جدول امتیازات

  1. Nienor Niniel

    Nienor Niniel

    Moderators


    • امتیاز

      59

    • تعداد ارسال ها

      2,756


  2. به لگ

    به لگ

    Members


    • امتیاز

      58

    • تعداد ارسال ها

      133


  3. ورونوه

    ورونوه

    Members


    • امتیاز

      49

    • تعداد ارسال ها

      285


  4. لیدی گالادریل

    لیدی گالادریل

    Members


    • امتیاز

      30

    • تعداد ارسال ها

      201



ارسال های محبوب

نمایش محتوا با بیشترین امتیاز از 01/28/2017 در همه بخش ها

  1. 8 points
    سلام من کتاب The road to middle earth نوشته تام شیپی که با تالکین هم شخصا ملاقات کرده رو از آمازون خریداری کردم. انشاالله در ماه های آتی صفحات جالبشو در سایت میذارم. وبعد از کنکور ارشدم با شتاب بیشتری صفحات ترجمه شده شو میذارم. تا سایتمون دوباره جون اساسی بگیره. این کتاب برترین کتاب در زمینه نقد آثار تالکین هست. خوشخال میشم نظراتتونو بشنوم.
  2. 7 points
    سلام دو تا عکس نوشته آماده کردم که بعدا باز بهشون اضافه میکنم بد بود بذارین به حساب تازه کار بودن بنده
  3. 7 points
    اگر منظورت از ایسترلینگ ها مردم سرزمین rhûn هست باید بگم خامول قبل از اینکه سارون بهش حلقه رو پیشکش کنه یک انسان معمولی بود ک از قضا پادشاه همین سرزمین rhûn هم بود. پس با مردم این سرزمین رابطه نزدیکی داره و خودش هم یه ایسترلینگه. این سرزمین نامبرده سرزمین بسیار وسیعی است ک در ورای مرز های موردور قرار داره و در شمال هم مرز های اون مقداری فراتر از تپه های اهن قرار دارن. احتمال زیاد دلیل کمک ایسترلینگ ها در نبرد حلقه به سارون هم نزدیکی شون با خامول هس. ایسترلینگ هایی هم ک در فیلم ارباب حلقه ها میبینیم از همین سرزمین هستند. دقت کنید ایسترلینگ ها رو نباید با مردم اومبار یا هاراد قاطی کرد( سرزمین هایی ک در جنوب موردور هس و بخش هایی از اون جزئی از قاره سرزمین میانه محسوب نمیشه.) این لینک ها هم لینک های مفیدی هس ک میتونید استفاده کنید: http://lotr.wikia.com/wiki/Easterlings http://lotr.wikia.com/wiki/Rhûn http://lotr.wikia.com/wiki/Khamûl
  4. 7 points
    این سوال بار ها قبلا راجع بهش بحث اما خب میشه با قاطعیت گفت اصلی ترین دلیل این بود ک گندالف از قبل درباره خونواده بیلبو اطلاع کاملی داشت و خب همون طور ک میدونید مادر بیلبو یه توک بود و توک ها بین هابیت ها همیشه به ماجراجویی معروف بودند. . مادر بیلبو هم از این بابت مستثنا نبود و طبیعتا گندالب بخاطر اشنایی قبلی با خونواده بیلبو اونو انتخاب کرد. در مورد اینکه فرد لایق تری وجود داشته یا نه هم بنده اطلاعی ندارم. البته شاید هم بخاطر سادگی بیلبو بوده چون اگر یک دزد قهار رو انتخاب میکردن شاید وسط راه یه کلکی چیزی از خودش در میاورد اما بیلبو اصلا بهش نمیاد اینکارا.
  5. 6 points
    خب من فکر میکنم از اونجایی که گندالف شخصیتی توانا و با قدرتهای فوق العاده هست، توانایی تشخیص و پیش بین یبساری از مسائل رو داره از جمله شناخت آدمها و پیش بینی اعمالی که انجام میدهند. بنابراین به چند دلیل کار ایشان را توجیه میکنم 1) گندالف از کودکی بیلبو را مشناخت و میدانست با وجود آنکه هابیتها خواهان یک زندگی آرام و بدون ماجرا هستند اما بیلبو از کودکی به ماجراها و داستانهای عجیب گندالف علاقه زیادی نشان میداد و یک روحیه ماجراجویانه در اعماق وجود بیلبو بود که او را به ماجراجویی دعوت میکرد. 2) هابیتها موجوداتی پاک و بی آلایش بودند و اغلب آنها دچار طمع یا وسوسه طلا و سایر مسائل مادی نبودند بنابراین شخصی مثل بیلبو هرگز نمیتوانست تنها بخاطر طلا و بدست آوردن گوهر یگانه به آن سفر پرماجرا برود. 3) تواناییهای منحصر بفرد هابیتها: آنها دارای چشمانی تیزبین، پاهایی قوی بودند و توانایی پیاده روی در مسافتهای طولانی را داشتند. 4) بیلبو فردی با مطالعه و آگاه بود. او وقت زیادی را صرف خواندن کتابها و نقشه ها میکرد که برای افرادی که اهل سفر و ماجراجویی هستند بسیار مناسب است. 5) بیلبو شخصی محترم و خوشنام بود و بسیار مودب که بهتر میتوانست با یک اژدهای طماع و جاه طلب صحبت کند. گندالف: « من برای اینکار تا دلتان بخواهد دلیل داشتم. از من خواستید که چهاردهمین نفر را انتخاب کنم و من هم آقای بگینز را انتخاب کردم. من آقای بگینز را انتخاب کردم و این هم از سرتان زیاد است. عیار میخواهید این هم عیار یا وقتی که موقعش بشود میشود عیار. جربزه اش خیلی بیشتر از آن که فکر میکنید و خیلی بیشتر از آن که خودش خیال میکند» (کتاب هابیت.ص 37). احتمالا گندالف چیزهایی در وجود بیلبو دیده بود که او را برای اینکار انتخاب کرده بود. اصلا چه کسی را باید انتخاب میکرد. اژدها که حضور دورفها را براحتی تشخیص میداد، الفها هم که هرگز میانه خوبی با آنها نداشتند و یک الف هرگز عیار نمیشود. انسانها ؟؟ خب در اینمورد ایده ای ندارم به جز اینکه شاید گندالف آنچنان با انسانها سر و کار نداشت و آنها را بخوبی نمیشناخت. اما بیلبو شخصیتی کاملا شناخته شده برای گندالف بود. البته بعضی هم عقیده دارن که شاید گندالف پیدا شدن حلقه را پیش بینی میکرد بنابراین ترجیح میداد شخصی مثل بیلبو آن را پیدا کند که بعید به نظر میرسد چون گندالف پس از پیدا کردن گالوم و اعتراف گرفتن از آن به وجود حلقه در شایر و خانه بیلبو مطلع شد. با تمام این تفاسیر بنده خودم دلایل اصلی گندالف را تواناییهای جسمی و شخصیتی بیلبو میدانم که بخشی از آن هابیتی و بخشی مربوط به ویژگیهای خانوادگی و شخصیت خود بیلبو بود.
  6. 5 points
    منم جواب دقیقی ندارم. هرچی به فکرم می رسه می نویسم: تصمیم الروند برای اینکه این دو تا رو به عنوان پیک بفرسته به شایر جالب نبود به نظرم. اونطوری که هم نزگول و هم سارومان دنبال هابیت+ حلقه افتاده بودن، با توجه به اطلاعاتی که اینا داشتن بیرون رفتنشون از ریوندل هم خودشون و هم مأموریت رو به خطر می انداخت. گذشته از اون پی پین میگه اگه من رو جا بذارین هر طور شده دنبال گروه راه می افتم. که باز بهتر بود همراه گروه باشه و تحت نظارت آراگورن و گندالف. علت دیگه ش دفاع گندالف از این دو تا بود. که میگه حتی اگه گلورفیندل رو انتخاب کنی کار زیادی از دستش بر نمی یاد. روی دوستی اینا حساب کن و نگذار که خجالت زده از سفر جا بمونن. برداشت من از این حرفش شاید منطقی نباشه. ولی چیزیه که باعث میشه این بخش داستان رو خیلی دوست داشته باشم. مأموریتشون مثل تیر در تاریکی بود، همینطوریش هم انقدری برنامه ریزی و شانس نداشتن که بردن این دوتا بخواد کمش کنه. این بود که ترجیح دادن هر دستی برای کمک دراز شده رو بگیرن. همه ی داوطلب ها رو ببرن. نخواستن سفری که به قصد دفاع از "همه ی چیزهای خوب" در برابر "همه ی شرارت" انجام می گیره با دلخوری شروع بشه، که اینا شرمنده و با چشمهای منتظر این طرف بمونن و حواس سم و فرودو هم در طول سفر پرت این دو تا بمونه. رفتار الروند وقتی بدون سخت گیری اضافه میگه: "پس بگذار چنین باشد." خیلی بزرگوارانه س به نظر من. یه دلیل منطقی هم میشه آورد ولی زیاد با اخلاق الروند و گندالف سازگار نیست: اضافه کردن این هابیت ها به عنوان پوششی برای فرودو. که در مورد اورک ها و سارومان جواب هم داد و اینا رو با هابیت اصلی اشتباه گرفتن. باز یه دلیل خارج از متن می تونه این باشه که ارباب حلقه ها اول قرار بود دنباله ی هابیت باشه. هابیت ها قهرمانش باشن. استرایدر اولیه یه هابیت بود. تالکین نخواسته خیلی کمرنگ بشن و با اضافه کردن اینا کفه ی همراهان حلقه رو به نفع هابیت ها سنگین کرده. البته بیشتر پی پین خرابکاری کرد، مری هابیت زرنگی بود. دسته گل خاصی هم یادم نیست به آب داده باشه.سم خیلی فراتر از انتظار رفتار کرد وگرنه احتمال دست و پاگیر شدن سم بیشتر از مری بود.
  7. 5 points
    چرا گندالف از بین آن همه مردم سرزمین.میانه و شایر بیلبو بگینز و انتخاب کرد؟
  8. 5 points
    جواب سوال تاپیک همونه که A.M.Sگفت. این داستانِ بقیه ی آینور نیست که بخواد درباره ی اونا چیزی بگه. اونا توی تاریخ آردا نقشی نداشتن و سهمشون از داستان همون آینولینداله س. قدرتمندتر از والاری که به آردا اومدن ممکنه باشن. چون گفته شده" و در میانشان برخی از بزرگترین و زیباترین آینور از ایلوواتار جدا گشتند و در آن جهان فرود آمدند." پس لابد برخی دیگه از بزرگتر ها موندن. ولی نه قدرتمند تر از ملکور. ملکور هم در سیلماریلیون و هم در حلقه ی مورگوت، تواناترین آینو خوانده شده. * و همه ی آینور در نواختن آهنگ نقش داشتن، چون ایلوواتار چون: "ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فراخواند و نغمه ای شگرف به ایشان بازنمود." همینطور از حلقه ی مورگوت، مباحثه ی فینرود و آندرت: بعد، از اونجایی که چندجا گفته شده "مانوه و ملکور در اندیشه ی ایلوواتار برادر بودند"، احتمالا با وجودی که مانوه قدرت خاصی از خودش نشون نداده باید اونو هم تقریبا همسنگ ملکور بگیریم. از این دو تا قوی تر آینویی نیست.
  9. 5 points
    صفحه ی 120 یاران حلقه ی انتشارات روزنه این متن اومده: حلقه ای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی، حلقه ای هفت برای فرمانروایان دورف در تالارهای سنگی و... جاهای دیگه ای از ارباب حلقه ها هم اشاره هایی شده. مثلا در شورای الروند که از دوستی الف های اره گیون و دورف های موریا گفتند. در کتاب سیلماریلیون هم در مورد دوران سوم و ساخت حلقه ها توضیح داده شد.
  10. 5 points
    میناث یعنی برج. میناث تریث یعنی برج نگهبانی. میناث آنور یعنی برج طلوع خورشید. میناث ایثیل یعنی برج طلوع ماه. میناث مورگول یعنی برج جادوی سیاه.
  11. 4 points
    درباره‌ی «دایرون» در حدیث برن ولوتین چنین آمده: «اما او در جست‌و جوی لوتین سرگشته‌ی راه‌های عجیب گشت، و با گذشتن از کوهستان سرانجام به شرق سرزمین میانه آمد، آنجا که روزگاری دراز کنار آب‌های تاریک برای لوتین، دخت تینگول، زیباترین جمله باشندگان مویه می‌کرد.» (سیلماریلیون: 301) «و در باب مالگور آورده‌اند که او تاب تحمل شکنجه و درد سیلماریل را نداشت؛ و سرانجام آن را به دریا افکند، و از آن پس آواره‌ی کرانه‌ها شد و از سر رنج و پشیمانی به خلاف موج‌ها آواز می‌خواند ... اما او هرگز به میان مردمان الف باز نگشت.» (سیلماریلیون: 423) از آنجا که چیز بیشتری در باب سرنوشت این دو نمی‌دانیم نمی‌توان از نظر دور داشت که آن‌ها در دوران سوم هم چنین زنده بوده‌اند. اگر چه هر دو از گیردان جوان‌تر هستند، در صورت زنده بودن بعد از ترک سرزمین میانه توسط گیردان به کهن‌ترین الف‌های سرزمین میانه تبدیل می‌شوند. اما صحبت درباره‌ی کهن‌ترین الف در آردا اندکی دشوارتر است.
  12. 4 points
    اینجا بهتره فقط به کتاب استناد بشه. الروند یا همون پردهیل سنش بالا بود اما الف های مسن تر دیگه یی هم بودند. مثلا خود گالادریل در دوران سوم. یا گیردان که از قبل الروند بودند.
  13. 4 points
    سلام لطفا به اول تاپیک نگاه کنید بعد میبینید که مود برای rotwk هستش. نصب 4.3 هم راحته. عینه یه فایله نصبی اجراش کنید. [اون دوتا فایل(EdainMod4.3-1.bin///////EdainMod4.3-2.bin)مربوط به خود نصب هستن که به صورت اتومات توسط نصب کننده نصب میشن کاری به اونا نداشته باشید.] دوستان لطفا هر اتفاقی که براتون میفته یا هر مشکلی که بهش بر میخورین یا هر چیزی که تو این ور اون ور و سایت های مختلف میبینید سریع نیاید پست بزارین قبلش سعی کنید مشکلتون رو حل کنید و بعد اگه راهی پیدا نکردید اینجا بیان کنید. ممنون
  14. 4 points
    سرنوشت هم بوده باشه کسانی(در اینجا گندالف) در شکل دادنش نقش داشتن و باید با توجه به توانایی هاشون رقم می خورده. یعنی اگه بیلبو از گندالف می پرسید چرا من؟ این همه هابیت، چرا من رو توی دردسر انداختی؟ گندالف نمی تونست با گفتن اینکه سرنوشتت بوده از سر بازش کنه.(فرودو فکر کنم پرسید.) جواب ها کاملن، فقط من داشتم برای یه چیز دیگه سرچ می کرم که یه نقل قول در این باره پیدا کردم. گفتم شاید براتون جالب باشه. از افسانه های ناتمام، پویش اره بور: ترجمه ممکنه دقیق نباشه. متن اصلی رو پایین گذاشتم. گندالف هم به نقش سرنوشت اشاره می کنه و هم خودش مسئولیت انتخاب رو می پذیره.
  15. 4 points
    پيرترين فكر نكنم لفظ خوبى باشه، سن بالاترين فكر كنم بهتر باشه. گيردان سن بالاترين الفى بود كه شناخته شده و بين سال هاى ١٠٥٠ تا ١١٤٩ دوران دو درخت به دنيا اومده.
  16. 4 points
    به نظر من كه به خاطر توانايي هاشونه، همونطور كه خودتون ميگيد "گندالف باهوش هم اين رو فهميده بود كه اگر بيلبو يا فرود نتونه هيچ كس ديگه نميتونه".
  17. 4 points
    نمیدونم کدوم خوابمو بگم ! بعضیاشون رو نمیشه گفت اما بیشترشون جنگی بودن کلا فقط خواب جنگی میبینم یکی از بیمزه هاشو میگم بقیشون صحنه دارن :دی خواب دیدم تورین تورامبار ام بعد داشتیم با به لگ قدم میزدیم که ارک ها بهمون حمله میکنن . تعدادشون خیلی زیاد بود . به بلگ گفتم فرار کنیم وگرنه شکست میخوریم اما اون گیر داد که اگه فرار کنیم به شهر پشت سرمون حمله میکنن همه مردرو میکشن خلاصه گرفتیم همه ارکارو نصف کردیم و خسته رفتیم کنار رودخونه نشستیم . اما دیدم یهو بلگ افتاد رو زمین . تو اون صحنه حماسی دیدم که شمشیر خورده . گفتم نه بلک تو نباید بمیری ( دقیقا مثل فیلم هندیا ) که اون دستمو گرفت و یسری حرف زد و تو حرف هاش گفت که : تورین دوست خوبم ٬ بدون که همیشه به فکرتم ٬ برا اینکه به یادم باشی اسم پروفایلتو بلگ بزار ( نمیدونم اونجا پروفایل چیکار داشت ) و همیشه بشین یه گوشه برو سایت آردا وگرنه اطرافیانتو به کشتن میدی ! اصفهانم به گند میکشی ! آخر حرفاشم گفت : آینده تو.... اوهوم اوهوم ( سرفه ) ... با یه نفرین ... اوهوم ... بزرگ هست و بدون سرنوشت .... سرنوشتتتت .... دنیااااا .... مرد خیلی ضد حال بود این خواب خیلی تاثیر گذار بود و بخاطرش اسممو به به لگ فرداش تغییر دادم :دی بعدشم فهمیدم نفرینم کردن بیشتر تو سایت موندم و بیرون نزدم از خونه خیلی طولانی شد . بیشتر شبیه رمان بود اولاشو خلاصه کردم وگرنه داستانی داشت برا خودش
  18. 4 points
    البته از ایسیلدور تا آراگورن انفعال نبوده ها. از اونجایی که سن پسر چهارم ایسیلدور ( والاندیل) کم بوده، سلطنت گوندور به پسر آناریون(منلدیل) واگذار میشه. والاندیل هم بعدها حکومت آرنور رو در دست می گیره و هیچکدوم ادعا نمی کنن که شاه برین هستن. در نتیجه آرنور و گوندور عملا مستقل میشن. پادشاهان گوندور از نسل منلدیل هستن. این وضعیت ادامه پیدا می کنه تا زمانی که شاه اوندوهر و هر دو پسرش در جنگ با ارابه سواران کشته میشن. در این زمان آرودوی شاه آرتداین(یکی از سه بخش حاصل از تجزیه ی آرنور) به واسطه ی ازدواجش با فرییل(دختر و تنها فرزند زنده ی اوندوهر)، مدعی تاج و تخت گوندور میشه. اما شورای گوندور و در رأسش کارگزار وقت، پلندور این ادعا رو قبول نمی کنن، با این جواب که : شرح کاملش توی ضمیمه بازگشت شاه اومده. آرودوی هم در مقابل به قانون جانشینی در نومه نور اشاره می کنه، و با این که استدلالش درسته، حرفش رو نمی پذیرن. چرا که ائارنیل، فرمانده ی پیروز جنگ هم از تبار سلطنتی بوده و محبوبیت و مقبولیت بیشتری داشته. آرودوی آخرین شاه شمال هست و بعد از اون قلمروی شمالی در نبرد با آنگمار به کلی نابود میشه. وارثان آرودوی همون سرکردگان دونه داین هستن. دوران حکومت کارگزاران بعد از ناپدید شدن ائارنور، پسر ائارنیل، که دعوت به مبارزه ی ویچ کینگ رو پذیرفته و به میناس مورگول رفته بود، آغاز میشه. البته همین دوران هم تا زمان آراگورن نزدیک به هزار سال طول کشیده. و توی این مدت کسی مدعی سلطنت نشد. علتش فکر می کنم این باشه که اگر هم کسی ادعا می کرد، از طرف کارگزاران و بزرگان گوندور پذیرفته نمی شد. و این کار در اون دورانی که سائورون داشت قدرت می گرفت فقط به تفرقه و تضعیف گوندور منجر می شد. دو نکته توی این توضیح هست که هردو تاش درباره آراگورن هم صدق می کرد.1. زندگی در خفا، که خود آراگورن هم تا پیش از بزرگسالی از اصل و نسبش بی خبر بود.2. مخالفت کارگزاران، که در رفتار دنه تور به روشنی دیده میشه: حتی آراگورن هم صبر می کنه که زمانش فرا برسه( وگرنه که در جوانی مشاور پدر دنه تور بود، اما اون زمان هم چیزی نگفته بود.)، چون به صرف ادعا، حتی به رغم شایستگی هایی که در نبرد دشت های پله نور نشون داد و نشانه هایی که همراه داشت، نگران پیش اومدن شبهه و منازعه بود. و بعد از همه ی اون اتفاقات، برای پادشاه شدن، تأیید فارامیر رو لازم داره: بنابراین به نظر نمی یاد که تلاش دیگه ای بوده باشه. و آراگورن هم به خاطر شرایط ویژه ای که پیش اومده بود، فرصت پیدا کرد که خودش رو اثبات کنه و حکومت رو به دست بگیره. نمی دونم، شاید هنوزم جای بحث داشته باشه این موضوع. برای این پست از بازگشت شاه و ضمیمه ش( دو بخش:گوندور و و وارثان آناریون، کارگزاران) و این دو صفحه ی فرهنگنامه:وارثان ایسیلدور و پادشاهان گوندور استفاده کردم.
  19. 4 points
    بله منظور همونه. استفاده از مخفف توی فرومای انگلیسی زبان متداوله که همین یه دونه ش توی آردا هم کاربرد داره. LOTR = Lord of the Rings اینا رو هم اگه جایی دیدین: S = The Silmarillion سیلماریلیون داستان های ناتمام UT = Unfinished Tales of Numenor and Middle-earth FOTR = Fellowship of the Ring دوبرج TTT = The Two Towers بازگشت شاه ROTK = Return of the King و این یکی که خیلی کاربرد داره: HoME= The History of Middle-Earth تاریخ سرزمین میانه
  20. 3 points
    سلام دو روز ما نبودیم باز سایت خلوت شد ( چه اعتماد به سقفی ) گفتم باز بیام یه سوال بپرسم برم زود تائید شه سایت باز شلوغ شه ( اگر زود تایید شود ) خب سوالم اینه : کلا پیر ترین الفی که تو کل آردا زنده بود کی بود؟ و چند سال داشت ؟ یسری از وانیار که از همون اول تا آخر تو آمان بودن و اسم ندارن. من اینجا اسم میخوام و همینجا اگه وقتش هست سن گیردان رو هم برامون افشا کنین ممنون
  21. 3 points
    سلام خدمت تمام دوستداران اردا و دنياى تالكين ميخواستم بدونم چرا لرد الروند اجازه داد كه مرى وپپين همراه با ياران حلقه برن حالا به سم و فرودو كارى ندارم ولى مرى و پپين نه جنگ بلد بودن و نه مهارت خاصى داشتن و رسوندن حلقه هم ماموريت خيلى مهمى بود براى چى ريسك كردن و اونا هم با خودشون بردن با اينكه ميدونستن ممكنه دستو پا گير باشن؟؟؟؟
  22. 3 points
    البته چیزی که همه این جا سرش تفاهم دارن اینه که هابیتها آدمای طمعکاری نیستن با اینکه باهوش تر از دورفهان ولی خود گالوم قبل از پیدا کردن حلقه یک هابیت بوده به اسم اسمیگل که این نشون میده حتی هابیت ها هم نمیتونن جلوی طمع خودشون رو بگیرن.... و اگه یادتون باشه تو شروع فیلم ارباب حلقه ها داشت راجعه به هابیتها یه سری اطلاعات کلی میداد که خیلی پر خورن و معمولا موجودات کم عقلی اند که تو سکانس بعدی گاندولف رو نشون داد که به شایر اومد و.....خلاصه این نشون میده که از دورفها با هوش تر نیستن به نظرم گاندولف آدم عجیبیه و شخصیتش بیشتر درون گراست و نمیشه به راحتی حدس زد که چرا بیلبو بگنز
  23. 3 points
    جوابش سادست چون تنها آینو هایی که تاثیر مستقیم و مهم رو آهنگ داشتند به آردا اومدند و کسانی که به آنها نیاز بود برای شکل گیری آردا و کمک به دیگر والار برای شکست دادن ملکور قبل از دوران دو درخت و دوران های مختلف و دیگر آینو هایی که به آردا نیومدن نزد ارو ایلوواتار ماندند و این که به آردا نیامدند مبنی بر این نمیشه که حتما وظیفه ای داشتند یا دارند تنها در کنار ارو هستند و زندگی معمولی خودشونو ادامه میدن
  24. 3 points
    تقریبا بیشتر کتاب های ترجمه شده دیوید گمل رو خوندم.می تونم بگم یکی از بزرگان فانتزی نویس هست که شناختم و نمی دونم چرا محبوبیتش انقدر کمه!! یک چیزی که در مورد تمام کتاب های گمل فهمیدم اینه که نباید زود قضاوت کرد و باید به نویسنده فرصت داد چون اوایل کتاب خیلی به نظرم جالب نیست اما روند داستان طوری پرداخت شده که باید به این شکل باشه و کاملا نیازه. نقطه ی دیگه شخصیت های فرعی که بر عکس جورج مارتین به نظرم شخصیت های فرعیش کاملا ربط مستقیم به روند داستان دارند انگار دوربین فیلم برداری رو برای یه مدت کوتاه به لوکیشن دیگه ای ببری. فضای داستان ها به طور غیر مستقیم در ذهن ادم شکل میگیره و این برای من که خیلی به نویسنده گی علاقه دارم خیلی درس خوبیه. شخصیت ها همیشه خاکستری هستند و هیچکس نورانی و غیر واقعی نیست. روابط بین تمام شخصیت ها کاملا منطقیه. موجودات خلق شده ی گمل یعنی پیوندی ها به نظرم خیلی مخوف و ترسناک هستن .به نظرم گمل در خلق این موجودات مخوف خیلی خوب عمل کرده.البته یه مقدار شبیه به فرانکیشتن هستن. ایرادهایی که میگیرم کاملا نظر شخصیه. کتاب اسطوره:کتاب خیلی خوب بود و من نکته ی منفی ندیدم به جز زنده شدن ویرای. کتاب پادشاه آنسوی دروازه ، شوالیه های بدنام و تولد یک اسطوره:این سه کتاب نقطه ضعفشون دقیقا مثل هم بود و اون هم ریتم تند داستان هابود. به نظرم روند این سه داستان می تونست یه مقدار بیشتر کش پیدا کنه و داستان هایی دو جلدی باشن. گرگ سفید و شمشیرهای روز و شب:به نظرم این دو کتاب از هر لحاظ محشر بودن .شخصیت دراس و اسکیل گانون عالی هستن. شمشیرهای روز و شب جز بهترین کتاب هایی بود که خوندم .فصول پایانی کتاب به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد و این تنها نکته قوت داستان نسبت به گرگ سفیده. در ستایش اسکیل گانون هیچ چیزی نمی تونم بگم،یه جورایی برام در حد آراگورن ارباب حلقه ها( در فیلم) ایده آل و محشره و برام یه بت بزرگه. دراس هم به نظرم در مجموعه درنای به نحوی مرشد داستان هاست تا شبیه به رستم باشه(تا اونجایی که من مجموعه رو به شکل ناهماهنگ خوندم). اخرین شمشیر قدرت رو هم چونکه خیلی وقت پیش خوندم چیز زیادی یادم نیست ازش.
  25. 3 points
    خیلی از مایار تا جایی ک اطلاع دارم مانند مردم عادی و مثل دیگر نژاد ها به زندگی میپرداختند و مسئولیت خطیری بر عهده ایشان قرار نداشت هر چند بعضی از انها مانند گندالف،راداگاست،سارومان و جادوگران ابی برای کمک به اهداف والار به سرزمین میانه فرستاده شدند. و کلا اینور به همین دو دسته تقسیم میشن ک یکی والار هس ک معلومه وضعیتشون و مایار هم ک توضحات مختصری دادم. در ضمن هیچکدوم از مایار پیش ارو نموند و اونها هم در سرزمین های غربی اردا زنگی میکنند تا جایی ک اطلاع دارم.
  26. 3 points
    البته edain mod به نظر من یه مشکل اساسی داره در قسمت my heroes ، هیروهایی که در این قسمت ساخته میشن به اندازه کافی قوی نیستند و به راحتی در مقابل هیروهای خود بازی شکست میخورند، از نظر طراحی و کارکتر و قدرتهاشون هم یه چیزایی اضافه کردن که جالبه، ولی توقع من از edain mod با توجه به تغییرات گسترده ای که نسبت به نسخه های قبلی کرده، خیلی بیشتر بود. امیدوارم تو اپدیت جدید برای این قسمت هم چیزهای جدیدتری اضافه کرده باشند، خلاصه بی عیب و نقصترش کرده باشن چون واقعا حیفه یکی از جذابترین آپشن های بازیه👍لذت خلق یک قهرمان یا اهریمن از خودمون و تخیل خود و وارد کردن ان به دنیای سرزمینه میانه و محک زدنش👍👌
  27. 3 points
    تیم فقط تیم گابلین ها اون video که من ازش دیدم فکر کنم کردنش مثل تیم دورف ها قابلیت سوئیچ بین گونداباد و گابیلن موریا و تیم دیگه ای به نام کوهای مه الود رو داره، که اگه اشتباه نکنم این آخری همون گابلین های تو هابیت هستن.
  28. 3 points
    با عرض اجازت من هم واقعا مشتاق این کتاب هستم چون ما در این سایت کمتر به آثار تالکین از دید نقد نگریسته ایم.(آن هم از زبان همزبانان تالکین)
  29. 3 points
    سلام واقعا ممنونم ممکن است کل کتاب را اسکن کنید و با دریافت هزینه اش در اختیار بچه ها قرار بدهید؟
  30. 3 points
    زنده میکنیم تاپیک مرده را تا ثوابی ببریم از جانت ارو . تا بباشد که دیگران یاریمان دهند . حرف ی تو فرهنگنامه هیچی نداره اما هر چی بود نوشتم اسم : یاوانا فامیل : یاوانایی ٬ یارواین بن_آدار ٬ نام الفی تام بامبادیل شخصیت : یاوانا ٬ برا اینکه تکراری نشه ٬ یاوین و یاویه ( دختران نولوندیل ) نژاد : ییرخ ٬ یه اسم الفی هست برا نژاد ارک مکان : ییل (yale) ٬ سرزمینی در شمال جاده استاک گیاه : یِو (yews) ٬ درختان همیشه سبز شی : یاوانامیره ٬ درخت آورده شده از غرب حیوان : یوزپلنگ .از کجا میدونین تو آردا نبوده غذا : به نظرم غذا و حیوان چیزای الکی هستن پاک شن بهتره . گیاه هم همینطور خب فک کنم هیشکی مثل من با این توضیحات نگفته باشه توضیح دادم فک نکنین از خودم ساختم اگه بعدی بود با ل بگه
  31. 3 points
    سلام این عکسی که میبینید ٬ عکس یکی از بانوان سرزمین میانست که سر کلاس کشیدم اول به قصد دیگه کشیدم بعد که دیدم خوب در اومد گفتم بذارمش برا سایت در مورد شخصیتش هم نمیدونم کیه ولی هر جور خودتون دوست دارین بین : گالادریل ٬ فیندویلاس ٬ نیه نا ٬ واردا ٬ نیه نور ٬ و مهمتر از همه ائووین _ یکیو انتخاب کنین :دی باتشکر از یو آپلود برای <a href="http://uupload.ir/">میزبانی رایگان عکس</a>
  32. 3 points
    دورد. یه کار ساده و نه چندان عالی. ولی امیدوارم خوشتون بیاد. فکر می کنم مشخصه ایشون کی هستن!
  33. 3 points
    دفاع اولین پایان نامه با محوریت استفاده از آثار استاد تالکین در امر آموزش زبان انگلیسی
  34. 2 points
    سلام به شما چنتا پشت صحنه گیر اوردم دیدنش خالی از لطف نیستش...(کلا وقتی پشت صحنه دیده میشه و سختی های کارو میبینی احترام بیشتری برای فیلم قائل میشیم و ارزش فیلم رو بالا تر میبره) http://www.aparat.com/v/DTPR8 http://www.aparat.com/v/DTPR8 http://www.aparat.com/v/Zx465 http://www.aparat.com/v/zct5M http://www.aparat.com/v/eMoBj
  35. 2 points
    چه ارتباطی بین نزگول خامول و ایسترلینگ ها بوده است؟ خامول با ایسترلینگ ها رابطه نزدیکی داشت. آیا هیچوقت خامول فرماندهی لشکر ایسترلینگ ها رو به عهده داشت؟
  36. 2 points
    گفتم، سن بالاترين الف شناخته شده گيردان هست، معلوم نيست كس ديگه او هست يا نه. اينگوه هم تقريبا هم سن گيردان هست.
  37. 2 points
    شاید بخاطر اینکه هابیت ها بوی دورف ها رو نمی دادن و باعث جلب توجه اسماگ نمی شد . شایدم بخاط اینکه هابیت ها کمی عاقل تر از دورف ها بودن و چالاک تر .وشایدم بخاطر اینکه اون شب هیچ مکانی رو برای تجمع نداشتن گندالف به بیلبو پیشنهاد داد .چون تا قبل از امتناع بیلبو از همراهی با گروه گندالف صحبتی از خاندان و شجاعت کودکی او نکرد .
  38. 2 points
    سلام این اولین سوالیه که براش تاپیک زدم همونطور که می دونید یه تعداد از آینور به آردا وارد شدن. که 15 تا قدرتمند تریناشونو میگن والار و بقیه مایارن. تکلیف اونا که پیش ارو موندن چی میشه؟
  39. 2 points
    فکر و ایدۀ ایجاد این تاپیک از پریروز صبح که یه خواب عجیب و غریب دیدم به سرم زد. البتّه قبلش بگم که اعضایی که می خوان توی این تاپیک پست بزنن(غیر از نظراتشون)، لطف کنن دو سه تا مسئله رو حتماً رعایت کنن: یک- خواب و رویایی رو تعریف کنن که حتماً ربطی به اون چه که ما در این سایت در پی انجامش هستیم داشته باشه و هیچ رویای متفرّقه ای رو به صرف عجیب بودنش اینجا تعریف نکنن که خواب های هممون مملو از این جور رویاهاست. دو- اگه رویایی که می خواهید تعریف کنین یه رویای شاعرانه و لطیفه، لطف کنید یا مثل بانو آرون به شعر تبدیلش کنین(ترجیحاً فارسی البتّه :cool: ) و یا با یه نثر زیبا توصیفش کنید و مهمتر از همه اینکه اونو توی این تاپیک نزنین چون که هرچی باشه این تاپیک مباحثش همگی ترولیه! سه- لطف کنید این رویایی رو که می خواین تعریف کنید هیچ موردی اعمّ از سیاسی، اخلاقی و ... نداشته باشه!
  40. 2 points
    یه جواب میدم که همه این سوالارو ساپورت کنه :دی همه فکشن ها بجز misty mountains یا همون گوبلین ها اومده دورف های آیرون هیل و اره بور هم خیلی وقت پیش اومده بود و تو آپدیت قبل ٬ ایملادریس یا ریوندل اومد شخصیت های فیلم هابیت هم ٬ همه جزو فکشن جدید ( misty mountain ) هستن که تا یه ماه دیگه شاید بیاد میاد ( قافیه )
  41. 2 points
    شما مود edain mod4.0 رو که در واقع دمو هستش اگر از mod db دانلود کنی بقیه اپدیتهای لازم رو خود لانچر قسمت دانلودشو کلیک کن انجام میده.
  42. 2 points
    سلام با تشکر از نویسنده عزیز نیه نور نینیل و کسایی که برای این داستان زحمت کشیدن.. خواستم بپرسم که کی از فصل بعدیش رونمایی میکنید؟؟هنوز تموم نشده؟؟خیلیا منتظرن...
  43. 2 points
    من چند سال پیش خواب دیدم که در سرزمین میانه شاه الف های سبز هستم و جادوگر ماهری نیز. و یک الف بسیار زیبا همسرم بود. جالب که همعصر من آراگورن دوم بر میناث حکم می راند و هم پیمان بودیم!
  44. 2 points
  45. 2 points
    چرا فرودو در چندین جا به سم می گوید که هر چه به موردور نزدیک تر می شویم سنگینی حلقه بیش تر می شود و نمی شود او را در دست کرد زیرا نزگول متوجه حضور او می شوند؟ حتی حضور حلقه در ورودی میناس مورگول را علی رغم در دست کردن تا حدودی متوجه شدند (ویچ کینگ).اما سم در غار شلوب و برج نگهبانی کریت اونگول حلقه را بدست کرد در حالی که این دو مکان بسیار نزدیک تر به موردور بودند ؟
  46. 2 points
    فئانور و فينگولفين :
  47. 2 points
    اين يكي از نقاشي هاي جديدمه اره دل و مايگلين:
  48. 2 points
    لگولاس گرین لیف...
  49. 2 points
    همه گان شکل های بی شمارش را در یاد دارند ، از درخت های همچون برج در جنگل های روزگار کهن تا خزه های روی سنگ یا چیز های رُسته بر خاکِ برگ .در کالبد زنانه اش بلند بالاست ، ملبس به بالاپوشی سبز ؛ اما گاه به کالبد های دیگر در می آید . برخی اورا دیده اند به سان درختی زیر آسمان استاده است ، با خورشید بر تارکش ؛ از تمام شاخ هایش شبنمی زرین بر خاکِ بی بار و بر چکیده و از آن گندم سبز روییده ، اما ریشه های دخت در آب های اولمو بوده و باد های مانوه با برگ هایش سخن گفته است . کمنتاری، شهبانوی زمین ، نام دیگر یاوانا در زبان الداری است ... یاوانا کمنتاری - والی طبیعت
  50. 2 points
    یک نکته دیگه که بین این سه کتاب مشترک بود و احتمالا از موضوعات مورد تاکید گمل است این موضوعه که زن و مرد هیچگاه کاملا به درک متقابلی از هم نمی رسند و جنبه هایی از شخصیت زن و مرد وجود داره که طرف مقابل هیچ وقت نمی تونه کاملا بفهمه مثلا زنان درک کاملی از مفهوم غرور برای مردان یا احساس مبارزه طلبی و کسب افتخار آنان ندارند و در مقابل مردان نیز ظرافت و لطافت زنان رو درک نمی کنند و حتی متوجه میزان عمق عشق زنان نسبت به خودشان نمی شوند
This leaderboard is set to تهران/GMT+03:30