تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروز می شود   

  1. امروز
  2. خیلی ممنون از شما که انقدر با حوصله نقد کردید. با این حال این اولین تجربه من تو ضمینه داستان نویسی بلند بود. ایرادات تو بار اول همیشه هست. فصل بندی هم احتمال زیاد خواهم کرد.
  3. خوب دوستان قسمت دوم بازی هم رسما معرفی شد و عنوانش Middle-Earth: Shadow Of War هستش. این هم لینک دانلود ویدئو. http://www.zoomg.ir/2017/2/27/158594/middle-earth-shadow-of-war-confirmed/
  4. دیروز
  5. این جمله خیلی جالبه اگه منظورش از شرق همون شرق دور که میشه رون باشه قضیه جالب تر میشه به نظرم بیاین این جمله رو موشکافی کنیم من که چیزی به ذهنم نمیرسه ::)) کمک
  6. درباره‌ی «دایرون» در حدیث برن ولوتین چنین آمده: «اما او در جست‌و جوی لوتین سرگشته‌ی راه‌های عجیب گشت، و با گذشتن از کوهستان سرانجام به شرق سرزمین میانه آمد، آنجا که روزگاری دراز کنار آب‌های تاریک برای لوتین، دخت تینگول، زیباترین جمله باشندگان مویه می‌کرد.» (سیلماریلیون: 301) «و در باب مالگور آورده‌اند که او تاب تحمل شکنجه و درد سیلماریل را نداشت؛ و سرانجام آن را به دریا افکند، و از آن پس آواره‌ی کرانه‌ها شد و از سر رنج و پشیمانی به خلاف موج‌ها آواز می‌خواند ... اما او هرگز به میان مردمان الف باز نگشت.» (سیلماریلیون: 423) از آنجا که چیز بیشتری در باب سرنوشت این دو نمی‌دانیم نمی‌توان از نظر دور داشت که آن‌ها در دوران سوم هم چنین زنده بوده‌اند. اگر چه هر دو از گیردان جوان‌تر هستند، در صورت زنده بودن بعد از ترک سرزمین میانه توسط گیردان به کهن‌ترین الف‌های سرزمین میانه تبدیل می‌شوند. اما صحبت درباره‌ی کهن‌ترین الف در آردا اندکی دشوارتر است.
  7. هفته گذشته
  8. در حال انتشار

    سلام @Lord Thranduil عزیز منم تشکر می کنم از پیگیری و لطف همیشگیت. اینم از فصل سوم و ادامه خواهد داشت... سعی می کنم خیلی زود بذارم آخرین ملکه-3.pdf
  9. لطفا لینک دانلود اداین مود رو قرار بدید از سایت که اعلام کردید نمیشه دانلود کرد
  10. سلام به شما چنتا پشت صحنه گیر اوردم دیدنش خالی از لطف نیستش...(کلا وقتی پشت صحنه دیده میشه و سختی های کارو میبینی احترام بیشتری برای فیلم قائل میشیم و ارزش فیلم رو بالا تر میبره) http://www.aparat.com/v/DTPR8 http://www.aparat.com/v/DTPR8 http://www.aparat.com/v/Zx465 http://www.aparat.com/v/zct5M http://www.aparat.com/v/eMoBj
  11. اینجا بهتره فقط به کتاب استناد بشه. الروند یا همون پردهیل سنش بالا بود اما الف های مسن تر دیگه یی هم بودند. مثلا خود گالادریل در دوران سوم. یا گیردان که از قبل الروند بودند.
  12. درود....من متاسفانه فعلا کتابهای سرزمین میانه رو نخوندم ولی فیلمها و بازیهاش رو (lego the hobbit\shadow of mordor و.....) دیدم و بازی کردم خب متاسفانه فیلما و بازیها به اندازه ی کتابش کامل نیستن و خیلی از قسمتهای کتاب به تصویر کشیده نشدن.... ولی تا جایی که تو فیلم مشخص بود peredhil از بقیه ی الفها سن بیشتری داشت چون اگه یادتون باشه تو فیلم وقتی که نبرد الفها و انسانه با اورکها رو نشون میداد(همون زمانی که sauron حلقه رو داشت و...) peredhil هم اونجا حضور داشت
  13. خامول که اسم یکی از نزگول هاست مثل ویچ کینگ انگمار ایسترلینگ ها هم اسم قومی هست تو ارباب حلقه ها که وحشی هستن و در شرق دور تو سرزمین رون زندگی میکنن حالا من دقیق نمیدونم این ایسترلینگ ها همونایی هستن که تو دوران اول و تو سیلماریلیون گفته شده هستن یا نه . یادم نیست . کسی میدونه ؟
  14. سلام.ببخشید من اینجا ازتون میپرسم.در مورد همین اشخاص و اقوامی که گفتین تو کدوم کتاب نوشته شده؟
  15. یادش به خیر اصلا اولین باری که با ارباب حلقه ها اشنا شدم همین تلویزیون قسمت یکشو نشون داده بود اون سالی که برای اولین بار نشونش داد دو برج اکران شده بود و اینم فکر کنم موقع عید قربان بود وای عجب دوبله ای بود به نظرم بهترین تا حدودی دقیق ترین دوبله بود و صداگذارای ها عالی بود مخصوصا صدای اراگورن لگولاس فرودو و گیملی و البته گندالف حیف که دوبله هابیت به اون قدرت نبود و تنها بدی دوبله این بود موسیقی هاوارد شور حذف شده بود و به جاش موسیقی اخرین موهیکان جاش گذاشته بودن!!!
  16. سلام Fili عزیز. من بعد از چند وقت کل داستان رو خوندم... و یکسری موارد بنظرم اومد که یادداشت کردم - در کل روند داستان خیلی خوبه .. امیدوارم توی داستان های بعدی بهتر هم بشی.. متشکرم 1- بنظر من خواننده های امروزی (حداقل توی کشور ما) زیاد اهل خواندن رمان های بلند نیستن. تا میشه حداقل برای ابتدای کار داستان کوتاه بنویسید بهتره، حداقل 2 یا 3 صفحه و حداکثر 10 الی 15 صفحه . اگر هم مایلید که رومان بلند بنویسید خیلی بهتره که از فصل های کوتاه کوتاه بهره بگیرید. فصل های 10 تا 15 صفحه ای. برای تقویت فارسی نویسی باید کتاب های نوسینده های خوب ایرانی مانند محمود دولت ابادی رو زیاد بخونید یا رونویسی کنید نه رمان های خارجی، چون جدای از محتوا و داستان، این کتاب ها دارای ادبیات فوق العاده قوی و رعایت فارسی نویسی درست هستند. خصوصاٌ قلم آقای دولت آبادی. مشکل کتاب های خارجی ترجمه اشون هست که خیلی از لحاظ رعایت زبان فارسی خوب نیستند. بجز معدودی از مترجمین. شما باید با داستان های کوتاه شروع کنید تا دستتون توی شخصیت پردازی قوی بشه و بتونید مخاطبتون رو تاآخر داستان دنبال خودتون بکشونید. 2-اسم شخصیت های داستان رو باید به نحوی بنویسید که خواننده راحت بتونه تلفظ کنه، اینطور راحت تر هم ارتباط برقرار می کنه ، بعنوان مثال : وسپور ! (وِسپور یا وَسپور یا وُسپور؟) -اشتباهات تایپی خلی زیاده . -نقطه توی نوشته ها خیلی زیاده . تقریبا خیلی از خط ها دارای نقطه هستن و این خوب نیست.بعنوان مثال پاراگراف دوم حدود 13 نقطه داره ... خودتون یکبار دیگه بخونید! متن باید روان باشه. - از تکرار حروف باید اجتناب کنید بعنوان مثال «... شیردال عظیم الجثه سر زیبایش را به نرمی تکان داد و حرکت آرامی به بال های طایی اش داد ...» کلمه «داد» -یک کتاب نگارش فارسی تهیه کنید و همیشه کنارتون باشه ... بعنوان مثال «سازه ی» غلطه - «سازۀ» درسته. - نمونۀ اشکالات یک خط: «... از دور یک قصر قدیمی به نظر می رسید. با برج ها و باروهای خراب بسیار. اما نزدیکتر که شدند فهمیدند که با یک شهر قدیمی رو برو هستند نه یک قصر...» -«با برج و باروهای خراب بسیار...» ضعف زبان فارسی باید اینگونه باشد «با برج و باروهای بسیار خراب» - کلمات یک، اما، که و ... اینجا اضافه هستند و باعث کندی خواندن می شوند. هرچه کمتر از کلماتی مانند «که» استفاده شود، بهتر است. -به نظر می رسید حدودا 36 بار تکرار شده -توی بعضی از قسمت های داستان، سعی داشتی که حس کنجکاوی خواننده رو تحریک کنی ولی خیلی خیلی سریع نابودش کردی. مثل این قسمت «... پایین پل را نگاه کرد و چند چیز عجیب دید که از شن ها بیرون زده اند. ولی بعد متوجه شد که آنها چیزها سقف های گنبدی شکل ساختمان ها هستند...» خیلی زد لو دادی داستان چیه، باید یکم طلوش میدادی و مثلا توی دوتا پاراگراف بعد مشخص میشد که داستان چیه. چند تا از این قبیل نوشته ها داری که همه رو همینطور خراب کردی. ولی همین که آگاهانه استفاده کردی، خیلی عالیه. برای من یکم عجیبه کسی که با یک عقاب اینطرف و اونطرف میره، از دیدن یه شهر متروکه (حالا هرچقدر هم باشکوه یا خراب) اینقدر هیجان زده بشه (صفحه 6) داستان باید طوری باشه که خواننده هم همراه با شخصیت اصلی هیجان زده بشه یا حداقل هیجان زدگیه شخصیت اول رو درک کنه. -پیشنهاد: یک وبلاگ تاسیس کن و خاطرات روزانه یا مطالب کوتاه خودت رو به طور هفتگی یا روزانه اونجا بنویس. خیلی کمک خوبیه. کلا برای شروع نوشتن بنظرم خاطرات روزانه عالی باشه. -در کل سعی کردم از تمامی مواردی که بنظرم می رسید یک نمونه مثال بیارم.
  17. قدیمی‌تر
  18. سلام دو تا عکس نوشته آماده کردم که بعدا باز بهشون اضافه میکنم بد بود بذارین به حساب تازه کار بودن بنده
  19. سلام لطفا به اول تاپیک نگاه کنید بعد میبینید که مود برای rotwk هستش. نصب 4.3 هم راحته. عینه یه فایله نصبی اجراش کنید. [اون دوتا فایل(EdainMod4.3-1.bin///////EdainMod4.3-2.bin)مربوط به خود نصب هستن که به صورت اتومات توسط نصب کننده نصب میشن کاری به اونا نداشته باشید.] دوستان لطفا هر اتفاقی که براتون میفته یا هر مشکلی که بهش بر میخورین یا هر چیزی که تو این ور اون ور و سایت های مختلف میبینید سریع نیاید پست بزارین قبلش سعی کنید مشکلتون رو حل کنید و بعد اگه راهی پیدا نکردید اینجا بیان کنید. ممنون
  20. منم جواب دقیقی ندارم. هرچی به فکرم می رسه می نویسم: تصمیم الروند برای اینکه این دو تا رو به عنوان پیک بفرسته به شایر جالب نبود به نظرم. اونطوری که هم نزگول و هم سارومان دنبال هابیت+ حلقه افتاده بودن، با توجه به اطلاعاتی که اینا داشتن بیرون رفتنشون از ریوندل هم خودشون و هم مأموریت رو به خطر می انداخت. گذشته از اون پی پین میگه اگه من رو جا بذارین هر طور شده دنبال گروه راه می افتم. که باز بهتر بود همراه گروه باشه و تحت نظارت آراگورن و گندالف. علت دیگه ش دفاع گندالف از این دو تا بود. که میگه حتی اگه گلورفیندل رو انتخاب کنی کار زیادی از دستش بر نمی یاد. روی دوستی اینا حساب کن و نگذار که خجالت زده از سفر جا بمونن. برداشت من از این حرفش شاید منطقی نباشه. ولی چیزیه که باعث میشه این بخش داستان رو خیلی دوست داشته باشم. مأموریتشون مثل تیر در تاریکی بود، همینطوریش هم انقدری برنامه ریزی و شانس نداشتن که بردن این دوتا بخواد کمش کنه. این بود که ترجیح دادن هر دستی برای کمک دراز شده رو بگیرن. همه ی داوطلب ها رو ببرن. نخواستن سفری که به قصد دفاع از "همه ی چیزهای خوب" در برابر "همه ی شرارت" انجام می گیره با دلخوری شروع بشه، که اینا شرمنده و با چشمهای منتظر این طرف بمونن و حواس سم و فرودو هم در طول سفر پرت این دو تا بمونه. رفتار الروند وقتی بدون سخت گیری اضافه میگه: "پس بگذار چنین باشد." خیلی بزرگوارانه س به نظر من. یه دلیل منطقی هم میشه آورد ولی زیاد با اخلاق الروند و گندالف سازگار نیست: اضافه کردن این هابیت ها به عنوان پوششی برای فرودو. که در مورد اورک ها و سارومان جواب هم داد و اینا رو با هابیت اصلی اشتباه گرفتن. باز یه دلیل خارج از متن می تونه این باشه که ارباب حلقه ها اول قرار بود دنباله ی هابیت باشه. هابیت ها قهرمانش باشن. استرایدر اولیه یه هابیت بود. تالکین نخواسته خیلی کمرنگ بشن و با اضافه کردن اینا کفه ی همراهان حلقه رو به نفع هابیت ها سنگین کرده. البته بیشتر پی پین خرابکاری کرد، مری هابیت زرنگی بود. دسته گل خاصی هم یادم نیست به آب داده باشه.سم خیلی فراتر از انتظار رفتار کرد وگرنه احتمال دست و پاگیر شدن سم بیشتر از مری بود.
  21. سرنوشت هم بوده باشه کسانی(در اینجا گندالف) در شکل دادنش نقش داشتن و باید با توجه به توانایی هاشون رقم می خورده. یعنی اگه بیلبو از گندالف می پرسید چرا من؟ این همه هابیت، چرا من رو توی دردسر انداختی؟ گندالف نمی تونست با گفتن اینکه سرنوشتت بوده از سر بازش کنه.(فرودو فکر کنم پرسید.) جواب ها کاملن، فقط من داشتم برای یه چیز دیگه سرچ می کرم که یه نقل قول در این باره پیدا کردم. گفتم شاید براتون جالب باشه. از افسانه های ناتمام، پویش اره بور: ترجمه ممکنه دقیق نباشه. متن اصلی رو پایین گذاشتم. گندالف هم به نقش سرنوشت اشاره می کنه و هم خودش مسئولیت انتخاب رو می پذیره.
  22. گفتم، سن بالاترين الف شناخته شده گيردان هست، معلوم نيست كس ديگه او هست يا نه. اينگوه هم تقريبا هم سن گيردان هست.
  23. الان این edain mod4.3برای کدوم یکی ار ارباب حلقه هاست
  24. شاید سرنوشت شون این بوده...
  25. تو یه جمله کپی کتاب میساختم !!!
  26. به هر حال دو تا هابیت باید پیش فرودو بودن تا روحیه بچمون خراب نشه 😄 اونا تو راه خوب محافظ فرودو بودن الروندم گذاشت بیشتر تر پیشش بمونن اصلا فقط تصمیم الروند نبوده که !! همه نژادا با هم جمع شدن تصمیم گرفتن و احتمالا گندالف تاثیر مهمی داشته همونطور که یه بار میگه وقتی خردمند بهنگه ٬ کمک از دست ناتوان رسد شاید بقیه جواب کاملتری داشتی باشن :: شایدم جای این سوال تو سوالات فیلم بود :! ( واسه اونجا هم جواب میده )
  27. از الف های اولیه ( دوران قبل دو درخت ) کسی زنده مونده بود ؟ تو آمان چی ؟ من اینجا فقط اسم میخوام اصلا اینگوه چی ؟ اون چند سالش بود ؟
  28. پيرترين فكر نكنم لفظ خوبى باشه، سن بالاترين فكر كنم بهتر باشه. گيردان سن بالاترين الفى بود كه شناخته شده و بين سال هاى ١٠٥٠ تا ١١٤٩ دوران دو درخت به دنيا اومده.
  1. نشان دادن مطالب بیشتر