آردا
ورود
| داستانهای آردا |
![]() و آردهل در میان سایههای نان-الموث ائول را پسری آورد و در قلبش با زبان ممنوع نولدور بر او نام «لایمون» نهاد: «فرزند شامگاه» اما پدرش تا سنین دوازده بر او نامی ننهاد و پس از آن او را «مائگلین» خواند... سپس خداوند تیره با او سخن گفت : « اکنون آنجا بنشین و به سرزمینهایی بنگر که بدی و ناامیدی بر آنهایی که بیشتر دوست داری سایه خواهد افکند ، و فرزندان و خاندانت ، بادا که هرکجا می روند افکار من بر ذهنشان بیارامد ، و نفرت من تا پايان دنيا تعقيبشان کند...» ![]() فئانور: ...پس او شروع به کاری طولانی و سری کرد و تمام قدرت و مهارتش را بکار گرفت تا سرانجام سیلماریل ها را خلق کرد، سه جواهر... گالادریل تنها شاهزاده طغیانگر نولدور که از جنگهای بلریاند جان سالم به در برد و به والینور بازگشت... ![]() ملکور
...سرانجام ملکور، ارباب تاریکی ها و خدای سیاه را در مکان بی زمانی در دروازه ی شب، پشت دیوارهای جهان انداختند، اما تاثیراتش تا مدتها در زمین باقی ماندند و بسیاری از مخلوقاتش به زندگی خود ادامه دادند... |
کتابخانه 



