بانوی سفید روهان

بهترین دیالوگ های سه گانه ارباب حلقه ها

56 پست در این موضوع قرار دارد

الراند=گندلف دشمن حرکت کرده نیروهای سائرون دارن در شرق جمع میشن چشمش روی ریوندل ثابت مونده توهم که گفتی سارومان بهمون خیانت کرده متحدینمون خیلی کم شدن -گندلف=خیانت سارومان بسیار دهشتناکه ازطریق جادوی سیاه اورک هارو بانیروی خودش در امیخته و ارتشی جدید از نژادی جدید به وجود اورده که میتونه در روشنای با سرعتی بالا حرکت کنه

ویرایش شده در توسط استرایدر
8

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

The world is changed

دنیا در حال تغییره

I feel it in the water

میتونم از روی آب احساسش کنم

I feel it in the earth

میتونم از روی خاک احساسش کنم

I smell it in the air

میتونم از روی هوا احساسش کنم

Much that once was is lost, for none now live who remember it

بیشتر اونا قبلا گم شده بودند. هیچ کدوم از اونا دیگه زندگی رو به خاطر ندارند.

واقعا دیالوگ عالی برای شروع شاهکار سه گانه ی لوتر بود.

بقیه هم که دوستان گفتند.

7

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

ببخشید اگه دوباره پست میدم اینا تو پست قبلیم جا موند

دنه تور:فکر نمیکردم استحکامات دفاعی ما انقد راحت سقوط کنه استحکاماتی که برادرت مدت ها حفظ کرد

فارامیر:میخاید من چیکار کنم؟

دنه تور: باید برای تصرف رودخانه در پله نور بجنگی...اوسگیلیات رو به دست بگیری

فارامیر:ولی سرورم اوسگیلیات سقوط کرده

دنه تور:باید خطر کرد واستوار بود...در میان شما فرمانده شجاعی هست که به اراده سرورش پاسخ بده؟

فارامیر:شما ارزو دارید جای ما عوض میشد...من میمردم و بورومیر زنده میموند

دنه تور:...بله کاش چنین بود

فارامیر:حالا که از برومیر محروم شدین...هرچه در توان دارم به جای او انجام خواهم داد...فقط اگه برگشتم در موردم بهتر قضاوت کنین

دنه تور :این بستگی به چگونگی بازگشتت داره

...

البته دیالوگ های زیبا خیلی زیادن ولی نمیشه همشونو نوشت

ویرایش شده در توسط استرایدر
9

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

این دیالوگ هم زیباست : بعضی ها که زنده هستند لایق مرگ و بعضی که مرده اند باید زنده باشند.در دادن حکم مرگ عجول نباش فرودوی عزیز. ((گاندالف در موریا))

یا:میریم شکار اورک ها ((آراگورن آخرین صحنه یاران حلقه))

ویرایش شده در توسط Edhelharen
7

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

این عالیه:

اسب و سوارش کجان ؟

شیپوری که نواخته میشد کجاست؟

مثل بارانی که بر کوه میباره گذشتند.

مثل باد از روی چمنزار.

روزهای با شکوه ادوراس پایان یافت.

پشت تپه ها غروب کرد،

و در سایه فرو رفت.

چطور کارمون به اینجا کشید؟

((تئودن در دو برج هنگام پوشیدن زره))

ویرایش شده در توسط Edhelharen
6

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

so it begins ابتدای جنگ هلمز دیپ

much that once was were lost for none now who live to remember it

history became legend , legend became, ابتدای یاران حلقه

this isit if i take one more step it will be a far est away from home i whoud ever be گفتگوی سم و فرودو وقتی داخل مزرعه اون یارو که اسمش یادم نیست میشن.

in place of a dark lord you will have queen ولی بقیه اشو یادم نمیاد هرکاری می کنم . گفتگوی گلادریل با فرودو

و خیلی از دیالوگهای دیگه از این فیلم

3

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

به پیش از تاریکی نحراصید....بتازید سربازان تئودن!

نیزه ها میلرزند,سپر ها خرد میشوند و صدای چکاچاک شمشیرهایمان تا طلوع افاق پیروزی قطع نخواهد شد

اینک بتازید...بتازید...بتازید بر دشمن زمین را از (...)وجودشان پاک کنید

- مرگ

-مرگ

- مرگ

- مرگ

مرگ...مرگ...مرگ

به پیش مردان تئودن!

(سخنان تئودن قبل از یورش به دشت پله نور)

و:

سائرون: اراگورن...اراگورن...وارث اسیلدور,میراثتو به گور خواهی برد!

اراگورن بعد از شنیدن این حرف و نگاه به پشت:به خاطر فرودو !

ویرایش شده در توسط *فئانور*
6

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

به پیش از تاریکی نحراصید....بتازید سربازان تئودن!

نیزه ها میلرزند,سپر ها خرد میشوند و صدای چکاچاک شمشیرهایمان تا طلوع افاق پیروزی قطع نخواهد شد

اینک بتازید...بتازید...بتازید بر دشمن زمین را از (لوث)وجودشان پاک کنید

و:

سائرون: اراگورن...اراگورن...وارث اسیلدور,میراثتو به گور خواهی برد!

اراگورن بعد از شنیدن این حرف و نگاه به پشت:به خاطر فرودو !

فئانور من فیلم رو به انگلیسی نگاه کردم بعدش متوجه شدم که دیالوگی که خود سایرون میگه فرق داره.
1

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

دیالوگ تئودن و آراگورن در هورنبرگ

T:The fortress is taken.It is over

A:You said this fortress would never fall while your men defend it.they still defend it.They died defending it

A:Is there no other way for the women and children to get out of the caves?Is there no other way?o

Gamling:There is one passage.It leeds them into the mountains.But they will not get far.The uruk-hai are to many.o

A:send word to the women and children to make for the mountains pass and barricade the intrance

T:so much death.What can men do against such reckless hate?o

A:Ride out with me.Ride out and meet them

T: For death and glory

A: For Rohan. For your people

Gimli: the sun is rising

((Gandalf: Look to my coming at first light on fifth day))

T: Yes....Yes... The horn of helm hammer hand...shall sound in the deep...on last time

Gimli: Yes

T:Let this be the hour when we draw swords together... Fell deed, awake....Now for ruin and a red dawn....Forth Eorlingas

دیالوگ گاندلف به ایومر

G:Teoden king stands alone

E:Not alone....Rohirim

T:Eomer!!o

E: To the king

7

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

مونولوگ‌های بانو گالادریل در ابتدای قسمت اول:

-For none now live who remember it

هیچکدوم از اونها دیگر زندگی را به خاطر ندارند

-Victory was near, but the power of the Ring could not be undone

پیروزی نزدیک بود ولی قدرت حلقه، فنا ناپذیر بود

-و درخشان ترین جمله فیلم سه گانه ارباب حلقه‌ها

History became legend, legend became myth

تاریخ به افسانه پیوست و افسانه اسطوره شد

ویرایش شده در توسط Rosebud
9

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

آراگورن : من قسم خوردم که از تو محافظت کنم.

فرودو : می تونی در برابر خودت از من حفاظت کنی ؟!

6

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

همه ی دیالوگ ها برای من زیبا و ماندگارند اما این دوتا از اولین باری که ارباب حلقه ها رو دیدم توی ذهنم ماندگار شدن:

دو برج:

گیملی: بیا بریم از پسشون بر میایم. آراگورن: فاصله ی زیادیه. گیملی: ام...ام...پرتم کن. آراگورن: چی؟ گیملی: نمیتونم اینقدر بپرم پرتم کن ولی... به لگولاس نگی ها!

بازگشت پادشاه:

لگولاس: راه بسته شده. اونایی که مردن این راه رو ساختن و ازش محافظت میکنن. راه بسته است. آراگورن: من از مرگ نمی ترسم... (و گیملی که همینجور به آراگورن نگاه میکنه) لگولاس پشت سر آراگورن داخل میشه. گیملی: یه حق چیزای نشنیده. یه الف گوش دراز میره تو دل زمین ولی یه کوتوله جرئت نمیکنه. اوه...اگه نرم تا ابد باید جواب پس بدم.

ویرایش شده در توسط Elentári
6

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

سرزمین ها یک به یک در برابر قدرت حلقه سقوط میکردند , اما کسانی نیز بودند که ایستادگی نشان دادند... ارتشی از آخرین اتحاد الفها و انسانها به لشکریان موردور هجوم بردند و در دامنه کوه هلاکت برای آزادی سرزمین میانه جنگیدند:

_ tangado haid ! ... Leitho lephiline! (موقعیت خودتونو حفط کنید ! تیرهارو رها کنید!)

پیروزی نزدیک بود... اما قدرت حلقه شکست ناپذیر بود...

6

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری