آردا

کتابخانه
زبانهای آردا
جی. آر. آر. تالکین
فیلم ها
مالتی مدیا
ارتباط با ما

داستانهای آردا
 

و آردهل در میان سایه‌های نان-الموث ائول را پسری آورد و در قلبش با زبان ممنوع نولدور بر او نام «لایمون» نهاد: «فرزند شامگاه» اما پدرش تا سنین دوازده بر او نامی ننهاد و پس از آن او را «مائگلین» خواند...
 
 
 
 
 
 
 

سپس خداوند تیره با او سخن گفت : « اکنون آنجا بنشین و به سرزمینهایی بنگر که بدی و ناامیدی بر آنهایی که بیشتر دوست داری سایه خواهد افکند ، و فرزندان و خاندانت ، بادا که هرکجا می روند افکار من بر ذهنشان بیارامد ، و نفرت من تا پايان دنيا تعقيبشان کند...»
 
 
 
 
 
 
 
 

 
فئانور:
...پس او شروع به کاری طولانی و سری کرد و تمام قدرت و مهارتش را بکار گرفت تا سرانجام سیلماریل ها را خلق کرد، سه جواهر...
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

گالادریل تنها شاهزاده طغیانگر نولدور که از جنگهای بلریاند جان سالم به در برد و به والینور بازگشت...
 
 
 
 
 
 
 
 

 
ملکور
...سرانجام ملکور، ارباب تاریکی ها و خدای سیاه را در مکان بی زمانی در دروازه ی شب، پشت دیوارهای جهان انداختند، اما تاثیراتش تا مدتها در زمین باقی ماندند و بسیاری از مخلوقاتش به زندگی خود ادامه دادند...