با پلانتیر ور میره و حواسش به زن وزندگی نیست اما کو گوش شنوا؟)

در زمان جنگ حلقه ام من با 800 نفر اومدم تا به شوهر خواهرم کمک کنم،اما نگو که آخر سر بازی با پلانتیر کار دستش داده بود.اصولا تو اون جنگ من هر کی دم دستم اومد نجات دادم اعم از فارامیر (خواهر زده

عزیزم)و اۀووین که بعدا شد خواهر شوهر دخترم.(اگه میدونستم نجات نمیدادم.)بعدم زمانی که می خواستیم به موردورحمله کنیم قرار شد من نصف نیرو اعزمی رو(3500نفر)تهیه کنم.(آخه این انصافه؟)

در مورد نزادم باید بگم که جد من ایمرازور از نومه نوری های ساکن الف هون بود و با یک الف به نام میترالیس

که به همراه آمروت و نیمرودل از لوترین به بلفالاس ازدواج کرد و نسل امرا دول آمروت را به وجود آورد.

بعد از آخرین پادشاه و روی کار اومدن کارگزارها دول آمروت به صورت مستقل اداره میشد هرچند ما به گوندور وفادار بودیم.

من 3تا پسر(الفیر،ارچیریون،آمروتوس)ویه دختر به نام لوتیریل دارم.(دخترم در سال 21 دوران 4 با اۀومر ازدواج کرد.)

در مورد قیافه مم میگن چشم خاکساری با موهای تیره بلند داشتم و قدمم خیلی بلند بوده.(در مجموع میگن قیافه ام خوب بوده حالا باید خودتون ببینید تا نظر بدید!)

راستش من اول میخواستم اۀومر شم اما بعد دیدم که ای دل قافل اۀومر و قبلا گرفتن این بود که شدم ایمراهیل امیر دول آمروت.(واسه همینم دخترم رو دادم به اۀومر.)

من اسماگ هستم . هر کی منو نشناسه باید بره بمیره !

من فقط دنبال گوهر آرکن هستم .

هر کی پیداش کرد بیارش شهر دریاچه

سلام.

منم اهریمن شکن یکی از نادرترین اژدهای سفیدی و نور.

زادگاهم خورشید و قبرستانم خورشید.

به دنبال حقیقت هستم و در راهش مبارزه میکنم.

دوست انسانها و خوبیها و دشمن تاریکی و بدی.

تنها و ساکت. سعی میکنم که حق را یاد بگیرم و یاد بدم.

پینوشت( البته ایکونم با اینی که اینجاست یه ذره فرق داره ولی چون اختصاصی و شخصی بود اضافه نکردم به پروفایلم. یه چیزی شبیه هیمنه با تغییرات روی فرم بدن)

می بینین که نام من « تلنار » هست. شما این نام را در هیچیک از کتابای تالکین پیدا نخواهید کرد و نه در نامه هاش و نه در نوشته های محرمانه ش. این نام را خودم بر اساس نام های دیگه درست کردم. البته اسم کامل من « آلدامیر تلنار » هست. معروفترین و تنها آلدامیری که در نوشته های تالکین ازش صحبت شده یکی از پادشاهای گوندور بوده که در جنگ با کاستامیر در لنگرگاه های اومبار کشته شد و پسرش انتقامش رو گرفت. ولی تلنار نه معنی مشخصی داره (البته داره ولی من هنوز پیداش نکردم) و نه معلومه که اسم کدوم مخلوقی بوده. اما اینکه من چرا این دو اسمو انتخاب کردم به خاطر هم از اسم آلدامیر خوشم اومد هم از اسمی که خودم ساختم. البته از اسامی آرتامیر و آلداهیر یا اسامی من در آوردی مثل «تلانیر» (!) هم خوشم اومد ولی در نهایت قرعه به این دو تا افتاد.

خب الانور اسم یه گل زردیه که در لوتلورین در کنار گل نیفرندیل میروید و بعد از این که با دوستم صحبت کردم تصمیم گرفتم که شناسه ام رو الانور کوچک انتخاب کنم

من گیج شدم ولی احمق نیستم

من یاشار هستم

عاشق جا ها و اشخاص ساده هستم

فعلن همین

من واردا هستم و تعجب می کنم که چرا کسی تا حالا این شناسه رو بر نداشته چون این شناسه متعلق به واردا یکی از والاها هستش در واقع بزرگترین والای مونث واردا نام داره که زیبا ترین والا و موجود روی زمینه و نور ایلوواتار هنوز توی چهره ی اون دیده می شه و نور ستارگان و خورشید و ماه و دو درخت از اونه! و اون مسئول تمام نورهای موجود در جهانه!

اتفاقا شناسه واردا زیاد داریم اما بیشتر انگلیسی هستن یا به صورت کامل

من به دلیل دوست داشتن بیش از حد دوارف ها و از همه مهمتر شخصیت گیملی در لوتر این شناسه رو انتخاب کردم.

اون L اولش هم به معنی little است چون اختلاف سنی من با دوارف ها یه کمی زیاده.... D:

من فرودو هستم!

بايد سفري ناشناخته رو به پايان ببرم،از جاده هاي نا آشنا بگذرم و رنجي هايي غريب رو تحمل كنم تا....

رنج ها ما رو خردمند مي كنن!

یاشار گزاشتم چون اسم من یاشار هستش

از تام بامبادیل هم خوشم میومد ولی به خودم بیشتر معتقدم

من یک الفم.از اون اولین نسلاشون.چون از شلوقی خوشم نمیومد

از همون اول (وقتی 100 سالم بود) سیاه بیشرو برایه زندگی انتخاب کردم.تنهایی خیلی چیزا به آدم یاد میده.همین تنهایی باعث شد که نیروهایه ذهنیمو متمرکز کنم و پرورش بدم.هیچ کس نمیتونه مکمل آدم باشه.پس یه الف دانا سعی میکنه که به تنهایی کامل باشه.

تو این راه خیلی چیزا بدست آوردم.مثل دیدن آینده,خوندن فکر اکثر

موجودات و کنترل بعضی از اونا و ........

تو این راه گاندالف خیلی بهم کمک کرد.

بعد یه مدت شکل الفی خودمو از دست دادم و بیشکل شدم. مثل

یه شبه.

ولی چون گاندالف بود که راه رو به من نشون داد و من خیلی دوسش دارم الان 56 ساله به شکل گاندالف زندگی میکنم.

گلوم خودمون محبوبيت زيادي نزد من داره.ضديتهاش و كلنجار رفتن با خودش.حرف زدن با خودش و شخصيت دوگانه اش.و در گوشي بگم بعضي وقتها از خباثت و حيله هاي ساده اما موفقش هم خوشم مياد.شايد چهره اش به نظرتون ايكبري مياد كه هيچ كي اين اسم رو انتخاب نكرده ولي من از شخصيت اون و چشمهاي خبيثش خيلي خوشم اومد و معمولا هم دوست دارم تك باشم.الان چند تا گندالف و لگولاس و فرودو داريم.گفتم تنها بودن برام مناسب تره چون با اين وضعيت كه يك سال از تاسيس آردا گذشته و كسي طرفش نرفته فكر نكنم باز هم كسي بخواد گلوم باشه.(شايد هم انگليسي نوشته باشن كه پيشاپيش خيط شدن خودم رو تسليت مي گم.) به هر صورت بزرگترين وجه شباهتمون منو گلوم كرد.انزوا از جمعيت.

خوب البته شناسه ی من هیچ جا نیومده.در حقیقت من کمی به خاطر اعتراض به تالکین این شناسه رو انتخاب کردم .بس که این بشر در حق شرق نا مردی کرده.

البته به نظر من منظور اون فقط بخش کو چکی بوده که بین غرب و شرق اصلی است وگرنه محل فرمانروایی من خیلی با اون چیزهایی که نوشته فرق داره! :-

با سرچ در نت به نتایج جالبی رسیده ام که پیش از این بر من پوشیده بود! انگار اسم کاربریم یه معنی های عبری هم در کنار اون معنی دست پا شکسته الفی داره.کمی البته مخلفاتش زیاده ولی برای اطلاعات عمومیات بد نیست .

:grin:

ARNONA is a feminine form of the Hebrew ARNON, meaning ROARING STREAM (Diamant, Anita. 1996. Bible Baby Names: Spiritual Choices from Judeo-Christian Tradition. New York: Jewish Lights Pub. 79).

Biblical source – Arnon was a stream on the frontier of Moab that flowed into the Dead Sea (Numbers 21:13-14).

The letters featured in this work are ALEPH RESH NUN VAV NUN HEY. Taken together, and reading from right to left, they spell ARNONA. This name has been transliterated into the Hebrew phonetically.

Each of the 22 letters of the Hebrew alphabet has a special meaning and a story to tell. Here a few brief ones about the letters on this painting.

ALEPH is the first letter of the Hebrew alphabet and has a numerical value of one. The meanings of ALEPH are: THOUSAND, MASTER, TEACHING, OX. The ALEPH makes no sound. The ALEPH is composed of a VAV (6) and 2 YUDS (20). Their combined value is 26 which is the numerical value of the name of God - YUD (10) HEY (5) VAV (6) HEY (5).

The Lord said to her: “Aleph, Aleph, although I will begin the creation of the world with the Beit, thou wilt remain the first of the letters. My unity shall not be expressed except through thee, on thee shall be based all calculations and operations of the world…” (Zohar.) 1984. Tr. Harry Sperling et al. New York: Soncino. 1:3b).

Beit is female, Aleph male. As Beit created, so Aleph produced letters (Zohar.) 1984. Tr. Harry Sperling et al. New York: Soncino. 1:30a).

RESH is the 20th letter of the Hebrew alphabet and has a numerical value of 200. RESH makes a sound like the R in Radiant. RESH means BEGINNING or HEAD. When one spells out the letter RESH in Hebrew, it is RESH YUD SHIN. YUD and SHIN spell YESH - THERE IS. The letter RESH means BEGINNING. So it is possible to say that the RESH literally means THERE IS A BEGINNING.

Sepher Yitzirah divides the Hebrew Letters into 3 categories: 3 mothers – ALEPH MEM SHIN, 7 doubles – BET GIMEL DALET CAF PEY RESH TAV and 12 elementals – HEY VAV ZAYIN CHET TET YUD LAMED NUN SAMECH AYIN TSADE KUF. According to the text, God created the world by means of these letters. The RESH is one of the doubles. “He made the letter RESH king over Peace and He bound a crown to it and combined one with another and with them He formed …the Universe…” (Sefer Yetzirah. The Book of Creation. Tr. Aryeh Kaplan. 1990.York Beach: Samuel Weiser. 5, 95, 145, 147, 159, 176).

NUN is the 14th letter of the Hebrew alphabet and has a numerical value of 50. NUN makes a sound like the N in Now. The NUN has the head of a ZAYIN. The body is an elongated Zayin. NUN means SHINE, SPOUT, SPREAD, KINDDOM in Hebrew and FISH in Aramaic.

The NUN is one of 5 letters that have 2 forms - the regular form used in the beginning and middle of a word and the FINAL FORM - SOFIT - used as the last letter of a word. According to the ancient kabbalistic text The Bahir, the bent NUN represents the spinal cord through which the body is fed by the brain (Kaplan, Aryeh. 1979. Tr. The Bahir. York Beach: Samuel Weiser. 31).

VAV is the 6th letter, has a numerical value of 6, and is constructed of a single vertical line. VAV means HOOK and makes a sound like the V in Victory. When used as a vowel, VAV can sound like a long `o’ or a long `u.’ Translated it means AND. It is the GREAT CONNECTOR. VAV appears in the Four Letter name of God.

The first word in Torah is Bereshit. It means IN A BEGINNING. If you divide BERESHIT into BARA and SHEET, it means HE CREATED SIX (sheet is 6 in Aramaic). Six what? The 6 days in which creation was completed? The 6 Sephirot represented by the VAV - HESED, GEVURAH, TIFERET, NETZACH, HOD, YESOD? Six directions - east, west, north south, up and down? The letter VAV itself? (The Bahir. York Beach: Samuel Weiser. 30).

HEY is the 5th letter of the Hebrew alphabet and has a numerical value of 5. HEY means BEHOLD. The HEY is constructed of a DALET and a YUD. HEY makes a sound like the H in Happy. HEY appears twice in the YUD HEY VAV HEY Name of God.

The heavens” are the totality of twenty-two letters. The letter HEY produced the heavens to give them life and to water them and the earth (Zohar. 1984. Tr. Harry Sperling et al. New York: Soncino. 1:30a).

*

لیکانتروپ عزیز (آرنونای سابق) لطف کن و این متنی رو که اینجا نوشتی به فارسی ترجمه کن و دوباره بفرست تا دوستان همه بتونن ازش استفاده کنند. من ناظر این انجمن نیستم وگرنه خودم توی پستت این کار رو میکردم، اما مثل اینکه باید یه پست جدید بزنی و توی اون این متن رو ترجمه شده بذاری. خیلی ممنون.

من برگوند پسر بارانور هستم سرباز گوندور و از وفاداری شخصیت برگوند خوشم اومد البته گاندالفو بیشتر دوست دارم اما چون تو این سایت هزار جور گاندالف هست گاندالفو انتخاب نکردم .

اسماگ

تولد : احتمالاً در آنگباند در دوره‌ی اول

مرگ : دوره‌ی سوم (2941)

نژاد : اژدهایان

گروه : اژدهایان آتشین

اسماگ آخرین بازمانده‌ی اژدهایان آتشین بود و قدرتمندترین آنها . در قرن بیست و هشتم دوران سوم ، ثروت دورف‌های اره‌بور او را وسوسه کرد . اینکه او از کجا می‌آمد معلوم نیست ولی در دوران سوم سال 2770 بر سر تنها کوه فرود آمد و پادشاهی دورف‌های نزدیک شهر دیل را از بین برد .

اسماگ گنج دورف‌ها رو جمع کرد و از طلاها و جواهرات آن در تنها کوه ، یک تخت برای خوابیدنش ساخت . سالها و دهه‌ها گذشت و مردم شهر دریاچه اژدها را فراموش کردند و اسماگ تصور می‌کرد که شکست ناپذیر است .

http://drcortex.persiangig.com/smaug_arda.jpg

یک روز در ماه اکتبر سال 2941 وقتی 171 سال از رسیدنش به اره‌بور می‌گذشت او متوجه شد که یک جام از گنجش به سرقت رفته است . او نمیتوانست تصور کند که دزدیده شدن آن جام نشانه‌ای برای سقوطش خواهد بود . تورین از خاندان پادشاهان زیر کوه بازگشته بود تا او را از سلطه بر اره‌بور به زیر کشد . همراه او بیلبو بگینز با حلقه‌ی جادوییش آمده بود ، با حلقه‌ای که به بوسیله‌ی قدرت نامرئی کننده‌ی آن توانست آن جام را از گنج اسماگ بدزدد .

اسماگ با عصبانیت به پرواز در آمد و اطراف تنها کوه را جستجو کرد ولی تورین و بیلبو و گروهشان درون تونلی مخفی پنهان شدند . اسماگ تصور کرد که این فتنه زیر سر مردمانی است که در شهر دریاچه سکونت دارند .

به شهر دریاچه حمله کرد و آنجا را ویران نمود . این آخرین جنگ او بود . قبل از رفتن اسماگ ، بیلبو توانسته بود سوراخی را در فلس او نزدیک سینه‌اش پیدا کند . بیلبو این راز را با یک پرنده در میان گذاشت و آن پرنده به شهر دریاچه رفت و آن راز را به مردی به نام بارد گفت . بارد یک تیرانداز ماهر بود و با تیری آن قسمت از سینه‌ی اسماگ را نشانه رفت و او را از پای در آورد . اسماگ داخل دریچه سقوط کرد و این پایان کار اژدهایان آتشین بود .

ومن مالبت هستم.

کسی که سر انجام زمان را پیش از گذرش بی هیچ تردید میدید،

در آن هنگام که ارابه سواران به گندور تاختند. و آن زمان که آرنیل تاج بر سر نهاد.

دیدم گذر گروه خاکستری را،

پیش از آن که ببیند چشم های به تاریکی خو کرده شان روشنایی آفتاب را بر سر درخت سفید و هفت ستاره.

در روزگار آرودوی و در آخرین سالهای قلمرو آرتداین و فورنوست در پادشاهی شمال این زمزمه من بود:

بر روی زمین سایه ای دراز افتاده است،

بال های تاریکی به سوی غرب گسترش می یابند.

برج می لرزد؛ تقدیر به آرامگاه شاهان نزدیک می شود.

مردگان برمی خیزند؛

چرا که یاعت سوگندشان فرارسیده است؛

کنار سنگ ارخ دوباره می ایستند

و آنجا صدای شاخی را می شنوند که در تپه ها طنین انداز می شود.

این شاخ از آن که خواهد بود؟ چه کسی آنان را فراخواهد خواند،

از گرگ میش خاکستری، مردم فراموش شده را؟

وارث آنان که بدو سوگند خورده اند.

از شمال خواهد آمد، نیاز به آنجا خواهدش کشاند؛

از دروازه های مردگان خواهد گذشت.

---

و اما دلیل انتخاب:

ازش خوشم میاد.

کسی در موردش چیز زیادی نمی دونه. تاریخ رو قبل همه می دید ولی چند صفحه از این تاریخ بیشتر به اون نپرداخته. و این زیباست.

همه فکر میکنن منو میشناسند.

ولی فقط یه نفره که منو خوب شناخت:

من یکی از تکاورها هستم، آنها یی که در صحرا سرگردانند.اسم واقعیم رو هیچکس کس نمیدونه،ولی این دور و اطراف بهم میگنن ...

البته که اسمم رو میدونین.ولی هیچکس نیست که بتونه گوشه ای از عظمت منو ببینه و هیچکدوم از افرادی که در این دنیا هستند هنوز گوشه ای از قدرت منو ندیدند،تا روز نبرد بزرگ دوران ما

renewed shall be the blade that was broken

استرایدر عزیز باید بهت بگم که متاسفانه:

I Can't Offer You My Allegience

چونکه بنده قبلا متصدی پست فرماندهی لشکر شاه اله سار (به خاطر دلایل امنیتی تحت پوشش یه تکاور آواره شمالی روزگار میگذرانم) شدم و دیگه از خدمت به شما معذورم.

Just Kidding

با سلام

منم هالدير از طلا بيشه محافظ قلمرو با صفاي لورين و خدمتگزار بانو گالادريل در خدمت شما.

با تشكر

easterling به مردم شرق یعنی سرزمین Rhun گفته میشه که با سارون همکاری می کنند.

موفق باشید

با درود

بنده عضو جديد هستم.

علت انتخاب شناسم هم اينه كه من يكي از طرفداران مجموعه هري پاتر هستم. ميخواستم يه شخصيت انتخاب كنم و به خاطر همين جيمز رو انتخاب كردم.

با سلام

من رو همتون خوب ميشناسين چون من همه شما رو خلق كردم البته بجز شخصيتهاي هري پاتر

ارو

خالق اول و آخر

ولي مثل شما استاد نيستم چون حواسم به فرشته هاست

شوخي كردم چون از همه كمترم....

اوه! من چرا اینجا نیومدم؟

من نام انتخابی من ققنوس است(نه ماهیت حقیق ام! بلکه انسانی سخت معمولی هستم)! دلیلی مافوق بشری برای انتخاب این شناسه وجود ندارد. همه ی ما تصورات آرمانی داریم که به آن نزدیک هم نیستیم حتی!( عجب جمله بندی فوق العاده ای!) ولی آن را در شخصیتی دیگر یا وجودی دیگر میبینیم. و ان را در جمع به خود نسبت میدهیم... اما کمتر کسی هست که در خلوت خود واقعا همان اکبر و اصغر و علی و پروین و سارا نباشد.

ققنوس را برگزیدم چون احساس میکنم به من نزدیک تر است. نظاره گر بودن! با مرگ زاده شدن! اینها برای من آنقدر هیجان بر انگیز بود که آن را برگزیدم. هیچ تعصبی ام رویش نباید داشت. اگر روزی دیدم چیز دیگری به من می آید، شناسه ام را آن میگذارم.

حالا آبی بودنش بماند برای یک موقع دیگر!

اهم اهم

بنده DElf هستم. حالا چرا بر خلاف تمام قوانين زبان انگليسي حرف دوم هم بزرگ نوشته شده؟ خوب دليلش واضحه! نيست؟ بنده شخصاَ D هستم و در ادامه يا از نژاد الف هستم يا اگه نيستم حتماَ اشتباهي شده و ميبايست باشم و در حقم اجحاف شده!

اينو هم بگم كه اين ID بين دو نفر مشتركه و مي تونين D رو به عنوان Double در نظر بگيرين (اين هم يه جور تعبيره!)

پس از اين مقدمات بايد قاعدتا بگم كه الف يعني چي و از اين حرفا. ولي موضوع رو حل شده در نظر مي گيرم! خودتون به بزرگواري خودتون ببخشين.

سلام من نیه نا هستم.

نیه نا توی سیلماریلیون انگلیسی برام فقط یکی از والار بود، ولی وقتی ترجمه فصل اول رو خوندم به قدری زیبا نوشته شده بود که فورا اسمش رو برای شناسه ام برداشتم. برای توضیح هم از متن آقای علیزاده چند جمله شو مینویسم:

نیه نا با اندوه آشناست. از برای هر گزندی که آردا از آفت ملکور دیده است سوگواری میکند. آنگاه که ایلوواتار آهنگ را پدیدار گردانید غم او چنان عظیم بود که ترانه او زمانی بس دراز پیش از پایان به مویه بدل گشت و صدای سوگواری پیش از آغاز با نغمه های جهان در هم آمیخت. اما او از برای خود گریه نمیکند، و کسانی که صدای او را میشنوند ترحم و صبر را در امیدواری می آموزند.

ba salam (sry pc man farsish karaab shode 2-3 roo dighe dorost mishe

man Guardian Grey Havens hastam....faghat oomadam begham ke Frodo goft ke behetoon begham ke :salam be hameghi ..man in ja ba baghiye hastam va kheylii kosh mighzare...vali delam kheylii baraaye hamatoon tangh shode ..maksoosan to SAm...vali be zoodi hamatoono khaaham did....ya shoma miyaain pishe man .va yaa..chi Gondolf ahaa..hatman..gondolf ham mighe behetoon salam bresoonam :D

kob dighe be oomide didar hamatoon :-

---------------------------

سلام خوش اومدی دوست عزیز , بر اساس قوانین سایت ما برای احترام به دیگران نباید فینگلیش بنویسیم .. شما هم لطف کنید از این به بعد حتما فارسی بنویسید وگرنه مجبورم پست هاتون رو پاک کنم . متشکرم در ضمن یه سر به این لینک زیر بزن شاید کارت رو راه بندازه (ناظر )

http://www.arda.ir/forum/topic.php?intId=66

سوکلماه یا آنگونه که امروزه مشهور شده ام سوکلماه اینشوشیناک! البته سوکلماه را در کتابهای تالکین نخواهید یافت شاید چون او هیچ وقت از ما -ساکنین پسین- چیزی ننوشت. ولی ما نوید دهنده و از بنیانگذاران دینای نوینی بودیم که هنوز خاطرات بسیاری را از سرزمین میانه با خود به همراه داشت. من پیک برکشیده از نسل پیام آوران و شاهان اوان شهر گمشده، در سرزمین طلوع خورشید، سرزمین جادوگران، عیلام هستم ...

ba salam (sry pc man farsish karaab shode 2-3 roo dighe dorost mishe

man Guardian Grey Havens hastam....faghat oomadam begham ke Frodo goft ke behetoon begham ke :salam be hameghi ..man in ja ba baghiye hastam va kheylii kosh mighzare...vali delam kheylii baraaye hamatoon tangh shode ..maksoosan to SAm...vali be zoodi hamatoono khaaham did....ya shoma miyaain pishe man .va yaa..chi Gondolf ahaa..hatman..gondolf ham mighe behetoon salam bresoonam :D

kob dighe be oomide didar hamatoon :-

---------------------------

سلام خوش اومدی دوست عزیز , بر اساس قوانین سایت ما برای احترام به دیگران نباید فینگلیش بنویسیم .. شما هم لطف کنید از این به بعد حتما فارسی بنویسید وگرنه مجبورم پست هاتون رو پاک کنم . متشکرم در ضمن یه سر به این لینک زیر بزن شاید کارت رو راه بندازه (ناظر )

http://www.arda.ir/forum/topic.php?intId=66

با سلام

بابا با اين رفيقمون راه بيايد نا سلامتي طرف مسئول ايراني سرور ريورا است(بابا برا خودش آدم مهميه )

ولي خوب فارسي تايپ كردن اصلا كاري نداره بعد از 3 ماه راه ميوفتيد.

با تشكر

سلام

سلام سلام

من همون افا رابرم

سیستم خوبیه اما یه دونه ماژل پاسخ سریع هم بذارید

با تشکر

اسمم چون خیلی لردم ;) انتخاب کردم

نام آناکین مربوط به جنگ ستارگانه . من واقعا عاشق شخصیتشم. بعضی وقت ها فکر میکنم خودم هم شاید تا حدی شبیه به اون شده باشم.

دوست داشتم تو این سایت شناسه ملکور رو داشته باشم ولی احتمالا گرفته شده :دی

خوش آمدی آناکین جان! خوش آمدی که خوش آمد مرا ز آمدنت! هزار جان گرامی فدای هر قدمت!!! به جمع آردایی ها خوش اومدی. امیدوارم یه کاربر خوب و حرف گوش کن و در عین حال فعال باشی!!! ;)

ها!!!! مرسی !!! من خیلی حرف گوش کنم ولی کاربر خوبی نیستم ;)

من آردهل بانوی سپید نولدور بانوی سپید گوندولین دختر عالیجناب فین گولفین خواهر الف های والاتبار تورگون و فین گون هستم....در بیان برتر بودن نژاد من همین کافی است که بگویم در خاندان من(خاندان فینوه) افرادی چون الروس, اروند و گیل گالاد زاده شده اند!همه تاریخچه ی زندگی من رو می دونن پس لازم نیست توضیح کاملی بدم.همه مرا بانویی جسور و سرکش می شناسند و چون تمامی فرزندان فینوه بی باک و تیزدل!کسی که تن به هیچ قید و بندی نداد و اسیر هیچ مردی حتی برادرش نشد...اممم یه لحظه صبر کنید.چرا دروغ بگم؟ 8-) اسیر یه مرد شدم :cry: (اونم شانس آورد وگرنه عمرا دستش بهم می رسید) والا وقتی مثل احمق ها از دست مراقبت های برادرم تورگون به هوای دیدن دوستان دیرینه ام پسران فئانور از دیوارهای پنهان گوندولین بیرون زدم و طی داستانی طولانی آواره شدم(به تاریخچه آردا یا سیلماریلیون رجوع شود!) شبی در میان درختان بلند نزدیک مرزهای نان الموت به ائول که به الف تاریک مشهور بود رسیدم و او با افسونش من رو نزدش نگه داشت(خوشگلی هم دردسریه ها) و طی یه جریانی که به درد شنیدن بچه های زیر 18 نمی خوره من رو به زنی گرفت و غیره....(خدایی مرد بینظیر و پاک نژادی بود.شمشیرهای معروف آنگلاخل و آنگوئیرل ساخته ی دست اون بود که آنگلاخل رو به بهای زندگی آزادانه در نان الموت به تین گول می ده که این شمشیر سرانجام به تورین تورانبار می رسه!راستی یادم رفت بگم ائول از نژاد و خویشان قدیم تین گول بود!) آره دیگه اینجوری بود زندگی من.آخرش هم خودم رو فدای پسرم مایگلین می کنم و ائول به اشتباه می زنه منو میکشه!(چه پایان مسرت بخشی داشت داستان زندگی من!) 8-) سوالی هست بپرسید :ugeek: ;)

درود

نام من آرگو نا است. از الف هاي تاريكي ام. سراي من شب است و روزها در سايه ي دختان پنهانم گرچه به نداي كسي كه مرا بخواند جواب مي دهم. مرا نيازي به نور دو درخت نيست. نور خود را در جاي ديگر و در ميان ستاره ها مي جويم.من آزادم و رها. جنگل خانه من است و درختان خانواده من. دوست تمام مردمان آزاده ام و تكاوران سهم بسيار از مهر من دارند.

سالهاست كه در ميان تاريكي ام. گرچه هر از چندي رويي مي نمايانم اما هميشه بودم، هستم و خواهم بود!

من آزادم.آزاد و رها!

اندر حكايت نام آرگونا:

آرگونا از آراگورن خلق شده. نام قهرماني محبوب و تا ابد زنده در دل اينجانب!

حالا چرا آرگونا از آراگورن اومده، اون هم وقتي كه آرگونا از سالها پيش از آراگورن در ميان درختان جولان مي داده بر مي گرده به پيچيدگي ها و درهم رفتگي هاي ذهن هذياني يك شخص خاص كه بيشتر اوقاتش رو در تاريكي وگوشه و كنار ها مي گذرونه و گاهي خودي نشون مي ده و از مشاهده كنش و واكنش ساير ملت لذت مي بره.

خلاصه سعي نكنيد سر در بياريد. موضوع لاينحله!

از آشنايي با همه دوستان خوشوقتم.(اوهوم منظور به طور مستقيمه وگرنه در شرح احوال هستم. هاه! جووني.)

اممم...آرگونا! :shock: ای رفیق شفیق دوران باستان من! ;) تو هم که از مخفیگاهت در اومدی که!مگه شب شده زدی بیرون؟(بله ظاهرن چند ساعتی هست شب شده!) آقا من مدت های مدیدیه این خانم رو می شناسم.ما با هم عالمی داشتیم و داریم(خانم رفیق فابریک منن) باورتون نمی شه اگه بگم چه جاهایی نرفتیم و تو چه سوراخایی سر نکشیدیم! و یه جورایی هم با هم فامیلیم ولی به تمام خدایان باستانی قسم هنوز سر در نیاورم آراگورن رو از رو اسم این برداشتن یا آرگونا رو از رو اسم اون یکی!کی اول بود کی آخر؟کی مامان کی بود کی پسر کی؟ کی ندیده و نبیره ی کی! :roll: :shock: ;) ...دارم قاطی می کنم بهتره ساکت شم نه؟:دیییی

هوم آره شبه ديگه! مگه نمي بيني؟ ببين به اون نور نقره اي وسط آسمون مي گن ماه كه تو شب در مي ياد. گرچه در اصل تو روز هم اونجاست، خورشيد مزاحمه. ببينم پس از نظر تكنيكي اگر روز رو به معناي حضور خورشيد و شب رو حضور ماه بگيريم در طول روز هم شب هست ولي درشب ديگه روز نيست. پس ميشه ادعا كرد كه شب سلطه ي بيشتري رو روز داره؟هوم.من كجا دارم مي رم؟بحث خون آشامي شد.

بله. همونطور كه در بالا مستفيض شديد مي تونيد از اين موجود خود پسند كه هي خودپسند تر ميشه(بدبخت نارسيس.طفلك اسمش بد در رفته) هم كمك بگيريد كه من بسياري از سالهاي عمرم رو كنارش تلف كردم و خيال دارم به اين كار ادامه هم بدم.

گرچه وسطش احتمالا هوس مي كنه يه مقدار سر به سرتون بذاره يا در اصل سر كارتون بذاره.

نمي دونم اين چرا روز به روز هوس بازتر و سر به هواتر ميشه. ائول؟ اوي !(بيا اينو كنترل كن.)

به هر دو دوستمون (آرگونا و آردهل) خوش آمد میگم و امیدوارم که توی سایت فعالیت کنن و از سایت خوششون بیاد و لذت ببرن و همیشه تالکین دوست باقی بمونن!

به هر دو دوستمون (آرگونا و آردهل) خوش آمد میگم و امیدوارم که توی سایت فعالیت کنن و از سایت خوششون بیاد و لذت ببرن و همیشه تالکین دوست باقی بمونن!
هالباراد عزيز دلم...من نيازي به حرف تو ندارم كه تالكين باز باقي بمونم...راستي خوشم مياد نمي دوني من كي ام! :twisted:
به هر دو دوستمون (آرگونا و آردهل) خوش آمد میگم و امیدوارم که توی سایت فعالیت کنن و از سایت خوششون بیاد و لذت ببرن و همیشه تالکین دوست باقی بمونن!

بله. خيلي ممنون. اميدواريم شما هم هميشه تالكين دوست بمونيد چون ما كه خيال تغيير كردن نداريم.

در ضمن بنده قبلا يعني چند قرن پيش عضو آردا بودم وحتي هم دستي در اداره چند تا تاپيك داشتم كه متاسفانه نتونستم زياد به فعاليتم ادامه بدم و زير بار يكسري مزخرفات پيش پا افتاده و حياتي مدفون شدم.(كتكهاي آرون هم تاثيري نداشت)

از سابقه نه چندان مفيد خودم متاسفم. :shock:

آردهل جان هم كه تابلوست. ;)

منم به دوستان خوبمون یعنی آردهل و آرگونای عزیز خوش آمد می گم،امیدوارم که روزای خوبی را با تمام دوستان آردایی کنار همدیگه داشته باشیم.

بنده رو نیز دوستای قدیمی آردایی میشناسن،بورومیر فرمانروای برج نگاهبانی،فرزند شهر سپید.

بورومیرم،زخم هایی دارم کهن که مانده از دیر باز بر من

ارادتمند،بورومیر زخم خورده

ما شناختیم دوستان رو! بچه ها این دو نفر عضو جدید نیستند، خودتون رو برای خوش آمدگویی خسته نکنید! اینها از من و شما با سابقه ترند!!! ;)

سلام. با عرض معذرت از حضور اساتید ، برادران محترم و خواهران محترمه ، اینجا محلی برای خوشامدگویی به تازهواردین هست یا محلی برای معرفی تازه واردین ;): میپرسم که اشتباه نکنم. :mrgreen: (مخلص برادر هالباراد هم هستیم (اگر همونی باشی که من فکر می کنم ;) ))

هر دو حامد عزیز. اگر اشتباه نکنم شما هم همان شوالیه ی آب اسبق باشید! درسته؟ به آردا خوش آمدی.

خدا را شکر. ;)

بله من شوالیه آب هستم :mrgreen: . اما به زبان الفی به من می گن تینینزیل ( به خدا ;) )

عجب امضای قشنگی داره این حامد!تاثیرگذار بود! :shock:

خب ،عبد القمر یک اسم کاملا مخلوق تفکراتمه که به نیمه ی تاریکم دادم ;) .یه چیز تو مایه های آواتارم . بهمین دلیل 2 تا امضا دارم : عبدالقمر (با شیوه ی خاص) ;) - قصاع (با شیوه ی خاص) ;)

خوش اومدید

یه حرکتی بزنید شاید مثل قدیم دوباره بشه این محیط

سلام منهم عاشق اراگون هستم اهل گاندور سرزمین اراگون خوشحالم که توجمعتون اومدم

سلام هیچکس انلاین نیست

سلام

خوش آمدید دوست عزیز ;)

سلام...

من چند لحظه پیش عضو شدم ، خوشحالم در جمع کسانی هستم که با تمام وجود تالکین و آراد رو دوست دارن ، امید وارم با هم ، هم دوست باشیم و هم یار! ;) ;)

سلام منم خودمو معرفی کردم.من تو همه جا اسمم یکی بوده جز اینجا چونیه نفر از اسم من استفاده کرده بود.حالا امیدوارم همگی اینجارو بترکونیم.یه سری به دانشگاه آزاد آردا بزنید تو شورای خردمندان شاید خوشتون اومد.

اراتمند

ت.ت

ـــیه تیغ

امیدواریم

مورمگیل - سیه تیغ غرب

هیچ کس نیومد تو شورا .

بابا ما هم دل داریم.

یه نظر دارم به مدیران سایت بهتره یه چت باکس بذارند تا این حرفارو اون تو بزنیم تا این قدر اذیت نشیم.

اراتمند

ت.ت

ــیه تیغ

تازه یه سوال دیگه ........

شما چند سال یه بار میاید تو سایت بهنظر من فعلا سایت راکته.

این همه عضو .ولی مثل این که فقط عضو شدن تا بگن ما تو این سایت عضویم ولی هیچ تحرکی ندارن.

همه ی انجمنا بدون پست جدیدا به جز این انجمن.

تا الآن الوه به نظر من البته پر شور ترین شماست.

کیا با نظر من موافقند.

ارادتمند...........

ت.ت

ــیه تیغ

بنده به شدت به وضع موجود معترضم!آقای مورمگیل کم مونده بود به ریش بلوند ما هم بپری دیگه!؟این آواتارو سالهاست که بنده دارم مورد عنایت قرار میدم!

اصلا تصویر بنده رو واسه چی گذاشتی رو خودت؟ها ها ها؟ ;)

از شما معذرت می خوام .از الآن دیگه معترض نباشید. آقای ریش بلوند.

بعدشم من به کسی نپریدم.شاید شما عاشق پریدن باشید من با کمال متانت با شما حرف زدم.

ببخشید ... خیلی ببخشید!

من نمی دونم الان اسم این حرکت و چی بذارم ... خوده این جناب به اصطلاح تورین تورامبار خواهش میکنم منو روشن کنند!

من اینجا هویج یا پیاز تشریف دارم؟! ... بنده دارم میبینم که این دوست ما هم از اسم من و هم از آواتار من {البته نه در اینجا} و هم هم از پا امضای من {ت.ت و ــیه تیغ} استفاده کردند و عین خیالشون هم نیست!

من نمی دونم شما رو میشناسم یا نه ... خواهشا اگه آشنایی با هم داریم منو روشن کنید چون خیلی الان گیج شدم!

ارادتمند...

ت.ت

بله دقیقا!منم بسی اعتراض دارم به این وضع!آخه نمیشه که دوتا تورین تورامبار داشته باشیم!!!!!! در ضمن!!!! turin turambar عزیز دل منه و هیچ احدی اجازه نداره از آواتار یا امضا ش استفاده کنه!!!!! آقای تورین تورامبار شماره 2 !!!!!! لطفا از خودتون ابتکار داشته باشید...نمی میرید به خدا!بنده که می دونم شما تو عمرتون لای کتاب فرزندان هورینو باز نکردی عزیز ;)

خب narich لقب منه البته می تونید به من ویچ-کینگ هم بگید.

narich یعنی چی؟

narich یعنی چی؟

هیچی :ymapplause:

یعنی چی هیچی؟ معنیش میشه هیچی یا اینکه معنی نداره یا نمیخوای معنیشو بگی؟

اقا قضيه شناسه من داستانيه برا خودش دلم براتون بگه البته خلاصه داستان رو مي گم اقا حدود چند سال پيش كه اومديم تو اين سايت عضو بشيم نمي شد دليلشم خب اون موقع زياد تو بهر اينترنت نبودم و زياد از اين كارا كه نمي دونم ساخت ID ايميل و ..... سر در نمي آوردم :ymapplause:

تا اينكه چند وقت پيش دوباره تو سايت اومدم تا اومديم عضو بشيم هر چي اسم تو ارباب حلقه ها بود يا هابيت ها يا سيليماريليون بود رو زديم گفت اين شناسه وجود دارد ما الكي زديم اصلان بعدش كه اومدم تو سايت تازه شناسه هاي جالب به مغزمان خطور كرد يكيش همين گريفن يا شير دال بود تو بعضي سايت ها اسم كاربريم معمولا گريفن يا گاندوالف بعضي اوقات هم لرد سياه و اژدهاي سفيد البته معمولا پاي نوشته هام با اسم مستعار گريفن من رو مي شناسن البته تو مدرسه و كتابخونه نه جاي ديگه L-)

یعنی چی هیچی؟ معنیش میشه هیچی یا اینکه معنی نداره یا نمیخوای معنیشو بگی؟

هیچ معنی نداره. یه جورایی مخفف اسممه :ymapplause:

شناسه من با یه v به جای w از تمام آرون ها متمایز شده ، که البته خیلی دلم میخواد بگم خودم از روی عمد این کار رو کردم ، ولی راستش نه ! املای درست arwen رو بلد نبودم :ymapplause: و شناسم اینجوری شد .

البته اولین بار نبود که این اشتباه رو میکردم ، قبلا هم این سوتی رو داده بودم تا این که کم کم شد جزئی از هویتم .

علت این که اسمم رو آرون انتخاب کردم در ابتدا بیشتر به خاطر خرق عادت بود ، نمیخواستم یه قهرمان قدرتمند ، پیر دانا ، یا یه پلیدی بزرگ باشم ، میخواستم یه بار حس معصومیت و زیبایی زنانه رو تجربه کنم ، ولی الان احساس میکنم شناسم رو دوست دارم چون حالاتم بهش خیلی نزدیکه ، درست مثل این که نواده ای از نوادگان بانو باشم .

البته اختلاف جنسیتی من با بانو یکم مشکل سازه ، که میشه اینجوری توجیهش کرد که arven اسم مذکر مقابل اسم ایشونه ! :D

(( چه چرندیاتی)) L-)

راستش منم یه جورایی مثل آرون هستم ، وقتی تو آردا عضو شدم ، بیشتر از سه چهار ماه از خوندن سیل می گذشت و من هم سیل رو از کسی امانت گرفته بودم و خودم نداشتم . به خاطر همین املای درست تورامبار رو یادم نمونده بود ( حالا تو بودی یادت می موند ؟ L-) ) و torambar شدیم ...

البته یه جورایی بهتره . دقیقا" منم مثل آرون فکر کردم که این torambar باید با اون turambar فرق داشته باشه . به خاطر همین دیگه همین torambar موندیم . البته اگه دوستان لطف کنن و بهم نگن ترامبار :ymapplause:

و چرا تورامبار رو انتخاب کردم ؟

درسته که من شخصیت تورین رو تحسین میکنم ، ولی خیلی های دیگه هستن که من بیشتر از تورین قبولشون دارم . بیشتر از همه از خود معنی «ارباب تقدیر» خوشم اومد . و اینکه من تو ذهنیاتم ، خودم رو آدمی می بینم که میتونه روی سرنوشت اثر بزاره ( نه بابا !) . به خاطر همین تورامبار شدیم دیگه ...

همه سرعت نور را میدانند اما هیچکس سرعت تاریکی را نمی داند

همه سرعت نور را میدانند اما هیچکس سرعت تاریکی را نمی داند

299792458 m/s

فکر کنم منظورت اینه ؟

جهان چیریست (نمیدونستم با چه لفظی بهتره بگم) که هر لحظه داره پراکنده تر میشه .

منم که بچه ها 200 بار در موردم گفتن من فقط می گم به خاطر این انتخاب کردم که ... نمی دونم انگار همون اول رفتم توش از ایشون بیشتر خوشم اومد.راستی من فکر کنم خلاف سن شخصیتم اینجا از همه کوچکتر باشم من 14 سالمه!!ولی عاشق این داستانم!!

سلام

به آردا خیلی خوش اومدی. فکر میکنم جزء کم سن و سال ترین هواداران تالکین باشی :ymapplause:

جان خودم بحث تموم شده بود چسبيديد به سرعت تاريكي :D

ورود يك تازه وارد رو به سايت تبريك مي گويويويم :ymapplause: L-) :D

ورود گندالف سفید رو تبریک میگم.

امیدوارم از انرژی جوانیت بتونی به بهترین نحو استفاده کنی

همیشه خوش باشی

سلام دوستان عزیز ..

من ایومر هستم از روهان... :ymapplause:

راستیتش من چند سالی هست شدم جزو طرفداران ارباب حلقه ها و اقای تالکین عزیز ، ولی راستیتش هیچی بارم نی تو این مورد..اومدم اینجا تا با کمک شما دوستان عزیز اطلاعاتم تو این زمینه بالا ببرم

از اشنایی با هموتن خوش وقتم

البته بگم من از ایومر خیلی خوشم میاد و برای همین یوزر رو با نام اون درست کردم و این که فکر میکنم روهان خیلی به ایران شباهت... L-)

Eomer عزیز ورودت رو به سایت تبریک می گویویم :ymapplause: L-) :x

داداش ما این جا هرچی بخوای بارت می کنیم :D) :D :x) :D

جهت شوخی بود به دل نگیر :D

سلام دوستان عزیز ..

من ایومر هستم از روهان... :ymapplause:

راستیتش من چند سالی هست شدم جزو طرفداران ارباب حلقه ها و اقای تالکین عزیز ، ولی راستیتش هیچی بارم نی تو این مورد..اومدم اینجا تا با کمک شما دوستان عزیز اطلاعاتم تو این زمینه بالا ببرم

از اشنایی با هموتن خوش وقتم

البته بگم من از ایومر خیلی خوشم میاد و برای همین یوزر رو با نام اون درست کردم و این که فکر میکنم روهان خیلی به ایران شباهت... L-)

سلام و درود به شما ، به آردا خوش آمدی !

راستش هیچ چیزی به اندازه ی مطالعه ی آثار تالکین نمیتونه اطلاعات شما رو بالا ببره ، پیشنهاد میکنم حتما" مطالعه کنی . سوالی هم داشتی در خدمتیم .

راستش تا حدودی با شما موافقم در مورد شباهت ایران و روهان ! مثلا" فرهنگ سوار و سوارکاری در اسطوره های ما به وفور پیدا میشه !

من برن رو انتخاب کردم چون به نظرم کاملترین فرد هست و تقریبا بدون هیچ استباهی شاید اگر تورامبار اون اشتباهاتو مرتکب نمیشد تورامبارو انتخاب میکردم ولی از شخصیت برن بیشتر خوشم اومد

سلام دوستان عزیز ..

من ایومر هستم از روهان... L-)

راستیتش من چند سالی هست شدم جزو طرفداران ارباب حلقه ها و اقای تالکین عزیز ، ولی راستیتش هیچی بارم نی تو این مورد..اومدم اینجا تا با کمک شما دوستان عزیز اطلاعاتم تو این زمینه بالا ببرم

از اشنایی با هموتن خوش وقتم

البته بگم من از ایومر خیلی خوشم میاد و برای همین یوزر رو با نام اون درست کردم و این که فکر میکنم روهان خیلی به ایران شباهت... :ymapplause:

منم ورودت رو به آردا تبریک می گم :D

توی فیلم مردم روهان بیشتر به اسلاو ها شبیهن

از همه دوستان متشکرم.... :ymapplause:

تبریک میگم ورود شهسوار روهان رو.قبلنا هم ائومری داشتیم که خیلی فعال بود و امیدوارم شما جاشو به خوبی پر کنی.

به برن:جرفت خیلی خوبه.کلا این برن موجود جالبیست در این دنیا

تمام سعیم رو میکنم ادمین عزیز....

در ضمن دوستان من یکمی با فتوشاپ آشنایی دارم خوشحال میشم بتونم تو این زمینه بهتون کمک کنم.... :ymapplause:

به آردا خیلی خوش اومدی. امیدوارم اوقات خوشی در دنیای تالکین داشته باشی.

ممنون مهدی جان..از آشناییت خیلی خوش وقتم :ymapplause:

به به سلام ایومر جان

بالاخره بعد من یکی هم پیدا شد از ائومر خوشش بیاد.

امیدوارم روزهای خوبی رو در آردا داشته باشیم.

اینم بگم که ائومر اونقدرها هم خشن نیست که تو تو آواتارت گذاشتی . :ymapplause:

سلام دوست عزیزم ..از اشناییت خیلی خوش وقتم..

واقعا خیلی خوبه که یه ائومر پیدا کردم :ymapplause:

چشم هرچی شما بگی..یه عکس دیگه پیدا کنم میذارم

نه بابا شوخی کردم.

عکس عالیه. L-)

من میشم ائومر مهربونه تو هم ائومر خفنه :ymapplause:

سلام

وابلامور......هيچگاه سقوط نميكند(شلگوسور كبير)

من آرون رو انتخاب کردم شاید به خاطر اینکه عکسش از حواس پرتی یه دوست تو اتاقم جا مونده یا به خاطره اون آرونی که نصفش پسره نصفش خودش .... :-?

ماشالله هزار ماشالله این W اسم کاربریت چه تو چشم میزنه ! :- چشم نخوری !

عجیبه ، چرا احساس میکنم قسمت دوم حرفت به آواتار من مربوط میشه ؟ :-?

اه اه :-

این تورین هم یه چیزی تو دهن ما انداخت ها X(

همین اهم اهم رو می گم که بعدش می گید به تقلید از تورین :(

ورود دستمون رو تبریک می گویم ( جاش که این جا نبود ) خوب چون تو آشنایی چیزی ننوشته بودید :|

فکر کنم آرون جون الان شدید دو تا یعنی سایت ما دو تا آرون داره البته اون آرون که الان دیگه آفلاین رو حساب نمی کنیم

ویچکینگ هم فکر کنم دوتا شده بود :-?

پ.ن:

ArWeN+ جون چرا آواتارت یه ذره فرق داره با اسم کاربریت ؟؟؟

پ.ن:

ArWeN+ جون چرا آواتارت یه ذره فرق داره با اسم کاربریت ؟؟؟

مگه باید یکی باشه؟ :-?

نه بابا

اسم من اصلان مثلا باید یه شیر این جا باشه اما یه اژدها آواتارمه ;)

نه بابا

اسم من اصلان مثلا باید یه شیر این جا باشه اما یه اژدها آواتارمه

باید یکی باشه .مال اصلانم شیره اشتباه آپ شده .من میدونم .آره ؟دیروز گفتی .چرا حاشا میکنی ؟

خودمونیم .اینجا جای خوبیه واسه اسپم زدنا .

خوب حالا [-( ;)

شیر در دست رس نبود اژدها رو جاش گذاشتم :-?

آره فعلا فکر کنم سر مهدی و تولکاس شلوغ تا جایی که می تونیم اسپم بدی ~x( :((

اخطار جدی میدم!

اسپم نزنید.

من آگارواین ام پسر اومارت,نخجیر گری از بیشه ها

من ائرندیل دریانوردم و امید همه فرزندان ایلواتار...

من گندالف سپید (سفید)، جادوگر پیر و خردمند دنیای تالکینم که پدربزرگی دانا و مهربان برای همه‌ی شخصیّت‌های مثبت داستان‌های تالکین می‌باشم. (خودتعریفی و خودخواهی نیست؛ دارم گندالف رو وصف می‌کنم!)

Many are my names in many countries , he said.Mithrandir among the Elves, Tharkûn to the Dwarves; Olόrin I was in my youth in the West that is forgotten, in the South Incanus, in the North Gandalf; to the East I go not.

دو برج ، کتاب چهارم ، فصل پنجم

این لقب گندالف یعنی مرغ توفان رو خیلی دوست دارم چون همیشه وقتی قرار بود یه بلایی نازل بشه سر و کلش پیدا می شد

راستش این امضای یکی از اعضای قدیم سایته به نام MAS همون که عکس الطائر تو اساسینز کرید1 رو گذاشته رو پروفایلش.امیدوارم جعل امضا تلقی نشه چون ایشون خیلی وقته که به سایت نمیان.ولی این مطلب زیباشون کاملا درباره شناسه منه:

درود بر تو اي ائارنديل، پرآوازه‌ ترين دريانوردان، اي كه ما آمدن‌ ات را چشم به‌ راه در بي‌خبري، اي كه ما آمدن‌ات را آرزومند در فراسوي اميد! اي آورنده‌ي روشنايي‌ پيش از خورشيد و ماه! اي شكوه فرزندان خاك، اي ستاره به گاه تاريكي، اي درخشنده در صبح‌گاه!

خامول یعنی شرقی سیاه .

اولین بار که این اسمو شنیدم تا نیم ساعت میخندیدم ...

بعدش برام عادی شد.

الان هم عاشقشم .

چون به نظرم خیلی جالبه انتخابش کردم .

و حالا بنده دست راست پادشاه جادوگر آنگمار در خدمتم !

راستش اول میخواستم اسم سارون یا یکی دیگه از اسملشو انتخاب کنم که زرنگتر از من زیاد بودن مجبور شدم این اسمو انتخاب کنم ولی همینکه حداقل یه اثری از سارون تو پروفایل هست راضیم

با سلام .

خب اسم کاربری من از شخصیت اصلی انیمه ی AnOther گرفته شده و خب من از این شخصیت خیلی خوشم میاد . این دختر یه دختره که یکی از چشماش سبزه و دیگری قرمز. اون تا به حال باعث مرگ خیلی نفرات شده البته خودش اون ها رو نکشته فقط از شانس بدش هر جا که می رفته یک نفر می مرده. به همین دلیل همه از او دوری می کنند به جر یه پسر که اسمشو الان یادم نیست.

خب چون بعضیا به اسم من گیر داده بودند ، Vault of Stars به معنی گنبد ستارگان و معنی نام الرونده ...

سلام .

شناسه من شناسه ای از دنیای خودمه ... نه از آردا .

ماهون با یکسری تبدیلات و تغییرات همون محمد میشه که اسم منه .

آواتارم چون در دست طراحیه یه کم طول میکشه که آواتار دار بشم .

ایشاالله که داستانم تموم شه ، و انتشار پیدا کنه ، همتون اسامی کامل داستانم رو خواهید فهمید .

فقط بدونین که ماهون خودمم . در ضمن اگه ماهون رو سرچ کردیم و چیزی گیرتون اومد نگران نشین . چون اسم من هیچ ربطی به اون سیاهپوست ها نداره .

محمد جان به آردا خیلی خوش اومدی.

مشتاقم که درباره دنیای خودت بشنوم

ورود محمد رو تبریک میگم.امیدوارم که اوقات خوبی رو داشته باشیم

حشاشین یا اساسین در تاریخ{کلمه ی اساسین در انگلیسی از واژه ی حشاشین درعربی گرفته شده}

در زمان سلسله سلجوقیان فردی به نام حسن صباح رهبری کیش اسماعیلیه در ایران را به عهده گرفت،او مردی دانشمند،سیاستمدار و با ذکاوت بود. از زمان او به بعد پیروان کیش اسماعیلیه در ایران با نام باطنی شناخته شدند.آنها بر این اعتقاد بودند که قرآن دارای چندین لایه از مفاهیم و معانی است و هر کس نمی تواند به این لایه ها پی ببرد و برای پی بردن به این لایه ها نیاز به سالها تحصیل و کسب علم و تفکر و تدبر ویژه در قرآن دارد،از این رو آنها باطنی نامیده شدند.حسن صباح مقر خود را الموت انتخاب کرد و این منطقه یک منطقه کوهستانی در میان البرز مرکزی است و خود مانند یک دژ طبیعی است و در گذشته از آب و هوای خوب و زمین های کشاورزی حاصلخیزی برخوردار بوده است.

حسن صباح و یارانش در الموت به ساخت داروهای مختلف می پرداختند و آنها را به دیگر نقاط ایران می فرستادند تا در اختیار مردم برای مداوا قرار گیرد،از جمله داروهایی که آنها تولید می کردند عبارت بوده از: انواع داروهای گیاهی نظیر گل گاوزبان و …،الکل و جوهر بید. در مورد جوهر بید باید گفت که این دارو که از برگهای درخت بید تولید می شده دارای خاصیت خنک کنندگی و ضد التهاب بوده است و هم اکنون داروهایی نظیر آسپرین و سالسیلات نیز از همان خانواده هستند.(آسپرین:اسید استیک سالسیلیک) به این ترتیب شغل اصلی حسن صباح و یارانش تولید و صدور دارو به نقاط مختلف ایران بوده است بنابراین آنها را داروساز می نامیدند و در گذشته داروساز را حشاش می نامیدند و از این رو باطنی ها را حشاشین می خواندند و چنین بوده که یا به عمد و از روی دشمنی یا به سهو و از روی نادانی در میان مردم روزگار قدیم شایع شده بود که باطنی ها حشیش استعمال می کنند و به این طریق عقل خود را از دست داده و دست به آدمکشی میزنند.

یکی دیگر از افسانه هایی که در مورد حسن صباح و فرقه باطنی وجود داشت و شاید اکنون هم گروهی آن را باور کنند شایعه وجود بهشت های افسانه ای باطنیان است به طوری که در توصیف آن گفته اند:در آن بهشت ها باغها و درختانی خرم و انواع خوراکی ها وجود داشته و زنان زیبا رو مانند حوریان بهشتی در آن حضور داشتند و هر مردی با هر زنی که می خواست یار و همنشین می شد و…

ولی در رد این دروغ و افسانه همین بس که اگر گروهی مبادرت به کشیدن حشیش بکنند و برای خود بهشت های مصنوعی ایجاد کنند و در آنجا به کشیدن حشیش و خوردن مشروبات و شکمبارگی و زنبارگی بپردازند هرگز نمی توانند توان جنگی و سازمانی منظم و ارتشی قوی ایجاد کنند که بتواند با حکومت قدرتمند وقت ( ملکشاه سلجوقی و وزیر مقتدرش خواجه نظام الملک طوسی) به مقابله برخیزند و پس از شکست دادن آنها پس از مرگ ملکشاه دو پادشاه را روی کار آورده و یا آنها را عزل کنند(اشاره به برادر ملکشاه و پسر ملکشاه) و تا مدت 95 سال همچنان قدرت خود را حفظ کنند.

هضت حسن صباح و یارانش به طور کلی دو هدف عمده را دنبال می کرد که عبارت بودند از:

1- احیای هویت ملی و قومیت ایرانی و اقتدار بخشیدن به آن

2- حذف سلطه مادی و معنوی قوم عرب از مردم ایران

در این دو مورد باید گفت که حسن صباح مدتی را به مصر رفت و در دانشگاه آنجا مشغول به تحصیل شد و در آنجا بود که با آثار یونانی که در مورد تاریخ ایران باستان نوشته شده بود آشنا شد و پس از مطالعه آنها دریافت که در گذشته در ایران قوم و ملتی زندگی می کردند که از نظر تمدن و فرهنگ سرآمد ملل جهان بودند و از ابتدا یکتا پرست بوده اند و به ننگ شرک و بت پرستی آلوده نبوده اند و دینی داشته اند که آنها را به سوی راه درست زندگی که همان گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک باشد رهنمون می شده،و دریافت که با ورود قوم عرب به ایران( نکته مهم و ظریفی که در اینجا وجود دارد و نباید از نظر دور داشت این است که شکی در بر حق بودن دین مبین اسلام وجود ندارد و پر واضح است که اسلام راه هدایت را به بشریت نشان می دهد و پذیرش دین اسلام سوای از پذیرش سلطه قوم عرب است.) سلطه مادی و معنوی بر مردم این سرزمین ایجاد شده است و مخصوصا در زمان خلفای عباسی این سلطه پر رنگتر شده است به طوری که حتی سلاطین ایران از طرف خلیفه بغداد مشروعیت کسب می کردند. پس از گذشت زمانی طولانی این اطاعت از قوم عرب برای مردم ایران و حتی سلاطین درونی شده بود و به صورت طبیعت ثانوی در آمده بود و حتی کار به جایی رسیده بود که زبان فارسی در حال از بین رفتن بود و زبان عربی داشت جای آن را می گرفت،حسن صباح دریافت که این ملت گذشته پر افتخار خود را فراموش کرده و آن را از دست داده است و به ناچار برای خود آینده ای درخشان را نیز متصور نیست و این شد که او براین شد که با ایجاد فرقه باطنی و رهبری آن به احیای هویت ملی بپردازد و در جهت حذف سلطه مادی و معنوی عرب تلاش کند.در اینجا بود که خلیفه بغداد و خواجه نظام الملک که از جانب باطنیان احساس خطر می کردند با ایجاد شایعات و ساختن افسانه های دروغین و ملحد و کافر خواندن باطنیان افکار عمومی مردم ساده دل را بر ضد باطنیان تحریک کردند و آنها را مهدورالدم اعلام کردند، در این زمینه کار را به جایی رساندند که حتی شایع شده بود حسن صباح چهره ای مانند دیو دارد و دارای شاخ و دندان های دراز است و از خون دختران و پسران نابالغ تغذیه می کند و

باطنی ها چون در ابتدا دارای جمعیت کمی بودند و حکومت هم با آنها مخالفت شدید داشت در میان مردم اظهار عقیده نمی کردند و با تقیه زندگی می کردند تا شناخته نشوند و جانشان در خطر نیفتد و یا در قلعه هایی که در کوهستان داشتند سکنی می گزیدند.

باطنی ها در نقاط مختلف ایران دارای قلعه های مستحکم بودند بطوری که گفته شده در رشته کوه البرز از غرب تا شرق آن حدود 200 قلعه مربوط به آنها وجود داشته است، همچنین آنها در جنوب خراسان معروف به قهستان و در مناطق جنوبی نظیر کرمان و فارس نیز قلعه های مستحکمی داشتند،به طوری که از قلعه طبس بعنوان یک دژ تسخیرناپذیر نام برده شده است که محل تربیت فداییان مطلق بوده است.

در زمان حمله هلاکوخان مغول به ایران، او به قلعه های باطنیان حمله کرد و باطنی ها را که پس از مدتی با هم دچار اختلاف و تفرقه شده بودند شکست داد و دژهای آنان را فتح کرد و تمام کتاب ها و نوشته جاتی که از سران باطنی برجای مانده بود در آتش سوزانید و از بین برد.

[برگرفته از کتاب خداوند الموت نوشته پل آمیر و ترجمه ذبیح الله منصوری]

این متن چه ربطی به موضوع تاپیک داره؟

شاید منظورش اساسینز کرید بوده،که برگرفته از نام عربی حشاشین هست.

ولی دوست عزیز نمیشه با خوندن یک کتاب به این قاطعیت در مورد مسائل تاریخی نظر داد.

به نظر شخصی من حسن صباح بیشتر به اسلام تعصب داشت تا ملی گرایی ایرانی.

(بازم به موضوع تاپیک ربطی نداشت :دی)

بازی Assassin's Creed به حشاشین ها ارتباط داره چون ایده ی این بازی از ان گرفته شده و این پست نیز درباره ی حشاشین ها است.

سلام؛ دوستان. من همون گندالف سپيدم كه تغيير اسم و چهره دادم! گفتم كه فكر نكنيد عضو جديدم و گندالف سپيد سابق هم پاک شده و بعد از مدتی گيجی و بلأخره كشف حقيقت، نگيد نگفتی!

البته من فعلا نمیتونم چیز زیادی از کتابم بگم .

من همون ماهون هستم منتها چون احساس کردم که یه وقت نام نمایشی ملتزم توضیحات بیشتر در مورد اسمم باشه ، به همین دلیل عوضش کردم و گذاشتم گردباد .

البته گردباد هم بی معنی نیست چون در انتهای کتاب اولم دو شخصیت منفی و مثبت با ایجاد دو گردباد با هم میجنگن و این تداعی کننده اون نبرد در ذهن منه .

سلام دوستان عزیز، من آرش هستم تازه وارد (البته چند هفتست که اکانت دارم اما وقت نکردم کاری بکنم) Evinyatar هم که اگر به القاب مختلف آراگورن اله سار آشنایی داشته باشین میدونین یکی از القاب این پادشاه بازگشته است

آرش جان به سایت آردا خیلی خوش اومدی! امیدوارم روزهای خوبی در آردا داشته باشی

پ.ن:

جساراتا Envinyatar درسته، به معنای احیا کننده. اگر خواستید میتونید نام نمایشیتون رو از پروفایلتون تغییر بدید.

سلام دوستان

پیر دوگانه هستم(سارومان و پیرمرد بلژیکی)

خوشامد هم نمیخواد بگید،دیماه نود اومدم آردا البته شهریور 88 هم عضو شده بودم ولی زیاد نمیومدم.

سارومان چون از لحاظ اخلاقی خیلی بهش شبیه هستم و تازه اگه بدونید چه طور صدای کریستوفر لی رو تقلید میکنم...

پوآرو هم چون از لحاظ اخلاقی خیلی بهش شبیه هستم و تازه اگه بدونید چه طور حرکات دیوید سوشی رو تقلید میکنم...

تبریک به همه به خصوص دوست بلژیکی:دی خودمون

میگم من هم عاشق تن صدای مستر لی هستم.همین اواخر هم هوگو رو نگاه کردم و از صداش حال کردم.

اما غرض اینکه یه فایل صوتی از تقلید صدای سارومان توی لوتر ،برام بذار(جسارتا صحنه ی دو برج وقتی که میگه:

The World Is Changing...)

منتظرم ها...

ممنون

من تا حالا سه‌تا شناسه داشتم: "گندالف سفيد" (كه به علت نبود امكان نامگذاری، به "گندالف سپيد" تغييرش دادم.)، "گندالف" و "گندالف خ.س".

"گندالف سپيد" كه همون گندالف سفيد خودمونه:

post-1769-0-65865400-1341507495_thumb.jp

"گندالف" و "گندالف خ.س" هم در واقع يه منظور و شناسه هستن كه فقط سومی، كامل‌تره:

post-1769-0-77792700-1359111321_thumb.jp post-1769-0-51961700-1341507599_thumb.pn post-1769-0-84971600-1341507575_thumb.pn

منظورم از شناسه‌ی دومی و سومی، يه گندالف تركيبيه؛ گندالفی كه هم خصوصيات گندالف خاكستری و هم سفيد رو داره.

در واقع، ماها كه توی آردا اكانت می‌سازيم، آردا رو يه كهكشان به حساب مياريم و خودمون رو يه مخلوق در اون جهان. مخلوق من هم، هم گندالف خاكستريه و هم گندالف سفيد. اگه يادتون باشه، گندالف با دوباره‌زنده‌شدنش، علاوه بر تغييرات ظاهری، تغييرات اخلاقی هم داد؛ مثلاً پيپ‌نكشيدن. اما مخلوق من، هم لباس سفيد می‌پوشه و هم خاكستری؛ و هم سوار شدوفكس می‌شه و هم پيپ می‌كشه. البته اين به اين معنا نيست كه مخلوق من، خصوصيات بدی رو كه گندالف سفيد ترک كرده، داره؛ بلكه خصوصيات بدی رو كه گندالف ترک كرده رو از وجه مثبتش داره؛ يعنی پيپ گياهی بی‌ضرر (نمی‌تونم به وجود بيارمش؟!) می‌كشه و رنگ خاكستری لباسش هم چندان نشان فرتوتی يا ضعف روشنايی دلش نيست. (يعنی بقيه بی‌اهميت‌ان!)

حالا منم شدم يه دورگه‌ی دوگانه! :دی

اگه اجازه بدين، من يه توضيحی درمورد شناسه‌ی جديدم بدم؛ چون قبلاً گفته‌بودم كه دوست ندارم فقط گندالف سفيد باشم.

اگه يادتون باشه، من در پست بالايی، اشاره كردم كه گندالف بعد از زنده‌ شدن دوباره‌ش و سفيدپوش شدنش، يه تغييراتی كرد؛ مثلاً كم‌تر پيپ می‌كشيد يا موقرتر بود و بيشتر به خودش می‌رسيد. همين‌طور گفتم كه اكانتی كه من در سايت می‌سازم، مثل شخصيتيه كه در يه دنيای مجازی درست می‌كنم و ذكر كردم كه دوست دارم اين شخصيت، هم خصوصيات گندالف خاكستری و هم سفيد رو داشته‌باشه؛ ولی اگه بيشتر دقت كنيم، می‌بينيم كه گندالف سفيد و گندالف خاكستری، در واقع يک نفرن؛ ولی با كمی تغييرات و تعويضات. يعنی گندالف سفيد، همون گندالف خاكستری خوب‌تره. بنابراين، من بعد از مسدوديتم، تصميم گرفتم شناسه‌م رو مثل گندالف داستان، عوض كنم و خصوصيات بدم رو كنار بذارم و سفيد بشم؛ اين كه پيپ غير مضر بكشم يا ريش‌های پشم‌سان و لباس تيره‌م هم بی‌اهميت باشن، نداريم! والسلام!

سلام به همه...

قبلآ خودم رو معرفی کردم حالا میرم سراغ شناسه ام!

آرتاس منتیل پسر شاه ترنس یکی از شخصیت های برجسته ی وارکرفته.کسی که از بزرگترین جنگجویان انسان ها بود.او در راه مبارزه با لیچ کینگ -فرمانروای نامردگان(نژادی از نژادهای وارکرفت...شباهت زیادی با زامبی ها دارن ولی خیلی قوی ترن) تا یک قدمی پیروزی پیش رفت ولی اسیر طلسم شمشیر افسانه ای فراستمورن شد و در یک قدمی پیروزی به عمق تاریکی سقوط کرد.روحش اسیر شمشیر فراستمورن شد و انسانیتش از بین رفت...دچار جنون شد و نزد پدرش بازگشت و در کمال حیرت همگان پدرش رو کشت و فرار کرد.

نزد ارباب جدیدش لیچ کینگ رفت.لیچ کینگ در اول یک کلاهخود بود.و اون کلاهخود روح اورکی به اسم نرزول رو در خودش زندانی کرده بود که مدت ها قبل توسط اهریمنی به اسم کیل جیدن بدین شکل تنبیه شده بود.خلاصه آرتاس کلاهخود رو بر سر گذاشت و با لیچ کینگ یکی شد.بعدش برای مدت ها به خواب رفت و بعد از بیدار شدن ارتش نامردگان رو فراخوند و سلسله ای از گسترده ترین جنگ ها در دنیای وارکرفت رو رقم زد...

این دوتا عکس هم مربوط به آرتاس میشن...اولی قبل از یکی شدن با لیچ کینگ و دومی بعد از یکی شدن با لیچ کینگ و مبدل شدن به یکی از مخوف ترین شخصیت های وارکرفت...

http://up.vatandownload.com/images/5vfakcjpikx3graz12eh.jpg

http://up.vatandownload.com/images/vyqmc962ecs74wi6dzb.jpg

خوب من اول میخواستم gil galad بشم نشد بعد gil-galad بشم نشد بعد گیل گالاد بشم نشد بعد هالدیر بشم نشد بعد haldir بشم نشد بعد گفتم یه اسمس انتخاب کنم دوجانیه

white witchیعنی میشه گفت جادوگر سفید نارنیا و گندولف

و همه هم در موردش می دونید

و حالا هم شناسه کاربریم گیل گالاد پادشاه الف ها هستش.حالا نمی دونم درسته یا نه؟

من خیال پرداز یا در لغت غربی dream walker هستم من از فارس یا در لغت امروزی ایران هستم نام اصلی من ارشام است که یونانیان مرا ارسامس میخوانند سال ها پیش پلیدی به نام سایورون پا به سرزمین ما گذاشت و قصد داشت ما ومردممان را احاطه کند عده از ترس همراهش شدند وعده ای با ترس جلویش ایستادند من به عنوان قهرمان شاه و جنگجوی دنیایم ایستادگی کردم ولی بعد فهمیدم پادشاه خودم هستم و خیانتکاران طی این مدت به من دروغ گفتند و مرا از تخت پادشاهیم دور کردند در همان لحظه سایورون پدیدار شد و به من گفت:ajir otar agh najir otarus halarazaman otamus به زبان سیاه به زبان وسترون your soul is mine eastern king until the end of days وبه زبان سری روحت ازان من است پادشاه شرقی تا پایان جهان و بعد از فرار من به غرب امدم تا کمک پیدا کنم در باری با مردی به نام تام بامبادیل اشنا شدم و او گفت که ارباب تاریکی در سرزمین من اطراق میکند پس با خود گفتم اردا تنها امید من است امدم تا با شما رودرو شدم بانو ارون

من از لگولاس خوشم میاد به خاطر داناییش وخیلی از صفات خوبی که الف ها دارن من در مورد همه ی موجودات سرزمین میانه را مطالعه کردم

والف ها رو انتخاب کردم به نظر من که الف ها از هر جهت بهترین هستند به کسی برنخوره ولی این نظر شخصی منه

دورود بر همه ی موجو دات سرزمین میانه

نرون یکی از اسامی کوئنیایی بانو گالادریل هستش که به معنی "بانوی مرد مانند"است.این نام رو ائارون به گالادریل داده.(که یکی از محبوب ترین شخصیتهای من در سرزمین است و تقریبا همونقدر بهش علاقه مندم که گیملی :) )

شناسه من ARAMgian(آرام گیان) یعنی آرام جان:)

دوستان فکر کنم شما دارین نام کاربریتون رو معرفی میکنین. یه تاپیک مجزا واسش داریم. اینجا باید شناستونو معرفی کنین.

شناسه ی من the right hand of sauron یعنی دست راست سایرون

مورگومیر هم دست راست ویتچ کینگ و ستوان کارن دووم و اولین پادشاه انسان ها هستش

به شیرین:

عرض شود که منظور بانو آرون از این تاپیک همون توضیح نام کاربریه. چون در سیستم قبلی فروم ما چیزی بعنوان شناسه کاربری نداشتیم. اما از زمان راه اندازی سیستم جدید و قابلیت شناسه کاربری این تاپیک به توضیح همون شناسه کاربری می پردازه و تاپیک "آیا از نام کاربری خود راضی هستید؟" به توضیح نام کاربری و مکان و...

با تشکر از تذکر شیرین. 4 پست این صفحه به تاپیک "آیا از نام کاربری خود راضی هستید" انتقال یافت.

والا شناسه ی من قهوه ای همون طور که از اسمم معلومه{راداگاست قهوه ای} و یه چیز دیگه من رنگ قهوه ای رو دوست میدارم :)

پست قبلیمو پاک کردم چون شناسم پاک عوض شد دیگه.

خب شناسم تابلوئه پنج ایستار هستش والا داستانش طولانیه(دقت کنین طولانی)من اومدم یه عکس از پنج ایستارو گذاشتم بعد این گندالف مثل همیشه یه ضد حال به ما زدو گفت:"باید نام کاربریت به اواتارت بخوره"!بعد من شناسمو گذاشتم پنج ایستار تا دوروز اون اوتاره موند بعد این گیرای امیر هی بیشترو بیشتر شد!!گفتم اقا غلط کردم اواتارمو عوض کردم ولی دیگه حال نداشتم عنوان کاربریمو عوض کنم واس همین تا الان مونده!!:)

(کاربر گرامی نود درصد این داستان سانسور شد!!)

ببخشید چجوری میشه شناسرو تغییر داد @-) من هر چی گشتم پیدا نکردم

ببخشید چجوری میشه شناسرو تغییر داد @-) من هر چی گشتم پیدا نکردم

برای تغییر شناسه کاربری باید حداقل 30 پست داشته باشید و این به این مفهومه که باید مدتی در سایت به فعالیت بپردازید تا شناسه مناسب تری انتخاب کنید. :))

آهان میگم چرا هر چی میگردم پیداش نیست

با عرض سلام خدمت شما باید بگم این تاپیک واسه نام کاربریتون نیست.واسه شناستونه.یعنی این اسمی که کنار پست هاتون میاد.همونطور که تور عزیز گفتن باید 30تا پست بزنید که بتونید تغیرش کنید.برای توضیح درباره نام کاربری به این تاپیک مراجعه شود:

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1354

من فرق بین اسم و شناسه رو نمی فهمم :-)

شناسه من ARAMgian(آرام گیان) یعنی آرام جان :-)

سلام کجایی هستی از رو آرام گیان میگم

من فرق بین اسم و شناسه رو نمی فهمم :-)

اسم که همون نام کاربریه مثلا برای شما gildor اما شناسه در زیر آواتار نمایش داده می شه وقتی تعداد ارسال هاتون به عدد 30 رسید می تونید تغییرش بدید

اسم که همون نام کاربریه مثلا برای شما gildor اما شناسه در زیر آواتار نمایش داده می شه وقتی تعداد ارسال هاتون به عدد 30 رسید می تونید تغییرش بدید

یعنی الان شناسه شما چیه ؟ که منم برا خودم بدونم .

یعنی الان شناسه شما چیه ؟ که منم برا خودم بدونم .

اول اینکه من اشتباها گفتم زیر آواتار ولی منظورم بالاش بود!:دی

الان شناسه من servant of the secret fire هستش ولی برای شما رو فعلا member نشون می ده

سلام کجایی هستی از رو آرام گیان میگم

ایشون مال سنندج هستند. مدتیه دیگه نمیان آردا.برای همین من جواب دادم که منتظر نمونید.:-)

شناسه من سوگند خورده هستش

به دلیل سوگندی که فئانور خورد برای بازپس گیری سیلماریل ها و انتقام گرفتن از ملکور که هیچ وقت نتونست نتونست به ان عمل کند:-)

من دیروز فهمیدم فرق شناسه و نام کاربری چیه :-) بعد شناسموگذاشتم : merenwen minyatur ترجمه اسم خودمه به الفی .

ایشون مال سنندج هستند. مدتیه دیگه نمیان آردا.برای همین من جواب دادم که منتظر نمونید. :-)

خیلی ممنون از جوتابتون فقط کنجکاو شده بودم

شناسه من Elvish Of Anonymous است.

معنیش الف بی نام است ، چون واقعا یک الف بی نامم ، مثل یک الفی که تو سرزمین میانه است و از سمت ریوندل به سمت ماجراجویی در حال حرکت است.

خیلی تخیلی شد.

شناسه امchess playerهست.به دلیل علاقه زیاد خودم و شخصیتی که اسمش رو یدک میکشم به این بازی...دوستانی که دموناتا رو خوندن آشنا هستن باهاش.

سبزبرگ لقب لگولاس که خود نام لگولاس به زبان سینداری (فکرکنم) میشه سبزبرگ.لگولاس هم که همه می شناسن (پسرتراندویل ویکی از یاران حلقه و شاهزاده سیاه بیشه)

Tengwar_Legolas.png

لگولاس به تنگوار

ما باز هم بر این آمدیم که شناسه کاربریمان بتغییرانیم:))

نور آردا:|

اقا من نور آردام دیگه:D دو روز نباشم آردا اصن به هم میریزه:| مثال:قضیه گندالف تو تابستون!!

پس بر این آمدم تا این شناسه ی ملکوتی خود را از پنج ایستار به نور آردا تغییر بدهم:D باشد که مورد مقبول ارو قرار گردد:(

آمین.

شناسه ی کاربری من به معنیه "کابوس نزگول"هست.

خب هر کس باید از یک چیز بترسه دیگه!نازگولا هم از من:دی

اما در اصل دشمنی با تاریکی.

اينجانب به دليل علاقه ي خاصي كه به آنگمار داشت،عنوان خود را جادوگر آنگمار نهاد :((

چرا؟؟؟

-چون دوست داشت <_<

شناسه فعلی من تینوویل Tinúvielهست. اسمی که برن به لوتین داد، به معنی «دختر تاریک و روشن». خیلی دوست داشتم شناسه ام یکی از شخصیت های آردا باشه و این اسم بیشتر از همه به دلم نشست. یه جورایی وصف خودمه...

شناسه ام شهبانوی زمین هست اسم یاوانا خواهرمه دیگه :دی بدلیل علاقه م به این شخصیت وگیاهان و زمین این اسمو انتخاب کردم

خوب دوباره باید معرفی کنم شناسه خودم رو.

شناسه من توروندور هست. توروندور پادشاه عقاب های عظیم هست که توسط مانوه والار برای حفاظت و پاسداری سرزمین میانه از دست نیروهای پلید به وجود اومدند. اگر کتابها رو خونده باشید نقش زیادی از دوران اول تا پایان دوران سوم داشتن. از عملیات های نجات بگیر (گندالف ، دروف ها ،و...) تا عملیات های تهاجمی (نبرد خشم ، نبرد روبه روی دروازه های موردور، نبرد 5 سپاه و ...). اینجانب نیز هد این دسته هستم و پادشاهشون. این بود شناسه ما.

فكر ميكنم نام جينيور به معناي كوچك تر است.

خب گفتم دوست داشتم يك نام در ارباب حلقه ها داشته باشم ولي پيدا نكرم چون من يك شخصيت خانم ميخوام.

به هرحال اسم من هيچ ربطي به دنياي تالكين ندارد البته تا آنجا كه ميدونم.

وقتي يك نام كاربري خوب پيدا كردم حتما اسمم رو عوض ميكنم.لطفا شما هم كمكم كنيد.

من اسم جينيور را از يك نفر كمك گرفتم خودمم خوشم اومد.

باتشكر

منظور از "شناسه کاربری" اون نوشته ی بالای آواتاره نه نام کاربری. اگه اشتباه نکنم بعد از 30تا پست میتونید تغییرش بدید و شناسه کاربری موردعلاقه تون رو انتخاب کنید.

با عرض اجازت

شناسه ی ما هم همان القاب معروف خودمان فلاگوند است.

شناسه من صورت زخمی هست چون توی ویژگی هایی که شخصیت لارتن داشت بیشتر از همه اون رو دوست داشتم و همینطور اینکه هر موقع یاد اتفاقات گذشته میفته روی اون دست میکشه و نشون می ده که باید از تجربه هامون درس بگیریم

این بود انشای من:دی

النا نوره یعنی سرزمین ستاره در زبان الفی چون خود الف ها عاشق ستاره ها هستند و گیلدور هم تقریبا نزدیک همین معنی هست.

شناسه من حسین جعفر پور

چرا؟

چون اسممه

به شناسه ی جاودانه ی خودم رسیدم چون درون مرا مفید به دیگران توضیح می دهد ...

DEATH HEAVEN

فاتح نوری که نابود شده است . آسمانی که در حال مرگ است و روزی از مرگ تدریجی نجات خواهد یافت .

شناسه فعلیم norel هست.اسم الفیم ;)

البته زیاد به زبون الفی وارد نیستم اما معنیشو اینجوری بهم گفتن:

Nore + el=fire + female

فک کنم بشه گفت به معنی "آتش"

قبلی هم nadhorien بود.اونم اسم الفیم بود

شناسه ام modern talking lover هست و فکر نمیکنم کسی تو این سایت از عشق من به مدرن تاکینگ بزرگترین گروه پاپ تاریخ خبر نداشته باشه :|

شناسه من بیلبو هستش :| بعد از خوندن کتاب " هابیت " از بیلبو که هابیت هستش خیلی خوشم اومد :|

خب نیه نور که دختر هورینه...

و منم به شخصیت هورین علاقه ی زیادی دارم.شخصیتی مغرور ، شجاع،مهربون و درعین حال با شکوه داره.

دوست داشتم شناسه م رو چیزی بذارم که اسمی از هورینم توش باشه و به همین خاطر شناسه م رو هورین زاد گذاشتم.:)

البته ممکنه یکم ناجور بنظر بیاد :دی اما ارزششو داره ...

روز دوباره فرا میرسد!

شناسه من یعنی Er Aran یه کلمه به زبان الفی هستش..به معنای پادشاه تنها....انتخاب این اسم هم به این دلیل بود که در بعضی از منابع گفته شده که تراندویل آخرین پادشاه الف سرزمین میانه هست منم به همین دلیل این اسم رو انتخاب کردم....Er به معنای تنها و Aran هم به معنای پادشاه هست:)

من روحیاتم بیشتر با ائووین سازگار هست اما قبلا یک نفر این اسم انتخاب کرده بود و البته چون الفها رو دوست دارم دوست داشتم یک الف باشم البته نه از نوع ضعیفش بلکه قوی مثل بانو گالادریل. بانو گالادریل یک زن خردمند و قابل تحسینه که هیچ انسانی و حتی هیچ الفی حتی جناب الروند به اندازه اون قدرتمند و مشهور نیست. من از اینکه یک جادوگر الف هستم و میتونم به همه کمک کنم بخودم افتخار میکنم و البته مثل خاندان لرد الروند مغرور نیستم و هیچ وقت احساس برتری نژادی نسبت به انسانها ندارم. من به این دنیا اومدم تا به همه موجودات خوب امید بدم و با تاریکی بجنگم. من هیچگاه از قدرت جادوییم برای رسیدن به اهداف شیطانی استفاده نمی کنم. در مورد گندالف باید بگم که دوستی با ایشون باعث افتخار من هستش و من و گندالف حامی همه موجودات ضعیف هستیم

"چیزی در میان سایه ها حرکت می کنه

 خودش نشون نمیده  . اون قابل دیدن نیست. ولی هر روز رشد میکنه و بیشتر و بیشتر میشه   باید مراقب باشی! "(فیلم هابیت: سفر غیر منتظره)

شناسه کاربری من در زبان الفی به معنی نژاد الف میشه و این انتخابم به خاطر علاقم به الف ها هستش

شناسه من یعنی آرتانو نامی هست که سائورون به خودش داد تا الف ها نسبت بهش دید بدی نداشته باشن.معنیش یعنی آهنگر بزرگ که خوب مشخصه چرا این اسمو به خودش داد.تا بتونه مهارت ساخت حلقه ها رو به الف ها یاد بده.و بقیه داستان هم در جریانید....

Ash Nazg

یک حلقه

 

همونطور که خودم یکتا هستم